اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

۲۷۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رسانه» ثبت شده است

ابتذال در سعدآباد

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۸ مهر ۱۴۰۳، ۱۰:۱۶ ق.ظ

منظورم از سعدآباد مجموعه کاخ موزه های سعدآباد است و منظورم از ابتذال لزوما کشف حجاب نیست که دیگر در بسیاری از تفرجگاهها و خیابانهای کشور به امری عادی تبدیل شده و اساسا کار از برداشتن روسری گذشته و به نمایاندن سر سینه و پیراهنهای آستین کوتاه کشیده شده است. شاه یک مجسمه ای را در وسط حیاط سعدآباد نصب کرده که همچنان باقی است و با عرض پوزش تصویر آن را در پایین مطلب آورده ام. گویا به مرور بعضی ها دارند کشف حجاب را به این وضعیت می رسانند.

جالب است در جای جای مجموعه سعدآباد انبوهی از عوامل حراستی و ارتشی و گاه انتظامی هم به چشم می خورند. تذکر هم می دهند که عکس برداری از این نقطه ممنوع است، حق نداری از لباس خونی شهید چمران در موزه ارتش عکس بگیری، یا راه خروج از این طرف است مبادا دوباره برگردی و ظروف سلطنتی را از نو نگاه کنی... صرفاً با کشف حجاب کاری ندارند. مهسا امینی بر نظام پیروز شد قابل انکار نیست کما اینکه دختر آبی هم با مرگ خود زمینه ورود زنان برای تماشای مسابقات مردانه فوتبال را فراهم کرد. بگذریم.

مقصودم از ابتذال چیز دیگری است.

اگر حاکمی در جمهوری اسلامی برود دفتر و دستکش را در دل طبیعت بنا کند، که نباید بکند، چه فریادها و فغانها و وامصیبتهایی به آسمان خواهد رفت که چه نشسته اید آخوندها دارند کشور را نبود میکنند و...

مجموعه کاخهای سعدآباد، دهها هکتار منطقه جنگلی شمال شهر تهران است که به زوال رفت و استراحتگاه اختصاصی درباریان گردید. کسی اعتراضی کرد؟ کسی اعتراضی می کند؟ دهها نفر هر روز به تماشای موزه های این کاخ جنگلی بزرگ می آیند. خیلی هایشان اساسا با نظام سر خوش نیستند. غرولندهایشان مشخص است. بعضی ها را دیدم که می گویند: به به! چه سرمایه ای! چقدر زیبا، چه ابهتی، چه قدرتی! اینها چه کردند در این مملکت، خدا شاه را رحمت کند...

ابتذال غیر از این است که جمهوری اسلامی، کاخهای گران قیمت شاه را برای عبرت مردم به موزه تبدیل کرده و خیلی ها عبرت نمی گیرند که هیچ به تحسین کژی ها می پردازند؟

من البته چند سال پیش امام جمعه ای را در شهری کوچک دیدم که بازنشسته عقیدتی ارتش بود. می گفت هر چقدر مسئولین یک شهر ماشینهای گران قیمت تری را سوار شوند نشانه پیشرفت و موفقیت آن شهر است. گفتم برادر! خوشبختی و پیشرفت یک شهر به زیرساختها و سطح رفاه و خدمات عمومی بستگی دارد. ولگردی و خوش خوشان با اموال مردم که هنر نیست. آن امام جمعه البته مدتی بعد به دلایلی دیگر کنار گذاشته شد.

خب، یک بخش این موضوع بر میگردد به پایه های فکری جامعه که اصلاح آن وظیفه نهادهای فرهنگی و آموزشی است.

اما خدایی اش چه اشکال دارد مدیریت کاخ سعدآباد با عواید میلیاردی حاصل از فروش بلیتهای گران قیمت کاخ، محض رضای خدا یک تابلویی هم جایی از حیاط عریض و طویل آن مقابل چشم ملت قرار بدهد که در همین دویست سال اخیر چند میلیون کیلومتر مربع از خاک مقدس کشور ما بر باد رفت تا صرفا یک نمونه از قدرت و درایت شاهان دو سده اخیر بازگو شود؟ حالا ظلم و حق کشی و جنایت و خوشگذرانی و وابستگی و تو سری خوری از اجانب و... شان بماند.

این اردوهای روایت پیشرفت را باید در همچین جاهایی هم به دیده مردم کشاند. میز پرس و پاسخ و گفت و گو و کرسی فکر و اندیشه و فرهنگ راه انداخت. ما ابزار تبلیغ، کم داریم و از نفوذ رسانه ای خوبی برخوردار نیستیم. چنین فرصتهایی را لااقل قدر بدانیم.

 

photo_2024-10-18_20-08-58_u3x5.jpg

photo_2024-10-18_20-10-24_9unl.jpg

photo_2024-10-18_20-10-13_xwwc.jpg

photo_2024-10-19_09-58-04_gqzn.jpg

photo_2024-10-18_20-08-05_9y27.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اکرم عفیف

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ۰۷:۲۷ ق.ظ

بیوگرافی اکرم عفیف، برترین گلزن قطری

 

گزارشگر بازی دیشب ایران - قطر شاید حدود ده بار درباره اکرم عفیف صحبت کرد:

اکرم عفیف بازیکن خطرناکی است که میتواند برای ایران دردسر ساز باشد...

اکرم عفیف عصبی است و مستعد پرخاشگری و دریافت کارت زرد است...

اکرم عفیف مغرورانه بازی می کند و حضور او به تیمش ضرر می رساند...

اکرم عفیف امروز از همه ناراحت تر است....

و...

ایران در مسابقه ای که صرفا روی کاغذ میزبان آن بود و در کشوری عربی برگزار می شد، مسابقه ای که گل اول را ایران خورد و یک بر صفر عقب افتاد و شماتت گزارشگر و مجری و کارشناس و سیل پیامکهای اعتراضی صاحب نظران فوتبالی را برانگیخت، توانست نتیجه بازی را با تلاش بازیکنان و هدایت خوب مربیان به نفع خود برگردانده و چهار گل به دروازه حریف روانه کند. همیشه برنده کسی است که مأیوس نشده و بیشتر تلاش می کند.

ذات رسانه اینطور است. گاه به جای پرداختن به اصل ها و ضرورتها، برجسته سازی حواشی را سرلوحه قرار می دهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

می مردید جواب می دادید؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۴۰۳، ۰۷:۰۰ ق.ظ

چند نفر بچه حزب اللهی و ایثارگر در مشهد جمع شدند رفتند برای پرسش از استاندار جدید خراسان رضوی که چرا تصاویر بی حجاب دخترت در فضای مجازی منتشر است و اساسا تویی که نمیتوانی خانواده ات را کنترل کنی میتوانی قانون را در جامعه اجرا نمایی؟

از قبل هم اعلام شده بود که عده ای درباره این مساله سوال دارند.

این چند نفر را که نه پلاکارد داشتند نه بلندگو و نه شعار میدادند و نه راهی را سد کرده بودند با رفتاری که در سالهای اخیر دیگر نباید عجیب دانست دستگیر کردند و پنج شش ساعتی نگه داشتند.

اعتراضها که بالا گرفت، استاندار جدید رفت خانه یکی از دستگیرشدگان که دختر شهید بود و از او دلجویی کرد و توضیح داد که خبر کشف حجاب دختر او فیک و نادرست است.

خب، می مردید قبل از مراسم معارفه جوابیه ای می دادید؟ پیام این اتفاق تلخ این است که ما خود را پاسخگو نمی دانیم، اعتراض را ولو مدنی و بی مزاحمت باشد سرکوب میکنیم و اگر عشقمان کشید توضیح میدهیم. شما هم دستتان به جایی بند نیست.

اگر قرار است جامعه به رشد و بلوغ سیاسی برسد شرط اولش پاسخگو بودن و تحمل و نقد پذیری صاحبان قدرت است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چه

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۴۰۳، ۰۳:۴۷ ب.ظ

چه (فیلم) - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

به مناسبت سالروز اعدام ارنستو گوارا معروف به چه گوارا فیلم سینمایی "چه" از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد که البته ساعت مناسبی نداشت. تقارن آن با سالگرد عملیات چریکی طوفان الاقصی هم در نوع خود جالب است.

چگوارا شخصیت محبوب انقلابیون دنیاست به خصوص در جریان پیروزی انقلاب اسلامی نیز بسیاری از جوانان مبارز اعم از مسلمان یا مارکسیسم سعی در شبیه سازی خود با این اسطوره انقلابی گری و مبارزه با امپریالیسم داشتند. 

خیلی ها هم در کشور ما افرادی را شبیه به چه گوارا توصیف کرده اند، مثلا دباره شهید چمران، یا نادر مهدوی یا محسن چریک (سعید گلاب بخش) یا خسرو گلسرخی و ... چنین تعابیری به کار رفته است.

وارد این قیاسها نمیشوم و چنین قصدی ندارم؛ اما یک صحنه از فیلم ناخوآگاه مرا یاد سید علی اکبر ابوترابی انداخت. در اوایل فیلم فیدل به همراه ارنستو با یارانشان از جاده ای روستایی و خلوت عبور می کردند که کشاورزان به دیدنشان شتافتند و به آنها ابراز ارادت کردند. در کاروان پیاده مرحوم ابوترابی به سمت مرز خسروی صحنه ای مشابه را دیدم. کشاورزها که بعضا از برادران هل سنت بودند با دیدن سید ابوترابی ناگهان دست از کار کشیده به لب جاده می دویدند و او را در آغوش کشیده و می بوسیدند.

فیلم سینمایی "چه" ساختاری معمولی و حتی شبیه فیلمهای ایرانی داشت. البته بازیگر نقش ارنستو توانست در جشنواره کن مقام نخست را به عنوان بهترین بازیگر جهان در آن سال به خود اختصاص دهد.

فیدل بارها از ارنستو میخواهد که در کوبا بماند و به بولیوی یا آرژانتین نرود. او که بعد از دوره سخت انقلاب به ساحل آرامش رسیده اما معتقد است هر جا صدای مظلومی شنیده می شود باید به یاری اش شتافت. ترجیح میدهد دوباره راهی کوه و بیابان و میدان خطر شود. این سخن او ریشه فطری دارد و البته خاستگاه اسلامی.

سعدی شیرازی هم بنی آدم را اعضای یک دیگر می خواند. شعرش بر سردر سازمان ملل نصب شده و ما به آن افتخار می کنیم اما وقتی بخواهیم از مظلومی در فلسطین و لبنان و بوسنی و ... حمایت کنیم عده ای از مدعیان جیغشان بالا می رود که دیگران به ما چه؟ میگویند دین ما انسانیت است. کجای انسانیت اجازه میدهد درباره سبعیت صهیونیسم کودک کش سکوت کرد؟

سیاستمداران بسیاری در دنیا پزشک بوده و هستند. فهرست پزشکان سیاستمدار، فهرست بلندبالایی است. سرچ کردم این اسمها آمد: سون‌یات‌سن رهبر انقلاب چین، ژان پل مارا یکی از فعالان انقلاب فرانسه، پاپ جان بیست و یکم رهبر کاتولیک‌های جهان، جرج حبش بنیانگذار جبهه مردمی برای آزادی فلسطین، فتحی شقاقی و عبدالعزیز الرنتیسی از چهره‌های سرشناس جنبش حماس، پاپاداک دیکتاتور هائی‌تی، کوبی شک رئیس‌جمهور برزیل، ویلیام واکر رئیس‌جمهور نیکاراگوئه، گرو هارلم برونتلند نخست‌وزیر سابق سوئد، بشار اسد رییس جمهور سوریه، ابراهیم جعفری نخست وزیر پیشین عراق، سالوادور آلنده رییس جمهور پیشین شیلی و ...

چه گوارا پزشک بود. ماهاتیر محمد هم پزشک بود و هر دو نقش سازنده و چشمگیری در دوره خود داشتند. رادوان کارادزیچ رهبر شبه‌نظامیان صرب بوسنی و مسؤول نسل‌کشی مسلمانان هم پزشک بود.

پزشکها می توانند انسانها را نجات دهند یا بکشند. مسعود پزشکیان هم پزشک است. امیدوارم بتواند در سعادت و تعالی جامعه اثر محسوس داشته باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

معین فهمید علی دایی نفهمید

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۴ مهر ۱۴۰۳، ۰۷:۳۰ ق.ظ

مشرق نیوز - تصویری جدید از سید حسن نصرالله

 

نصرالله معین خواننده ایرانی مقیم خارج به تازگی کنسرتی در لس آنجلس برگزار کرد و در برابر اصرار تماشاگران برای اجرای ترانه قدیمی "بی بی گل" گفت این ترانه، فلسطین ستیزی است و چون اجرای آن میتواند به نفع اسرائیل باشد این کار را انجام نمی دهد.

تابناک در این باره نوشت: "ماجرا از این قرار است که عبارت «بی بی» در بین صهیونیستها، لقب بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این رژیم اشغالگر است که دستور ترورهای اخیر را برای خروج خود از بن بست سیاسی و نیز تداوم حضورش در قدرت، صادر کرد. 

اما این بخش اول ماجراست. بخش دوم ماجرا این است که یک طنزپرداز سلطنت طلب،  بعد از شهادت سید حسن نصر الله، در یک کلیپ، عقده گشایی هایش را علیه جریان ضد صهیونیسم، با خواندن آهنگ بی بی گل در تمجید از جنایت نتانیاهو، نشان داد. بعد از آن نیز، کلیپ دیگری با استفاده از تصاویر شهید سید حسن و بنیامین نتانیاهو ساخته شد که در آن، با استفاده از تصاویر سید حسن نصرالله، ترانه را از زبان این شهید، خطاب به بی بی یا همان بنیامین نتانیاهو روایت می کند؛ بی بی گل فدات بشم، چرا منو کشتی بی بی گل... تو واسم زندگی نذاشتی بی بی گل واسه چی منو دوست نداشتی بی بی گل.

معین در واقع برای جلوگیری از تداوم بهره برداری از این ترانه به نقع یک رژیم غاصب، و علیه ملت مطلوم در جبهه مخالف صهیونیسم، از اجرای آن امتناع کرده است."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اسماعیل

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ۱۲:۵۲ ب.ظ

کتاب اسماعیل - (رمان) نشر سوره مهر - پاتوق کتاب

 

"مهین خانم گفت: وا، یعنی چه، شاه به اون خوشگلی، نباشه؟! به جاش آخوندا باشن، مگه میشه؟!

قاه قاه خندید و محکم زد روی زانویش. مادر گفت: زبونت رو گاز بگیر مهین. چی می گی؟ بیچاره آخوندا!

  • راست می گم دیگه، هر جا ببیننمون، همون جا حلالمون می کنن!

آن قدر خندید که چشمهایش خیس شد و زیر لب گفت: استغفرالله، چقدر پشت سرشون بد گفتم. حالا ببینم راست راستی تو میخوای دست رو دست بذاری تا انقلاب بشه بعد زن بگیری؟ اومد و نشد. اون وقت میخوای چکار کنی؟ بی سر و همسر بمونی؟

  • نه میشه ان‌شاءلله
  • از کجا معلومه؟
  • وعده خداست رد خور نداره..."

رمان "اسماعیل" اهدایی خانم حیدری است که هم خودم خواندم و هم همسرم؛ نوشته مرحوم امیرحسین فردی.

سالها پیش خاطرات یکی از کارشناسان فیلمنامه در سینمای هالیوود را می خواندم. می گفت هر فیلمنامه ای میرسد فقط سی صفحه اولش را میخوانم. اگر کشش نداشت پرتش میکنم کنار میروم سراغ فیلمنامه بعدی اگر کشش داشت و جذاب بود تا آخرش می روم و درباره ساخته شدنش تصمیم میگیرم.

کتاب اسماعیل از همان ابتدایش کشش لازم را برای همراه سازی مخاطب در اختیار داشت.

یکبار یکی از سایتهای اصولگرا یادداشتی درباره امیرحسین فردی نوشته بود و او را در حد یک ضدانقلاب منافق و همسو با غرب پایین آورد. تعجب کردم. او همان وقت داشت در حوزه هنری استان تهران کلاسهای نویسندگی را اداره میکرد. مدتی بعد امیرحسین فردی به رحمت خدا رفت. بزرگان نظام در سوگ او پیام تسلیت دادند. دقیقا همان سایت را دیدم که چقدر در مدح و نکوداشت آثار مرحوم قلم فرسایی کرد! دنیاست دیگر نباید به خیلی دیده‌ها و شنیده‌ها اعتماد کرد.

رمان "اسماعیل" یک اثر فاخر انقلابی است که در عین برخورداری از کشش و قوت متن در جذب مخاطب، با پرهیز از شعارزدگی و سطحی نگری به طور گذرا و گاه غافلگیر کننده به تبیین مبانی انقلاب اسلامی پرداخته و بعضی وقایع تاریخ معاصر را جهت تحریک مخاطب به تحقیق بیشتر مورد اشاره قرار میدهد. توجه دقیق او به حاشیه ها و جزییات در توصیف انسانها و محیط و موقعیت‌ها مسحور کننده است و خواننده را به وجد می آورد. البته از من بپرسید همچنان رضا امیرخانی را نفر اول رمان نویسی جبهه انقلاب میدانم ولی انصافا از کارهای ارزشمند مرحوم فردی هم نمی توان به سادگی گذشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دوگانگی در مواجهه با جنایت

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۴ شهریور ۱۴۰۳، ۰۶:۳۴ ب.ظ

قتل زن به دست شوهر، یا دختر به دست پدر دردناک و غیرقابل توجیه است. چنین اتفاقی در ایران باعث نشر هزاران یادداشت و مصاحبه و ... در ضرورت نفی عقاید مذهبی و بومی و تعصبات ناموسی می گردید.

اتفاقی که درباره قتل فجیع یک زن سوییسی توسط همسرش امروز در رسانه ها منتشر شد فقط یک نمونه از فجایع زندگی در غرب است که معمولا بازتاب خبری و تحلیلی قابل ملاحظه ای در ایران و سایر کشورها ندارد چون مربوط به جهان سوم نیست. البته چندی پیش یک ایرانی طرفدار زن زندگی آزادی نیز در کانادا همسر جوان خود را قیمه قیمه کرد که مورد توجه رسانه های غربگرا واقع نشد:

 

 

 بر پایه گزارش‌های منتشر شده از سوی مقامات سوئیسی، کریستینا جوکسیمویچ، مدل و فینالیست دختر شایسته سوئیس ظاهرا توسط شوهر خود به قتل رسیده و «در مخلوط کن پوره شده است.  

 

بدن یک خانم مدل در مخلوط کن پوره شد!

 

 جسد این زن ۳۸ ساله فوریه در منزلش در نزدیکی بازل سوئیس کشف شد. بر پایه ادعای رسانه‌های محلی، مردی ۴۱ ساله به نام توماس در همین ارتباط بازداشت و به قتل همسرش که با یکدیگر دو فرزند دارند اعتراف می‌کند.

این مرد ادعا کرده در مقابل حمله با چاقوی همسرش، از خود دفاع کرده است.  دادگاه اعلام کرده کریستینا جوکسیمویچ خفه شده است.

گزارش کالبدشکافی حاکی از این است که جسد، در رختشویخانه، با اره مویی، چاقو و قیچی باغبانی تکه‌ تکه شده است. سپس تکه‌های بدن، با مخلوط‌ کن دستی پوره و در محلول شیمیایی حل می‌‌شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تصویری جالب از مجلس ترحیم

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۴ شهریور ۱۴۰۳، ۰۶:۱۵ ب.ظ

سید جواد رضویان هنرمند قمی است که روز گذشته به مناسبت فوت پدر بزرگوارش مجلس ترحیمی در سالن همایش مسجد الغدیر این شهر برگزار شد. قمی ها به رضویان علاقمندند و بابت به کارگیری لهجه قمی در فیلمهای طنز تلویزیونی نه تنها دلخور نشده که از وی قدردانی هم کرده اند. ظرفیت بالای مردم قم باعث شد در سریال طنز نون خ که با محوریت قوم کرد ساخته شده نیز از یک قمی با لهجه اصیل مردم این شهر دعوت به همکاری شود. ضمن تسلیت به این هنرمند دوست داشتنی و مردمی، تصویر جالبی از سه شرکت کننده مراسم ترحیم را در زیر می بینید که ظاهرا جزو عزیزان هنر ور هستند:

 

مراسم ترحیم پدر سید جواد رضویان در قم

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با جنبه

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۲ شهریور ۱۴۰۳، ۰۶:۵۰ ق.ظ

کاریکاتور دیدنی گل آقا از مرحوم حبیبی | سایت انتخاب

 

خدا رحمت کند دکتر حسن حبیبی را. دیروز در اخبار در جریان بازدید سید حسن خمینی خواندم بنیاد فرهنگی امیرکبیر را مرحوم حبیبی با هزینه شخصی از خود به جا گذاشته و مجموعه ای از کتب و نیز هدایای دریافتی را در آن به معرض نمایش و استفاده عموم قرار داده است. سالها پیش در کتاب خاطرات دکتر امینی نخست وزیر قجری محمدرضا پهلوی که در کیهان لندن منتشر شده بودم خواندم که دیداری با دانشجویان تهران داشت و سخنگویشان دکتر حسن حبیبی بود و همانجا پیش بینی کرد که او آینده ای درخشان خواهد داشت. حسن حبیبی مدتی وزیر و نیز سالها معاون اول رییس جمهور بود و در مشاغل و مسئولیتهای حساس دیگر از تنظیم پیش نویس قانون اساسی تا دبیری مجمع تشخیص مصحلت نیز حضور داشت. وی به هنز علاقمند بود و خودش نیز گاهی شعر می سرود. کتابهای خوبی نیز در باره علم حقوق و نیز هنر از وی به جا مانده است. 

خودم ان شاءالله از گنجینه به یادگار مانده وی بازدید خواهم داشت اما یک نکته به ذهنم رسید که عرض میکنم خدمتتان. همه می دانند که در دهه شصت و اوایل هفتاد مساله نقد و اعتراض جایگاه چندانی در رسانه ها نداشت و چندان مورد تحمل قرار نمی گرفت. نشریه طنز گل آقا یک نشریه حرفه ای جذاب و منتقد بود که در آن برهه به بیان معضلات اجتماعی پرداخت. جالب است یادآوری کنم با اینکه یکی از اصلی ترین سوژه های طنز و کاریکاتور گل آقا دکتر حسن حبیبی بود اما به اذعان چندباره مرحوم کیومرث صابری فومنی (گل آقا) حسن حبیبی یکی از جدی ترین و فعال ترین حامیان نشریه به شمار می آمد. پیشنهاد می کنم این وسعت نظر و تحمل نقد و سعه صدر مرحوم نیز در موزه یادبود وی به نوعی مورد گوشزد و توجه قرار بگیرد که درس اخلاقی کاربردی برای اهالی سیاست خواهد بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

قلب رقه

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۰ شهریور ۱۴۰۳، ۰۶:۴۸ ب.ظ

درخواست اکران و دانلود فیلم سینمایی قلب رقه | اکران مردمی آنلاین

 

قلب رقّه را امروز عصر در سینما کانون دیدم. رقّت قلب، نخ تسبیح و خمیرمایه کشش داستان بود. دست کارگردان و بازیگرانش درد نکند. مثل به وقت شام، صحنه های هالیوودی داشت. مثل بادیگارد، نمایی از هیبت حاج قاسم را به نمایش گذاشت، مثل حبیب، نقش نفوذ پاسداران انقلاب در قلب دشمن را محور نمایش قرار داد. ماجرای جنایات داعش و ضرباتی که بر پیکر اسلام وارد آورد تا سالهای سال می تواند سوژه ساخت آثار هنری باشد. دست پلید صهیونیسیم و استکبار در آنچه بر مسلمین گذشت پیداست که در قلب رقه نیز مورد توجه قرار گرفت.

داستان فیلم را تعریف نمی کنم که خودتان بروید ببینید. چنین آثاری قطعا بیشتر به حمایت مخاطبان نیاز دارند. این فیلم که ماجرایی پر از حادثه و هیجان را درباره پاسداران گمنام امام زمان به تصویر کشاند به شهید سید رضی موسوی تقدیم شد که در زمان شهادتش او را تأثیرگذارترین فرمانده ایرانی در سوریه لقب دادند. ترور او توسط اسرائیل خط اثبات رابطه صهیون با گروههای تکفیری را پررنگ می سازد. او در تمام دوران حیات ظاهری اش گمنام زیست و خار چشم داعش و صهیونیسم بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اتفاقی تکان دهنده در کره

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ۰۹:۵۹ ب.ظ

خودکشی بیش از ۶ هزار نفر در کره جنوبی فقط در ۵ ماه / تاثیر پدیده عجیب کپی کردن خودکشی (عصرایران)

 

در پنج ماه نخست سال میلادی اخیر، بیش از شش هزار نفر در کره جنوبی خودکشی کردند. چرا؟ بخش قابل توجهی از آنها به خاطر تقلید از یک چهره معروف کره ای که خودش را کشت دست به این کار زدند. این خبر را وزارت بهداشت کره جنوبی اعلام کرد.

سلبریتی ها را دست کم نگیرید. اعتیاد یک چهره معروف، نوع لباس پوشیدنش، شوخی هایش، لاکچری بازی هایش و... می تواند روی صدها نفر تأثیر بگذارد. مهم است چه کسانی در جامعه، بزرگ و الگو می شوند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سرزمین مادری

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۳ مرداد ۱۴۰۳، ۰۴:۰۰ ب.ظ

زمان پخش دو فصل اول «سرزمین مادری» از شبکه 3 | تکلیف فصل سوم سرزمین مادری  چی شد؟

 

سرزمین مادری خیلی زیبا بود. البته کارهایی که به کمال تبریزی سپرده می شود معمولا بی حاشیه نیست. او شخصیت خودش را در قهرمان فیلم مارمولک به تصویر کشاند. در سریال شهریار آنقدر نمک عشق زمینی را شور کرد که داد خانواده مرحوم را درآورد. دست به یقه شدنش با علیرام نورایی و توهین به او بعد از فتنه 88 بخاطر بازی اش در قلاده های طلا که به دروغ گفت اصلا نورایی را نمی شناخته! بعد دیگری از واقعیت درون مشوش کمال خان است. سریال سرزمین مادری هم داد بختیاری ها را در آورد و سالها متوقف ماند. 

اما اصلاح و تکمیل آن انصافا زیبا و دیدنی شد. پخش نامنظم و بی برنامه و اعصاب خردکن صدا و سیما باعث ابتر ماندن بخش های مهمی از سریال و بی رغبتی و دلسردی مخاطبان گردید. ارزشش را دارد یکبار دیگر هر سه مجموعه سرزمین مادری به طور منظم از شبکه ای بازپخش شود. برهه هایی مهم از تاریخ ایران زمین و انقلاب مظلوم اسلامی با بازی جذاب هنرمندان و روایت پر کشش داستان بی شک مورد استقبال مردم و بهانه ای برای بارخوانی ناگفته های تاریخ انقلاب اسلامی قرار خواهد گرفت. امیدوارم هنرمندان ما نسبت به وقایع یک قرن اخیر موطن خود تعهد بیشتری نشان داده و برگهای ناخوانده و نانوشته تاریخ این مرز و بوم را بیشتر مورد توجه و تبدیل به محصول و اثر هنری فاخر قرار دهند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چه عرض کنم

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۱ مرداد ۱۴۰۳، ۰۷:۲۳ ق.ظ

همسر سابق کیمیا علیزاده و یک شایعه عجیب!

 

خب گویا بوی بازگشت کیمیا علیزاده هم به مشام می رسد. چند سلبریتی دیگر مثل پرستو صالحی و... هم هوای بازگشت دارند. می گویند فریب خوردیم. چه عرض کنم! وطن متعلق به همه است اما تاوان بی وطنی باید نمایان باشد. قبح پیمودن این مسیر زشت باید عیان شود.

بعضی سایتها درباره پناهندگی سیاسی علیزاده نوشته اند: "باید بیش از ‎کیمیا علیزاده به افشای چهره زشت ‎حامد معدنچی همسر این دختر ایرانی پرداخت، مردی که به گفته کیمیا از او به عنوان ابزاری برای رسیدن به خواست های خودش نهایت سوءاستفاده را کرد و سپس طلاقش داد و در غربت تنهایش گذاشت. بیشتر مراقب شریک زندگی خود باشیم!!"

 

عجیب است گاه ساده ترین انسانها مدعی اند که میتوانند در مهمترین امور حیاتی ملت تصمیم ساز باشند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پدیده گزارشگری تکواندو

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۱ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۵۹ ق.ظ

گزارشگری که حرف دل مردم را می‌زند!

 

رسول مهربانی پدیده گزارشگری صدا و سیما در شبکه خبر بود که در جریان مسابقات تکواندوی المپیک پاریس با صدای پر شور و گزارش پرحرارت و داغ و شیرین خود شنوندگان و بینندگان را به وجد می آورد. بیان خاص این گزارشگر جوان خیلی زودتر از آنچه تصور می شد جای خود را در بین مخاطبان پیدا کرد. همانطور که دیدن کشتی با صدای هادی عامل صفای دیگری دارد صدای گرفته و فریادهای شورآفرین رسول مهربانی زین پس موسیقی متن تصاویر مسابقات تکواندو خواهد بود. فریادهای یازهرا و یا علی و یاحسین این پسر جوان و دعوت او به توسل و ذکر نام اهل بیت و دعا به ساحت مادر سادات، پیوند مردم ایران با عمق باورهای معنوی را یادآور می شد که البته به مذاق سایتها و کانالهای زرد خوش نیامد و به تخریب او روی آوردند.

برای این هنرمند جوان و خوش آتیه آرزوی توفیق بیش از پیش دارم در پناه لطف و عنایات مادر سادات، عاقبت بخیر و سربلند باشد ان شاءالله. نام مادر ما را زنده کردی و بالا بردی خدا مادر تو را از بانوان برجسته بهشتی قرار دهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ان شاءالله خیر است

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۹ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۲۶ ق.ظ

نوجوانی اش را با عشق کشتی به جوانی گره زد. دلش می خواست تا آخر عمرش کشتی گیر بماند؛ اما نشد! خیلی مواقع اوضاع به کام آدم جلو نمی رود. هم در کشتی فرنگی کار می کرد هم آزاد. یک روز وسط تمرین، دستش شکست. بدجوری هم شکست و دیگر دست سابق نشد. باید برای همیشه کشتی را رها می کرد. پزشکها گفتند دیگر به درد میدان ورزش نمی خورد. دلش شکست. بخت بد خودش را زیر سوال برد. مدتی حالش گرفته بود و تمرینها و مسابقت کشتی را با حسرت نگاه می کرد. شاید اولش گمان کرد درهای زندگی دیگر به رویش بسته شده، کم شانس است و دیگر بختی برای پیشرفت و درخشش ندارد. تا اینکه احساس کرد می تواند مسابقات کشتی را گزارش کند. از مسابقات معمولی شروع کرد. مخاطبانش او را تشویق کردند و گزارش گری اش را پسندیدند. این راه را ادامه داد. الان به جایی رسیده که همه فارسی زبانان عالم، تماشای کشتی را با صدا و گزارش او می پسندند. هادی عامل به بالاترین نقطه در فعالیت تخصصی خودش رسید. همان اتفاق تلخ اوان جوانی که شاید به حساب بخت بد خودش گذاشت مقدمه درخشش بزرگ و ماندگاری نامش در تاریخ ورزش، هنر و رسانه این سرزمین شد. خیلی از اتفاقات تلخ زندگی ما فقط ظاهر بدی دارند؛ در حقیقت مقدمه و زمینه پیشرفت و خیری بزرگ به شمار می آیند. به خدا اعتماد کنیم. عادت کنیم هر چه پیش آمد بگوییم ان شاءالله خیر است.

 

هادی عامل: بیشتر از کُشتی به مردم فکر می‌کنم

  • سیدحمید مشتاقی نیا

به شما تبریک نمی گویم

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۴۰۳، ۰۳:۵۳ ب.ظ

خبرنگاری چیست و خبرنگار کیست؟ - خانه مهارت اشراق

 

بسیاری از خبرنگارها انسانهای شریفی هستند بر اساس رسالت شغلی خود حرفی می زنند، خبری منتشر می کنند، سوالی مطرح می کنند، به دل خطر می زنند و... دم شان گرم.

بسیاری از خبرنگارها باج گیرند! پول می گیرند که حرفی بزنند یا خبری را منتشر کنند، پول می گیرند تا حرفی نزنند و خبری را منتشر نکنند. بارها به خصوص در محدوده های شهری و استانی، معضلی برای مردم به وجود آمده اما خبرنگارها با گرفتن کارت هدیه از مجموعه مربوطه، زبان به کام کشیده و حق را نادیده انگاشتند یا هدیه ای گرفتند تا فرد یا مجموعه ای را ناکارآمد جلوه بدهند. این رفتارها مشمئزکننده و دون شأن انسانیت و مخالف شرافت شغل خبرنگاری است. دلم نمیخواهد روز خبرنگار را به این افراد تبریک بگویم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کمی ظرفیتتان را بالا ببرید

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۴۰۳، ۰۷:۰۵ ق.ظ

انتقاد عباس عبدی از وضعیت ممیزی کتاب | ممیز «زنم سوی تو پَر» را

 

موافق ممیزی کتاب هستم اما با اعمال سلیقه شخصی و سیاسی، نه.

یادم است سالها پیش کتاب سرِ سبز را برای اخذ مجوز به وزارت ارشاد بردم. مطالب متعددی را گفتند که باید حذف کنی. برایشان توضیح دادم که جملات من در قالب کاریکلماتور و طنزآلود هستم. بالاخره راضی شان کردم اما یک جمله را به هیچ وجه اجازه نشر ندادند گفتند ممکن است به بعضی ها بر بخورد. عبارت این بود: فرزند فاضل هم ممکن است فاضلاب باشد؛ چونان گلاب از گل!

در جریان فتنه مهسا یادداشتهایی از منظر عدالتخواهانه نوشتم. دوستی پیشنهاد داد آنها را در قالب کتاب منتشر کنم در تاریخ بماند. دوست داشتم همان اواخر سال 1401 منتشر شود که نشد. الان در مرحله مجوز گیر افتاده است. هر جا گفته ام بعضی ائمه جمعه جاه طلب و باندباز هستند یا بعضی عوامل امنیتی و انتظامی نفوذی هستند را قلم گرفته اند. واقعاً این حرفها نیاز به سانسور دارد؟ اولاً دروغ نیست در هر مجموعه ای اعم از فرهنگیان و تجار و طلاب و ... بالاخره آدمهای ناباب هم پیدا می شوند، دوماً این موضوع بارها در رسانه های مختلف و در سطح وسیع منتشر شده و حرف تازه ای نیست. این حرفها را بچه های حزب اللهی نتوانند بزنند دشمن می زند اما با این تفاوت که ما علت وجود ضعف ها را فاصله از دستورات و آداب دین دانسته و به پای اصل نطام و انقلاب نمیگذاریم اما دشمن همین را به حساب اسلام و انقلاب نوشته و اساس حرکت نظام را مخدوش می سازد.

در دنیای ارتباطات آزاد و حاکمیت بی در و پیکر رسانه، سانسور چنین حرفهایی نشانه ترس و یا شیرین کاری کارشناسان ممیزی کتاب است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آقای کارگردان چه گفت؟

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۳ مرداد ۱۴۰۳، ۰۵:۴۶ ق.ظ

آیه کارگردان مختارنامه در وصف ترور اسماعیل هنیه

 

کارگردان سریال ماندگار و بصیرت آموز مختارنامه بیانیه ای انقلابی در خصوص شهادت اسماعیل هنیه منتشر کرد. دمت گرم سید بزرگوار!

 

«إنّا مِنَ المُجرِمینَ منتَقِمون

 

بی اعتناییِ گناهکار به تذکّر، بدتر از گناه است و در مورد مجرمان، شدّت عمل لازم است.

شهادت جناب آقای اسماعیل هنیه، مجاهد جبهە مقاومت، موجب تأثر و تأسف گردید. اینجانب، ضمن عرض تسلیت به ملّت‌های آزادە فلسطین و آزردە ایرانِ میهمان نوازمان، از خداوند متعال، علو درجات برای آن شهید بزرگوار و برای جنایتکارانِ میهمان‌کُشِ صهیونیست که بدون توجّه به عواقب سیاسی و قانونی این جنایت خصمانه و ضدّ انسانی، دست به اقدامی از سر استیصال زده‌اند، شدّت عمل در وخیم‌تر شدن روزگارشان را از خداوند منتقم مسألت می‌نمایم.

سیّد داود میرباقری»

  • سیدحمید مشتاقی نیا

من و دبورا

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۴۷ ب.ظ

صفحه برنامه من و دبورا تلوبیون | مرجع پخش زنده و دانلود فیلم ، سریال و سایر  برنامه های تلویزیون

 

من و دبورا ساخته ای زیبا از مرحوم سید ضیاءالدین درّی است که سال 84 تولید شد اما به دلیل پاره ای اختلافات اداری بین سیما و سینما معطل ماند.

امروز این کار دیدنی از شبکه نمایش پخش شد که موفق به تماشای آن شدم.

دبورا دختری آمریکایی و علاقمند به گزارشگری و تولید خبر است. پدرش را در حادثه یازده سپتامبر از دست داده. دولت آمریکا به تحقیقات مستقل او روی خوش نشان نمی دهد. دبورا به فرانسه می آید. مدارک و اموالش به سرقت می رود. یک استاد دانشگاه ایرانی به نام علی که همسرش را در حادثه تروریستی منافقین از دست داده سر راه او سبز می شود و کمکش می کند و نهایتا با هم ازدواج می کنند.

علی کاملا بر اساس سنتهای شرقی و دینی زندگی می کند و این رویه باعث تقویت حس آرامش در دبورا می شود. علی تلاش دارد در یونسکو سمیناری را با موضوع تروریسم ترتیب داده و با ارائه اسنادی سابقه کهن ایران در فرهنگ و صلح گرایی و نیز خشونت طلبی دشمنانش را یادآور شود. سازمان سیا به دنبال توقف این سمینار است و منشی لبنانی و همسر آمریکایی علی را در این مسیر به خدمت می گیرد. این دو نهایتا عذاب وجدان گرفته و آگاهی یافته و با علی همکاری می کنند. دبورا توسط تروریستهای آمریکایی به قتل می رسد.

تیزبنی ضیاءالدین درّی در نقد فضای رسانه ای حاکم بر جهان البته در قالبی عاطفی به غنای اثر افزوده است. امام خمینی ره در وصیتنامه خود جمله ای دارد که می فرماید امروز دنیا روی تبلیغات می چرخد و ما در تبلیغات عقب هستیم. به نظر، کارگردان تلاش داشت این مهم را در فیلم یادآور شود. فشل بودن دستگاه فرهنگ و ارشاد و رایزنی های فرهنگی خارج از کشور هم از تیغ تیز کنایه فیلم دور نمانده است.

یک قسمت از فیلم، امین زندگانی تکه جالبی به زبان می آورد: به ایران که می روی رییس جمهورش معترض است! دولت معترض است! مجلس معترض است! مردم معترضند. آمریکا از بیرون که می بیند فکر می کند چنین مملکتی با یک تلنگر از هم می پاشد. اما پای کشورشان که وسط می آید یکهو همه ایران با شعار مرگ بر آمریکا به خیابان می ریزند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ریشه این کج روی کجاست؟

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۹ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۳۳ ب.ظ

ماجرای ۲ جنایت هولناک دختر ۱۴ ساله! - مشرق نیوز

 

دختری هجده ساله در تهران نه بار اقدام به قتل مادر و خواهر سیزده ساله اش کرد که آخرین بار مسمومیت آنها نتیجه داد و هر دو جان سپردند.

او قصد داشت پدرش را هم به قتل برساند که دستگیر شد.

چرا این کار را کرد؟

می خواست ثروت خانواده را به چنگ آورده و به خارج از کشور مهاجرت کند.

این سطح از خودباختگی و عقده که منجر به ظهور رذالتهای حیوانی و جنایت در حق نزدیکان و عزیزان می شود از کجا نشأت میگیرد؟

یک دختر جوان چطور میتواند عواطف انسانی و کشش های خونی را نادیده گرفته و صرفا برای رسیدن به هوا و هوسهای ابلهانه اش خانواده خود را قربانی نماید؟

نقش فضای مجازی و ماهواره

نقش سلبریتی ها

تبلیغات رسمی مهاجرت

اشاعه فرهنگ مادی گرایی، مصرف زدگی، اشرافی گری و لذت طلبی

نوع تغذیه از نظر حلال و حرام

تفکر حاکم در خانواده

نقش مدارس و امور تربیتی

و...

ریشه های این فاجعه دردناک باید واکاوی و مورد مداقه قرار گرفته و از سوی سیاستگذاران فرهنگی چاره ای اندیشیده شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا