اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۶ ارديبهشت ۰۳، ۱۸:۳۹ - علیرضا محمدی
    چه جالب

۷۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تمدن غرب» ثبت شده است

تیرکس بوروکرات

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۹:۲۱ ق.ظ

قیمت و خرید کتاب خاطرات یک تیرکس بوروکرات

 

"خاطرات یک تیرکس بوروکرات" را خواندم. مجموعه ای از 19 داستان فارسی و ایرانی. می گویم فارسی و ایرانی نه فقط از این باب که نویسنده اش یعنی حمیدرضا زاهدی که به یقین از اساتید فن نویسندگی است ایرانی است و قلمش فارسی که خب هست؛ اما نوع نگاهش هم ایرانی بود با اندک چاشنی روشنفکری. روشنفکری با ذائقه ملی و روشنفکری به طعم غربی با هم تفاوت دارند. نویسنده اثر جاهایی با رویکردی سطحی به بیان حرفهایی می پردازد که ریشه در شائبه های فضای مجازی و دورهمی های عصرانه سنین بالا در پارک محل دارد؛ آنجا که ضد جنگ می نویسد و نامردی را پررنگ جلوه می دهد، به مداحی و سرودهای مذهبی طعنه می زند، زن مشاور مذهبی سیما را در حد یک روسپی به لجن می کشاند و ... اما به سفره افطار دل بسته است، محبت را ارزش می داند، زن بارگی و خیانت و مفسده جویی را تیرباران می کند، همبرگر خوری یا انفعال در برابر تبلیغات ماهواره ای و شوق مصرف زدگی و تقلید کورکورانه از فرهنگ غرب را منکوب می سازد و... نشان می دهد او به خاستگاه تمدنی خود همچنان وفادار است.

"تیرکس بوروکرات" یکی از نوزده داستان همین مجموعه است که روی جلد کتاب هم جا خوش کرده، قیام بر ضد دیوانسالاری مضمحل و فرصت سوز و ویرانگر، انقلابی ترین نوشته این اثر است. با "قلب عزیز" هم بسیار خو گرفتم. قصه های کوتاه نگارنده و پردازش مطلوب او می تواند الگویی در کلاس های آموزش داستان نویسی باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جنگ به توالت ها کشید!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۳:۴۱ ب.ظ

جنجالی که یک توالت عمومی در تهران به پا کرد

 

یکی از ادله ای که فقها با استفاده از کروات مخالفند حرمت تشبّه به کفار است. اسلام با کفر چه در باطن و چه در ظاهر مرز دارد. 

موسیقی مناسب مجالس لهو را یک مسلمان ولو در خلوت خودش نباید گوش بدهد.

و...

جنگ بین ما با دنیای غرب و هر آنچه که فرهنگ دین را متزلزل می سازد یک نبرد تمدنی است. حجاب و عفاف و آزادی روابط و ... بخش هایی از این تقابل بزرگ است. معماری ما نباید به سمت و سوی غرب برود که رفت. سگ بازی، تغییر اسامی مذهبی، مصرف گرایی، خود نمایی به خصوص با ابزار رسانه، شهوت پرستی و خوشگذرانی، دخانیات و مشروبات الکلی، وطن ستیزی، وطن گریزی و ... ابزارها یا نمادهایی در تهاجم فرهنگی غرب نسبت به جامعه دینی است، جامعه ای که ایستادگی اش در جنگ نظامی مرهون فرهنگ دینی و ملی بوده و حالا برای ضربه فنی شدن باید از هویت تاریخی و تمدنی خود عاری گشته و به سمت پوکی و بی غیرتی و بی خیالی سوق داده شود.

خلاصه و گذرا خواستم به بهانه نصب توالتهای فرنگی ایستاده! در بعضی مراکز خرید تهران به جدی بودن تهاجم یا به قول آقا ناتوی فرهنگی غرب اشاره کنم. این سنگ های نوالت با اعتراض و پیگیری بعضی از شهروندان برداشته شد؛ اما کمی جدی تر باید به معضل وادادگی فرهنگی لایه هایی از جامعه و حس تقلید گرایی و خودباختگی آنها در برابر نمادها و مظاهر تمدن حیوانی غرب توجه نشان دهیم.

کمترین مواجهه ما باید اصرار بر تغییر سبک معماری رایج و بازگشت به سرمایه های مهندسی و معماری ایران کهن به منظور تقویت عناصر تمدن ملی و دینی باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

طبل های تو خالی

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۹:۴۱ ق.ظ

یک پزشک زن به نام دکتر سمیرا آل سعیدی، استاد دانشگاه و فوق تخصص روماتولوژی در تهران خودکشی کرد.

یکی از همکاران او به نام مهدی عبدوس این جمله را خطاب به مردم نوشت: پزشکان بیشتر از سایر اقشار جامعه در معرض تنش و استرس های فراوان کاری  هستند آنها سرمایه کشور هستند احترام آنها را حفظ کنید تنهایشان نگذارید.

او در ادامه نوشت: مرگ‌های خودخواسته سریالی رزیدنت ‌ها نفس‌ها را در سینه حبس کرده است. سال گذشته هم سال تلخی برای جامعه پزشکی ایران بود.

حالا این خبر منتشر شده که بیست و نه نفر از پزشکان در شیراز در یک مهمانی بر اثر خوردن مشروبات الکلی تقلبی مسموم شدند. چند نفر از آنها مرده و یا در کما به سر می برند... اولین نفر از این جمع که فوت کرده خانمی به نام فرزانه اکبری متخصص پوست و مو و زیبایی است که تخصص وی ربط چندانی به موضوع تنش و استرس ندارد.

نکته بعد اینکه علم مساوی با عقل نیست. آدم عاقل کاری که ضرر دارد انجام نمی دهد؛ مشروب باشد یا قمار یا خودکشی... آنهایی که عاقل نیستند حق ندارند در همه امور دخالت و اظهار نظر کرده و به زعم خود نسخه سعادت و نجات جامعه را بنویسند. علم بدون خدا راهگشا نیست و فرد را به بن بست می کشاند.

نکته بعد اینکه گاهی آه مردم اثر دارد. منکر خدمات و فداکاری بعضی پزشکان انسان دوست و خداشناس نیستم؛ اما آنقدر نگاه بدی دارم نسبت به بعضی پزشکان پول پرست سیر ناشدنی زیر میزی بگیر باج خور و شیاد که از فلاکت مردم نان درآورده و گاه کمترین وسواسی برای تمرکز و تشخیص درست بیماری نشان نمی دهند که راستش را بخواهید دلم می خواهد آه مردم هیچ گاه دامانشان را رها نسازد.

همیشه دعا کنید پایتان به دو جا باز نشود؛ بیمارستان و دادگستری. این دو جا کمتر ردی از خدا دیده می شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ابتذالی به نام نقاشی با ادرار در تهران!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۵:۴۷ ب.ظ

فروش میلیونی نقاشی با ادرار انسان در تهران! 

 

اقتصاد ایران: گالری در تهران واقع در خیابان مطهری همین قلب پایتخت میزبان یک پرفرمنس عجیب و غریب بود. فروش میلیونی نقاشی با ادرار انسان! با “ادرار خودتان اثر هنری داشته باشید” هنجارشکنی و لگدزدن به فرهنگ و هنر و جذب مخاطب با سخیف‌ترین حالت ممکن هر روز دارد شکل جدیدی به خود می‌گیرد. اینکه با مکاتب مختلف و اسامی‌های ایسم‌دار بخواهیم خود را تبرئه کنیم و اسم این عمل را تابوشکنی بگذاریم حقیقتا به بیراهه خواهیم رفت.

اولین چیزی که در ذوق شما می‌زند بوی تند ادرار در یک محیط هنری است اما شما هر چه بیشتر نزدیک به محل اجرا می‌شوید این بو تندتر و زننده‌تر می‌شود. چهار عدد صابون و آفتابه‌های آویزان به شما می‌گوید رنگ‌ها قرار است چیزی را پنهان کند و یک مانیتور از هنرمند با شما حرف می‌زند و چشم‌هایی که در تمام دیوار به چشم می‌خورند و فضا بیشتر مشمئزکننده‌تر می‌شود.

در فضای اصلی فردی که خود را خالق این محیط می‌داند در حال نقاشی کردن است دستکش به دست و در حال نوشیدن دمنوش یا چیزی شبیه آن اما نقاشی‌ها اگر کمی دقیق‌تر شویم با رنگی تیره کشیده می‌شوند و یک نمونه ادرار که با آن ترکیب می‌شود و به قول خود آقای هنرمند خلق اثر با خط زرد یا همان ادرار. شما می‌توانید اثر هنری خودتان را با ادرار خودتان یا بقیه داشته باشید! این جمله بارها شنیده می‌شود که شبیه یک خیال است از اول ورود که باید خط زرد را دنبال می‌کردید تا خلق اثر و بوی گند، همه و همه به شما یک چیز تفهیم می‌ کند که اینجا خبری از هنر نیست.

ولی انگار کابوس تمامی ندارد و هر لحظه مهیب‌تر می‌شود یک بوم مانند دیوار سرویس‌های عمومی و نوشته‌های مردم که بیشتر شبیه یک لوح منحرف در مقابل شماست. از فحش گرفته تا رکیک بودن الفاظی که انگار نویسنده خود را خالی کرده است.

عجیب‌ترین قسمت ماجرا اینجاست که این اثرهای هنری فروخته هم می‌شوند. از یک میلیون تومان به بالا. شما برای خلق اثر هنری با ادرار خودتان که سرتاسر کثافت و بیهودگی است باید پول پرداخت کنید و بسیار خرسند باشید.

انگار بیرون از گالری دنیا چیز دیگری است فشارهای اقتصادی بر روی زندگی مردم و میلیون تومانی که می‌تواند گره‌ای از زندگی را باز کند و اینجا دارد خرج ادرار می‌شود و به همین سخیف بودن شما انسانیت را قربانی ایسم های غربی می‌بینید و با یک مکتب فرانکفورت دهان شما را مهر می زنند.

توجهیاتی مانند اینکه ما از بیهوده ترین چیز ممکن در جهان هستی اثر هنری خلق کردیم قفل دیگر بر دهان شما می زنند. مگر بر روی گالری‌ها نظارتی نیست که به اسم مخاطب خاص داشتن هر ابتذالی باید هنجار شود؟

اینکه برخی اینگونه پاسخ می‌دهند که این افراد که به دیدن گالری‌های مذکور می‌آیند از دسته آدم‌هایی نیستند که نیاز اقتصادی داشته باشد عمل قبیح این گونه هنرمند نماها را توجیه نمی‌کند و باید به حال هنر این کشور زار زار گریست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این روزهای تاریخ

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۷ فروردين ۱۴۰۳، ۰۵:۱۸ ق.ظ

بایگانی‌های اراده حق - یاران خراسانی

 

از دولتهای غربی که انتظاری نیست. آنها می بینند خانه های هزاران فلسطینی ویران شده، مرد و زن و پیر و جوان و کودک خردسال در خون خود می غلتند، نه کمکهای بشردوستانه به آنها می رسانند، نه اسرائیل را محکوم میکنند چه برسد به آن که اجازه بدهند کسی در مقابل رژیم غاصب صهیونیست بایستد و مبارزه کند، آن وقت هنوز هم که هنوز هستند کسانی در کشورهای شرقی و اسلامی که غرب را مهد دموکراسی و حقوق بشر می دانند و اگر ظلمی متحمل شدند به غرب پناه می برند و ... در جریان جنگ تحمیلی ایران هم هیچگاه آمریکا و شوروی و انگلیس و آلمان و ... حملات هوایی صدام به شهرها و صدماتی که به مردم بیگناه کشورمان وارد شد را محکوم نکردند که هیچ با تقدیم سلاحهای شیمیایی و مرگبار در شهادت صدها نفر از هموطنان مان در سردشت و سومار و ... نیز سهیم شدند.

آیا می شود روزی همه مردم کشورهای شرقی و اسلامی بیدار شده و لااقل دیگر غرب را دلسوز بشریت ندانند؟

دولتهای اسلامی و عربی از پاکستان و آذربایجان تا اردن و مصر و ... می دانند چه جنایتی دارد در حق برادران و خواهران مسلمانشان صورت میگیرد. در صف مبارزه با رژیم غاصب قرار نمی گیرند که هیچ از حمایت اقتصادی تا حتی حمایت نظامی دشمن اصلی خود نیز ابایی ندارند.

آن چه در تاریخ خوانده ایم که خیلی از مسلمین به حسین بن علی می گفتند دلهای ما با شماست اما شمشیرهایمان علیه شما، حرف عجیبی نیست.

بیداری فقط در فهم و بصیرت نیست. اراده تسلط بر نفس و انگیزه غیرتمندی و شرافت خواهی و عزم انسانیت و آزادگی را نیز طلب می کند.

فرزندان خود را جوری تربیت کنیم صرفا به فهمیدن حق بسنده نکنند. اراده حرکت در مسیر حق را هم داشته باشند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

افطار سرخ

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۴۰۲، ۰۳:۳۸ ب.ظ

عکس/ این نماز چقدر غریبانه است و سنگین!

 

صادقانه ترین جمله عمرشان اینک بر زبان جاری می شود:

اللهم انّا لا نعلم منه الّا خیرا

این کودک، زاده جهاد و شهید جنگ است. این که می گویند کودک، معصوم است هم او را می گویند.

کوچکترین شهید رمضان! به شهر خدا خوش آمدی، ادخلوها بسلام آمنین. زین پس بجای سوت خمپاره و غرش توپ و مهیب انفجار موشک، بر بال فرشتگان، آرام خواهی گرفت و لالایی ملائک، نغمه تبسم کودکانه ات خواهد بود. خون تو زیتون مقاومت غزه را آبیاری می کند و نوید آزادی قدس را سر می دهد. بخواب طفل شیرخوار من. خون پاک تو هم امانتی در آغوش آسمان باقی خواهد ماند تا طلوع فجر ظهور، انتقام از همه کودک کشان عالم، فرعونیان و یزیدیان و صدامیان و آل سعود و صهیون خبیث و آمریکای جنایتکار، وعده محتوم و تخلف ناپذیر خالق حق و حقیقت خواهد بود. خون شهید هدر نمی رود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آدمخوار، آزاد می شود!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۰۶:۴۱ ق.ظ

آدم‌خوار کانادایی در آستانه آزادی از زندان

 

قبل از اینکه این خبر را به نقل از تابناک بخوانید یک یادآوری کوچک داشته باشم درباره کشف گورهای دستجمعی در کلیساهای کشور کانادا که در سال گذشته باعث حیرت جهانیان شد. این گورها متعلق به قرن نوزدهم که در حیاط کلیساها حفر شده و مربوط به قتل عام سیاه پوستها بود.

کشور متمدن کانادا اما اینبار شاهکاری دیگر از آزادی و حقوق انسانی را به خود اختصاص داده است:

 

رابرت پیکتون مخوف‌ترین و منفورترین قاتل سریالی کاناداست که در سال ۲۰۰۲ به اتهام قتل ۲۶ زن دستگیر شد و به زندان افتاد. او از سوی دادگاه به حبس ابد محکوم و مقرر شد که تا ۲۵ سال امکان درخواست آزادی مشروط نداشته باشد.

حالا، اما مقامات زندان اعلام کرده‌اند که با توجه به اینکه وی ۲۲ سال عمر خود را به طور متوالی در زندان سپری کرده، می‌تواند درخواست آزادی مشروط بدهد و در این صورت در سال ۲۰۲۷، یعنی ۳ سال دیگر از زندان آزاد خواهد شد.

اتفاقی که باعث برانگیخته شدن خشم خانواده قربانیان شده و آن‌ها با اعتراض گسترده نسبت به این اظهارنظر مسئولان زندان، اعلام انزجار کرده‌اند.

 

مزرعه مرگ

 

راز جنایات هولناک رابرت پیکتون در سال ۲۰۰۲ فاش شد. پیش از آن پلیس در جریان ناپدید شدن مرموز زنان خیابانی قرار گرفته بود و از آنجا که هیچ ردی از این زنان به دست نیامده بود، فرضیه اینکه همه آن‌ها قربانی یک قاتل سریالی شده باشند، مد نظر قرار گرفته بود.

ماموران پلیس که از سال ۱۹۹۷ روی پرونده ناپدید شدن زنان خیابانی تحقیق می‌کردند، به سرنخ‌هایی دست یافتندکه آن‌ها را به سمت یک مزرعه پرورش خوک در اطراف شهر ونکوور هدایت می‌کرد. صاحب این مزرعه مردی به نام رابرت پیکتون بود. اظهارات برخی از شاهدان از این حکایت داشت که تعدادی از زنان ناپدید شده آخرین بار در نزدیکی این مزرعه مشاهده شده‌اند. در این شرایط ماموران پلیس راهی مزرعه شدند و به بازرسی آنجا پرداختند، اما هیچ مدرکی که نشان دهد رابرت پیکتون در این پرونده نقش دارد به دست نیامد.

 

فریزیر‌های مخوف

 

رابرت همچنان مهمترین مظنون پرونده به شمار می‌رفت و ماموران منتظر بودند تا شاید بتوانند سرنخی علیه او پیدا کنند. در سال ۲۰۰۲ بود که ماموران بار دیگر راهی مزرعه رابرت شدند. این بار گزارش شده بود که او در مزرعه‌اش سلاح گرم غیرمجاز نگهداری می‌کند و ماموران به همین بهانه تصمیم گرفتند بار دیگر آنجا را بازرسی کنند. در جریان این بازرسی‌ها بود که ۲ فریرز در این مزرعه پیدا شد که مملو از بسته‌های گوشت بود. هر چند رابرت مدعی بود که همه آن‌ها گوشت خوک هستند، اما پس از انتقال آن‌ها به آزمایشگاه، معلوم شد که برخی از بسته‌ها گوشت انسان هستند.

ماموران که حالا سرنخ محکمی علیه رابرت پیکتون به دست آورده بودند، حکم حفاری در مزرعه او را از دادگاه گرفتند و در جریان عملیات بزرگی که بیش از ۷۰ میلیون دلار هزینه داشت، وجب به وجب این مزرعه حفاری شد و به این ترتیب بقایای اجساد قربانیان زیادی از دل زمین بیرون کشیده شد.

 

۲۶ یا ۴۹ قربانی؟

 

در جریان شناسایی بقایای اجساد کشف شده در این مزرعه، هویت ۲۶ نفر از قربانیان به دست آمد. همه آن‌ها زنان خیابانی بودند که طبق بررسی‌های پلیس، رابرت پیکتون آن‌ها را به مزرعه خود کشانده و پس از تجاوز، آن‌ها را به قتل رسانده و خوراک خوک‌هایش کرده بود.

پس از آن نیز استخوان‌های آن‌ها را در دل زمین دفن کرده بود. با این حال پیدا شدن برخی از قطعات انسان در فریزر‌های مزرعه، فرضیه اینکه رابرت گوشت قربانیانش را با گوشت خوک مخلوط کرده و به مشتریانش می‌فروخت، قوت گرفت.

از همان زمان بود که این جنایتکار مخوف به «آدم‌خوار» معروف شد و خانواده قربانیان و افکار عمومی به دنبال مجازات شدید وی بودند. این در حالی بود که برخی از استخوان‌های پیدا شده در مزرعه مرگ قابل شناسایی نبودند و به همین دلیل پلیس عقیده داشت که مرد جنایتکار ۴۹ زن را به قتل رسانده است.

در این شرایط بود که جلسه محاکمه رابرت پیکتون آغاز شد و هر چند وی هرگز به جنایاتش و نحوه ارتکاب آن‌ها و همچنین انگیزه‌اش از قتل‌ها اعتراف نکرد، اما در نهایت دادگاه وی را به حبس ابد محکوم کرد. مجازاتی که تا ۲۵ سال غیرقابل تخفیف بود.

حالا، اما با توجه به قوانین کانادا، قاتل «آدم‌خوار» که دهه ۷۰ زندگی‌اش را در زندان سپری می‌کند، واجد درخواست آزادی مشروط شناخته شده و در صورت موافقت با درخواستش، ۳ سال دیگر از زندان آزاد خواهد شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

لواشک، رول میوه!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۰۶:۲۱ ق.ظ

 

در خبرها آمده است لواشک به عنوان یک هله هوله خوشمزه ایرانی این روزها در اغلب کشورهای اروپایی و آمریکایی با استقبال مردم مواجه شده و تصاویری از خوردن آن توسط بلاگرهای غربی منتشر می شود که گاه از آن به عنوان رول میوه یاد می کنند. بعضی ایرانی های ساکن اروپا توانسته اند با تولید لواشک، کسب و کاری پر رونق برای خود ایجاد کنند.

پیشتر نیز صدور بعضی اقلام تولیدی ایران چه در زمینه صنایع دستی و چه پوشاک و خوراک و...، توانست نظر بسیاری از مردم دنیا را به سمت فرهنگ و ذائقه ایرانی جلب نماید.

به یقین کتابها و آثار فکری و فرهنگی و هنری زبان فارسی نیز در بین مردم دنیا مخاطبانی ویژه و پرطرفدار داشته و خواهد داشت. 

چند سال پیش برای انجام پروژه ای با بعضی رایزنهای فرهنگی ایران در سفارتخانه های خارجی ارتباط داشتم. دلم سوخت برای غربت فرهنگ ایران و اسلام که اسیر بعضی کارمندان بی انگیزه ای شده که با رانت و توصیه به مناصب حساس دست پیدا کرده اند.

صدور فرهنگ بومی مردم ایران نه تنها معرف شخصیت و قدمت و تمدن ایرانی و اسلامی است بلکه مقوّم باورهای ملی و عنصر رفع یا تضعیف خودباختگی بعضی هموطنان است که همچنان گمان می کنند برای پیشرف باید از فرق سر تا نوک پا غربی شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حقوق زنان زندانی در آمریکا

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۸ بهمن ۱۴۰۲، ۰۹:۲۲ ق.ظ

عکس/ کار اجباری زنان زندانی آمریکایی با زنجیر!

 

آخرین خبر/ کار اجباری زنان زندانی آمریکایی در «اسکاتسدیل» واقع در ایالت آریزونای آمریکا با دست و پا و کمرهای در زنجیر. تنها 5 درصد از جمعیت زنان جهان در آمریکا زندگی می‌کنند، اما این کشور حدود 30 درصد از زنان زندانی در تمام جهان را دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بی وطن

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۳ بهمن ۱۴۰۲، ۱۰:۴۳ ق.ظ

اصل پناهندگی اقدامی برای ضربه زدن به حیثیت کشور است. مثل این بابا که به دروغ مدعی شده چون به مسیحیت گرویده جایی در ایران ندارد. حالا علاوه بر این اتهامی که نسبت به موطن خود زده با سوءرفتار جنسی، بی آبرویی دیگری را برای کشورش رقم زده است. جالب است همرده های خاطی او در کشور اگر مورد پیگیرد قضایی قرار بگیرند به مدد امپراتوری رسانه ای غرب تبدیل به قهرمان و نخبه و آزادی خواه می شوند.

 

عصر ایران نوشت:

یک پناهجوی ایرانی متهم به آزار جنسی کودکان (پدوفیلی) در آستانه اخراج از بریتانیا قرار گرفت. این فرد در سال ۲۰۱۶ به اتهام دو فقره حمله جنسی مرتبط با کودکان به ۷.۵ سال حبس محکوم شد.

به گزارش ایندیپندنت به نقل از دیلی‌میل، این مجرم جنسی ۴۵ ساله، که ازسوی دادگاه «خطر برای جامعه» توصیف شده؛ مدعی است که چون به مسیحیت گرویده است نمی تواند به ایران بازگردد.

 

پناهنده ایرانی و اتهام آزار جنسی کودکان در بریتانیا

سال گذشته، قاضی دادگاه مهاجرت این ادعای او را رد کرد و حکم داد که «پستی» جرایم مشمئزکننده‌اش نشان می‌دهد که مسیحی نیست.

تاکنون شش قاضی این پرونده را بررسی کرده‌اند و قرار است بار دیگر در دادگاه مهاجرت به آن رسیدگی شود.

مدارک دادگاه نشان می‌دهد که این مجرم جنسی در سال ۲۰۱۰ به‌صورت غیرقانونی از ایران به بریتانیا آمد. اولین درخواست پناهندگی او دو ماه بعد از ورودش رد شد‌ــ که به زنجیره‌ای از درخواست‌های تجدیدنظر منجر شد.

شش سال بعد، وقتی منتظر جواب درخواست اقامت دائم بود، به دو فقره حمله جنسی متهم و به ۷.۵ سال حبس محکوم شد.

مدارک دادگاه نشان می‌دهد که جرایم جنسی او مرتبط با کودکان بوده است.

سایر پرونده‌های اخزاج از بریتانیا در این دادگاه عبارت‌اند از یک مرد بنگلادشی ۴۳ ساله که به جرم قتل همسرش به حداقل ۱۲ سال زندان محکوم شده بود، و یک مجرم سومالیایی ۳۷ ساله که به ۱۲ فقره جرم از جمله حمله و سرقت متهم است.

پریتی پاتل، وزیر کشور سابق، پرونده این مجرم جنسی را «هولناک» توصیف کرد و افزود: «کلیسا باید کمک به مجرمان خطرناک و کسانی را که می‌خواهند از سیستم ما سوءاستفاده کنند متوقف کند. این مجرمان خشن باید از زندان مستقیم سوار هواپیما شوند. این انتظاری است که جامعه دارد.»

کلیسای انگلستان می‌گوید که وظیفه‌اش بررسی سوابق پناهجویان نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

راه نابودی جمهوری اسلامی

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۲، ۰۷:۳۳ ق.ظ

چرایی «مصرف گرایی» در جامعه؛تبعات و مضرات آن

 

اگر فرهنگ و خلق و خوی غالب در جامعه، مادی و دنیایی شود:

فرهنگ ایثار و نوع دوستی رنگ می بازد

کسی در انتخابات پیروز می شود که بیشتر وعده شکمی بدهد

کسی دفاع از ارزشها را به صرفه نمی داند

حسّ فقر و نیاز کاذب باعث نارضایتی عمومی، افزایش آمار طلاق و ایجاد عقده های اجتماعی و بروز ناامنی و... می شود.

عرق به میهن کاهش می یابد

تفکر مقاومت تضعیف می شود، جامعه سست در مقابل زیاده خواهی بیگانه عقب می نشیند 

و....

جمهوری اسلامی بر مبنای معنویت و ایمان به غیب شکل گرفت. در دفاع مقدس هم همین نگاه باعث خلق حماسه شد.

راه نابودی جمهوری اسلامی دامن زدن به تفکر مادی و زدودن باورهای معنوی است.

رواج بی حجابی و لذت طلبی و شهوترانی یک جلوه از تهاجم فرهنگی است. تبلیغات سرسام آور بازرگانی و تشویق مردم به رقابت در خرید بیشتر و ترویج فرهنگ مصرف گرایی به پشتوانه رسانه و شبکه بیمار بانکی، بعد دیگری از ضربه فرهنگی دشمن به اساس تفکر جمهوری اسلامی است که به شدت از آن غافلیم. سازمان ها و نهادهای فرهنگی و خدماتی گمان می کنند با درآمد حاصل از تبلیغات بازرگانی می توانند کار فرهنگی کنند غافل از آن که دامن زدن به حس فقر، ریشه فرهنگ و امنیت کشور را می سوزاند.

مسئولان اگر خودشان دنبال مادیات باشند طبعا نفعشان در این است که جامعه هم به سمت دنیاطلبی و لذت جویی سوق پیدا کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بر نشیب انحطاط

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۱ دی ۱۴۰۲، ۰۸:۰۱ ق.ظ

به نقل از گاردین،‌ پائولا عبدل به تازگی در لس آنجلس شکایت علیه نایجل لیتگو، مدیر اجرایی تلویزیون بریتانی مطرح کرده و مدعی موارد متعدد آزار و اذیت در حین ساخت برنامه‌های استعدادیابی «آمریکن آیدل» و «فکر می‌کنی میتونی برقصی» شده است.

دهها خبر مشابه این واقعه در سالهای اخیر در سطح رسانه های دنیا منتشر شده است اما هنوز عده ای اینگونه وانمود می کنند که بی حجابی و اختلاط باعث ایجاد امنیت جنسی و عادی شدن حضور در کنار جنس مخالف می شود. بی حجابی و اختلاط در فضای مجازی، زمینه ساز فساد و تعرض و ناامنی اخلاقی است. میل جنسی، عنصری خدادادی جهت تشکیل خانواده و تکثیر و بقای نسل بشر و ایجاد آرامش روانی است که در سایه حجاب و حفظ حریم از نامحرم در مسیر درست و سالم هدایت می شود. تمدن پوشالی غرب ارمغانی جز نگاه ابزاری به زن و غلبه خوی حیوانی در جوامع ندارد. 

 

اتهام تجاوز در پشت صحنه یک برنامه محبوب تلویزیونی خبرساز شد!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خانه ای روی آب

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲ دی ۱۴۰۲، ۰۵:۰۲ ب.ظ

سیب کرمو

 

غرق در فضای مجازی بود. عکس های عاشقانه و خانوادگی و مجردی شاخ های اینستا را دنبال میکرد. احساس کرد همه خوب و خوش و سرحالند و همه اموراتشان بر وفق مراد می چرخد و هیچ غم و کم و کاستی در زندگی ندارند. هر روز بیشتر از قبل حسرت میخورد.

با شوهرش که نان بخور و نمیری در می آورد و سن و سال جوانی اش را فارغ از دلخوشی های اغواگر و تفریح و رفیق بازی و... به کسب و کار شرافتمندانه اختصاص داده بود سر ناسازگاری گذاشت و نق پشت سر نق که ببین مردم دنیا دارند خوش میگذرانند ما برای داشتن بیشتر در فشار و مضیقه و کار و زحمتیم و... از آن دخترهایی که فکر میکنند باید یک گوشه بنشینند از زمین و زمان برایشان پول ببارد.

حرف بزرگترها هم تأثیری رویش نداشت که دخترجان، شوهرت دارد کار میکند، دستتان جلوی کسی دراز نیست، آبرو دارید، نان حلال دارید، زندگی معمولی و سالم دارید، این نمایشهای مجازی صرفا ظاهر زندگی عده ای است باطنشان را خدا خبر دارد و.... اثری نداشت که نداشت و دختر جوان پایش را در یک کفش کرد که طلاق میخواهم... طلاق گرفت و دختر خردسالش را به آوارگی کشاند. دیگر از منطق و استدلالش هم حرفی نمیزد به این بهانه که بقیه مرا درک نمیکنند، نمی فهمند، چرا باید با کسی بحث کنم، من خودم عقل کلّم، ختم روزگارم ...

مدتی عاطل و باطل چرخید، خوش پوشید و خوش گشت و .... دید اینطوری که نمیشود، داد پدرجان هم دارد در می آید، رفت سر کار. سر کار هم که به اقتضای جامعه امروز مجازی زده، تا چشمشان به دختر جوان مطلقه افتاد انواع پیشنهادها و طرح و نقشه ها ردیف شد و...

چند روز پیش خبر مرگ این دختر را شنیدم، علت؟ خودکشی! رسیده بود به پوچی و بی هویتی.

حتی مهر فرزند هم نتوانست او را به زندگی بند کند. موریانه فضای مجازی، ذهن او را به یک میوه کرم خورده تبدیل ساخته بود. 

اگر نمیتوانید مستقل بمانید، رنگ پذیر و منفعل و ضعیف و فاقد اراده هستید، وارد فضای مجازی نشوید. همین سلبریتی هایی که خیلی ها غبطه ظاهر زندگی لوکس و خنده های نمایشی شان را میخورند اغلب باطن ناآرام و بهم ریخته و زندگی بی ثبات و پر تشتت دارند، مضطرب و عصبی هستند.

آرامش به زرق و برق و عکس های مجلل و قهقهه مستانه و زندگی لوس و پز دادن و .... نیست. فضای مجازی سر تا پایش فیک است، فریب نخورید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مرثیه ای برای فرهنگ

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۹ آذر ۱۴۰۲، ۰۳:۳۸ ب.ظ

گلشنی: وضعیت اخلاقی دانشگاه‌ها خوب نیست

 

دکتر مهدی گلشنی از بزرگترین متفکران و دانشمندان معاصر ماست که همواره دغدغه انقلاب و تمدن اسلامی را داشته است. اخیراً وی در مراسمی که برای تجلیل از مقام علمی او برگزار شد نکات قابل تأملی را بیان کرد که گزیده ای از آن را تقدیمتان میکنم:

در این زمان مسأله فرهنگ حاکم بر محیطمان بسیار مهم است. خدمت وزیر علوم جناب آقای زلفی‌گل گفتم وضعیت اخلاقی در دانشگاه‌ها خوب نیست. ایشان نیز گفتند در جامعه هم خوب نیست. مقوله فرهنگ بعد از انقلاب مورد غفلت واقع شد درحالیکه فرهنگ، نقش اساسی در اقتصاد و سیاسی ایفا می‌کند. مسائل فرهنگی در زمان انتخابات در صحبت هیچکدام از کاندیداها مطرح نشد....

تمدن جدید دنبال قدرت و ثروت است و می‌خواهد نقاط غیر از این دو مقوله را نابود کند و برایش مهم نیست. در محیط امروز باید دید چه چیزی حاکم است باید از دانشجویان پرسید برای چه هدفی درس می‌خوانند در جمعی از اساتید که این موضوع را مطرح کردم اساتید خندیدند و گفتند زمانی که از دانشجویان این امر را می‌پرسیم به دنبال این هستند که در دانشگاهی درس بخوانند که بتوانند در آینده پذیرش از دانشگاه‌های آمریکا و اروپا بگیرند. این نشان می‌دهد وضعیت فکری و فرهنگی خراب است، حتی عده‌ای از دانش آموز در کنکور شرکت نکردند تا از ابتدا مهاجرت کنند....

بزرگداشت علما هم نکته دیگری از خصوصیات تمدن اسلامی است. آنقدر که ورزشکاران مورد تجلیل و تقدیر قرار می‌گیرند علما مورد توجه قرار نمی‌گیرند....

یکی از چیزهایی که غفلت شده آشنایی محیط ما با تمدن اسلامی است. محیط جامعه ما سعدی و ابوریحان را نمی‌شناسد. ما در زمانی که در دبیرستان بودیم مقداری گلستان خوانده بودیم. به نظر من شناخت تمدن اسلامی خیلی مهم است. جرج سارتن یکی از مورخین تاریخ علم است که در کتابی می‌گوید مسلمانان در علم خیلی اثر داشتند. می‌گوید اگر می‌خواهیم دلیل شکوفایی تمدن اسلامی را بدانیم باید قرآن را دارای نقش محوری بدانیم. ولی در داخل و حال حاضر محیط علمی ما اصلاً از قرآن اثری نیست....

تقویت هویت دینی و ملی از دیگر موارد مهم خصوصیت تمدن اسلامی است که بسیار ضعیف است. در آمریکا که دانشجویان ایرانی و چینی را می‌دیدم بسیار متفاوت بودند. جهان بینی اسلامی و تفکر اصیل اسلامی باید شناسانده شود. این چیزها را نمی‌شد با زور تزریق کرد بلکه با فرهنگ خوب منتقل می‌شود. حجاب را در مالزی با فرهنگ خوب جا انداختند. با فرهنگ می‌توان این کارها را انجام داد. باید جاذبه ایجاد کرد. نسل جدیدی که تربیت می‌شوند متوجه تفکر اسلامی نیستند و تنها چیزی که آینده ما را تأمین می‌کند اصلاح فرهنگ است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

زیر بار قرض نرو!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۰ آذر ۱۴۰۲، ۱۰:۰۸ ق.ظ

 

مواطب این کلاهبرداری رسمی باشید. تفکری که در نظام سرمایه داری نهفته مبتنی بر ثروتمندتر شدن ثروتمندان به قیمت فقیرتر شدن فقراست. 

اگر به مرور به خرید استقراضی عادت کنید در واقع به فرهنگ مصرف گرایی تن داده اید و بر اساس این سبک از زندگی همواره بدهکار و عصبی و مقروض و افسرده خواهید بود. تا ضرورتی پیش نیامده زیر بار قرض نروید. فریب تبلیغات دلربا و اغواگر فروشگاههای بزرگ لوازم خانگی را نخورید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بهتر است اسمی نیاورم!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱ آذر ۱۴۰۲، ۰۳:۲۱ ب.ظ

حوزه علمیه قم - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

این بنده خدا را که خیلی ها نمی شناسند چرا اسمش را بیاورم؟

چند سال گذشت؟ پنج سال، شش سال، کمی کمتر یا بیشتر، دقیقش را خاطرم نیست. هر چند روز گاهی اول هر ماه قمری که شهریه طلاب را حضوری تقسیم می کردند، چند طلبه لاغر اندام محجوب می ایستادند دم در فیضیه قم اطلاعیه پخش می کردند با امضای فردی به نام ... که معلوم شد استاد حوزه است. او به ساختار و محتوا و حجم بعضی دروس انتقاد داشت و می گفت اگر حوزه می خواهد کارآمد باشد باید این بخش از فقه و اصولش را اصلاح کرد.

یادم است یک بار هم یک آدم قلمبه ای که به نظر مأمور بود دم در مدرسه فیضیه یکی از این برگه ها را دست گرفته بود و برای دو سه تا سرباز نگهبان ورودی حوزه، با حرارت میخواند. به نظرم داشت جوّ میداد که این اطلاعیه نوشتن یعنی شبنامه دادن و تحریک بر ضد نظام و ...

خب از این جوّ دادن ها و دایه دلسوزتر از مادر شدن ها خاطره خوبی نداشتم و همیشه بدم می آمد.

اصل حرف جناب شیخ درست بود. بسیاری از دروس حوزه نیازمند تغییر و اصلاح هستند. بسیاری از بزرگان حوزه از جمله خود مقام معظم رهبری هم بر تغییر و تکمیل و اصلاح متون تأکید داشته اند. تغییراتی هم انجام شده که البته بسیار کند و ناکار آمد بوده است. اصل حرف جناب شیخ درست بود؛ اما پیشنهادی که مطرح کرد عجیب بود و جای تأمل داشت. او بعد از مدتی در اطلاعیه هایش به طلاب پیشنهاد میداد تا زمانی که اصلاح مورد نظر در متون درسی اتفاق نیفتاده در کلاسهای درس حاضر نشوند!

خب این که یعنی حوزه تعطیل بشود! طلبه بدون درس و بحث که علّاف و بی خاصیت است. به جای درست کردن ابرو که نباید چشم را زد و کور کرد. آن موقع ها یادم است در دانشگاهها هم سر مسائل سیاسی و دعواهای جناحی که نهایتا نفعش به باندهای قدرت بیرون دانشگاه می رسید بلافاصله پیشنهاد تعطیلی کلاسها مطرح میشد که آقا هم فرمود دشمن دنبال تعطیلی فعالیتهای علمی کشور است.

مدتی از جناب شیخ دیگر خبری نشد. پیش خودم گفتم نکند برده اند این بنده خدا را گوشه ای و گوش هایش را کشیده اند. حالا درست است پیشنهادش منطقی نبود اما اصل مطالبه گری و نقد، محترم است و حوزه باید پاتوق تضارب آراء باشد. نکند مشابه آن مأمور لباس شخصی قلمبه بالاخره مسئولان امنیتی را مجاب کرده باشند که با این بنده خدا برخورد صورت بگیرد.

از قضا متوجه شدم که دل نگرانی های من بیهوده بوده و حضرتشان با حمایت مالی یکی از نهادها به فعالیتهای مورد نظرش در تهران مشغول و جایش شکر خدا گرم و نرم است.

تا این اواخر که متنی از ایشان دیدم با این عنوان که چرا در انتخابات خبرگان ثبت نام نکرده ام. آقای شیخ که بزرگوار است اما اساساً چهره مطرحی در حوزه نیست و اغلب روحانیون و طلاب شناختی از ایشان ندارند چه برسد به مردم عادی کوچه و خیابان. این اطلاعیه مجازی در پاسخ به سوال چه کسانی نوشته شد خدا میداند.

ایشان اما در متن اطلاعیه خود ژستی قهرمانانه گرفت که اگر به خبرگان می رفتم حتماً ابهامات مردم را از رهبری می پرسیدم و...

خب بپرس برادر من. سوال پرسیدن از مسئولین نیازمند حضور در جایگاه خاصی نیست. این همه در نشریات و رسانه های مجازی از سوالهای درست و نادرست تا هجو و طنز و توهین نسبت به مسئولین در حال انتشار است. همین آقای زائری مگر در جریان اغتشاشات 96 متنی طعنه آمیز خطاب به رهبری ننوشت و به جای دولت وقت، آقا را مسئول وضع معیشتی مردم معرفی نکرد؟ با او برخورد شد؟ نه عزیز دل من. در دولت جدید پست نان و آب داری هم گرفت با حقوقی که مطابق دلار پرداخت می شود.

شما هم حرفت را بزن اما انصاف داشته باش و یکبار جایی نشان بده که چشمت نقص و نقد و نیک و بد همه امور و همه مسئولان همه جناحها را می بیند.

یک سخنرانی هم اما از جناب شیخ بیرون آمد در نفی ولایت مطلقه و بیان تعارض آن با دنیای مدرن امروز. استدلال ایشان اما نه عیار علمی که وزنی به سبکی پر کاه داشت و خوشبینانه بخواهیم قضاوت کینم از موضع ضعف و انفعال و خودباختگی در برابر تمدن پوشالی و شعارهای شیک و توخالی غرب بیان شده بود. او معتقد است دنیای مدرنیسم، ولایت مطلقه را نمی فهمد و دردمندانه باید گفت که این حرف خودش به معنی مقهور واقع شدن در برابر ولایت مطلقه مدرنیسم است. ولایتی مطلقه و تحمیلی که انسان را بی اعتنا به جایگاه و شرافتی که در عالم خلقت دارد، ابزار و پله سود و صعود نظام سرمایه داری شمرده و در زرورق آزادی و لذت و تکنولوژی، او را مسحور منفعت طلبی رندانه دیو هفت سر چپاول و استثمار قرار می دهد.

شیخ داستان ما، نصیری دوم نیست. نصیری از ورطه افراط در نفی تکنولوژی به دامن تفریط در خودباختگی و بیگانه پرستی افتاده است. نصیری یک انقلابی صادق اما کج فهم بود که به یک ضدانقلابی صادق و کج فهم تبدیل شد. اما چینش مواضع و رویکردهای متقدم و متأخر جناب شیخ در کنار هم نشان میدهد حتی در خصوص مواضع اولیه او با داعیه اصلاح حوزه نیز باید به دیده شک و تردید و بی اعتمادی نگریست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تمدن پولکی

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ۱۱:۱۲ ق.ظ

photo_2023-11-19_09-16-58_wf2i.jpg

 

اینها اسلحه های یک خانواده آمریکایی است که به نمایش گذاشته اند. حمل و خرید و فروش اسلحه در آمریکا آزاد است و بالاترین آمار جنایت و تجاوز و قانون شکنی نیز متعلق به همین کشور به ظاهر متمدن است. بزرگترین کارخانه های تولید سلاح جهان متعلق به ایالات متحده است و هر چه جنگ و خونریزی در دنیا بیشتر شود سود بیشتری به کارتل های اقتصادی مرتبط با تجارت اسلحه تعلق می گیرد.

پشت نقاب آزادی، از سکس و مشروب و قمار تا حمل سلاح، جیب گشاد منافع ثروتمندان قرار دارد. نظام سرمایه داری به قیمت نابودی انسانیت و له شدن کرامت بشری و بدبختی افزون جامعه فرودست در زرورق آزادی و حقوق بشر جز به کسب درآمد بیشتر نمی اندیشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

احمق ها به بهشت نمی روند!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۸ مهر ۱۴۰۲، ۰۶:۲۴ ق.ظ

یکی از تلخ‌ترین پدیده‌هایی که چند سالی است سروکله‌اش در کشور ما هم پیدا شده، جشن طلاق است. مراسمی تاسف‌بار که در آن، برخی از زوج‌ها برای جدایی از هم جشنی برپا می‌کنند، دوستان و اقوام‌شان را دعوت می‌کنند تا جدایی‌شان را به دیگران اعلام کنند.

 

تلخ‌ترین پدیده‌‌ای که به تازگی در ایران مرسوم شده

 

به‌تازگی، ویدئویی از کادوی یک پدر برای جشن طلاق دخترش در فضای‌مجازی خبرساز شده است. حالا سوال این است که آیا برگزاری چنین جشنی باعث خوب‌شدن حال این دختر بعد از طلاق خواهد شد؟ آیا همراهی بعضی والدین با فرزندشان برای برگزاری جشن طلاق که در این ویدئو هم مورد توجه قرار گرفت، تصمیم درستی است؟

آن‌طور که گفته می‌شود، ریشه و پیدایش این مراسم در ابتدا از آمریکا بوده است و آن‌ها بر این باورند که این جشن، زهر جدایی و تلخی‌اش را می‌گیرد و تحمل رنج زندگی پس از طلاق را می‌کاهد. از منظر روان‌شناسی، این باور کاملا اشتباه و غلط است و متاسفانه این رفتار غلط مانند بعضی از رفتارهای اشتباه دیگر، وارد کشور و فرهنگ ما شده است.

جشن طلاق عمدتا در گروه‌هایی رخ می‌دهد که بین 20 تا 40سالگی هستند و از نظر طبقاتی در سطوح بالای اقتصادی و اجتماعی جامعه قرار دارند. شاید به‌عبارتی بتوان گفت بیشتر نوکیسه‌ها این کار را می‌کنند که بی توجه به مشکلات اقتصادی جامعه، از دل هر اتفاقی دنبال فخرفروشی هستند.

خودشیفتگی، تخریب همسر و جلب توجه دیگران

یکی از دلایل تصمیم برخی افراد برای برگزاری چنین جشنی، می‌تواند آگاهی‌رسانی و اطلاع به دیگران از این اتفاق تلخ باشد. یعنی می‌گویند که از طریق جشن طلاق، می‌خواهیم به همه خبر بدهیم از هم جدا شده‌ایم! طبیعتا این شیوه باعث ریخته شدن قبح طلاق می‌شود و به همین دلیل، توصیه نمی‌شود.

دلیل دیگر به ویژگی‌های شخصیتی خاص افراد برمی‌گردد. برخی افراد بزرگ نمایی می‌کنند و مایل اند همیشه کارهایشان سروصدا داشته باشد و با جشن طلاق می‌خواهند به دیگران بگویند که ما حتی در طلاق چنین کاری کرده‌ایم. در واقع آن‌ها با قصد و نیت مطرح‌کردن خودشان بیشتر دست به این‌گونه فعالیت‌ها می‌زنند. بعضی افراد هم خودشیفته هستند و با برگزاری این جشن، می‌خواهند به دیگران بگویند که خودشان هیچ تقصیری در آن نداشتند. بعضی از افراد هم این موضوع را دستاویزی برای جلب ترحم دیگران قرار می دهند تا همسر سابق خود را به عنوان یک دیو ‌صفت معرفی کنند و نشان دهند که چقدر در زندگی با چنین فرد پلیدی، رنج و دشواری را تحمل کردند.

تلاش بی‌فایده برای کوچک‌شمردن دردهای طلاق

از آن جا که طلاق امر بسیار ناخوشایندی است و می‌تواند آسیب‌های جدی به روحیات افراد وارد کند، با به نمایش گذاشتن و برگزاری این نوع جشن‌ها و کوچک شمردن موضوع، فقط صورت مسئله را پاک می‌کنیم. جدایی یک ناکامی بزرگ و تجربه سنگین است، حالا چه فرد به آن اعتراف کند و چه نکند، چه به ازدواجش علاقه داشته باشد و چه نداشته باشد. افراد در زمان جدایی واکنش‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند. برخی بدون انجام کار خاصی روال زندگی خود را در پیش می‌گیرند، برخی دیگر ممکن است به سرعت دوباره ازدواج کنند یا با فرد دیگری وارد رابطه شوند. در واقع با انجام چنین کارهایی نوعی همپوشانی ایجاد می‌کنند تا آسیب‌های ناشی از جدایی برای‌شان کمتر و قابل هضم‌تر شود. بنا بر مقتضیات روزگار حالا مد به سمتی رفته است که برخی افراد برای اعلام جدایی خود متوسل به برگزاری مراسمی به نام جشن طلاق می‌شوند تا با توسل به چنین رفتارهایی خشم و ناکامی و سرخوردگی خود را تسکین دهند. البته برگزاری این نوع مراسم‌ و توسل به روش‌های مشابه هرگز درد ناشی از جدایی را در افراد کاهش نمی‌دهد و تلاشی بی‌فایده است.

اشتباه والدین در همراهی با فرزند در جشن طلاق

متاسفانه برخی والدین در برپایی این جشن با فرزند خود همکاری می‌کنند اما آن‌ها نباید فکر کنند چنین جشن‌هایی تاثیر روانی مثبت بر روحیه فرزندشان دارد. این پدیده نه تنها به آن‌ها کمک نمی‌کند بلکه فرزندشان با برپاکردن جشن طلاق، نفرت و شکست خودش را پشت نقاب شادی پنهان می‌کند که رفتاری بسیار اشتباه و فرار رو به جلو بعد از شکست محسوب می‌شود. به طور کلی، عوارض ناشی از جدایی و طلاق در هر فردی متفاوت است اما با برگزاری چنین جشن‌هایی معمولا عمیق‌تر می شود و بسته به میزان سرخوردگی و آسیب ناشی از آن، می‌تواند دردسرهای بیشتری داشته باشد.

جشن طلاق باعث حال خوب نمیشود

ذات از دست دادن و طلاق با افسردگی در ارتباط است. وقتی ما چیزی و فردی مهم را از دست می‌دهیم، احتمال آن که دچار افسردگی شویم بسیار زیاد است. در این جا هم مشخص است زوج ها دارند یکدیگر را از دست می‌دهند و افسرده می‌شوند. آیا فرار از این افسردگی با برگزاری جشن طلاق، فایده‌ای خواهد داشت؟ مسلما حال فرد خوب نخواهد شد و جشن طلاق، فرار کردن از اصل موضوع است و از تلخی طلاق کم نخواهد کرد.

خراسان

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شما آزادید آنگونه که ما میخواهیم!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۹ مهر ۱۴۰۲، ۱۱:۱۲ ق.ظ

اهتزاز پرچم فلسطین در این کشور جرم شد

 

«سوئلا بریورمن»، وزیر کشور انگلیس در نامه‌ای خطاب به افسران ارشد پلیس گفته اهتزار پرچم فلسطین یا سر دادن شعار در حمایت از آزادی فلسطین می‌تواند جرم تلقی شود.

 

قابل توجه عزیزانی که غرب را مهد آزادی شمرده و آتش زدن قرآن را امری عادی در راستای تحقق دموکراسی تلقی می نمایند.

برافراشتن پرچم فلسطین را هم در انگلیس ممنوع کرده اند. پلیس فرانسه نیز تظاهرات در حمایت از مردم فلسطین را به خاک و خون کشید. پیشتر بیان شده بود حتی برگزاری یک کنفرانس دانشجویی در نقد اشغالگری قدس در کشورهای اروپایی ممنوع است. آن چنان که دیدید مورّخ ناقد دروغ هلوکاست را به زندان انداختند. چنان که تصویر و نام حاج قاسم را در اینستاگرام با شعار آزادی ملتها منع کرده اند. آنگونه که پیروان فرقه داوودیه را در آمریکا زنده زنده سوزاندند و... دلدادگان غرب کی از خواب ناز بیدار میشوند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یا زنگی زنگ یا رومی روم

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۴ مهر ۱۴۰۲، ۱۰:۳۸ ق.ظ

 

ترکمن ها را دوست دارم. به این شهر سفر داشته ام. هر جا هم مردمانش را دیدم با آنها مأنوس شدم. یک حس قرابت با اهالی این بندر زیبا دارم. شاید بخاطر سکونت بیست ساله بعضی اقوام نزدیک در این شهر، اخبار و مسائل مربوط به این قوم فرهیخته را دنبال میکنم.

امروز تصویری از عروسی سنتی مردم بندرترکمن را دیدم. خوشحال شدم فقط ای کاش آقا داماد دقت میکرد که کراوات جزو رسوم سنتی اهالی ترکمن صحرا نیست. ان شاءالله زندگی شاد و موفقی داشته باشند. خواستم به این بهانه اشاره کنم به بعضی تخلیط های فرهنگی که گاه از سر ناآگاهی صورت می گیرد. مثلاً طرف شعار ملی گرایی میدهد و به خاطر اثبات علقه به ایران، نام مذهبی خود را تغییر میدهد اما حواسش نیست یا نمیداند که همین فرهنگ و تمدن ایرانی همواره مزیّن به حجاب بوده و نمیشود جایی که به نفعمان نیست از زیر تقّید به آداب ملی شانه خالی کنیم و...

یا بعضی ها که دغدغه دین را دارند اما سبک زندگی و رفتارشان غیر دینی است. اگر ادعای راه و مسلکی را داریم سعی کنیم جوانب آن را هم آموخته و به آن ملتزم باشیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا