اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۱ دی ۰۰، ۰۸:۰۰ - حسن مجیدیان
    احسنت

والفجر6 از اطلس دفاع مقدس حذف شد!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۲، ۰۸:۰۳ ب.ظ

"گوش برها" چه کسانی بودند؟


حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) :

امروز بعضی ها هستند که در دنباله ی کار فرهنگی خطرناک، می خواهند یاد آن روزها را هم از خاطر ملت ایران ببرند، از تکرار اسم جنگ و اسم مناطق جنگی عصبانی می شوند. از نام آنچه که ذهن  مردم را به یاد آن روزها بیاورد، خشمگین می شوند و تلاش می کنند که این ها از یاد مردم برود.

اینها کسانی هستند که در آن دوران، خجلت زده و شرم زده بودند، چون حضــوری در صحنه نداشتند. چون در آن دوران آنچه اتفــاق می افتاده است مایه ی خجلت آن ها و علیه کسانی بوده که دل اینها با آنان بوده است. لذاست که از تکرار آن ها ناراحت می شوند و می خـواهند این را از خاطر ملت ایران حذف کنند.

مدیر کل محترم حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان مازندران

سلام علیکم؛

تاریخ پر افتخار دفاع مقدس، حکایت مظلومیت، شجاعت و درخشش مردان مردی است که برای اعتلای آموزه های نورانی انقلاب و وصال حضرت دوست، سر از پا نشناختند، خالصانه جان در طبق اخلاص نهادند و “عند ربهم یرزقون” شدند.

مرکز فرهنگی لاله های زهرایی (س) مازندران، متشکل جمعی از فرزندان معظم شهدا، ایثارگران و مجاهدان عرصه جهاد فرهنگی در جبهه جـنگ نرم و در راستای انتشار و ترویج افکار، اندیشه ها و نهادینه سازی سیره عملی شهدا از سال 1368 تا به امروز در مسیر خدمت رسانی به آستان نورانی امام و شهدا تلاش می نماید.

تلاش این مرکز، سعی در مظلومیت زدایی از چهره های نورانی شهدا، معرفی این مردان الهی به نسل جوان تشنه معرفت و سیره شهدا و عمق بخشی به بصیرت جوانان است که بفرموده حضرت امام خامنه ای:

«هرکس در راه روشنگری فکر مردم تلاش کند، از انحرافی جلوگیری نماید و مانع سوء فهمی شود از آنجا که در مقابله با دشمن است، تلاشش “جهاد” نامیده می شود.» آن گونه که مستحضرید در سال 1362 در پی صدور دستور شفاهی از سوی فرمانده کل سپاه، مأموریت انجام عملیات در نوار مرزی دهلران و محور عملیاتی به وسعت 20 کیلومتر در چیلات به لشکر 25 کربلا ابلاغ شد.

 فرمانده لشکر 25 کربلا و تعدادی از برادران پاسدار واحدهای اطلاعات و عملیات، لجستیک و مخابرات برای شناسایی، عازم منطقه “چیلات” شدند تا عملیات والفجر 6 که طرحی فریبنده برای عملیات خیبر بود را 24 ساعت قبل از خیبر در آن محور به اجرا درآورند. عملیات والفجر 6  می بایست در ساعت 22:35 دقیقه دوم اسفند ماه سال 1362 انجام می گرفت، به علت عدم شناسایی کامل منطقه توسط تعدادی از گردان ها با 6 ساعت تأخیر آغاز شد. به دلیل شرایط خاص و وجود محدودیت های زمانی، تنها یک روز فرصت شناسایی در اختیار واحد اطلاعات لشکر 25 کربلا قرار گرفت و این شرایط موجب شد تاواحد تخریب لشکر نیز به گواهی اسناد و مدارک موجود و خاطرات فرماندهان و رزمندگان، نتواند در خنثی سازی میادین مین آن منطقه، خوب عمل کرده و موفق به بازگشایی معبرها شود اما با وجود تمامی این مشکلات، از آنجایی که این عملیات، به عنوان مقدمه ورود به عملیات خیبر طراحی شده بود، جمعی از شیرمردان خطه مازندران دل به دریای عنایات باری تعالی زدند و داوطلبانه و شهادت طلبانه با عبور از میادین مین، وارد این کارزار پرمخاطره شدند و با استقرار روی ارتفاعات منطقه، رزمی جانانه را از خود به نمایش گذاشتند.

اما با عدم پشتیبانی آتش توپخانه و زرهی و کمبود امکانات و مهمات، رفته رفته، عرصه بر مجاهدان راه خدا تنگ شد و با تشدید درگیری ها، شرایط رو به وخامت نهاد و حلقه محاصره تکمیل شد... به روایت شاهدان از میان بچه های گردان 313 نفره حضرت امام رضا (ع) طرح لبیک یا خمینی (ره) اعزامی از آمل، فقط 15 نفر سالم برگشتند؛ گردانی که در زمان عقب نشینی از وسط میدان مین، قیچی شد.

از روز سوم عملیات آب و غذا و مهمات بچه ها تمام شد! عطش همه را هلاک کرده بود، همه را جز شهدا! بچه ها با دست خالی مقاومت کردند، جنگ تن به تن شروع شد، در درگیری هایی تن به تن، عراقی ها بچه های مجروح را گرفتند و از بالای ارتفاع 200 متری به داخل میدان مین پرتاپ کردند. عراقی ها با دوشکاهای مستقر روی تانک ها بچه ها را مستقیم می زدند و به شهادت می رساندند! وقتی شهید مجتبی شفیق (آملی) با گلوله توپ تکه تکه شد، انگار عاشورای کوچکی در آن منطقه شکل گرفت!

 اما پدران و برادران و همرزمان بسیجی ما نگذاشتند حرف امام بر زمین بماند و با وجود تمامی کمبودها  و محدودیت تجهیزات، امکانات و تدارکات و پشتیبانی آتش توپخانه، جانانه ایستادگی کردند و عاشورایی جنگیدند.

پس از  گذشت10 سال، هنگام تفحص در منطقه چیلات، پیکر برخی از این شهدای عزیز در حالی که با دستان بسته و تیر خلاص به جمجمه و قفسه سینه در مقتل های 5 نفره آرمیده بودند، کشف شد؛ آن هم در شرایطی که قمقمه های تعدادی از این شهدا، لبریز از آب بود و به تأسی از مولایشان آقا اباعبدالله، لب تشنه، شهد شیرین شهادت را نوشیدند. هنوز پیکر مطهر پاسدار رشید اسلام قاسمعلی فخاریان (بهشهری) در آن سرزمین جاویدالاثر مانده است و خانواده قاسم های جوان، چشم انتظار بازگشت پیکر عزیزانشان هستند! دختر بسیجی شهید محمدتقی فتحی (فریدونکناری) که 6 ماه بعد از شهادت پدرش به دنیا آمده بود، امروز حدود 30 سال سن دارد و تنها خواسته اش این است که برای یک بار هم که شده برای بازدید از مناطق عملیاتی دفاع مقدس به مقتل پدر شهیدش برود، زیارت عاشورا بخواند و با او تجدید پیمان کند.

امروز فرزندان معظم شهدای عملیات والفجر 6 ، همگی بزرگ شده اند و هر کدام در سطوح گوناگون جامعه مشغول فعالیت هستند و در مناسبت ها و یادواره های مختلف و یا ایام اعزام کاروان های راهیان نور که گرد هم می آییم، اولین سوالشان از ما این است که چرا مسئولین در خصوص احداث یادمان شهدای والفجر 6 اقدامی نمی کنند؟! چرا متولیان ترویج فرهنگ ایثار و شهادت پس از سال های دفاع مقدس، حتی یک تابلو هم در منطقه چیلات نصب نکرده اند و اطلاع رسانی نکرده اند که آنجا مقتل الشهد بوده و آغشته به خون پدران شهیدان مان است؟! چه کسانی مسئول حفظ قدمگاه و مقتل پدران شهیدمان هستند؟!

چرا در این 30 سال یک کتاب از حماسه جاودان علی اکبرهای خمینی، شهدای والفجر 6 به چاپ نرسیده است؟!

قصه و غصه شهدای چیلات چه فرقی با فکه دارد؟!

عملیات های رمضان و کربلای 4 که با عدم فتح روبرو شده بودند، چه فرقی با عملیات والفجر 6 دارند؟!

چه تفاوتی بین مناطق عملیاتی فتح المبین، شلمچه و اروندکنار با چیلات است؟!

چرا تا به امروز یک بروشور از عملیات والفجر 6 در ایام راهیان نور توسط ستاد مرکزی راهیان نور توزیع نشده است؟!

چرا نام عملیات والفجر 6 به طور کامل از اطلس دفاع مقدس و دایره المعارف مصور تاریخ جنگ حذف گردیده است؟!

چه کسانی باید پاسخ گوی سوالات وارثان خون شهدا باشند؟!

چرا مسئولین و سرداران لشکر 25 کربلا برای پیگیری احداث یادمان شهدای والفجر 6 در چیلات تا به امروز هیچ اقدامی انجام نداده اند؟!

برادر زارعی عزیز، این مرکز در سال 90 طی مکاتبه ای با سردار میرشکار مدیر کل محترم وقت حفظ و آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، درخواست پیگیری موضوع یادمان مقتل الشهدای چیلات را داشت که آن بزرگوار طی مکاتبه ای با سردار باقر زاده، موافقت کتبی ایشان را در انتهای نامه ی لاله های زهرایی دریافت نمود. اما متاسفانه نمی دانیم که چرا این امر تاکنون عملیاتی نشده است و چه کسانی مانع تراشی می کنند؟!

این مرکز به نمایندگی جمعی از فرزندان شهدای عملیات والفجر 6، تقاضامند است طی هماهنگی با سردار کارگر ریاست محترم بنیاد مرکز، شرایطی فراهم گردد تا 3 نفر از فرزندان شهدای این عملیات بتوانند، به بیان خاطرات و مستندات عملیات والفجر6 و ارائه گزارش پیگیری هایی که از سال 90 تا به امروز انجام داده اند، بپردازند و با هم اندیشی، راه کارهای پیش رو برای تحقق رویای خانواده های معظم شهدای این عملیات بررسی شود تا هر سال شاهد حضور جوانان و ره پویان طریق شهادت در آن منطقه باشیم و بـتوانیم به فرزندانمـــــان “نوه های” شهــدا، در مقتل پدران آسمانی مان، درس ایثار، شهادت، زندگی جاودانه و تکریم از مقام شامخ شهدا را بیاموزیم.

به نظر ما وارثان خون شهدا؛

قصه فتح المبین، فکه، شلمچه و اروند قصه عاشوراست که البته شمع را آب می کند. اما قصه چیلات قصه علی اکبر شدن و پرپر شدن 350 گل از بوستان لاله های زهراییست که با نام حضرت زهرا (سلام الله علیها)خودشان را فداییان عملیات خیبر ساختند، در گمنامی حماسه آفریدند، به فرمان حضرت امام روح الله، لبیک گفتند و برای همیشه جاودانه شدند.

 روایت عملیات والفجر 6، قصه زیر سوال بردن فرماندهان جنگ نیست. آن عزیزان در شرایطی سخت و فرصتی اندک، تصمیمی عاشورایی گرفتند که فهم شرایط شان برای کسانی که با فرهنگ “عاشورا” آشنا نیستند، غیر قابل تصور است. ما فرزندان شهدای عملیات والفجر 6  از زحمات همه فرماندهان و رزمندگان آن عملیات که با وجود تمامی مشکلات از دستورات فرماندهی مافوق خود اطاعت نموده و به خط دشمن زدند تا عملیات فریب را به سرانجام برسانند، تقدیر و تشکر کرده و امیدواریم پس از گذشت 30 سال با حمایت های معنوی و پیگیری های لازم همه سرداران و فرماندهان لشکر 25 کربلا که از سال 1362 تا به امروز در این لشکر مسئولیتی داشتند، این امر مهم هرچه زودتر عملیاتی و محقق گردد و ستاد مردمی پیگیری یادمان شهدای عملیات والفجر 6 با حضور سرداران و خانواده های معظم شهدای والفجر 6  و بنیاد حفظ آثار راه اندازی گردد. امید که با حمایت های همه دلسوزان و محبان فرهنگ شهادت، شاهد حضور کاروان های راهیان نور در مقتل الشهدای عملیات والفجر 6 باشیم.

                                                                                                                                                           ان شالله

مجید کـریمی

مسئول مرکز فرهنگی لاله های زهرایی (سلام الله علیها)

و مسئول کانون همبستگی فرزندان شاهد مازندران

رونوشت به؛

1 - نمایندگان محترم ولی فقیه در استان های مازندران و ایلام جهت استحضار

2 - استانداران محترم مازندران و ایلام جهت استحضار

3 - فرمانده محترم قرارگاه غدیر شمال کشور جهت استحضار

4 - فرمانده محترم سپاه کربلا مازندران جهت استحضار

5 - فرمانده محترم سپاه حضرت امیر المومنین (ع) ایلام جهت استحضار

6 - معاون محترم هماهنگ کننده سپاه کربلا و ریاست محترم کنگره بزرگداشت ده هزار شهید استان مازندران جهت استحضار

7 - ســــردار قربانی جهت استحضار

8 - ســردار کهنسال جهت استحضار

9 - ســــردار عمرانی جهت استحضار

10 -  ســردار میرشکار جهت استحضار

11 - سـردار رحیمیان جهت استحضار

12 - ســردار فردوس جهت استحضار

13 - ســـردار مومنی جهت استحضار

14 - سردار کوسه چی جهت استحضار

15 - ســردار اکبر نژاد جهت استحضار

16 - ســـردار رزاقیان جهت استحضار

17 - ســـــردار مهری جهت استحضار

18 - سـردار نانواکناری جهت استحضار

19 - ســـردار کسائیان جهت استحضار

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">