اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۱ دی ۰۰، ۰۸:۰۰ - حسن مجیدیان
    احسنت

حاشیه ای بر یادواره شهدای شهرستان بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۳، ۱۱:۴۰ ق.ظ


صبح پنج شنبه، هفتم اسفند نود و سه، مراسم باشکوهی برای بزرگداشت یاد و نام شهدای افتخارآفرین شهرستان بابل با حضور آیت الله خاتمی در مصلای نمازجمعه این شهر برگزار شد که به نوبه خود از تلاش گران این عرصه و عزیزان گمنامی که برای برگزاری چنین مراسمات زیبنده ای هر ساله در تلاش و تکاپو هستند تشکر می کنم. حققیت آن است که برای شهدا هر چه کار کنیم، بی اغراق کم گذاشته ایم.

این چند خط مقدمه را نوشتم تا خدای ناکرده از آنچه می نویسم سوءتفاهمی برای کسانی که دست اندرکار این یادواره بوده اند پیش نیاید.

در نکوداشت یاد و نام شهدا و ایثارگران، سه اصل کلی را نباید از نظر دور نگاه داشت:

1-      یاد شهدا را باید زنده نگاه داشت؛ هم برای ارتقای سطح معنوی و فرهنگی جامعه، هم به منظور مانور وحدت اجتماع مسلمین، هم به کوری چشم دشمن و ...

2-      محفل شهدا، مجلس ترحیم نیست. یعنی باید کوشید تا راه و هدف شهید را برای الگوگیری همه آحاد جامعه و ایجاد پویایی معنوی و انقلابی در نسل جدید انقلاب تبیین و تشریح کرد.

3-      بهترین راه برای ترویج راه و سیرت شهیدان، ایجاد انس با شهداست. تحقق این مهم در گرو برگزاری مراسماتی است که دل ها را به حال و هوای پاک دوران دفاع مقدس، معطر ساخته و عقل و احساس مخاطب را با وجود نورانی شهید پیوند بدهد.

سال ها پیش این نگاه را برای رزمنده بزرگواری که مسئولیت پایگاه یکی از روستاهای نسبتاً دور شهرستان را بر عهده داشت بازگو کردم. یکی دو ماه بعد ماجرایی را برایم تعریف کرد که جالب بود. می گفت مراسمی به یاد شهدای محل برگزار کرده و بر اساس عادت هرساله، منتظر سخنران محترمی بودند که از شهر تشریف بیاورد. صبرشان به طول انجامید و حوصله مخاطب به تنگ آمد. این بنده خدا چاره ای ندید جز آن که پشت تریبون رفته و تا آمدن سخنران، فی البداهه به بیان خاطرات خود از شهدای روستا بپردازد. سخنران هم رسید و صحبتی کرد و فاتحه ای گرفت و رفت؛ اما حلاوت آن خاطرات دست و پا شکسته چنان به دل مردم نشست که هر وقت او را در کوی و برزن می دیدند تقاضا می کردند تا باز هم دور هم بنشینند و از شهدا برایشان خاطره ای بگوید.

البته تأکید بر این نکته خالی از لطف نیست که خاطره گویی دفاع مقدس باید به صورت هدفمند و سازنده باشد.

الغرض؛ ضمن آن که برگزاری مراسمی بزرگ و سراسری برای نکوداشت یاد شهدا، کاری بایسته و مؤثر است چه زیباست در حرکتی ابتکاری، یک بار هم اعلام شود که در فلان تاریخ، با هزینه یک مراسم بزرگ، صد شب خاطره کوچک و خودمانی در صد نقطه شهرستان به یاد شهدا برگزار خواهد شد. این گونه در یک شب می توان عَلَم شهید و رایحه شهادت را در بسیاری از نقاط شهر پراکنده ساخت. تجربه ثابت کرده که محافل جمع و جور و با صفا و بی آلایش، دل پاک و فطرت زلال جوان ها را بیشتر و بهتر صیقل داده و آنان را به راه و رسم فرهنگ ایثار و شهادت نزدیک تر می سازد. این هم یک نوع نگاه، امتحانش ضرر ندارد. گاه باید به رسم سنّتی و کهن عرصه تبلیغ، منبر و تریبون معارف دین را به میان مردم برد و دایره مخاطبان صدای حق و حقیقت را این گونه وسعت بخشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">