اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

۲۷۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رسانه» ثبت شده است

مهمتر از همه پرسی

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۱ فروردين ۱۴۰۲، ۰۸:۲۱ ب.ظ

حجم پول کثیف در اقتصاد ایران

 

چون بحث رفراندوم دوباره دارد سر باز میکند و عملا به حربه ای دست جناح های سیاسی تبدیل شده است لازم است چند نکته را گذرا مورد اشاره قرار دهم.

یک سری پاسخ هایی هم این روزها مطرح شده که: ما تنها نظامی هستیم بعد از پیروزی و تأسیس حاکمیت، اصل موجودیت خود را به همه پرسی گذاشته یا اینکه متوسط هر سال یک انتخابات برگزار کرده ایم. موارد اختلافی بین مردم یکی و دوتا نیست و اینکه هیچ جای دنیا سر هر مساله ای انتخابات برگزار نمیکنند و نمایندگان مجلس یا رییس جمهور که منتخب مردم هستند به نیابت از آنها حق تصمیم گیری دارند و... اما چند نکته:

یک- امور تخصصی قابل رای گیری نیست. همه جای دنیا به طور مثال قاضی در پرونده ای رای صادر میکند کل مملکت هم مخالف نظر او باشند رای قاضی اجرا میشود. پزشک هر چه بگوید همان می شود و...

 دو- برگزاری انتخابات هزینه بر است اما مهمتر از هزینه های مادی که به کشور تحمیل میشود دعواها و رقابت های بعضا کثیف سیاسی است که در سالهای اخیر هم شاهد بوده ایم و منجر به وجود چند دستگی و شکاف در جامعه گردیده است. به عبارت دقیق تر قبل از آنکه در باره اصل برگزاری همه پرسی صحبت کنیم باید در باره فرهنگ رقابت سیاسی به نقطه مطلوب برسیم.

سه- انتخابات را چه کسی میخواهد برگزار کند؟ اگر حاکمیت برگزار کند که از سوی مخالفین یا بازندگان به تقلب یا مهندسی انتخابات متهم میشود مشابهش را در سال 88 شاهد بودیم. اگر دست سازمانهای بین المللی بسپاریم که اولا منافی عزت و اعتبار یک مملکت است دوم اینکه با توجه به سبقه این نهادها در حمایت از دشمنان ایران و نادیده گرفتن مظالمی که در جنگ و تحریم بر مردم ایران رفت از سوی موافقان حاکمیت در مظانّ اتهام قرار دارند.

مهمتر از برگزاری انتخابات ایجاد رشد فرهنگی در جامعه است.

فرهنگ قانون پذیری در کشور ما دچار آسیب شده است. چه آن کسی که اختلاس میکند و چه آن کسی که دست به کشف حجاب میزند مخرجی مشترک به نام قانونگریزی و خودبرتر بینی و منفعت طلبی دارند.

فرهنگ نقدپذیری در کشور ما کمرنگ شده است. چه به یک مسئول بگویید اسراف نکن و پارتی بازی را کنار بگذار ناراحت شده و درصدد تقابل بر می آید چه به یک جوان هنجارشکن تذکر بدهی خشمگین شده و پرخاش میکند.

حالا شما در جامعه ای که بین مردم و مسئولان بی اعتمادی ایجاد شده و نقدپذیری و قانون مداری رنگ باخته پشت سر هم انتخابات برگزار کن. هر نتیجه ای که حاصل شود در فقدان فرهنگ قانونپذیری به جایی نرسیده و منجر به تعارض و درگیری میشود کما اینکه در کشورهای به ظاهر متمدن و آزاد دنیا هم مدتی است شاهد سخت ترین نزاع بین مردم و حاکمیت هستیم.

اصل امر به معروف و نهی از منکر، تضمین آزادی بیان و اصلی مترقی برای فراگیر شدن نظارت همگانی و تقویت باور نقدپذیری است که اسلام به منظور حفظ سلامت جوامع بشری پیش بینی نموده است. مقام معظم رهبری هم تأکید فرمود امر به معروف و نهی از منکر واجب است به خصوص در حوزه مسئولان!

اگر فرهنگ اجرای امر و نهی و نیز پذیرش امر و نهی بین مسئولان و مردم در همه زمینه ها جا بیفتد از اختلاس و رانت گرفته تا بدحجابی و هرزگی شاهد افول ناهنجاری در جامعه خواهیم بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در نیویورک فقط یک اتفاق است

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۱ فروردين ۱۴۰۲، ۱۰:۵۷ ق.ظ

ریزش پارکینگ طبقاتی در نیویورک

 

تصویری که می بینید مربوط است به ریزش یک پارکینگ چهار طبقه در شهر نیویورک که در روزهای اخیر به وقوع پیوسته و تلفات جانی هم به همراه داشته است.

این اتفاق هر جای عالم که رخ دهد تلخ و ناگوار است و امیدواریم هیچ وقت شاهد وقوع آن در هیچ کشوری نباشیم.

اما

می دانید که نیویورک یکی از مهمترین و مدرن ترین شهرهای جهان است.

خدای نکرده چنین حادثه ای مشابه متروپل اگر در ایران رخ دهد از نظر جماعت خودباخته نشانه ناتوانی حاکمیت در اداره امور کشور است اما در آمریکا که باشد اصلا مورد اعتنای رسانه های این طیف قرار نمیگیرد یا صرفا یک اتفاق ناگوار تلقی می گردد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

قهر و آشتی هنرمندان

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۴ فروردين ۱۴۰۲، ۰۸:۲۶ ب.ظ

خاطره همسر نیما یوشیج درباره قهر کردن مداوم او

 

کار کردن با هنرمندان یا به عبارتی کنار هنرمندان بودن ظرافتهای خاص خودش را دارد. اغلب هنرمندان روحیه حساسی دارند. زود گرم و سرد میشوند. این ویژگی را هم همسران هنرمندان، هم دوستان و همکارانشان و هم مسئولان حاکمیتی باید مدنظر قرار داده و مواضع احساسی این قشر را چندان جدی نگیرند.

عالیه جهانگیر، همسر نیما، دربارهٔ بهانه‌گیربودن نیما و قهرکردن مداوم او خاطره‌ای را شرح می‌دهد:

«یکی از شب‌ها سبزی‌پلو داشتیم، باز دیر آمد. همه شام خورده، خوابیده بودند. من آهسته در را باز کردم و شام را از پایین آوردم به بالا. وقتی شام را زمین گذاشتم به بهانهٔ این‌که این غذا دست‌خورده و کثیف است، ظرف پلو را روی فرش ریخت و قهر کرد. 
 
اثاثیهٔ خود را که عبارت بود از چندین جلد کتاب در چادر شبی پیچید و روی دوش خود گذاشت و از در بیرون رفت. من پشت در حیاط ماندم و در را باز گذاشتم تا کسی در نزند و اهل خانه بیدار شوند. 

 

مدتی که گذشت از ته کوچه صدایی آمد که دو نفر با هم حرف می‌زنند. صدا نزدیک شد. تا آمدند در بزنند من در را باز کردم و گفتم با کی کار دارید؟ از شکاف در لباس پاسبان به چشمم خورد. پاسبان اسم مرا برد. گفتم چه می‌خواهید در این وقت شب؟ 

گفت خواهش دارم این آقا را اجازه بدهید بیاید امشب بخوابد و فردا برود. چون با این کوله‌بار فکر می‌کنند سارق است. در جواب گفتم خودشان رفته‌اند، من بیرونشان نکرد‌ام. بعد معلوم شد به پاسبان گفته عالیه‌خانم با من نزاع کرده و حالا می‌خواهم بروم منزل مادرم...» 
 
منبع: کتاب زندگینامه نیما؛ به کجای این شب تیره، به‌ قلم مصطفی اسلامیه.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پهنای باند اینستا را ببندید

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۰ فروردين ۱۴۰۲، ۱۱:۲۰ ق.ظ

بعضی از مسئولان، خودشان اهل زیدبازی مجازی هستند و در فضای بی در و پیکر مجازی دنبال طعمه می گردند.

بعضی از مسئولان از قِبل فعالیت در فضای مجازی و شبکه هایی که ذات خودنمایی و جلوه فروشی و سلبریتی سازی دارند (اینستا و...) دنبال شهرت و مطرح ساختن خود هستند بلکه در انتخابات شورا یا مجلس برایشان کارکردی داشته باشد.

بعضی از مسئولان اساسا از رها بودن فضای مجازی نان میخورند. پست و مسئولیتشان به بهانه تقابل با جریان سازی رسانه ای دشمن شکل گرفته و فرضا اگر اینستا و توییتر کلا بسته شوند نان و نام حضرات به خطر می افتد.

اینطور افراد برای آنکه پهنای باندی که از طرف مخابرات ایران در اختیار اسب تراوای دشمن قرار گرفته مسدود نشود بهانه می آورند و به استدلالی ظاهر فریب متوسل میشوند که بعله بالاخره همین اینستاگرام محملی برای ارتباط با جهان و صدور انقلاب و اسلام است و چاره ای جز کنار آمدن با آسیب های آن وجود ندارد و...

کسی هم نیست هزینه فایده کند خدایی اش در این سالها ما توانسته ایم یا اصلا اراده اش را داشته ایم از طریق شبکه های مجازی پیامی به جهان مخابره کنیم و صدایی از غربت اسلام به گوش همگان برسانیم یا نود درصد این فضا بستر فعالیت مخرب معاندان بوده و هزینه هایی گزاف برای انقلاب و نظام به دنبال آورده و بخشی از جامعه ایمانی را هم دچار تزلزل نموده است؟ ارتباط رسانه ای با عالم خوب است که میتوان از طریق مجاری تخصصی پیگیر آن بود و لزومی برای بازی در زمین دشمن و رها سازی فضای مجازی وجود ندارد.

شیوه کج دار و مریز مسئولان در برخورد با فضای مجازی شبیه همان شیوه بیمارگونه و ناقص در مواجهه با مقوله حجاب است. مردم آخرش نفهمیدند اگر حجاب واقعا قانون اسلام و مملکت است چرا برای ترویج آن کار فرهنگی خاصی صورت نمیگیرد و با مروّجان بی حجابی و برهنگی برخورد نمی شود؟ در نهایت هم لاابالی گری در حال تبدیل شدن به امری عادی در سطح جامعه است.

اگر اینستاگرام و توئیتر و... خوب است چرا فیلتر شده و اگر بد و مخرب است چرا با فیلترشکن قابل دسترسی است و پهنای باند اختصاص یافته به آن مسدود نمی شود؟ مردم حق دارند در میزان اعتقاد مسئولان نسبت به آنچه مدعی هستند دچار تردید شوند و در نهایت به این باور برسند که مسئولان از باب ژست و فریب سخنی میگویند و به صرف درآمد زایی برای شرکتهای ذی نفع، قوانینی دست و پا گیر و غیر جدی را به تصویب می رسانند.

دور باطلی است که به دشمن فرصت فضاسازی میدهیم. بعد کلی هزینه میکنیم که گروهها و گردانهای سایبری برای تقابل با آنها شکل بگیرد، هزینه گزافی هم بابت تغییر ذائقه مردم و جوسازی تبلیغی علیه نظام بر گرده مان تحمیل میشود (مثل اغتشاشات شهوانی اخیر) و باید هر روز هم با عناصری خودباخته  و اشاعه دهندگان بی غیرتی و تهمت و سیاه نمایی برخورد قانونی کنیم که در نهایت جز دشمن تراشی و افزایش کینه و فرسایش و خستگی نهادهای نظارتی و قضایی دست آوردی ندارد و جالب آن که پز بدهیم از طریق رسانه در حال صدور پیام انقلاب و اسلام و تکثیر باور حقه شیعه هستیم! با این تصاویر سیاهی که توسط عناصر خودباخته و شبکه های وابسته به دشمن در سطح بین الملل مخابره میشود چقدر آبرو و اعتبار برای نظام حاکمیتی باقی میماند که بخواهیم منطق درست انقلاب اسلامی را بر گوش جان مردم دنیا بنشانیم؟

تجربه این سالها ثابت نموده در فضایی مثل اینستاگرام یارای تقابل با دشمن را نداریم و اگر قرار بر مواجهه تبلیغی و رسانه ای با دشمن است میتوان از ظرفیت سایتها و سایر شبکه های مجازی بهره برد که لااقل امکان نظارت بیشتری دارند.

عده ای ابتدا در همین فضای اینستا اقدام به نشر فیلمها و تصاویر کشف حجاب خود نمودند. نهادهای نظارتی گاهی برخورد کردند و به مرور خسته شده و امور را رها نمودند. جماعت خودباخته مطمئن شدند در فضای واقعی هم اگر این هنجار شکنی را تکرار کنند به نتیجه می رسند که در حال حاضر به نتیجه دلخواه رسیده اند. این مثال فقط نمونه ای از باخت سنگین فرهنگی ما در بستر اینستا بود. مصادیق اعتقادی و سیاسی بیشتری وجود دارد که در این مجال نمی گنجد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پیامبری بنام عباس موزون!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۹ فروردين ۱۴۰۲، ۰۸:۵۸ ب.ظ

دیدن روح ائمه دروغ و سفارشی است - خبرآنلاین

 

بیداری و بیدارگری لازم و ملزوم هم هستند. هر دو رسالت انسان های مومن است. مومن حقیقی، بیدار است و بیدار می سازد. ذات بشر بر زیاده خواهی و کمال جویی بنا شده است. انسان خود را دوست دارد و برای خود هر آنچه هست را می خواهد. انسان چون خودش را دوست دارد اندیشه و تصمیمش را برتر دانسته و برای فراگیری آن تلاش می کند. همه به توحید اعتقاد دارند. یکی میخواهد وحدانیت را در قدرت فرا بشری تعریف کند و آنکه خودش را برتر می داند توحید را در محوریت غلبه نفس خویش بر فرآیند تحولات جهانی میجوید.

تفکر سرمایه داری، اندیشه برخاسته از غریزه خودخواهی بشریت منفعت جو ست. آنکه خودش را میخواهد سود بیشتر و لذت افزون تر را طلب می کند. لیبرالیسم فرهنگی و اقتصادی از همین نگاه بر می خیزد.

در مقابل اما اومانیست حقیقی، خداست. خداست که همه چیز را مسخّر بشر آفریده و سعادت او را در یکتا پرستی و ایمان به غیب و تعالی و عروج تعریف نموده است. انسان موحد که خودش را در خدا حل نموده به غیر از ذات خدا و راه خدا نمی اندیشد و نمیخواهد. مومن واقعی برای فراگیری باور سعادت و رشد انسان و احیای فطرت ها تلاش میکند که اگر نکند از جبهه غریزه محور نظام سرمایه داری و لذت طلبی نیز پست تر خواهد بود.

عباس موزون در رساله "زندگی پس از زندگی" بعثت فطرتهای خفته را رقم میزند. چند سالی است عصرهای دلشکستگی و غربت شیرین ایمانی ماه خدا، دریچه ای از رحمت هدایت خالق یکتا نسیم بیداری و هوشیاری را بر ساحت جان خسته و غبارگرفته ما ره گم کردگان وادی آفرینش می وزد. 

الذین یومنون بالغیب، نخستین وصف قرآنی در تعریف مفهوم متقین است. کتاب خدا صحیفه رستگاری بشریت و تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان هاست اگر به عالم غیب باور داشته باشیم. این جهان، نهایت هدف آفرینش نیست. مربی انسان دوست بشر محور کمال گرا، ما را برای برنامه ای بزرگتر خلق نموده و آینده ای ورای جهان مادی برایمان در نظر گرفته است. تجربه مرگ موقت و معلق، فرصتی برای یاداوری هدف عالم خلقت و ضرورت رشد فرا مادی انسان فطری معطر به رایحه الهی است. ما از خداییم و قرار است به سوی خدا برویم. برای خداییم و دیر یا زود به مبدأ خویش عود مینماییم. اگر یادمان نرود که هستیم و قرار است کجا برویم یادمان نمیرود دنیا را مزرعه آخرت دانسته و جامعه انسانی را فراتر از غرایز حیوانی در بستر معارف الهی و زیبنده به اخلاق نبوی بجوییم. سربلندی دنیا و آخرت در گرو اعتقاد به معاد و حساب و کتاب قیامت است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مصادره را ببینید

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۹ فروردين ۱۴۰۲، ۰۵:۳۴ ب.ظ

Mosadereh Poster.jpg

 

فیلم سینمایی مصادره واقعا دیدنی است. نه فقط از جنبه طنز آن که با بازی خوب رضا عطاران، میرطاهر مظلومی، بابک حمیدیان، سید هومن سیدی، هادی کاظمی و... سرگرم کننده و جذاب است که محتوای سیاسی آن گذری کوتاه بر وقایع انقلاب اسلامی و پدیده نفوذ به شمار می آید. در موقعیتی که حاکمیت فرهنگی در قلمرو ساختار سیاسی نظام قرار ندارد نمایش این فیلم در محیط های دانشگاهی همراه با حضور کارشناس میتواند فرصتی بی بدیل برای شروع بحث پیرامون وقایع مرتبط با انقلاب و چالش های پیش روی آن و البته تفقدی به فرهنگ ویرانگر غرب و افشای ماهیت نظام سلطه باشد.

هر چند خیلی ها از دیدن نام کارگردان اثر یعنی مهران احمدی و حساسیتی که نسبت به بعضی رفتارهای غلط فرهنگی وی وجود داشته ممکن است دچار پیشداوری درباره این فیلم شوند اما این دوستان باید نیم نگاهی هم به اسم تهیه کننده اثر یعنی محمدحسین قاسمی (همسر نرگس آبیار) و سوابق آثار تولیدی وی نیز داشته باشند که بیانگر تأیید حاکمیتی (سفارشی) مضمون این محصول جذاب سینمایی است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خودت باش پسر!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۶ فروردين ۱۴۰۲، ۰۵:۱۷ ب.ظ

عکس/ عروسی سنتی ایل بختیاری

 

این تصویر مربوط است به برگزاری جشن عروسی در ایل بختیاری که با لباس سنتی صورت گرفته است؛ چقدر زیبا و قابل افتخار.

در گوشه گوشه کشورمان لباس های محلی و سبک های پوشش زیبا و افتخارآفرینی وجود دارد که متأسفانه در سایه کم توجهی دستگاههای فرهنگی و باور خودباختگی نشأت گرفته از نفوذ رسانه های زرد داخلی و خارجی مهجور واقع شده است. لباس های عروسی طرح غربی اغلب بدن عریان زن مسلمان را در معرض تماشای عموم قرار می دهد.

بحث فقط بحث لباس عروسی نیست. در کلام و آداب و رسوم و ... نیز بسیاری از آیین های سنتی رو به فراموشی قرار گرفته و بسیاری از جوانان نسل جدید از پایبندی به آداب قومی و محلی که سرمایه گرانسنگ تمدنی است احساس خجالت می کنند و باورشان شده است که هر چه از خود بیخود و بیگانه باشند مدرن تر و پیشرفته تر هستند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دم شهدا گرم

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۱ اسفند ۱۴۰۱، ۱۲:۰۰ ب.ظ

نایب الزیاره تمامی دوستان بودم. امیدوارم قسمت همه ارادتمندان شهدا بشود. خدا کند جوانها و نوجوانهای ما به خصوص طیفی که در سایه غفلت و کوتاهی خانواده ها و مسئولان فرهنگی، ذهن و قلب خود را به رسانه های تبلیغی بیگانه سپرده اند برای یکبار هم که شده فرصت مغتنم زیارت سرزمین نور را به دست بیاورند. از باب فبشر عبادالذین یستمعون القول ... کاش لا به لای هزاران مطلب کوتاه و بلند ضد ارزشی و اغواگر و باطل، مجالی هم برای استماع کلام شهدا و آشنایی با اهداف و سیرت آنان وجود داشته باشد. کاش از امکان و فرصت تنفس در عالم ماده، برای تبلیغ مرام شهدا و انتقال فرهنگ جاودانگی، بیشتر استفاده کنیم... والعصر، به خدا فرصت کم است، ان الانسان لفی خسر، یخ عمر در حال آب شدن است و آخر این دنیا و دلبستگی به آن چیزی جز زیان فضاحت بار نیست، الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات، همه در خسرانند مگر آنهایی که ایمان و عملشان با هم توأم باشد و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر، و در مقابل جامعه بی تفاوت نباشند خوبی ها را ترویج نموده و در استوار سازی راه خدا مدوامت بورزند.

بجنبیم که دارد دیر می شود.

 

photo_2023-03-12_10-41-49_zzoq.jpg

photo_2023-03-12_10-41-56_93ml.jpg

photo_2023-03-12_10-41-35_s4tx.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سیاه و سفید!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۴ اسفند ۱۴۰۱، ۰۸:۲۰ ق.ظ

عکس/ پاکسازی محل انفجار قطار سمی در اوهایوی آمریکا

 

سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا بعد از خروج و انفجار قطار سمی در ایالت اوهایو در تلاش است که محیط را که آغشته به مواد سمی شده پاکسازی کند. این اتفاق تلخ، آثار سوء طبیعی فراوانی داشت، باران سمی بارید، حیوانات بسیاری تلف شدند، مردم محلی مجبور به ترک خانه هایشان شدند و... اما خبری به این مهمی انعکاس چندانی توسط غولهای حاکم رسانه ای دنیا پیدا نکرد.

خدای نکرده خدای نکرده یک همچین اتفاقی با ابعاد کوچکتر در ایران رخ میداد الان حجم وسیعی از رسانه های خارجی و داخلی چه مرثیه ثرایی هایی داشته چه تحلیلهایی در خصوص ناتوانی حاکمیت در اداره امور و ضرورت پناه بردن به دامان غرب ارائه می دادند؟ چه اعصابی از مردم له می شد و چه بمبارانی از یأس و سیاهی بر ذهن مخاطب فرود می آمد؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

من و تو کی مبعوث می شویم؟

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۸ بهمن ۱۴۰۱، ۰۹:۲۱ ق.ظ

بعثت برای ما روز جشن است. نبی خدا، راه درست زندگی را به بشریت آموخت و باب هدایت امت را گشود.

اما پیامبر، پدرش درآمد. عذر میخواهم بابت این تعبیرم. قرار است در سطح خودمان حرف بزنیم و الّا ما کجا و درک ساحت قدسی پیامبر رحمت و نگین حلقه نبوت کجا؟

بنده خدا وقتی به خانه آمد، فشارش افتاد، ضعف کرد و از خدیجه خواست او را با ملحفه ای بپوشاند. بار فشار این مسئولیت، کمر کوه را خم میکند. لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِ اللَّه

محمد، جوان خوشگل و خوش تیپ مکه، امین مردم کوی و بازار، مومن دین حنیف ابراهیم، در زمره جوانمردان شهر، معتبر به خاندان بزرگ و شهیر عرب، همسری مایه دار هم دارد که تا آخر عمرش بنشیند گوشه ای و بخورد و بخوابد برایش کافی است.

جوان سر به راهی بود. دنبال عیش و نوش که نرفت آنهم در دوره ای که نوزادان را گاه از نظر تشابه صوری به مردی نسبت می دادند و طوق پدری به گردنش می انداختند.

خوب، همین قدر کافی نیست؟ جوانی سالم باشی، موحّد باشی، معتبر و بی حاشیه باشی، آسه بیایی، آسه بروی، کار به کار کسی نداشته باشی، دیگران هم با اینکه میدانند تو بر آیین شرکشان نبوده و خدایان سنگی و چوبی شان را باور نداری باز هم کاری به کارت نداشته باشند. زن پولدار هم که داری، یعنی هم دنیایت تأمین است، هم آخرتت. خدا که آن طرف با آدم بی گناه کاری ندارد؛

اما

یا اهل المدّثّر، قم فانذر

بار گرانی بر دوش تو، انسان موحّد هدایت جوی کمال گرا نهاده شده است. فکر کرده ای راهت از دیگران سوا باشد، مسیر باطل را نروی، همین برایت کافی است و مسئولیتی بر عهده ات نیست؟ رفاه جویی و راحت طلبی در مرام اهل حق جایی ندارد.

رسالت، ریاست نیست. دردسر دارد. اول از همه بستگان و قوم و قبیله ات دورت خط می کشند. فحش می شنوی، تهمت می خوری، سنگ و زباله نثارت می کنند، فرزندانت در نسلهای بعد هم روز خوش را نمی بینند، اما

قم فانذر

همان خدایی که گفت اقراء باسم ربک؛ دقایقی بعد میگوید برخیز و انذار کن که علم، مسئولیت آور است. اصلا عالم بی عمل، جاهلی مدعی و شیادی منافق است. اگر خوب حرف میزنی و خوب مینویسی باید خوب هم عمل کنی و دیگران را به سمت خوبی ها دعوت کنی.

برخیز محمد، تو محمود خدا و خلق مومن خدایی، تو از آل ابراهیم و ادامه خط نوح و داوود و سلیمان و موسی و عیسایی، از تبار نیکان ستایش شده روزگاری، پورِ احمدی تو. قرار است طبیب دوّار امت باشی، پزشکی که دردهای پنهان و آشکار و ظلمت و گمراهی تنیده در روح و جان مردم را درمان میکند.

سنگ و چوب و فحش و تهمت می خوری، آرامش را از تو سلب میکنند، بدان که دوران انزوا و خودسازی و تفرّد به سر آمد. برای طرد شدن، اخراج و تبعید و حصر و فقر، آماده شو. دین خدا برای جامعه است. نمی توانی موحّد باشی و جهالت زمانه را ببینی و سکوت پیشه کنی، نمی توانی مومن راستین باشی و برای اصلاح جامعه، جهاد نکنی. اصلا دین داری منهای جهاد، چیزی جز طنز نیست. پوسته ای است بی محتوا، اسلام دین زندگی است، دین عدالت و هدایت و صداقت و امنیت است.

من و تو قرار است کی مبعوث شویم؟ پیرو دین محمد، آرام و قرار ندارد. دغدغه خلق، خواب و خوراکش را بر هم میزند. جور زمانه را بر نمی تابد. در برابر جبهه باطل سکوت نمیکند. گمراهی عوام و غفلت خواص را تاب نمی آورد. برای حرف حق، هزینه می دهد. برای قدم برداشتن در راه خدا معطل پول و پست نمی ماند.

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ

اگر ادعای ایمان داری و خودت را پیرو خدا و پیامبر میدانی، به خاطر منافعت دچار تردید نمیشوی، با مال و جانت در راه خدا به زحمت می افتی، آن وقت است که معلوم می شود راست گفته ای.

 

یا محمد (ص)

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یمنی ها هم انسانند

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۵ بهمن ۱۴۰۱، ۰۵:۳۸ ب.ظ

عکس/ تصویری دردناک از دختر یمنی

 

اینجا یمن است، قابی از واقعیت دنیا که به چشم نمی آید.

ما یاد گرفتیم برای روشنفکر شدن به شبکه های بیگانه نگاه کنیم. شبکه هایی که از عربستان سعودی پول می گیرند تا به ما بیاموزند از هویت اسلامی فاصله بگیریم و کلمات عربی را دور بریزیم و شبیه غربی ها شویم و ما متمدنانه اسامی اسلامی خود را تغییر می دهیم، واژگان اسلامی را حذف میکنیم و به بهانه ملیت گرایی، به فرهنگ بی فرهنگی غرب پناه میبریم. این شبکه ها نمی گویند که ایرانی اصیل حتی قبل از اسلام هم اهل حجاب بود، سگ را به اتاق راه نمی داد، معماری خانه اش بومی بود، فرزندآوری را افتخار می دانست و....

از شبکه های ارتزاق کننده عربستان می آموزیم شعار آزادی و حقوق بشر را بلغور کنیم؛ اما چشممان را به روی کودکان گرسنه و یتیم و بی پناه یمن که زیر بمباران همین عربستان خون آشام قرار دارند، ببندیم.

دوست داریم منورالفکر شویم؛ اما سیم لامپ مغزمان به نیروگاه رسانه ای اجنبی وصل است. فکر روشن زمانی رقم می خورد که از قدرت تفکر و اندیشیدن به جای تبعیت محض از رسانه بهره ببریم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ضد انقلاب عزیز! دقت کن

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۱ بهمن ۱۴۰۱، ۰۷:۰۵ ق.ظ

عامل ارتباط با شبکه‌های معاند در بندرعباس دستگیر شد - خبرگزاری مهر | اخبار  ایران و جهان | Mehr News Agency

 

دیروز با فرد مسنی دیدار داشتم. از آشنایان قدیمی است. گفتند دچار افسردگی شدید شده می نشیند ساعتها گریه میکند. میگفت مملکت دیگر نابود شده و از دست رفته است. بنده خدا مدتی است محو تماشای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و صفحات مجازی آن طرفی ها قرار گرفته. معتقد بود هر کس ماهواره نبیند بیسواد است. 

برایش توضیح دادم که ممکن است بعضی اخبار خبرگزاری های داخلی دروغ باشد اما به این معنا نیست که هر چه آنطرفی ها گفتند راست باشد.

ممکن است این طرف دگم اندیشی ها و مفاسدی باشد اما آنطرف هم کعبه آمال نیست و فساد و خطای بسیاری وجود دارد.

منکر بعضی فسادها و اشتباهات نیستیم و به حرکت برای اصلاح ساختارهای غلط باور داریم اما در قالب بیان و گفتگو و مطالبه گری و فرهنگ سازی نه با اوباش گری و اغتشاش که زودگذر است و خسارت و عوارضش بیشتر از نفعی است که ممکن است داشته باشد.

ضعفهای بسیاری داریم اما در خیلی موارد از دیگران سریم و...

حرف و سخن زیادی بین ما رد و بدل شد. احساس کردم کمی آرام گرفت و چیزهایی شنید که تا کنون نشنیده بود.

خدا نیامرزد شبکه های بی انصاف معاند را که برای لطمه زدن به حکومت، روح و جان مردم را نشانه می روند. غربی ها پدران معنوی منافقین هستند. همانطور که منافقین در طول جنگ به جای مصاف رو در رو به ترور مردم بی دفاع و گرا دادن به دشمن برای موشک باران مناطق پر تردد روی می آوردند گروهکهای مزدور ضدانقلاب و وابستگان به اجانب، امروز هم با فشار برای اعمال تحریم بیشتر، تحریک نوجوانهای کم اطلاع برای اغتشاش، تعطیلی مراکز علمی و آموزشی، ناجوانمردی هایی مثل ایجاد مسمومیت برای دختران دبیرستانی، پمپاژ اخبار تحریف شده و یاس آور و ... مردم را هدف تیغ زهرآگین خویش قرار داده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرهاد ظریف، بانوی دو عالم و مسأله کودک همسری

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۵ دی ۱۴۰۱، ۰۲:۳۶ ب.ظ

دستور بازداشت فرهاد ظریف به دلیل انتشار یک استوری صادر شد

 

فرهاد ظریف، متولد مشهد، بازیکن سابق تیم ملی والیبال که از قضا نام همسر سابق و متارکه کرده وی نیز مهسا امینی است! و پیش تر در مصاحبه ای اعلام نموده که از قرص ها و داروهای مرتبط با اعصاب و روان استفاده میکند و احتمالا از همین بابت نیز از ورزش والیبال کنار گذاشته شد، در متنی کوتاه بدین مضمون نوشت که ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها جای تبریک ندارد! بلکه بابت کودک همسری او باید اعتراض کرد و...

واکنش ها به این سخن نسنجیده، شدید بود. خیلی ها به او توهین کرده، سخنش را سبّ اهل بیت خوانده و وی را مصداق بارز مرتد دانسته اند. قوه قضاییه نیز در این باره پرونده ای تشکیل داده است. اینکه ظریف قصد جسارت به ساحت نورانی دخت نبی اکرم (ص) را داشته یا نه تشخیصش بر عهده قاضی است.

اما

از آنجا که اساسا اتفاقات چند ماه اخیر کشور محصول سمپاشی ها و موج آفرینی های منفی و پارازیتی دستگاه تبلیغی دشمن در ذهن جوانان و نوجوانان و ایجاد شبهاتی بعضا پیش پا افتاده اما موثر در تقویت بدبینی نسبت به اسلام و انقلاب بوده به اقتضای دینی که نسبت به اهل بیت داریم بهتر است از کنار جملاتی که این سلبریتی جوان به کار برد به سادگی نگذشته و پاسخی ولو مختصر به آن بدهیم.

بگذارید ماجرا را اینگونه جلو ببریم:

یکی دو سال پیش بود که جوانی هیکلی و ورزشکار که از قضا منتسب به خانواده ای متدین و البته ساده دل بود در استوری اینستای خود به مناسبت سالگرد شهادت حسین فهمیده بدین مضمون نوشت که مگر یک بچه سیزده ساله چه چیز حالی اش می شود که بخواهد برود زیر تانک و ایثار کند و...

همان موقع درباره اش نوشتم که این بنده خدا حق دارد چون حسین فهمیده را با خودش قیاس کرده است!

درست مثل این می ماند که بگوییم بچه ده دوازده ساله چه می فهمد که بخواهد دانشگاه برود و از قضا دانشجوی برتر شناخته شود و... این حرف هم درست است اما در قیاس با امثال خودمان! همین حالا در اینترنت جست و جو کنید با دهها نوجوان نخبه در نقاط مختلف عالم مواجه می شوید که در سنین کودکی و نوجوانی به دانشگاه راه یافته و بالاترین مدارج علمی را طی کرده اند.

ممکن است یکی مثل حسین فهمیده و دیگر فهمیده هایی که در دفاع مقدس کم نبودند و وصایایشان دریایی از معارف زلال آسمانی است بالاترین درک و فهم و شهامت و جوانمردی را در مکتب امیرالمومنین آموخته باشند در حالی که خیلی از آدم های سن و سال دار و بعضا با سواد و ورزشکار و ... درک و معرفت لازم برای دفاع از آب و خاک خود را نداشته و در اوج تهاجم دشمن، قدمی برای مردمشان بر نداشته باشند. فهم و شعور ربطی به سن و سال ندارد؛ کما اینکه بارها گفته اند درک بالاتر از مدرک است و... مثل کودک ده ساله یتیمی که با تعصب و غیرت دنبال کار می رود تا باری از دوش خانواده بردارد و دکتر و مهندس پولداری که سال تا سال سراغی از پدر و مادرش نمی گیرد و مرهمی بر زخم دلتنگی شان نمی نهد.

بعضی مورخان البته درباره سن حضرت زهرا سلام الله مناقشاتی دارند؛ اما بر مبنای همین نقل مشهور، نه سالگی حضرت زهرا را نباید با نه سالگی بسیاری از دختران امروزی قیاس کرد.

این را هم بگویم که با چشم خود در بین اعراب دخترانی ده دوازده ساله را دیده ام که هم از نظر فیزیک و قدرت جسمی و هم از نظر فکر بسیار بالاتر از هم سن و سالهای خود در سایر نقاط هستند. بد نیست در این باره تحقیقی میدانی در استانهای جنوبی خودمان هم داشته باشید. حالا چه برسد به هزار و چهارصد سال پیش جزیره العرب که هنوز سبک زندگی اعم از تغذیه و تکنولوژی و ... جسم و جان ملتها را به ورطه تغییر و هلاکت نکشانده بود.

تکامل شخصیت انسان ها هم به سن و سال نیست. چه بسا خانمهایی که حتی در میانسالی توان جمع و جور کردن یک خانواده را ندارند؛ در حالی که دخترانی در نوجوانی توانسته اند خانواده ای موفق و خوب را مدیریت نمایند. مثالهای این ادعا هم دور و بر خودتان زیاد است.

فاطمه زهرا سلام الله توانست با همان سن کم فرزندانی را تربیت کند که تا ابد مبدأ بزرگترین تحولات عالم قرار بگیرند. کجای عالم را سراغ دارید که نامی از حسین بن علی و زینب سلام الله علیهما نباشد و حرکتی در راستای تأسی از فرزندان علی شکل نگرفته باشد؟

کودک همسری قطعا پدیده ای نامبارک است اما تعریف کودک در قالب سن و سال نیست.

از ماندگارترین مناظرات علمی تاریخ اسلام کلمات پر مغز و عالمانه امام جواد علیه السلام است که در هفت یا هشت سالگی به امامت رسیده است. امام هادی در نه سالگی امام شد و مهدی موعود (عج) در پنج سالگی رهبری امت را به دست گرفت.

به منطق این عزیزان لابد باید به خدا متعرض شد که چرا با برانگیختن امامانی در سنین پایین به پدیده کودکان کار رسمیت داده است! نوح نبی نزدیک به هزار سال عمر کرد و لابد باید یقه خدا را گرفت که چرا طیق قواعد امروز، حق بازنشستگی برای او قائل نبوده است!

مشکل همین یک تکه است که می خواهیم در قیاس با خود و شرایط پیرامون خود به قضاوت درباره تاریخ بپردازیم.

از دریچه اعجاز هم که بنگریم با خدایی طرف هستیم که مریم پاک و مقدس را بدون همسر به مقام مادری رساند و با اشارتی طفل شیرخوار او را به زبان آورد تا گواه بر صدق مادر و یاور مظلومیت و غربت او باشد. خدایی که آتش توفنده نمرود را به گلستان مبدل ساخت و موسی را در کاخ دشمن خود پروراند؛ خورشید و ابر و باران و شب و روز و انسان و زمین و آسمان، مصادیق مشهود اعجاز او هستند که کسی را یارای رقابت با او و اخلال در نظام آفرینشش نبوده و نخواهد بود.

دختر نه ساله اشرف الانبیاء که گوهر خلقتش، از چهله صیام و نزول مائده قدسی طوبای بهشتی بود را که نمی توان از زاویه نگاه ناقص و زمینی خویش به تحلیل در آورد. کوثر نور و رحمت و برکت و حوریه ای بود در کالبد انسان و علم و خردش زبانزد تاریخ عرب و عجم و روح بزرگش بعد از قرن ها همچنان حاکم بلامنازع قلبهای شکسته و آستان کرامتش مأمن و ملجأ درماندگان و نام شیرینش شفای جسم و جان حاجتمندان است.

حرف آخر: و ما ادراک ما لیلة القدر؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

"بچه زرنگ" را ببینید!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۳ دی ۱۴۰۱، ۱۰:۰۱ ق.ظ

بچه زرنگ | شبکه 2

 

مجموعه تلویزیونی و داستانی "بچه زرنگ" که این شبها ساعت بیست و یک و پانزده دقیقه از شبکه دوم سیما پخش می شود از آن دست آثاری است که بر مبنای باور درون و دمیدن روح و با دست دل ساخته شده است، چیزی در مایه های خداحافظ رفیق، او، تویی که نمی شناختمت، مهاجر، دیده بان و...

مهمترین خاصیت تماشای این اثر، بازیابی گمشده های درونی خودمان است و فرصتی برای تأمل درباره مقصدی که داشتیم و راهی که می رویم.

یادمان بیاید که دلخوشی ها و سرمایه هایی چون حضرت رقیه، امام رضا، حضرت زینب، فرهنگ شهادت و... را داریم. ما خدا داریم. اهل بیت را داریم. شهدا را داریم.

داشته هایمان آنقدر زیاد و وسیع هست که بهانه ای برای ناامیدی و حس شکست و سرخوردگی و انزوا و تلقین باخت و ... باقی نماند. ما قلب داریم، بارگاه حریم کبریایی عشق و وصال را درون خود جای داده ایم و خمخانه محبت دوست را بر سجاده دلدادگی طواف میکنیم. یادمان نرود جا مانده قافله نورانی کرب و بلاییم و ...

باید گذشتن از دنیا به آسانی، باید مهیا شد از بهر قربانی.

دم سازندگان سریال دلی "بچه زرنگ" گرم. مشهدی های باصفا که یاد شهیدان بختی و عطایی و ... دیگر مدافعان گلگون کفن حرم آل الله را صیقل روح خسته و جان غبار گرفته مان قرار دادند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این مستند، ناقص و سطحی بود

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۸ دی ۱۴۰۱، ۰۸:۱۰ ق.ظ

مستند «به بهانه آزادی» پخش می‌شود

 

امیدوارم سطح تحلیل مسئولان ارشد نظام در محدوده نگاه سازندگان مستند "به بهانه آزادی" نباشد. این مستند بیشتر چیزی شبیه بولتن تصویری یکی از نهادها و خبرگزاری وابسته بود و نتوانست نگاه عمیق و تحلیلی جامع درباره اغتشاشات اخیر ارائه دهد. درست مثل این می ماند که کتابی را از نیمه باز کرده و بخوانیم و مقدمه و سیر و گره های قصه را قبل از رسیدن به اوج داستان نادیده بگیریم.

اینکه بعضی سلبریتی ها در دامن زدن به آشوبها و تحریک افکار عمومی و انتشار مطالب کذب نقش اساسی داشتند حرف درستی است و باید دید آیا دستگاه قضا شهامت برخورد بی اغماض با آنها را خواهد داشت یا نه اما باید به این پرسش هم پاسخ داده میشد که چه کسانی در این سالها به سلبریتی سازی در کشور دست زده اند و هر روز آنتن صدا و سیما و جشنواره های رنگارنگ نهادها و سازمانها را با بزرگ نمایی از قهرمانان پوشالی پر کرده اند؟ چه کسانی اسب تراوای دشمن را آزادانه به درون خانه های مردم راه دادند؟ چرا سالهای سال است هیچ مسئولی پیگیر وضعیت اسف بار فضای بی در و پیکر مجازی که از فروش کودک تا اسلحه و مشروبات الکلی و روابط نامشروع در آن موج میزند نبوده است؟ چه کسی باید یقه مسئولان را بابت ترک فعل در عرصه فرهنگ بگیرد؟ سالهاست که توجهی به رسوخ معضل بی هویتی در نسل جوان نداریم و مدارس و دانشگاهها را به حال خود رها کرده ایم تا تبدیل به کشتزار تفکر شوم دشمن شود.

چرا عملکرد ضعیف مسئولان دو رو و بی تدبیر دولت قبل و نقش آن در ایجاد کینه و عقده نسبت به نظام بیان نمی شود؟ آن قدری که مستندسازان محترم تلاش کردند عدالتخواهان را در ردیف اغتشاشگران نشان دهند انصاف نداشتند حتی اشاره ای به مطالب روزنامه های هوچی گر اصلاح طلب کنند که چگونه بر تنور آشوبها می دمند و به اوباش هرز و هیز، غذای فکری و خوراک معنوی می رسانند. همین اصرار بر بستن دهان منتقدان دلسوز و پرونده سازی برای عدالتخواهان بود که باعث شد عَلَم مطالبه گری از دایره نظام خارج شده و دست کسانی بیفتد که اساسا عرقی نسبت به دین و میهن ندارند و سطح دغدغه های ملت مظلوم و نجیب را در حد سلف مختلط و آغوش رایگان و رابطه با جنس مخالف تقلیل دهند.

چرا تبعیض ها و بی عدالتی ها و تناقضات رفتاری و گفتاری مسئولان که مسبب گسترش بی اعتمادی مردم به نظام دیوانسالار کشور است مورد توجه قرار نمی گیرد؟ چرا کسی حواسش به مانور قدرت باندها و عناصر دانه درشت فساد در سطح شهرها نیست که با پولهای بادآورده خود به دفاتر بعضی ائمه جمعه و نمایندگان خبرگان نفوذ کرده و به ریش ملت میخندند و آه از نهاد دلسوزان و پابرهنگان نظام بلند میکنند؟ شما شهامت ندارید برخلاف همان بولتن های خودتان یقه زنگنه و جهانگیری را بابت حراج بیت المال بگیرید. حاضرید جواب بدهید چرا عنصر مشکوکی مثل حسن فریدون که از ماجرای مجلس دوم و تشکیل مجمع عقلا که به دستور امام تعطیل شد تا دخالت در ماجرای مک فارلین و دیدار با جاسوس صهیونیست که در کتاب "تماس" حسن عباسی منتشر گردید و مستندات آن باعث تبرئه وی در دادگاه شد به راحتی در ساختار قدرت رشد نموده و با کسب عالی ترین مناصب حکومتی در پی اجرای برنامه های خیانت بار فرهنگی غرب از جمله سند بیست سی و پر و بال دادن به نفوذ مجازی دشمن برآمد؛ در حالی که بهترین فرزندان این مملکت به صرف انتقاد از صاحبان قدرت به راحتی از ساختار سیاسی کشور حذف می گردند.

منحصر دانستن علت آتشی که در ماههای اخیر برافروخته شد به عناصر دست چندمی و دون پایه ای چون علی کریمی و مهناز افشار یادآور تکاپوی رسانه ای برای نسبت دادن رهبری آشوبهای کوی دانشگاه در سال 78 به منگلهای بی ریشه ای معروف به منوچ و ملوس است که در نهایت باعث ایجاد حاشیه امن برای مسببان اصلی حوادث و بستر سازی جهت تداوم آشوبها در فرصتی دیگر جهت باج خواهی سیاسی و جناحی رقبای انتخاباتی خودتان است. رقبایی که البته به رغم همه دعواهای زرگری، رفیق گرمابه و گلستان آخر هفته ها و تعطیلات در ویلاها و خوش نشینی های شبانه و شریک بنگاهها و هلدینگ های غول پیکر تجاری تان هستند.

امیدوار بودیم و البته هنوز هم هستیم غربت بچه های بی ادعای بسیج و انتظامی و واجا و خون شهیدان مظلومی چون آرمان علی وردی و عبدالواحد ریگی و مهدی زاهدلویی و سجاد شهرکی و ... و سیدالشهدای آشوبهای اخیر سید روح الله عجمیان که معارف نهفته در ضمیر پدر و مادرش عصاره فضائل انقلاب خمینی و ماکتی زیبا و مختصر از تمدن الهی اسلام بود تلنگری برای بیداری مسئولان تأثیرگذار کشور در توجه ریشه ای به انحرافات و حل معضلات فرهنگی و آموزشی و اداری و اقتصادی مملکت امام عصر(عج) باشد.

بزرگترین مطالبه گر، منتقد و عدالتخواه این کشور شخص رهبری انقلاب است که شما یقه سفیدهای همیشه در صحنه چپ و راست، متوقف در داعیه ولایت مداری لفظی و بی عمل، شِکوِه و اعتراض ایشان از بی عدالتی در آموزش، شکاف طبقاتی، تجمل گرایی مسئولان و... تا تأکید بر گسترش عدالت اجتماعی، نجات صنعت خودروسازی، حمایت از تولید ملی، توجه به زیرساختهای فرهنگی، ضرورت ارائه الگوهای بومی، برخورد با حقوقهای نجومی، اهمیت امر به معروف و نهی از منکر به خصوص در حوزه مسئولان، تقویت هویت ملی و دینی، اصالت و محوریت خانواده و تربیت فرزند، اصلاح سبک زندگی، مهار بازی دشمن در فضای مجازی و.... را نادیده انگاشته و بار ویرانی و انحراف و اشتباهات نظام دیوان سالار را بر دوش نظام معنوی امت و امامت تحمیل کرده اید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برتر از گوهر!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۵ آذر ۱۴۰۱، ۰۴:۴۷ ب.ظ

photo_2022-12-06_15-35-50_xxsv.jpg

 

سرکار خانم شهین پوراحمد از آن دست هنرمندان خوش ذوق و موفق و گمنامی است که در آینده ای نه چندان دور نامش در کنار بانوان هنرمند شاخص این مرز و بوم چون پروین اعتصامی و... خواهد درخشید  و امضای یادگاری اش، مُهر افتخار دفتر نقاشی روزگار قرار خواهد گرفت.

جالب است بدانیم این خواهر هنرمند ما بدون حضور در دوره های آموزشی و بدون استاد، صرفا بر اساس شهامت و استعداد فردی خود چنین آثار زیبایی را طراحی و خلق می کند.

مدتی قبل برای تولد پسرم تنها هدیه مبتکرانه ای که به ذهنم رسید قاب طراحی چهره او بود که به همت قلم زیبای خانم پوراحمد، جان گرفت و تابلوی کوچک و چشم نواز آن زینت بخش خانه محبت و گرمای کلبه مودّتمان قرار شد.

دیروز مطلع شدم کانال مجازی ایشان در پیام رسان ایتا هم فعال شده که حیفم آمد دوستان وبلاگی از آن مطلع نباشند.

برای بازدید از آثار این هنرمند خلّاق و سربلند و سفارش اثر به این نشانی در ایتا مراجعه کنید:

Art_shiina@

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از افلاطون و ارسطو تا قالیباف و علی کریمی!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۴ آذر ۱۴۰۱، ۱۰:۰۲ ق.ظ

تفکر چیست؟| کاردرمانی در شرق تهران| کاردرمانی در غرب تهران| کلینیک تخصصی  دکتر صابر

 

اصل وجود حاکمیت، یک ضرورت عقلی است که درهمه تاریخ در همه اقوام و ادوار مورد توافق جوامع بشری قرار داشته و بی نظمی و بی قانونی ناشی از فقدان حاکمیت کار را به شکل گیری این دریافت عقلایی رسانده که "قانون بد، بهتر از بی قانونی است."

ظلم و زیاده خواهی و کژ روی اغلب حکومتها که باور تلازم بین قدرت و فساد را رقم زده، اندیشمندان را به چاره جویی واداشت و هر یک از زاویه نگاه فلسفی یا اعتقادی خود به تبیین آرمان شهر و مدینه فاضله پرداخته اند.

وجه مشترک همه نگرشهای مرتبط با ساماندهی جوامع و تحقق حاکمیت مطلوب، -از جمهوری افلاطون تا شعبه های ماتریالیستی فلسفه سیاسی در قالب سوسیالیسم و کاپیتالیسم، از ارسطو و فلاسفه یونان باستان تا مارکس و پوپر و انقلاب بالنده خمینی کبیر واصل مترقی ولایت فقیه و مردمسالاری دینی و ...- لزوم پیشتازی و حکمرانی فرهیختگان و فضلا و عالمان سیاستمدار در عرصه اداره امور معنوی و مادی جوامع انسانی بوده است.

همه ایده های حاکمیتی و انقلاب ها وجنبش های مردمی –غیر از شورش ها و هرج و مرج گرایی-  به طور معمول با رهبری و هدایت صاحبان خرد و دانشمندان اعصار صورت می گرفته است.

در همین انقلاب اسلامی به رغم تنوع آرای سیاسی و فلسفی احزاب مبارز با شاه، اما محوریت کتاب و دانش، وجه مشترک همه مبارزان بود و مناظره های معروف رهبران گروههای سیاسی اسلامی یا التقاطی و الحادی که بعضا در سیمای جمهوری اسلامی در سالهای 58 و 59 پخش شده و در سالهای اخیر تبدیل به کتاب شده اند بر پایه تبیین ایدئولوژیک تئوری های حاکمیتی مکاتب بشری یا فرا بشری قرار داشته است.

اغلب مخالفان جمهوری اسلامی در صف اپوزیسیون هم تلاش نموده اند بر مبنای خرد و فلسفه و استدلال علمی برای خود وجهه ای کسب نموده و سیطره اندیشه سیاسی خود را با اثبات توان علمی و قدرت فکری خویش محقق سازند.

در سالهای اخیر اما شاهد افول جریانهای فکری در پیشبرد اهداف سیاسی هستیم.

سال 88 میدان داری امثال مخملباف و اکبر گنجی ها در جبهه اپوزیسیون نشان داد که دست حریف از تقابل فکری و علمی با نظام اسلامی تهی است و قطعا جز تکاپو در محدوده شورش و براندازی، یارای شکل دهی به نظام  پیراسته و مطلوب سیاسی را نخواهند داشت.

از این سو نیز البته در فراق مطهری ها و بهشتی ها و مفتح ها و هاشمی نژادها و... شاهد رشد روحانیون بزرگواری بوده ایم که جز در سطح منبر و خطابه و نهایتا اداره امور اجرایی، سخنی نو و اندیشمندانه  برای برون رفت از چالش ها و حل مشکلات فکری جامعه به خصوص نسل جوان در چنته نداشته اند. سطح تراوشات ذهنی و کلامی بزرگوارانی چون سید احمد خاتمی و کاظم صدیقی و حاج علی اکبری را با عمق علمی و راهبردی مباحث شهید مطهری و بهشتی و ... مقایسه کنید. اندیشمند کسی است که تفکراتش بعد از دهها سال نیز راهگشای جامعه و نسخه هدایت و رشد مردم باشد.

با مرور زمان اما تریبونهای نظام را گاه در اختیار کسانی دیده ایم که نهایت توانشان مدیریت جهادی است و ابدا از عمق سواد و دانش و بضاعت فکری برخوردار نبوده ولی همواره تلاش دارند به منظور حفظ موقعیت سیاسی و امتیازگیری از شرایط موجود و بقای در بازی قدرت، ایده و حرفی نو و دهان پر کن اما سطحی و فاقد مبانی علمی و فلسفی را در ادبیات سیاسی کشور رایج نموده، چند صباحی نگاهها را به خود معطوف سازند و به قیمت ایجاد شبهات فکری در جامعه که ریشه در ناپختگی و جامع الاطراف نبودن تئوریهای ماستی آنان دارد جای پایی برای خود در حیطه راهبری نظام پیدا نمایند.

از دوگانه سازی مضحک و آسیب زای بین عدالت و ولایت که برخلاف نص کلام رهبری در مشروع دانستن جایگاه همه مسئولان به شرط التزام به عدالت است، ممنوع دانستن بی قید و شرط نهی از منکر مصداقی که برخلاف صریح آموزه های دین و اصل امر به معروف و نهی از منکر است تا واژه سازی های ژورنالیستی با عنوان نو اصولگرایی که در نهایت به انتقام جویی از رقبای اصولگرا و سوپر انقلابی و ضدانقلابی و خوارج خوانی عدالت طلبان و پرونده سازی برای منقدین هلدینگ یاس و سیسمونی گیت و ... ختم گردید و در این روزها در پوستینی تازه با ادعای موهوم و فاقد فرضیه و مبنای "حاکمیت نو" گراییده است سطح راهبردی جریانهای سیاسی را در حد فعالان فیک مجازی و پادوهای بولتن نویس باندهای قدرت و ثروت کاهش داد و منجر به سردرگمی جامعه گردید.

درد آن جاست که گردانهای سایبری که به شکل سازمانی از بیت المال مسلمین جهت تقابل با تهاجم فرهنگی و اعتقادی دشمن ارتزاق می کنند مکلف به پوشش رسانه ای گسترده شبهه آفرینی مسئولان در سطح فضای مجازی و منکوب سازی حرکتهای عدالتخواهانه در پوشش دفاع بد و غلط از نظام و ولایت شدند. به نفع نظام اسلامی است که عَلَم عدالتخواهی و مطالبه گری در دست معتقدین به نظام باشد ولو از قالیباف و لاریجانی دل خوشی نداشته باشند، تا اینکه در اختیار معاندان ضد دین و انقلاب قرار بگیرد.

عدم تشخیص اولویتها توسط این حلقه های باج خواه اداری نظام و توجیه گران وضع وجود که اساس آموزه های دین را در مجرای تایید صلاحیت اقتدار خود و قبیله های سیاسی خود کانالیزه نموده و نظام اسلامی را به پایه های میز خویش گره زده اند و مبانی اخلاقی و عدالتخواهانه دین و آرمانهای سرخ و جهانی شهدا را دست و پا گیر دانسته و به انحای مختلف درصدد ایجاد تحریف در شعائر و اهداف انقلاب و داعیه مصلحت بینی های منفعت طلبانه در راستای بهره برداری بیشتر طایفه خودنظام پندار برآمده اند، جامعه جوان امروز را دچار تردیدهای بسیاری نموده و تناقض در اجرای عدالت اعم از وجوه اجتماعی یا قضایی آن باعث رویگردانی لایه هایی از اجتماع نسبت به اصل حاکمیت دینی گردیده است.

به همان میزان که محوریت لمپن های بی سوادی چون علی کریمی و سام رجبی و... میتواند جریان ضدانقلاب را به ورطه نابودی و ورشکستگی و گسست بکشاند، محوریت عناصر غیر متفکر و فاقد دانشی چون قالیباف که تلاش دارند در قامتی فراتر از ظرفیت خود ظاهر شوند نیز ممکن است منجر به توقف حرکت انقلاب اسلامی از مسیر جهان شمول تمدن سازی و اشاعه سطحی نگری و تبدیل حاکمیت دینی به شمایلی صوری و شعاری و درون مایه تهی از فحوای قرآنی و علوی گردد.

جریان سازی و پویندگی و حیات هر خط و منش فکری در همه حوزه های سیاست و اقتصاد و فرهنگ و... تنها با میدان داری فضلا و اندیشمندان و خردورزان جامع نگر و دوراندیش معنا و تأثیر پیدا خواهد کرد.

بازگشت به اهداف اصلی انقلاب اسلامی مستضعفان، راه برون رفت از وضع موجود -که ماحصل تناقضات گفتاری و عملی مسئولان و نورچشمی هاست- و جلب اعتماد بدنه نجیب مردمی خواهد بود، که البته بازخوانی این مبانی و طرح نقشه عملیاتی آرمانهای جهانی خمینی کبیر و منظومه نجات بخش تفکر و گفتمان رهبری تنها از رهگذر بحث و بررسی و مداقه صاحبان فضل و نخبگان خردمند و سالم و مستقل حوزه و دانشگاه دست یافتنی است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حتی یک لحظه را از دست ندهیم

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۰ آذر ۱۴۰۱، ۰۳:۵۸ ب.ظ

شب محکوم به سپیدی است. روز هم شب می شود و.. این تنوع و تغییر است که گردش ایام را رقم می زند.

زمستان به بهار ختم می شود و بهار به تابستان و...

هیچ حکومتی پایدار نیست. حکومت انبیا و امامان یا حکومت سران شرک و الحاد همه تغییر نمودند. مستحکم ترین بناها و عظیم ترین کاخها و عمارت ها هم فرو می ریزند. هیچ سازه ای ماندگار نیست جز بنای فرهنگ و اندیشه و هنر.

دگرگونی در عناصر بیرونی عالم خلقت نشأات گرفته از حرکت درونی و ذاتی همه پدیده های هستی است و درسی برای آن که از بدی ها و سیاهی ها ناامید نشویم و به پیروزی ها و توفیقات مغرور نگردیم.

آن چه می ماند ارزش هایی است که در نهاد بشریت نفوذ کرده و درونی شوند، خیر باشد یا شرّ که از نگاه ما ضدارزش است و برای معتقدانش شیرین و مراد.

تفکر خیر و حق باقی ماند. هر چه مرقد و بارگاه اباعبدالله را ویران نمودند، نوحه و روضه را منع ساختند به تحقیر و تمسخر وقایع عاشورا پرداختند، پیام عاشورا به همه نسلها رسید و جنبش های بزرگی را در مقابله با ظلم و ستم در سراسر گیتی رقم زد.

تفکر باطل هم ماند و حامیانی برای خود دست و پا کرد. یک زمان عده ای در شهادت طفل شش ماهه اباعبدالله تشکیک می نمودند. مگر می شود انسان ها آنقدر شقی باشند که نوزادی را از مکیدن آب منع کنند که هیچ، حلقوم تشنه اش را با تیر سه شعبه نشانه روند که هیچ، جنازه مطهرش را از خاک بیرون کشیده سر از تنش جدا نموده و بر فراز نیزه به اهتزاز در آورند؟ رذالت و پستی هم حد و مرزی دارد. داعش و پیش تر از آن صربها در توزلا و سربرنیتسا ثابت کردند انسان مدعی تمدن هم میتواند از حیوان درنده ای وحشی تر و خون آشام تر باشد.

به حسن رجایی فر گفتند تو سه بچه قد و نیم قد داری، فرزند کوچکت خردسال است، یکبار که به سوریه رفتی و مجروح شدی، دینت را ادا کردی دوباره برای چه عزم سفر داری؟ گفت: روزی اطراف شهر حلب در خیابانی قدم میزدم. چشمم به سر بریده کودک خردسالی افتاد که روی دیوار گذاشته بودند. وقتی کودکانی اینطور مظلومانه کشته میشوند و خانواده هایشان چنین به داغ می نشینند من چطور میتوانم کنار زن و بچه خود آرام و خوش و شاد در کنج عافیت بنشینم؟

راه و رسم یزیدیان نیز به موازات راه حسینیان تاریخ، استمرار یافت و جای پایی برای خود پیدا کرد.

این ویژگی فرهنگ است که اگر همه ظواهر و ساختارهای تجسمی و خارجی اش را هم از دست بدهد باز ملکه ذهن و وجود عده ای قرار داشته و سینه به سینه به نسلهای بعد منتقل شده و در عرصه روزگار تأثیرگذار خواهد بود.

برای همین است که می گویند اصلاح ساختار اقتصاد و سیاست و دیگر شئون جامعه در وهله نخست نیازمند اصلاح فرهنگ آن جامعه است.

ماهاتیر محمد در خاطراتش می گوید مردم مالزی به بدترین وضع زندگی خو کرده بودند و حقارت را جزو لوازم زندگی خود شمرده و ذره ای به تغییر و پیشرفت اعتقاد نداشتند. او در جایگاه نخست وزیر تلاش کرد استقلال و خودکفایی را در قالب یک ارزش درونی نهادینه سازد تا در نهایت به رغم همه مشکلات و فراز و نشیبها مالزی به کشوری ثروتمند و پیشتار تبدیل شود.

تأکید زعمای انقلاب اسلامی بر تقویت باور "ما می توانیم" نیز از همین مهم سرچشمه میگیرد. از همین باب است که در دوره ای توسط امثال رزم آرا تبلیغ میشد ایرانی لولهنگ هم نمیتواند بسازد اما دیری نپایید که با پیروزی انقلاب اسلامی حتی تهیه فهرستی از ابداعات و اختراعات ثبت شده کشور در قامت چند جلد کتاب قطور رخ می نمایاند.

بنی صدر می گفت ما نمی توانیم با ارتش عراق بجنگیم. توان رزمی دو طرف قابل قیاس نیست. زمین بدهیم زمان بخریم و... خرمشهر و بستان و سوسنگرد و هویزه و مهران و ... پشت سر هم سقوط کرد. بنی صدر در نهایت عزل شد. امام شد فرمانده کل قوا، فرمود حصر آبادان باید شکسته شود. او فرهنگ ما میتوانیم را در روح رزمندگان دمید. نه فرمانده ای جدید نه رزمنده ای تازه نفس نه مهماتی ویژه وارد عرصه رزم شد. فرهنگ و باور رزمندگان که تغییر کرد، همان ارتش منفعل زمان بنی صدر ناگاه غرّش کنان با توسل به یاد ثامن الائمه علیه السلام شکست حصر آبادان را رقم زد. اندک زمانی بعد، بستان و هویزه و سوسنگرد و خرمشهر نیز از چنگ اشغالگران خارج شد که هیچ، فاو و شرق بصره و حلبچه نیز به تسخیر جبهه مقاومت درآمد.

فرهنگ حرف اصلی را در موفقیت یا عدم توفیق انسان و جامعه می زند.

برای شکل گیری و تغییر در فرهنگ راههای مختلفی وجود دارد. تکرار شعارها و تبیین حق و مطالبه و گفتمان، راهی مردمی و خودجوش و آتش به اختیار برای تغییر فرهنگ و اصلاح و تغییر یک جامعه به شمار می آید.

یک زمانی انتقاد از رییس جمهور هم به منزله دشمنی با نبی اکرم (ص) تلقی می شد. نهایت مسیری که برای اطفای حسّ انقلابی نیروهای مومن گشوده شد امر به معروف و نهی از منکر در حیطه مقابله با بدحجابی یا نهایتا مبارزه با گران فروشی در بازار بود.

دولت سازندگی در خلوت خود به اشاعه فرهنگ رفاه طلبی و تجمل پرستی و ریخت و پاش در بیت المال و ایجاد تبعیض و شکاف طبقاتی و رانت و نورچشم پروری و آقازاده بازی و ... مشغول بود.

یک هفته نامه سیاه و سفید بی کیفیت را مهدی نصیری –فارغ از اینکه در حال حاضر آدم خوبی تصور شود یا بد- راه انداخت به نام صبح. رحیم پور ازغدی پدر و پسر، دکتر گلشنی، شهریار زرشناس، پروفسور مولانا و مددی و... را او اول بار به جامعه انقلابی معرفی کرد با بحثهایی که مبانی تئوریک انقلاب اسلامی در عرصه تمدن سازی و تحقق کامل حاکمیت دینی را برای عموم بازگو میکرد. به مرور بچه های انقلابی بیدار شدند و فهمیدند حرفهای زیادی در عرصه های مختلف برای گفتن دارند و رسالتی جهانی بر دوششان نهاده شده که نباید روی زمین بماند و...

این حرفها و دغدغه ها تکرار و تکرار شد. نشریات دیگر، چهره های دیگر به مرور شکل گرفت از شلمچه ده نمکی تا افشاگری های حسن عباسی و نشست های گفتمان محور نخبگان جوان در حوزه و دانشگاه و دوره های دانشجویی موسسه مرحوم مصباح و... این دغدغه ها به مطالبه و مطالبه به فرهنگ بدل شد که ثمره اش به پیروزی احمدی نژاد – فارغ از اینکه در حال حاضر آدم خوبی تصور شود یا بد- انجامید. احمدی نژاد مستقل با طرح شعارهای انقلابی و عدالتخواهانه توانست قدرتمندترین و با نفوذ ترین رقبای خود را در دو مرحله و سه انتخابات کنار بزند. همین شد که در شب پیروزی او رادیو آمریکا اعلام کرد ایران 25 سال به عقب (یعنی سال 57) بازگشت.

ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم را برای همین گفته اند.

در دولتهای احمدی نژاد کار کردنِ بیشتر، معیار سنجش و ترازوی ارزش و توانایی بیشتر مسئولان قرار گرفت و سبقت در خدمت رسانی به یک باور کلیدی تبدیل شد. همین است که هنوز با گذشت یک دهه از اتمام دولت دهم، نقطه ای از کشور نیست که اثری از آبادانی زمان مدیریت هشت ساله دولتهای او را به خود ندیده باشد.

دردولت روحانی اما دوباره فرهنگ تبختر و کبر و عافیت جویی رونق گرفت و دوباره مسئولان طلبکار مردم شدند. دست روی دست گذاشتند و آجر روی آجر نگذاشتند که هیچ به خورد ملت دادند که باید ازخارج مدیر وارد کرد و ایرانی جماعت کاری بالاتر از تهیه آبگوشت بز پاش در توانش نیست و...!!

برای ایجاد هر تحولی باید فرهنگ را تغییر داد. هر کس باید به سهم خودش کاری کند. به قول آقا هرکس بایدهمان نقطه ای که ایستاده را مرکز توجهات دنیا بداند و فکر کند خودش محور امور است .

شماتت مسئولان کم کار و مطالبه از آنان به جای خود، اما خودمان را هم مسئول بدانیم. انسان باید برای تحقق دغدغه هایش تلاش کند.

فکرها و حرفها و قدمهای کوچک هم تاثیر دارد. اثر پروانه ای، نظریه ای برای اثبات همین واقعیت سازنده است. برایتان پیش نیامده چیزی که فکر میکنید یا درباره اش حرف زده اید را مجسّم و  تحقق یافته ببینید؟ همیشگی نیست اما خیلی از وقتها حرفهای ساده و زلال ما هم به واقعیت می پیوندد. یک فکر خوب یا یک حرف خوب را هم حتی دست کم نگیریم چه رسد به اقدام خوب.

پدر شهید زین الدین چند دقیقه وقت گذاشت و به رحیم صفوی که فرمانده وقت سپاه بود پیشنهاد داد همانطور که برای علما کنگره بزرگداشت گرفته شده، دبیرخانه ای تأسیس شده و آثارشان معرفی و منتشر میشود چه خوب است برای شهدا هم چنین شود.

چنین شد. با همین چند کلمه، کنگره های استانی شهدا شکل گرفت و صدها کتاب و فیلم و آثار هنری و فرهنگی به گنجینه تاریخ این مرز و بوم افزوده گردید.

ثمره شبهای خاطره و برگزاری راهیان نور و ثبت آثار شهدای دفاع مقدس را در سوریه شاهد بودیم. بی استثنا همه رزمندگان نسل سومی و چهارمی انقلاب که سنشان به درک حال و هوای سالهای دفاع مقدس قد نمیداد با کتابها و محافل شهدا انس داشتند و بر مدار روحیات و افکار آنها پرورش یافته و در تداوم راهشان حماسه دفاع از حرم را در تاریخ مردانگی و غیرت به یادگار گذاشتند و پرچم آزادگی را در نبل و الزهرا برافراشته نگاه داشتند. محمدحسین محمدخانی خاطرات مرحوم ضابط (علمدار روایتگری شهدا) را که شنید مانند او دو زانو بر مزار شهدا می نشست و بابت فعالیتهایش در بسیج دانشجویی به آنها گزارش کار میداد و راهنمایی میخواست. او به همت و باکری علاقمند بود کتابهای خاطراتشان را میخواند و تلاش داشت به شخصیت آنها نزدیک شود. در بحبوحه عاشورایی مدافعان حرم خوش درخشید. حاج قاسم مدیریت و فرماندهی این جوان دهه شصتی را که دید در وصفش فرمود: همت و باکری دیگری را پیدا نمودم.

یک بازاری مومن بر اساس علائق شخصی خود، تصاویر علمای شهر را در تکیه ای کوچک جمع کرده و بر در و دیوار آن  نصب می نمود و در منظر نگاه رهگذران قرار میداد. جوانی نانوا علاقمند به تاریخ، از شور نگاه به تصاویر نورانی علما به وادی تحقیق و تألیف روی آورد و آثاری در خور در باب حیات چند عالم نگاشت و به پیشگاه تاریخ تقدیم نمود.

نوجوانی از ذوق تماشای سینه زنی پیرمردی میاندار، جذب هیأت شد. اندکی بعد مسجدی شد و اهل نماز جماعت و بسیج و در اثر معاشرت با نوجوانان مسجدی که جذب حوزه شدند، به مدارس علمیه پیوست و به مرور زمان آثاری در حیطه امور فرهنگی و ترویجی از خود برجای گذاشت.

خدا به کارهای کوچک و خیر و خالص، برکت میدهد و به دنباله آن می افزاید. از هیچ کار به ظاهرخردی در راه نشر معارف دین غفلت نورزیم.

خدا زبان را به عنوان سنتی ترین و نافذترین رسانه به طور رایگان در اختیار ما قرار داده است که آن دنیا بابت قصور در حق آن باید جوابگو باشیم. به قول حاج آقای قرائتی آن دنیا یوم الحسره همه لحظاتی است که به راحتی از دست دادیم و قدر نشناختیم.

مرحوم حاج آقای ضابط علمدار روایتگری شهدا بود. گاهی در جمعی می نشست به بهانه ای که مثلا میخواهد از جیبش کاغذ یا شانه ای در بیاورد تصویر یکی از شهدا را هم در می آورد و به بقیه نشان میداد و به همین بهانه، خاطره ای از آن شهید را برای بقیه تعریف میکرد.

در خاطرات اعضای جمعیت موتلفه آمده است در دوران ستمشاهی در تاکسی و اتوبوس و... به بهانه ای سر صحبت را با راننده یا مسافر باز میکردند و حدیثی هم لابه لای صحبتشان میخواندند که از آن فرصت اندک هم برای تبلیغ دین استفاده کرده باشند.

روح مصطفی چمران شاد که علاوه بر دانش و رزمش، نقاش زبردستی هم بود. تابلویی کشید با شمعی کوچک و روشن در دل صفحه ای بزرگ و تاریک و زیرش نوشت که من شاید کوچک باشم و با نور اندکم نتوانم همه این سیاهی ها را از بین ببرم اما به اندازه خودم که میتوانم روشنایی ببخشم و...

در ادبیات روایی ما رسیدگی به یتیمان بسیار مورد توجه قرار گرفته است و بعد بر این نکته تأکید شده که بالاترین ایتام کسانی هستند که امام خود را گم کرده اند و باید دستشان را گرفت. همه نسبت به هم مسئولیم. از این رو گفته اند هر کس یکنفر را از مرگ یا گمراهی و انحراف نجات دهد در وزن نجات و بیداری هم عالم اجر و مزد الهی خواهد داشت.

و یاد شهید بهشتی که گفت در جمهوری اسلامی آنقدر کار هست که برای انجامش نیاز به حکم مسئولیت نیست و تأکید مقام معظم رهبری که در جمهوری اسلامی هر کجا که قرار گرفتید همان نقطه را مهم ترین جایگاه و مرکز توجهات عالم بدانید و...

همه مسئولین قابل نقد هستند. به خصوص مسئولان فرهنگی که بودجه ها و ظرفیت های کلانی را هدر دادند اما یادمان نرود که خودمان هم به عنوان مدعی انقلابی گری و تعلق دینی مسئولیم و میتوانیم مبدأ تحول باشیم. هیچ حرف و کلمه و سخنی در عالم خلقت بی تأثیر نیست، تیری را می ماند که دیر یا زود به هدف می نشیند.

و یادمان نرود که شرط اثر گذاری در دایره زلال معارف حق، اخلاص و بی ریایی و فرار از حبّ نفس بیان شده است. اینکه چرا خیلی از کارهای فرهنگی اثر ندارد و چه باید کنیم تا کردار و گفتارمان انسان ساز باشد کتابی مفصل و فصلی جدا و قطور میطلبد که خلاصه اش میشود نکته دقیق و راهبردی سردار دلها که فرمود باید به این بلوغ برسیم که دیده نشویم. جنس انقلاب اسلامی از ماده نور و پاکی است و آلایندگی ها با طبع آن ناسازگار بوده و از دریای زلال حقیقت بیرون انداخته خواهد شد.

همه این خونها و مصیبتهای اخیر اگر باعث بیداری ما شود و بدانیم هر لحظه از زندگی یعنی یک فرصت برای رشد و تغییر، می ارزد. می ارزد اگر بدانیم همه این هیاهو برای زدودن غبار از وجود جوانان تراز انقلاب اسلامی همچون آرمان علی وردی و سید روح الله عجمیان و مهدی زاهدلویی و... بود. می ارزد که باور کنیم میتوان در دوره ای زندگی کرد که بیرون زدن صفرهای حساب بانکی ارزش باشد، دست درازی به سفره بغل دستی افتخار باشد، ادبیات ملت بشود پیچاندمش و دورش زدم و کمتر کار کردن و بیشتر در آوردن زیرکی تلقی شود و باز هم همه طلبکار باشند وبه تصور اینکه حقشان آنطور که باید ادا نمیشود کم کاری های خود را توجیه کنند و ناگاه مردی در مقابلتان رخ نشان دهد که سی ماه سابقه جبهه دارد، کارگری ساده و فصلی و مستاجر در خانه ای محقر در منطقه ای کم برخودار است و پسر جوان خودساخته اهل روزه و جهاد و معنویت را که در راه خدا تقدیم میکند لبخند میزند، سجده شکر می رود و می گوید دینم را به انقلاب ادا نمودم. آوینی را با خونش شناختند، آثار مطهری با خونش در جان و فکر مردم رسوخ کرد، حیات و نشاط و بالندگی ارزشهای انقلاب در عهد ناجوانمردی و تیز بازی و چپاولگری و سهم خواهی با خون روح الله های مکرری چون عجمیان و دیگر جوانان و نوجوانان شهادت طلب بی ادعا شفاف و نمایان شد.

محمد جهان آرا در چارچوب نگاه اداری امروز، میتوانست دست روی دست بگذارد، معطل کند و به این دلیل موجه که نیازمند پشتیبانی از مرکز است قدم از قدم برندارد، اما اگر جهان آرا چنین می اندیشید خرمشهر همان روز اول، المحمره می شد و آبادان، عبادان و حساب اهواز و اندیمشک هم با کرام الکاتبین بود.

از همین جا که ایستاده ایم شروع کنیم. هر کس میتواند رسانه حق باشد. با زبان و قلم. همین فضای مجازی فرصتی غنیمت است که میتوان به جای انفعال، اثر گذار بود و صدای حق و نور هدایت را به صفحات دل ملت تاباند حتی اگر یک نفر به راه رستگاری برسد؛ چه برسد به این که یقین داریم همین حرفها و گفته ها و تکرار مطالبات، به مرور به دغدغه و فرهنگ عموم تبدیل خواهد شد؛ بأذن الله تعالی.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با مسئولان دروغگو هم برخورد کنید

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آذر ۱۴۰۱، ۱۱:۱۹ ق.ظ

 

جناب قاضی القضات به دادستانها و قضات کشور دستور داد: هر کس را که دروغ میگوید احضار کنید.

حرف درستی است. هر کس و نا کسی با یک صفحه مجازی میتواند به کارخانه پمپاژ دروغ و اخبار جعلی تبدیل شده و با فریب افکار عمومی، هزینه ای گزاف روی دست کشور بگذارد که این دوماهه مصادیقش را به وفور شاهد بودیم.

اما

خوب است مدعیان دروغینی که مردم را با وعده حل صد روزه مشکلات معیشتی، قابل اعتماد بودن و سود دهی بورس، حل شدن همه معضلات حتی آب آشامیدنی با امضای برجام، چرخیدن چرخ کارخانه ها و صنعت هسته ای و دهها شعار رنگارنگ کذب و سر کاری -که موج تنفر و بی اعتمادی نسبت به مسئولان را در جامعه به بار آورد- فریب دادند هم احضار و بازخواست شوند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

محمدزمان شالیکار، سرهنگی که سردار است!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۶ آذر ۱۴۰۱، ۱۱:۳۰ ق.ظ

کشف ۵ تن چوب جنگلی قاچاق در بابل 

 

فیلم سینمایی گشت ارشاد که بعدها پس از ساخت قسمت دوم، به گشت یک معروف شد با کارگردانی سعید سهیلی در سال 1390 تلاش کرد تا به نمایندگی از جامعه شبه روشنفکر خودباخته سر خوش از تغافل و تافته جدابافته از مردم -که بالاترین دغدغه ذهنی شان گعده های مختلط شبانه و دود و دم و عیش و نوش است و مطالبه ای فراتر از حیطه شکم و حومه ندارند- مواجهه با منکر بدحجابی و مفاسد اجتماعی را مورد هجو و تمسخر قرار داده و نخستین گام رسمی را در قالب فیلمی سخیف با بهره گیری از اموال و ابزار بیت المال برای تقابل با آمران به معروف بر دارد.

شیطنت این فیلم در زیر پوسته لودگی و هجو، تخریب وجهه بسیج و ایجاد تمایز و فاصله بین نیروی انتظامی با احکام شرع بود. در چند صحنه فیلم تلاش شد اینگونه وانمود شود که  نیروی انتظامی مسیرش از خط و مشی جامعه دینی جداست و انگیزه ای برای مواجهه با هنجارشکنی ندارد.

خط جدا سازی یا بعبارتی جدا نمایی بین نیروی انتظامی با نهادها و مجموعه های انقلابی و دینی البته بارها در گفتار و نوشتار بعضی دیگر از فعالان رسانه ای وابسته به جریان فکری غیر انقلابی نیز پدیدار گردید. همان خطی که در دهه هشتاد موفق شد بسیج را از عرصه حفظ امنیت عمومی حذف کند در ادامه تلاش کرد تا نیروی انتظامی را از اجرای احکام دین، منصرف و بی انگیزه سازد.

به موازات این خط که رویکردی فرهنگی در راستای احاطه روح بی مبالاتی و هرزگی را دنبال می نمود، نگاه مشکوک دیگری نیز در بعضی سیاسیون برای جدا سازی نیروی انتظامی از جبهه فکری انقلاب اسلامی خودنمایی کرد.

حسن روحانی رییس جمهور وقت در تاریخ پنجم اردیبهشت سال نود و چهار درباره راهبرد اجرایی نیروی انتظامی این عبارت عجیب را بر زبان آورد: "وظیفه پلیس اجرای قانون است، نه اسلام!"

ایجاد تقابل فرضی بین قانون و اسلام، یادآور همان کج سلیقگی بعضی دوستان در ایجاد فرضیه دوگانگی بین عدالت و ولایت است که با نص صریح کلام رهبری در تنافی است: "مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت خواهی است". 5/6/1382

ناگفته پیداست که قوانین جمهوری اسلامی اعم از قانون اساسی یا مصوبات مجلس پیش از ابلاغ به تأیید فقهای عادل و مشرف به احکام شرع می رسد و تنها فرضی که ممکن است تقابل بین اسلام و قانون را محتمل سازد قوانین ابلاغی دستگاههای دولتی است. طبیعی است بر فرض بروز چنین دوگانه ای هم سطح اعتقادی و بینش مذهبی دستگاه انتظامی در نگاه کلان اجازه خروج از چارچوب دین را نخواهد داد. فرماندهان و مأموران متدین انتظامی بهتر از هر کس میدانند که مشروعیت قوانین در نظام اسلامی منوط به تطبیق با شریعت است.

تلاش مذبوحانه برای جدا سازی نیروی انتظامی از پیکره جامعه اسلامی مشابه اراده مشکوکی است که در ابتدای سالهای پیروزی انقلاب برای تعطیلی ارتش ظهور پیدا کرد. آنجا هم البته باز همین جناب روحانی بود که بر خلاف نظر دلسوزان مجربی چون شهید دکتر مصطفی چمران دنبال انحلال ارتش بود. ارتشی که کمی بعد، از شکست حصر آبادان تا مرصاد الهی در مواجهه با جبهه نفاق و الحاد، خوش درخشید و به تعبیر زیبای مقام مظعم رهبری به وصف "ارتش حزب الله" مزیّن شد.

برخلاف آشوبهای دهه هفتاد و هشتاد و نود که به طور معمول به بهانه مشکلات معیشتی و رفاهی و ... شکل میگرفت در دو ماه اخیر، دسترنج جریان نفوذ فرهنگی که اقدامات نرم و مخرّب بر ضد احیای ارزشهای دینی را از ابتدای دهه نود رسماً آغاز کرده بود، ثمر داد و تعدادی از جوانها و نوجوانهای ناآشنا با اهداف و آرمانهای نظام تمدن ساز اسلامی و فریب خورده جریان شبه روشنفکری غربزده عریان پرست و هرزه گرد و سلبریتی های عیّاش و بی درد به برکت اسب تراوای مجازی به میدان تقابل با اصل حاکمیت دینی کشانده شدند. بالاترین ضربه دست پرورده های فضای آلوده مجازی نه فقط بر پیکر دین که به اساس انسانیت و شرافت بود که سطح مطالبات و دغدغه های ملت را به نازل ترین وجه ممکن در تراز کشف حجاب و آغوش رایگان و سلف مختلط تقلیل داده و تحریف نمودند.

نیروی انتظامی اما بی توجه به خدعه جاده صاف کن های اجرای سند 2030 یونسکو در ترویج ابتذال فکری و بی بند و باری مطلوب نگاه غرب، مردانه در مصاف با فریب خوردگان و اشرار ایستاد و با دست خالی از سلاح گرم، در مقابل هجمه دشنه و آتش و گلوله اوباش ایستادگی نمود و به موازات دیگر مجموعه های ارزشی چون سپاه و بسیج عرصه را بر شرارت و ناامنی و هرج و مرج تنگ ساخت و مجالی برای عرض اندام معاندان و سرباز پیاده های فریب خورده شان باقی نگذاشت و ثابت کرد که مانند دلاور مردان ارتش جمهوری اسلامی در دوران دفاع مقدس در حریم اندیشه حزب الله و در ساحت تفکر جهانی انقلاب عاشورایی 57 زمینه ساز ظهور منجی بشریت خواهد بود، ان شاءالله.

نیروی انتظامی مثل هر مجموعه دیگری خالی از ضعف و اشتباه نیست که این قلم نیز هیچگاه از بیان آن ابا نداشته اما نقش حیاتی این نهاد مستحکم در برهه حساس کنونی هرگز از حافظه تاریخی امت آخرالزمانی رسول الله محو نخواهد شد.

قدردانی از زحمات همه مجاهدان بی ادعای نیروی انتظامی و بسیج و سپاه و واجا و خانواده های مقاومشان که روزها و شبهای پر اضطراب و بمباران روانی و تبلیغی بدخواهان را به جان خریده و از طریقت خطیر دفاع از حرم مقدس جمهوری اسلامی پا پس نکشیدند وظیفه ای همگانی و تعلل ناپذیر است.

در این بین به سهم خود از فرمانده غیور انتظامی شهرستان بابل سرهنگ بسیجی محمدزمان شالیکار به پاس رشادت و ایستادگی و شهامت و مدیریت هوشمندانه در کنترل آشوبهای پیچیده اخیر تشکر میکنم. خبرگزاری فارس در 26 مهرماه خبر قرار گرفتن نام فرمانده انتظامی بابل در فهرست تحریمهای اروپا را منتشر نمود. از باب تُعرَفُ الاشیاء بِاضدادها، خشم سردمداران جنایت پیشه ای که دستشان به خون صدها هزار کودک و زن و مرد بیگناه در جای جای پهنه گیتی آلوده است را باید به فال نیک گرفت و نشانه حقانیت راه سبز انقلاب اسلامی رهایی بخش مستضعفان قلمداد نمود.

بی شک نام این سرهنگ غیور و رشید نیروی انتظامی در کنار سرداران نامی مرز و بوم کهن ایران قهرمان تا ابد بر تارک افتخارات دیار علویان خواهد درخشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا