اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۴۶ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

در جوار پیشقراولان اربعین!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۴:۴۴ ب.ظ

9b5c_photo_Û²Û°Û±Û¸-Û°Û¸-Û²Û¸_Û°Û´-Û±Û¶-Û±Û¹.jpg

jmwt_photo_Û²Û°Û±Û¸-Û°Û¸-Û²Û¸_Û°Û´-Û±Û¶-Û²Ûµ.jpg


مقام معظم رهبری فرمود: "اگر شهدای مدافع حرم نبودند راهپیمایی اربعین هم نبود."

امروز به نیابت از همه جامانده های اربعین حسینی، به زیارت حدود چهارصد شهید مدافع حرم در بهشت حضرت معصومه سلام الله علیها رفتم. خیلی از این بچه ها هیچ قوم و خویشی در این آب و خاک ندارند؛ اما غریب نیستند.

غیر از من زائران دیگری نیز به پابوسی شهدا آمده بودند تا به سهم خود عرض ارادت و سپاس قلبی خویش را تقدیمشان سازند.

سلام بر بچه های بی ادعای خمینی و خامنه ای که خون سرخشان درخت تناور نهضت عاشورا را بیش از پیش استوار ساخت.

امروز قرائت زیارت اربعین در کنار بچه های قطعه قطعه شده حضرت زهرا، که خیلی هایشان برات شهادت را از همین راهپیمایی اربعین و یا در مجالس روضه اباعبدالله گرفته بودند، صفای دیگری داشت به خصوص این فراز آن:

"أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ"  

آری شهادت بالاترین لطف و کرم خدا به بندگان خاص خود است. خوشا به حال آنان که زندگی و مرگشان رنگ و بوی حسینی داشت و در صف عاشوراییان تاریخ، مژده "وادخلی فی عبادی"، مقام رضایت الهی را نصیبشان ساخت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عیار انسانیت و بارقه منورالفکری!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۴۸ ق.ظ

این روزها خیلی ها در صفحات شخصی شان مثل اینستا و توییتر و ... و یا در کانال ها و گروه های مجازی خود درباره قتل خاشقجی توسط سعودی ها اظهارنظر کرده و مواضع آمریکا و اروپا در این باره را منتشر کردند.

بعضی از اینها همان جماعتی هستند که موقع قتل فجیع روحانی وارسته ای چون باقر النمر افاضه می فرمودند که این مسأله چه ربطی به ایران دارد و ما خودمان آنقدر مشکلات داریم که نباید در مسایل داخلی دیگران دخالت کرده و برایشان دل بسوزانیم!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

علاوه بر گیرنده، فرستنده ها را هم تنظیم کنید!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۰۲ ب.ظ


در خبری خواندم که قرار است به زودی مدیر چند صرافی به اتهام اخلال در نظام اقتصادی محاکمه شوند. ضمن تشکر از این اقدام یادآوری این نکته مقام معظم رهبری درباره عوامل مقصر در نابسامانی های ارزی کشور که در تاریخ 22 مرداد امسال بیان شد را خالی از لطف نمی دانم:

"ارز را یا سکّه را وقتی که به‌صورت غلط تقسیم میکنند، این دو طرف دارد: یکی آن که می‌آید این را میگیرد و مثلاً فرض کنید قاچاقچی است یا به قاچاقچی میفروشد؛ یکی آن که این را میدهد. ما همه‌اش داریم دنبال آن کسی که «میگیرد» میگردیم -مفسد اقتصادی، قاچاقچی- درحالی‌که تقصیر عمده متوجّه آن کسی است که «داد»؛ او را باید دنبال کرد."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مترو، فرودگاه و دستبوسی رئیس جمهور!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۳۵ ب.ظ
f6c_photo_2018-08-27_06-04-19.jpg

یوسفیان ملا نماینده مردم آمل در مجلس شورای اسلامی در آستانه انتخابات مجلس در سال نود، خبر احداث پروژه مترو بین تهران و آمل را رسانه ای کرد! این خبر برای کارشناسان امر بسیار عجیب و باور ناپذیر بود. در حالی که شکافتن کوه و احداث تونل و اصلاح جاده پرخطر هراز، سال ها به طول می انجامد ساخت مترو در این مسیر دیگر قابل باور نخواهد بود؛ اما یوسفیان ملا با همین وعده، نامش را در بر سر زبان ها انداخت و از رقبایش پیشی گرفت.
چهار سال بعد در آستانه انتخابات مجلس در سال 94، یوسفیان ملا وعده عجیب دیگری را مطرح ساخت. او اعلام کرد قرار است برای آملی ها فرودگاه بسازد آنهم در اراضی متعلق به شهرستان بابل!
اگر چه کارشناسان فاقد رسانه معتقد بودند از اساس با توجه به شرایط جغرافیایی منطقه و البته اوضاع اقتصادی دولت، احداث فرودگاه جدید در محدوده آمل و بابل امکان پذیر نیست؛ اما طبیعی بود که مردم و مسئولان بابل نسبت به دست درازی احتمالی آملی ها به اراضی شهرستان خود واکنش شدید نشان دهند. یوسفیان بر این موج رسانه ای نیز سوار شد و نهایت بهره برداری تبلیغاتی را برای پیروزی بر رقبا نصیب خود ساخت. چند سال گذشت و معلوم شد ادعای احداث فرودگاه برای آملی ها در حد ادعای ساخت متروی تهران به آمل تنها یک طنز انتخاباتی است.
به تازگی فیلم کوتاهی در فضای مجازی منتشر شده که گویا نماینده مردم آمل در حال دستبوسی رییس جمهور است. این اتفاق با واکنش منفی شدید کاربران فضای مجازی مواجه شده است. یوسفیان ملا دستبوسی رییس جمهور را تکذیب کرد؛ اما در عین حال اینگونه استدلال کرد که برای رفع مشکلات مردم حاضر است دست رییس جمهور را ببوسد!
این استدلال سطحی و کوته فکرانه نماینده آمل در وهله نخست توهین به شخص رییس جمهور است. به یقین مسئولان تراز جمهوری اسلامی از خلق و خلوی شاهان طاغوت به دور بوده و برای انجام وظیفه و خدمت به مردم نیازی به دستبوسی ندارند. 
یوسفیان با بیان این استدلال ضعیف، ناخواسته فرهنگ تملق و چاپلوسی را تأیید نموده و مردم را به دستبوسی و پاچه خواری مسئولان با این توجیه که مسکلاتشان حل شود، فرا می خواند.
نکته دیگر اما شأنیت مجلس است که مثلا قرار بود در رأس امور کشور قرار داشته و مسئولان اجرایی را در صورت اهمال در انجام وظایف مورد تعقیب و بازخواست قرار دهد نه آن که به دستبوسی و تملق روی بیاورد.
یوسفیان مدعی است دست رئیس جمهور را نبوسیده و این خبر دروغ است. فارغ از میزان صحت ادعای یوسفیان ملا باید این کلیت را مدنظر قرار داد که دروغ به هر حال بد و ننگین است حتی اگر به منظور و بهانه تبلیغات انتخاباتی باشد. اگر انحطاط در جامعه فراگیر شود دامن همه را خواهد گرفت، حتی دامن کسانی که مروّج و اشاعه دهنده آن بوده اند.
  • سیدحمید مشتاقی نیا

حرکت روی لبه تیغ

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۰۷ ق.ظ

See the source image


آیت الله شبیری زنجانی از سرمایه انقلاب و در زمره علمای پاک و زیرک و با تقوا به شمار می آید.

اگر چه بعضی افراد مساله دار مدت هاست در بیت ایشان تردد داشته اند اما این عالم فرزانه تاکنون باهوش تر از آن بوده که به آلت دست این افراد تبدیل بشود. ارادت وی به مقام معظم رهبری را نباید نادیده گرفت.

یک مرجع بزرگوار هم البته مصون از خطا نیست. انتشار تصویر دیدار این عزیز با یکی از سران فتنه نمی بایست بدون واکنش باقی می ماند و بهترین گزینه برای واکنش به آن مقام، آیت الله یزدی رییس تشکل جامعه مدرسین بود.

ورود سایر افراد به این کنش و واکنش هیچ ضرورتی ندارد، مگر برای تقابل با جنگ رسانه ای منافقان و فتنه گران که عمری را در هجو ارزش ها گذرانده و حالا داعیه دلسوزی برای اسلام و مرجعیت را سر داده اند.

این تقابل رسانه ای البته نباید منجر به هتک حرمت آیت الله شبیری شده و ایشان را در افکار عموم، عنصر غیر خودی معرفی نماید.

نه آیت الله شبیری، نه آیت الله مکارم، نه آیت الله وحید، نه آیت الله یزدی، نه جامعه مدرسین که خاستگاه علی لاریجانی و گرایش عجیب مجلس امروز است و ... مصون از اشتباه نیستند؛ اما جایگاه مرجعیت و مقام زهد و علم و اخلاق نیز نباید مورد تضعیف قرار بگیرد. البته حفظ حرمت امامزاده به متولی آن بیشتر بستگی دارد.

سرمایه های اسلام را حفظ نموده و از نقد مستند و عالمانه کسی در چارچوب شئون دینی و عرفی ابایی نخواهیم داشت. حرکت در این مسیر، حکم راه رفتن بر لبه تیغ را دارد که به نظر بهتر است این عرصه در محدوده همین صنف باقی بماند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پیراهن عثمان و رسانه های تاریخ ساز

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۲۹ ب.ظ

در مدینه همه می دانستند علی با قتل عثمان مخالف است. او منتقد عثمان بود و اگر تخلف یا اهمالی می دید از امر و نهی خلیفه نسبت به معروف و منکر ابایی نداشت؛ اما با قتل عثمان مخالف بود و در آن چند روز محاصره خانه عثمان، معروف است که فرزندش را فرستاد تا آب و غذایی به محصورین برساند.

این را مردم مدینه می دانستند، آنقدر که علی علیه السلام از مدعیان می خواست هر یک از مردم مدینه را که می شناسند قاضی این دعوا قرار بدهند. (نامه 54 نهج البلاغه)

طلحه و زبیر از نخستین بیعت کنندگان با مولا بودند؛ اما چون سهم بیشتری از بیت المال نصیبشان نشد بر او شوریدند. آنها که نمی توانستند موضوع اصلی دعوا را با مردم در میان بگذارند، به دروغ مدعی شدند که درصدد پس گرفتن تقاص خون عثمان از علی هستند!

معاویه نیز برای صفین بر همین طبل دروغ و اتهام کوبید. نامه های امیرالمومنین به معاویه مملو از تکذیب شایعات و تقابل با جنگ روانی ساکنان کاخ سبز دمشق است.

با این حال اما هم جمل شکل گرفت و هم صفین که مادر نهروان بود و بستر شهادت مولا در محراب مسجد کوفه را فراهم آورد.

یک نفر نپرسید که اگر طلحه و زبیر می دانستند علی در قتل عثمان نقش دارد چرا از او برای تصدی زعامت مسلمین دعوت نموده و دست بیعت دادند؟ چرا معاویه که حالا علم خونخواهی عثمان را برافراشته همان وقت که عثمان برای مهار مخالفان از او یاری خواست به کمک وی نشتافت و قدمی برای نجاتش برنداشت؟

این جنگ روانی تا عاشورای اباعبدالله نیز ادامه داشت و یزیدیان با این ادعا که محرومیت اصحاب و خاندان حسین از دسترسی به آب، تقاص حصر خانه عثمان است! جوّ روانی و مدیریت ذهنی لشکریان کوفه را در قبال رفتار غیرانسانی خود به دست گرفتند.

یک خبر دروغ  و تکرار مستمر آن از طریق رسانه های وقت مثل منبر و نامه و ... آن قدر قدرت داشت که بتواند ولی خدا را هم به غربت و مظلومیت بکشاند و حق را در نزد مسلمین وارونه جلوه دهد.

رسانه را باید جدی گرفت و از آن برای خنثی سازی نقشه دشمن بهره جست. کاش مردم مدینه، حقایق را در ذهن و قلب خویش نگاه نداشته و در انتشار آن تعلل نمی ورزیدند تا فضای روانی جامعه دست بدخواهان و زیاده طلبان اداره نشود.

فعالیت رسانه ای در جبهه حق، یک جهاد واقعی و تاریخ ساز است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

روحانیت یعنی تجلی روح ایثارگری

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۰۹ ق.ظ

روحانیت، تافته جدا بافته نیست. روحانیت برخاسته از متن جامعه و مردمی ترین نهادی است که هویت و کارکرد آن در ارتباط مستقیم با بدنه اجتماع معنا می شود. اسلام دین کامل و جامعی است که زندگی انسان از گهواره تا گور را مدیریت کرده و برای همه شئون فردی و اجتماعی، برنامه ای در خور دارد. حوزه علمیه، متولی اصلی پیاده سازی ابعاد دین و تبیین حقایق شریعت برای هدایت انسان ها و جوامع بشری است.

از این رو اصل حضور روحانیت در صحنه، یک اصل ماهوی در تعریف قشر روحانیت است. رسالت روحانیت چیزی جز ارتقای بینش و اصلاح رویکردهای جامعه در راستای منویات مکتب اسلام نیست و این امر تنها زمانی محقق می شود که حوزه های علمیه بتوانند روحانیانی را پرورش بدهند که در برقراری ارتباط با مردم و حضور در متن جامعه، کوچکترین تعللی نداشته باشند. نقش روحانی برای جامعه به مثابه نقش یک راهنماست که خطرات اجتناب ناپذیر بر سر راه مردم را به آنها گوشزد نموده و مسیر تعالی و کمال و سعادت را از میان بیراهه های فریبنده، معرفی می نماید.  هر فعل و انفعالی در جامعه فقط در صورتی رنگ و بوی دینی به خود می گیرد که در بطن رویدادها، از حضور روحانیت و علمای آشنا به دین بهره مند باشد.

ناگفته پیداست که ایفای نقش رهبری جامعه، نیازمند روح ایثارگری است؛ زیرا بروز دشواری ها و ناملایمات فراوان در این مسیر نباید باعث کناره گیری و انزوای روحانیت بشود. بر این اساس به نظر می رسد نظام تربیتی حوزه های علمیه باید گزاره های ایثار و مجاهدت را در برنامه های آموزشی و پروشی خود به عنوان مؤلفه هایی حیاتی در تحقق اهداف اسلام به منظور اسلامی شدن محیط جامعه در فرآیند حضور روحانیت، مدّنظر قرار بدهد. آفت این نگرش، فرهنگ رفاه طلبی و عافیت جویی است که بی شک، روحانیت را به سمت انزوا از مردم و بی اعتنایی نسبت به انجام رسالت دینی خود سوق خواهد داد.

حوزه علیه باید به دنبال تربیت نیروهایی باشد که هم درک درستی از بعد اجتماعی و عملیاتی دین داشته و هم خود را برای مجاهدت سخت کوشانه در راه تحقق آرمان های دین، آماده ساخته باشند. در این صورت می توان امید داشت که نسل جدید حوزه علمیه، بی توجه به زرق و برق مناصب و جاذبه های دنیوی، اسلامی سازی متن، فضا و رویکرد جامعه را به رغم همه موانع و دشواری های طاقت فرسا، وظیفه دینی خود در تأسی از سیره رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام دانسته و لحظه ای غفلت و آسوده خواهی را در تضاد با رسالت تبلیغی خود بداند.

"حضور روحانیّت - با خصوصیّاتی که روحانیّت شیعه دارد، حالا آن که ما در بین خودمان در تاریخ دیده‌ایم - در مسائل اجتماعی، به طور طبیعی معنا و هویّت خاصّی می دهد به آن مسائل اجتماعی. وقتی که عالم شیعی در حوادث بزرگ اجتماعی حضور دارد، این طبعاً اسلامیّت درش هست، مقابله‌ی با هر دستگاه ظلم و استعمار و استکبار - اعمّ از استعمار خارجی یا استبداد داخلی - درش هست، مردمی بودن قهراً درش هست، امتداد داشتن در متن مردم و در خودِ روحانیّت درش هست. خب شما ملاحظه کنید، همین کاری که مرحوم آقای آقانجفی اصفهانی و اخوی ایشان مرحوم حاج آقا نورالله انجام دادند، این کار از قبل از مشروطه شروع شده - یعنی از زمان تحریم تنباکو - و تا زمان رضاخان ادامه پیدا کرده؛ در حالی که در خلال این مدّت چه حوادث تلخی برای اینها پیش آمده: هم برای خود مرحوم آقانجفی که تبعید شد، مورد تحقیر قرار گرفت، به او اهانت شد، همین طور که شما می گوئید مورد تهمت قرار گرفت و ابهاماتی در مورد ایشان به ذهن ها القاء شد؛ مرحوم حاج آقا نورالله(۱) هم که معلوم است، بعد آمد و مسموم شد و به شهادت رسید. بنابراین نفسِ حضور روحانی - عالم برجسته‌ی دینی - خودش یک موضوعیّتی دارد."
  • سیدحمید مشتاقی نیا

حب الحسین یا حب الایران؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۴ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۴۲ ب.ظ

3q4o_photo_2018-08-24_07-33-56.jpg


خانم هنرپیشه ای وسط ایام مرتبط با اربعین حسینی که شعار حب الحسین یجمعنا فراگیر شده، شعار حب الایران یجمعنا را سر دست گرفته است!

این خانم بزرگوار ظاهراً متوجه نیست که زیان اصلی و رسمی مردم ایران، فارسی است و همه مردم این کشور از همه اقوام زیر یک پرچم و با یک زبان مشترک گرد هم آمده و متحد هستند. از این رو برای طرح شعار ملی باید از زبان فارسی بهره جست.

زبان عرب، زبان بین المللی جهان اسلام است و شعار حب الحسین یجمعنا یک شعار صرفاً ملی نیست و طرح آن مبتنی بر اندیشه وحدت بین همه عاشقان راه و مرام اباعبدالله در سراسر عالم است که راهپیمایی عظیم اربعینف جلوه ای از تحقق آن محسوب می شود.

بنابراین بین این دو شعار از اساس تقابلی وجود نداشته و ایجاد دودستگی در این خصوص ناشی از عدم درک صحیح از فحوای شعار جهانی نهضت حسینی است که قطعاً ایران متحد اسلامی بخشی از مجموعه آن به شمار می آید.

این وسط اما نکته دیگری هم هست که نباید مورد غفلت قرار بگیرد.

کسی که تاریخ جنگهای دو قرن اخیر ایران را خوانده و مقایسه ای بین نبرد پادشاهان قاجار و غیرت شاهان پهلوی در دفاع از تمامیت ارضی ایران با دوران هشت سال جنگ تحمیلی و نابرابر داشته باشد، می داند که ایران بی حسین علیه السلام معنا ندارد.

اگر ابرقدرت ها در آرزوی دیرین خود برای تجزیه ایران عزیز ناکام ماندند به برکت خونهای پاکی بود که به عشق اباعبدالله بر زمین جاری شد و مردانگی و مقاومت را معنا بخشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

گمنامی، صفای دیگری دارد

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۴ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۰۶ ب.ظ

gfox_photo_2018-08-24_06-52-55.jpg


بسیاری از دوستان در اربعین امسال موکب داری کرده و به زوار اباعبدالله علیه السلام خدمت می کنند. 

بعضی از دوستان، گزارش مبسوط فعالیت هایشان را در فضای مجازی منتشر نموده و پی در پی در معرض نگاه همگان قرار می دهند. برای همه این عزیزان آرزوی سلامت و توفیق بیشتر دارم.

این وسط دوستانی هم هستند مثل برادران عزیزم در پایگاه بسیج محله بیدآباد بابل که امسال هم مثل سال های گذشته بی هیچ سر و صدا و هیاهو و آمد و رفت این مسئول و آن مدیر و فلان آقا، موکبی در عراق به راه انداخته و خدماتی را به زائران اباعبدالله ارائه می دهند.

به پاس صفای باطن و اخلاص این بر و بچه های بی ادعای بسیج، عرض ارادات و سلامی ویژه را نثارشان نموده و از خداوند منان آرزو دارم توفیق همنشینی با شهدای گمنام و مادر گمنام شهدا، حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها را در صحرای محشر نصیبشان کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ساخت هلی کوپتر با شِکر!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۳۵ ب.ظ

داستان های ژول ورن را خیلی ها فقط یک افسانه می دانستند؛ اما چیزی نگذشت که بعضی از همین داستان های تخیلی با مرور زمان و پیشرفت علم به واقعیت پیوست.

محمدجعفر بهداد از آزادگان قهرمان بابلی در اردوگاه دوازده تکریت در یکی از خاطرات خواندنی خود -که در سال 87 در ویژه نامه ماهنامه صبح دوکوهه نیز منتشر شد- از قول یکی از افسران ارشد حزب بعث که سختگیری بسیاری بر اسرا اعمال نموده و همواره آنان را از نظر امکانات حداقلی در مضیقه ای شدید نگاه می داشت، نوشت: شما ایرانی ها را اگر به حال خود رها کنیم با همین شکرهایی که برای خوردن چای در اختیارتان قرار می دهیم هلی کوپتر ساخته و از اردوگاه فرار خواهید کرد!

این جمله به ظاهر مضحک، سندی از اعتراف دشمن به میزان توانایی و قدرت جوانان مبتکر و خلّاق ایرانی محسوب می شود. البته مروری بر خاطرات آزادگان سرافراز کشورمان و مجموعه خلاقیت های شگفت آورشان در ایام اسارت موید این اعتراف تاریخی افسر بعثی است.

امروز خبر جالبی را در یکی از خبرگزاری ها خواندم مبنی بر تولید گازوئیل از پیه مرغ! توسط دانشمندان کشورمان در ستاد توسعه فن آوری نانو که برایم غرورآفرین بود و یادآور خاطره ای که برادر آزاده مان نقل کرد.

توانایی های خودمان را باور کنیم و افق نگاهمان را برای فتح قله های افتخار در تمام عرصه های مادی و معنوی بالا ببریم. باور کنیم که: ما می توانیم.

خبر کامل این موفقیت چشمگیر دانشمندان گمنام کشورمان را بخوانید:

http://www.598.ir/fa/news/448156/%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D8%B2%D9%88%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1


  • سیدحمید مشتاقی نیا

خداحافظ بهشت!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۵۷ ق.ظ

iwg4_200201_875.jpg


دو روز است این عکس را دیده ام و چند باری است که به آن خیره می شوم.

اصلاً نمی خواهم درباره فاصله طبقاتی حرف بزنم و این که چرا بعضی ها دارند و بعضی ها ندارند.

شاید هیچ گاه نشود فاصله طبقاتی را از بین برد و بالاخره یک عده بابت موقعیت های خاص زندگی و موفقیت های اجتماعی درآمد بیشتری از سایرین خواهند داشت؛ نوش جانشان.

این وسط اما به اقتضای مشغله طلبگی گاه سنگ صبور دلهای دردمندی قرار می گیرم که صاحبانش جز همین دل شفاف و آه فراوان در بساط، اندوخته ای ندارند. واقعیت آن است که خیلی ها در مخارج اولیه زندگی خودشان مانده اند و آن قدر هم نجابت دارند که دستشان را به راحتی جلوی این و آن دراز نکنند. قلم و تریبونی هم ندارند که صدایشان جایی شنیده شود.

آن طور که بعضی هزینه های غیرضروری را از کیسه مال البیت می بینم،دردها را می شنوم و نهج البلاغه را می خوانم بعید می دانم بعضی از آقایان قم و تهران و ... بویی از بهشت هم به مشامشان برسد.


  • سیدحمید مشتاقی نیا