اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۱ دی ۰۰، ۰۸:۰۰ - حسن مجیدیان
    احسنت

وقایع تلخ اخیر و یک تلنگر تربیتی!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۲، ۰۵:۰۲ ب.ظ


وقتی در خبرها می خوانید نمایندگان دوشرکت خودروسازی غربی با شخص اول صنعت کشورمان دیدار می کنند و پس از پذیرایی و احترام کامل در پاسخ به پرسش وزیر که " قرار است برای ما چه بکنید؟ " از موضع برتر می گویند " هیچ! ایران هنوز در تحریم است و ما فقط آمده ایم سر بزنیم و ببینیم چه خبر است! " و احساس شرم و خجلت می کنید؛

وقتی در اتفاقی عجیب می بینید هئیت پارلمانی اروپا در اقدامی مداخله جویانه به کشورتان سفر می کنند و به همدردی با دو فعال فتنه می پردازند،

وقتی رئیس جمهور پنجاه درصدی شما – که عده ای به خاطر خدمات دوره جنگ او در نیروی هوایی، به وی لقب ژنرال حسن فریدون را داده اند! – در گفتگویی انفعالی، رئیس جمهور دولت خون آشام ایالات متحده را فردی " با شخصیت و مؤدب " می نامد و همزمان رئیس جمهور آمریکا مدعی می شود " سیاست تحریم او باعث روی کارامدن رئیس جمهور جدید ایران گردیده و همچنان همه گزینه ها روی میز است و..." و  کمی آن سوی تر از آبهای ایران نماینده نظامی آمریکا حضور سربازان ارتش این کشور در خلیج فارس را " ضامن پای بندی ایران به توافقنامه ژنو می داند! "

هنگامی که می بینید وزیر خارجه کشوری با عنوان مقدس جمهوری اسلامی، قدرت نظامی ایران را در قبال آمریکا به هیچ می انگارد و اندکی بعد خبر تحریم های جدید کاخ سفید بر ضد شرکت های ایرانی را می خوانید  و سخن متکبرانه وزیر خارجه آمریکا را می شنوید که " ایران در شرایطی است که دوباره به میز مذاکره باز می گردد! " و حس غرور ملی تان جریحه دار می شود؛ به جای عصبانیت و فحش به دولت منفعل ژنرال فریدون و ... بهتر است دنبال ریشه های روانی و شخصیتی این ماجرا باشید.

در حقیقت آن چه که به عنوان ریشه این نوع رفتارهای منفعلانه در قبال دشمن واقع گردیده و در مقابل، منجر به سکوت و توسری خوری در قبال زیاده خواهی ها و تحقیر اجنبی می گردد لزوماً از سر خیانت و ... نیست. ریشه شخصیتی وقایع تلخ اخیر را باید در باور غلط " ما نمی توانیم " که یادگار تربیت غیراصولی مربیان زمان طاغوت است جستجو کرد.

به همین میزان که باور مقدس " ما می توانیم " می تواند یک کشور را که به تحلیل دشمن، توان ساخت آفتابه هم نداشت تبدیل کند به کشوری که می گوید آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و به باشگاه کشورهای فضایی ملحق شود و اورانیوم بیست درصد تولید کند و در محصولات استراتژیکی مانند گندم و بنزین و سیمان و... خودکفا شود و بزرگترین پروژه های راه سازی و سدسازی و مسکن و... را در وسط تحریم ها پیش ببرد و بیخ گوش آمریکا را حیاط خلوت خود قرار دهد و... ، باور نحس " ما نمی توانیم "  هم می تواند کار را به آن جا برساند که جوجه دولت های حاشیه خلیج فارس نیز جری شده و با کمال وقاحت خواهان تصاحب جزایر ایرانی تنب و ابوموسی بشوند و پرز هم هوس دیدار با رئیس جمهور ایران به سرش بزند و...!

شناخت ریشه این وقایع، تکلیف فعالان تربیتی جامعه را بسیار سنگین می کند. بی شک تقویت روح خودباوری و اتکا به خدا و استفاده از استعدادهای درونی با الهام از آموزه های بی نظیر دوران طلایی دفاع مقدس، می تواند نسل های بعدی جامعه را از روی کارآمدن مسئولان سست باور و کم انگیزه مصون نگاه دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">