اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۳ آذر ۰۰، ۱۷:۴۶ - حسن مجیدیان
    احسنت

۳۸ مطلب در خرداد ۱۳۹۹ ثبت شده است

قم!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ۰۸:۲۷ ق.ظ

تصاویر| امرار معاش زن قمی با زباله‌گردی!

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شریک دزد و رفیق قافله

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ۰۸:۱۷ ق.ظ

پرونده اتباعی طبری را حتما باید از بعد امنیتی هم مورد کنکاش قرار داد. در این پرونده تبهکارانی با سابقه عضویت در گروهک های منافقین و انجمن حجتیه و ... حضور دارند و یک مقام اطلاعاتی همدست آنها بوده و به جای آن که سوابق آنها را به مقامات ارشد گوشزد کند به تعامل اقتصادی و فساد مالی با آنها روی آورده است. تا آنجا که من خبر دارم این مقام اطلاعاتی صرفا ممنوع الخروج شده و هنوز پرونده قضایی برای بررسی تخلفات وی تشکیل نشده است. اول از همه نهادی مستقل باید مشخص کند یک مدیر کل استانی وزارت اطلاعات چگونه و از چه راهی می تواند این همه دارایی را جمع آوری کند؟

مانند این فرد تبهکار چند عنصر دیگر در نهادهای حساس نفوذ کرده اند و جریان انقلاب را به انحراف کشانده و مردم را به نظام دینی بدبین می سازند؟ آیا اصرار بعضی دستگاه ها به خاموش نمودن صدای منتقدان بسیجی و عدالتخواهان انقلابی در راستای حفظ منافع نفوذی های فاسد تلقی نمی گردد؟ چند نفر در تقابل با فساد مسئولان خائن انگ ضدیت با نظام و انقلاب را دریافت نموده اند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این تحلیل را پسندیدم

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ۰۴:۴۲ ق.ظ

 

برخی بدون در نظر گرفتن وزن سیاسی و پایگاه اجتماعی افراد، اهمیت مردمسالاری دینی و تفاوت بنیادین ولایت فقیه و دیکتاتور، انتظار دارند رهبری با نگاهی دیکتاتور مآبانه و بدون توجه و توجیه افکار عمومی و عواقب مورد انتظار، صرفاً با توجه به شناخت خویش از افراد به صورت انقلابی و ضربتی با خواص جامعه برخورد نمایند.

✔️اما توجه نمیکنند اگر رهبری قرار بود با منطق و روش ایشان به هدایت انقلاب بپردازند، اولین چیزی که از بین میرفت و کشور را به هرج و مرج و جنگ داخلی میکشاند، از بین رفتن "وحدت" و چند دستگی جامعه بود.

✔️مگر میشود زمانی که درصد قابل توجهی از مردم مقلد فلان مرجع تقلید هستند و در احکام شرعی به وی اقتدا میکنند، رهبری نسبت به دیدگاه سیاسی و یا حمایت های ایشان از شخصی یا نگاهی یا تفکری، بی اعتنا باشند؟

✔️مگر میشود به هر عنوان، زمانیکه نیمی از مردم طرفدار جریان اصلاحات شده اند و نیمی دیگر دنباله رو جریان اصولگرایی هستند، رهبری ایشان را به رسمیت نشناسند و آنها را منکوب کنند؟ 

✔️رهبری هرچند که بارها و بارها حزب بازی را نفی کرده باشند و یا با تبیین مبانی انقلاب و اسلام، راه و روش و خط یک شخص و یا جریان را زیر سئوال ببرند، دست آخر برای حفظ گوهری گرانبها و بی بدیل و تعیین کننده به نام "وحدت" مجبورند تمام آنچه را که از ابتدا بنا به تشخیص خویش اشتباه می‌دانستند را ولو با هزینه کرد از آبرو و اعتبار خود، درون جامعه اسلامی تحمل کنند تا انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی دچار انشقاق از درون و چند دستگی نگردد.

✔️تمام کسانی که امروزه خیانت ها و ضرر هایشان بر ما به نحوی آشکار گشته که به خود جرأت میدهیم صدایمان را در گلو بیندازیم و بخاطر وجود آنها در بدنهٔ نظام به رهبری بتازیم، بلا استثناء در گذشته از جایگاه و پشتوانهٔ اجتماعی و مردمی حداقل پنجاه برابری نسبت به حال حاضر برخوردار بوده اند.

✔️میخواهد هاشمی رفسنجانی و خاتمی و میرحسین موسوی باشد، یا حسن روحانی و علی لاریجانی و صادق آملی لاریجانی.

✔️ما باید منصفانه به این سئوالات مهم و اساسی پاسخ دهیم که اگر فرصت قبول مسئولیت به نامبردگان داده نمیشد و رهبری بدون در نظر گرفتن حمایت های مردمی و خواص از ایشان، بنا به تشخیص خویش آنها را کنار می‌زدند، وحدت داخلی از بین نمی‌رفت ایشان شمشیر از رو‌ نمی بستند؟

✔️ریزش پایگاه اجتماعی ایشان و تفکراتشان به نحوی اتفاق می افتاد که پس از شمشیر از رو بستن دیگر اعتبار و آبرویی بین مردم برای ایجاد مشکل در مسیر انقلاب نداشته باشند؟ 

✔️ایشان و طرفدارانشان اگر ذیل جمهوری اسلامی ایران تعریف نمیشدند تا پوچ بودن ادعاها و غلط بودن مسیرشان بر مردم آشکار شود، آیا از درون انقلاب
 شمشیر از رو نمیبستند و هرکدام بخشی از مردم را با نیرنگ و فریب برعلیه انقلاب رو در روی یکدیگر قرار نمیدادند؟

✔️حفظ "وحدت" درونی نظام بر علیه دشمن توانمند خارجی، حتی به قیمت هزینه کرد از جایگاه ولایت فقیه، قطع به یقین بسیار ارزشمند تر از شکاف و انشقاق و از بین رفتن پشتوانهٔ منطقی و مردمی انقلاب با رفتاری دیکتاتورمآبانه از سوی رهبری است.

✔️بسیاری از کسانی که از روی بغض و یا از سر نادانی، به حمایت رهبری از تصمیم رؤسای سه قوه در ماجرای افزایش قیمت بنزین میتازند، نمیفهمند که تمام رشته های ده سالهٔ سرویس های امنیتی و اطلاعاتی بیگانه با جلوگیری از نابودی وحدت در جامعه، با این تصمیم شجاعانه و به موقع رهبری پنبه شد.

✔️نمیبینید فساد خاندان های هاشمی رفسنجانی و لاریجانی اظهر من الشمس گشته است، اما هنوز عده ای از مردم و خواص از انقلابی گری و دیانت و کارامدی ایشان افسانه سرایی میکنند؟

✔️بروید ببینید جایگاه آیت الله جوادی آملی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و امثالهم در بین مردم چگونه است و نظر ایشان در خصوص حضراتی که نامبرده ام چیست.

✔️اگر به قول صحیح و ارزشمند شهید دکتر علی شریعتی، علی(ع) در دوران پس از پیامبر(ص) "بنیانگذار وحدت" بود تا جامعهٔ نوپای مسلمین در برابر ابرقدرت هایی چون اپراتوری روم و ایران دچار شکاف و جنگ و درگیری داخلی نشود،

✔️این "سید علی خامنه" بود که پس از امام خمینی(ره) ، در جمهوری اسلامی بنیانگذار "وحدت" شد تا انقلاب نوپای اسلامی ملت ایران، به دست اصحابی چون هاشمی رفسنجانی و کروبی و موسوی خوئنی ها و صانعی و میر حسین موسوی و خاتمی و روحانی و لاریجانی ها و حامیانشان در بین مراجع و حوزه های علمیه، دچار شکاف و تقابل از درون در برار ابرقدرت های دندان تیز کردهٔ بیرونی نگردد و تکه تکه نشود.

✔️تا نهال جوان و ضعیف انقلاب بتواند ریشه های خویش را روز به روز مستحکم تر از گذشته نماید و به درختی تنومند و قدرتمند تبدیل شود که دیگر بریده شدن شاخه های پوسیده و خشکیده و خراب، نتواند حیات و بقای آنرا به مخاطره اندازد.

http://t.me/tahlil_haye_fanni

Telegram (http://t.me/tahlil_haye_fanni)
تحلیل فنّی
@mofanni ~ ارتباط با ادمین

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این متهم را می شناسم

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۹، ۰۶:۰۴ ب.ظ

اولین بار تصویری که از او در ذهنم نقش بست مربوط می شود به روز عاشورا.

به نظرم اواخر دبستان بودم.

این چهره را قبلا در میان دوستان پدر ندیده بودم اما انگار با دوستان او دوست بود. دسته روی ظهر عاشورا به پایان رسید و قرار بود آماده شویم برای دسته روی عصر عاشورا در محله ای دیگر.

این بنده خدا که ظاهرا خانواده اش در منزل نبودند همه را دعوت کرد لحظاتی را برای استراحت به خانه اش بروند.

منزلش از این نظر برایم جالب بود که کتابخانه ای پر از کتاب های مذهبی در خود داشت.

فضا به اقتضای دورهمی بچه هیاتی ها داشت به سمت بگو و بخند می رفت که ساعت دو بعد از ظهر شد و رادیو شروع کرد به پخش نوحه مرحوم کوثری... : آه از آن ساعتی که با تن چاک چاک     نهادی ای تشنه لب صورت خود روی خاک

آه از نهاد همه بلند شد و اشک بر پهنای صورتشان درخشید. من همچنان محو تماشای این چهره جدید بودم که حالا میزبان ما بود و از همه بیشتر گریه می کرد. ناگهان بلند شد و رفت حوله ای که انگار از قبل برای این کار کنار گذاشته بود را آورد و انداخت روی صورتش و هق هق گریه اش بلند شد. شانه هایش به شدت می لرزید و اشک از گونه هایش می چکید و...

حتی یادم است آن روز مرحوم کوثری این حدیث را خواند که اگر اشک به اندازه بال مگسی از چشم عزادار حسین خارج شود تمام گناهانش بخشیده شده و .... همان لحظه به واکنش بزرگترها به این جمله دقت کردم و ...

خوب قیافه این بابا در حافظه ام حک شد.

مدتی بعد در محله پیرامون خانه او ساکن شدیم. از در و همسایه می شنیدم که این بابا بسیار مذهبی است اما گرایشات خاصی دارد و ...

تا این که رفتیم دبیرستان و از قضا دیدم این بابا شد معلم بینش اسلامی ما. تا آن لحظه اصلا تصور نمی کردم که او معلم باشد. مدیر مدرسه ما هم بزرگواری بود به نام اتباعی طبری که الان فرهنگی بازنشسته است.

من خوشحال شدم که یک چهره آشنا دبیر ما شده. برخلاف قیافه جدی اش در کلاس شوخ طبع بود و گاه حتی شوخی های بی ادبی هم از دهانش خارج می شد که البته برای بچه دبیرستانی های رشته علوم انسانی جذاب بود.

گذشت تا این که اخیرا در یکی از پرونده های قضایی متوجه تصویر او به عنوان یکی از متهمین شدم. خوب دقت کردم دیدم بعله این بابا همان است که اول بار به خاطر گریه های شدیدش در روز عاشورا نظرم جلب شد و تصویرش در ذهنم ماند. و مشخص شد که از اعضای انجمن حجتیه بوده و در جا به جایی املاک و سند سازی برای یک مجرم دخیل است و .... 

خدا عاقبت ما را به خیر کند. کسی از فردای خودش مطلع نیست. خدا کند اشک هایی که برای اباعبدالله می ریزیم محوّل الاحوال و مقلّب القلوب ما باشد و در زندگی ما تأثیر بگذارد. خدا کند حسین را به کربلا و گودی قتلگاه محدود نساخته و باور کنیم راه حسین از مسیر عمل به آموزه های فطرت و انسانیت و شرافت و الوهیت می گذرد. تا اراده نکنیم پیرو حسین باشیم و حق و ناحق کنیم اشک به اندازه بال مگس که هیچ سیل هم از چشمانمان ببارد گناهانمان شسته نخواهد شد. والعاقبة للمتقین.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بابل، گاراژ نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۹، ۰۷:۴۲ ق.ظ

 

شهری که انبوهی از مفاخر علمی و فرهنگی اعم از دانشگاهی و حوزوی دارد که در سطح ملی و جهانی خوش درخشیده اند، شهری با 1750 سرو سرافراز ایثار و رشادت چرا باید بسیاری از امورش در دست بی کفایت فردی باشد که نه نسبتی با علم و فرهنگ داشته و نه تناسبی با انقلاب و ارزش ها؟

بدنامی یکی از مسئولان رانت خوار شهر در حدی است که هر بار بدون اشاره مستقیم، از واژه دزد برای انتقاد از او استفاده شد ذهن مخاطب بی هیچ معطلی مصداق آن را تداعی نموده و منظور نگارنده را دریافته است.

پرونده جرایم قبلی وی که با دستور عجیب ریاست وقت قوه قضاییه مشمول ماده هجده قرار گرفت و معلوم نیست سرنوشت بررسی مجدد آن به کجا ختم شد، یک طرف؛ تأثیرگذاری خسارت بار او در بعضی نهادهای خدماتی شهر هم ورد زبان مردم بوده و همگان را از سطح نفوذ این عنصر فاسد و سکوت متولیان امر به تعجب وا داشته است.

از دادستان نجیب، دوست داشتنی و سالم شهرستان بابل که چند سر و گردن بالاتر از بعضی اسلاف خود است انتظار می رود در صیانت از حقوق جامعه و حفظ حرمت دارالمومنین بیش از پیش کوشا بوده و بی واهمه از فشار کانون های قدرت و با اتکال به خدا و یقین به حمایت مردم پرونده اعمال این عنصر نالایق را برای همیشه خاتمه دهد و الّا جمع آوری قلیان و مقابله با تخلیط برنج و برخورد با دستفروشان متخلف خشرودپی از عهده بسیج دانش آموزی نیز ساخته است.

پدران معنوی - مادی که آبروی موروثی خود را برای غنائم دو روزه دنیا خرج مراوده با این چهره ناموجّه نموده اند در صورت عدم اصلاح این رویکرد مشکوک، بازنده میدان مبارزه با فساد خواهند بود.

الحمدلله آن گونه که از فضای سیاسی شهر پیداست بخش های سالم از طیف های اصولگرا و اصلاح طلب نسبت به جولان این عنصر نامطلوب در ارکان قدرت بیزار بوده و از برخورد با او حمایت می نمایند.

گفتنی است چند سال قبل نیز حکمی که برای تعلیق او از شورای اسلامی! شهر بابل صادر شده بود به دلیل ترس بعضی از مسئولان وقت، در مرحله اجرا معطل ماند که در نهایت با حضور میدانی سی تن از نیروهای انقلابی و عدالتخواه بابل و تحصن در دفتر وی از ادامه کار او جلوگیری به عمل آمد.

بر سر دَرِ شهری که صدها شهید و دانشمند و نخبه و هنرمند و ... پرورش داده اما زمام امورش در دست فردی بدنام و لاابالی قرار گرفته باید این حدیث شریف مولا را حک نمود که: اگر امر به معروف و نهی از منکر نکنید اشرار بر شما مسلط خواهند شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ساختار امامت جمعه می تواند فسادخیز باشد؟

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۹، ۰۸:۱۳ ق.ظ

 

فردی را به عنوان بزرگ یک شهر منصوب می کنند که موظف است نقش رهبری معنوی و فکری جماعتی را در جغرافیایی مشخص برعهده بگیرد.

این مسئولیت بزرگ در حالی واگذار می شود که او اختیار و مکنتی ندارد یعنی هیچ اداره و صاحب منصبی موظف به همکاری و همراهی با امام جمعه نیست و هیچ بودجه خاصی در اختیار امام جمعه قرار نمی گیرد.

یا امام جمعه باید چهره ای محبوب و کاریزما داشته و از ابهت و وجاهتی برخوردار باشد که رودربایستی با او منجر به تبعیت و همراهی با وی شود، (که مدت هاست چنین چهره هایی کمتر برای این مسئولیت انتخاب می شوند)

یا باید بپذیرد که محدودیت های دست و پا گیر راه را برای فعالیت های راهبردی او بسته و چاره ای جز اکتفا به موعظه و خطابه ندارد؛

و یا در صورت علاقمندی به نقش آفرینی اجتماعی و درعین حال محرومیت از جایگاه معنوی و اقتدار اجتماعی، متوسل به بهره گیری از روش های دیپلماتیک در تقویت ارتباط با صاحبان قدرت اعم از مسئولان ادارات و یا طبقه ثروتنمد گردد که در این صورت مجبور است چشم خود را نسبت به بعضی کژ روی ها بسته و یا خدای ناکرده خودش نیز آلوده زد و بندها شود. 

این که می بینیم بعضی از ائمه جمعه از رسالت نهی از منکر در مقابل مسئولان متخلف سر باز زده و یا همنشین تعدادی از ثروتمندان و تاجران بدنام شده اند شاید یک علت اساسی اش بر گردد به همین ساختار معیوبی که در انتصاب و مسئولیت دهی ائمه جمعه به وجود آمده است.

البته نمی توان انکار کرد وجود بعضی ائمه جمعه جوان و انقلابی را که بی اعتنا به شیرینی های عرصه قدرت، خدا و راه خدا را بر استمرار در منصب ترجیح داده اند و نیز معدود ائمه جمعه جوانی که با ظرافت و هنرمندی توانسته اند جایگاه معنوی و نفوذ فکری خود را در بین مردم و مسئولان یک شهر تثبیت نمایند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نگران نباشید قبر شما با ما!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۹، ۱۲:۰۶ ب.ظ

خب مردم همیشه نگران بودن بعد از مرگشون چی به سرشون میاد قبر دارن یا نه که الحمدلله این مشکل هم برطرف شد:

 

عطایی مدیرکل خدمات شهری شهرداری تهران:
🔹️ شهرداری تهران به منظور واکنش مناسب در برابر بحران‌های احتمالی نظیر زلزله در قطعه‌ای مجزا ۱۵ هزار قبر اضطراری را آماده کرده و روزانه نیز ۱۰ هزار قبر آماده داریم که در کنار قبرهای اضطراری در مواقع ضروری می‌توانند کمک حائز اهمیتی باشند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ترکش های یک محاکمه

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۹، ۱۱:۵۸ ق.ظ

dr1h_photo_2020-04-05_06-54-20.jpg

 

الان خیلی از بچه های حزب اللهی تو فضای مجازی درخواست عزل و محاکمه آملی لاریجانی بابت حمایت تمام قدش از اکبر طبری رو دارن؛ اما یه جوری حرف میزنن که انگار هاشمی رفسنجانی و جاسبی و موسوی و کروبی و ... قبلا محاکمه شدن که حالا نوبت صادق خان باشه!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اولین کارت زرد به نمایندگان جدید استان مازندران!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۹، ۰۲:۰۸ ب.ظ

umpt_photo_2020-04-05_01-56-01.jpg

 

همان طور که پیش بینی می شد سیل مسافرانی که در روزهای تعطیل خرداد به شهرهای ساحلی مازندران سرازیر شدند وضعیت این استان را به شرایط زرد و قرمز برگرداند.

استان مازندران به دلیل مجاورت با پایتخت و برخورداری از مناظر شکوهمند و جذاب طبیعت از استان های پیشتاز در ابتلا به ویروس کرونا بود و خانواده های داغدار بسیاری را در چند ماه اخیر به خود دید.

برای شهروندان معمولی هم قابل پیش بینی بود که حجم انبوه مسافران در روزهای تعطیل خرداد، موج دوم اشاعه کرونا را در مازندران رقم خواهد زد؛ اما مسئولان دولت به رغم اطلاع از این وضعیت، اراده ای برای حفظ سلامت مردم نداشته و متأسفانه خوشگذرانی چند روزه پایتخت نشینان را به خطر شیوع ویروس و مرگ و میر مردم خطه شمال ترجیح دادند.

حال روی سخن با نمایندگان محترم مازندران و منتخبان جدید خانه ملت است:

شما که می دانستید دولت برنامه قاطعی برای مقابله با کرونا نداشته و ریاست محترم جمهور ظاهراً دنبال خنده درمانی برای حل مشکلات نفس گیر جامعه است، شما که می دانستید اگر مردم به طور خودجوش برای ممانعت از سفرهای تفریحی پایتخت نشینان و انسداد جاده ها اقدام می نمودند متهم به اغتشاش و نافرمانی مدنی و ... می شدند، چرا در مقابل خطری که جان همشهریان شما را تهدید می کرد سکوت اختیار نموده و از اهرم نظارتی و تقنینی مجلس برای کنترل وضعیت اسفناک موجود استفاده ننمودید؟ آیا داغ عزیزانمان در دو سه ماه اخیر برای تنبّه و بیداری مسئولان کافی نبود؟

به عنوان نخستین هشدار و کارت زرد به نمایندگان تازه نفس استان مازندران لازم است یادآور شوم که وکلای مردم باید دغدغه حفظ جان و سلامت مردم را داشته و در صورت کوتاهی دولتمردان از حقوق ملت دفاع نمایند. از نمایندگان محترم استان در مجلس شورای اسلامی انتظار می رود در اسرع وقت نسبت به بررسی و کنترل وضعیت بحرانی استان مازندران اقدام کرده و تصمیمی جدی و لازم الاجرا اتخاذ نمایند.

سعید پورحسن، نماینده مجمع طلاب و فضلای شهرستان بابل در حوزه علیمه قم

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک سوال درباره جرایم اکبر طبری

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۹، ۰۱:۰۱ ب.ظ

وقتی می گوییم اکبر اتباعی طبری با سابقه فعالیت گروهکی که در اول انقلاب داشت توانست در یکی از حساس ترین ارکان کشور نفوذ کرده و 20 سال تمام به قانون شکنی و فساد و مال اندوزی از طرق نامشروع اقدام کند بدین معنی است که نهادهای نظارتی کشور 20 سال در خواب بودند.

ضمن تشکر از آقای رییسی و سازمان اطلاعات سپاه بابت برخورد با عنصر دانه درشتی چون اکبر طبری، جای این پرسش باقی است چه کسانی و با چه انگیزه ای در این 20 سال چشمان خود را به روی مفاسد این فرد بسته بودند؟ قصور این افراد آیا بخشودنی است و آنها مشروعیت و صلاحیت لازم برای حضور در مسئولیت های خطیر را دارا هستند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تبلیغات و اوقاف را ادغام کنید

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۹، ۱۰:۵۳ ق.ظ

 

سازمان تبلیغات کار قرآنی می کند، اوقاف هم فعالیت قرآنی دارد.

سازمان تبلیغات به امور مداحان و هیئت های مذهبی رسیدگی می کند، اوقاف هم همینطور.

سازمان تبلیغات اعزام مبلغین را در ایام خاص به نقاط مختلف در دستور کار دارد اوقاف هم مشابه همان را انجام می دهد.

اوقاف پول دارد سازمان تبلیغات ندارد و گداست.

خوب بردارید این دو را در هم ادغام کنید هم تمرکز و مدیریت واحدی در این بخش از امور فرهنگی ایجاد می شود هم کلی در بودجه و امکانات و نیروی انسانی صرفه جویی خواهد شد. اگر جهاد سازندگی با وزارت کشاورزی، سازمان ملی جوانان با تربیت بدنی، وزارت مسکن با راه و ترابری قابل جمع هستند اوقاف و سازمان تبلیغات که مشترکات بیشتری دارند.

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا