اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۳ آذر ۰۰، ۱۷:۴۶ - حسن مجیدیان
    احسنت

۳۷ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

تشکر از نماینده مردم بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۳، ۱۱:۳۲ ب.ظ


همان طور که چندباری در این وبلاگ از حسین نیازآذری نماینده مردم بابل در مجلس انتقاد نمودم؛ حق و جوانمردی حکم می کند از کار نیک ایشان نیز تقدیر کنم.

با خبر شدم این نماینده محترم مجلس به تازگی از مجموعه مستقل آثار و اسناد شهدا در منزل آسید اسماعیل سیدحسین پور – از فرزندان شهید شهرستان بابل – بازدید به عمل آورده و او را مورد تفقد قرار داده است.

سید اسماعیل سیدحسین پور سال هاست که در حرکتی خودجوش و با هزینه شخصی به جمع آوری اسناد مربوط به شهدای مازندارن پرداخته و در این خصوص توفیق یافته تا بیش از بسیاری از نهادهای متولی امور فرهنگی مرتبط با ایثار و شهادت کار و خدمت نماید. او هیمنک بیش از یک میلیون سند اعم از فیلم، عکس، صوت، دستنوشته و ... از شهدای سرافراز استان مازندران را در آرشیو خانگی خود جمع آوری کرده است.

حسین نیازآذری که او نیز از خانواده های معزز شهداست، در بازدید از این مجموعه نفیس، ضمن تفقد و تجلیل از زحمات این بسیجی بی ادعا و فعال در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، آمادگی خود را برای مساعدت در تأمین اقلام فرهنگی و رسانه ای مورد نیاز برای هر چه غنی تر شدن این مجموعه نفیس اعلام نموده است.

اشک آتش بر خود لازم می داند نگاه ارزشمند نماینده بابل را به جایگاه فرهنگ دفاع مقدس و ضرورت حفظ گنیجینه آثار به جا مانده از سال های حماسه و ایثار قدر بداند.

انشاءالله با حمایت نمایندگان و مسئولان شهری و استانی در آینده ای نه چندان دور شاهد تأسیس موزه دفاع مقدس شهرستان بابل باشیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ظرافت آقا فراتر از ظریف است!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۳، ۱۰:۳۲ ق.ظ


مقام معظم رهبری نوزده بهمن 93 در جمع کارکنان نیروی هوایی بیاناتی داشتند که اگر چه عده ای از آن به عنوان روضه هسته ای! در سوگ آن چه از دست داده ایم یاد کرده اند؛ اما از منظری دیگر باید ظرافت نهفته در بطن آن سخنان را مدّنظر قرار داد که در نوع خود بدیع و حاوی نکاتی ارزنده است.

خاطرتان هست که مسئولان دولتی در پاسخ به منتقدان توافقات هسته ای با آمریکا و اذنابش، مدعی بودند که تا کنون هیچ کارخانه ای را تعطیل نکرده اند. پیش از این نیز حسن روحانی در دفاع از عملکرد هسته ای خود در دوره اصلاحات مدعی بود که به نفع این فن آوری اقدام کرده است. به طور طبیعی اگر این روند مبهم و غیرشفاف ادامه پیدا می کرد باز هم مسئولان دولتی بر طبل ادعای عدم توقف دستاوردهای هسته ای کوبیده و منتقدان را به بی اطلاعی و بدگمانی و همراهی با صهیونیسم متهم می نمودند!

مقام معظم رهبری در بیانی زیرکانه، حربه تکذیب و تردید را از دست دولتی ها ربود و برای همیشه در تاریخ ثبت نمود که این دولت کارخانه های اراک و فردو را تعطیل کرده است. به متن زیر توجه کنید:

"طرف ایرانی، برخی از کارهایی که میتوانست او را به توافق نزدیک کند انجام داده است. کارهای متعدّدی را انجام داده: گسترش و توسعه‌ی ماشین‌های غنی‌سازی را متوقّف کرده، خب این را لازم دانستند که یک برهه‌ای متوقّف کنند؛ تولید اورانیوم بیست درصد را - که یک کار بسیار بزرگی است رسیدن به دانش و فنّاوری بیست درصد، کار بسیار بزرگی بود؛ این را کسانی که اهل فنّند میدانند که رسیدن از پنج درصد به بیست درصد، اهمّیتش خیلی بیشتر است از رسیدن از بیست درصد به بالا؛ این کار بزرگ را جوانان ما و فنّاوران متعهّد ما انجام دادند - متوقّف کردند، اقتضای مذاکره این بود که متوقّف بکنند؛ کارخانه‌ی اراک را که یکی از کارهای بسیار بزرگ و مهمّ فنّاوری و یک هنر بزرگ فنّاوری است، فعلا متوقّف کرده‌اند؛ فردو را که یکی از برترین ابتکارهایی است که نیروهای ما و عناصر داخلی ما آن را برای امنیت دستگاه‌های سانتریفیوژ ما توانستند تأمین بکنند و تضمین بکنند، فعلا متوقّف کرده‌اند. این همه کارهای بزرگ انجام داده‌اند،..."

با ثبت این سند، نوک پیکان نقدها تا ابد متوجه مذاکره کنندگان ایرانی خواهد بود که به راستی در ازای توقف تولید در اراک و فردو چه دستاوردی را برای ملت خود به ارمغان آورده اند؟!

مقام معظم رهبری در حکم اخیری که برای فرماندهی سردار اشتری صادر کرد نیز نکته ظریفی را گنجاند که پیام خاصی را در خود نهفته دارد. پارسینه گزارش داد برای نخستین بار است که رهبر انقلاب در پیام خود ذکر می کند فرمانده نیروی انتظامی را به پیشنهاد وزیر کشور برگزیده است. این انتصاب در حالی است که هنوز چند ماهی از مدت فرماندهی احمدی مقدم باقی مانده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

همسرم را بیگناه دستگیر کرده اند

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۴۳ ق.ظ

n00035237-b


حزب الله پرس گزارش داد:

بدنبال بازداشت سه تن از شاگردان آیت الله نکونام ، علیرضا جهانشاهی معروف به طلبه سیرجانی و موسی علیزاده از طلاب حوزه علمیه قم دستگیر شده اند. بعد از تجمع معترضین به بازداشت آیت الله نکونام ،پنج نفر از طلاب اعتراض کننده به دستگیری آیت الله نکونام دستگیر و در زندان قم بازداشت شده بودند که دوتن آنها که  از شاگردان نکونام بودند آزاد شدند، اما هنوز طلبه سیرجانی، موسی علیزاده و علی محمدی در بازداشت بسر می برند.

همسر طلبه سیرجانی گفته است شوهرم (علیرضا جهانشاهی) در این تجمع نبوده است و بعد از تجمع ، وی را بی گناه دستگیر و زندانی کرده اند.

گفتنی است یکی از زندانیان آزاد شده گفته است که ما را به خاطر سفر روحانی به قم دستگیر کرده اند.

این در حالی است که فائزه هاشمی فتنه گر که در فتنه ها نقش کلیدی داشته است در توجیه فتنه گری خود گفته برای خرید ساندویچ به خیابان رفته است و خود را از دست قانون رهانیده است و طلبه سیرجانی که هیچ مدرکی مبنی بر حضور وی در این تجمع نبوده است ، بیش از یک هفته است که در زندان بسر می برد .

یکی از آزاد شدگان اظهار داشته است که طلبه سیرجانی بعد از دستگیرشدن آیت الله نکونام و در جهت پرونده وی به یکی از مسئولین قم مراجعه کرده است و به این جهت دستگیر و بازداشت شده است ، در حالی که در قانون مراجعه به مسئولین جرم تعریف نشده است.

http://www.hezbollahpress.com/news/1471/%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تکذیب دو شایعه

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۳، ۰۴:۱۱ ب.ظ


برادران عزیزی تماس گرفتند و گفتند که شایعه شده جنابعالی یعنی مدیر وبلاگ اشک آتش به منظور حمایت از فلان مسئله فراخوان تجمع مقابل فلان نهاد را در تهران داده ای و...!!

هر چه این عزیزان توضیح دادند نفهمیدم آن مسئله چیست و ربطش به من کجاست ولی این موضوع شفاف است که حرف و نظرم را تا کنون در همین وبلاگ نوشته ام و دلیلی ندارد بخواهم از تریبون مجازی دیگری برای اعلام نظر خود استفاده کنم. نکته ظریف و ملیح دیگر اینکه اگر این وبلاگ آنقدر برد داشته باشد که بتواند سر موضوعی فراخوان تجمع بدهد و ملت بیکار هم در قبال این دعوت وبلاگی لبیک بگوین؛ خوب از این ظرفیت در راستای رفع مظلومیت خود پیرامون مسائل اخیر استفاده می کند نه آن که بگذارد خرج راه دیگری بشود!

شایعه دومی جالب تر است. یکی از روحانیون بزرگوار تماس گرفت و با کلی اظهار شرمندگی گفت که بعله! شنیده ایم می خواهی پناهنده شوی آن طرف آب و ...!

گفتم: به همین سادگی؟ با دست خالی؟ لااقل چند میلیاردی اختلاس کنم بعد! هزینه های آن طرف بالاست ...!!

البته نکته این جاست که متأسفانه تاریخچه برخی برخوردهای غلط و لجوجانه بعضی نهادهای منتسب به نظام با نیروهای انقلاب باعث سرخوردگی و قهر و گاه پیوست آنان به دامان ضدانقلاب گردیده و به بدنه جریان های ارزشی آسیب وارد نموده و شاید بعضی تکرار این مسئله را درباره این جانب نیز محتمل دانسته اند؛ اما ... بعضی ها کور خوانده اند!

راستش را بخواهید در این چند سال فعالیت میدانی در عرصه عدالتخواهی و دفاع از آرمان های انقلاب به این قطع و یقین رسیده ام که معدودی از عناصر نفوذی و مغرض در نهادها تلاش دارند با ایجاد فشار و تنگنا فضای تنفس بچه های حزب الله را محدود سازند. یا این دست از نیروهای مظلوم انقلاب در زیر این فشارها خورد شده و به انزوا می روند که برای آن طیف مغرض یک برد محسوب می شود و یا این که بعضی هایشان از سر ضعف ایمان و معضلات روحی ایجاد شده، طاقتشان طاق گردیده و به دستگاه ضدانقلاب می پیوندند که باز هم برای آن طیف مریض یک برد محسوب می شود. آنها مدعی خواهند بود که ما از اول هم می دانستیم فلانی با انقلاب میانه ای ندارد و با این بهانه عرصه را بر بقیه نیروهای جبهه انقلاب تنگ تر می سازند.

قرائن نشان می دهد کارخانه ضدانقلاب سازی، دوباره به کار افتاده و اینبار مرا نشانه گرفته است؛ اما به حول و قوه الهی و به کوری چشم نیروهای مغرض نفوذی و بدخواه، من، می مانم در همین آب و خاک و آینه دق معدود منافقان غاصب اریکه قدرت خواهم بود؛ انشاءالله. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اشک آتش به دادگاه فراخوانده شد

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۳، ۱۰:۳۹ ب.ظ


بدون شرح:

قانون آیین دادرسی کیفری ماده 54 - متهم در دادگاهی محاکمه می‌شود که جرم در حوزه آن واقع شده است و اگر شخصی مرتکب چند جرم در جاهای مختلف بشود در‌دادگاهی رسیدگی خواهد شد که مهمترین جرم در حوزه آن واقع شده  ...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

موقوفات را بین فقرا تقسیم کنید!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۳، ۰۵:۳۷ ب.ظ


اخیراً شنیدم و خواندم عالم بزرگواری برای رفع فقر در کشور پیشنهادی را با آب و تاب مطرح کرده که در وهله نخست شاید کارآمد و موجّه به نظر برسد؛ اما اندک تأملی در آن نشان از عدم توجه دقیق به عمق این پیشنهاد دارد.

ایشان بارها در سخنان خود تأکید کرده که با تقسیم اراضی و دارایی های موقوفه در سطح کشور – اعم از موقوفات آستان قدس یا امامزادگان و ... – دیگر فقیری در کشور باقی نمانده و این مشکل برای همیشه و به طور ریشه ای حل خواهد شد!

البته آب و تابی که این بزرگوار به سخنان خود داده پر طمطراق تر از این جمله ساده و مختصری است که این قلم به کار برده است؛ اما محتوای کلام و طرح ایشان همین عبارتی است که نقل شد.

الغرض لازم به نظر می رسد توضیحی کوتاه درباره این ادعا داده شود.

گذشته از بعد شرعی و حکم فقهی تصرف بر مبنای ذوق و سلیقه در موقافات که بحثی مستقل و مفصل را طلب می کند باید به این مسئله توجه داشت که معنای فقر در هر دوره ای متفاوت است. مثلاً در روزگاری بر اثر قحطی و دیگر مشکلات اقتصادی و بحران های اجتماعی – مانند وضعیت ایران در زمان اشغال توسط متفقین – فقر به این معنا بود که انسان هایی در تهیه نان شب خود نیز ناتوان بوده و احتمال داشت که بر اثر گرسنگی تلف شوند. امروز اما به طور معمول فقیری نیست که گرسنه بماند و بالاخره نانی برای خوردن پیدا می کند؛ اما در تهیه مایحتاج اولیه زندگی خود ناتوان مانده است. ممکن است در روزگاری هم فقیر به کسی گفته شود که اتومبیل شخصی نداشته باشد. به این مسئله البته "احساس فقر" را هم اضافه کنید که مقوله ای دردآورتر از خود فقر است.

نکته دیگر این که خیلی از فقرا و نیازمندان، فقیر مادر زاد نبوده اند. بسیاری از افراد جامعه در گردش روزگار و فراز و نشیب های زندگی و متأثر از عناصری چون خوش خیالی، زیاده خواهی، کلاهبرداری، تنبلی و ... از سر تقصیر یا قصور ورشکسته شده و دار و ندارشان را به طلبکاران اعطا نموده و خود در کمال فقر راهی زندان می شوند و خانواده های بی پناهشان به صف نیازمندان جامعه می پیوندند.

یک انسان بی عار و تنبل، هر چقدر هم دارایی داشته باشد در مدتی کوتاه مصرف کرده و دوباره در شمار فقرا در می آید. چرا باید کیسه این فرد را از بیت المال مسلمین پر نمود؟ حوادث اقتصادی مانند فراز و نشیب بازار و گرفتاری در دام کلاهبرداران و ... در همه دوران ها محتمل بوده و هست؛ اگر قرار باشد دارایی موقافات را به نسل فعلی نیازمندان بذل و بخشش کنیم برای فقرای آینده که ممکن است به هر دلیلی دچار معضلات معیشتی شوند چه چیزی باقی خواهد ماند؟

البته بنده نیز با این معنا از پیشنهاد مذکور موافقم که دارایی های موقوفه را باید به گردش اقتصادی و صنعتی درآورده و از سرمایه های معطل مانده اجتماع در مسیر نشاط اقتصادی جامعه و رونق کسب و کار و تولید بهره گرفت؛ اما حاتم بخشی یکباره از اموال عمومی و املاک موقوفه، علاوه بر آن که پشتوانه مالی جامعه اسلامی را تهی می سازد چیزی شبیه اهدای ماهی به گرسنگان به جای آموزش ماهیگیری است و نتیجه ای جز تکرار فقر در لایه هایی از اجتماع نخواهد داشت؛ آنهم در شرایطی که دیگر منبعی برای حمایت از آنان باقی نمانده است.

نهج البلاغه امیرالمومنین علیه السلام توصیه ای زیبا و آموزنده را از آن حضرت در خود جای داده که می تواند حسن ختامی برای این بحث باشد. مضمون توصیه امام متقیان که زندگی اش را وقف رسیدگی به ضعفا و فقرا نمود این است که اگر می خواهی به فقرا کمک کنی، به جای آن که باغت (اصل سرمایه) را بدهی، میوه های باغت را به آنان ببخش.

یک محاسبه حداقلی نشان می دهد در طول زمان، توزیع محصولات یک باغ یا کارخانه و عواید حاصل از فروش آن در بین نیازمندان، تعداد بیشتری از فقرا را تحت پوشش قرار می دهد و یا بخشش اصل باغ و ملک و کارخانه به تعدادی محدود از فقرا.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

باران نامه

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۳، ۰۸:۳۶ ق.ظ


آسمان غرّش می کند، ابر ظاهر می شود و ... اما باز هیچ خبری از باران رحمت الهی نمی شود، باران حق دارد نبارد.

گناه ما با آب آسمان هم پاک شدنی نیست، وقتی در کشور امام زمان، دل صاحبش را می شکنیم!

خدا کند مادر مظلومه اش برای احیای دل های مرده مان ختم "أمن یجیب" بگیرد و "حمد" شفایی بخواند؛ شاید برای درمان دردهای بی امان ما افاقه کند و دل مرده مان را حیاتی دوباره ببخشد.

فراموش نکنیم که در توبه هیچ گاه بسته نیست.

سید ابوالفضل نورانی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک پرانتز وبلاگی!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۳، ۱۰:۵۴ ق.ظ


آسید علی ما تونست تو مسابقات تکواندوی جام شهید کلهری قم که دیروز جمعه برگزار شد، مدال برنزو به دست بیاره.

بهش تبریک میگم و دعا میکنم با استفاده از تجربه اولین حضورش تو مسابقات رسمی بتونه دفعات بعد به مراتب بالاتری دست پیدا کنه.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پیشنهاد مقاومتی یک روحانی به یک روحانی دیگر!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۱۰ ب.ظ


آسید ابوالفضل نورانی، از روحانیون رزمنده بابلسری مقیم قم، چند روز پیش تماس گرفت و پیشنهادی مقاومتی را برای دولت مطرح کرد و خواست که آن را در وبلاگ منتشر کنم.

حرف حساب این سید اولاد پیامبر این بود که در جریان سفرهای استانی رئیس جمهور محترم، بنرهای انبوه و گاه غیرقابل شمارشی در شهرهای مسیر سفر نصب می شود که هزینه های مربوط به آن بسیار قابل توجه است. بعضی وقت ها به نظر می رسد اگر به تعداد همین بنرهای تبلیغاتی نصب شده در خیابان ها، مردم به استقبال جناب رئیس بروند فیلمبردارهای صدا و سیما برای پوشش خبری مراسم سخنرانی و تصویربرداری از زوایای خاص اینقدر به زحمت نمی افتند. از سوی دیگر کاربرد این بنرهای تبلیغاتی تنها چند روز است و بعد باید آنها را به دور انداخت. این روحانی بزرگوار پیشنهاد داد یک نهادی متولی این موضوع شود که بعد از اتمام هر سفر، بنرها را از جا کنده و صحیح و سالم تحویل مقصد بعدی سفرهای استانی بدهد.

البته اجرای این طرح مستلزم آن است که زیر بنرها اسم شهر و استان خاصی درج نشود و صرفاً به نام همان صنف و گروهی که زیر بنر ثبت شده اکتفا شود.

مثلاً متن بنر می تواند به این شکل تنظیم شود: همه با هم بدون سر دادن شعار اضافی، به استقبال سرآمد ترین رئیس جمهور تاریخ ایران می شتابیم؛ از طرف صنف کله پزی ها و... یا این متن: نام تو را فریاد می زنیم ای رئیس؛ از طرف بوقچی های ورزشگاه شهر.

این بود پیشنهاد این روحانی دلسوز – روحانی قهرمان قصه ما نه آن یکی – که در راستای اقتصاد مقاومتی مطرح شد؛ اما من با پیشنهاد ایشان به شدت مخالفم و از این رو از طرح آن در وبلاگ خودداری می کنم.

آخر مؤمن خدا! همین طوری اش که این قدر بریز و بپاش می شود و ته خزانه همیشه جارو خورده است، حضرات معتقدند معجزه کرده اند و تورم به صفر رسیده و به رغم آزاد سازی قیمت ها، منّت گذاشته و یارانه ما را همان چهل و پنج هزار و پانصد تومان چهار پنج سال پیش نگه داشته اند. وای به حال این که بخواهند توی این جور مسائل صرفه جویی کنند و چیزی ته کیسه خزانه شان باقی بماند؛ آن وقت است که مدعی شوند تورم به رقم منفی رسیده و ملت یک چیزی هم به آنها بدهکار است و بعد بزنند همین آب باریکه یارانه ای ما را قطع کنند؛ شما جواب خلق خدا را می دهی حاج آقا؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه ای بر یادواره شهدای شهرستان بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۳، ۱۱:۴۰ ق.ظ


صبح پنج شنبه، هفتم اسفند نود و سه، مراسم باشکوهی برای بزرگداشت یاد و نام شهدای افتخارآفرین شهرستان بابل با حضور آیت الله خاتمی در مصلای نمازجمعه این شهر برگزار شد که به نوبه خود از تلاش گران این عرصه و عزیزان گمنامی که برای برگزاری چنین مراسمات زیبنده ای هر ساله در تلاش و تکاپو هستند تشکر می کنم. حققیت آن است که برای شهدا هر چه کار کنیم، بی اغراق کم گذاشته ایم.

این چند خط مقدمه را نوشتم تا خدای ناکرده از آنچه می نویسم سوءتفاهمی برای کسانی که دست اندرکار این یادواره بوده اند پیش نیاید.

در نکوداشت یاد و نام شهدا و ایثارگران، سه اصل کلی را نباید از نظر دور نگاه داشت:

1-      یاد شهدا را باید زنده نگاه داشت؛ هم برای ارتقای سطح معنوی و فرهنگی جامعه، هم به منظور مانور وحدت اجتماع مسلمین، هم به کوری چشم دشمن و ...

2-      محفل شهدا، مجلس ترحیم نیست. یعنی باید کوشید تا راه و هدف شهید را برای الگوگیری همه آحاد جامعه و ایجاد پویایی معنوی و انقلابی در نسل جدید انقلاب تبیین و تشریح کرد.

3-      بهترین راه برای ترویج راه و سیرت شهیدان، ایجاد انس با شهداست. تحقق این مهم در گرو برگزاری مراسماتی است که دل ها را به حال و هوای پاک دوران دفاع مقدس، معطر ساخته و عقل و احساس مخاطب را با وجود نورانی شهید پیوند بدهد.

سال ها پیش این نگاه را برای رزمنده بزرگواری که مسئولیت پایگاه یکی از روستاهای نسبتاً دور شهرستان را بر عهده داشت بازگو کردم. یکی دو ماه بعد ماجرایی را برایم تعریف کرد که جالب بود. می گفت مراسمی به یاد شهدای محل برگزار کرده و بر اساس عادت هرساله، منتظر سخنران محترمی بودند که از شهر تشریف بیاورد. صبرشان به طول انجامید و حوصله مخاطب به تنگ آمد. این بنده خدا چاره ای ندید جز آن که پشت تریبون رفته و تا آمدن سخنران، فی البداهه به بیان خاطرات خود از شهدای روستا بپردازد. سخنران هم رسید و صحبتی کرد و فاتحه ای گرفت و رفت؛ اما حلاوت آن خاطرات دست و پا شکسته چنان به دل مردم نشست که هر وقت او را در کوی و برزن می دیدند تقاضا می کردند تا باز هم دور هم بنشینند و از شهدا برایشان خاطره ای بگوید.

البته تأکید بر این نکته خالی از لطف نیست که خاطره گویی دفاع مقدس باید به صورت هدفمند و سازنده باشد.

الغرض؛ ضمن آن که برگزاری مراسمی بزرگ و سراسری برای نکوداشت یاد شهدا، کاری بایسته و مؤثر است چه زیباست در حرکتی ابتکاری، یک بار هم اعلام شود که در فلان تاریخ، با هزینه یک مراسم بزرگ، صد شب خاطره کوچک و خودمانی در صد نقطه شهرستان به یاد شهدا برگزار خواهد شد. این گونه در یک شب می توان عَلَم شهید و رایحه شهادت را در بسیاری از نقاط شهر پراکنده ساخت. تجربه ثابت کرده که محافل جمع و جور و با صفا و بی آلایش، دل پاک و فطرت زلال جوان ها را بیشتر و بهتر صیقل داده و آنان را به راه و رسم فرهنگ ایثار و شهادت نزدیک تر می سازد. این هم یک نوع نگاه، امتحانش ضرر ندارد. گاه باید به رسم سنّتی و کهن عرصه تبلیغ، منبر و تریبون معارف دین را به میان مردم برد و دایره مخاطبان صدای حق و حقیقت را این گونه وسعت بخشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دادستان محترم وی‍ژه روحانیت بخواند

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۳، ۱۰:۳۵ ق.ظ

دو سه سال پیش خدمت یکی از سرداران ارشد سپاه که مدتی است مقیم قم شده بودم و از خاطرات جوانی اش می پرسیدم.

او اهل یکی از کوره دهات های منطقه کیاسر ساری بود که منطقه شان از کمترین امکانات رفاهی نصیبی نداشت.

جالب بود که این جوان روستایی در سال چهل و یک در آن منطقه با جزیی ترین مسائل مربوط به انقلاب به اصطلاح سفید شاه و ... آشنا بود. علتش را پرسیدم. گفت: روحانی جوانی برای ایام تبلیغ به روستای محروم و دورافتاده ما آمده بود و چراغ انقلاب را در دل پر شور ما روشن ساخت.

اینها را که گفت ناخودآگاه این تعبیر را به کار بردم که امام رحمةالله علیه چه تبحری در اداره جنگ نرم داشت.

آن جوان روستایی با همان علقه ای که از دم آن طلبه بی نام و نشان نسبت به نهضت امام پیدا کرد در سال های دفاع مقدس به رزمنده ای دلیر و تأثیرگذار در میدان جنگ تبدیل شد؛ به رده های نخست فرماندهی رسید و آخرین سمتش جانشینی نیروی زمینی سپاه بود.

واقع امر همین است که باید هر طلبه را یک رسانه دانست. نه فقط از باب منبر که در طول سال با توجه به مراودات گسترده طلاب و روحانیون با لایه های مختلف جامعه، این قشر یکی از تأثیرگذارترین رسانه های سنتی در جامعه اسلامی محسوب می شوند.

خوب است دادگاه ویژه روحانیت با توجه به رسالت و جایگاه خطیری که داراست از این منظر نیز به فعالیت های خود نگاه کند.

مبادا حتی یک قاضی ویژه احساس کند که ناظم حوزه های علمیه است و همه باید در مقابل امر و نهی اش بله و چشم بگویند و ...

وجود ابهام و ظنّ و گاه بغض نسبت به برخی رفتارهای فاقد توجیه می تواند آسیب هایی جبران ناشدنی را نسبت به جزیی از بدنه نظام وارد کند. دادگاه ویژه باید بپذیرد که با توجه به محدوده مراجعاتش، علاوه بر جایگاه قضایی، نقشی فرهنگی نیز در مناسبات جاری در فضای نظام اسلامی داراست.

این حقیر امیدوار است اتفاقات اخیر در حوزه علمیه و رفتار دادگاه ویژه در حبس بیش از یک هفته ای جمعی از طلاب بسیجی فارغ از حب و بغض های فردی بر اساس تدبیر الساعه ختم به خیر بشود.

توضیح بیشتر را در متن قبلی که چند روز پیش در وبلاگ داده ام، منتشر کرده ام. والسلام.

  • سیدحمید مشتاقی نیا