اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حق طلبی» ثبت شده است

مهم است با که باشید!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۵ تیر ۱۴۰۲، ۰۸:۵۵ ب.ظ

screenshot_۲۰۲۲۰۱۲۸-۱۴۱۰۵۹_instagram_kfmt.jpg

 

یک زمانی هر کس به لاریجانی ها میگفت بالای چشمتان ابروست حسابش با کرام الکاتبین بود. برای من هم این تجربه پیش آمد. ماجرای سعید ذاکری و موارد شدید مشابه آن هم از حافظه تاریخ محو نخواهد شد. همان زمان هر کس هر چه دلش میخواست به محمود احمدی نژاد، هاشمی شاهرودی و این اواخر هاشمی رفسنجانی هم میگفت اما فقط لاریجانی ها بودند که حرمت داشته و خط قرمز محسوب می شدند. من یکبار فقط به خاطر نقل مطلبی در وبلاگ که نویسنده اش گفته بود چرا به اتهامات برادران لاریجانی (فاضل و جواد) رسیدگی نمی شود به دادگاه ویژه احضار شدم.

تصویر بالا را اتفاقی وسط آرشیو استوری هایم پیدا کردم. سید مهدی صدرالساداتی را به خاطر کامنت یکی از خوانندگان که برداشت توهین نسبت به حجت الاسلام خاموشی از آن می شد محاکمه و خلع لباس کردند. الان یک مداح بی سواد شهرت طلب متصل به شیعه لندنی به شخصیت علمی و مبارز آیت الله اراکی بابت دفاعی که از مبانی انقلاب داشته علنا اهانت کرده، قوه قضاییه هم به روی مبارک خودش نیاورده است.

فرق می کند با کی و مقابل کی باشید. خاموشی در زمان تصدی ریاست سازمان تبلیغات، بودجه دو نشریه حامی قالیباف را تأمین میکرد و حالا به اذعان نمایندگان مجلس، قالیباف مانع تحقیق و تفحص از سازمان اوقاف به ریاست خاموشی به رغم همه حرف و حدیثها و حاشیه هاست.

وقتی به حلقه خاصی وصل باشید از حاشیه امن برخوردار بوده و هر چقدر هم که گند بزنید از پاسخگویی در امان خواهید بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کلام شما اثر ندارد

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ۰۷:۱۳ ق.ظ

Asadollah Chahriari/Getty Images

 

آن مسئولی که خودش بر اساس رانت به مقام و منصبی رسیده و از شایستگی لازم بی بهره است، آن که عروسش موقوفه میلیاردی را با ثمن بخس به چنگ می آورد، آن مدیری که حقوق نجومی دارد، کسی که سیسمونی نوه اش را هم از خارج تهیه میکند، سرداری که داماد بی تجربه و بی تحصیلاتش عضو هیات مدیره کارخانه ای بزرگ میشود، امام جمعه ای که همنشین مفسدان اقتصادی است و دغدغه اولش کسب قدرت بیشتر برای اطرافیان است، مسئولی که در قبال ریخت و پاش مالی اطرافش سکوت میکند و... حتی اگر بخواهند مقابل فساد اجتماعی ایستاده و از حجاب و هنجارهای دینی سخنی بگویند و اقدامی کنند، قول و فعلشان اثر ندارد. آب زلال از سرچشمه پاک و تمیز می جوشد.

"کسی که خودش فاسد است، نمی تواند کلامش را یک طوری ادا کند که مردم صحیح بشوند، تأثیر ندارد. آن وقتی کلام تأثیر دارد که از قلب مهذب و پاک بیرون بیاید، اگر چنانچه از قلب ناپاک بیرون بیاید و از قلب شیطانی بیرون بیاید، به زبان شیطانی گفته بشود، این تأثیر نمی تواند بکند در قلب اشخاص." امام خمینی

صحیفه نور ، جلد ۱۹، صفحه ۹۲

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بیژن نامدار زنگنه و قوه عدلیه در منگنه!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۴۰۲، ۰۷:۲۲ ب.ظ

photo_2023-06-11_18-40-09_e8e3.jpg

 

این زنگنه هم تبدیل شده است به پاشنه آشیل و بزرگترین چالش قوه قضاییه در تاریخ جمهوری اسلامی.

زمان هاشمی که وزیر نیرو بود، نشریه صبح اقدام به افشاگری پیرامون زد و بندهای این وزارتخانه کرد. مرحوم آیت الله یزدی به روی مبارک نیاورد. البته یک جورهایی ایشان از هاشمی حساب میبرد. 

زمان خاتمی زنگنه شد وزیر نفت. ویژه نامه ای در خصوص مفاسد و خیانتهای دوره مدیریتی وی منتشر گردید. مرحوم هاشمی شاهرودی به روی مبارک نیاورد.

زمان روحانی هم او وزیر نفت شد و حواشی عجیبی پیرامون نحوه مدیریت تامل برانگیز وی در سطح رسانه ها طرح گردید. صادق خان و بعدها سید ابراهیم هم به روی خودشان نیاوردند. جالب اینکه حتی یک تکذیبیه هم علیه مدعیان منتشر نشد و هیچ کس به خاطر طرح این ادعاها مورد تعقیب قرار نگرفت. یعنی کلا نهادهای قضایی و نظارتی ترجیح دادند نظر موافق یا مخالفی نداشته و به سکوت خود ادامه دهند.

حالا مالک شریعتی نماینده مردم تهران در مجلس به نقل از جلسه ای که دو سه سال قبل با ظریف داشته از زبان وی مدعی خیانت زنگنه شده است.

خوب واقعا برای مردم سوال است. مملکت قوه قضاییه ندارد؟ مدعی العموم ندارد؟ این همه اتهام در سالیان متوالی پیرامون یک وزیر مملکت مطرح شود پای میلیاردها دلار سرمایه ملی وسط باشد یک نفر نیست به طور رسمی راست یا دروغ بودن ادعاها و اتهامات را بررسی کند؟ واقعا اوضاع همینطور بماند فکر میکنید اعتماد مردم به نظام بیشتر می شود؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برداشتی مختصر از تفسیر سوره مبارکه فیل

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۹ خرداد ۱۴۰۲، ۰۸:۴۵ ق.ظ

متن و ترجمه سوره فیل + عکس | شبکه قرآن

 

فیل صد و پنجمین سوره از سوره‌های قرآن است به اجماع شیعه و سنی در مکه و به صورت یکباره نازل شده‌است. این سوره دارای پنج آیه است و با توجه به روایتگری داستان اصحاب فیل و ماجرای حمله ابرهه به کعبه، به سوره فیل نام‌گذاری شده‌است.

اساس نزول سوره فیل بر مدار یادآوری و عبرت از وقایع تاریخ است. أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ ﴿۱﴾

"مگر ندیدى پروردگارت با پیلداران چه کرد؟!" 

 این واقعه که در آستانه میلاد رسول اکرم (ص) اتفاق افتاد زبانزد خاص و عام بود. شأن نزول سوره زمانی است که جمعی از بزرگان قریش، دعوت رسول الله به اسلام را منافی امنیت مکه و زمینه ساز تهاجم دشمنان می شمردند. آنها با فشار بر ابوطالب و ایجاد واهمه از حساسیت و واکنش ابرقدرتهای وقت، روم و فارس، اینگونه وانمود می ساختند که دعوت عمومی و جهانی محمد(ص) جنگی ناگزیر را برای قریش و اهالی مکه رقم خواهد زد که با توجه به قدرت نظامی دشمن، قطعا به شکست و آوارگی قریش و ویرانی احتمالی کعبه منجر خواهد شد.

نزول این سوره و یادآوری واقعه ای که مدتی نه چندان دور در آن نقطه رقم خورد و هنوز در خاطره ها ثبت بود در حقیقت تلنگری برای بیداری مردم و پاسخ به وادادگان و مخالفان رسول اکرم بود که هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست. أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ ﴿۲﴾

"آیا نیرنگشان را بر باد نداد؟"

 تأکید بر تکرار هر روزه و چندباره عبارت "الله اکبر" و فریاد آن بر مأذنه ها و معابر در وقت نماز یومیه، سیاست تربیتی اسلام در امور فردی و اجتماعی است تا قوّت قلب مومنان گردیده و دست یاری خدا به عنوان قدرتی فراتر از تصور بشر، ملکه اذهان شود. ایمان واقعی به همین عبارت کوتاه، انجام کارهای سخت و بزرگ را قابل دسترس و ممکن جلوه می دهد و فرهنگ "ما می توانیم" را در گرو اتکا به قدرت لایزال خداوند، در بستر فکری جامعه رواج داده و رشد و پیشرفت را به ارمغان آورده و یأس و بی انگیزگی را می زداید.

ابرهه مظهر طاغوت و تکبر بود و یقین داشت کسی را در مکه یارای تقابل با سپاهش نخواهد بود. مبنای محاسبات مادی او البته درست بود. عبدالمطلب به عنوان بزرگ مردم مکه نیز همین نکته را مورد تأکید قرار داد که اهالی شهر توان نبرد با سپاه نیرومند و تشکیلات عظیم نظامی ابرهه را ندارند؛ اما بر این نکته هم تأکید نمود که این خانه بی صاحب نیست... دشمن اما از این حقیقت معنوی غافل ماند و محاسبات خود را بر انگاره ها و موازین مادی متوقف ساخت. چیزی نگذشت که هیمنه سپاه قدرتمند ابرهه که شکوه حرکت و نظم میدانی آن لرزه بر اندام هر تماشاگری می انداخت با حمله پرندگانی به ظاهر ضعیف که مجهز به سنگ هایی بسیار ریز و کوچک بودند از هم پاشیده شد. وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ ﴿۳﴾ تَرْمِیهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ ﴿۴﴾

"و بر سر آنها دسته دسته پرندگانى ا بابیل فرستاد، [که] بر آنان سنگهایى از گل [سخت] مى‏ افکندند." 

 تا جاییکه در قرآن وضعیت آنها به کاه های جویده و خرد شده تعبیر گردید و تکبر و غرورشان بر باد رفت. فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ ﴿۵﴾

و [سرانجام خدا] آنان را مانند کاه جویده‏ شده گردانید.

نمرود نیز تکبر می ورزید و خود را شکست ناپذیر می دانست. پشه ای ریز، بینی اش را به خاک مالید و هیچ قدرت و علم و خدم و حشمی نتوانست نفعی برای نجاتش برساند.

تکبر و توهم شکست ناپذیری البته فقط مختص به دشمن نیست. تجربه ثابت نموده است هر که در زندگی شخصی و احوالات درونی خود نیز توهّم قدرت و غرور پیدا نماید دیر یا زود شکست خواهد خورد. ماهاتیر محمد در کتاب خاطرات خود به ضرب المثلی شرقی اشاره می کند با این مضمون که "خدا هر که را خواست نابود کند او را مغرور می سازد!" سیاست تربیتی ادیان آسمانی مبتنی بر احساس ضعف و فقر در برابر خداوند و توجه دائمی به او است؛ توجه دائمی به خدا علاوه بر ایجاد تواضع و مهربانی در روابط اجتماعی و شهامت در انجام امور سخت و دست نیافتنی، مانع از تضییع حقوق دیگران و ظلم و چپاولگری خواهد شد.

جبهه شرک و طاغوت با همه لوازم و ابزارهای پیشرفته مادی خود شاید بتواند به جبهه حق ضرباتی وارد آورده و در حرکت جوامع بشری به سمت هدایت و رستگاری خلل ایجاد کند؛ اما کعبه، مظهر اندیشه توحید است و خدا در ماجرای اصحاب فیل نشان داد که از حریم قدسی اندیشه و راه و اصالت حق و هدایت دفاع خواهد کرد. نور خدا خاموش شدنی نیست. جمله معروف و وعده حق حضرت زینب سلام الله علیها در برابر یزید که درک آن بعد از 1400 سال برای ما آسان تر است را باید حُسن ختام این گفتار قرار داد که فرمود: فَوَالله لا تَمحُو ذکرَنا و لا تُمیتُ وحیَنا. راه و یاد کسانی که در مسیر حق قدم نهاده و بیرق هدایت و راستی را برافراشته نگاه داشتند از بین نخواهد رفت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حالا دو سه روزی مانده است سید خدا!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۸ خرداد ۱۴۰۲، ۰۴:۵۴ ق.ظ

دیده اید یک وقتهایی آدم دلش بی دلیل گرفته است؟ من آن روز همین حس و حال را داشتم. عصر یک روز خردادی در آستانه سالگرد رحلت امام، حالم گرفته بود. نتوانستم در منزل دوام بیاورم. زدم بیرون و آمدم مدرسه. ایام امتحانات حوزه بود و مدرسه کلاس رسمی نداشت و حالت تعطیل به خود گرفته بود. گفتم چند نفری از رفقای طلبه را ببینم گپ و گفتی داشته باشم بلکه از خماری و کسالت در بیایم. هیچ کس نبود. روی سکوی مقابل حجره پنج نشسته بودم، حجره شهید مهدی عباسی. مجید آرمده آمد. بی هیچ مقدمه ای گفت این سید بود ازش تعریف میکردی، ابوترابی، داشت می رفت مشهد، رادیو گفت، فکر کنم مرد!

شوکه شدم. به روی خودم نیاوردم. از مدرسه زدم بیرون و به خانه برگشتم. خبرصحت داشت. سید علی اکبر ابوترابی همراه پدرش عازم مشهد بودند و دچار سانحه شدند. دو ماه قبل با کاروان آزاده ها پیاده به مرز خسروی رفته بودم. علی رنجبر، سید مرتضی سیدی، مجید قلیپور، حسین حبیبی و چند نفر دیگر از بچه های بابل هم بودند. چقدر تلاش میکردم آن چند روز را از ابوترابی جدا نشوم و پا به پایش راه بروم. پیش تر دو سه روزی را با او و کاروان پیاده با صفایش در مشهد گذرانده بودم.

یک روزی زمان برد تا حالم جا بیاید. با رفقا صحبت کردم. پولی جمع کردیم. هم برای هفتم و هم برای چهلم ابوترابی در مسجد گلشن بابل مراسم گرفتیم. آزاده های بابل هم که تعدادشان حدود سیصد نفر میشود برای هفتم ابوترابی مراسم داشتند. از اینکه می دیدند بچه های نسل سومی جبهه و جنگ ندیده اینطور برای ابوترابی میدوند خوشحال می شدند. سید قاسم زنجانیان نوحه ای در وصف ابوترابی سروده بود که برای سینه زنی خواند و به دل همه نشست. نمیدانم فیلمش دست کیست. بعد از مراسم برچسبی هم از تصویر او منتشر کرده و به دیگران هدیه دادیم. مشهد روی مزارش هم چسباندیم.

تقریبا هر چه کتاب درباره ابوترابی هست را خوانده ام. حرفهایی هم دارم که تا به حال جایی منتشر نشده است. بعدها در دفتر فرهنگ اسارت، مصاحبه هایی را خواندم یا خودم انجام دادم و نکاتی در ذهنم ماند از یاران نزدیک ابوترابی که ارادتم به ایشان بیشتر شد. اهل سرقت و کپی برداری نبودم. این مصاحبه ها در اختیار مسعود ده نمکی است. نمیدانم روزی منتشر میشود یا نه. ده نمکی هم تلاش کرد در اخراجی ها ادای دینی به ساحت نورانی سید آزادگان داشته باشد.

سید بزرگواری که با رفتارش انسانها را دگرگون میکرد. طبیب دوّاری که از نیروهای صلیب، دژخیمان پلید بعثی در اردوگاه تا اسرایی که به دشمن گرایش یافته بودند را مجذوب شخصیت نورانی خود می ساخت. معروف است زندانبان شکنجه گر بعث که از ابوترابی پرسید آیا خمینی هم به خوبی تو هست؟ و جواب شنید من شاگردی کوچک از شاگردان مکتب خمینی هستم.

بعد از اسارت نیز یکجا ننشست باز هم طبیب دوّار دل دردمند مردم بود.

میدانید چه میخواهم بگویم. بعضی افراد جامع همه حرفها هستند و عصاره همه آنچه باید گفت و دید و شنید. مثلا شما اگر هیچ چیز از جنگ و معارف دفاع مقدس نگویید و فقط شخصیت مصطفی چمران را جا بیندازید همه حرفهایی را که باید، زده اید. ابوترابی هم این گونه است. اگر همه دروس اخلاق حوزه های علمیه تعطیل شود و فقط از ابوترابی بگویند کفایت می کند. به آنچه که باید، رسیده ایم. جالب است چمران فقط یک روز در جبهه، ابوترابی را دید اما چنان عاشق مرام و مسلک او شد که وقتی خبر اشتباه شهادت وی را شنید دلنوشته ای عارفانه در وصف او به یادگار گذاشت. مردان خدا همدیگر را زود پیدا میکنند و مأنوس می شوند.

او در سیاست هم حرفهایی داشت که کمتر بدان توجه شده است. جمعیت دفاع از ارزشها، ابتکار ایشان بود که با محوریت محمدی ری شهری راه اندازی شد.

محال است مشهد بروم و در صحن آزادی کنار قبر ابوترابی دقایقی را آرام نگیرم. دفن او در جوار مرحوم شیخ جعفر مجتهدی هم از اسرار عالم است. شیخ جعفر تنها کسی بود که وقتی همه ابوترابی را شهید میدانستند از عالم غیب خبر حیات او را به پدرش داد.

در همین وبلاگ چند باری نوشته ام. من نظام اسلامی را نظام اسلامی نمی دانم. می گویم شبه جمهوری و شبه اسلامی. با آنچه که باید فرسنگها فاصله داریم. اما یک تار موی گندیده همین نظام شبه جمهوری و شبه اسلامی را به همه مکاتب مادی عالم نمی فروشم. سه دلیل هم برای خودم دارم.

یکی اش این است که هنوز امکان مبارزه با بعضی کژی ها و مفاسد وجود دارد. تجربه کرده ام و دیده ام میتوان با اصرار و نزاع و فشار بعضی از ناراستی ها را اصلاح کرد.

یکی اش اصرار و غیرت بر حفظ تمامیت ارضی است. در دو سه قرن اخیر تنها حاکمیتی که به رغم اتحاد ابرقدرتها و چنگ و دندان نشان دادن همسایه ها نگذاشت حتی یک وجب از خاکش جدا شود همین حکومت فعلی است.

سومی اش اما بر میگردد به ظهور و بروز شخصیت هایی الهی همچون سید علی اکبر ابوترابی. به برکت انقلاب است که شخصیت های نورانی و برجسته ای چون ابوترابی، چمران، بهشتی، رجایی، صیاد، بابایی، کشوری، شیرودی، حاج قاسم و... ظهور و بروز پیدا کرده اند. نعمت شناخت چنین انسانهایی را باید شکرگزار باشیم.

میترسم از اینکه نسلهای جدید با چنین الگوهایی بیگانه باشند. شهدا مثال هستند. شما ساعتها درباره آموزه ها و معارف و اهداف دین حرف بزنید اما تا یک مثال از آنچه میخواهید بیان نکنید مطلبتان خوب جا نمی افتد. بوی گند مدیران جاه طلب و غارتگران ارزشها و مسئولان و شخصیتهای پوسیده دغل کار و منفعت جوی سیاست باز را شمیم حضور معطر شهدا و عرفا و صلحا کنار میزند.

از گسل فرهنگی موجود هراس دارم. میترسم از بچه های دهه هشتادی و بعد از آن؛ که نه تنگه ابوقریب را دیده اند نه موقعیت مهدی را نه غریب را نه کودک و فرشته و بیست و سه نفر و آباجان و مهران و یدو و چ و به وقت شام و شیار و نفس و ویلایی ها و ماجرای نیمروز و دیگر آثار و محصولات فرهنگی هنری مکتوب و نمایشی و ... مرتبط با انقلاب و فرهنگ شهادت را.

هنوز در شوک هستم از معاشرت چند روزه با چنین جوانهای پاک اما دور نگاه داشته شده ای که در یک جمله نوشتم حیف است و ترسناک این واقعیت تلخ که حاکمیت سیاسی با ما باشد اما حاکمیت فرهنگی از دستمان خارج.

دشمنان لزوما با اسلام مشکلی ندارند. ترامپ هم عید فطر را تبریک میگفت. اسلام پاستوریزه اخته شده آسه برو آسه بیا که برای دشمن خطری ندارد؛ اما از شهدا بیزارند. شهدا محصول تربیت قرآنی و مثالی از نسخه عملیاتی احکام دین هستند. دشمن از راهیان نور میترسد، از بهشت زهرا، از شبهای خاطره...

اذان صبح نشده خواب دیدم حرم امام رضا هستم صحن آزادی، به جماعت ایستاده ایم، مکبّر بعد از نماز پشت بلندگو می گوید برای شادی روح ابوترابی صلواتی بفرستید. بیدار شدم. دو سه روزی مانده است تا سالگرد این مرد خدا.

 

۱۲ الگوی شخصیتی مرحوم ابوترابی - مشرق نیوز

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مهسا امینی بر نظام پیروز شد؟

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲ خرداد ۱۴۰۲، ۰۴:۵۶ ق.ظ

مبارزه با فساد! عدالت اجتماعی!/ کاریکاتور – صاحب نیوز

 

یکی از مهلک ترین ضربات فرهنگی به پایه های نظامی که قرار بود مبتنی بر عدالت شکل بگیرد، جداسازی طبقه مسئولان از طبقه مردم است که متأسفانه نتایج تلخ آن را شاهد هستیم.

در حالی که مردم در بدترین فشارهای اقتصادی به سر برده، مردها شرمنده زن و فرزندشان گردیده، زندگی هایی در حال انقراض و از هم پاشیدگی است، مشکل اشتغال و مسکن و ازدواج و... نفس مردمان را به شماره انداخته، بی خیالی و خوشگذرانی مسئولان مرفه، فقدان درک آنها از واقعیات جامعه را رقم زده که البته بغض و نفرت مردم را نیز در پی داشته است.

حقوقهای نجومی به رغم دتأکیدات رهبری انقلاب هیچگاه نه از سوی اصلاح طلبان و نه از سوی اصولگرایان مورد اعتراض و برخورد قرار نگرفته است. تأکید بر این موضوع نیز ضروری است که آنچه موجب شکاف طبقاتی بین مسئولان و مردم گردیده منحصر به دریافت حقوقهای ثابت نامعقول و به اصطلاح نجومی نیست. مجموعه امتیازات و اختیارات و سهام و رانت ها و امکانات رفاهی و معیشتی و ... که در حاشیه حقوقها به کام مسئولان ریخته می شود زندگی متفاوتی را برای آنان رقم زده که به قول معروف بار چند نسلشان را بسته اند. این امکانات و امتیازات نامتعارف که برای کامروایی مسئولان بر گرده ملت و بیت المال مسلمین تحمیل می شود برخاسته از مصوبات قانونی است که طبعا مصداق دزدی و زد و بند قرار نگرفته و از نظر نهادهای بازرسی قابل توجیه بوده و در شمایلی مشروع و ظاهرالصلاح، به جیب مسئولان واریز می شود. از این رو به عبارت دقیق تر مخالفان این دریافتها و منتقدان رانت و شکاف قانونی متهم به مخالفت با قانون شمرده می شوند. وام یک میلیارد و سیصد میلیون تومانی در اقساط سی ماهه به کارمندان بانک مرکزی، موجّه و مطابق قانون و مشروع است اما پرداختن به همین موضوع میتواند مصداق تشویش اذهان عموم، تضعیف و تبلیغ علیه نظام و... به شمار آید.

اگر دقت کرده باشید هیچ گاه هیچ آقازاده ای ولو از قماش مذهبی، نسبت به مباحث عدالتخواهانه روی خوش نشان نمی دهد چون اول از همه پیش وجدان خودش احساس عذاب می کند که سربازی اش را کجا گذرانده، اشتغالش چگونه تأمین گردیده و...

دنیا زدگی مسئولان و نگاه منفعت طلبانه و پله قرار دادن صندلی مسئولیت برای دستیابی به موقعیت بالاتر، منجر به تغییر در ذائقه مسئولان و مدیران نیز می گردد. علاوه بر اتخاذ سیاست هایی که به جای نفع مردم، رضایت مقام مافوق را در بر دارد، نباید از نظر دور نگاه داشت که قدرت، شیرین است و ترس از دست رفتن این حلاوت باعث ایجاد خوی معامله گری در مسئولان بر سر ارزشهای انسانی و الهی می گردد. همین خصلت است که معنای نظام را مساوی با چارچوب میز قرار می دهد و مفهوم اوجب واجبات بودن حفظ نظام به اوجب واجبات بودن حفظ میز تغییر می یابد. این گونه است که اگر کسی در گوشه ای از مملکت به مسئولی دون پایه در رده فرماندار یا امام جمعه نقدی وارد کند به سرعت مورد محاکمه و بازخواست قرار گرفته و انگ ضدیت با نظام اسلامی به او می چسبد اما همین مسئولان همواره از کنار صدها توهین و هجو نسبت به ارزشهای دینی و انقلابی با تسامح و لبخند و شعار جذب حداکثری عبور می نمایند.

همین خصلت است که باعث عقب نشینی مسئولان بر اثر فشار مجازی و رسانه ای ضدانقلاب می گردد. نظامی که قرار بود در مقابل آمریکا و اسرائیل بایستد حالا در مقابل چند جوانک شهوت پرست و هرز و هیز عقب نشینی می نماید و حتی شهامت انسداد پهنای باند اینستاگرام را ندارد و اسب تراوای دشمن را در راستای امتیازخواهی بیشتر معاندان رها گذاشته است.

تغییر طبقه و تغییر ذائقه باعث گردیده است که عدالتخواهی همواره کابوس مسئولان باشد و در حالیکه کشف حجاب برخلاف شئونات دین از مصادیق قانون شکنی خارج میگردد اما انتقاد از امام جمعه ای که همنشین مفسدان اقتصادی است حتی بدون محاکمه به بازداشت و پرونده سازی منتقدان انقلابی می انجامد. دفاع از سربازی که از بازپرس سیلی خورد به رغم صحت خبر باعث صدور حکم زندن برای فعال عدالتخواه می گردد و...

هیچ یک از بسیجیانی که در مواجهه با اوباش به شهادت رسیدند، هیچ یک از بانوان محجبه ای که در ملأعام چادر از سرشان کشیده شد جزو خانواده مسئولان نبوده اند.

سخت ترین فشارهای اقتصادی و معیشتی ناشی از سیاست های غلط و سوءمدیریت مسئولان بر گرده اقشار متدین و وفادار به انقلاب تحمیل می گردد. همزمان بدترین فشار روانی ناشی از هنجارشکنی معدود عناصر واداده نیز بر همین قشر متدین تحمیل میشود که این اتحاد نانوشته و شوم نظام (سیستم دیوانسالاری) با ضدانقلاب در نهایت نتیجه ای جز سرخوردگی و ریزش بخش هایی دیگر از بدنه حامیان انقلاب و نظام اصیل اسلامی (امت و امامت) نخواهد داشت. جالب آنکه فحش و نفرین مسئولان بی عار سایه نشین نیز نصیب نیروهای پاپتی و میدانی وفادار به انقلاب می گردد.

اگر حزب الله میخواهد ریشه بسیاری از مشکلات مملکت اعم از بی حجابی و بی عفتی و غفلت از سبک زندگی اسلامی تا فساد در بانکها و مافیای مسکن و خودرو و ... خشک شود در وهله نخست باید به تقابل با مبانی انحراف مسئولان، یعنی شکاف طبقاتی، حقوقهای نجومی و چریدن به ظاهر قانونی اما دور انصاف بر سفره بیت المال بشتابد. تا مسئولان، مردمی نشوند و زندگی و حقوق و مزایایشان در سطح مردم قرار نگیرد، همتی برای مداوای دردهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه نشان نخواهند داد. نجات مملکت از باندبازی و منفعت طلبی البته اعتماد مردم به رویکردهای سازنده نظام اسلامی را نیز تقویت خواهد کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خدا در سینما هم هست!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۲، ۰۹:۱۵ ق.ظ

پوستر فیلم «غریب» رونمایی شد

 

اگر قرار باشد به تهیه کننده ای سفارش بدهید بابت فلان حرکت تخریبی و تهاجمی دشمن، محصولی را بعنوان پاتک فرهنگی آماده تولید کند، فارغ از هزینه اش، چقدر وقت لازم داشت تا ایده ای طرح شود بررسی و رد یا تایید شود تبدیل شود به فیلمنامه و برود به مرحله کارگردانی و انتخاب بازیگر و پیش تولید و ... حکم نان بیات را پیدا میکرد و اثر دفعی چندانی نداشت.

اما

درست در سالی که عنکبوت مقدس را برای تخریب وجهه و خاک پاشی به ساحت نورانی امام هشتم تولید میکنند این طرف همزمان فیلم بدون قرار قبلی در عرض ارادت به ساحت امام رئوف تولید و عرضه میشود و اثر پلید عنکبوتیان را خنثی می سازد.

و درست در سالی که قرار است داعیه ژن، ژیان، ئازادی از سوی گروهکهای خون آشام غرب کشور طرح شود، غریب به میدان می آید و ماهیت مدعیان دروغین و آدمکش آزادی که حتی به زنان هم نژاد خود نیز رحم نمی کردند افشا می گردد.

همان خدایی که پیرمردی را با دست خالی و سربازانی در گهواره، بر رژیم مورد حمایت ابرقدرت جهان و معروف به ژاندارم منطقه پیروز می سازد، همان خدای یاری گری مدافعان میهن که با کمترین تسلیحات در مقابل ارتش تا بن دندان مسلح و مورد حمایت بلوکهای شرقی و غربی و عبری و عربی پیروز می گرداند، خدایی که انقلاب نورانی اسلام را از گزند صدها توطئه نفاق و جدایی طلبی و کودتا و نفوذ و خیانت و تحریم و بی عرضگی و... مصون نگاه می دارد در سینما هم هست و بی آنکه بدانی و برنامه ای داشته باشی در وقت مقرر، نقشه بدخواهان را خنثی می سازد.

مواظب باشیم خدایمان را از دست ندهیم.

سلام خدا بر محمد بروجردی، سلام خدا بر ایرج نصرت زاد و همه حماسه سازان اسطوره ای و گمنام این آب و خاک که هر چند دیر اما یاد و نامشان روزی بر لوح دل وجان جوانان مجازی زده ایران غریب، حک خواهد شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حساب و کتاب!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۲، ۰۷:۱۱ ب.ظ

خرید کردن با خانمها را اصلا دوست ندارم و از زیر این کار معمولا شانه خالی می کنم، با مادرم هم صرفا در خریدهای معمول و مصرفی خانه همراهی می کردم و در غیر این صورت بهانه می آوردم. خانمم را هم تشویق می کنم با دوستانش به بازار برود؛ اما خب این بار سفر مشهد بود و دلم نیامد همسر عزیز را برنجانم که اساسا خودش یک رنج بر است!

اقامتگاه ما کجا بود؟ سمت خیابان نواب، کجا رفتیم خرید؟ چهارراه شهدا. یعنی صد و هشتاد درجه آنطرف مسیر و محدوده استقرار ما.

عصر پنج شنبه و خیابانهای اطراف حرم مملو از جمعیت بود. طولانی بودن مسیر البته به نسبت سن و سال ما یکطرف، حیران و سرگردان بودن متأهلی پشت ویترین مغازه ها از طرفی دیگر، کمردردم را تشدید کرده بود. خلاصه بعد از حدود دو ساعتی سرپا ایستادن، مغازه ای کوچک در گوشه ای دنج از مجتمع بزرگ تجاری مرکزی، نگاه بانو را جلب کرد. موقع خرید کالا رفتم داخل مغازه تا نظر همسرانه ام را بدهم و مهر تأیید نهایی را بزنم که دیدم نه تنها خانم فروشنده ظاهر مناسبی ندارد دکور و تزیینات مغازه کوچک هم نشان می دهد اساسا ورود آقایان به آن ممنوع است. زود متوجه شدم و گفتم من بیرون می ایستم. خانم فروشنده گفت چون با همسرتان هستید اشکال ندارد ورود آقایان اگر تنها باشند ممنوع است. گفتم نه.

رفتم بیرون روی نیمکت نشستم. دقایقی بعد همسر آمد و گفت پیامک خرید رسید؟ گفتم نه. گفت مغازه دار هم می گوید کاغذ دستگاه تمام شده و رسید ندارد. مبلغ خرید دویست هزار تومان بود. برایم پیامکی از بانک نیامد که البته بعضی وقتها امری عادی است. از طرفی هم موجودی حساب، کمتر از یک میلیون بود و مطمئن بودم صفر اضافه نزده است. بلایی که بارها توسط فروشندگان زن، ناخواسته بر سر مشتری آمده است.

دیگر وقت بازگشت بود و من هم خوشحال که بالاخره میتوانم ساعتی استراحت کنم. مسیر را رفتیم با خستگی تا آن طرف نزدیک خیابان نواب. خرید کوچی انجام دادیم که برویم هتل. این بار پیامک بانک آمد. به سرم زد حساب و کتابی کنم که دیدم بعله، خانم فروشنده یک صفر را کمتر وارد کرده و به جای دویست هزار تومان بیست هزار تومان کشیده است.

آه از نهادم بلند شد. فردا بلیت بازگشت داشتیم و چاره ای نبود جز این که همه مسیر را دوباره برگردم و پول آن خانم را به دستش برسانم. از خانواده جدا شدم و غرغر کنان همه مسیر را برگشتم. باید دوباره از حرم می گذشتم. بازرسی های حرم به جای استفاده از دستگاه مخصوص گیتهای فرودگاهی، همچنان به روش سنتی والبته جدی انجام می گیرد و تا فیها خالدون آدم را می گردند و انگار عزمشان را جزم کرده اند هر طوری شده بمبی، نارنجکی، موشکی، چیزی در لا به لای فراز و فرودهای بدن انسان پیدا کنند. با اعصابی خرد این مرحله را هم برای چندمین بار پشت سر گذاشتم و با تمام سرعت و البته با درد کمر و بد و بیراه به فروشنده کم حواس، راهم را ادامه دادم. هوس کردم موقعی که پول را می دهم سرش منت بگذارم که ببین گیر آدم خوب افتادی این همه راه را برگشت که بقیه پولت را بدهد. خیلی ها اصلا به روی مبارکشان نمی آورند. خیلی ها می گویند باشد بعدا که مسیرمان خورد پولش را می دهیم و معمولا هم یادشان می رود. ببین چه کار خوبی کرده ای پولت به باد نرفت. اصلا حالا که این همه راه را عرق ریخته ام و با درد کمر برگشته ام باید یک تخفیف جدی هم بدهی و....

بالاخره رسیدم چهارراه شهدا، مجتمع تجاری و آن مغازه کوچک را در کنج زیرزمین پاساژ پیدا کردم. خانم فروشنده با همان سر و وضع نه چندان مناسبش نشسته بود روی صندلی بیرون دکان و داشت کتابی می خواند. رفتم جلو دیدم دارد قرآن می خواند. دیگر حرفی نزدم. کارتم را در آوردم و اشتباهش را اطلاع دادم. اصرار کرد که من دارم اشتباه می کنم. اما بالاخره قانع شد. صد و هشتاد تومان کشید. پیامکش که آمد دوباره حساب و کتاب کردم و مطمئن شدم او یک صفر را کم زده بود. خداحافظی کردم. چند قدمی پشت سرم آمد و بدرقه ام کرد.

 

خداوند چگونه حساب و کتاب میکند؟آیا کار نیک تنها یک ثواب دارد؟پیامبر اسلام  در این باره چه فرمودند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مهمتر از همه پرسی

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۱ فروردين ۱۴۰۲، ۰۸:۲۱ ب.ظ

حجم پول کثیف در اقتصاد ایران

 

چون بحث رفراندوم دوباره دارد سر باز میکند و عملا به حربه ای دست جناح های سیاسی تبدیل شده است لازم است چند نکته را گذرا مورد اشاره قرار دهم.

یک سری پاسخ هایی هم این روزها مطرح شده که: ما تنها نظامی هستیم بعد از پیروزی و تأسیس حاکمیت، اصل موجودیت خود را به همه پرسی گذاشته یا اینکه متوسط هر سال یک انتخابات برگزار کرده ایم. موارد اختلافی بین مردم یکی و دوتا نیست و اینکه هیچ جای دنیا سر هر مساله ای انتخابات برگزار نمیکنند و نمایندگان مجلس یا رییس جمهور که منتخب مردم هستند به نیابت از آنها حق تصمیم گیری دارند و... اما چند نکته:

یک- امور تخصصی قابل رای گیری نیست. همه جای دنیا به طور مثال قاضی در پرونده ای رای صادر میکند کل مملکت هم مخالف نظر او باشند رای قاضی اجرا میشود. پزشک هر چه بگوید همان می شود و...

 دو- برگزاری انتخابات هزینه بر است اما مهمتر از هزینه های مادی که به کشور تحمیل میشود دعواها و رقابت های بعضا کثیف سیاسی است که در سالهای اخیر هم شاهد بوده ایم و منجر به وجود چند دستگی و شکاف در جامعه گردیده است. به عبارت دقیق تر قبل از آنکه در باره اصل برگزاری همه پرسی صحبت کنیم باید در باره فرهنگ رقابت سیاسی به نقطه مطلوب برسیم.

سه- انتخابات را چه کسی میخواهد برگزار کند؟ اگر حاکمیت برگزار کند که از سوی مخالفین یا بازندگان به تقلب یا مهندسی انتخابات متهم میشود مشابهش را در سال 88 شاهد بودیم. اگر دست سازمانهای بین المللی بسپاریم که اولا منافی عزت و اعتبار یک مملکت است دوم اینکه با توجه به سبقه این نهادها در حمایت از دشمنان ایران و نادیده گرفتن مظالمی که در جنگ و تحریم بر مردم ایران رفت از سوی موافقان حاکمیت در مظانّ اتهام قرار دارند.

مهمتر از برگزاری انتخابات ایجاد رشد فرهنگی در جامعه است.

فرهنگ قانون پذیری در کشور ما دچار آسیب شده است. چه آن کسی که اختلاس میکند و چه آن کسی که دست به کشف حجاب میزند مخرجی مشترک به نام قانونگریزی و خودبرتر بینی و منفعت طلبی دارند.

فرهنگ نقدپذیری در کشور ما کمرنگ شده است. چه به یک مسئول بگویید اسراف نکن و پارتی بازی را کنار بگذار ناراحت شده و درصدد تقابل بر می آید چه به یک جوان هنجارشکن تذکر بدهی خشمگین شده و پرخاش میکند.

حالا شما در جامعه ای که بین مردم و مسئولان بی اعتمادی ایجاد شده و نقدپذیری و قانون مداری رنگ باخته پشت سر هم انتخابات برگزار کن. هر نتیجه ای که حاصل شود در فقدان فرهنگ قانونپذیری به جایی نرسیده و منجر به تعارض و درگیری میشود کما اینکه در کشورهای به ظاهر متمدن و آزاد دنیا هم مدتی است شاهد سخت ترین نزاع بین مردم و حاکمیت هستیم.

اصل امر به معروف و نهی از منکر، تضمین آزادی بیان و اصلی مترقی برای فراگیر شدن نظارت همگانی و تقویت باور نقدپذیری است که اسلام به منظور حفظ سلامت جوامع بشری پیش بینی نموده است. مقام معظم رهبری هم تأکید فرمود امر به معروف و نهی از منکر واجب است به خصوص در حوزه مسئولان!

اگر فرهنگ اجرای امر و نهی و نیز پذیرش امر و نهی بین مسئولان و مردم در همه زمینه ها جا بیفتد از اختلاس و رانت گرفته تا بدحجابی و هرزگی شاهد افول ناهنجاری در جامعه خواهیم بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آجر کوره جهنم

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۸ فروردين ۱۴۰۲، ۰۴:۵۵ ب.ظ

 

عکسی منتشر شد با موضوع افطار معاون رئیس جمهور در امور زنان با روزه‌اولی‌ها در کوره‌های آجرپزی.

بله درست خواندید روزه اولی ها در کوره های آجرپزی.

دیده اید بانکها هفته دفاع مقدس که می شود گاهی کیسه های شن را به شکل سنگر مقابل ورودی شعبه می چینند، رییس و معاونین چفیه گردن می اندازند گاهی نوای کجایید ای شهیدان خدایی پخش می کنند و... خوشحالند که به سهم خود دینشان را به شهدا ادا کرده اند!

در حالی که همچنان به مشتری پولدار خدمات بیشتری می دهند، هوای فک و فامیلها و دوست و رفقایشان را دارند و... انگار نه انگار شهدا گفته اند نظام طبقاتی باید از بین برود، ریشه تبعیض و رانت باید خشکانده شود، امکانات نظام اسلامی باید در خدمت محرومان باشد و...

فلسفه روزه یکی اش لااقل این است که به یاد محرومان باشیم، لزوما نه به این معنا که برویم با آنها افطار و سحر نوش جان کنیم و عکس یادگاری بیندازیم بلکه بدین جهت که یادمان نرود برای از بین بردن فقر و محرومیت دارای رسالتی سنگین هستیم. باید برایمان سوال باشد چرا به رقم هدر رفت میلیاردها تومان سرمایه مملکت در زیر پای آقازاده ها و نامشخص بودن مبالغ هنگفت قاچاق و اختلاس و ... بلاتکلیفی پرونده های سنگینی مثل فولاد مبارکه و... همچنان کودکانی با زبان روزه مجبور به کار و تلاش در کوره های آجرپزی هستند تا باری از دوش خانواده هایشان بردارند؟ باید برای شما سوال باشد در نظامی که قرار است زمینه ساز تمدن جهانی اسلام باشد چرا هر که محروم تر است شانس کمتری برای ورود به دانشگاه دارد؟ چرا در شعاع دو کیلومتری مسئولان پایین رده هم یک جوان بیکار پیدا نمی شود و....؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ببین کجا نشسته ای!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۶ فروردين ۱۴۰۲، ۰۸:۱۱ ب.ظ

جلسه ستاد بازی‌های آسیایی

 

حالا این ماجرا که اتفاقی است. خانم آمده است نشسته است روی صندلی آقایی که با عنوان مدیر حراست قرار است در جلسه شرکت کند. خانم هم دارد لبخند میزند انگار یکی به رویش آورده که مقابلش چه نوشته ای قرار داده شده است.

از این عکس و فحوای طنز آن که بگذریم حقیقت آن است که خیلی وقت ها آدم با کسانی مواجه می شود که سر جای خودشان قرار ندارند. این احساس تلخ را بارها در مواجهه با بعضی مسئولان به خصوص در حوزه امور فرهنگی لمس کرده و افسوس خورده ام. مدیران و مسئولانی که بدون تخصص و اشراف کافی صرفا از روی رابطه و حرکت بر مدار بله قربان گویی رشد کرده و مناصبی را اشغال کرده اند که لیاقت اداره و تصدی آن را ندارند.

فارغ از خسارتهایی که این طیف بر پیکره جامعه وارد می آورند یادآوری این نکته حائز اهمیت است که بر اساس فقه اسلام و فتوای صریح رهبری و مراجع تقلید، اگر کسی صلاحیت تصدی مسئولیتی را نداشته باشد اما بر کرسی آن تکیه بزند حکم غاصب را داشته و فعلش حرام بوده و در عواید ناشی از آن نیز جائز به تصرف نیست.

تفکر باندی یکی از آسیبهای ساختار اداری در تمام جوامع است که رابطه و نان قرض دادن و همدستی و بله قربان گویی جای شایسته سالاری و اصالت خدمت به مردم را می گیرد که ثمره آن علاوه بر عقب ماندگی ملتها، ایجاد یأس و سرخوردگی در جوانان و عالمان و متخصصان مستقل و فاقد پارتی خواهد بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک کار بیخود!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ فروردين ۱۴۰۲، ۰۵:۱۸ ب.ظ

photo_2023-03-28_17-09-04_cvk.jpg

 

این پیامک امروز به دستم رسید. محتوای آن نه تنها نشانه کج فهمی متولیان امر است بلکه بیانگر ضعف در ادراک مسئولان مربوطه نیز به شمار می آید.

برای مبارزه با بی حجابی یا هر منکر دیگری مثل مفاسد اقتصادی و رانت و تبعیض و ... نیاز به شعار دادن در صفوف نماز جماعت نیست. درباره قاره دیگری که صحبت نمی کنیم. یک سری مفاسد هست که مقابل چشم خودمان و مسئولان پرادعای نظام منتسب به اسلام قطار شده است. به جای آنکه در مسجد داد بزنیم که مرگ بر بی حجاب، مرگ بر بی غیرت، مرگ بر غارتگر بیت المال، مرگ بر بی عدالتی و تبعیض و... برویم جلوی میز مسئولان، برویم وسط خیابان مقابل هنجارشکنی بایستیم و از حاکمیت مطالبه عدل و دین را داشته باشیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ناامیدی از نظام خوب است یا بد؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۷ فروردين ۱۴۰۲، ۰۹:۳۲ ق.ظ

بعضی از نیروهای انقلابی به اینجا رسیده اند که نظام عمدا دنبال قطع کامل نرم افزارها و شبکه های ارتباطی مخرب مجازی بیگانه نیست و در حالیکه میتواند با کاستن از پهنای باند اینستاگرام و... مانع از فعالیت فیلترشکن ها شود با چشمداشت به درآمد حاصل از فروش اینترنت و افزایش مصرف سودآور آن که ناشی از اجرای ناقص برنامه فیلترینگ است نسبت به حذف کامل شبکه های مذکور اقدام نمیکند.

بعضی از بچه های حزب اللهی به این نتیجه رسیده اند نظام همانطور که در اجباری نمودن قانون استفاده از کمربند ایمنی و استفاده از ماسک و... محکم ایستاد میتواند در نظارت بر قانون عفاف و حجاب نیز محکم بایستد اما با توجه به رویکرد انتخاباتی و سیاسی جناحها به صرف ایجاد درگیری بین لایه هایی از مردم و مشغول سازی ملت به هم اکتفا نموده و هیچ برنامه و عزم خاصی چه در زمینه فرهنگی و چه در زمینه انتظامی برای کنترل وضعبت بغرنج جامعه ندارد. جالب آنکه برخلاف فتوای مراجع، اجازه ورود بانوان برای تماشای مسابقات ورزشی مردان نیز صادر شده است.

عده ای از بدنه نیروهای انقلاب به اینجا رسیده اند نظام از ماجرای درگیری بر سر مساله حجاب خیلی هم متضرر نشده است. ماجرای مهسا امینی بلافاصله بعد از افشای پرونده محیرالعقول اختلاس فولاد مبارکه بوده که حتی اگر بپذیریم در بخشهایی از این گزارش اغراق صورت گرفته سرنوشت بخشهای غیراغراق آمیز پرونده در هاله ای از ابهام فرو رفته است. جسته و گریخته خبرهایی از تبرئه بعضی از چهره های شاخص متهم در پرونده های اقتصادی نیز به گوش میرسد. نظامی که توانست ظرف دو سه روز جمعیت عظیم معترضان فتنه 88 که از میدان آزادی تا میدان امام حسین را مملو از حضور میلیونی خود ساخته بودند کنترل نماید در کنترل اوضاع اغتشاش توسط چند جوانک فریب خورده که با اولین سیلی به گریه و ندامت می افتادند تعلل ورزید و در این اثنا سود سرشاری از افزایش قیمت ارز و طلا، حاشیه رانده شدن مطالبات اصلی مردم مستضعف و ... به دست آورد!

فارغ از میزان صحت و سقم این تحلیل ها بیم آن می رود بدنه ای از نیروهای ارزشی به مرور با عبور از دولت و نظام، عملا تبدیل به اپوزیسیون حزب الله! گردیده و صف جدیدی از مطالبه گری فرا حاکمیتی را تشکیل دهند.

اصل این سخن که رقبای رییسی و نفوذی های دولت قبل از خالی شدن بدنه حامیان وی خوشحال میشوند سخن بیراهی نیست و البته دولت رییسی نیز عملا نشان داده از هوش و ذکاوت لازم برای کنترل اوضاع و برنامه ریزی فرهنگی برای تغییر در شرایط موجود بهره چندانی ندارد.

اما میشود به موضوع از زاویه ای دیگر نیز نگریست.

بر اساس ادبیات رایج در کلام مقام معظم رهبری، بین نظام اسلامی (امت و امامت) با نظام دیوانسالار (قوای مجریه و مقننه و...) تفاوت وجود دارد. آنچه که در تقسیم بندی راهبرد کلان تحقق تمدن اسلامی نیز در کلام رهبری مشهود است ما اگر چه به نظام اسلامی (اصل حاکمیت دینی، ولایت فقیه و آرمانگرایی اسلامی) رسیده ایم ولی هنوز شاهد تحقق دولت اسلامی (مجموعه قوا و ساختار دیوانسالار کشور) نبوده ایم.

مقام معظم رهبری که بارها بر ضرورت برافراشته نگاه داشتن علم مطالبه گری تأکید داشته اند خود بالاترین مطالبه گر از مسئولان تنبل و انقلاب گریز و فراری از عدالت است. ضرورت امر به معروف و نهی از منکر در حوزه مسئولان، مقابله با شکاف طبقاتی، نفی تجمل طلبی، لزوم تحقق عدالت اجتماعی، ضرورت رفع بی عدالتی در نظام آموزش، برخورد با حقوقهای نجومی، تعقیب قانوندانهای قانون شکن، ایجاد کرسی های آزاداندیشی، سر و ساماندهی به صنایع داخلی و ارتقای کیفیت اسف بار خودروسازی و... نمونه هایی از خط و مشی ترسیمی رهبر متفکر انقلاب برای جریانهای انقلابی و عدالتخواه است که البته هیچگاه بر مذاق مسئولان در سطوح مختلف از جمله شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، شوراهای تأمین و ... خوش نیامده است.

به نفع نظام اسلامی و جریان اصیل انقلابی است که مطالبات دینی را فراتر از مقوله حجاب به گفتمان و فرهنگ عمومی تبدیل نمایند. قطعا بر سر مساله حجاب کوتاه نخواهیم آمد اما حجاب تنها بخشی از برنامه و مطالبه دین از حاکمیت است. ضرورت اصلاح ساختار اقتصادی، نفی تبعیض و رانتخواری، ایجاد بستر مناسب برای رشد فرهنگی و تعالی جامعه، برخورد با دانه درشتهای مفسد، توجه به گسترش عدالت اجتماعی، حمایت قاطع از مستضعفین و ... بخش های دیگری از آموزه های مکتب جامع و جهان شمول اسلام است که تجربه نیز ثابت نموده داعیه داری در برافراشته نگاه داشتن مجموعه مطالبات دینی و عدم نگاه موضعی و سطحی و گزینشی به احکام دین منجر به جلب اعتماد مردم و تحکیم پایه های حاکمیت اصیل اسلامی خواهد گردید.

ناامیدی از نظام اداری کشور، همان طور که بعضی مسئولان میز خود را مساوی با نظام دانسته و حفظ آن را از اوجب واجبات می شمارند اگر به این معنا باشد که هر کس که دغدغه دین و انقلاب و ولایت دارد خودش را متولی اندیشه نظام اسلامی دنسته و در پیگیری احکام و معارف اجتماعی دین منتظر مسئولان نماند، با ارزش و سازنده خواهد بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ماه در ادامه خورشید

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۶ اسفند ۱۴۰۱، ۱۱:۳۲ ق.ظ

عکس های زیبا از ماه و خورشید

 

ماه که هست، حتما خورشید هم هست. خورشید نیز ماه را در کنار خود دارد. ماه، مکمل کار خورشید است. در اوج تاریکی شب، ماه است که عَلَم خورشید را برافراشته نگاه می دارد. خبر از وجود خورشید و ظهور صبح می دهد. ماه، آیینه انعکاس نور خورشید است.

ماه بدون خورشید نمی شود و خورشید بدون ماه، کار ناتمام دارد.

موسی، برادرش هارون را وزیر و یاور خویش خواند.

محمد، برادرش علی را مکمل سلوک خود دانست. انا و علی ابوا هذه الامه، انا مدینة العلم و علی بابها مقدمه ای است برای نزول الیوم اکملت لکم دینکم...

خورشید کربلا نیز بدون قمر نیست. تولد و شهادتش مقارن او، تدبیر و غیرت و شهامت و مرام ابالفضل، مکمل فرهنگ عاشورا و پژواک پیام سرخ نهضت اباعبدالله است.

ماه وارث خورشید است. العلماء ورثة الانبیاء، ولایت نیز در عصر غیبت خورشید، انعکاس نور حق و نوید ظهور صبح حقیقت است.

ماه، پشت ابر نمی ماند. صدای تپش قلوب منتظر، رعشه کاخهای سیاه استبداد خواهد شد و نور محبت و انتظار عملی برای ظهور منجی را بر سینه مستضعفان عالم خواهد تاباند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

من و تو کی مبعوث می شویم؟

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۸ بهمن ۱۴۰۱، ۰۹:۲۱ ق.ظ

بعثت برای ما روز جشن است. نبی خدا، راه درست زندگی را به بشریت آموخت و باب هدایت امت را گشود.

اما پیامبر، پدرش درآمد. عذر میخواهم بابت این تعبیرم. قرار است در سطح خودمان حرف بزنیم و الّا ما کجا و درک ساحت قدسی پیامبر رحمت و نگین حلقه نبوت کجا؟

بنده خدا وقتی به خانه آمد، فشارش افتاد، ضعف کرد و از خدیجه خواست او را با ملحفه ای بپوشاند. بار فشار این مسئولیت، کمر کوه را خم میکند. لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِ اللَّه

محمد، جوان خوشگل و خوش تیپ مکه، امین مردم کوی و بازار، مومن دین حنیف ابراهیم، در زمره جوانمردان شهر، معتبر به خاندان بزرگ و شهیر عرب، همسری مایه دار هم دارد که تا آخر عمرش بنشیند گوشه ای و بخورد و بخوابد برایش کافی است.

جوان سر به راهی بود. دنبال عیش و نوش که نرفت آنهم در دوره ای که نوزادان را گاه از نظر تشابه صوری به مردی نسبت می دادند و طوق پدری به گردنش می انداختند.

خوب، همین قدر کافی نیست؟ جوانی سالم باشی، موحّد باشی، معتبر و بی حاشیه باشی، آسه بیایی، آسه بروی، کار به کار کسی نداشته باشی، دیگران هم با اینکه میدانند تو بر آیین شرکشان نبوده و خدایان سنگی و چوبی شان را باور نداری باز هم کاری به کارت نداشته باشند. زن پولدار هم که داری، یعنی هم دنیایت تأمین است، هم آخرتت. خدا که آن طرف با آدم بی گناه کاری ندارد؛

اما

یا اهل المدّثّر، قم فانذر

بار گرانی بر دوش تو، انسان موحّد هدایت جوی کمال گرا نهاده شده است. فکر کرده ای راهت از دیگران سوا باشد، مسیر باطل را نروی، همین برایت کافی است و مسئولیتی بر عهده ات نیست؟ رفاه جویی و راحت طلبی در مرام اهل حق جایی ندارد.

رسالت، ریاست نیست. دردسر دارد. اول از همه بستگان و قوم و قبیله ات دورت خط می کشند. فحش می شنوی، تهمت می خوری، سنگ و زباله نثارت می کنند، فرزندانت در نسلهای بعد هم روز خوش را نمی بینند، اما

قم فانذر

همان خدایی که گفت اقراء باسم ربک؛ دقایقی بعد میگوید برخیز و انذار کن که علم، مسئولیت آور است. اصلا عالم بی عمل، جاهلی مدعی و شیادی منافق است. اگر خوب حرف میزنی و خوب مینویسی باید خوب هم عمل کنی و دیگران را به سمت خوبی ها دعوت کنی.

برخیز محمد، تو محمود خدا و خلق مومن خدایی، تو از آل ابراهیم و ادامه خط نوح و داوود و سلیمان و موسی و عیسایی، از تبار نیکان ستایش شده روزگاری، پورِ احمدی تو. قرار است طبیب دوّار امت باشی، پزشکی که دردهای پنهان و آشکار و ظلمت و گمراهی تنیده در روح و جان مردم را درمان میکند.

سنگ و چوب و فحش و تهمت می خوری، آرامش را از تو سلب میکنند، بدان که دوران انزوا و خودسازی و تفرّد به سر آمد. برای طرد شدن، اخراج و تبعید و حصر و فقر، آماده شو. دین خدا برای جامعه است. نمی توانی موحّد باشی و جهالت زمانه را ببینی و سکوت پیشه کنی، نمی توانی مومن راستین باشی و برای اصلاح جامعه، جهاد نکنی. اصلا دین داری منهای جهاد، چیزی جز طنز نیست. پوسته ای است بی محتوا، اسلام دین زندگی است، دین عدالت و هدایت و صداقت و امنیت است.

من و تو قرار است کی مبعوث شویم؟ پیرو دین محمد، آرام و قرار ندارد. دغدغه خلق، خواب و خوراکش را بر هم میزند. جور زمانه را بر نمی تابد. در برابر جبهه باطل سکوت نمیکند. گمراهی عوام و غفلت خواص را تاب نمی آورد. برای حرف حق، هزینه می دهد. برای قدم برداشتن در راه خدا معطل پول و پست نمی ماند.

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ

اگر ادعای ایمان داری و خودت را پیرو خدا و پیامبر میدانی، به خاطر منافعت دچار تردید نمیشوی، با مال و جانت در راه خدا به زحمت می افتی، آن وقت است که معلوم می شود راست گفته ای.

 

یا محمد (ص)

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یمنی ها هم انسانند

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۵ بهمن ۱۴۰۱، ۰۵:۳۸ ب.ظ

عکس/ تصویری دردناک از دختر یمنی

 

اینجا یمن است، قابی از واقعیت دنیا که به چشم نمی آید.

ما یاد گرفتیم برای روشنفکر شدن به شبکه های بیگانه نگاه کنیم. شبکه هایی که از عربستان سعودی پول می گیرند تا به ما بیاموزند از هویت اسلامی فاصله بگیریم و کلمات عربی را دور بریزیم و شبیه غربی ها شویم و ما متمدنانه اسامی اسلامی خود را تغییر می دهیم، واژگان اسلامی را حذف میکنیم و به بهانه ملیت گرایی، به فرهنگ بی فرهنگی غرب پناه میبریم. این شبکه ها نمی گویند که ایرانی اصیل حتی قبل از اسلام هم اهل حجاب بود، سگ را به اتاق راه نمی داد، معماری خانه اش بومی بود، فرزندآوری را افتخار می دانست و....

از شبکه های ارتزاق کننده عربستان می آموزیم شعار آزادی و حقوق بشر را بلغور کنیم؛ اما چشممان را به روی کودکان گرسنه و یتیم و بی پناه یمن که زیر بمباران همین عربستان خون آشام قرار دارند، ببندیم.

دوست داریم منورالفکر شویم؛ اما سیم لامپ مغزمان به نیروگاه رسانه ای اجنبی وصل است. فکر روشن زمانی رقم می خورد که از قدرت تفکر و اندیشیدن به جای تبعیت محض از رسانه بهره ببریم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آیت الله سید علی خامنه ای

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۹ بهمن ۱۴۰۱، ۰۵:۲۸ ق.ظ

KHAMENEI.IR

 

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و شکست آخرین شاه این کشور، مردم با شرکت در انتخابات به قانونی رأی دادند که تشکیل حکومت اسلامی به رهبری یک دانشمند دینی سیاستمدار (ولایت فقیه) را به رسمیت می شناخت.

بر اساس خواست مردم، رهبر ایران حتماً باید "آیت الله" باشد. آیت الله به دانشمند دینی گفته می شود که با رفتار و گفتار خود مردم را به سوی خدا دعوت می کند. آیت الله سید روح الله خمینی، نخستین رهبر ایران اسلامی بود و بعد از ارتحال ایشان، آیت الله سید علی خامنه ای عهده دار رهبری مردم ایران گردید.

آیت الله سید علی خامنه ای در ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ شمسی/ ۲۸صفر  قمری۱۳۵۸/ ۱۹ آوریل ۱۹۳۹ میلادی در شهر مشهد به دنیا آمد. پدر او نیز دانشمندی دینی و ساده زیست بود.

ایشان در اوایل نوجوانی دروس حوزه های علوم دین را آموخت و با توجه به استعداد قابل توجهی که در آموختن علم داشت به درجات بالای تحصیل علوم دین رسید. او در حوزه های علمیه شهرهای مشهد و نجف (کشور عراق) و قم نزد استادان بزرگ زمان خود به آموختن علم و اخلاق پرداخت.

او در ضمن آموختن، به آموزش نیز توجه داشت و در جوانی استادی موفق به شمار می آمد. در علوم مختلف دینی صاحب نظر شد و آثار بزرگی را تألیف و منتشر نمود. او به ادبیات و هنر نیز علاقمند بود، شعر می گفت، رمان های معروف دنیا را می خواند و در موسیقی نیز مطالعه می کرد و به تاریخ ملت ها مسلط بود.

ظلم حکومت شاه بر او گران آمد و در سخنرانی های خود در شهرهای محتلف کشور به افشای ماهیت آمریکایی رژیم شاه و بیان معارف اسلامی در ضرورت تشکیل حکومت دینی مبتنی بر اراده مردم و حفظ استقلال و خودکفایی و عدالت می پرداخت. این سخنرانی ها و مقالات و کتب و ترجمه های وی در نهایت باعث شد بارها به زندان بیفتد و شکنجه و تبعید شود.

بیداری، حضور و استقامت مردم بالاخره منجر به پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط حکومت 2500 ساله پادشاهی شد. آیت الله سیدعلی خامنه ای در فعالیت های مهمی چون عضویت در شورای انقلاب، تدوین قانون اساسی، نمایندگی مجلس شورای اسلامی و... حضور تأثیر گذار داشت. با حمله ارتش عراق و اشغال بخش هایی از خاک ایران که با حمایت آمریکا و بعضی از کشورهای غربی صورت گرفت، آیت الله خامنه ای به جبهه های جنگ شتافت، سلاح در دست گرفت و همراه با جوانان رزمنده به دفاع از کشور خود پرداخت. او یک بار نیز در تهران موقع سخنرانی مورد سوءقصد تروریستی قرار گرفت که دست راست وی آسیب دید و از کار افتاد. مدتی بعد ایشان با رأی قاطع اکثریت مردم ایران –که دوبار پیاپی اتفاق افتاد- به عنوان رئیس جمهور این کشور انتخاب گردید.

بعد از رحلت امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی، نمایندگان مردم در مجلس خبرگان رهبری با اکثریت آراء، سید علی خامنه ای را برای رهبری مردم برگزیدند.

جمهوری اسلامی ایران با توجه به مبارزاتی که بر ضد امپریالیسم و استکبار جهانی داشت از ابتدای پیروزی بارها مواجه با توطئه های دشمن از قبیل جنگ تحمیلی، محاصره اقتصادی و انواع تحریم ها، کودتا، ترورها، خیانت و جاسوسی، جدایی طلبی در مناطق مرزی، تهاجم فرهنگی و ... بود. در همه این حوادث، مردم با وحدت خود و با هدایت رهبر انقلاب توانستند از شرایط دشوار عبور کنند. این توطئه ها در دوره رهبری آیت الله خامنه ای نیز با شدت ادامه یافت؛ اما خود دشمنان نیز بارها اعتراف کردند که هوشمندی و مدیریت رهبر ایران در آگاهی بخشی و استفاده از ظرفیتهای مردمی مانع از به سرانجام رسیدن توطئه ها شده است.

 نگاه جامع آیت الله خامنه ای به پیشرفت کشور به منظور جبران عقب افتادگی های های زمان شاه و آسیب های سنگین ناشی از دوران جنگ و... در راستای دستیابی به تمدن نوین اسلامی در همه جهات اقتصادی و فرهنگی و... و ارائه الگو برای ملت های آزادی خواهی قرار داشته است که قصد دارند روی پای خود ایستاده و از وابستگی به ابرقدرتها در امان بمانند.

از این رو است که ایران در این سالها به رغم همه تحریم ها و کارشکنی ها توانسته است در زمینه تحقیقات علمی و فن آوری در سطح جهان درخشیده و به نقطه قابل توجهی برسد. کشوری که در ابتدای پیروزی انقلابش، نهضت "سواد آموزی" را به منظور توسعه توانایی خواندن و نوشتن آغاز کرد، سی سال بعد به "نهضت تولید علم" روی آورد. ترور دانشمندان و نخبگان این سرزمین نشان دهنده حیرت و عصبانیت دشمنان از پیشرفت مردم ایران است. ایران اسلامی هم اکنون تنها کشور تولیدکننده صنعتی بیوایمپلنت، رتبه هشتم صنعت هسته‌ای، رتبه ششم در تولید زیردریایی، رتبه دهم در فناوری لیزر، رتبه هشتم در چرخه کامل فناوری فضایی، رتبه چهارم در علوم باروری و ناباروری، دومین کشور دارای فناوری ساخت پهپاد رادارگریز، دومین ارتش سایبری دنیا، رتبه اول در فناوری نانو و دومین کشور دارای دانش طراحی و ساخت هواپیمای استراتژیک خورشیدی در جهان است. در علوم انسانی نیز پیشرفتهای چشمگیر ایران اسلامی مورد توجه اندیشمندان دنیا قرار گرفته است.

علاوه بر رشد علمی جامعه ایران که سرآمد منظقه خود گردیده، تأثیرگذاری سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی در تحولات جهانی، عزم ایران را برای صدور آموزه های انسانی و الهی و ارائه الگوی "مردمسالاری دینی" به عنوان راه نجات ملت ها از وابستگی و سرخوردگی به اثبات می رساند.

از نگاه آیت الله خامنه ای، بیداری ملت ها و سلامت و توانمندی رهبران، منجر به استقلال جوامع و هدایت توانایی ها و ظرفیت های ملی و مردمی در راستای استقلال و سربلندی کشورها و دستیابی به جامعه متعالی و سالم و اخلاق محور و پیش رو خواهد گردید. باور "ما می توانیم"، شعاری عملی و نقشه راه و زمینه ساز پیشرفت و شکل گیری جوامع خودکفا و مستقل و متمدن به شمار می آید، فرهنگی سازنده که همواره در آثار فکری و هنری سلطه گران و سیاستهای رهبران زیاده خواه استکبار و عناصر وابسته شان به منظور اسارت و عقب نگاه داشتن ملتها مورد تمسخر و تحقیر قرار می گیرد.

آیت الله خامنه ای مانند امام خمینی(ره) از نظر اقتصادی و معیشتی همواره در سطح پایین ترین اقشار مردم زندگی نموده و با دردها و مشکلات آنها از نزدیک آشناست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فریاد عدالت، پایه های نظام را محکمتر می سازد

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲ بهمن ۱۴۰۱، ۰۶:۳۷ ب.ظ

یادی از بیدادگاه خسرو گلسرخی

 

سالها پیش کلیپی پخش شد از جلسه محاکمه خسرو گلسرخی در سال 52 که منجر به اعدام وی گردید. او مرد و مردانه ایستاده بود مقابل قاضی و خود را یک مارکسیست معرفی می کرد اما جالب بود که به عباراتی از کلام نورانی امیرالمومنین و امام حسین علیهما السلام اشاره و استناد می نمود و از بزرگان شهید تشیع علوی به نیکی یاد می کرد.

حسن رحیم پور ازغدی ذیل کلام او در تحلیلی کوتاه به این واقعیت اشاره نمود که روح حقیقت جو و فطرت راستی طلب امثال خسرو گلسرخی را نمی توان نادیده گرفت اما کم کاری در بیان و نشر معارف اصیل دین که متضمن عدالت و آزادی اجتماعی و زمینه ساز رشد و بالندگی شخصیت و کمال انسان هاست منجر شد که آنها نتوانند راه درست را تشخیص داده و به دامان مارکس و لنین بیفتند.

در کتاب طرح کلی اندیشه اسلام در قرآن که یادگاری از تلاش فرهنگی آیت الله خامنه ای در دوران جوانی و فضای سیاسی مبارزات ضد ستمشاهی است نیز به طور ملموس می توان احساس کرد که ایشان سعی دارد ضمن تأکید بر معرفی نظام ولایی و حاکمیت الهی در اسلام، چهره حقیقی دین در عدالت ورزی و نفی نظام طبقاتی و ستیز با اشرافی گری و تبعیض را معرفی نموده تا وجدان حق طلب جوانان تشنه عدل و داد را در قلمرو آموزه های دین سیراب نماید.

واقعیت آن است بسیاری از کسانی که ذیل مطالبات اجتماعی و اقتصادی خود اصل نظام را زیر سوال می برند اگر بدانند عدالتخواهی در منطق و بطن انقلاب اسلامی نهفته و هر جا که شاهد تبعیض و انحراف هستیم دقیقا به خاطر فاصله گرفتن در آن نقطه از مبانی دین است، در رویکرد غلط خود تجدید نظر می کنند.

نمی توان منکر شد که بخشی از معترضین در شمار معاندان و بدخواهان نظام هستند و از سر شکم سیری یا عقده و کینه به ستیز با حاکمیت روی آورده اند؛ اما اگر عَلَم عدالتخواهی در دست نیروهای انقلاب باشد لااقل آن طیف از جامعه که دعوایی جز احقاق حق نداشته و بازی رسانه های دشمن را خورده اند از دامان نظام فاصله نخواهند گرفت.

از این رو باید باز هم تأکید کرد که به نفع نظام است پرچم عدالتخواهی در دست نیروهای منتقد اما معتقد به نظام بماند تا اینکه در اختیار دشمنان اساس دین و نهضت قرار بگیرد؛

اما

جای تأسف است که تلقی سودجویانه از مفهوم درست "اوجب واجبات بودن حفظ نظام" و تغییر ناجوانمردانه آن به اوجب واجبات بودن حفظ قدرت و صیانت از کرسی ریاست، بسیاری از مسئولان را به آنجا رسانده که صدای حق طلبی و عدالتخواهی نیروهای دلسوخته انقلاب را خفه نموده و با پرونده سازی و ایراد اتهام و برخوردهای ملال آور و فرسایشی قضایی، راه را بر اصلاح امور ببندند و در نهایت لایه هایی قابل اعتنا از جامعه حق طلب را به دامان بیگانه سوق دهند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اسامی تعدادی دیگر از قاتلان شهید عجمیان

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۸ دی ۱۴۰۱، ۰۵:۰۷ ب.ظ

عکس/ منزل شهید مدافع امنیت «سید روح‌الله عجمیان»

 

قاتلان شهید عجیمان فقط آن جوانک های پست و فریب خورده ای نیستند که در جوشش غریزه حیوانی با خوی درندگی به جان یک بسیجی تنها و بی دفاع در کنجی خلوت افتاده و بدنش را با قتل صبر و جانش را ذره ذره به سوی مرگ کشاندند؛ هر چند برای بسیجیان دلداده مکتب عشق، شهادت ولو با سختی و زجر، احلی من العسل است.

در زمره قاتلان سید روح الله عجمیان، نام فرزند دهه هشتادی عضو شورای شهر و همه آقازاده ها و نورچشمی ها و یقه سفیدها را هم بگنجانید که ولع چپاول بیشتر و رانت خواری افزون تر و یغماگری و زیاده خواهی هایشان در زیر نقاب دین و انقلاب، سایه غربت و مظلومیت ولی نعمتان اصیل انقلاب اسلامی همچون خانواده شهید عجمیان را مستدام ساخت و رنج مهجوری و زخم تهمت و زهر جفای فتنه و نفاق را در جان شیدایشان فرو نشانده است. تاوان دست درازی های عناصر انقلابی نمای کاخ نشین چنبره زده بر خزانه بیت المال، همواره بر گرده کوخ نشینان سر به زیر و خط مقدمی جبهه اسلام ناب تحمیل شده است.

پرچم داران و منادیان حقیقی نظام مظلوم اسلامی نه قماشی از جنس تزویرگران غارتگر و باندباز دنیا پرست و اصولگرایان بی اصل و ریشه و اصلاح طلبان دگم و کژ اندیش و پوچ که مردان و زنان بی ادعا و شهیدپرور و جهادگری چون خانواده شهید عجمیان هستند که با آن سابقه درخشان جهاد و ایثار و رشادت در سالهای دفاع مقدس، در خانه استیجاری و کوچک حومه شهر، دلخوش به ماحصل عرق جبین و اندک دستمزد حلال کارگری فصلی، حتی بعد از شهادت فرزند دلبندشان نیز خود را بدهکار انقلاب و مردم دانسته و سهمی که از سفره انقلاب نصیبشان شده را در اطاعت پذیری از ولایت فقیه و پایبندی به عهد ازلی با معبود و حرکت در صراط مستقیم هدایت و رستگاری توصیف می نمایند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کوته فکر کیست؟

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۳ دی ۱۴۰۱، ۱۱:۴۲ ق.ظ

تماشا کنید: بازیگردان میانکاله / این مرد پشت‌پرده کیست؟ از بازار کوپن تا  پروژه میلیاردی پتروشیمی میانکاله | سایت انتخاب

 

استاندار مازندران در روزهای اخیر یکبار دیگر بحث پتروشیمی میانکاله را مطرح کرد و مخالفان اجرای آن را عده ای کوته فکر لقب داد!

در ماجرای پتروشیمی میانکاله که در نهایت با دستور رییس جمهور تعطیل گردید چند نکته مهم وجود داشت که هنوز هم برای بررسی ابعاد آن دیر نشده است.

یک جنبه از ماجرا بر میگردد به ضرر و زیان اجرای طرح برای محیط زیست که البته مخالفت صریح سازمان مربوطه را نیز برانگیخت.

یک روی دیگر ماجرا مربوط است به نحوه واگذاری طرح که ظاهرا روند قانونی مورد تأییدی را طی نکرده است. فردی که طرف قرار داد اجرای طرح بود هم از نظر حواشی اقتصادی دارای اتهاماتی بود که واگذاری طرح به او بسیار مشکوک و لازم به بررسی است. نکته دیگر مربوط میشود به واگذاری غیر معمول و چند برابری زمین برای اجرای طرح که در نوع خود بی سابقه و سوال برانگیز است.

پرونده پتروشیمی میانکاله با میدانداری نیروهای مطالبه گر و عدالتخواه حزب الله و نیز یاری دوستداران محیط زیست در نهایت با دستور رییس جمهور متوقف شد که عصبانیت استاندار امنیتی را برانگیخت.

در حالی که انتظار می رود ابعاد مبهم ماجرای واگذاری پتروشیمی از سوی شخص استاندار مورد پیگیری قرار گرفته و فساد محتمل به جد بررسی شود وی بی اعتنا به افکار عمومی همچنان در تلاش برای تقابل با مخالفان پیروز اجرای پتروشیمی زیانبار میانکاله است.

جالب است بدانید در حالی حسینی پور که سابقه مسئولیت در وزارت امنیتی را داراست سکاندار نمایندگی ارشد دولت در استان است که به تازگی مدیر کل مسکن و شهرسازی استان به اتهام فساد اخلاقی و مالی توسط اطلاعات سپاه و نیز مدیرکل آب و فاضلاب استان به اتهام تبانی و فساد مالی توسط نیروی انتظامی دستگیر و روانه زندان شده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا