اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۶۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دین و سیاست» ثبت شده است

خطای ادراکی مهم در سخنان عجیب نبویان

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۵ فروردين ۱۴۰۴، ۱۱:۵۳ ق.ظ

چرا در روابطمان دچار برداشت اشتباه می‌شویم؟! - وب سایت شخصی دکتر پویان مقدم

 

یادداشت وارده، به قلم برادر خوبم احمد امیری:

فارغ از نگاه ساده انگارانه جناب نبویان به مسائل کشور و با عرض تاسف نگاه مغرضانه‌شان نسبت به طیفی از بچه‌های انقلابی، نکته‌ای که در این نوشته قصد پرداختن به آن را دارم سوای از بحث‌هایی است که در این روزها نسبت به موضع‌گیری ایشان صورت گرفته است‌.
بخش مغفول مانده از سخنان ایشان، روح حاکم بر اظهارات وی است که کاملا مبتنی است بر تهدیدات و آسیب‌ها. که در نتیجه‌ی این نگاه، فرصت‌ها و پیروزی‌ها کم رنگ و بنیاد سخنان بر ترس بنا گردیده.
سیدحسن به شهادت رسیده، حزب‌الله ضربه خورده، حماس تضعیف شده، سوریه از دست رفته، ......
اینها واقعیت‌های موجود میدان است، اما تمام واقعیت نیست و مهمترین دلیل بر نقض آن سخنان چند شب پیش رهبری مبنی بر قوی‌تر شدن ما نسبت به یک سال گذشته است.
اما چرا نبویان، این نگاه را دارد؟
به نظر حقیر دو دلیل اصلی وجود دارد:
۱-  اتمسفر حوزه فعالیت ایشان
۲- ظرفیت شخصی

در مجلس جدید، آقای نبویان ترجیح داد که به عضویت در کمیسیون امنیت ملی در آید و موضوع فعالیت در این کمیسیون، بر آسیب‌ها و تهدیدها مبتنی است.
بسیاری از جلسات این کمیسیون، با حضور مسئولان امنیتی و نظامی است، و اکثر موضوع جلسات نیز به تهدیدات کشور و انقلاب و جبهه مقاومت مرتبط است.
اصلا خروجی جلسات با امنیتی ها پر رنگ شدن خطرات است و تداوم این جلسات کاملا بر ادراک فردی که خصوصا واجد ظرفیت لازم نبوده و نگاهی جامع نگر ندارد به خطای ادراکی و جزئی نگری منجر خواهد شد.
فردی که عمده‌ی اوقات کاری اش با موضوعاتی چون تهدیدات منطقه ای و فرامنطقه ای امریکا و رژیم صهیونیستی، بحران های اجتماعی، تهدیدات فرهنگی، اخبار مربوط به قاچاق سلاح، تهدیدات قومیتی و تجزیه طلبان، گزارش خنثی سازی اقدامات تروریستی، گزارش تعطیلی کارخانه ها و تهدیدات بالقوه شورش های کارگری و ...... سپری شود هندسه ذهنی‌اش بر این اخبار منفی ساخته شده و اگر نتواند فرصت‌ها و تهدیدات را با هم ببیند به وضعیتی چنین دچار خواهد شد.
پیشنهاد برادرانه و خیرخواهانه ام به برادر نبویان این است که از آنجا که مطلعم ایشان در به در به دنبال سخن پنهانی و کدی از رهبری است تا با تطبیق اخبار غیرآشکار ایشان وظایف خود را انجام دهد بعد از هر جلسه با چنین موضوعاتی به فیش های امید و قوی شدن کشور در سایت رهبری مراجعه کند که شامل فرمایشات آشکار و قابل اتکا ایشان است و از این خطای ادراکی و محاسباتی ناخواسته رهایی یابد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دنیا و آخرتتان آباد، ان شاءالله

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱ فروردين ۱۴۰۴، ۰۵:۰۲ ب.ظ

اصول ضروری نگهداری از برکه - باغ یونا - طراحی فضای سبز

 

برکه، حجمی از آب است که می جوشد و خیر و برکت می بخشد. تبریک، به معنای شاد باش آنهم برای بزن و بکوب نیست. تبریک آرزوی خیر و برکت است. زندگی ات مثل چشمه ای زلال بجوشد و موجب رحمت و لطف خدا باشد و به توفیق برسد. شادی هم البته در حقیقت اگر معنا شود نه مجاز، طراوتی درونی است. از این باب محرم هم جای تبریک دارد. چه اینکه امام فرمود محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. شبهای قدر جای تبریک دارد اگر یک قدم ما را به خدا نزدیک کند. نوروز زمانی است که در باطن خود حس فرح داشته و نشاط قلبی خویش را در مسیر قرب الهی بیابیم. 

رمضانتان مبارک، شبهای قدرتان مبارک، عیدتان مبارک. امید آن که در زندگی مادی و معنوی خود برکت عنایت خدا را ببینید و به آنچه او از فلسفه خلقت می خواست نزدیکتر شوید. 

سال شصت خیلی سخت و تلخ بود؛ اما سال شصت و یک با فتح المبین آغاز شد و در حرکت الی بیت المقدس، خرمشهر آزاد گردید. ما که کاره ای نیستیم اگر وصل به جریان توحید باشیم خدا سال 404 را بعد از دشواری ها و تلخی های 403 با به خاک مالیدن بینی ترامپ و نتانیاهو رقم خواهد زد. قدس شریف ان شاءالله سربلند خواهد بود. یمن پیروز می شود. سوریه از چنگال منافقین نجات پیدا خواهد کرد. خدا را در زندگی فردی و اجتماعی و مدیریت و حاکمیت به میدان بیاوریم، پیروزیم. این وعده را خودش داده، خدایی که همیشه صداقت دارد.

امیدوارم در امور اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و تولید و صنعت و معیشت و رفاه و خدمت و آموزش و عدالت و ... برنامه ای برای نزدیک تر شدن بیشتر به اسلام و اهداف دین داشته باشیم. خدا تعهد و ایمان ما و مسئولان ما را بیشتر کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

موریانه مصلحت

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۷ اسفند ۱۴۰۳، ۱۱:۴۲ ق.ظ

حرف‌های آخر شیخ اسماعیل رمضانی در تلویزیون | جهان نیوز

 

شیخ اسماعیل رمضانی حرف سیاسی نزد. مطالبه گر عدالت و افشاگر مفاسد اقتصادی کله گنده ها نبود. صرفا چند تذکر فرهنگی داد در حوزه عفاف و حجاب از باب امر به معروف و نهی از منکر که فریضه ای واجب است؛ انهم با بیانی شیوا و مستدل. طاقت همین را هم نیاوردند. او هم مثل امام جمعه و فرماندار قزوین و امام جمعه لواسان و... قیچی شد. تا دیگران یاد بگیرند برخلاف جریان آب شنا نکنند. مسئولین سیاسی در باطن خودشان اقرار دارند که مقصر و مسبب بروز بعضی معضلات فرهنگی هستند. برای همین با هر انتقادی زود بهشان برمیخورد. اگر چه حاضرند کشف حجاب و بی عفتی ها را تحمل کنند به این بهانه که مبادا کشور دچار دو قطبی شود اما در قبال آمران به معروف و ناهیان از منکر ابدا تاب تحمل نداشته و زود اقدام به قلع و قمعشان میکنند آنهم به بهانه حفظ نظام! اینطوری فقط یک قطب باقی می ماند و صندلی ها به خطر نمی افتد! یادمان نرود قرار است نظام ابزار و وسیله و واسطه ای باشد برای اجرای احکام اسلام نه اینکه اسلام پله و بهانه و پوششی باشد برای حفظ قدرت و حکومت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دو خبر از قم

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۳ اسفند ۱۴۰۳، ۰۳:۱۵ ب.ظ

مشرق نیوز - عکس/ معماری بی‌نظیر بازار قم

 

دیروز شهردار قم بالاخره برکنار شد. دیروز رسانه ها به طور رسمی خبر کشف معدن لتیوم را در قم به خصوص منطقه دریاچه نمک اعلام کردند.

این دو خبر چه ربطی به هم دارند؟ هیچی! هر کدام برای خودشان خبری مستقل اما مهم هستند.

جناب دکتر سقائیان نژاد شهردار اسبق اصفهان که با اعمال نفوذ تیم لاریجانی در زمان ریاست او بر مجلس به شهرداری قم منصوب شده بود آنقدر برای خودش یال و کوپال و عده و عده داشت که شوراهای شهر در تمام این سالها تبدیل به جمع و تشکلی در قالب ماشین امضای شهردار شده بود. من خودم واقعا دیگر رغبتی برای شرکت در انتخابات شوراهای شهر قم نداشتم و این نهاد را کاملا بی خاصیت و صوری می دانستم. بالاخره اما با اصرار و مداومت تعدادی از اعضای شورا به رغم مخالفتها و مانع تراشی های بعضی کانون های قدرت، دیروز شهردار قم عزل شد و البته امید آن می رود مهندسی جوان و تازه نفس و خلاق و پر انگیزه برای تصدی امور بلدیه قم انتخاب شود.

این که قم یکی از مخازن و منابع و معادن اصلی لتیوم در کشور و احتمالا جهان است را مدتی قبل از زبان مسئولی در قالب بحثی خصوصی شنیدم و اساس فرضیه تصاعد گرما از زمین قم که از قدیم به رنجش و دشواری زندگی در تابستانهای این شهر می انجامید به وجود این ذخیره فلزی گرانبها بر می گردد.

شاید ندانید قم چاه نفت هم دارد و البته بعضی معادن غنی دیگر. در جریان غائله مهسا در وبلاگ نوشتم که روند امور کشور از نظر فرهنگی به گونه ای رقم خواهد خورد که روزی قم پایتخت ایران می شود. البته همین الان هم قم با تکمیل شهرک شکوهیه و تهران با شهر آفتاب و شهر فرودگاهی امام خمینی ره عملا به همدیگر نزدیک شده و بالاخره متصل خواهند شد. قم یکی از بالاترین گردش های مالی را در عرصه بانکداری به خود اختصاص داده و گمرگ پر رونقی هم دارد. شهرکهای صنعتی قم در کشور ممتاز هستند. صنایع دستی قم به خصوص فرش ابریشم در کشور نمونه ندارد. دام شهر در حاشیه قم به تنهایی توان تأمین مایحتاج پروتئینی کشور را داراست اگر کمی بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. قم به نسبت ظرفیتی که برای درخشش در امور معنوی و سیاسی و اقتصاد و تولید کشور دارد رشد و پیشرفت نداشته و با اینکه اغلب مسئولان عالی مملکت چند سالی هم تجربه زندگی در این دیار مقدس را داشته و یا مشکلات آن آشنا هستند اما آنگونه که باید مورد توجه نبوده و به آنچه از نظر آبادانی و رفع مشکلات مستحق است دست نیافته است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

معاویه درون

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۲ اسفند ۱۴۰۳، ۰۱:۰۰ ب.ظ

مرور خاطرات سریال امام علی (ع) با بازیگر نقش معاویه/ همه عاشق بودیم -  خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

 

در زندگی فردی و اجتماعی خود اسلام را نصفه و نیمه پیاده می کنیم. آن قسمت که به نفعمان است یا راحت و شیرین باشد عمل می کنیم آن قسمت که تلخ و دشوار باشد یا به نفعمان نیست را کنار می گذاریم که هیچ از تتمه معلومات دینی مان برای توجیه این کجراهه بهره می گیریم و همچنان از ساخت سریالی با محوریت معاویه و تقدیس شخصیت مزوّر او گله مندیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شهیدان را شهیدان می شناسند

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۶ بهمن ۱۴۰۳، ۱۱:۲۱ ق.ظ

مهریه منحصر به فرد همسر شهید باکری چه بود؟/ شهید مهدی باکری نماد غیرت  آذربایجان - تبریز یازار

 

مهدی باکری را که می شناسید، حتما خاطراتش را هم خوانده اید. اخلاص و معنویت وتواضع و گذشت این بشر کم نظیر است. چقدر به خاطر خدا کار کرد، زحمت کشید و سختی دید. چقدر به خاطر خدا از حق و امتیاز خود گذشت، چقدر به خاطر خدا طعم تلخی و زخم طعنه چشید. در راه خدا همه زندگی اش را هم داد اما در وصیتنامه اش نوشت: "ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم. میترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم. یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالی که از من راضی نباشی. ای وای که سیه روی خواهم بود."

بعدش یک عبارت عجیبی درباره خدا دارد: "خون باید می شد و در رگهایم جریان می یافت و سلول هایم یا رب یا رب می گفت."

روحانی شهید شیخ فضل الله محلاتی درباره این کلمات مهدی باکری عبارتی دارد که خواندنی و تکان دهنده است: "این جمله خیلی خیلی معرفت می خواهد. این ثارالله که به امام حسین علیه السلام تعبیر می کنند، یعنی خون حسین رنگ توحید گرفته است. بنابراین بازو می شود یدالله، چشم انسان می شود عین الله. با چشم خدا جز خدا در جهان نمی بیند..."

برگرفته از "داستان یک مرد" ویژه نامه بزرگداشت سالگرد شهادت فرمانده لشکر 31 عاشورا/ اسفندماه 83

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرض کن خودت حاکم باشی

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۹ دی ۱۴۰۳، ۱۰:۰۱ ق.ظ

اسلام برتر است و مورد برتری چیزی قرار نمیگیرد - عکس ویسگون

 

الف- خیلی از اینهایی که به انجمن حجتیه و شیعه لندنی و طیف یمانی و... می پیوندند شاید آدمهای خوبی باشند. بحث سر خوبی و بدی آنها نیست. موضوع سر درک و فهم و تحلیل است. همه این فرقه ها یک خاصیت دارند. بخشی از بدنه پویای جامعه دینی را از تقابل با دشمن اصلی باز می دارند. چطور این افراد متوجه نمی شوند پشت پرده بهائیت و وهابیت و دیگر گروهکها آمریکاست؟ چطور نمی فهمند از پرداختن صرف و توقف در دشمن درجه دو، دشمن درجه یک است که سود می برد؟ هم با دشمن درجه یک باید جنگید هم باید ریشه اصلی آن را خشکاند. البته من این چند سطر را خوش بینانه نوشتم. وگرنه راه انداختن دعوای بین شیعه و سنی، کارشکنی در دستگاه حاکمیت دینی، تخریب وجهه حکومت اسلامی، تحریف احکام اجتماعی دین و... بی تعارف مصداق سرسپردگی و سربازی در جبهه دشمن است.

ب- یک جمله ای مرحوم شیخ محمود حلبی به این مضمون دارد که شما به من معصوم را نشان بده من هم حاکمیت او را تأیید می کنم! خب منظورش واضح است. یعنی حکومت مخصوص انسان معصوم است. حالا این همه دلیل عقلی و نقلی بماند؛ اما مگر علی علیه السلام که معصوم بود حکومتش عاری از عیب و خطا بود؟ بعضی منصوبینش تو زرد از آب در نمی آمدند؟ خود این مساله نشان می دهد که برای تشکیل حکومت نیاز به عصمت و علم غیب و ... نیست. البته بعضی هم دارند از این استدلال سوءاستفاده می کنند و هر عیبی که در حاکمیت می بینند توجیه کرده و می گویند در زمان حضرت علی هم فلان عیب بود.

علی علیه السلام تعمدا و از سر اختیار اجازه رویکرد غلط به حاکمیت و حکمرانان را نمی داد. حکومت اسلامی تا جایی که میتواند باید مانع از تعطیلی احکام الهی شود و در امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی کوتاهی نورزد. نه انتظار می رود همه چیز صد در صد اسلامی و خیر شود چون بالاخره انسان ها مصون از خطا و هوس نیستند؛ نه این که قانون شکنی و سوءاستفاده و خیانت باید به این بهانه به امری مرسوم و عادی بدل گردد. خلاصه آنکه اگر نمیتوان ایستاده نماز خواند، نشسته و یا حتی دراز کشیده هم باید آن را به جا آورد. اگر نمیتوانیم صد در صد احکام اسلام را پیاده کنیم نود یا هشتاد درصد هم پیاده کنیم می ارزد.

ج- اصلاً فرض کنید هیچ آیه و حدیثی در اثبات ضرورت تشکیل حکومت اسلامی نداریم. عقل ما چه حکم می کند؟ شما فردی مسلمان هستید که می شوید مسئول حکومت کشورت، وزیر و وکیل می شوی یا شهردار و فرماندار و رییس جمهور. می خواهی دروغ بگویی؟ نمیتوانی، چون اسلام اجازه اش را به تو نمی دهد. میتوانی تهمت بزنی؟ دیگران را تخریب کنی؟ پارتی بازی و حق خوری کنی؟ در مقابل تضییع حق دیگران سکوت کنی؟ در مقابل بیت المال وسواس نداشته باشی؟ از حقوق عامه دفاع نکنی؟ هوای ضعفا را نداشته باشی؟ اشاعه منکر را ببینی و بگذری؟ دنبال پیشرفت و رشد جامعه نباشی؟ و... همه اینها از توصیه ها و دستورات دینی است. به همین ها عمل کنی حتی اگر اعتقاد به حاکمیت دینی نداشته باشی، حکومت دینی را تشکیل داده ای.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نظام منهای اسلام که مشروعیت ندارد

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۷ دی ۱۴۰۳، ۰۶:۰۱ ب.ظ

از حجاب عقب نشینی می کنیم که نظام بماند

از جنگ با اسرائیل عقب نشینی می کنیم که نظام بماند

از برخورد با رانتخورها و دانه درشتهای فساد اقتصادی اجتناب می ورزیم تا نظام ضربه نخورد

در مقابل فتنه انگیزی عبدالحمید سکوت می کنیم که نظام حفظ بماند

به عناصر خودباخته و غربگرا پست و مقام میدهیم که نظام باقی بماند

 قانون گریزی مسئولین را نادیده میگیریم که نظام لطمه نبیند

در شبکه خانگی و فضای مجازی و سینما و... به تهاجم فرهنگی دشمن میدان می دهیم تا نظام در خطر نیفتد

و...

غافل از آنکه آنچه حفظش از اوجب واجبات است "نظام اسلامی" است. نه اینکه اسلامش را بیندازیم تا نظام بماند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خیر بگذرد ان شاءالله

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ۰۶:۴۷ ب.ظ

هزاران ساعت کلاس درس بصیرت افزایی برای ملت میگذارند که هوشیار باشید فریب دشمن را نخورید به اجانب اعتماد نکنید...

الان چند ماه است هر ماجرایی که در جهان رخ میدهد از ترور هنیه و سید حسن تا رأی آوردن ترامپ و شورش تروریستها و... آقایان میگویند فکرش را نمی کردیم، فریب خوردیم....

یک خواهش هم از عزیزان رسانه ای. خداییش هیچ کدامتان نمیدانید اوضاع چرا اینطور شده، سر جدتان حال ما را با این تحلیل های آبدوغ خیاری بهم نزنید. کمی سکوت کنید. دلخوشی ما فعلا به تدبیر و تقدیر خداست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خالو قربان ها

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۴ آذر ۱۴۰۳، ۱۰:۰۰ ق.ظ

همه چیز درباره ریشه ضرب المثل دوستی خاله خرسه

 

دوستی دیشب تماس گرفت. از میزان ارادت من به میرزا اطلاع داشت و این که هر سال در روز شهادتش انواع مطالب و کلیپها را با محوریت شخصیت میرزا کوچک خان به نشانی مجازی دوستان سر ریز میکنم. گله داشت از اینکه چرا میرزا به آدم مشکوک و بدسابقه ای چون خالو قربان با آن عملکردی که در کرمانشاه و وابستگی به اجانب داشت اعتماد کرد؟ آخرش همین خالو قربان به او لطمه زد و نیز یکی از کسمایی ها که نگران اموالش بود و نیز آن آلمانی تبعه روسی که مشکوک بود و در مقام مشورت به حریم فکری میرزا نزدیک شد. گفت بنویس ما از وفاق لطمه میخوریم. البته وفاق بد نیست اما باید معیاری داشته باشد...

حرفش مرا به فکر فرو برد. راستش را بخواهید این طرفی ها هم باید مواظب شعار جذب حداکثری باشند. جذب حداکثری منجر به نفوذ جریان نفاق نشود. کلا باید حواسمان باشد ضمن اینکه بدبینی و دفع نداشته باشیم نسبت به عناصر مشکوک احتیاط به خرج داده و لااقل آنها را پیشنماز خود قرار ندهیم! جایگاه طرف مشخص باشد و از حدی فراتر نرود. دوست من نسبت به اعتماد نسبت به مصدق هم حرفهایی داشت. نقشی که او در سرکوب دلیران تنگستان داشت نگران کننده است...

بگذارید جوری دیگری به این بحث بپردازم. یادم است یکبار از استاد بزرگوارمان آیت الله محمدی که در صحبتهایش چه عمومی و چه خصوصی و مستقیم هشدار میداد مراقب حرمت علما باشیم پرسیدم حفظ حرمت علما واجب، توهین ممنوع، اما سوال چطور؟ گاهی در مطالعات تاریخی با ابهامات و نقدهایی مواجه میشویم که نمیتوان ساده از کنار آن گذشت. مثالش را هم خوب یادم هست درباره آیت الله بروجردی زدم و نیز حاج علی اصغر کرباسچیان. استاد ما البته از هر دو شخصیت تعریفهایی کرد و ضمن توصیه به رعایت تقوا و مطالعه و تحقیق بیشتر، اصل نقد و سوال در روند مسائل تاریخ را جائز شمرد.

بعدها بیشتر مطالعه کردم. یک حرفی هست که به آن رسیدم. آیت الله بروجردی خیلی به اسلام خدمت کرد. خدماتش کم نظیر است. حالا در مساله شهید نواب البته نقدهایی وجود دارد. مرحوم آیت الله کاشانی خیلی به ایران و اسلام خدمت کرد. به قول امام باید کار شاه را یکسره میکرد که نکرد. شاید از همین بابت امام به شخصیت شهید مدرس که مستقیم با رضاشاه درگیر میشد علاقه و ارادت بیشتری نشان داده است. شیخ علی اصغر کرباسچیان خیلی مخلص و زحمت کش بود و دغدغه دین و تربیت را داشت ولی اهل مبارزه نبود. مرحوم آخوند خراسانی شخصیت کم نظیری است. به ایشان در عملکرد و روابطش نسبت به شیخ فضل الله نقدهایی هست. یکبار زندگی او را خواندم. آنقدر به دین خدمت کرده که قابل وصف نیست. خیلی از علما آنگونه که باید پشت سر امام نایستادند و اغلب توصیه میکردند که امام اینقدر نگوید شاه باید برود!

حقیقت ماجرا این است هیچ آدمی مصون از خطا نیست. نباید نسبت به هیچکس تعصب بی جا داشت. آن چه معیار قضاوت درباره زندگی و عملکرد اشخاص است غلبه رفتار و منش و گرایش اوست. اینکه کفه ترازوی خوبی هایش آنقدر بزرگ و سنگین باشد که ضعفهایش را کم مقدار نشان دهد. همین خیلی با ارزش است. خیلی از شهدا هم اشتباهاتی داشتند. خدا به غلبه رفتار و باطنشان رجوع کرد و آنها را گلچین نمود.

نقد جائز است لااقل از باب کسب تجربه و عبرت و البته به سفارس استاد بزرگوارمان باید توأم با تقوا باشد. بزرگان هم بیشتر باید مراقب دفتر و دور و بری هایشان باشند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ظرفیت مغفول رسانه غرب

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۳، ۰۸:۳۲ ق.ظ

انقلاب اسلامی ایران از دید نشریات خارجی و تحلیلگران غربی

 

فارن افرز یک نشریه دوماهنامه علمی آمریکایی است. ظریف در آنجا مقاله منتشر کرده و درباره مذاکره با آمریکا پیشنهاداتی را مطرح کرده است. الان اصلا نمیخواهم درباره محتوای پیام ظریف حرفی بزنم. خوب یا بد آن را در رسانه های مختلف میتوانید بررسی کنید.

در زمان دولت روحانی هم ظریف از این کارها میکرد. پول میداد و مقاله ای که حاوی پیامی از سوی ایران برای غرب بود را در نشریات آمریکایی و اروپایی منتشر میکرد.

خب چرا همین کار برای نشر عقاید و مبانی اسلام و انقلاب اسلامی و به عنوان یک کار تبلیغی انجام نمی شود؟ البته منظورم به شخص ظریف نیست.

یک لحظه دقت کنید.

خیلی از مردم در کشورهای مختلف حتی در بین همین همسایگان عرب خودمان شناخت دقیقی از اهداف انقلاب اسلامی ندارند و بعضا بر اثر تبلیغات مسموم رسانه های دشمن و نیز قصور رسانه های خودی دچار سوءتفاهماتی درباره ایران و اهداف آن هستند.

ببینید استفاده از رسانه های دشمن چقدر میتواند در رفع بعضی شبهات تخریبی موثر باشد. مثلا ادواردو آنیلی چطور با انقلاب آشنا شد و به سمت انقلاب و اسلام گروید؟ مصاحبه و گفتگوی رسانه ای قدیری ابیانه در تلویزیون ایتالیا این موقعیت را ایجاد کرد. یا مثلا فعالیت رسانه ای مرحوم مهندس اردبیلی سفیر وقت ایران در نروژ باعث شد بعضی گروههای عدالتخواه چپگرای مسیحی در نروژ و حتی نیکاراگوئه و ... به سمت انقلاب اسلامی و امام خمینی گرایش پیدا کنند. عطاءالله مهاجرانی کتابی در رد سلمان رشدی نوشت و در خود غرب منتشر ساخت که بسیار موثر بود و دست خالی دشمنان قرآن را آشکار نمود.

رایزنهای فرهنگی نظام اسلامی چرا از رسانه های آن ور آبی غافل هستند و استفاده لازم را برای تبیین حقایق انقلاب و نشر معارف جهانی تمدن اسلام انجام نمیدهند؟ وزارت خارجه چرا غافل است؟ نفع اسلام و انقلاب بالاتر از نفع جناح ها و سیاست زدگی نیست؟ البته قطعا بعضی رسانه های غربی تحت نفوذ صهیونیسم همراهی نخواهند کرد اما راه بسته نیست و میتوان از بعضی پایگاههای رسانه ای مستقل بهره گرفت. اگر ظریف حرف نظام اسلامی را زده چرا حرفهای دیگر نظام اسلامی در نشریات غربی منعکس نشود؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جامعه بی خبر

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳ آذر ۱۴۰۳، ۰۷:۳۳ ق.ظ

چگونگی جنگ رسانه‌ای غرب علیه ایران از ۸۸ تا ۱۴۰۰ - مشرق نیوز

 

روز گذشته کاروانی زیارتی از جوانان و نوجوانان یکی از استانها به قم آمده بود. چند ساعتی را در خدمتشان بودم. مقابل مسجد جمکران ایستاده بودیم که به طور اتفاقی چشمم به یکی از اساتید حوزه علمیه قم افتاد که نماینده مردم همان استان در مجلس خبرگان است.

با او خوش و بشی کردم. این حسن تصادف را به فال نیک گرفتم و از وی خواستم چند دقیقه ای با این بچه ها دیدار کند. او هم از این پیشنهاد استقبال کرد. ایشان را بردم در جمع زوّار جوان. پرسیدم این بزرگوار را می شناسید؟ بندگان خدا با تعجب همدیگر را نگاه کردند و گفتند نه!

فامیلی او را گفتم و پرسیدم حالا چطور؟ باز هم جواب دادند نه! گفتم راهنمایی تان می کنم. نماینده استان شماست در ... منتظر بودم بقیه را خودشان بگویند ولی سکوت کردند. یکی با تردید گفت در قم؟ گفتم استان شما در قم نماینده می خواهد چه کار؟! برای راهنمایی بیشتر گفتم سال گذشته انتخابات بود. ایشان نماینده استان شما شد در مجلس ...؟ صبر کردم ولی آن بندگان خدا هم سکوت کرده و جوابی ندادند. آخرش خودم گفتم مجلس خبرگان! بعد هم برای اینکه بیشتر ضایع نشویم از حاج آقا که صورتش قرمز شده بود خواستم چند دقیقه ای جمع را با بیانات شیوای خود مستفیض نماید. مشابه چنین اتفاقی را پیش تر هم تجربه کرده ام. واقعیت این است جامعه و به خصوص نسل جدید خیلی از مسائل و اخبار کشور فاصله گرفته اند و اطلاعات اندکی درباره رخدادهای جاری دارند. این سطح دوری از سیاست خوب نیست و زمینه تسلط تریبون ها و رسانه های بیگانه را برای ورود به ساحت فکر و تغییر باورها و روایت سازی و قلب حقایق در اذهان مهیا می سازد. رانندگان اتوبوس سن و سالی داشتند. از آنها هم پرسیدم اسمی از این نماینده استان خود اصلاً نشنیده بودند یا به خاطر نمی آوردند. مگر چقدر از انتخابات مجلس خبرگان گذاشته؟ فکر نکنم در این استا بیشتر از دو سه نفر برای ورود به مجلس خبرگان نامزد شده باشند. یعنی شور و هیجان و تبلیغات انتخابات اینقدر بی تأثیر و کمرنگ بوده است؟ ذهن مخاطب بیشتر در تسخیر کدام رسانه هاست؟ البته روحانیت و مسئولان هم باید ارتباط مستقیم خود با لایه های مختلف مردم را افزایش دهند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کاش همه مسلمین غیرت داشتند

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۹ آبان ۱۴۰۳، ۰۷:۳۹ ق.ظ

نابودی صهیونیستم با اتحاد در جامعه مسلمانان - همشهری آنلاین

 

اولین کشور اسلامی که اتمی شد پاکستان بود. ساخت بمب اتم توسط پاکستان باعث رعب و خشم آمریکا و انگلیس و اسرائیل شد. آنها باور داشتند مسلمانان پاکستان انگیزه لازم برای دفاع از مردم فلسطین و نبرد با رژیم غاصب را دارا هستند. از آن پس اما ایجاد درگیری های قومیتی داخلی در پاکستان، روی کار آوردن عناصر غربگرا در مناصب کلان، نزاع با همسایگان به خصوص هند و بعد افغانستان و ایران در اولویت طرح های موذیانه غرب برای تضعیف دولت مرکزی پاکستان و ایجاد وابستگی بیشتر به غرب و پرداختن به امور درجه دو و فرسایشی قرار گرفت.

اگر یک شلیک از پاکستان به تل آویو صورت بگیرد، اگر مصر و اردن و عربستان و... از انفعال و توسری خوری و بی غیرتی خارج شوند، اگر کشورهای اسلامی به اسلام عمل کنند، رژیم غاصب جرآت این همه جنایت و توحش و تجاوز را نداشته و زودتر از آنچه که تصور میشود سقوط خواهد کرد. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک عکس و هزار حرف

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۱ مهر ۱۴۰۳، ۱۱:۳۳ ق.ظ

photo_2024-10-11_17-21-20_s6nn.jpg

 

این عکس مربوط است به شهر سامرا در قدیم. وقتی شهر سامرا بنا شد محور و مرکزیت آن با دارالخلافه عباسی بود. بعد از شهادت و تدفین امامین عسکریین به مرور خانه های مردم به سمت مرقد این دو امام بزرگوار کشیده شده و شهر به این نقطه منتقل گردید و ساختمان دارالخلافه متروک و مطرود ماند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پدر خوانده

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۲ مهر ۱۴۰۳، ۰۶:۵۳ ق.ظ

کتاب پدرخوانده اثر ماریو پوزو | ایران کتاب

 

"پدر خوانده" نوشته ماریو پوزو را فکر نمیکنم کسی در دنیا باشد که به خواندن رمان علاقمند باشد و نخوانده باشد. دهها فیلم سینمایی با اقتباس از روح حاکم بر این اثر در دنیا تولید شده است.

ماجرا یک حقیقت محض است که در همه جوامع بشری به چشم می خورد. همیشه عده ای هستند که با پول و قدرت نفوذ درصدد پیشبرد اهدافشان بر می آیند و به راحتی جای حق و ناحق را عوض میکنند. این حقیقت هم در اجتماعات کوچک و بزرگ دنیا وجود دارد هم در نظام حاکم بر عرصه بین الملل.

مافیا در لغت به معنای جان پناه است. فلسفه تشکیل آن خلأ قانون یا عدم اقناع و رضایت از کارکرد قانون بوده است. عده ای برای دفاع از حقوق و امنیت خود به گروههای مزدور یا داوطلب پول می دادند. به مرور این گروهها تأمین منافع باندهای فساد و قاچاق را هم برعهده می گیرند و به حافظ منافع اغنیا و چپاولگران تبدیل شده و پس از مدتی خودشان به معاملات و معادلات تباهکارانه ورود پیدا میکنند. همیشه عده ای از مردان قانون هستند که دربرابر رشوه سست بوده و راه را برای تبرئه باندهای مافیایی هموار می سازند.

مترجم اثر به یقین کار دشواری داشته و با دقت و وسواس خاصی به معادل یابی کلمات پرداخته که جای تحسین دارد. خانم منیژه اذکایی اما در مقدمه اثر تلاش دارد دو برداشت شخصی را به خواننده القا و تحمیل نماید.

یک اینکه میگوید هیچکس از خواندن اثر نسبت به شخصیت جنایتکار و تبهکار پدرخوانده احساس نفرت پیدا نمی کند و حتی او را دوست می دارد! به نظرم مترجم یا میخواهد زحمت خودش را بستاید که البته لزومی به این بیان تبلیغی نداشته و خواننده با انصاف متوجه آن میشود یا تعبیر و برداشت شخصی خود را به همه تعمیم می دهد.

مترجم تعبیر دیگری دارد در توصیف اثر: "نمایاندن عمق دوگانه قدرت-مذهب" پدرخوانده و بعضی عناصر باند تبهکار وی کاتولیک هستند و بعضی آداب مسیحیت را مهم می دانند. آیا منظور مترجم این است که تقیدات مذهبی باعث تبهکاری این افراد شده؟ جای جای کتاب مشحون از شرح وسوسه انگیز روابط غیراخلاقی اعضای باند است. چرا مترجم به این نتیجه نرسید که ابتلای به فساد جنسی زمینه ساز مفاسد اقتصادی و سیاسی است؟ ممکن است خیلی ها مسیحی یا مسلمان و... باشند و از مذهب در مسیر توجیه تخلفات خود استفاده کنند و خیلی ها هم این کار را نمی کنند. می شود عملکرد غلط دسته نخست را به حساب دوگانگی بین دین و قدرت گذاشت؟ قدرت لزوما مساوی با فساد نیست و قدرت فاسد اساسا مشروعیت ندارد.

یک عبارت جالب را هم نویسنده یا مترجم اثر در ابتدای کتاب از قول بالزاک بیان میکند که خوب است به عنوان ضرب المثل و سرمشق مورد توجه نهادهای اطلاعاتی و پلیس اقتصادی همه کشورها قرار بگیرد: "در پس هر ثروت بزرگ، جنایتی نهفته است."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی اسلام هدف باشد

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۰ شهریور ۱۴۰۳، ۰۷:۲۸ ق.ظ

در مورد آیت الله طالقانی در ویکی تابناک بیشتر بخوانید

 

آیت الله طالقانی زودتر از امام پا در میدان مبارزه مستقیم با دستگاه حاکمیت گذاشت. سال 1318 جریان کشف حجاب در مقابل رضاشاه ایستاد. در جریان ملی شدن صنعت نفت و مقابله با کودتای 28 مرداد هم نقش ایفا کرد. در تهران یعنی پایتخت کشور جایگاه مردمی داشت. همه مبارزان آن دوران اسمش را شنیده بودند. نه تنها قشر مذهبی و مسجدی که قشر دانشگاهی و روشنفکر مخالف رژیم هم دورش حلقه زده بودند. برای خودش برو بیایی داشت. شاه از او حساب می برد. مجتهد بود. کلاسهای تفسیر قرآن و نهج البلاغه اش شهرت داشت....

امام که در سال 41 پا در میدان مبارزه گذاشت، سید محمود علایی طالقانی وجاهت و اعلمیت وی را دید به قم آمد و با ایشان دیدار نمود. پیوند برادری بست و هماهنگ شد. نگفت من بیست سال زودتر پا به عرصه مبارزه گذاشته و سابقه بیشتری دارم. زیر چتر رهبری امام ایستاد، ادعایی نداشت و تا آخر از فرامین ایشان پیروی کرد.

همان موقع روحانی گمنامی بود که می گفت چون امام دوره جوانی چند جلسه ای رفع اشکال دروس حوزوی اش را پیش من گذرانده شأن خود نمی دانم با او در انقلاب همراهی کنم.

یکی دیگر چند تا اطلاعیه داده بود و مشکلات ملت را در طولانی بودن صف اتوبوس و گرانی مرغ خلاصه کرد بعد مدعی شد من هم باید جایگاهی همطراز امام داشته باشم.

 طلبه های کم سوادی هم داریم به صرف بهره مندی از صدای خوش و منبر و ناز و کرشمه های مجازی، اناالرجل دارند، شاخ شده اند، ساز مخالف می زنند و... قدر امثال طالقانی را باید دانست. وقتی خدا و اسلام هدف حقیقی باشد منیّت معنا ندارد. شادی روحش صلوات.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پاجوش ها

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۸ شهریور ۱۴۰۳، ۰۸:۵۵ ق.ظ

سعید جلیلی نه بیان خوبی دارد نه صدای گرمی. اصلا قابل قیاس با عزیزان منبری و مداح نیست.

بعضی عزیزان منبری و مداح می دانند که در قشر غیرمذهبی جایگاهی ندارند و اگر پای تریبون و منبرشان شلوغ است به برکت حضور نیروهای مذهبی است. تصورشان این بود لااقل در این طیف نقش لیدری و فرماندهی فکری دارند و با اشارتی می توانند لشکری پشت سر خود راه انداخته و کن فیکون نمایند.

بدنه نیروهای مذهبی مطابق گفتمان رهبری صاحب تحلیل و اجتهاد سیاسی است. این طیف حاضر نشد در انتخابات گذشته تابع نگرش و اشارت افراد صاحب نام و سلبریتی های مذهبی قرار بگیرد.

طبیعی است خشم ناشی از این شکست اجتماعی برای بعضی عزیزان دردناک بوده و به منظور تخلیه خود درصدد تخریب و انتقام برآیند. برچسب متحجر و وحدت شکن و دوقطبی ساز و... را در همین راستا تحلیل کنید. امید است با مرور زمان و خنک شدن دل دوستان، خشم و غضب شان فرونشسته و با انصاف و تحلیل و تأمل و دوراندیشی بیشتری نسبت به امور سیاست و جامعه اظهار فضل نمایند. هیچ کس دوست ندارد سرمایه های تبلیغی و فرهنگی طبقه متدین به راحتی هرز رفته و قربانی لجاجتهای سیاسی شود. اگر می توانید با همه وفاق داشته باشید لطفا بچه های حزب اللهی مستقل و جناح گریز را هم تحمل کنید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شما مردم را فراری داده اید!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ۰۳:۰۹ ب.ظ

چرایی پایین بودن مشارکت سیاسی در انتخابات، مسأله ساده ای نیست که بتوان راحت از کنار آن گذشت. نظام اسلامی قرار است در فرآیند تمدن سازی، الگوی مردمسالاری دینی را به آزادی خواهان عالم ارائه دهد که در صحنه بودن مردم، نقش بسزایی در تحقق آن دارد.

نظام مقدس ما، جمهوری اسلامی است و جمهور منهای اسلام و یا اسلام منهای جمهور نشان گر نقص آن است.

آنچه به زعم حقیر باعث رنجش مردم و بی تفاوتی آنان نسبت به مشارکت سیاسی گردید در سه محور قابل توضیح است:

یک- فاصله مسئولان از مردم

ساده زیستی و یکرنگی و توجه به محرومین و... از جمله شعائر اصیل انقلاب اسلامی بود که به مرور زمان متأسفانه رنگ باخت. خوی اشرافی گری و تجمل پرستی و رانت خواری و باندبازی منجر به ایجاد تبعیض و شکاف طبقاتی گشت که منافی اهداف انقلاب اسلامی بوده و محرومان و پابرهنگان به عنوان ولی نعمتان حقیقی انقلاب را آزرده خاطر و گاه مأیوس ساخته است.

دو- پاسخگو نبودن مسئولان

ترک فعل و یا اتخاذ تصمیم های نادرست و گاه مشکوک در دولتها باعث آسیب جدی به حیثیت نظام و معیشت مردم گردیده است. مصداق این سوءمدیریت را باید در دولت هشت ساله حسن روحانی جستجو کرد. هزاران نفر از مردم با امضای طومارهای متعدد به دستگاه عدلیه پناه آوردند اما دستگاه قضایی در مقابل خواست مشروع مرد سکوت کرد و حاضر به محاکمه حسن روحانی، جهانگیری و ... نگردید تا اینکه امروز آنها طلبکار شده اند. مردم وقتی احساس کنند در رده های بالای حاکمیت، مصونیت پولادین برای کارگزاران وجود داشته و کسی در مقابل ضرباتی که به زندگی مردم می زند پاسخگو نیست دلسرد و بی تفاوت می شوند. دردآورتر آنکه حسن روحانی و دولتمردان بی عرضه او نه تنها محاکمه نشدند بلکه در جلسات غیررسمی با رییس قوه قضاییه که باید مدافع حقوق عامه باشد عکس یادگاری گرفته و به ریش ملت و قانون، پوزخند حواله می کنند.

سه- انحراف خواص

بعضی از خواص جامعه که بیشترین بهره را از وجود نظام اسلامی برده اند گاه به جای آنکه پیشتاز عرصه مطالبه گری و عدالتخواهی و پیگیر تحقق اهداف انقلاب باشند از سر لجبازی و گرایشان باندی و جناحی پا در ورطه انحراف نهاده و باعث کژ روی در مسیر نهضت اسلامی میگردند. نمونه واضح آن فرزند مرجع عالیقدر آیت الله جوادی آملی است که در ماجرای شرم آور 88 همدست و همپالکی سران فتنه بود و در انتخابات اخیر نیز اعتبار دفتر علم و مرجعیت را به پای مسعود پزشکیان قربانی نمود.

مردم این نوع رویکردها را می بینند و با آنچه که در اهداف انقلاب اسلامی و گفتمان امامین انقلاب بیان شده قیاس می کنند و اگر احساس کنند راه اصلاح امور، هموار نیست راه بی تفاوتی نسبت به مسائل کشور و قهر با صندوقهای رأی را بر می گزینند.

مسئولان به جای آن که مردم را به بی بصیرتی متهم کنند خودشان را اصلاح نموده و به صراط مستقیم ولایت فقیه و طریقت نورانی شهدا باز گردند.

والسلام علی من اتبع الهدی

قم/ جانباز دفاع مقدس/ داوود عباسی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ذلت یا عزت؟

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ۰۸:۵۸ ق.ظ

مسعود پزشکیان مواضع خوبی در محکومیت جنایات غزه، تقبیح رفتارهای کاخ سفید، وضعیت منطقه به خصوص همسایگان شمال غربی و... گرفته است. خدا خیرش بدهد.

حسن روحانی نیز در سال نخست تصدی قوه مجریه در جمع اعضای جامعه مدرسین تصریح کرد نخواهد گذاشت آب در دل رهبری تکان بخورد. بندگان خدا خوشحال شدند. در جمع فرماندهان سپاه هم جوری مواضع انقلابی گرفت که آنها را به وجد آورد و فریاد تکبیر سر دادند. لبخند فاتحانه حسن روحانی تماشایی و آزاردهنده بود.

به هر حال مواضع و گفتار مسئولان ارشد سیاسی مهم است و از این بابت اگر موضع درستی گرفتند باید از آنها قدردانی نمود.

اما

مهمتر از بیان مواضع، اتخاذ سیاستها و راهبردهای اجرایی در عرصه سیاست بین الملل است که باید دید در نهایت به نفع کدام جبهه تمام خواهد شد. یادم است یکبار جان کری بعد از توافق برجام درباره مواضع تند بعضی سیاستمداران ایرانی گفت حرفهایشان مهم نیست ما با عمل آنها کار داریم. 

امیدوارم در دولت جدید تصمیم گیری ها نیز بر مبنای مواضع شفاهی انقلابی بوده و کشورهای متخاصم احساس کنند با ایرانی عزتمند و مستحکم و سربلند طرف هستند نه کشوری با مواضع دوگانه و تسلیم پذیر و منفعل.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خوارج همان روشنفکری است

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ۰۷:۳۰ ب.ظ

ناگفته های رضا کیانیان از نقش عبیدالله بن زبیر/ در قدمگاه فقط حرف زدنم شبیه  عزت الله انتظامی شد - تسنیم

 

خوارج با جریان روشنفکری و لیبرالیسم مخرج مشترک دارد. برخلاف آنهایی که تلاش می کنند خوارج را صرفا آدمهای دگم و خشک مقدس تعریف کنند خوارج همپای جریان روشنفکری با خروج از چارچوب موازین شرع و امام عدالت با خودرأیی و اکتفا به برداشت شخصی اقدام به تأویل و تفسیر دین نمودند.

جریان روشنفکری و نیز لیبرالیسم ورای احادیث و روایات و فتاوا و احکام تلاش دارند آنچه برداشت شخصی خود هست را به نام دین و مذهب قالب نمایند. هرج و مرج دینی و مصلحت اندیشی های منفعت طلبانه خروجی همین طرز تفکر است.

یک عده بعد از شکستی که در انتخابات خوردند و وقتی متوجه شدند جایگاهی در میان قشر متدین ندارند شروع کردند به اتهام زنی و تخریب جلیلی و حامیانش که اینها متحجر و خوارج دوران هستند. منبری های معروف هم که دیدند حرفشان فراتر از محدوده جشن و عزا خریداری ندارد و بچه های انقلابی اهل تقلید کورکورانه از آنها نیستند در حال تئوریزه نمودن وقیحانه این بهتان به منظور انزوا و عقب راندن بچه های جوان بسیجی و انقلابی مستقل هستند که با احساس تکلیف به صورت خودجوش پا به میدان تبلیغ برای کاندیدای عدالتخواه جبهه انقلاب نهادند.

از احمدی نژاد هم که شکست خوردند او را حجتیه نامیدند. کجا حجتیه طرفدار مبارزه با فساد و آبادانی کشور و محرومیت زدایی و نبرد با اسرائیل است؟ 

جلیلی متحجر است که حرف حسابش عمل به مجموعه منویات دین و اعمال و احقاق سبک زندگی دینی به عنوان نسخه نجات بخش جهان بشریت است یا جریانی که برای حفظ قدرت و صندلی ریاست و کانون ثروت معتقد به نرمش و انعطاف در مقابل جریان غربگرا و عدول از موازین انقلاب و عدالت است؟

کدام یک خوارج واقعی دوران است؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا