اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دستاوردهای انقلاب اسلامی» ثبت شده است

برای مدیری که "صادق" بود

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۱ فروردين ۱۴۰۳، ۰۱:۲۱ ب.ظ

حجت الاسلام محمدصادق اکبری

 

خیلی از مسئولین تاب شنیدن نقد را ندارند. تعارف که نداریم. ستیزه جویی و ناسازگاری بعضی مردم با آمران به معروف از باب "اشبه منهم بآبائهم" یک جورهایی به امرایشان رفته است. بروید داخل اداره ای و محترمانه و مستدل زبان به نقد مقامی بگشایید. چند درصد تحمل شنیدنش را دارند؟ مطلب بنویسید و نقدتان را منتشر کنید؟! کمِ کمش تشویش اذهان عموم را به پایتان می نویسند، به خصوص در شهرهای کوچک که گاه نهادهای امنیتی، خودشان را متولی صیانت از میز صاحبان قدرت می پندارند؛ آنهم عزیزان قضایی که شاید به خاطر جایگاهشان کمتر عادت به شنیدن نقد و نظری متفاوت داشته باشند. این را از باب تجربه عرض میکنم؛ از لا به لای خاطراتی که سالها از رفت و آمد در راهروهای دادگاه ویژه آموخته ام.

تصورش هم برای این حقیر و دوستان عدالتخواه دشوار بود مسئولی در جایگاه نخست قضایی استانی قرار بگیرد که حیاط خلوت باند طبری بود، تاب شنیدن انتقادهای تند و تیز بچه های بی ترمز بسیج را داشته باشد که هیچ، پرونده سازی نکند که هیچ، این طرف آن طرف تماس نگیرد و مکاتبه نکند حال فلانی را بگیرید که هیچ، نه تنها با روی گشاده شنوای حرف منتقدان باشد بلکه بی طرفانه و از سر انصاف به پیگیری نقدها و نظرها و گزارشات اقدام کرده و خاطی را حتی اگر از همکاران و معتمدین خودش باشد –بی اعتنا به بعضی تعصبات صنفی که راه اصلاح بسیاری از نهادها را مسدود نموده- متنبه و وادار به پاسخگویی سازد. ظاهر و باطنش "صادق" باشد! عادت کردیم بعضی امامان بی صداقت روزهای تعطیل هم "اوصیکم بتقوی الله" را فراتر از خطبه های نماز جمعه به رسمیت نشناسند، چه برسد به مسئولانی که کرسی ریاست را سکوی پرش خود و چند نسل آینده شان شمرده و اگر سر اصول و ارزشهای اسلام و انقلاب اهل معامله باشند سر مقام و منصب و پول و شهرت با کسی مماشات نکرده و به هر دستاویزی برای حفظ و ارتقای آن چنگ می زنند.

این پنج سالی که حجت الاسلام محمدصادق اکبری به عنوان یک مدیر غیر بومی در رأس دستگاه عدلیه استان مازندران قرار گرفت و با هوش و تجربه خود خیلی زود بر اوضاع مسلط شد یکی از طلایی ترین دوره های مدیریت قضایی استان به شمار می آید. البته این دستگاه تا رسیدن به نقطه ایده آل تراز انقلاب اسلامی همچنان مسیری طولانی را باید بپیماید اما نمیتوان مجاهدت این روحانی دلسوخته و با درایت را در اعتلای نهاد حساس قضایی و در حیطه مرتبط با اختیارات خود نادیده گرفت.

حجت الاسلام اکبری وارد حواشی نشد. تعارف با مدیران را کنار گذاشت. اصل نانوشته و منحوس "قانون خوب است اما برای ضعفا" را نادیده انگاشت. به گردن کفلتها ولو وابسته به مافیای از مابهتران و باندهای هزارفامیل و اژدهای هفت سر فساد و تبهکاری بودند حتی با وساطت افراد ظاهر الصلاح جانماز آبکش موجّه که محاسن مبارکشان در پوشش مذهب و توجیه دریافت وجوه شرعی به طور نامتعارف چرب می شود، باج نداد. دید بعضی زیردستانش علیه او توطئه می کنند با اغماض و کریمانه گذشت و نادیده گرفت. چپ و راست استان برایش فرقی نداشت. به سفارش ها و توصیه های فراقانونی وقعی ننهاد. یقه مسئولین را هم گرفت و میز کسی را به میزان الهی رجحان نداد. شعار تو خالی "پارتی جوانان بدون پارتی بودن" را دیگران سر دادند و عمل نکردند او اما بی هیچ ادعایی با عادی ترین و پایین ترین افراد از سطوح مختلف جامعه نشست و دردشان را شنید و برای حل مشکلشان قدم برداشت. شهروندانی که در عمرشان یک مسئول دون پایه اداری را هم از نزدیک و خصوصی ندیده بودند بارها او را سنگ صبور دردهای دل داغدار خویش یافتند. حواشی رسانه ای که با برخورد ناپسند و بچگانه بعضی مسئولان قضایی حوزه شهری در حال تبدیل به بحرانی اجتماعی و فرا ملی بود با سر پنجه تدبیر و عقلانیت او ختم به خیر گردید.

خدا رحمت کند مرحوم آزاده محمدحسین منصف را که خودش از بزرگترین منتقدان عملکرد دستگاه قضا بود. بعد از دیداری که با حجت الاسلام اکبری داشت تماس گرفت و اولین تعبیرش این بود "اگر یک روحانی میتواند با اخلاق و سیره ای پیامبر گونه اینطور در دل انسان جا باز کند پس خود رسول اکرم چقدر دوست داشتنی بود."

دیروز خبر پایان مأموریت حجت الاسلام اکبری در دادگستری مازندران توسط رسانه های محلی منتشر شد. برای ایشان هر جا و در هر منصبی که باشد آرزوی توفیق روزافزون دارم. امیدوارم نظام اسلامی بیش از پیش شاهد رشد چنین مدیرانی بوده و پایه های حاکمیت دینی در باور مردم مستحکم تر شود. امیدوارم به برکت ایام الله فطر، هر جا که هستیم از مدار فطرت خارج نگردیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خود خودش بود!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۱ دی ۱۴۰۱، ۰۵:۰۵ ق.ظ

افشاگری مقام اسرائیلی درباره عملیات ترور سردار سلیمانی

 

در بحث حفاظت، حاج قاسم همیشه به ما تاکید می کرد کاری نکنید مردم اذیت بشوند. می گفت: «ما هم جزئی از مردیم و از آنها جدا نیستیم، برخی مواقع که ما شدت به خرج می دادیم ، حاجی با ما جدل می کرد. زمانی که به فرودگاه رفتیم تا برای ماموریتی برویم، از ایشان درخواست می کردیم کمی صبر کند تا همه ی مردم که رفتند، بعد ایشان برود. قبول نمی کرد، وقتی هم می خواستیم از گیت رد بشویم ، می رفت انتهای صف می ایستاد و می گفت: من هم مثل بقیه.

برخی مواقع به حدی بدون پیرایه و تشکیلات در اجتماع حضور می یافت که تعجب مردم را برمی انگیخت. خود ایشان در یک جمع خصوصی تعریف می کرد:

یک بار با دخترم زینب رفته بودیم میوه بخریم . به محل میوه فروشی که رسیدیم ، زینب پیاده شد و من داخل ماشین نشستم. زمانی که منتظر بودم، دیدم یک دختر که پوشش مناسبی هم نداشت، به من نگاه می کند. خیلی هم مشکوکانه نگاه می کرد. شنیدم که به دوست همراهش گفت: «این بنده خدا حاج قاسم سلیمانی نیست ، دوستش گفت: «نه بابا! مگر می شود همچین آدمی بدون محافظ و بادیگارد باشد و بودن من را انکار می کرد.

آن دو نفر به خودشان جرأت دادند، آمدند نزدیک، با انگشت به شیشه ماشین زدند و از من پرسیدند: «ببخشید! شما سردار سلیمانی هستید؟ سلام کردم و گفتم: «بله، خودم هستم. بعد از کلی تعجب و ذوق، از من درخواستی کردند و گفتند: «امکانش هست یک یادگاری به ما بدهید؟» تسبیحی دستم بود ، همان را به آنها دادم و گفتم: «بفرمایید. داشتند سرتسبیح با هم جر و بحث می کردند که کدام شان آن را بردارد. وقتی این صحنه را دیدم، انگشتری را که در دست داشتم ، آن را هم در آوردم و به آنها هدیه دادم.

منبع: کتاب متولد مارس، صفحه 117احمد حمزه ای

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پرچم هیأتهای مذهبی بابل بالاست!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۴ آذر ۱۴۰۱، ۰۷:۳۱ ب.ظ

photo_2022-12-05_18-27-19_bycj.jpg

 

و من یعظّم شعائر الله فانّها من تقوی القلوب، نقشه راه تبلیغی کتاب خدا در اهتزاز بیرق حقیقت و تقویت فکری و معنوی جبهه فرهنگی اسلام است که در چارچوب وذکّرهم ایام الله، انتقال پیام سعادت و اشاعه باور هدایت و پویش طریقت حق را بر علمداران مکتب وحی، بایسته و لازم شمرده است.

خدمات متقابل انقلاب اسلامی و هیئات مذهبی قابل شماره نیست. به فرموده پیر میکده جماران، محرّم و صفر و محافل اشک و روضه است که جان مایه نهضت مکرر عاشورا در آخرالزمان حاکمیت پوشالی تمدن غرب قرار گرفته و انقلاب جهانی اسلام را در بهمن 57 برای زمینه سازی ظهور منجی بشریت و احیای اندیشه ظلم ستیزی و تحقق حیات انسانی و الهی جوامع، رقم زده است و کیست که نداند انقلاب برآمده از مجالس روضه و معارف عاشورایی فقه حسینی، خود یاریگر درخت تناور هیئات مذهبی و مقوّم مجالس معرفتی توسل و ذکر و استعانت از سفینةالنجاة عالم مادی و مصباح الهداء ظلمات حیرانی تا سرمنزل رستگاری و جاودانگی بوده است؟

به رغم برخی نقدها و تبصره ها هنوز هم باید افتخار کرد که ذات نورانی برگرفته از عقیق سرخ جهاد و شهادت نظام اسلامی، جبهه الحاد و التقاط و طاغوت را در نشیب تقابل با ریشه های قرآنی و عاشورایی انقلاب به رسوایی کشانده و ماهیت پلید جریانهای فاسد را در مصاف با اصالت حاکمیت الله برملا ساخته است.

نظام دیوان سالاری کشور بی عیب و نقص نیست. اساس فریضه امر به معروف و نهی از منکر و تأکید رهبری انقلاب بر ضرورت مطالبه گری و عدالتخواهی، رسالتی است که بستر سلامت نظام و صیانت از حقوق ملت و نسخه اصلاح کژی ها را ترسیم می نماید؛ اما بی شک، نظام ولایی اسلام که خون آورد هزاران لاله گلگون کفن و بی نام و نشان مُلک امام زمان است، با هیاهوی پوچ جماعتی فریب خورده و عناصری هرز و هیز و میوه های کرم خورده فضای مجازی قابل معامله و تغییر نیست.

هیأت های مذهبی که همواره بعنوان کارگاه انسان سازی و پایگاه تربیت نیروهای پیش رو در تمدن اسلامی، نقشی اساسی و سازنده در تأمین منابع انسانی و فکری و فرهنگی در همه چالش های ریز و درشت تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب اسلامی از مصاف با گروهکهای مسلح و حضور در خطوط مقدم جنگ تحمیلی تا فرو نشاندن فتنه ها و درخشش در جبهه بین المللی اسلام و دفاع از حرم آل الله و... داشته اند در آوردگاه ستیز با شبهات اغواگر جریان معاند و غوغا سالاری پیاده نظام تراوای مجازی نیز پای عهد خویش با پیام زینبی قافله مستدام نینوا ایستاده و حضور حماسی سپاه توحید را در لبیک به هل من ناصر امام عشق و دلدادگی، جلوه ای دوباره می بخشند.

چهارشنبه، ساعت 18:30 حرکت عظیم هیأت های مذهبی بابل متشکل از خیل جوانان مکتب فاطمی و مدافعان حریم ولایت و جان نثاران حرم قدسی اسلام انقلابی در شب شهادت بانوی ممتاز عالم خلقت و آموزگار آئین نجابت و قداست و آزادگی زنان مردآفرین و حیات بخش و انسان ساز، از آستان امامزاده قاسم تا دانشگاه صنعتی نوشیروانی که مصلای آن قدمگاه 1750 شهید خطه دارالمومنین است، شکوه ماندگار نسل بیداری و ایمان و حماسه و ایثار و بصیرت را در کتاب عزت و سرافرازی و افتخار دیار عالمان و شهدا و نخبگان و فرهیختگان ثبت و ضبط می نماید.

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این کتاب را دانلود کنید

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۸، ۰۶:۰۹ ب.ظ

 

صعود چهل ساله نام کتابی است جالب و خواندنی که بر اساس آمارهای معتبر بین المللی به پیشرفت های چشمگیر ایران اسلامی به رغم همه دشمنی ها و موانع در این چهل سال اخیر می پردازد. مستندات و منابع ذکر شده در این اثر می تواند در مقالات و مباحث پژوهشی و تبلیغی مورد استفاده قرار گیرد:

 

 دریافت فایل pdf و محتوای تبلیغی صعود چهل ساله

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سر بلند

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۵۱ ب.ظ


معروف است وقتی امیرکبیر به صدارت اعظمی دربار انتخاب شد اولین دستورش این بود که سفیر انگلیس حق ندارد بی اجازه و بدون هماهنگی، هر وفت که دلش خواست نزد شاه و وزیر برود و ...

این قانون بر سفیر انگلستان گران آمد و توطئه ها بر ضد امیرکبیر از همان جا آغاز شد.

جدایی افغانستان از ایران و نیز تفکیک بخش های دیگری از کشور پهناور ایران با خدعه انگلیسی ها صورت گرفت.

انگلیسی که برای ما شاه تعیین می کرد و دربار را دست می گرفت و منابع را به یغما می برد حالا در پیشگاه تاریخ، توسط سربازان سبز پوش انقلاب به جرم تعرض به اموال ایران، تنبیه می شود.

آیندگان از دوران اقتدار و ابهت ایران اسلامی به نیکی یاد خواهند کرد. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ما می توانیم!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۸، ۰۸:۱۹ ق.ظ

بنی صدر می گفت: زمین بدهیم، زمان بگیریم! اعتقادی به نیروهای مردمی و سپاه نداشت. دست و بال ارتش را هم در مقابل تجاوز رژیم بعث بسته بود. معتقد بود نمی شود در خوزستان مقاومت کرد. بهانه می آورد امکانات کم است و نیروهای ما آمادگی لازم را ندارند.

بنی صدر که عزل شد، امام(ره) خودش فرماندهی کل قوا را برعهده گرفت. فرمان داد حصر آبادان باید شکسته شود. امام معتقد بود همه آحاد ملت وظیفه دفاع از کشور را برعهده دارند و مقاومت در مقابل دشمن، جهاد و دفاعی مقدس است.

حصر آبادان با پیشتازی نیروهای لشکر 77 ارتش شکسته شد. فتح بستان، فتح المبین، بیت المقدس و ... پشت سر هم رقم خورد و دشمن در بسیاری از مناطق به درون مرزهای خود عقب رانده شد.

نیروهای عمل کننده، همان نیروهای نظامی زمان بین صدر بودند. امکانات، همان امکانات بود. آنچه که در این میان تغییر کرد، نگاه "ما نمی توانیم" بود که تبدیل شد به باور "ما می توانیم".

گام دوم انقلاب نیازمند درس آموزی از این عبرت تاریخی و تقویت این باور سازنده و انقلابی است. محاصره اقتصادی و تحریم علمی و فشارهای سیاسی دشمن ممکن است زیاد باشد؛ اما اگر باورکنیم که با اتکا به خداوند و فرهنگ خودباوری و تکیه بر داشته های درونی خود می توانیم مشکلات را از پیش رو برداشته و در همه زمینه های اقتصادی و علمی و صنعتی و کشاوری و ... به استقلال برسیم، تحریم ها وفشارها تنها فرصتی برای ارائه نبوغ و شکوفایی استعدادهایمان خواهد بود. نگاه مردم مستضعف وآزادی خواه دنیا به ماست و عزت جمهوری اسلامی، الگوی مبارزه و خودباوری آنان خواهد بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک آسمان صاف آبی‌تر

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ۱۱:۴۹ ق.ظ

fajr07-infotic-2_Copy یک آسمان صاف آبی‌تر 


ناخن کشیدید و به‌جایش پَر درآوردیم

 

تا عشق را در مسلکی دیگر درآوردیم

 

ما نخل نه! ما سَروهای سربه‌سر بودیم

 

سر را جدا کردید و ما صد سر درآوردیم

 

نذر بدی کُشتید مردان و پسرها را

 

چادر به چادر مادر و دختر درآوردیم

 

خون را به دیوار جهالت اسپرِی کردیم

 

از مُشت هامان تیزی خنجر درآوردیم

 

سقف شما زندان سرد و بی چراغی بود

 

با هر شهیدی از دلش یک دَر درآوردیم

 

جمهوری اسلامی عشق آمد و از صلح

 

یک آسمان صافِ آبی‌تر درآوردیم

 

مرزی ندارد «آ» ی ِ آزادی ما وقتی

 

از قلب آن ویرانه‌ها کشور درآوردیم

 

ما بچه‌های انقلابیم از خوشی سرشار

 

آخر از عمق رنج هامان زَر درآوردیم (1)


پی‌نوشت:

1) فروغ تنگاب

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برده!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، ۱۰:۴۱ ق.ظ

6e932c2bd184c7ea3bc9a63aedff8704_S_Copy برده


حکومت محمدرضا برای کشورمان مملو از صحنه‌هایی بود که می‌توان اسمش را (توسری‌خور) بودن کشورمان گذاشت؛ مثلاً در مسئله اطلاعات مهم کشوری، ساواک را خودِ آمریکایی‌ها درست کرده بودند به نقل از شاه: همین رئیس ساواک و معاون او و مدیران ارشد همه‌شان با آمریکایی‌ها ارتباط دارند و برای حفظ ظاهر می‌آیند و از من اجازه می‌خواهند، درحالی‌که قبل از کسب اجازه اطلاعات موردنیاز را به آمریکا و انگلیس رد کرده‌اند.

وقتی آمریکایی‌ها اطلاعاتی را می‌خواستند، محمدرضا می‌گفت: من باید احترامم دست خودم باشد. وقتی آمریکایی‌ها احترام می‌گذارند و رعایت اخلاق را می‌کنند (!) و رسماً از ما اطلاعات می‌خواهند، ما باید خواست آن‌ها را فراهم کنیم. چون آن‌ها باقدرتی که دارند خیلی راحت می‌توانند این اطلاعات را کسب کنند. (1)

شاه مملکت که از خودش ضعف نشان دهد و برده‌ی این‌وآن باشد، تکلیف دیگران مشخص است.


پی‌نوشت:

1) تاج‌الملوک، صفحه 388

سایت روشنگری

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نظام اسلامی یعنی نظام عدالت

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۷، ۱۰:۳۳ ق.ظ

حکومت اسلامی، نظام اسلامی، جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی و ... همه این واژه ها در چارچوب اسلام است که ارزش و اعتبار پیدا می کند.

اسلام به دنبال عدالت است و با ظلم ناسازگار. بر اساس مفاهیم و معارف دین هر جا که ظلمی دیده شود به معنی آن است که اسلام کنار رفته است.

بنابراین نظام اسلامی یعنی نظام عدالت. 

هر جایی از زیر مجموعه نظام اگر بی عدالتی دیده شد یعنی اسلام در آن بخش خوب اجرا نشده است. یک نظام زمانی می تواند اسلامی باشد که عادل باشد. از این رو اساساً تقابلی بین نظام اسلامی و عدالت وجود ندارد، چه این که عدالت و اسلام مترادف با یکدیگر بوده و این ابهام که در دو راهی نظام و عدالت کدام یک ارجح است، از مبنا غلط و ناممکن می باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

امان از ما مدعیان صف اول!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۵ ق.ظ

همه ما اعم از حوزه و دانشگاه و سازمان ها و نهادهای دولتی و به ظاهر غیردولتی و ... مدیون انقلاب هستیم و به نسبتی که انقلاب بر گردنمان حق دارد نتوانسته ایم حق انقلاب را ادا کنیم. ما به انقلاب اسلامی بدهکاریم و جز شهدا کسی نمی تواند ادعا کند که توانسته تمام هم و غم خویش را مصروف اسلام سازد. 

اگر یک نفر به ما بگوید شما آن گونه که در همه توانت بود نتوانسته ای در راه خدا قدم برداری حرف حقی زده و نیاز نیست که دهانش را گل بگیریم.

راستی در ازای کسانی که با رفتار خود در منصب و مقامی دولتی از خون انقلاب تغذیه می کنند و قدمی در راه آن بر نمی دارند که هیچ، گاه با ناراضی تراشی در مردم، جامعه را نسبت به روحانیت بدبین می کنند چقدر موضع گرفته ایم؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بازداشت یک آزاده، از نگاهی دیگر!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۳۸ ب.ظ

See the source image


درباره بازداشت عجیب محمدحسین منصف، آزاده جانباز و پژوهشگر دفاع مقدس به اتهام نگارش داستانی تخیلی توسط یک بازپرس جوان و خوش آتیه! در بابل به اندازه کافی نقد و نظر نگاشته و منتشر شد. در این مقال، از زاویه ای دیگر به این اتفاق نگریسته می شود:

یک- دو شب و سه روز بازداشت منصف و موج رسانه ای ناشی از آن، فرصتی بی بدیل برای انعکاس مطالب او در سطح رسانه های مجازی و اطلاع مردم و مخاطبان کنجکاو از نوشته ها و دغدغه های ناشنیده وی و نیز سایر نیروهای عدالتخواه  بود که به راحتی و در شرایط عادی، مقدور نمی شد. انتقال دیدگاه های انقلابی و عدالتخواهانه دلسوزان نظام و نیروهای خودجوش مردمی، ظرفیتی ناب برای تقویت اعتماد جامعه نسبت به نیروهای ارزشی به شمار می آید. به نفع انقلاب و نظام اسلامی است که مردم دغدغه ها و مطالبات خود را به جای شنیدن از بنگاه های رسانه ای غرب، از زبان پیشقراولان انقلاب و نیروهای خط مقدمی جبهه اسلام ناب بشنوند.

دو- بازداشت منصف، ائتلافی از نیروهای ارزشی و عدالتخواه جوان از جناح های مختلف شهر را در پی داشت که بی توجه به برخی اختلاف نظرها و کدورت ها، این مبنا را پذیرفتند که برخورد با حسین منصف بیش از آن که برخورد با یک فرد باشد اصل آزادی بیان و امر به معروف و نهی از منکر و گفتمان عدالتخواهی را تحت الشعاع قرار خواهد داد. استمرار این وحدت عدالت خواهانه آینده ای روشن در حفظ شخصیت و حقوق منتقدان جامعه و فعالان رسانه ای و اجتماعی را نوید می دهد.

سه- مجموعه نهادهای امنیتی و اطلاعاتی ورود خوبی به این ماجرا داشته و با تشخیص صحیح علل و عوامل اصلی دخیل در تشویش اذهان و ملتهب کننده جامعه، نگران از بروز برخی رفتارهای شتاب زده، این ضرورت را صحه نهادند که باید فکری اساسی برای رفع و اصلاح بعضی نگرش ها صورت بگیرد. برخورد دلسوزانه و متعهدانه مسئولینی در سطح رده های امنیتی شهری، استانی و کشوری، برآیندی شیرین و دلگرم کننده از آگاهی و مسئولیت پذیری بیطرفانه نهادهای ذی ربط در خصوص وقایع و تحولات سیاسی به شمار می آید که در دو بند دیگر به آن خواهم پرداخت.

چهار- دادستان استان مازندارن از محصولات برجسته علمی و تربیتی حوزه علمیه است که فارغ از بعضی نقدها و گله های متقابل، انسانی شریف، عالم، صبور و البته فوق العاده هوشمند و متخلق به شمار می آید. شخصاً به عنوان یکی از منتقدان قدیمی رویکردهای دستگاه قضا، حضور امثال آقای حسینی را نعمتی برای این قوه شمرده و معتقدم سطح درایت و هوش این دانش آموخته و استاد حوزه و مدیر با تجربه، یک سر و گردن بالاتر از مجموعه مدیران استانی در دستگاه های مختلف محسوب می شود. نگاه مدبرانه و عمیق ایشان به اتفاق اخیر و حاشیه ساز در دادگستری بابل، مطلوب و امیدوار کننده بود که در بند دیگر به آن خواهم پرداخت.

پنج- فارغ از برخی انتقادات جدی نسبت به حجت الاسلام تقوی فر، مدیر کل دادگستری استان، ایشان را از نظر جایگاه علمی باید از مفاخر حوزه علمیه دانست. در ماجرای اخیر به رغم برخی دلخوری ها، با حجت الاسلام تقوی فر در قالب پیامک تبادل نظر داشتم که جالب و خاطره انگیز بود. حالا می خواهم بروم سر اصل مطلب:

در آستانه چهل سالگی عمر با برکت انقلاب اسلامی، دوستانی فرهنگی درصدد تهیه فهرستی از دستاوردهای انقلاب اسلامی مانند فن آوری های اتمی، نانو، موشکی و نظامی، ماهواره ای، سد سازی، پزشکی و ... هستند که در جای خود اقدامی ارزشمند است؛ اما بالاتر از همه این دستاوردهای مادی، برچیده شدن تفکر طاغوت و روی کارآمدن مدیرانی را باید ارج نهاد که بدون تکبر و تفرعن، با روحیه ای متواضعانه و بیانی مستدل درصدد ارتباط و نقد و نظر با شهروندان معمولی جامعه برمی آیند. راقم این سطور به شکر خدا از هر نوع جایگاه و منصب حقوقی بی بهره است. این که دادستان یک استان وقت بگذارد و در مسائل مختلف به شنیدن نقد و نظر و بحث و مفاهمه با این حقیر بپردازد، مسئولی در رده مدیرکلی دادگستری استان به رغم وجود اختلاف سلایق محسوس و برخی کدورت ها، وقت می گذارد و نه از موضع بالا به بحث پیرامون یک موضوع مربوط به حیطه کاری خود ولو در قالب پیامک می پردازد، مقامی امنیتی بدون هیچ ملاحظه طبقاتی در مقابل بیان تند و تیز من خضوع نشان داده و با چند تماس تلاش کند که با محوریت منطق به بحث و مفاهمه بپردازد و ... از ویژگی های منحصر به فرد و دستاوردهای معنوی انقلابی الهی است که فرهنگ ریاست طلبی و زورگویی و تبختر را به فرهنگ مسئولیت پذیری و تواضع بدل ساخته و مردم را در جایگاه ولی نعمت مسئولان نشاند و اصل امر به معروف و نهی از منکر و باور کلکم راع و کلکم مسئول را به عنوان یک ارزش در جامعه نهادینه ساخته است. روح امام شاد که انقلاب او جامعه را به سمتی می برد که به حول و قوه الهی یک شهروند معمولی هم بتواند حرفش را بدون لکنت به گوش مسئولان برساند. در قاموس معارف دین، جز در حیطه امور شخصی، "به تو چه" و "فضولی موقوف" نداریم. منتقد، دشمن نیست و زور، ملاک حق به شمار نمی آید.

شش- جناب آقای وکیلی راد شاید خیلی خوش شانس نباشد که دوبار در زمان تصدی قضایی او شاهد ظهور حواشی و جنجال پیرامون عملکرد دادگستری بابل بوده ایم. ایشان به همان میزان که منتقدانی جدی دارد، حامیانی هم دارد که سلامت و منطق او را تأیید می نمایند. به نظر گفتگوی حضوری، منطقی و جدی با ایشان را باید یک فرصت و مجالی برای تبادل آرا و اصلاح بعضی رویکردها دانست.

هفت- حساسیت سوژه این متن و بضاعت وسوسه انگیز آن بی تردید مجموعه مسئولان قضایی و امنیتی را به خواندن این سطور راغب و تحریک ساخته است. از فرصت استفاده کرده و بیان این تذکر را لازم می دانم که وجود برخی بدهکاران کلان به شهرداری و تعلل در وصول مطالبات این فرد یا افراد خاص، منجر به بروز شایعاتی ناصحیح در خصوص مراوده آنان با مسئولان گردیده است. تأثربرانگیز است که رییس شورای شهر در جلسه رسمی و در حضور خبرنگاران به یکی از بدهکاران کلان، زار بزند که اگر می شود بخشی از بدهی ات را پرداخت کن که شهرداری خرج دارد و گرفتار است! مماشات با این افراد علاوه بر احتمال تضییع حقوق بیت المال، افکار عمومی را نسبت به قاطعیت نهادهای نطارتی و قضایی بدبین می سازد.

همچنین شنیده شده بنا بر حکم دادگاه بدوی، دو تن از اعضای فعلی شورای شهر با شکایت اعضای قبلی به زندان محکوم شده اند. اگر چه باید منتظر رأی دادگاه تجدیدنظر ماند؛ اما مستند به افواه عموم و شایعاتی آزاردهنده عرض می کنم که لایه هایی قابل اعتنا از مردم این شهر به خصوص در جریان تنفس مصنوعی به شورا با جایگزینی شبانه و شتاب زده اعضای علی البدل، نسبت به قاطعیت در برخورد با متخلفان بی اعتماد شده اند. دستگاه قضا جایگاهی متفاوت از نهادهای اجرایی داشته و عملکرد آن به طور مستقیم به پای نظام نوشته می شود. اگر سرمایه داری هست که با گردن کلفتی از ادای حقوق مردم سر باز می زند، اگر مقامی هست که عرصه مدیریت شهری را ملک طلق خویش و اقوامش دانسته و دنبال رانت و رابطه و چپاول برآمده، برخورد بی رودربایستی، سریع و قاطع مسئولان قضا می تواند پایانی بر همه شایعات بوده و تقویت اعتماد عمومی به نظام اسلامی را تضمین نماید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا