اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۳ آذر ۰۰، ۱۷:۴۶ - حسن مجیدیان
    احسنت

دلنوشته ای از جلال اکبرین برای دوستان اشک آتش

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۸ تیر ۱۳۹۲، ۰۲:۴۵ ق.ظ

  


عطاءالله مهاجرانی وزیر فراری دولت اصلاحات، برادر فاضلی در قم دارد که با لباس روحانیت و با عمامه مشکی، یکی از فعالان عرصه فرهنگی انقلاب اسلامی بوده و برخلاف برادر خود علقه ای شدید نسبت به معارف ناب اسلام اصیل دارد.

محمد جواد اکبرین، دوست سابق و فراری ما که در دامان اجانب جاخوش کرده برادری فاضل در قم دارد که او نیز ملبس به لباس روحانیت بوده و از فعالان عرصه های فرهنگی است. او نیز از نظر اعتقادی تفاوت چشمگیری با برادرش داشته و به شدت به خط امام و رهبری پایبند است. البته جلال ما برخلاف اخوی آقای مهاجرانی گاهی مظلومانه، چوب خیانت های برادرش را می خورد که البته ریشه این امر، بیشتر برمی گردد به بابلی بودن او! بگذریم.

شب گذشته دلنوشته ای از آقاجلال عزیز به دستم رسید که به بهانه نگارش مطلبی با عنوان" جواد اکبرین به ایران باز می گردد" که در اشک آتش2 منتشر شده بود به رشته تحریر درآمده است:

باسلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات برای دوست گرامیم آقای سیدحمید مشتاقی نیا، در این ساعات و لحظات نورانی برای همه دوستانم که از نعمت بی پایان ولایت بهره مندند خواستار ثبوت قدم و آگاهی و بصیرت هرچه بیشتر هستم،(نویسنده این سطور نیز بیش از پیش به این دعا از سوی دوستان نیازمند است). اگرچه عصر آینده از آن حزب الله است، یا اگر خواستی بگو از آن حزب ولایت، اما گسترده شدن این بهشت موعود جز با خون دل و عبور از عصر غیبت حقایق میسر نیست و شرط و توشه راهش برای ما ملازم بودن با ولی و افزایش تقوا و مراقبت در کنار افزایش علم و حق گویی است که ثمره بصیرت را در غبار فتنه ها به دنبال خواهد داشت.

الحمدلله دوستانی همچون شما در این طریق در حال تلاشید، که به مقدار اخلاصتان در پیشگاه الهی ماجورید. قضیه ای که درباره آن نوشته اید، از همین دست است، خطاب به آن دوست محتاط( یا شاید اهل تردید)که در دو یادداشت قبل نظر داده است می گویم: ما جنگ و جبهه را ندیدیم، اما تاریخ را مو به مو دنبال کرده ایم، ناگفته های جنگ و قطعنامه را. خدا را شکر این آقایان را می شناسیم. ما جنگ را ندیدیم اما جنگ امروز دردش سنگینتر است، آه زخمهای ما، بیصداست، با ما و دوستان ما نیز برخوردهای تند و شکننده شده است، اما تاوان ولایتمداری، سوختن و پایداری است نه پناهندگی به دشمن، نه وادادگی و بی هویتی، نه آنکه دم از دین پژوهی زنیم و با تنزل از مبانی ناب دینی به هتک اولیاء الهی بپردازیم. دوستان انقلابیم این را چشیده اند و من نچشیده، همنوا با آنها می گویم که اگر در این نظام اسلامی به زندان هم محبوس شویم به ذلت همنوایی با جهان کفر و فرقه های انحرافی تن در نمی دهیم.

 ما یک لحظه نفس کشیدن در هوای این نظام و زیر سایه رهبری پاک و ناب این کشور را با هیچ در باغ سبز عوض نمی کنیم. ما معارف ناب دین را از دهان قرآنی انسانهای خود ساخته تلقی می کنیم و به صداقت و نورانیت آنها افتخارمی کنیم.

از خداوند توفیق ادب و ظرفیت در این راه خطیر مسئلت می نماییم و از بازیگریهای نفس به او پناه می بریم. من یکبار دیگربه شما دوست گرامی و دردمند خسته نباشید عرض کرده و از خداوند متعال برایتان توفیق ثبات قدم در صراط مستقیم ولایت و دوری از افراط و تفریط را طلب می نمایم. به نظر حقیر، مهم، همین اصل است، والا با فرار ننگ آمیز دوستان سابق ما چه اتفاقی افتاد که حالا با آمدنشان.

خدایا ما را عاشورایی بدار و عاشورایی بمیران که عاشورایی حقیقی در هر شرایط مانند امامش چون کوه استوار و مستحکم است. (( والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا )) 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">