اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۲۵ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

نترسید که بگویند کهنه پرست شده اید!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۵۷ ق.ظ


نظر امام خمینی (ره) درباره موسیقی

 غافل کردن از مقدرات 
امام خمینی (ره) در مورد موسیقی می فرمایند : از جمله چیزهایی که مغزهای باز جوان ها را مخدر و تخدیر می کند موسیقی است.موسیقی اسباب این می شود که مغز انسان وقتی چند وقت به موسیقی گوش کرد تبدیل می شود به یک مغز غیر آن کسی که جدی باشد انسان را از جدیت بیرون می کند و متوجه جهات دیگر می کند .تمام این وسایلی که در هر مملکتی رواج دارد همه برای این است که ملت خود را از مقدرات خودشان غافل کنند.

 بیرون آوردن از جدیت 
امام خمینی (ره)در مورد موسیقی می فرمایند : موسیقی از اموری است که البته هر کسی بر حسب طبع خوشش می آید لکن از اموری است که انسان را از جدیت بیرون می برد و به یک مطلب هزل می کشد . دیگر یک جوان که عادت کرده روزی چند ساعت با موسیقی سروکار داشته باشد و اکثر اوقاتش را صرف بکند و پای موسیقی بنشیند و اینها از مسائل زندگی و از مسائل جدی به طور کلی غافل می شود عادت می کند همانطور که به مواد مخدر عادت می کند دیگر نمی تواند یک انسان جدی باشد که بتواند در مسائل سیاسی فکر کند فکر انسان را موسیقی طوری بار می آورد که دیگر انسان نتواند در غیر همان محیط مربوط به شهوت و موسیقی فکر بکند.

 در مورد تلویزیون 
امام خمینی (ره) در مورد موسیقی می فرمایند : نباید دستگاه تلویزیون طوری باشد که 10 ساعت موسیقی بخواند و جوان هایی که نیرومند هستند از نیرومندی آنها کاسته شود و به یک حال خمار و خلسه آور تبدیل شوند مثل همان تریاک موسیقی با تریاک فرقی ندارد.

 حذف موسیقی
 امام خمینی (ره) در مورد موسیقی می فرمایند : اگر بخواهید مملکتتان یک مملکت صحیح باشد موسیقی را حذف کنید نترسید که از اینکه به شما بگویند کهنه پرست شده اید.باشد ما کهنه پرستیم همه این کلمات نقشه است برای اینکه شما را از کار جدی عقب بیندازند .این که می گویند اگر چنانچه موسیقی در رادیو نباشد آنها می روند از جای دیگر موسیقی می گیرند بگذارید از جای دیگر بگیرند.شما عجالتا آلوده مباشید آنها کم کم برمی گردند به اینجا . این عذر نیست که اگر موسیقی نباشد در رادیو آنها می روند از جای دیگر موسیقی می گیرند حالا اگر از جای دیگر می گیرند آیا ما باید به آنها موسیقی بدهیم!ما باید خیانت کنیم!موسیقی خیانت است به یک مملکت و خیانت است به جوانهای ما این موسیقی را حذفش کنید آن را به طور کلی عوض کنید و یک چیز دیگری بگذارید که آموزنده باشد .کم کم مردم و جوانها را عادت به امور زندگی بدهید از آن عادت خبیثی که داشتند برگردانید . آنهایی را که می بینید می گویند اگر تلویزیون موسیقی پخش نکند می رویم سراغ موسیقی برای این است که اینها عادت کرده اند.    صحیفه نور جلد 8 صفحه 197 تا صفحه 
  • سیدحمید مشتاقی نیا

راز تأثیرگذاری روح الله

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۲۵ ق.ظ


یک علت اینکه امام بزرگوار ما یک کلمه‌اش در این فضای عظیم عمومی کشور، در شدت و محنت، در همه‌ی حالات اثر شگفت‌آوری میگذاشت، معنویت او بود، صفای باطن او بود، ارتباط و اتصال او به خدا بود، اشکهای نیمه شب او بود. فرزند امام - مرحوم حاج سید احمد - همان وقت در زمان حیات امام به من گفت: نیمه شب که امام بلند میشود، از بس گریه میکند، این دستمالهای معمولی برای پاک کردن اشکش کفاف نمیدهد؛ مجبور است اشک چشمش را با حوله پاک کند؛ اینقدر اشک میریزد. آن مرد پولادین، آن مردی که حوادث و لطماتی به سمت او سرازیر میشد که یک ملت را تکان میداد و او را تکان نمیداد، آن مردی که عظمت و هیمنه‌ی قدرتهای جهانی در نظر او هیچ و پوچ بود، آن مرد در مقابل عظمت الهی، در حال دعا و استغاثه، آنجور اشک میریخت. اینها خیلی قیمت دارد. این فرصتها را قدر بدانید.

3/8/89 مقام معظم رهبری

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تصاویری ناب از اجتماع "اجازه نمی دهیم" در بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۴، ۰۸:۳۸ ق.ظ

برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید.

تهیه و ارسال تصاویر از برادر علی عالمی:


  • سیدحمید مشتاقی نیا

بانک؟ ... قانون؟! ... بانک و قانون؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۵۱ ب.ظ


من به جماعت بانکی بدبینم. البته قطعاً منظور من به مسئولان تصمیم ساز و مقامات ارشد این نهاد پولی است.

دلایلم برای این بدبینی بسیار است. یکی اش همین قضیه ممنوعیت پرداخت سود 22 درصد به سرمایه گذاری بلند مدت است. به رغم منع بانک مرکزی و ادعای برخورد با بانک هایی که از این پس اقدام به عقد قرارداد برای پرداخت سود22 درصدی به مشتریان خود کنند؛ همین الان برخی بانک ها مشغول بستن چنین قراردادهایی هستند. از مسئول یکی از شعب، علت این موضوع را سوال کردم. پاسخش برایم عجیب بود. گفت ما این قانون را فقط در رسانه خواندیم و هنوز هیچ ابلاغی در این باره به طور رسمی به دست ما نرسیده است!

لابد می دانید هنوز هم بر اساس قانون، بانکها از متقاضیان وام های کمتر از ده میلیون تومان تنها باید یک ضامن طلب کنند؛ اما شما خودتان بهتر می دانید که تعهد به این قانون تقریباً در حد صفر بوده است.

شما دیده اید که مردم عادی برای دریافت وامی یک میلیون تومانی با چه قواعد دست و پا گیری مواجه هستند که گاه باعث می شود از خیر دریافت آن بگذرند؛ اما افرادی حتی بدون داشتن ضامن موفق به دریافت وام های چند هزار میلیاردی می شوند.

خوب، این روزها در خبرها خوانده اید که بانک مرکزی از مردم؛ دقت بفرمایید؛ از مردم خواسته است تا برای سرمایه گذاری سراغ مؤسسات مالی فاقد مجوز و غیرقانونی نروند؟! با این بدبینی که نسبت به مدیریت بانکی وجود دارد به نظر شما می شود گفت بانک مرکزی در برخورد با نهادهای مالی فاقد مجوز، صداقت دارد؟!

چطور اتحادیه های صنفی به راحتی برای پایین کشیده کرکره فروشندگانی که از اتحادیه ذی ربط مجوز فعالیت نداشته باشند اقدام می کنند؛ اما بانک مرکزی یک کشور نمی تواند نهادهای مالی نامعتبر و غیرقانونی را که با زندگی مردم و اقتصاد جامعه، ارتباط مستقیم دارند کنترل کرده و یا دست کم متخلفین را به نهاد قضایی معرفی کند؟!

من همچنان به جماعت بانکی بدبینم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دیدار اختصاصی هیئتی از بابل با آیت الله جوادی آملی

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۵۲ ب.ظ

آیت الله جوادی آملی


شنبه آتی، یعنی شانزدهم خرداد 94، مسئول و اعضای شورای مرکزی هیئت ولایتمدار محبان المعصومین علیهم السلام شهرستان بابل با حضرت آیت الله جوادی آملی در قم دیداری اختصاصی خواهند داشت.

هیئت محبان المعصومین علیهم السلام شهرستان بابل از جمله فعال ترین محافل مذهبی استان مازندران است که متشکل از اجتماع جوانان انقلابی بوده و همواره کوشیده است تا بر اساس منویات مقام معظم رهبری، با بصیرتی عمارگونه در خط مقدم دفاع از ارزش های اسلام و انقلاب اسلامی، حضوری تأثیرگذار داشته باشد.

هیئت محبان المعصومین شهرستان بابل در مقبره علامه سعیدالعلماء مستقر بوده و با برگزاری جلسات هفتگی و مناسبتی و نیز برنامه هایی در سطوح ملی تلاش دارد تا با معرفی شخصیت علمی این فقیه وارسته و همطراز آیت الله شیخ انصاری، در جهت پیوند بیش از پیش جامعه با آموزه ها و مبانی برخواسته از مکتب وحی، گام هایی بلند بردارد. دیدار اختصاصی با مرجع و مفسر بزرگ قرآن، حضرت آیت الله جوادی آملی و بهره گیری از رهنمون های این عالم برجسته معاصر نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.

ضمن آرزوی موفقیت برای زحمت کشان و فعالان گمنام و بی ادعای این هیئت مکتبی، بی صبرانه منتظر انتشار جزییات رهنمون ها و فرمایشات راهگشای آیت الله جوادی آملی با جوانان غیور و انقلابی این هیئت خواهیم بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) پیرامون «اهداف حکومت اسلامی»

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۰۳ ق.ظ
دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) پیرامون «اهداف حکومت اسلامی»
احیای ارزش‌های اخلاقی
روزنامه ایران، یک شنبه 10/3/1394 صفحه اندیشه (17)


  دکتر سید سجاد ایزدهی
مدرس خارج فقه حوزه علمیه قم

شناخت «حکومت اسلامی» و تمایز آن با سایر نظام‌های سیاسی، همواره از موضوعات مورد بحث اندیشمندان علوم‌سیاسی و تحلیلگران علوم‌اجتماعی بوده‌ است. گرچه با وجود برخورداری همه حکومت‌ها از ویژگی‌های مشابه می‌توان به تمایز بسیاری میان حکومت‌اسلامی و نظام‌های غیردینی اشاره کرد، ولی تمایز این دو، در «غایات» و «اهدافی» که برای حکومت در نظر می‌گیرند، بسیار برجسته‌تر می‌شود.
حکومت‌های سکولار در عصر حاضر بویژه نظام‌های لیبرال-دموکراسی، اهداف حکومت و به تبع کارکردهای آن را به اموری چون رفع نیازهای مادّی شهروندان و تأمین رفاه آنان محدود می‌کنند. و اصولاً وظیفه حکومت‌ها را در محدوده نظم عمومی، رفع نزاع‌های احتمالی، تضمین آزادی‌های سیاسی، تأمین رفاه مطلوب مادی و ایجاد بستری برای برخورداری مساوی همگان از امکانات جامعه، معنا می‌کنند. در این نظام‌های سیاسی، چون حاکمان، منتخب و برگزیده مردم برشمرده می‌شوند و مشروعیت حکومت در گرو رأی و نظر مردم است، لذا حاکمان تنها وکیل مردم محسوب شده و اهداف حکومت نیز، تنها در محدوده خواست و اراده مردم محدود می‌شود.
از سوی دیگر، حکومت‌های دینی که ارزش حکومت را نه در ذات آن، بلکه در گرو کارکردها و تحقق اهداف دین و ارزش‌های فرامادی در جامعه از سوی حکومت، می‌دانند از این رو، با رد نظریه «دولت حداقلی»، علاوه بر غایات نظام‌های سکولار در رفع نیازمندی‌های مادی شهروندان، حجم وسیعی از غایات مرتبط با اموری چون خیر، سعادت، اخلاق و معنویت شهروندان جامعه را که در نظام‌های غیردینی، از قلمرو اهداف و وظایف دولت خارج، و به حریم خصوصی افراد مرتبط دانسته می‌شود، بر عهده می‌گیرند.
ارزش حکومت در گرو تحقق اهداف دین
جدا از فهم اهداف نظام‌های سیاسی و تمایز آن با نظام سیاسی اسلام، آنچه باید مدنظر قرار گیرد، این است که تشکیل حکومت در نظام اسلامی، از ارزش ذاتی برخوردار نیست بلکه ارزش آن در گرو تلاش در ایجاد اهدافی است که در روایات اسلامی مورد توصیه قرار گرفته‌است.
حضرت امام خمینی(ره) درکتاب «ولایت فقیه»، ضمن اینکه حکومت را، نه غایتی مطلوب، بلکه وسیله‌ای به جهت تحقق هدف‌های عالی دانسته‌، فصلی مجزا را به اهداف و غایات حکومت اسلامی اختصاص می‌دهد و در آن، به سیره ثابته اولیای الهی و به طور خاص، به عبارات امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه اشاره می‌کند.بر اساس دیدگاه حضرت امام خمینی(ره)، درحالی که حکومت‌های کفر از حاکمیت، نفود سیاسی و جعل قوانینِ خاص، به جهت کامروایی خود سوء‌استفاده می‌کردند، هدف از حکومت اسلامی در لسان امیرالمؤمنین(ع) احقاقِ حق و از ‌بین ‌بردن باطل برشمرده شده و بر این اساس، ائمه اطهار(ع) و فقیهان را در راستای برقراری احکام الهی، برقراری نظام عادلانه و خدمت به مردم به تشکیل دولت موظف کرده‌است. و موضوع ولایت فقیه، مأموریت و انجام این وظایف است.
پس، نفس حاکم شدن و فرمانروایی وسیله‌ای بیش نیست. و برای مردان خدا اگر این وسیله به کار خیر و تحقق هدف‌های عالی نیاید، هیچ ارزش ندارد.... نخست وزیر شوروی یا انگلیس و رئیس‌جمهوری امریکا حکومت و نفوذ سیاسی دارند؛ و این حکومت و نفوذ و اقتدار سیاسی را وسیله کامروایی خود از طریق اجرای قوانین و سیاست‌های ضدانسانی می‌کنند. ائمه و فقه‌های عادل موظف‌اند که از نظام و تشکیلات حکومتی برای اجرای احکام الهی و برقراری نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده کنند.(امام خمینی، ولایت فقیه، ص 55)
حضرت امام خمینی(ره) پس از توصیف حکومت به مثابه وسیله‌ای جهت وصول به غایات عالیه اسلام، برخی از این اهداف و غایات را برشمرده و در ادامه، با عنایت به روایت و سیره حضرت علی(ع)، غرض از تشکیل حکومت دینی را نه تلاش برای به‌دست گرفتن قدرت سیاسی یا اندوختن اموال دنیا، بلکه اجرای اصول دین اسلام، اصلاح امور کشور، امنیت اجتماعی، اجرای حدود الهی و نجات مظلومین از دست ستمکاران، فرض نموده‌است.(امام خمینی، ولایت فقیه، ص 56)
برخی از اهداف و غایات نظام اسلامی مطابق دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) را در ذیل اشاره می‌کنیم:
الف)‌ تحقق عدالت اجتماعی
از جمله اهداف و غایاتی که در آموزه‌های دینی برای نظام سیاسی اسلام برشمرده شده، تأمین عدالت و تحقق عدالت اجتماعی در همه اجزا و ارکان جامعه است و حضرت امام خمینی(ره) در وصیتنامه سیاسی-عبادی‌شان آن را از بزرگ‌ترین واجبات و والاترین عبادات برشمرده‌اند: «حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی... از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است.»(صحیفه امام خمینی، جلد ۲۱، صفحه407)  
گرچه تأمین عدالت در تمامی ارکان جامعه را باید از مهمترین وظایف پیامبران و فرستادگان الهی به‌شمار آورد، ولی با عنایت به اینکه تضمین تحقق امور اجتماع در قالب عدالت اجتماعی، امری است که تنها به واسطه تأسیس نظامی مبتنی بر عدالت، اقامه کامل قوانین اسلام و اجرای آن در جامعه محقق خواهد شد، لذا تحقق این امر را باید در سایه تشکیل حکومت دینی دانسته و تحقق آن را از وظایف و کارکردهای حکومت دینی برشمرد:  «در حقیقت، مهمترین وظیفه انبیاء(ع) برقرار کردن یک نظام عادلانه اجتماعی از طریق اجرای قوانین و احکام است... هدف بعثت‌ها، به طور کلی، این است که مردمان بر اساس روابط اجتماعی عادلانه نظم و ترتیب پیدا کرده، قد آدمیت راست گردانند. و این با تشکیل حکومت و اجرای احکام امکانپذیر است.» (امام خمینی، ولایت فقیه، ص 70)
تأمین عدالت اجتماعی به عنوان غایت حکومت اسلامی فقط مسلمانان و مصحلت آنان را مدنظر قرار نمی‌دهد، بلکه همه ساکنان کشور اسلامی (ولو صاحبان ادیان دیگر) را نیز شامل می‌شود. بر این اساس، همه افرادی که در کشور تحت حکومت اسلامی زندگی می‌کنند باید مشمول بهره‌مندی از عدالت اجتماعی شده و از فواید آن بهره‌مند باشند. این رویکرد، بر سیره حکومتی حضرت علی(ع) مبتنی است که در کلام حضرت امام خمینی(ره) این‌گونه جلوه‌گر شده‌ است:  «ما عدالت اسلامی را می‌خواهیم در این مملکت برقرار کنیم. اسلامی که راضی نمی‌شود حتی به یک زن یهودی که در پناه اسلام است تعدی بشود. اسلامی که حضرت امیر(سلام الله علیه) می‌فرماید برای ما چنانچه بمیریم ملامتی نیست، که لشکر مخالف آمده‌است و فلان زن یهودیه‌ای که معاهد بوده‌است خلخال را از پایش درآورده است(ر.ک. نهج‌البلاغه؛ خطبه 27) ما یک همچو اسلامی که عدالت باشد در آن، اسلامی که در آن ظلم هیچ نباشد، اسلامی که آن شخص اولش با آن فرد آخر همه در سواء در مقابل قانون باشند (می‌خواهیم).» (صحیفه امام، ج 9، ص425-424)
ب) توسعه معنویات
از جمله غایاتی که در آموزه‌های دینی، برای حکومت اسلامی برشمرده شده‌است تلاش در راستای توسعه دین و معنویت در جامعه است. زیرا غایات برشمرده شده در ادلّه دینی (مشتمل بر آیات و روایات)، گستره‌ای وسیع از امور معنوی را دربر می‌گیرد و کارویژه‌های متمایزی نیز متناسب با این اهداف و غایات، برای حکومت دینی برشمرده شده‌است. بر این اساس، حکومت اسلامی باید احیای ارزش‌های اخلاقی و تزکیه نفوس را سرلوحه کارکردهای خویش بداند. چنانکه پیامبراکرم(ص)، هدف بعثت خویش را کامل کردن فضائل اخلاقی در جامعه اعلام داشته و عملاً در این مسیر گام برداشته‌است.
از این رو، نظام سیاسی اسلام، در الگوی‌گیری از رسالت نبوی‌(ص) و تأمین غایات آن، موظف است ارتقای جهت‏گیری اخلاقی و ارزشی جامعه را مورد عنایت قرار داده و هماهنگی و انطباق مقررات فردی و اجتماعی با احکام الهی و رشد عقلانیت بشر را مد نظر قرار دهد.
«إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ‏ مَکارِمَ‏ الْأَخْلَاق‏»؛  (نهج‌الفصاحه،ص 345)
همانا به رسالت برانگیخته شدم تا فضایل اخلاقی را به کمال‏ برسانم.
بر اساس موازین دینی و روایات اهل بیت(ع)، گرچه اصل ضرورت حکومت به غرض تحصیل اموری چون تأمین نظم فراگیر، امنیت اجتماعی، رفاه عمومی، احقاق حق، مقابله با دشمنان و... مورد انکار نیست، لکن دین اسلام، به این مقدار از کارویژه‌ها (به عنوان حداقل‌هایی است که حکومت‌ها باید در جامعه به اجرا درآورند) اکتفا نکرده بلکه نصوص دینی، کارویژه‌های مختلفی را برای حکومت برشمرده‌است که شناخت آن، حکم به تمایز حکومت دینی نسبت به حکومت‌های سکولار می‌دهد که از آن میان می‌توان به بازگرداندن نشانه‌های از بین رفته دین در جامعه و اجرای حدود به جهت تحقق شریعت در جامعه اشاره کرد.
«خدایا تو آگاهی آنچه از ما صادر شده نه برای میل و رغبت در سلطنت و خلافت بوده و نه برای به‌دست آوردن چیزی از متاع دنیا، بلکه برای این بود که آثار دین تورا باز گردانیم و در شهرهای تو اصلاح و آسایش را برقرار نماییم تا بندگان ستم‌کشیده‌ات در امن و آسودگی بوده و احکام تو که ضایع مانده جاری گردد.» (نهج‌البلاغه، خطبه 131)
با عنایت به این قضیه است که حضرت امام خمینی(ره)، مقوله حکومت را که در جهان معاصر بلکه در طول تاریخ تنها به اداره ابعاد مادی مردم پرداخته و تدبیر شئون زندگی مادی را مورد اهتمام خود قرار داده‌است به حوزه وسیع‌تری وارد کرده و غرض و غایت آن را به اقامه عدل، معرفت خداوند و اسلام و تلاش در رساندن انسان‌ها به کمال و سعادت معرفی کرده‌‌ است: تمام چیزهایی که انبیا از صدر خلقت تا حالا داشتند و اولیای اسلام تا آخر دارند، معنویات اسلام است، عرفان اسلام است، معرفت اسلام است، در رأس همه امور این معنویات واقع است. تشکیل حکومت برای همین است، البته اقامه عدل است، لکن غایت نهایی معرفی خداست و عرفان اسلام. (صحیفه امام، ج 20، ص298)
ج) اجرای احکام شریعت
در حکومت اسلامی که تفاوت و تمایز آن، در عمل به آموزه‌های وحیانی و تعالیم اسلامی است، غرض از حکومت، عمل به این آموزه‌ها بلکه تحقق آن در عرصه اجتماع و جامعه کلان است. از این رو، باید تحقق آموزه‌های اسلامی و شریعت را از محوری‌ترین اهداف حکومت دانست و طبیعتاً مبارزه با حاکمان طاغوت نیز باید از باب مقدمه‌ای جهت نیل به تشکیل حکومت اسلامی مورد عنایت قرار گیرد: «ملت ایران و ما، مقصدمان این نیست و نبود که فقط محمدرضا برود؛ دست اجانب کوتاه بشود؛ اینها همه مقدمه بود؛ مقصد، اسلام است. ما می‌خواهیم که اسلام حکومت کند در این مملکت؛ احکام اسلام در این مملکت جریان پیدا بکند.»(همان، ج8، ص41)
تحقق اسلام و آموزه‌های شریعت در کشور اسلامی گرچه از اهداف نظام اسلامی محسوب می‌شود، ولی باید آن را هدفی میان مدت ارزیابی کرد و در راستای هدفی بزرگتر یعنی دعوت جهانیان به دین حق و انتشار توحید در همه نقاط عالم به حساب آورد. بدیهی است تحقق این آرمان، جز به تشکیل حکومتی مبتنی بر اسلام و آموزه‌های قرآنی در کشور اسلامی به مثابه «أمّ القری» میسّر نخواهد شد. و صدور انقلاب اسلامی به دیگر کشورها را نیز باید در این راستا ارزیابی کرد: «مع ذلک این نهضت چون یک نهضت الهی بود،...مسأله اساسی ما این نبود که رژیم سلطنتی برود و... مقصد اصلی این بود که توحید را در عالم منتشر کنند؛ دین حق را در عالم منتشر کنند … مقصد این بود که دین اسلام را منتشر کنند؛ و حکومت، حکومت قرآن باشد؛ حکومت اسلام باشد.» (همان، ج8، ص 41-40)
بدیهی است موارد برشمرده شده برای اهداف نظام اسلامی، بخشی از مجموعه مؤلفه‌هایی است که در این راستا می‌توان از آنها یاد کرد و از آن جمله می‌توان به دفاع در مقابل دشمنان و متجاوزین به نوامیس مسلمانان و کشور اسلامی و رفع اختلافات در داخل نظام اسلامی، اشاره کرد که در منطق و کلام حضرت امام خمینی(ره) قابل ردیابی بوده و به عنوان یکی از اهداف نزدیک تشکیل حکومت و نهادهای اجرایی به شمار می‌رود:‌
عقل هم به ما حکم می‌کند که تشکیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند بتوانیم جلوگیری کنیم، اگر به نوامیس مسلمین تهاجم کردند، دفاع کنیم. شرع مقدس هم دستور داده که باید همیشه در برابر اشخاصی که می‌خواهند به شما تجاوز کنند برای دفاع آماده باشید. برای جلوگیری از تعدیات افراد نسبت به یکدیگر هم حکومت و دستگاه قضایی و اجرایی لازم است.(امام خمینی، ولایت فقیه، ص50)

http://iran-newspaper.com/newspaper/page/5942/17/66399/0 
  • سیدحمید مشتاقی نیا

این اتاق یک آیت الله است

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۳۳ ق.ظ


دوستانی که مرا از نزدیک می شناسند می دانند که وجه انتقادی در رفتار و نگاه من بسیار بیشتر از بعد تحسین و تمجید است. شاید این خصلت را یک ایراد بدانید؛ قضاوت با خودتان.

چند روز پیش برای کاری به منزل آیت الله توکل رفته بودم. آیت الله توکل را لااقل مازندرانی ها و قمی ها و اصفهانی ها به خوبی می شناسند. ایشان استاد برجسته دروس خارج فقه حوزه علمیه قم است، اما شهرت این بزرگوار بیشتر مربوط به کلاس های اخلاق و منبرهای اخلاقی ایشان در نقاط مختلف کشور به خصوص سه استان نامبرده است. بگذریم.

منزل آیت الله توکل، خانه ای کوچک و قدیمی است که شنیده بودم هربار گوشه ای از آن خسارتی را روی دست ایشان به جا می گذارد. آیت الله توکل، اتاق کوچکی را در منزل به امور شخصی خود اختصاص داده است. این عکس را از همان اتاق گرفته ام. درست پشت جایگاهی که ایشان می نشیند و به مطالعه و امور شخصی و مردمی می پردازد، دیوار به این وضعی است که می بینید.

من می دانم آیت الله توکل از هیچ فرصتی برای رسیدگی به وضعیت نیازمندان به خصوص طلابی که دچار مشکلات معیشتی هستند فروگذار نمی کند؛ اما این را نمی دانم که چند نفر از همان افراد در اتاقی با این سر و شکل زندگی می کنند.

این مطلب را نه برای تحسین و تمجید از ایشان که برای دل خودم منتشر می کنم تا یادم نرود، والبته یادمان نرود، امام فرمود:

"مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست، و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

روند موجود در اکثر هیئتها احیای امور اهل بیت (ع)نیست.!!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۰۳ ق.ظ


نماینده مقام معظم رهبری در شهرستان بابل :

ما هیئتی آموزش محور، معارف محور و تربیت گرا میخواهیم !!

 به گزارش روابط عمومی هیئت حضرت علی اصغر (ع)ویژه نوجوانان بسیج مسجد کاظمبیک در آستانه میلاد با سعادت حضرت علی (ع)جمعی از دست اندر کاران هیئت با امام جمعه و نماینده مقام معظم رهبری در شهرستان بابل حضرت حجت الاسلام والمسلمین روحانی ملاقات و دیدار داشتند ، در این دیدار ضمن بیان تاریخچه تاسیس هیئت که با یاد و خاطره حضرت آیت اله روحانی نماینده فقید ولی فقیه در استان آمیختهمی باشد نسبت به تشریح فلسفه وجودی ، بیانیه ماموریت ، چشم انداز ، خط مشی ، اصول اخلاقی هیئت ، ارزشهای حاکم  بر هیئت ، استراتژیها و برنامه های اجرایی آن اقدام و چند طرح اجرایی به عنوان نمونه که در مراسمهای هیئت اجرا و نتیجه گیری شده بود ارائه گردید در ادامه این کارشناس فرهنگی ضمن تفقد و خوش آمد گویی و تشکر از دوستان نکته ها ی بسیار مهمی در ارتباط با هیئتها بیان فرمودند که خلاصه ای از آن برای استفاده دوستان خصوصا دست اندر کاران هیئتها ارائه می گردد :

........ با سلام خدمت دوستان خیلی مشرف فرمودید تشریف آوردید استفاده کردم از توضیحات شما ، خیلی از دوستان دلسوز هستند اما وارد کار عملی و عملیاتی نمی شوند خیلی ها خودشان خوب هستند  و سعی میکنند که خودشان را خوب نگه دارند اما برای خوب شدن دیگران کاری نمیکنند این بسیار مهم است تلاش برای خوب کردن دیگران !!! ، واقعا قدم ویژه ای دارید بر میدارید تشکر میکنم من را مطلع کردید؛ خیلی از هیئتها تربیت محور نیستند ؛ احساس محور هستند حتی معارف محور هم نیستند؛ یادمان هست که در گذشته کسانی که پای منبرها مینشستند  با این که خیلی هایشان سواد هم نداشتند تاریخ بلد بودند مسئله بلد بودند آیات و روایات را بلد بودند در حال حاضر چقدر این مستمعین اثر پذیرند و یاد میگیرند ؟! چقدر برای تربیت اینها اقدام میشود ؟! به نظرم زحمت میشود اما نتیجه گیری نمی شود ! زحمتها هدر میرود  ! برای این ما نگران هستیم!!فقط کارهای عادی و معمولی در هیئتها انجام میشود  ، فکر تربیت مستمع کمرنگ است  این فعالیتها که اکنون در هیئتها انجام میشود اثرش در مخاطب ما چقدر است ؟آموزش در هیئتها یک اصل است جهت گیر یآموزش هم باید بر اثر گذاری تربیتی باشد این خیلی مهم است شاید چند هیئت را بشناسیم که در این مسیر باشند بالاخره ما بااکثر هیئتها رفت و آمد داریم و از شرایط شان مطلع هستیم این یک موضوع.

مقطع سنی خوبی را انتخاب کردید ؛ مخاطب ، مخاطب خوبی است مثل یک موم تاثیر پذیر است هر چه در آن بریزید جذب میشود و تا مدت زمانی که با شماست میتوان آن را برای آینده آماده کرد در دو جهت مثبت و منفی این نکته خیلی ظریفی است .

عنوان خوبی هم انتخاب کرده اید  هیئت، عنوان بسیار خوب و جذابی است منتها همان طور که گفتم فقط کار در حد احساسات نماند کار باید باعث ارتقا و تکامل مخاطب شود ، در سایه علم و آموزش ، معارف اهل بیت(ع)احصا میشود ؛ باز تاکید می کنم این روند موجود در اکثر هیئتها احیای امور اهل بیت (ع)نیست.!! بر روی آموزش تاکید میکنم ، کارهای عملی رانیز بیشتر کنید؛ مثل اردوها  گاهی یک حدیث در اردو اثرش بیشتر از ساعتها درس اخلاق است این را ما بارها تجربه کرده ایم حالا سرش چیست خدا میداند.آیت الله حائری چند وقت پیش به من گفته اند که شما دو نعمت دارید یکی دریا و یکی جنگل حواستان به اینها باشد شما دقت کنید نکته سنجی ایشان را . حتما به جدیت آن طرحی را مطرح کردیددرارتباط با طبیعت بنام هیئت حضرت علی اصغر(ع)اجرا کنید ؛ حتی آنرا در بوق و کرنا کنید ، ما باید جلوی مفسده را بگیریم ؛ ما باید عمل گرایی را در کارهایمان دنبال کنیم ؛ خدا رحمت کند حاج حسن آقای مویدی را که جز تیم شما بود او یک طلبه عمل گرا بود منتظر نمی ماند که کسی به او بگوید یا از او چیزی بخواهد خودش پیش قدم بود ، ما طلبه عمل گرا مثل ایشان را باید بیشتر داشته باشیم ؛ شما باید کاری کنید که استعدادها شناسایی و به فعلیت در آیند به هیئت و به دین وفادار شوند شما باید در طول 5سال یا 10 سال که این بچه ها با شما هستند بتوانید این کار را انجام دهید من خیلی از چیزهایی که الان دارم مربوط میشود به حضورم در همین جلسات . طبق بررسی به عمل آمده در کشور هاییکه  بودایی گری وجوددارد اینها بچه هارا حداقل 5 سال تا 10 سال در معابد نکه میدارند بعد آنها را خارج میکنند این نشان میدهد که هر کاری که آنها در آینده از اینها انتظار دارند در همین 5سال یا 10سال بذرش را پی ریزی میکنند .

با توجه به افراد  ، نکته گویی ،  حدیث گویی، حلقه درست کردن در شیوه اجرا چون پیامبر در مساجد بصورت گروه گروه و حلقه ای عمل مینمود ، مجریانی که بیان گرم دارند استفاده کنید الان به استناد رسمی صدا و سیما 70 در صد خانواده ها ماهواره دارند باید برای این موضوع فکری کرد چه آسیبهایی که ما از این موضوع داریم میخوریم این جوانها این دختر ها این پسرها تقصیری ندارند بیشتر اینها به خاطر پدر ها و مادر هایشان وارد آتش میشوند باید کاری کرد؛ این وظیفه هیئتهاست .

باید روی خانواده های مذهبی هم کار کرد اینها هم د ر اولویت هستند ما در قضیه حجاب این را تجربه کردیم هر وقت خواستیم برای خانواده های مذهبی از فلسفه حجاب صحبت کنیم گفتند که اینها همه در خط اند اینهانیازی ندارند نتیجه اش این شد که مادر دارای حجاب هست اما دختربعضا می بینیم حجاب ندارد ؛ برای خانواده های مذهبی هم باید کار کرد،ما اینها را به برخی مسئولین هیئتها گوشزدکرده ایم اما به خرج شان نمیرود و گوش نمی دهند همش دارند با عواطف مخاطبشان بازی میکنند عاطفه با عاطفه دیگری رنگ میبازد .الحمدلله شما در این مسیری که ترسیم شد در حال گام برداشتن هستید جا دارد که دیگران با شما ارتباط و همفکری نمایند آن طرح را که توضیح دادید به جدیت پیگیری کنید موفق و موید در پناه خدا باشید. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نه به ذلت!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۱۲ ق.ظ


خبرهایی که از قم و مازندران دارم حکایت از شکل گیری تجمعات و حرکت هایی وسیع برای مخالفت با دیپلماسی ذلت دارد. بچه های بسیج دانشجویی تهران سادگی کردند و هفته پیش به راحتی از سوی مدیران با تجربه و پا به سن گذاشته دولت، دور خوردند و حرکت انقلابی شان ناکام ماند. این تجربه در استان های دیگر، تکرار نخواهد شد.

در مازندارن قرار است بچه های بسیجی شهرهای ساری و قائمشهر و بابل از شهرهای خود پیاده روی نموده و به همراه بسیجیان آمل در این شهر تجمع نمایند. قصد این جمع، هم حمایت از مردم یمن و هم نفی دیپلماسی ذلت است.

در قم نیز به زودی اجتماع عظیم فضلای حوزه در مدرسه فیضیه برگزار می شود. نکته جالب توجه این که حمایت برخی از علمای حوزه از این حرکت انقلابی در مخالفت با مذاکره در سایه تهدید، بسیار مشهود و البته تاریخی خواهد بود.

به هر حال پرواضح است که دولت با توجه به گره زدن مشکلات داخلی با مذاکرت هسته ای و نیز علم به شکست این مذاکرات و عدم توانایی در رفع تحریم ها، بدش نمی آید که مقصری برای اشتباهات خود بتراشد. در این بین کسی باید پیدا شود و خود را سپر رهبری قرار دهد. جمعی از نمایندگان مجلس تلاش داشتند با ارائه طرحی مانع از ادامه مذاکرات خفت بار بشوند که لابی باندهای قدرت چنین اجازه ای را به آنها نداد. حرکت عمومی بسیجیان در این راستا علاوه بر آگاهی بخشی به جامعه و افشای دروغ مدعیان راستگویی در حفظ منافع ملی با مذاکرات ذلت بار، مانع از آن می شود که رهبری معظم انقلاب، سیبل حملات دشمنان انقلاب و برخی دوستان جاهل قرار بگیرد.

سخنرانان و متولیان این نوع خیزش های انقلابی باید کمال دقت را داشته باشند که تا حد ممکن از خرج نمودن اعتبار رهبری پرهیز کرده و برای اثبات شکست مذاکرات و مخالفت با مذاکره در سایه تهدید، استدلال های روشن و مستند و منطقی موجود را به افکار عمومی ارائه بدهند. به حول و قوه الهی با هوشیاری و خروش همه جانبه ملت، از این پیچ سرنوشت ساز تاریخ هم به سلامت عبور خواهیم کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عریانی پادشاه تزویر در قصر خودباختگی

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۰۶ ب.ظ


اصلاً کاری با این ندارم که عراقچی راست می گوید یا کریمی قدوسی.

ما مدت هاست به دو رویی ها و بی صداقتی ها در عالم سیاست عادت کرده ایم.

برای تاریخ، مهم این است که فرمانده کل قوا در ملأعام فریاد زده است نیروهای مسلح مأذون نیستند که اماکن نظامی را در اختیار بازرسان بین المللی قرار بدهند. یک بار دیگر هم آقا مشابه این عبارت را تکرار کرد.

خوب شما کلاهتان را قاضی کنید. ارتش و سپاه که زیر نظر رهبری است و اصلاً در ذاتشان تبعیت از فرماندهی نهفته است. قطعاً صدور یک دستور برای آنان نیازمند اعلام عمومی نیست. می ماند تنها نهاد نظامی یا شبه نظامی که به طور مستقیم زیرنظر رهبری نبوده و به دولت وابسته است.

یک مقام عالی رتبه نظامی هم بلافاصله بعد از سخنان آقا در مصاحبه ای اعلام می کند که پاسخ ما به بازرسی از صنایع نظامی، سرب داغ خواهد بود. این جا هم جای تأمل است. مگر کسی می تواند بدون هماهنگی قبلی از آن طرف دنیا بیاید اینجا پشت در صنایع نظامی بایستد و بخواهد وارد شود که بعدش ما به فکر استفاده از سرب داغ باشیم؟ این پرسش پیش می آید که آیا نمی شود همان اول کار، طرف را راه ندهید؟

پاسخ به این سوال ها و تأملات، چندان دشوار نیست. عده ای مشغول کارهای زیرزمینی و نامرئی هستند و اصلاً گوششان به خط و مشی نظام نیست. یادتان هست همان سال نخست دولت جدید، چندبار عده ای از نمایندگان اروپا وارد کشور ما شدند و در خاک کشور ما غرور ملی مان را زیر پا گذاشتند و از برخی اذناب فتنه و نفاق مثل ستوده و پناهی و محمدی و ... آنهم با کشف حجاب، تجلیل به عمل آوردند؟ شما آخرش فهمیدید اینها با چه کسی هماهنگ کرده بودند؟ وزارت خارجه؟ کشور؟ اطلاعات؟ مجلس؟ ... خودتان را سر کار گذاشته اید اگر گمان کنید این نهادها از این دست مسائل بی خبر بوده اند.

بچه های حزب اللهی حواسشان را جمع کنند. پاشنه در دارد به گونه دیگری می چرخد. اگر بعضی ها مشکلشان این بود که چرا احمدی ن‍ژاد یک هفته رفت و گوشه ای نشست حالا باید بیایند کسانی را ببینند که به جای یکهفته نشستن، چهارسال قصد ایستادن در مقابل آقا را دارند.

شرایط، شرایط حساسی است. تنگه احد را دست بد کسانی سپرده ایم. هر چند ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است؛ اما به قول قیصر شعر انقلاب، بعضی وقت ها چقدر زود، دیر می شود. مواظب باشیم عزت عاشورا را تا هنگام ندامت جماعت تواب به تأخیر نیندازیم. مردم همراهی کنند یا نکنند مهم نیست. دیگر وقت آن شده است که یکی از میان جمع فریاد برآورد، پادشاه لخت است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه ای بر جشنواره بهارنارنج + تکمیلی

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۳۵ ب.ظ


نمی دانم برای چندین سال متوالی، امسال هم جشنواره بهارنارنج به مدت سه روز از 16 تا 18 اردیبهشت در بابل برگزار شد.

طبق معمول، این برنامه موافقان و مخالفانی داشت. مخلفان این برنامه اغلب به استفاده از موسیقی، اختلاط بین زن و مرد و ناهنجاری های ناشی از آن، عدم نظارت بر پوشش حضار و ... انتقاد داشتند. آنها معتقدند بابل از قدیم، دارالمومنین بوده و بهتر است روی همین نام و عنوان افتخارآمیز مانور دهیم. موافقان هم در مقابل ضمن رد این اتهامات، تلاش برای نهادینه سازی نام بهارنارنج را یک ضرورت دانسته و معتقد بودند با توجه به شیطنت برخی از مسئولان یکی از شهرها، باید کوشید تا از مصادره این نام برای دیگران جلوگیری کرد! برادر ارزشی مان محمدحسین منصف مسئول کمیسیون فرهنگی شورا - اگر چه دبیری برنامه مذکور برعهده خانم فیروزپور بوده - اما بدون اشاره به بار ارزشی واژه های بی خاصیتی مثل بهارنارنج در شبکه های مجازی به دفاع از جشنواره پرداخته و ضمن تأیید بروز برخی ناهنجاری ها در حاشیه جشنواره، عدم همکاری نیروی انتظامی و شخص فرماندار را عامل این مشکل قلمداد کرده است.

من نمی خواهم از این زاویه وارد این موضوع شوم؛ اما تا این جای مسئله نشانی از کار برای خدا و خدمت به مردم که از مهمترین اهداف جمهوری اسلامی بوده به ظاهر در منطق موافقان این مراسم به چشم نمی آید.

برای ورود به مسئله بهتر است این سوال را مطرح کنیم؛ جشنواره بهارنارنج چرا و با چه هدفی برگزار می شود؟

شهردار جوان شهر بابل  به عنوان نخستین سخنران مراسم افتتاحیه جشنواره بهارنارنج امسال سعی نمود تا به این پرسش مقدّر پاسخی مناسب بدهد:

" جشنواره ملی بهارنارنج با هدف احیای آیین و سنت بومی مازندران، صنعتی کردن بهارنارنج، ایجاد فضایی با نشاط مبتنی بر صمیمیت، تقویت مهرورزی با طبیعت و ایجاد کارآفرینی با شکوه کم نظیری در بابل برگزار می شود. "

اگر اینگونه باشد که شهردار می گوید برگزاری چنین مراسمی می تواند موجب خیر و برکت برای شهرمان شودد؛ اما آیا واقعیت همین است که شهردار گفت؟ در این خصوص نیازمند ارائه آمار و مستنداتی از سوی متولیان جشنواره هستیم تا مشخص شود در ازای چه هزینه ای چه دستاوردی برای مردم حاصل شده است.

به این تصاویر دقت کنید و خودتان به هر قضاوتی که دوست دارید، برسید.



یک تصویر مربوط است به برگزاری کلاس علمی، آموزشی که در حاشیه جشنواره بهارنارنج برپا شد. این کلاس سعی داشت سطح نگرش و بضاعت علمی مردم را در خصوص بهره گیری از گیاهان و ... را ارتقا بدهد. جمعیت حضار را ملاحظه بفرمایید.

عکس دیگر مربوط است به بازدید اعضای محترم شورا از نمایشگاه توانمندی های مردم بابل که تصویر شیشه های مربا و ترشی جات! در آن به ثبت رسیده است. این تصاویر را از سایت شورای شهر برداشته ام.



باز هم جا دارد این سوال را مطرح کنم که جشنوراه بهارنارنج برای ارتقای وضع معیشتی مردم و مقوله کارآفرینی و یا لااقل نشان دادن استعدادها و توانمندی های شهر بابل چه دستاوردی به دنبال داشته است؟ سایت شورا و شهرداری که نکته قابل ملاحظه ای را در این خصوص نشان نمی دهد.

شهردار بابل در پایان سخنرانی خود از شهرداران و مسئولانی تشکر می کند که از نقاط مختلف کشور به این جشنواره آمده اند. تشکر ایشان سندی است که نشان می دهد هزینه های مربوط به برگزاری جشنواره، محدود به آن چه که به چشم آمده، نیست.

در مورد ترویج موسیقی که به غلط احساس شده، معادل مفهوم شادی است، و در راه اشاعه آن مدتی است مسابقه ای ناتمام بین شورا و شهرداری بابل آغاز گردیده، جداً توصیه می کنم به نظر علمای شهر رجوع شود. مسئولین محترم توجه داشته باشند از نظر اسلام اگر مجتهد یا مجتهدین شهر، در خصوص حرمت موضوعی به صراحت حکم صادر کنند و این حکم در تقابل و تعارض با احکام و دستورات ولی فقیه نباشد ( دقت بفرمایید احکام و دستورات ولی فقیه )، قطعاً نافذ بوده و تخلف از آن خلاف شرع است. این موضوع همان حقیقتی است که رییس جمهور را بر آن داشت تا از نیروی انتظامی بخواهد به جای اسلام، تنها دغدغه قانون را داشته باشد. این نگاه غلط، مستلزم رجحان نظر یک مسئول بی اطلاع از دین که ماهیتش را مرهون آهن پاره های میز اداره است بر حکم شرعی یک مجتهد است که به یقین با محتوا و رویکرد انقلاب اسلامی همخوانی ندارد. به طور مثال اگر فقیه یک شهر دستور دهد که برگزاری کنسرت در آن شهر حرام است؛ چون در مقابل آن حکمی از ولی فقیه وجود ندارد که گفته باشد برگزاری کنسرت موسیقی واجب است، پس حکم فقیه و مجتهد آن شهر نافذ خواهد بود.

نکته دیگری که باید بدان پرداخت این است که بودجه شهرداری ها از عرق جبین مردمی حاصل می شود که برای جمع آوری ریال به ریال دارایی خود زحمت کشیده اند؛ اما به هر حال مطابق قانون موظف به پرداخت عوارض و هزینه های مرتبط با امور شهروندی هستند. عقل انسان می گوید اولویت در مصرف این وجوه، خدمت رسانی و رفع مشکلات مردم است. من قسم می خورم شما از هر شهروندی اگر بپرسید که آیا دوست دارد شهرداری و شورا محله او را آباد کند، آسفالت خیابان ها را مرمّت کند و ... یا برایش ساز بزند، بی شک اقدام نخست را در اولویت می داند.

شاید عده ای توجیه کنند که شهر به کار فرهنگی هم نیاز دارد. در پاسخ باید گفت شکر خدا برای امور فرهنگی شهرها چند متولی مثل ارشاد و ... وجود دارد؛ اما عمران و آبادانی شهرها تنها یک متولی دارد که با توجه به محدودیت منابع مالی باید به دنبال تشخیص و عمل به اولویت ها باشد. پاسخ دقیق تر به این سخن آن است که بزرگترین تکلیف فرهنگی شورای شهر که هم وظیفه ای مورد مطالبه رهبری و هم اقدامی است که با وظایف سایر نهادها همپوشانی ندارد، جهت دهی نما و معماری و مبلمان شهری به سمت و سوی نمادها و مظاهر اسلامی و ایرانی است که متأسفانه کسی توجهی به این موضوع ندارد. به راستی نمای شهر بابل چه شباهتی به یک شهر اسلامی و یا لااقل ایرانی دارد و شواری شهر ما برای این موضوع چه تدبیری اندیشیده است؟

بماند که امروز بزرگترین کار فرهنگی، رفع مشکلات و معضلات شهری و تکثر خدمات عمومی است که اعتماد مردم به نظام اسلامی را افزایش خواهد داد.

تکمیلی: متن فوق را همان روزهایی نوشتم که جشنواره موسوم به بهارنارنج در بابل در جریان بود. البته همزمان چند شهر دیگر استان هم مشغول برگزاری چنین مراسمی برای شهر خودشان بودند. به دنبال اعلام آمادگی این جانب و حسین آقای منصف عزیز برای برگزاری مناظره درباره فواید و رویکردهای چنین مراسماتی و البته اصرار برخی دوستان مشترک مبنی بر پرهیز از ایجاد فضایی نامناسب میان نیروهای ارزشی، قرار بر این شد به زودی با حضور جمعی از نیروهای فرهنگی و ارزشی شهر بابل، این نشست صمیمی همراه با نقد و بررسی فعالیت های فرهنگی شورای شهر به خصوص در زمینه ترویج موسیقی برگزار شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا