اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۴ اسفند ۹۹، ۲۰:۵۲ - شهردار بابل
    🙄🙄

۴۵ مطلب در بهمن ۱۳۹۸ ثبت شده است

فریاد عدالت در بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۸، ۰۵:۲۰ ب.ظ

معلمان در تعمیق دشمن‌شناسی دانش‌آموزان به رسالت خود عمل کنند

 

بالاخره دکتر علی کریمی فیروزجایی هم به رغم اعمال فشار از ما بهتران، توسط شورای نگهبان تأیید شد و با حضور او شوری وصف ناپذیر در فضای رقابتی انتخابات مجلس شهرستان بابل پدید آمد.

این اتفاق خوب و امید بخش را به طبقات محروم و پابرهنگان و حاشیه نشینان و مستضعفان و ولی نعمتان حقیقی انقلاب تبریک عرض می کنم.

رقیب اصلی علی کریمی در انتخابات پیش رو، هیچ یک از نامزدهای موجود نیستند. رقیب اصلی او قبیله هزار فامیل، اختاپوس چنبره زده بر کانون های قدرت و ثروت، مثلث زر و زور و تزویر، پدرخوانده های منفعت طلب و تمامیت خواه، اژدهای هفت سر رانت و بی عدالتی و ... است.

علی کریمی فیروزجایی برخاسته از متن بی آلایش جامعه است و صدای حنجره پرسوز لایه های ضعیف اجتماع همواره با گوش جان او عجین بوده است. این یادگار خاندان ایثار و شهادت که اکنون برای عرض ارادت و شکرانه توفیق حضور، به پا پوس سلطان سریر ارتضا شتافته باید همواره بر عهد قلبی خویش با صاحبان اصلی انقلاب خمینی استوار مانده و به یاد داشته باشد که وکیل مردم بودن، شهامت و اخلاص و از خودگذشتی فراوانی را طلب می کند. اگر قرار است فریاد محرومان و صدای حق طلب فراموش شدگان جامعه باشد باز هم باید پذیرای تیرهای زهرآلود بدخواهان و قیّم مآبان خودنظام پندار قرار گرفته و در این راه سخت و جان سوز جز به لبیک ندای امام حق و نغمه شیرین فزت و رب الکعبه دلخوش نباشد که آخرین منزل طریقت ایمان و عدالت، وصال سرخ با معبود است؛ انشاءالله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

هر سال شش میلیون توریست حیوان!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۸، ۱۱:۰۱ ق.ظ

غیر اخلاقی ترین نوع توریسم در جهان

 

در جزیره دومینیکن جایی که سواحل سفید و زیبا با درختان نخل آن را احاطه کرده است، گردشگری منبع نخست اقتصاد است و تعداد توریست ها سالانه به شش میلیون تن می رسد. آنچه اغلب در این جزیره دیده می شود، مردان میانسالی اند که ظهرها مشروب می خورند و منتظرند تا شب فرا برسد و تمایلات منحرف خود را اشباع کنند. آنها در این جزیره می توانند به خانواده های فقیر پول بپردازند تا با کودکان شان در ازای پول رابطه جنسی انجام دهند. در این جزیره رانندگان، تاکسی ها، موتورسیکلت ها و وسایل نقلیه عمومی کودکان را برای توریست ها می برند تا با آنها رابطه جنسی برقرار کنند و برای چنین خوش خدمتی ای پول دریافت کنند.

 

متن کامل:

http://tabnakbato.ir/fa/news/170277/%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سازمان تبلیغاتی که باید اسلامی باشد

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۸، ۱۰:۴۳ ق.ظ

در آستانه بازنشستگی حجت الاسلام شکریان رییس سازمان تبلیغات اسلامی استان مازندران، رایزنی ها برای تعیین جانشین وی شدت گرفته است. طمع کانون های قدرت و قبیله هزار فامیل نیز تحریک شده و با ایجاد فشار و مطالبات تصنعی به دنبال تصاحب این کرسی و به کارگیری امکانات سازمان مذکور در راستای منافع طیفی خاص هستند.

امیدوارم حجت الاسلام قمی برخلاف حجت الاسلام علی اکبری که در ابتدا کارش را با رویکردی انقلابی آغاز کرد و مدتی بعد به روزمرگی دچار شد و در تارهای عنکبوتی صاحبان نفوذ گرفتار آمد، محوریت انقلاب را فراتر از منافع کانون های قدرت دانسته و اهمیت مقوله فرهنگ را بدون نگرش های جناحی و حزبی در راستای تقویت مبانی اسلام و نظام اسلامی سرلوحه تصمیم خود قرار دهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برنامه دیدنی ها را یادتان هست؟

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ۰۶:۵۲ ب.ظ

See the source image

 

یک شنبه ها بود به نظرم؛ شما یادتان هست؟ آن موقع که فقط دو شبکه در سیما داشتیم و همه برنامه هایش را با دقت نگاه می کردیم. برنامه پر مخاطبی بود به نام دیدنی ها، یک شنبه شب ها پخش می شد؛ انگار فقط تابستان ها.

بگذریم.

یک شب جلال مقامی که مجری برنامه بود پیرمردی را به عنوان مهمان برنامه معرفی کرد و با او به گفت و گو نشست. پیرمرد سر حال و بشّاش بود. انگار نه انگار سن و سالی از او گذشته است. دفترچه بیمه اش را در آورد و نشان داد، سفید سفید بود. اهل نرمش و ورزش بود و هر روز منظم و مرتّب ساعتی را به این کار اختصاص می داد. حرفی زد که تا مدت ها سر زبان ها افتاده بود. می گفت: پیشنهاد می کنم به جای بیمارستان، ورزشگاه بسازید، دفترچه های درمانی مردم سفید می ماند ...

آن موقع بچه بودم و این عبارت در ذهنم نقش بست. بعدها دیدم محققان علم پزشکی هم می گویند هر کس به وسیله ورزش و غذای مناسب و مقوی، بدن سالم تری داشته باشد در برابر میکروب ها و ویروس ها هم مقاومت بیشتری داشته و دیرتر بیمار می شود. آدم های ضعیف بیشتر در معرض ابتلا به بیماری ها قرار دارند و ...

کشور قوی هم همین ویژگی را دارد. کشوری که در اقتصاد و صنعت و کشاورزی و فرهنگ و دانش و درمان و تسلیحات و ... قدرتمند و خودکفا باشد در برابر دشمنان از آسیب پذیری کمتری برخوردار خواهد بود. " وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ" را برای همین گفته اند. همه میدان ها عرصه هجوم و بدخواهی دشمنان است و در همه عرصه ها و زمینه ها باید به قوت و اقتدار رسید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مرد مناظره

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ۰۵:۰۹ ب.ظ

gkqb_799514f8-35b5-4d37-86d1-9381860e7997.jpg

 

شنیده ام حجت الاسلام ابراهیم برارپور از نامزدهای این دوره انتخابات مجلس شهرستان بابل و دانش آموخته حوزه و دانشگاه، همه رقبا را به مناظره درباره مسائل مهم کشور و امور مرتبط با مجلس در عرصه های اقتصاد و فرهنگ و سیاست نموده است.

بی تردید مناظره و بحث و بررسی کارشناسانه یکی از بهترین راه های تشخیص نامزد اصلح برای مردم خواهد بود.

باید دید کسی شهامت استقبال از این پیشنهاد را دارد یا نه.

فراموش نکنیم متأسفانه یکی از دردهای تأثیرگذار کشور که باعث عقب ماندگی در بعضی امور شده عدم تخصص و اشراف بسیاری از نمایندگان نسبت به مباحث اصلی مملکت است.

برگزاری کرسی های آزاد اندیشی و مناظره، شفاف ترین و کارآمدترین راه برای ظهور و بروز منویات و داشته ها و توانایی های نمایندگان احتمالی مجلس به شمار می آید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فدای سر حسین

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۸، ۱۲:۰۷ ب.ظ

این مطلب را سال گذشته نوشتم و منتشر کردم؛ تکراری است، می دانم؛ اما حیفم آمد امسال در سالروز وفات بانوی فرهیخته و نازنین اسلام حضرت ام البنین دوباره منتشر نکنم:

 

 

مادر محمدرضا شفیعی عاشق فرزندش بود. یک بار پای او تیر و ترکشی خورده بود که باید قطع می شد. مادر نذر امام زمان کرد. گفت: من از دار دنیا دو عدد قالی دارم. یکی اش برای شما آقاجان، میبرم جمکران، پسرم را شفا بده. محمدرضا وقتی به بیمارستان رفت، دکتر معاینه اش کرد و گفت پایت که مشکلی ندارد. تعجب محمدرضا را که دید ادامه داد: به نظرم هر چه که هست زیر سر مادر توست!

محمدرضا هم وقتی در چنگال اسارت داشت آخرین لحظات عمرش را سپری می کرد به همرزمش سپرد: خبر شهادت مرا به مادرم برسانید تا چشم براهم نماند و عذاب نکشد.

پیکر سالم محمدرضا را شانزده هفده سال بعد، به قم آوردند. مادر بالای سر جنازه ای که سلامتش، مزدوران بعث را رسوا ساخته بود، ایستاد و لبخند زد. به رغم دلتنگی هایش اشک نریخت و گفت: فدای سر حسین.

 

 

مادر محمد معماریان، با دستان خودش پیکر نوجوانش را در قبر خواباند. دید درون دهان محمد پارچه ای قرار داده اند، نمی دانست برای چه. خواست برش دارد که فهمید فک و صورت محمد بدون این پارچه بهم ریخته است. داشت از قبر بیرون می آمد، پایش سر خورد. عده ای به گمانشان حالش از دیدن این صحنه ها خراب شده، زیر بغلش را گرفتند که تسکین بدهند. گفت: اجازه بدهید، تازه می خواهم برایتان صحبت کنم! ایستاد وسط جمعیت، داد سخن سر داد و مردم را برای حضور در جبهه و آمادگی برای شهادت در راه حسین، تشویق نمود.

 

 

مادر رضا سینایی، همسر شهید بود. عشقش را به پای فرزند می ریخت. شب خواب دید مردی سیاهپوش آمد و گفت خانه را مرتب کن، پسرت هم شهید شده. صبح همه جا را مرتب کرد. خبر را که آوردند کمی بهم ریخت؛ اما بعد به خودش مسلط شد و گفت: فدای سر آقا! می گفت: هیچ سوادی نداشتم؛ اما از آن پس قرآن را که باز می کردم می توانستم آیه ها را درست بخوانم.

 

 

استخوان های شهید کاکا را چند سال بعد آوردند. گوشه اتاق نشسته بودیم به وداع. همه روضه می خواندند. عمه شهید، مجلس را دست گرفته بود و با صدای بلند، نوحه و نجوا سر می داد. اول نمی گذاشتند مادر شهید داخل اتاق بیاید. گفت: قول می دهم گریه و زاری نکنم. یک گوشه نشست و بعد آرام آرام و مظلومانه خودش را کشید جلو و بالاخره زانویش را به تابوت چسباند. تا آخر هم سر حرفش ماند و هیچ نگفت.

 

 

حسن گرجی تنها پسر خانواده بود، خوشگل و خوش تیپ. صورتش هنوز سبز نشده بود. پیکرش که آمد، مادر صبر کرد تا روضه علی اکبر را بخوانند و بعد اشک ریخت.

 

 

حرف از شهدا بود و ایثار پدرها و مادرهایشان که در راه خدا صبر می کنند. مجلس که تمام شد پیرزنی آمد جلو و تشکر کرد. گفت: من مادر حسن جلیلیان هستم. پسرم سر به بدن نداشت. خبر را که شنیدم فقط گفتم: خدایا شکر، فدای اباعبدالله ...

 

 

ننه علی نوزده سال بر مزار فرزند شهیدش در بهشت زهرای تهران بیتوته کرد. هر شب در آلونک حلبی که بر مزار فرزندش ساخته بود می نشست و با لهجه ترکی روضه می خواند. هیچ وقت هیچ کس نشنید که برای فرزندش گریه کند. روضه هایش برای غربت اباعبدالله و فرزندانش بود.

 

 

مادر عبدالصالح زارع، انس عجیبی با او داشت. ارتباط قلبی اش با فرزند، باور کردنی نبود. هر اتفاقی برای عبدالصالح می افتاد انگار به مادر الهام می شد. حتی اگر کیلومترها از هم فاصله داشتند مادر می فهمید الان برای فرزندش اتفاقی افتاده و زودتر از آن که کسی چیزی بگوید خبرش را بر زبان می آورد. آخرین تماس عبدالصالح از سوریه بود که به مادرش فهماند باید از او دل بکَند. مادر آهی کشید و گفت: راضی ام به رضای خدا. هدیه ای به محضر اباعبدالله...

 

 

اسم اصلی اش فاطمه بود؛ اما می گفت: مرا با این نام صدا نزنید، مبادا کودکان داغدار علی با شنیدن این اسم به یاد مادر افتاده و اندوهشان تازه شود. کاروان که به مدینه رسید، مانده بودند چگونه خبر شهادت چهار فرزندش را یکجا به او بدهند؛ اما ام البنین نگرانی دیگری داشت و خبری دیگر را جستجو می کرد.

گفتند: عباس رفت

 

 

عبدالله رفت

 

 

جعفر رفت

 

 

عثمان رفت

 

 

مادر، آهی کشید و گفت: فدای سر حسین ...

 

 

13 جمادی الثانی، روز وفات مادر ایثار و ادب، تسلیت باد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

امشب برای فرداست!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۸، ۰۸:۰۸ ب.ظ

See the source image

 

خود واژه جمعه، از جمع و اجتماع می آید. اصل دور هم نشینی و با هم بودن و از حال هم با خبر بودن و صله رحم و اتحاد، یک رویه مطلوب و سبک خاص تربیتی و اجتماعی اسلام است.

روز جمعه را گفته اند از کار و فعالیت معمول، بهتر است که دست بکشید، عبادت کنید، به خود برسید و به دیگران سر بزنید.

شب جمعه را هم گفته اند که قرآن بخوانید و یاد اموات و از دست رفتگان را زنده کنید.

هر شبی مقدمه یک روز است. شب جمعه را اگر به یاد درگذشتگان باشیم، روز جمعه، در دید و بازدیدها و دورهمی های عبادی و خویشاوندی، قدر همدیگر را بیشتر خواهیم دانست. اینگونه، اجتماع زیباتری خواهیم داشت.

یاد مرگ، منشأ انزوا و انفعال نیست، مبدأ تقویت ارتباط با مردم و تحقق جامعه ای است که در آن بی اعتنا به کدورت ها، لحظات با هم بودن به یک ارزش و لذت جمعی تبدیل می شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بلند پرواز باشیم!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ۱۱:۴۲ ق.ظ

See the source image

 

یکجا نشینی، قانع بودن به وضع موجود، بی حالی و گوشه گیری، فقدان انگیزه برای رشد و پیشرفت، ترس از شروع کار جدید، خجالت از بیان موضع حق و ... نتیجه ای جز عقب ماندگی کشور و توقف در حرکت انقلاب اسلامی ندارد. آب را هم که می دانید اگر یک جا بماند، می گندد.

"محافظه‌کاری و اکتفای به آنچه که داریم و نداشتن همت و بلندپروازی در همه‌ی زمینه‌های فکر و فرهنگ، قتلگاه انقلاب است.۱۳۷۹/۱۲/۲۲"1

می خواهید به جایی برسید، بلندپرواز باشید و از فکرهای بزرگ و همت بلند، نهراسید. دشمن زمانی می تواند انقلاب اسلامی و میهن عزیزمان را به قهقرا بکشاند که مبتلا به خمودگی و بی حالی شده و درست مثل جماعت معتاد یا الکلی، به خورد و خواب و مصرف گرایی عادت نماییم.  

1. مقام معظم رهبری

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در حاشیه دسته روی کارکنان شهرداری

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۸، ۱۰:۵۵ ق.ظ

این که عضو معلوم الحال شورای اسلامی! شهر با چه انگیزه و نیتی نسبت به دسته روی کارکنان بلدیه (آنهم با وجود شهرداری که خودش در روی کار آوردن او و تیمش سهم بسزایی داشت) واکنش نشان داده به من مربوط نیست. مردم مدت هاست که ماهیت این جریان فرصت طلب را به خوبی شناخته اند؛ اما

راقم این سطور در دهه محرم امسال پس از دسته روی کارکنان اداره دادگستری طی یادداشتی با استناد به فتوای مقام معظم رهبری و حکم عقل، عدم جواز برگزاری مراسم عزاداری در ساعات اداری که منجر به اختلال در امور جاری و زحمت برای ارباب رجوع شود را متذکر گردید.

متاسفانه چند روز بعد از انتشار این یادداشت به رغم استناد به فتوای صریح رهبر معظم، شاهد دسته روی کارکنان شهرداری در ساعات اداری بودیم که البته برخلاف روال مرسوم دستجات عزاداری به جای حرکت به سمت امامزاده ها، دفتر امام جمعه را مقصد خود قرار دادند و با کمال تأسف به جای تذکر شرعی و امر به معروف و نهی از منکر امام جمعه که به نیابت از ولی فقیه، متولی امور بر زمین مانده جامعه اسلامی است، پیام تشکر وی خطاب به شهرداری در سطح رسانه ها منتشر گردید!!

دسته روی اخیر کارکنان شهرداری به مناسبت ایام فاطمیه در ساعات اداری هم به یقین مجوز شرعی ندارد؛ اما استفاده از امکانات عمومی در دوره شهردار اسبق در راستای تبلیغات انتخاباتی و خبرسازی های پیاپی و قهرمان سازی نمایشی و مستمر از حضور شهردار در ایستگاه صلواتی در حال پخش چای، یا بریدن شاخه درخت یا خاموش کردن آتش با ظرف چهارلیتری و خالی کردن سیلاب با پیت حلبی و اختصاص هزینه برای اردوی مختلط در شیخ موسی و استخدام غیرقانونی بستگان خود و منتسبین چهره های ذی نفوذ و هاپولی کردن اموال در دلال بازی های فرهنگی و ... نیز از مصادیق تخلف شرعی  و تضییع حقوق عمومی است که البته آن موقع به زعم منتقدین فعلی، بیت المال در حکم بیت الحال بود!

ضمنا خوب است پت و مت اصولگرا و ظاهرالصلاح هم به عقل منفصل خود یادآور شوند که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها وفات نیافته و به شهادت رسیده و در ادامه حذف واژه شهید از سطح معابر، لااقل ساحت دختر مظلوم نبی اکرم(ص) از شیطنت ها مصون نگاه داشته شود.

بعضی ها پیش از این نیز مدرسه امام خمینی را به اشتباه، شاپور خواندند، حجاب برتر را به اشتباه مورد حمله قرار دادند، نام شهدا را به اشتباه حذف کردند، بیرق سیدالشهدا را به اشتباه پایین کشیدند، دوچرخه سواری مختلط را به اشتباه ترویج نمودند، فتنه گران ضدانقلاب را به اشتباه پر و بال دادند و برای عکس پرسنلی به اشتباه وارد آتلیه بانوان شدند و ...!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

رسم شیدایی

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۸، ۱۱:۵۵ ق.ظ

See the source image

 

شهید سید مجتبی هاشمی، خودش را مبلّغ نماز می دانست. قبل از انقلاب وقتی اذان می شد، در هر مکانی که بود، بی توجه به نگاه پرسش گر مردم می ایستاد و با صدای بلند اذان می گفت.

با تأکیدهای سید، رزمندگان جبهه فدائیان اسلام در ذوالفقاریه آبادان، حتماً نمازها را در اول وقت و به جماعت می خواندند.

رسم دیگری که سید مجتبی در میان نیروهای خود به یادگار گذاشت این بود که قبل از هر عملیات و حمله ای، همه با هم بایستند و نماز بخوانند. همین روش تربیتی او بود که باعث شد حتی بعد از شهادتش و حتی در سال های بعد از اتمام جنگ، رزمنده های کوی ذوالفقاریه قبل از دست زدن به هر کار مهم و سرنوشت سازی در زندگی شخصی خود، به نماز می ایستادند.

به روایت همرزمان شهید هاشمی، پایگاه مجازی خاطرات سید مجتبی هاشمی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

صلاحیت روحانی چگونه تایید شد؟

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ۰۷:۱۳ ب.ظ

See the source image

 

"... نمی‌دانم این را بگویم یا نه برخی نامزدها گاهی رایشان به شش می‌رسد یک رای دیگر می‌خواهند که صلاحیتشان احراز شود. برخی آقایان دوباره درخواست می‌کنند یا با آقایان مشورت می‌کنند که اگر این مشکلات هست این حسن‌ها هم هست و در جهت حل مساله رایزنی می‌کنند. اما فراتر از این نه. شاید نسبت به دو نفر که اگر اسم ببرم برای شما خیلی مهم است این کار با وساطت دبیر شورای نگهبان، انجام شد، یعنی اگر بر همان روال سابق بود رای لازم را نداشت، اما دبیر شواری نگهبان گفت من هم شناخت دارم از اینها، می‌دانم که می‌توانند مفید باشند و با یکی، دو نفر صحبت کردند که رای نداشتند، آنها هم آمدند رای مثبت خودشان را اعلام کردند

 می‌توانید نام ببرید؟

می‌ترسم در کشور زلزله شود.

 ولی به نظرم اشکالی ندارد به‌ویژه که نگاه مثبت دبیر شورای نگهبان را نسبت به این دو نفر نشان می‌دهد.

یکی آقای روحانی ..."

 

کدخدایی، روزنامه شرق، 5 مرداد 92

گفتنی است باقری لنکرانی، منوچهر متکی، سعیدی کیا، دکتر زاهدی و ... از جمله ردصلاحیت شدگان انتخابات ریاست جمهوری هستند که بنا بر کارشناسی فقهای شورای نگهبان صلاحیت حسن روحانی از نظر دیانت، مدیریت، التزام به اسلام و انقلاب و ولایت بالاتر از آنان تشخیص داده شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا