اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

۱۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صداقت» ثبت شده است

همینقدر مطلع، همین قدر دلسوز!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۹ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۰۱ ب.ظ

موج کمر شکن و ناتمام گرانی کاری کرده است که بعضی مردها مجبورند موتور سیکلت خود را که تنها وسیله نقلیه شان است برای گذران روزگار و یا صاف کردن بدهی ها و رفع مشکلات اقتصادی به فروش بگذارند. دولت اما به جای آن که فکری برای حل مسائل مردم و رفع بحران معیشت کند در تصمیمی که ربطی به دولت نداشته و در حیطه اختیارات مجلس است اجازه داد زنها هم موتور سواری کنند!

موتور سواری خانمها خوب است یا بد حرف دیگری است.

نگرانی از فاصله ای است که در نگاه و شناخت مسئولان دولت نسبت به مطالبات حقیقی مردم وجود دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دیداری که در آن از خجالت آب شدم!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۱۷ ق.ظ

photo_2026-01-26_06-09-32_d55h.jpg

 

این یادداشت را چند روز پیش نماینده قم منتشر نمود:

امروز توفیق داشتم تا به دیدار دو خانواده شهیدی که در اغتششات اخیر در قم به شهادت رسیده بودند بروم. مادر دومین شهید (شهید عباس اسدی از پرسنل خدوم نیروی انتظامی) حکایت عجیبی از فرزند شهیدش برایم تعریف کرد. گفت فرزندش چند هفته قبل از شهادتش خواب عجیبی دیده و به مادرش گفته که خواب دیده‌ام در یکی از روستاهای اطراف قم هستم و از کوه نزدیک روستا، سه بانو در حال حرکت به سمت روستا هستند و در همین حال، اعلام کردند که مادر شهید می‌آید!

وقتی که این سه بانو نزدیک شدند دیدم یکی از آن سه بانو شمایید و متوجه شدم که آن مادر شهید، خود شمایید! در همان حال، به سنگ قبری که در آن روستا بود نگاه کردم و دیدم نام خودم روی آن حک شده و نوشته شده شهید عباس اسدی!  گفت که دیدم روی سنگ قبر هم تاریخ شهادت را ۱۹ رجب حک کرده بودند؛ و عجیب آنکه این شهید دقیقا در شب نوزدهم رجب با ضربات متعدد چاقوی اوباش (۵۸ ضربه چاقو!) و با زبان روزه به شهادت رسید! و سپس بر اساس همین رویای صادقه‌، ایشان را در همان روستا به خاک سپردند.

 

همسر شهید از قول همکاران شهید برایم نقل کرد که آن شب زمان افطار، شهید نمازش را خوانده و سپس همکارانش به او می‌گویند که روزه‌اش را افطار کند اما او افطار نمی‌کند و پاسخ می‌دهد که شاید امشب قسمتش شهادت باشد و با زبان روزه، برای تببین و صحبت با نوجوانان و جوانان غافلی که برای اغتشاش تجمع کرده بودند عازم خیابان می‌شود و ساعتی بعد در حین تببین و صحبت با آنها، با ضربات متعدد چاقو به شهادت می‌رسد.

آنچه برایم بسیار تلخ بود این بود که از این شهید عزیز، چهار فرزند کودک و نوجوان به یادگار مانده و فرزند پنجمشان هم در راه است که همگی بدون هیچ توقعی در یک منزل کوچک هفتاد و چند متری در یکی از محلات ضعیف قم زندگی می‌کنند.

در دیدار با این خانواده درباره این شهید و مجاهدتهای دائمی او و اینکه دائما خود را بدهکار به نظام و انقلاب می‌دانسته توصیفاتی شنیدم که حقیقتا از خجالت آب شدم. خصوصا که خواهر شهید بیان کرد که شهید در ایام انتخابات مجلس، مکررا خانواده و دوستان و نزدیکانش را ترغیب می‌کرده که به حقیر رای دهند و حالا ره‌آورد این دیدار، برایم خجالتی سرشار است از این خانواده‌هایی که در منازل کوچک و محقّرشان، بی هیچ توقعی تا پای جان پای کار انقلاب ایستاده‌اند و اینکه بار سنگین امانت رای چنین شهدایی که مظلومانه جان دادند را چطور می‌توان به سرمنزل مقصود رساند؛ "ربّ اِنّی مغلوب فانتَصِر و انتَ خیرُ النّاصِرین".

 

️ دکتر منان رئیسی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

میکده عشق حسین

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۰ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۳۴ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم‌

‌‌ تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیۀ خداوند‌ تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد.‌

‌‌     در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب خصوصاً جنگ، بودند نهادها و‌ گروه های فراوانی که با ایثار و خلوص و فداکاری و شهادت طلبی، کشور و انقلاب‌ اسلامی را بیمه کردند. ولی حقیقتاً اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و‌ فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه کسی سزاوارتر از بسیج و‌ بسیجیان خواهند بودبسیج شجرۀ طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های‌ آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسۀ عشق و مکتب‌ شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و‌ رشادت سر داده اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشۀ پاک اسلامی است که تربیت‌ یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشکر مخلص خداست که‌ دفتر تشکل آن را همۀ مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند.‌

‌‌     من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا با‌ بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام. من‌ مجدداً به همۀ ملت بزرگوار ایران و مسئولین عرض می کنم چه در جنگ و چه در صلح‌ بزرگترین ساده اندیشی این است که تصور کنیم جهانخواران خصوصاً امریکا و شوروی‌ از ما و اسلام عزیز دست برداشته اند؛ لحظه ای نباید از کید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و‌ سرشت امریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم‌ ـ موج می زند. باید برای شکستن امواج طوفان ها و فتنه ها و جلوگیری از سیل آفت ها به‌ سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملتی که در خط اسلام ناب محمدی ـ صلی الله ‌‎ علیه و آله ـ و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید‌ همۀ افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چرا که در هنگامۀ خطر‌ ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد.‌ 

خلاصۀ کلام، اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد، چشم طمع‌ دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الاّ هر لحظه باید منتظر حادثه ماند.‌ بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد. امروز یکی از‌ ضروری ترین تشکل ها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان‌ دانشگاه ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان‌ بسیجی ام در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییرناپذیر «نه شرقی و نه غربی» باشند. امروز‌ دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به‌ هیچ وجه نگذارند ایادی امریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج‌ است که این مهم انجام می پذیرد. مسائل اعتقادی بسیجیان به عهدۀ این دو پایگاه علمی‌ است. حوزۀ علمیه و دانشگاه باید چهارچوب های اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار‌ تمامی اعضای بسیج قرار دهند. باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ‌ اسلامی باشند و این شدنی است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید‌ هسته های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.‌ شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح‌ جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است، انقلاب اسلامی در جهان‌ نیازمند فداکاری های شماست و مسئولین تنها با پشتوانۀ شماست که می توانند به تمامی‌ تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون امریکا و شوروی می شود به زندگی‌ مسالمت آمیز توأم با صلح و آزادی رسید. حضور شما در صحنه ها موجب می شود که‌ ریشۀ ضد انقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد.‌

من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم که اگر مسئولین نظام‌ اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. بار دیگر تأکید می کنم‌ که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی، سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال‌ خواهد داشت. من از تمامی بسیجیان خصوصاً از فرماندهان عزیز آن تشکر می کنم و از‌ دعای خیر برای این فرزندان با وفای اسلام غفلت نخواهم نمود. خداوند شهدای عزیز و‌ گمنام بسیج را به نعمت همجواری اهل بیت ـ علیهم السلام ـ متنعم و جانبازان عزیز را شفا‌ و اسرا و مفقودین عزیز را سالماً به اوطانشان بازگرداند و هر روز بر عظمت و شوکت این‌ نهاد مقدس و مردمی که پیروان اسلام عزیز و حضرت بقیة الله الاعظم ـ ارواحنا لمقدمه‌ الفداء ـ هستند بیفزاید. والسلام علیکم و رحمة الله .‌

‌‌2 / 9 / 67‌

‌‌روح الله الموسوی الخمینی‌

صحیفه امام؛ ج ۲۱، ص ۱۹۴-۱۹۶

 

امام خمینی: بسیج لشکر مخلص خداست/  من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم/در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از ایرانمان دفاع میکنیم

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۶ دی ۱۴۰۴، ۰۴:۴۳ ب.ظ

به دانش آموزان دوره متوسطه اول، کتابی کم حجم داده شده است با عنوان "از ایرانمان دفاع میکنیم" مشتمل بر مطالبی پیرامون نگاه استکبار به غرب آسیا، ماهیت رژیم صهیونیستی، چرایی تهاجم اسرائیل غاصب به ایران، ابعاد جنگ ترکیبی دشمن، مظاهر وحدت و همدلی ملت ایران، ضرورت توجه به علم و فن آوری و خودکفایی و... که اگر توسط معلمانی اهل دغدغه و سالم و مطلع تدریس شود گامی مهم در مصون سازی اندیشه نسل نوجوان و آینده ساز کشور در برابر نقشه های پلید بدخواهان خواهد بود. بابت این اقدام هر چند دیر اما در خور و آموزنده باید از آموزش و پرورش تشکر ویژه داشت. می گویم دیر از این بابت که این کتاب عصاره ای از مهمترین آگاهی هایی است که مردم ایران باید از آن مطلع باشند و خوب بود لااقل در سالهای پس از دفاع مقدس هشت ساله به آن پرداخته می شد. جامعه ایرانی به خصوص در بستر مدارس و دانشگاه و حوزه اگر با اراده باطل و راسخ دشمن در نابودی این ملت آشنا می شد این سالها به خصوص با میدان دادن مشکوک به شبکه های ویرانگر مجازی دشمن شاهد تحمیل این همه هزینه و تحمل وقایع ناگوار نبود. جوانی که به راحتی تهییج شده و به خاطر خوش آمد اجنبی روی مردم خود تیغ می کشد ذهنی خودباخته و هویتی ویران شده دارد. آنها که با غیرت و انگیزه پای پیشرفت و آبادانی کشورشان ایستاده اند جوانانی دلداده هویت ملی و مذهبی و میهن پرست هستند که در بستری سالم به رشد و بالندگی رسیده اند.

در این کتاب علاوه بر شهدای علمی و نظامی یادی از بعضی شهدای دانش آموز نیز صورت گرفت که بسیار تأثیرگذار است و در این میانه البته لابلای اسامی مشاهیر عرصه علم و رزم و هنر و... یاد شهید محمد دالوند نیز زنده نگاه داشته شد. کار خدا را می بینی؟ چه کسی فکر میکرد در یکی از مهم ترین وقایع تاریخ ایران عزیز، نام یک راننده جرثقیل با مرام که دلبستگی ظاهری چندانی هم به حاکمیت نداشت اما سرمایه ای بی پایان چون معرفت و غیرت درونش موج می زد به عنوان قهرمانی ملی و دوست داشتنی جاودانه شده و به کتابهای درسی دانش آموزان وارد شود؟ هر ایرانی اگر در محیط سالم فرهنگی و رسانه ای با واقعیتهای موجود ایران و جهان آشنا شود سرباز شجاع عرصه پاسداری از میهن و ایستادگی در مقابل زیاده خواهی اجانب خواهد بود و دقیقا از همین روست که دشمن تلاش دارد ذهن و دل مردم را بازیچه فضای آلوده روانی مد نظر خود قرار دهد. افکار را که تسخیر کند خاک کشور را هم تسخیر خواهد نمود. روح همه شهدا به خصوص شهدای ماههای اخیر نبرد با آمریکا و صهیون شاد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حروم زاده ها

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۳ دی ۱۴۰۴، ۰۵:۲۶ ب.ظ

آن پلیس، آن بسیجی در تهران یا مشهد یا قم یا شهریار یا اصفهان با دست خالی رفته بود جلو با آنها صحبت کند، حرفش را بگوید حرفشان را بشنود، جوابی نداشتند، دوره اش کردند با هر چه دستشان بود او را زدند، نشستند روی سینه اش، سرش را از بدن جدا کردند و با هلهله فریاد زدند مرگ بر دیکتاتور!

جلوی آمبولانس را گرفتند. اول خواستند آتش بزنند. دیدند داخلش پیکر چند مجروح افتاده است. به سرشان تیر خلاص زدند و گفتند مرگ بر دیکتاتور.

سه دختر جوان داخل فروشگاه زنجیره ای، جماعت وحشی را دیدند ترسیدند و درها را بستند. حرومزاده ها شیشه را شکستند، بنزین ریختند و دخترها را به آتش کشیدند...

ضریح سبزه قبا را از جا کندند. فرشها و کتابها را آتش زدند و فریاد سر دادند زنده باد آزادی! دهها مغازه و خانه و دکه و موتور و ماشینهای کنار خیابان را آتش کشیده یا منهدم نمودند و دم از حقوق مردم زدند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرزند شهید شوشتری هم شهید شد

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۲ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۰۱ ق.ظ

فرزند یکی از سرداران سپاه ترور شد

 

سردار نورعلی شوشتری جانشین نیروی زمینی سپاه بود و فرمانده قرارگاه قدس که توسط عناصر تجزیه طلب تکفیری مورد حمایت اسرائیل در سال 88 به همراه جمعی از بزرگان بلوچ و برادران اهل سنت به شهادت رسید.

فرزندش فرج الله میتوانست با نام و عنوان پدر برای خودش جایگاهی اجتماعی فراهم کند. مدیر و مسئولی شود و میز و دفتر و دستک و برو بیایی تدارک ببیند و مثل بعضی آقازاده ها و شاه دامادهای تازه به دوران رسیده، نفت خوری کند و زندگی اش را به پلکان رانت و ویژه خواری بسپارد.

خون غیرت و همت پدر در رگهایش جریان داشت. گوشه نشین و مفت خور و عافیت طلب نبود. تمام این سالها پا در عرصه فرهنگ و جهاد گذاشت و فعالیتها و خدمات اجتماعی فراوانی را در مشهد و مناطق محروم پایه گذاری نمود.

در آشوب اخیر هم به میدان آمد تا نگذارد انقلاب اسلامی مظلوم بماند. تلاش کرد با درایت و خرد و منطق به تبیین حقایق پرداخته و صف معترض و آشوبگر را جدا سازد. چند شب پیش او نیز در میانه میدان و کف خیابان مزد مجاهدت هایش را گرفت و پیکر مبارکش به تیغ ستم اوباش در احمدآباد مشهد غرق به خون شد و ندای صداقت و بصیرت و بیدارگری پدر را با بدنی آغشته به زخم جور نامردمان زمانه لبیک گفت و عمارگونه خط سرخ ولایت را جاودانه نمود. 

شهد شیرین شهادت گوارای او. همنشینی با شهدای کربلا مبارکش باد ان شاءالله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سلاح منطق

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۵۵ ق.ظ

photo_2024-03-19_09-42-15_d77b.jpg

 

خدا رحمت کند آزاده بزرگوار، محمدحسین منصف را. در جریان اغتشاشات 1401 با اینکه لا به لای بچه های پاسدار و بسیجی بود به همسرش سفارش داد سیصد تا آب معدنی کوچک تهیه کند و بیاورد سر میدان. نیمه های شب بود. رفت طرف جماعت آشوبگر با لبخند گفت من با شما هستم بیایید آب بخورید! آنها حسین را در خیابانهای بابل دیده بودند که همراه بچه های بسجی است. بعضی هم او را می شناختند که آزاده و پاسدار و نویسنده است و مدتی عضو شورای شهر بوده. با تعجب و ابهام می رفتند سمتش. دستشان آب گوارا می داد. آخر شهریور یا اوایل پاییز بود و هوا شرجی و تشنه بودند. بعد شروع می کرد با آنها حرف زدن: این تابلوی بی نوا را می زنید می شکنید چه گناهی کرده است مگر؟! فکر کردید پولش از کجا تأمین می شود؟ دوباره از جیب من و شما می گیرند و می سازند. ضرر به خودمان زده ایم! سر صحبت که باز می شد آنها هم هر چه دلشان می خواست می گفتند البته چون نمک گیر شده بودند احترام می گذاشتند. حسین هم برای شان توضیح می داد و سعی می کرد خط و مشی انقلاب و نقشه های دشمن را برایشان بازگو کند.

شبهای دیگر چند نفر همراهش می شدند با بلندگویی که موسیقی های ملی در وصف عظمت ایران پخش می کرد می رفت وسط پاتوق جوانهای معترض یا آشوبگر. دو فلاسک بزرگ چای هم با خودش می برد. روی یکی می نوشت مردم! روی یکی می نوشت اغتشاشگر! به هر کس طبق گرایشی که داشت از یکی از فلاسکها چای می داد بعد سر صحبت را باز می کرد. می گفت من خودم معترضم. راست می گفت بارها دادگاه رفت به خاطر نقدهایی که داشت. هم توسط دژخیمان بعثی شلاق خورد هم توسط دادستان نامرد بابل. خودش یکی یکی انتقادها و گله هایی که از وضع موجود به خصوص در زمینه تبعیض و اشرافی گری داشت را بیان می کرد. بعد توضیح می داد که حزب اللهی ها و خود آقا هم به این مسائل اعتراض دارند. باید با بی عدالتی ها جنگید اما راهش همنوایی با دشمن نیست... بخش اعظمی از افرادی که حرفهایش را می شنیدند تحت تأثیر قرار می گرفتند. البته یک عده ای هم بودند که به هر حال لجاجت داشتند. اما کار حسین واقعا اثر داشت. بعد از فوتش که در شب عید غدیر بود دیدم بعضی ها نوشته اند ما با صحبتهای حسین تغییر مشی دادیم. در قبال توهین ها و پرخاش ها هرگز عصبانی نشد. عصبانیت او فقط شبی بود که دید عده ای بعد از برد آمریکا مقابل تیم ملی فوتبال ایران آمده اند به خیابان و شادی می کنند. غصه می خورد و با بغض به آنها می گفت یعنی واقعا از پیروزی تیمی که مقابل نمایندگان کشورتان بازی کرد خوشحالید؟

روحش شاد. گفتم وسط نیمچه آشوبهای اخیر یادی هم از حسین آقا داشته باشیم. شادی روحش صلوات.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تربیت، پول و علم

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۴ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۱۴ ب.ظ

قدس آنلاین - از فقر فرهنگی چه میدانید؟ / عوامل ایجاد فقر فرهنگی

 

یک قسمتی در سریال دکتر قریب هست که دو تا بچه در نقطه ای از پایین شهر سر مداد نصف و نیمه ای که روی خاک پیدا می کنند به جان هم می افتند. یکی آهک می پاشد توی چشم آن یکی و او هم با چاقو می زند توی شکم این یکی. فیلم تلاش دارد علت وقوع چنین حوادثی را در فقر و جهل بیان نماید که البته حرف درستی است؛ اما امروز هم در گوشه و کنار شاهدیم بچه هایی از خانواده های متوسط یا مرفه به هر دلیل به جان هم افتاده و چاقو و پنجه بوکس می کشند و...

فقر را نباید لزوما در بهره مندی از امکانات مادی خلاصه دید، علم را نباید لزوما در رفتن به مدرسه حتی غیرانتفاعی و دریافت مدرک تعریف نمود. چه بسیار آدمهای فقیر یا بیسواد اما نجیب و شریف و چه بسیار انسانهای متمکن و درس خوانده اما حقیر و نانجیب.

مهم تر از پول و مدرک و پز و سواد، تربیت درست است که اخلاق و ادب را به ارمغان آورده و فرد و خانواده و جامعه را به سمت صلاح و آرامش و رستگاری سوق می دهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ریشه و تیشه

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۷ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۵۶ ق.ظ

ویسگون - شبکه اجتماعی عکس و فیلم

 

مجتبی الله قلیپور (حکیم) شهردار اسبق بازداشتی و مستعفی بابل منتسب به جریان اصولگرا که محکومیت قضایی وی در رسانه ها منتشر گردید و نیز دکتر لعلی منتسب به جریان اصلاح طلب که همسرش تصاویر مکشفه خود را در فضای مجازی منتشر می نمود به عنوان معتمدین شهر! برای عضویت در هیات اجرایی انتخابات شورا برگزیده شدند! یک معامله شیرین که دهان دو طرف بسته بماند.

این رفتارها دهن کجی به مردم و هجو اصالت قانون و مسبب تنزل جایگاه اجتماعی نهادهای نظارتی است.

در همین شهر خانمی به خاطر آنکه مدتی عکس مهسا را روی پروفایلش داشت از مسئولیت خلع شد. در همین شهر آزاده ای پاسدار و جانباز و پژوهشگر به خاطر انتقاداتی که از بعضی مسئولان شهری داشت متهم به عدم التزام به ولایت فقیه و رد صلاحیت گردید.

بچه های مردم به خاطر اشتباهاتی کوچکتر از این بسیاری از موقعیتهای اجتماعی و شغلی را از دست می دهند.

امام جمعه بابل حتی اگر در انتصاب دامادش نقشی نداشته باشد باید متوجه باشد که افکار عمومی نمیتواند عدم وجود رانت و نقش پیوند خانوادگی را در این تسامح انتصابی باور نماید.

در جریان انتخاب مجتبی الله قلیپور به عنوان شهردار بابل هم مردم زیر بار داعیه عدم دخالت امام جمعه نرفتند. زیرا او تنها شهرداری بود که بدون رقیب، بدون ارائه برنامه، بدون حضور در صحن شورا در حالی که در خانه اش نشسته بود برای تصدی این سمت انتخاب گردید. امام جمعه اگر دخیل نیست باید زیرک بوده و مانع از تخریب وجهه خود شود.

دنیا و تمتعات و منافع آن لذیذ است اما کاش همه جوانب و عوارض و تبعات این شیرینی های زودگذر و آسیب زا را در نظر بگیریم. حیف این انقلاب مظلوم و خون شهداست که بر سر تقسیم غنائم، در نگاه مردم تخریب شود. به نفع جریان انقلاب است که داماد امام جمعه از این منصب که شاید به ظاهر مقدمه تطهیر و ترمیم چهره او و بازگشت به عرصه قدرت و ثروت باشد، دل بکند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دل آرام

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۱۶ ق.ظ

برنامه دل آرام

 

یکی از شخصیتهای سیاسی که نمیخواهم نامش را بیاورم درباره تصویری که از او در حال مصرف سیگار در سازمان ملل مربوط به سال 67 منتشر شده توضیح داد که رفته بودم برای مذاکره پیرامون شرایط اجرای قطعنامه 598 که خبر رسید منافقین با پشتیبانی حزب بعث عراق به کرمانشاه حمله کرده و بخش هایی از خاک کشور را اشغال نموده اند. فشار عصبی و روحی فراوانی به من وارد شد. یکی داشت کنارم سیگار می کشید. آن لحظه احساس کردم کشیدن یک نخ سیگار است که میتواند موجب آرامش من شود.

گفته اش را حمل بر صحت می کنیم؛ اما این را هم یادمان باشد همان سالها یکی مثل محمد بروجردی داشتیم وقتی دچار ناراحتی و عصبانیت می شد و خود را از نظر روحی تحت فشار می دید قرآن از جیبش در می آورد و آیاتی را تلاوت نموده و آرام میشد. عبدالحسین برونسی موقع بحران سر به سجده می گذاشت، سید مرتضی آوینی شب کربلای پنج دچار دلهره شد. ایستاد دو رکعتی نماز خواند، دلش آرام گرفت و کارش را ادامه داد.... از این دست مثالها در دهه شصت خیلی زیاد است و حتی در بین مومنان و شهدای مدافع حرم و....

راه و منش و طبعا سرنوشت آدمها با هم خیلی فرق می کند. خدا کند آن گونه باشیم که باید باشیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اگر طاغوت اقتصادی را زمین نزنیم

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۰ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۵۲ ق.ظ

علامه حکیمی: در انقلاب اسلامی باید ۳ طاغوت ساقط شود، فقط حذف طاغوت سیاسی کافی نیست

 

دست نوشته‌ای از استاد محمدرضا حکیمی نویسنده و اندیشمند فقید دینی پیرامون انقلاب اسلامی، منتشر شده که در آن آمده است:

در یک انقلاب اسلامی، که مبنای قرآنی دارد، باید سه طاغوت ساقط شود. طاغوت سیاسی (فرعون)، طاغوت اقتصادی (قارون) و طاغوت فرهنگی (هامان) و اگر به حذف یک طاغوت (سیاسی) بسنده شد، اهداف انقلاب تحقق نخواهد یافت. بلکه اگر کار به دست طاغوتان اقتصادی (قارون‌ها) افتاد، عکس مقصود، رخ خواهد نمود...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

قرص مسکّن

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۹ آذر ۱۴۰۴، ۰۵:۵۷ ق.ظ

دانلود بازی Chess برای اندروید | مایکت

 

عظیم ابراهیم پور کاره ای نیست و فایل صوتی منتسب به او هم سر کاری است صرفا از باب مهار تاکتیکی خشم و گلایه نیروهای حزب اللهی و دلخوشی موقت این طیف و زمینه چی برای دست به دامن شدن و جلب حمایت آنها در راستای تمرکز بیشتر بر کنترل اعتراضهای احتمالی پیرامون گرانی فصلی بنزین و اوضاع وخیم معیشتی.

چرا؟

تجربه این سه سال ثابت کرده که مجموعه ای از حاکمیت، شکست در مقابل جنبش مهسا را به منظور حفظ عافیت و قدرت پذیرفته و به شکل سازمان یافته از اجرای قوانین شرع عقب نشینی نموده است. مستنداتش زیاد است که فعلا نمیخواهم به آن بپردازم. یک نمونه اش فضای ولنگاری رسمی شبکه خانگی، یک نمونه اش فضای رها شده مراکز دولتی، یک دلیلش تاکید از مابهتران ذی نفوذ مثل دکتر ولایتی بر ضرورت تغییر در شیوه حکمرانی که قطعا منظورشان هر چیزی است غیر از بهبود وضعیت معیشتی.

یک نهاد امنیتی گزارشی از اوضاع نابسامان فرهنگی اعم از فعالیتهای مرتبط با ترویج برهنگی و سرو مشروبات الکلی و قمار و ... را خدمت مقام معظم رهبری ارائه داده و آقا هم فرموده با شبکه های منسجم و برنامه ریزی شده فساد اجتماعی برخورد کنید و کشف حجاب در معابر را هم با برخورد اقناعی پیگیر باشید؟ این بود کل محتوای فایل صوتی.

واقعا نهادهای امنیتی و انتظامی و قضایی خودشان نمی دانستند که باید با شبکه های تشکیلاتی فساد برخورد کنند و نیازمند دستور رهبری بود تازه آن هم بعد از ارجاع به دولت؟ در خصوص کشف حجاب علنی هم که جسته و گریخته مواجهات اقناعی در گوشه و کنار کشور صورت میگیرد و نتیجه اش را در این سه سال دیده اید. الان این فایل چه حرف جدیدی برای گفتن داشت که اینطور با اصرار و متراکم در حال بازنشر در فضای مجازی است؟

اعتراض ما فقط به مساله حجاب نیست. احساس آزار دهنده ای وجود دارد مبنی بر عقب نشینی از مجموعه احکام اجتماعی و حاکمیتی اسلام به خصوص در زمینه اقتصاد و معیشت و عدالت و... به بهانه حفظ موجودیت نظام که به مرور دارد دلسردی ولی نعمتان انقلاب را موجب میشود. از دولت اسلامی انتظار می رود با مجموعه تخلفات اعم از کشف حجاب و لاابالیگری، اشرافیت و تبعیض و شکاف طبقاتی و سودجویی و ویژه خواری و رانت و... برخورد جدی داشته باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ملاقات با پدر

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۶ آبان ۱۴۰۴، ۰۹:۵۳ ق.ظ

 

مرحوم طالقانی در بیان مواضعشان به طور قاطع مرز انقلاب و ضدانقلاب را روشن فرموده بودند. آنجا که گفته بودند:

"هر کس مقابل انقلاب بایستد باید هلاک شود."

"مخالفت با رهبری امام خمینی مخالفت با اسلام است."

منتها این فرمایشات ایشان به گوش منافقین فرو نمی رفت. حتی نوارهای صحبت ایشان را سانسور کردند و پس از وفاتشان تکثیر کردند. در همان نواری که بعد از رحلت آیت الله طالقانی با نام "ملاقات با پدر" تکثیر شد مطالبی که ایشان در مورد انحرافات ایدئولوژیکی سازمان و ضرورت تصحیح مواضع و غیره فرموده بودند زیر تیغ سانسور بردند و به صورت یک نوار تبلیغاتی پخش کردند.

در یکی از نشست های ماهانه که با حضور موسی خیابانی در تبریز تشکیل می شد و من هم در آن جلسات شرکت میکردم مطرح شد که آقای طالقانی در خطبه نماز عید فطر فاتحه تمام گروهها را خوانده اند و به طور ضمنی ما را هم محکوم کردند. منظور ما از این سوال اشاره به آن قسمت از صحبت آیت الله طالقانی بود که فرموده بودند:

"جز خودخواهی، جاه طلبی و بلند پروازی مثل همه حزب بازی ها چیست که عده ای را جمع میکنند شعار می دهند غائله به راه می اندازند خدا لعنت کند آنهایی که فتنه ها را ایجاد می کنند. در این روز عید صد بار بر آنها لعنت. ما چقدر سعی کردیم با مذاکره با مهربانی و دور هم نشستن مسائل را حل کنیم. چه با این جوجه کمونیستهای داخل خودمان و چه با آنها. یک مشت جوان احساساتی سی ساله خیال می کنند قیّم همه مردمند. قیّم همه زنان ما هستند."

بعد از اینکه به این صحبت آیت الله طالقانی اشاره ای کردیم موسی خیابانی در پاسخ گفت: بابا آن هم یک آخوند است. شما چه انتظاری از او دارید؟ می خواهید بیاید ماها را تأیید بکند؟

کتاب کارنامه سیاه، جلد دوم/ صفحه 144، از اعترافات ابوالقاسم اثنی عشری

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کار نشناس ها!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۵ آبان ۱۴۰۴، ۰۹:۵۴ ق.ظ

در هر رشته و حرفه و تخصصی حتما عده ای هم در مقام کارشناس و صاحب نظر حضور دارند که بعضا به صرف رانت و یا ظاهر نمایی و القاب دهان پرکن توانسته اند این جایگاه را به خود اختصاص دهند.

این متن حاوی چند خاطره از بعضی کار نشناس های عرصه نویسندگی در موسسات و مراکز فرهنگی است که گاهی با آنها مواجه شده ام. البته دور از انصاف است که اعتراف نکنم از دیدگاهها و نظرات بعضی کارشناسان خبره و صاحب فن مثل آقا مفید اسماعیلی و یا آقا رضا مصطفوی و... هم بهره گرفته و از نکته های آموزنده شان در افزایش وزانت کار استفاده نموده ام.

همانطور که گفتم این متن فقط در خصوص بعضی مدعیان کارشناسی عرصه قلم است که این جایگاه را اشغال نموده و از این جهت که بالاخره باید نظری بدهند به اظهار فضل پرداخته اند:

  • درباره شخصیتی تازه درگذشته باید کاری نوشته می شد. من روی کاغذ نوشتم و کار را عرضه کردم. یک بابای دیگری هم که روحش شاد اساسا نویسنده نبود متنی آورد که تایپ شده بود. کارشناس محترم اصلا به خودش زحمت خواندن و مقایسه قلم و محتوا را نداد و به صرف رؤیت ظاهر حکم داد که آن کار در اولویت خواهد بود. آن کار چاپ شد و دیده نشد. شکر خدا مدتی بعد همان اثر دستنویس را به جای دیگری دادم منتشر شد و مورد استقبال خوانندگان قرار گرفت.
  • کاری درباره نقش علما و روحانیون در دفاع مقدس آماده کردم. کارشناس باید میخواند و نظری می داد. یک عالمی را نام بردم اهل استان ایلام که می رفت به جبهه و نواقص و نیازهای رزمنده ها را تأمین می کرد. دید بچه ها حمام ندارند برایشان حمام ساخت. کارشناس مدعی زیرش نوشت: عفت کلام را رعایت فرمایید!!!
  • کاری بود در باره یکی از شهدای مطرح. روحانی پیرمرد شهرشان که عالمی ربانی و مشهور بود با او گرم می گرفت و به زبان مازندرانی به عنوان شوخی می گفت: قِشنگه ریکا. یعنی پسر زیبا. کارشناس که از قضا خودش آدم مقیدی نبود زیرش نوشت: این عالم مشکل اخلاقی داشت؟!
  • درباره شهیدی نوشتم که در نوجوانی اش یعنی دهه سی که در روستا حمام نداشتند اگر غسلی به او واجب می شد می رفت داخل چاه که جای پایی داشت می ایستاد و غسل می کرد. کارشناس گفت: این کار غیر بهداشتی است! خب بنده خدا وظیفه نویسنده و راوی نقل واقعیات است و خواننده خودش متوجه می شود که اقتضائات حکم و برداشت هر موضوع در دوره های مختلف چگونه بوده است.
  • در مجموعه خاطرات یک شهید، خاطره ای از شجاعت او در نبرد با ساواک وجود داشت که طنز بود. شهید خودش را زده بود به آن راه و رفته بود وسط مجلسی که ساواکی ها نشسته بودند با صدای بلند قرآن خواند. آنها عصبانی شدند دست و پایش را گرفتند و پرتش کردند وسط کوچه. کارشناس نوشت: این خاطره طنز است حذف شود!
  • مجموعه ای از خاطرات شهدای یک شهر را آماده کردم. هر شهید یک خاطره معنوی و آموزنده داشت. کارشناس گفت: اثر پژوهشی نیست! خب بنده خدا من هم که گفتم کار پژوهشی نیست و شبه داستانی و خاطره محور است.
  • رزمنده ای خاطراتش را نوشت برایش بازنویسی کردم. کارشناس گیر داد که چرا اسم سرداران را نبرده اید! خب این بنده خدا رزمنده معمولی بود. فرمانده نبود که درباره مقام و منزلت فرمانده هان خاطره بگوید. چیزهایی که خودش دید را نوشت که بسیار هم معنوی و آموزنده و فرهنگ ساز بود.
  • در کاری از بعضی وصایای شهدا هم استفاده شد. کارشناس نوشت منبع ندارد! گفتم پدر بیامرز! من خودم دارم منبع می سازم. این دست خط شهید است که از خانواده گرفتم و در بنیاد شهید و حفظ آثار هم ثبت شده. طرف زیر بار نرفت. وقتی دیدم چیزی بارش نیست یک وبلاگ صوری تشکیل دادم. وصیتنامه های مورد نظر را در آن وارد کردم. بعد همان وبلاگ را به عنوان منبع وصایا معرفی کردم که مورد قبول واقع شد!!
  • سر جریان نشر کتابی، ناشر با من صحبت کرد چند بار هم صحبت کرد که مقدمه اش را عوض کنی بهتر است، کار را سبک میکند. زیر بار نرفتم. کار چاپ شد، چند بار هم چاپ شد. از قضا چند نفر گفتند که چه مقدمه جذابی داشت. حتی یک بنده خدایی که شخصیتی فرهیخته است در جمعی گفت همه متن کتاب یک طرف، مقدمه اش هم یک طرف، می چربید به کل کار. کار تا آنجا پیش رفت که همان ناشر هم از من بابت آن مقدمه تشکر کرد. در گوشی یاداور شدم که شما مخالف آن مقدمه و مصرّ بر حذف یا تغییرش بودی. اصلا و ابدا یادش نیامد! الله اکبر!
  • بعضی مواقع کاملا متوجه می شوید غاصب عنوان کارشناس نه خودش نویسنده است و نه مطالعه تخصصی پیرامون موضوع دارد. طرف اصرار میکرد برای کتابی که حجم چندانی نداشت باید فصل بندی با ذکر عنوان صورت بگیرد. هر چه توضیح میدادی که بابا میشود لااقل بدون ذکر عنوان فصل بندی کرد بخش ها را با عدد شماره گذاری کردو... اساسا باید به نظر و سلیقه نویسنده و فهم مخاطب احترام گذاشت. از قضا به حرف طرف گوش دادم. کار منتشر شد و در نقدی که دیگران برایش نوشتند همین ایراد ذکر شد که کار کم حجم نیاز به فصل بندی ندارد! جالب است این کارشناس همچنان هم به کارش مشغول است و هر اثری پیشش برود می گوید چرا فصل بندی ندارد! غیر این نکته دیگری را یاد نگرفت.

جالب است بدانید همین طیف مدعی کارشناسی که گاهی چنین شروع به ایراد گرفتن و خواباندن اثر میکنند با سفارش فلانی و تماس بهمانی کاری بسیار ضعیف که انتشارش مصداق اسراف در مصرف کاغذ است را تأیید و روانه چاپ می کنند.

متآسفانه آنهایی که کلاس می گذارند و سنگین برخورد میکنند بیشتر در امانند. یک تجربه هم این است که کار را دیرتر تحویل بدهید. می گویند دیر شد وقت نداریم و زود می برند برای انتشار. این ویژگی معمولا به نشریات اختصاص دارد.

 در تقابل با چنین مواجهاتی که از روی کم شانسی است به یک ترفند متوسل میشوم. گاهی چند ایراد فاحش و مضحک را عمدا در کار می گنجانم. مثلا غلطهای تایپی یا جملات بی ربط و... طرف ذوق میکرد که مچ نویسنده را گرفته و به ذکر همین موارد به عنوان کشف کارشناسانه خود بسنده میکرد. در اصلاحیه بعدی هم معمولا جز در همان موارد قبل دقت لازم صورت نمیگیرد و کار از زیر سبیلشان رد می شود. اخیرا کاری را به جایی ارائه دادم. کار با موضوع شهدا و دفاع مقدس بود. چند مطلب بی ربط با شهدا و دفاع مقدس را هم در کتاب گنجاندم که چند صفحه میشد تا دست کارشناس برای حذف آن باز بوده و هیجان شغلی اش حسابی ارضا شود. جناب دکتر کارشناس اصلا متوجه نشد و احتمالا متن را نخواند و صرفا از روی عادت گیر داد که چرا نیم فاصله ها رعایت نشده؟ از تیترها و عناوین جذاب تری استفاده کنید!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

موسیقی مقامی

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۶ آبان ۱۴۰۴، ۰۹:۳۹ ب.ظ

جلال مقامی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

مستندی را تماشا میکردم درباره جلال مقامی. نزدیک به شصت سال دوبلور و گوینده بود. مردم با صدایش انس داشتند. هنرپیشه هم بود و مجری برنامه خوب دیدنی ها. بعد از این همه سال صداپیشگی به دلیل ضایعه مغزی مشکل تکلم پیدا کرد. حتی یک سلام ساده هم از دهانش بیرون نمی آمد. خیلی سخت است آدم عمری را با یک ویژگی و نعمت مأنوس باشد و یکهو آن را از دست بدهد. قدردان و شاکر نعمتهای خدا باشیم. قبلا در مصاحبه ای از هرمز شجاعی مهر هم شنیده بود که دو سالی بر اثر بیماری قدرت تکلم نداشت و ایام را در گوشه ای دنج سپری می کرد. هرمز حالش خوب شد و دوباره به عرصه مجری گری بازگشت. اما جلال مقامی شاید به خاطر سن و سالش اگر چه به مرور بهبود پیدا کرد اما دیگر صدایش صدای سابق نشد و دلتنگ دوبلاژ باقی ماند. دکتر برایش گفتار درمانی را تجویز کرد. توصیه کرد بیشتر باید حرف بزند. جلال در مستند می گوید کسی را ندارم که بیشتر با او صحبت کنم.

بعد در ادامه از دخترش می گوید که در فرانسه است و این که چقدر دلش برای نوه اش تنگ شده. دختر مهربانش از او خواست به فرانسه برود و با آنها زندگی کند؛ گفت به هیچ وجه نمیتوانم از ایران دل بکنم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

باز هم کالا برگ پرید

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳ آبان ۱۴۰۴، ۰۷:۰۹ ق.ظ

معرفی فیلم وسترن جدید و قدیمی؛ بهترین‌ های ژانر فیلم کابویی

 

موضوع فقط کالا برگ نیست. این چندمین بار است که دولت از جیب مردم چاله چوله هایش را پر میکند حاضر نیست از حقوقهای نجومی و سفرهای غیرضروری و مأموریتهای دلاری نورچشمی ها بزند. کالا برگ مهرماه پرداخت نشد. چند بار دیگر هم دولت از این کارها کرده بود. نکته این جاست چرا صدایی از نمایندگان مجلس شنیده نمی شود؟ چرا رسانه ها ساکتند و از حقوق مردم دفاع نمیکنند؟ دولت رییسی یا احمدی نژاد یک روز پرداخت یارانه دیر می شد چه الم شنگه ای راه می افتاد؟ چرا مردم باید بازنده وفاق و تقسیم غنائم صاحبان قدرت باشند؟ موضوع فقط کالا برگ نیست. توزیع کالا برگ یک مصوبه قانونی است. دولت نه در بحث حجاب و عفاف نه در بحث استعلام از نهادهای امنیتی برای انتصاب مسئولان نه در به کارگیری مدیران دو تابعیتی در مشاغل حساس نه در موضوع ساخت مسکن و اجرای برنامه هفتم و... تابع قانون نیست. چطور انتظار دارید وقتی مسئولان ما قانون شکن هستند مردم تابع و ملتزم به قانون باشند؟ این کجراهه عاقبتی جز بلبشوی جامعه و اوضاعی بدتر از همگسیختگی اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی خواهد داشت که امروز نمونه هایی از آن را در رها شدگی بازار و گرانی روزانه اجناس و افزایش بی بند و باری های اخلاقی مشاهده می کنید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اختلاس مهم است؛ اما مردم مهم تر!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۸ مهر ۱۴۰۴، ۰۷:۱۲ ق.ظ

آمریکا محمدجواد ظریف وزیر خارجه رژیم ایران را در فهرست تحریم‌ها قرار داد |  خبر نامه شب تاب

 

محمدجواد ظریف در آخرین اظهار نظر خود آنهم در شرایطی که هنوز وضعیت جنگی در منطقه حکمفرماست گفت: موشک مهم است، اما مردم مهم تر!

خب این موشکها هم برای همین مردم است و ضامن سلامت و منفعت و کرامت همانهاست. مبنای فکری ظریف کاملا مشخص است. صدها بار در گفتار و عمل ثابت کرده که اعتقادی به تقابل با آمریکا و اسرائیل (آرمانهای انقلاب) ندارد و معتقد است زندگی بهتر در گرو اطاعت پذیری از استکبار قرار دارد. موشک نداشته باشیم می توانیم یک ساندویچ همبرگر بیشتر بخوریم. به ظریف خرده ای نیست. خیلی ها نگاهشان فراتر از نوک بینی نمی رود و دلباخته غرب و سرباز نظام سرمایه داری هستند. تعجب از مسئولان ارشد لشکری و کشوری است که چرا همچنان در جلسات خود از وی مشورت گرفته و جالب آنکه به رغم شناخت مبنای فکری او که مخالفت با فرهنگ مقاومت است تحت تأثیر افکارش قرار میگیرند!

نکته بعد اینکه بودجه های کشور دو بخش دارد. یک بخش کوچکش می رود برای امور نظامی که ثابت شد در موشک سازی و پرتاب ماهواره و تسلیحات دفاعی هوایی و زمینی و دریایی دستاوردهای خوب و قابل اعتنایی داشته و داد دشمنان را درآورده است. قسمت اعظم بودجه ها برای امور جاری کشور هزینه می شود که متأسفانه بخش قابل توجهی از آن به راحتی هدر می رود. چرا امثال ظریف در قبال ضررهای هنگفتی که پرونده کرسنت به ملت تحمیل کرد جانب مردم را نگرفت؟ چرا در قبال ظلمی که بانکها یا گمرک یا صنعت خودروسازی به ملت تحمیل میکنند صدای او در نمی آید و دم از مردم نمی زند؟ چرا او اینقدر هوای رفقایش دارد و قصور در کمبودها و عقب ماندگی های معیشتی را جدا از عملکرد کانونهای قدرت و ثروت و همپالکی های غربگرای خویش که از قضا بدجوری دستشان در پرونده های مفاسد اقتصادی و حقوقهای نجومی و رانت خواری و... آلوده است دانسته و صرفا تسلیم در برابر غرب را راه پیشرفت کشور می داند؟ ظریف نمیخواهد سکه هایی که بابت کلاه گشاد برجام و تتمه فریبنده فرانچسکو از جیب مردم به چنگ آورده به آنها بازگرداند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خشت اول و دیوار کج

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲ مهر ۱۴۰۴، ۰۳:۳۱ ب.ظ

مسئول استانی رفت به عیادت حاج آقا. برای رضای خدا؟ برای عرض ادب و انجام وظیفه؟ برای انسانیت و شادی دل مومن و تکریم علما؟

پیرمرد روی تخت بیمارستان از او تشکر کرد اما وظیفه عالم را مولا علی علیه السلام مشخص نموده، باید تذکر بدهد و حق را به خصوص از حاکمان طلب نماید. عالم راستین با آن دو سه طلبه سلبریتی اداری فاکتور به دست مرکز استان که کارشان مجیزگویی اصحاب قدرت است فرق دارد. تذکر داد درباره فقرا و رعایت حال مردم، مقابله با مفاسد اقتصادی و اجتماعی و ...

به مذاق آقایان خوش نیامد. دستور دادند خبرنگاران همراه، همه این حرفها را سانسور کنند. چند روز بعد کلیپی آماده کردند که طرف از راهروهای بیمارستان می آید به عیادت حاج آقا و حاج آقا لبخندی به لب دارد. زیرش هم از طرف عالم شهر نوشتند: این مسئول چقدر به به و چه چه است! فقط همین بابا برازنده مردم این استان بود که خدا را شکر نصیب ما شد!

دروغ تا کی؟ دغل بازی تا کجا؟ دقیقا در چه زمینه ای قابل اعتماد هستید؟ اگرصداقت و جرأت داشتید فیلم کامل را به همراه صدا منتشر می کردید. او سابقه محکومیت تعزیراتی دارد. کسی که مال حرام خورد از دروغ و نفی احکام و حدود الهی ابایی ندارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

احزاب و مسلحین مازندران

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۰۶:۰۶ ق.ظ

کتاب احزاب سیاسی و گروه های مسلح در مازندران و گلستان اثر سیف الرضا شهابی |  ایران کتاب

 

دکتر سیف الرضا شهابی از مبارزان قدیمی ضد ستمشاهی در بابل است که البته گستره فعالیتهایش فراتر از شهر و استان بوده و میشود گفت لااقل در محدوده بابل با سابقه ترین مبارز سیاسی در تراز ملی است. وی مدتی با آیت الله طالقانی در زندان شاه هم بند بوده و همچنان فعال و پر انرژی به نگارش و تحقیق و تحلیل پرداخته و هر از گاه در جمع مبارزان سیاسی پیش از انقلاب در پایتخت نیز به سخنرانی می پردازد.

فارغ از بعضی گرایشات و اختلاف نظرهای سیاسی به شخصیت ایشان علاقمندم و برای وی احترام بسیاری قائل هستم. بزرگترین خبط سیاسی او را شرکت در انتخابات شورای به اصطلاح اسلامی شهر بابل میدانم که بنظرم مجموعه نامزدهای رقیب و یا همگروه وی نهایتا در سطح نشستن پای سخنرانی هایش بودند، نه بیشتر. این قالب اصلا گنجایش فردی در ظرفیت و تراز او را نداشت.

چند سالی است که در فضای مجازی با دکتر شهابی در ارتباطم. از مطالب ایشان استفاده میکنم و گاهی مطالبی برایشان می فرستم.

چند سال پیش متنی از مرحوم انوشه درباره تاریخ انقلاب در بابل منتشر شد که موجب ناخرسندی بسیاری از اهالی فرهنگ و تاریخ و انقلاب گردید. وی که خود سابقه گرایشات مارکسیستی داشته و هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب به زندان افتاده است در کتاب خود که متأسفانه با حمایت ساده لوحانه بعضی چهره های نیک اندیش تدوین گردیده اینطور وانمود کرد که مردم و روحانیت بابل از سال 56 اقدام به شورش! بر ضد رژیم نموده و عده ای از آنها کشته! شده اند. مبارزات قبل از آن مرهون چپها بوده است.

خب، مطلعین می دانند که بسیاری از چهره های مبارز انقلابی بابل همچنان در قید حیات هستند و این تحریف علنی میتواند برای آینده تاریخ نگران کننده باشد.

مرحوم مهندس اردبیلی که از وی بعنوان پدر صنعت مس ایران نیز یاد میشود در کتاب خاطرات خود نقل میکند که از سال 41 در جلسات مذهبی مرحوم حاج آقای یزدانی با نام امام آشنا شده و مبارزه با شاه را آغاز نموده است. در این خصوص به اندازه کافی مدرک سند بر ابطال ادعای مرحوم انوشه وجود دارد.

روحانیت از دیرباز علم مبارزه با شاه را بر دوش کشیده است. از شهید سید حسن مدرس تا آیت الله کاشانی و مرحوم طالقانی که پیش از امام وارد مبارزه گردید و ...

امام رحمت الله نیز از سال 41 بعد از رحلت آیت الله بروجردی که مرجع عظمی بود و به رغم بعضی مخالفتها و ایستادگی هایی که در مقابل شاه داشت چندان معتقد به درگیری مستقیم حوزه با سلطنت نبود، جایگاه علمی و اجتهادی خود را تثبیت نموده و وارد عرصه مبارزه بزرگ و سرنوشت ساز با رژیم طاغوت گردید.

البته روحانیت به شیوه حزب توده یا فداییان خلق و مجاهدین به سمت تشکل سازی نرفت و مبتنی بر فرهنگ ولایی و نگاه هیاتی و ارتباط شبکه ای به مبارزه پرداخت که به نظر من کار درستی بود. در سالهای اخیر تجربه فعالیتهای عدالتخواهانه و ارزشی نیز ثابت کرده است که توصیه به راه اندازی تشکیلات در واقع برای ایجاد محدودیت، شناسایی، اخلال و انهدام حرکت های انقلابی است. نظم بدون تشکیلات و مبارزه جریانی و شناور بهترین روش برای جلب توجه کمتر و امنیت بیشتر در مبارزات مخفی و غیر رسمی به شمار می رود.

البته این روش، آسیب خاص خودش را هم دارد کما اینکه با پیروزی انقلاب اسلامی، آنهایی که تشکل داشتند آمادگی بیشتری برای تصاحب امور و تصدی مسئولیتها نشان داده و اقبال افزون تری را به خود اختصاص دادند.

حوزوی ها هر چند به مثابه توده ای ها یا ملی گراها و خلقی ها اعم از فدایی و منافق دارای تشکیلات مبارزاتی نبودند اما توفیق بیشتری در همراه سازی بدنه مردم کسب نمودند. از همین روست که اگر چه همه سران سیاسی مبارز ضد شاه دستگیر و به زندان افتادند اما تنها این امام بود که دستگیری اش موج اعتراض اجتماعی و قیام عمومی مردم را برانگیخت و در نهایت منجر به تثبیت رهبری بلامنازع او و روحانیت حامی وی گردید.

در  این باره به تازگی از دکتر شهابی هم سوال پرسیدم. ایشان حقیر را ارجاع داد به آثاری که در این خصوص منتشر ساخته. کتاب "احزاب سیاسی و گروههای مسلح در مازندران و گلستان از سال 32 تا 57" به قلم دکتر شهابی را تهیه و مطالعه نمودم.

مطالعه این کتاب واقعا برایم جالب بود و بسیار بر اطلاعاتم افزود. قطعا از آن دست کتابهای ارزشمندی است که در فرصتهای دیگر باید بارها به آن رجوع کنم.

دکتر شهابی در کتاب خود به حضور مبارزاتی روحانیون بابل در سالهای 41 و 42 نیز پرداخته و اسنادی در این خصوص به صورت گذرا منتشر کرده که پاسخ کوتاه همان شبهه مذکور درباره تاریخچه انقلاب در بابل است. البته ایشان ورود حوزه به عالم سیاست در ابتدای دهه چهل را بخاطر فضای باز سیاسی ناشی از روی کار آمدن کندی در آمریکا و امینی مهره آمریکا در ایران میداند که همانطور که پیشتر بیان شد درست به نظر نمی رسد.

تا بحال نمیدانستم چیزی بنام انجمن تبلیغات اسلامی هم در دوران شاه داشته ایم که البته برای نصب بلندگو و برنامه های مذهبی باید مجوز اخذ می کردند. آخرین رییس مجلس قبل انقلاب ساروی بود. (البته بابل هم پیشتر یک رییس مجلس داشته است) تا الان گمان میکردم قائمشهری ها بیشتر از بابلی ها به چپ گرایش داشتند. حتی بعضی پیرمردهای محلی از این شهر بعنوان استالینگراد ایران یاد میکردند! اما خب با مطالعه این کتاب مشخص شد لااقل در سطوح فکری و لیدری جریان مارکسیست، بابلی ها حضور فعال تری داشتند. کشته های زیادی در دوره شاه دادند. پنج نفر از اعضای یک خانواده در راه تحقق افکار مارکس جان باختند. جالب آنکه دستکم دو بابلی در دفاع از کمونیستهای جبهه ظفار عمان کشته شده اند. (شاه هم البته برای مبارزه با چپها به ظفار نیرو فرستاده بود که از میزان هزینه ها و تلفات آن آماری در دست نیست.)

چون بحث استالینگراد یا لنینگراد مطرح شد پرانتزی عرض کنم، جنگی و نه حزبی بخواهیم نگاه کنیم به اعتقاد تحلیلگران دفاع مقدس، چذابه، لنینگراد ایران است، مصاف سهمگین حسن باقری با لشکریان بعث آنهم با حضور و فرماندهی مستقیم صدام در قالب عملیات مولای متقیان یک عملیات رو کم کنی و سخت بود که سرنوشت جنگ را برای عملیاتهای موفقیت آمیز فتح المبین و بیت المقدس مشخص ساخت.

ای کاش خلقیها بعد از انقلاب برای مردم تیغ نمی کشیدند. واقعه آمل اوج حماقت خلقی ها در تقابل با خلق الله بود.

حرمتی پور را قبلا می دانستم که بابلی است. وی از شاخته اشرف دهقان رهبری بعضی فعالیتهای تروریستی بر ضد جمهوری اسلامی را هم برعهده داشت. جایی خوانده ام که جریان حمله از جنگل به ساختمان سپاه شیرگاه و شهادت شش بسیجی و پاسدار زیر سر او بود که بعدها در جریان پاکسازی جنگل که با درایت مثال زدنی شهید طوسی صورت گرفت بساط او و همدستانش برای همیشه جمع شد. البته هنوز بسیاری از مردم فرق فدایی ها با مجاهدین را نمیدانند و همه را جزو منافقین حساب می کنند. سریال سرزمین مادری کمال تبریزی انصافا خوب و زیبا به فعالیت مارکسیستها در جریان انقلاب پرداخت که چند بار دیدنش هم ارزش دارد.

دکتر شهابی در کتاب خود به فجایع تصفیه حسابهای خونین درون سازمانی فداییان خلق هم می پردازد. بیان این واقعیتها به تبیین چهره مبارزات غیر دینی کمک می رساند.

بنازم سبک مبارزاتی امام را که جنگ مسلحانه در آن راه نداشت. امام را باید مبدع جنگ نرم دانست. انقلابش مبتنی بر فرهنگ و اندیشه بود و هدفش بلوغ و رشد و بیداری ملت و سلاحش نوار و کاغذ و کتاب و منبر و بلندگو. با مردم و برای مردم راهبر بود به معنای واقعی کلمه.

مهمترین و عبرت بار ترین آموزه کتاب اما این نکته است که شاه با حمایت و اعمال نفوذ اجانب به قدرت رسید، تاج و تختش داشت به رهبری کاشانی و مصدق سقوط میکرد که باز با حمایت اجانب کودتا کرد و قدرتش را احیا نمود، در همه احزاب را تخته کرد و بعد برای حفظ ظاهر دستور تشکیل دو حزب فرمایشی و نمایشی را صادر نمود، همین دو حزب هم متشکل از عناصر وفادار بودند که بعضا باید به تأیید نهادهای امنیتی می رسیدند، جالب آنکه در انتخابات داخلی همین احزاب من در آوردی هم به استناد مدارک حزبی و امنیتی، تقلب و دعوا رخ میداد و جالب تر آنکه شاه همین دو حزب را هم منحل کرد و امر ملوکانه! بر این مدار تعلق گرفت که همه مسئولان و مردم باید به عضویت یک حزب (رستاخیز) دربیاند... حالا اما شاهزاده و شاه دوستان، مدعی آزادی سیاسی و حق انتخاب و ضرورت توجه به خواست مردم شده و برای ما دم از دموکراسی می زنند! جماعت طاغوتی هر وقت از گذشته خیانت بار و سراسر جنایت دو دیکتاتور پهلوی اعلام برائت کردند بعد برای ما پز روشنفکری داده و ژست آزادی بیان بگیرند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آواز گنجشکها

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۲ شهریور ۱۴۰۴، ۰۶:۰۹ ق.ظ

اسامی بازیگران فیلم آواز گنجشک ها در حل جدول | جدول یاب

 

غصه نخور، همه چیز درست میشود. اوضاع اینطور نمی ماند. نه تلخی های دنیا ماندگار است نه شیرینی هایش.

تو تلاش کن، روزی را خدا می رساند.

حرص نزن. خیلی از داشته هایی که برای جمع کردنشان زحمت کشیدی در دستت نمی ماند.

مال حرام و یا حتی شبهه ناک، برکت ندارد و از کفت می رود.

خیلی از کسانی که فکرش را نمیکنی روزی به دردت میخورند. از مهربانی به دیگران کوتاهی نورز.

خدا همین نزدیکی است صدای تو را می شنود. رحم کنی حتی اگر به پرنده ای کوچک، خدا به تو رحم خواهد کرد. تقدیر به نفع تو رقم خواهد خورد....

آواز گنجشکها را شاید برای دهمین بار تماشا کردم. ارزشش را داشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا