اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۴ مرداد ۹۷، ۲۳:۱۲ - مرد مُفرد
    OK!!!

۴۸ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

آیا می توان به جبهه مردمی نیروهای انقلاب، اعتماد کرد؟

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۱۲ ب.ظ

انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را که خاطرتان هست؟

راستی ها گشتند و از بین شاخص ترین چهره های نزدیک به خود در جبهه گفتمان انقلاب اسلامی، دکتر زاکانی را برای ساماندهی به فهرست مورد نظرشان انتخاب کردند. فهرست اصولگرایان در واقع رقیب فهرست نیروهای حزب اللهی و پایداری بود و تلاش داشت تا با عاریه گرفتن ادبیات و شعائر آنها، از حربه تدلیس چهره های منفعت طلب برای جلب اعتماد نیروهای انقلاب استفاده نماید.

علی رضا زاکانی زمانی این فریب بزرگ را فهمید که دیگر دیر شده بود. لابی گران خبره و پیشکسوتان سیاست بازی نظیر مهندس باهنر که این بار با طعمه قرار دادن امثال زاکانی و سرقت ادبیات و مفاهیم انقلابی توانسته بودند کرسی مجلس را به خود اختصاص دهند، نامزد مورد علاقه امثال زاکانی و پایداری ها برای ریاست مجلس را کنار زده و لیدر جریان معامله گران اصوسوار، یعنی علی لاریجانی را بر اریکه قدرت نشاندند.

اکنون نیز یک نگاه به فهرست حامیان و اعضای جبهه مردمی نیروهای انقلاب، تکرار این تجربه تلخ را تداعی می کند. باز هم انگار نام انقلاب و شعائر آن با حضور چهره های وجیهی چون طالب زاده و ... در کنار عناصر سرسپرده به لاریجانی همچون مرضیه وحید دستجردی و محمد رضا باهنر و ... قرار است طعمه امیال سیاست پیشگانی زبردست واقع شده و باز هم آرمان های حیات بخش انقلاب در مهلکه مصلحت بینی های خودساخته، فدای معاملات پشت پرده اصحاب قدرت شود.

حسن روحانی به ریاست جمهوری کمتر از هشت سال قانع نیست. این دولت با مذاق چهره های مشهور راست سنتی بسیار سازگار بوده و آنها (امثال باهنر و لاریجانی) نیز استمرار مدیریت او را با منافع جناحی خویش در تضاد نمی بینند.

با این وصف خطر لوث نمودن شعائر انقلابی و کنترل شور نیروهای ارزشی با تشکیل جبهه ای تقلبی و فرعی و تخلیه انرژی حزب الله در راه حمایت از کاندیدایی ضعیف به منظور تضمین حاکمیت هشت ساله دولت فریدونی، اصلاً بعید به نظر نمی رسد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

راه این جاست

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۲۱ ب.ظ

سر و رویمان خون آلود بود. تنمان بر اثر کتک های ناجوانمردانه زندانبانان بعثی، حسابی کوفته و خسته بود. گرسنه و تشنه بودیم. همه جای اتاقک مخروبه ای که در اختیارمان گذاشته بودند بوی لجن می داد. ساعات اولیه اسارت برای همه حال و هوایی غریب داشت. یکی دلش شکسته بود. یکی از درد و زخم جراحت ناله می کرد. یکی از آینده ناامید بود ...

باید کاری صورت می گرفت. باید حرکتی می کردیم تا روحیه ها دوباره بازسازی شود. اگر کسی در همان ابتدای اسارت دچار سرخوردگی می شد معلوم نبود که بتواند تا آخر اسارت با شرایط کنار بیاید و روی پای خودش بایستد. دل های شکسته نیاز به التیام داشت. ناامیدها باید به پناه اصلی خود فکر می کردند. افراد رنجور و مجروح و تشنه و گرسنه باید صبر را پیشه خود می ساختند.

همه این مشکلات را که نمی شد با صحبت و نصیحت حل کرد. نمی شد پای درد دل های همه نشست و با زبان به آنها دلگرمی و امید بخشید. نه فرصتش بود و نه حال و حوصله اش. چه بسا اگر کسی زبان باز می کرد و می خواست برای بقیه صحبت کند در آن شرایط سخت و عصبی، ممکن بود با واکنش منفی بقیه مواجه شود. آن جا فقط یک راه وجود داشت.

یک نفر باید شروع می کرد تا بقیه هم از او یاد بگیرند. تا همه بفهمند این جا و در این بحبوحه، چه راهی برای نجات وجود دارد. بلند شدیم به نماز، یک نفر، دو نفر، سه نفر، ... انگار دیگران نیز شهامت پیدا کردند تا گمشده خود را بیابند. گاهی وقت ها اراده یک نفر می تواند بر یک جمع تأثیرگذار باشد. همه آن ویرانه مملو شد از زمزمه نماز، نمازهای بی وضو، بی طهارت ظاهر، اما پر از حسّ و حال و سرشار از توجه به خدا. نماز که خواندیم انگار سبک شده بودیم. انگار دیگر هیچ مشکلی، هیچ درد و رنج و کمبودی نداشتیم. ما خدا را داشتیم.

بعدها در کلام مقام معظم رهبری جمله ای به این مضمون دیدم که یاد فضای آن روز اسارت افتادم: در بحران ها گمشده انسان، نماز است.

بر اساس خاطره ای از آزاده سرافراز مهران حسنی، مصاحبه اختصاصی نگارنده

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی قورباغه هفت تیر می کشد!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۱۸ ب.ظ

اگه عضو شورای شهر، جواب امام جمعه رو بده و از حرفش تلقی توهین بشه، جیغ از ما بهتران به هوا میره و همه میشن کاسه لیس و دایه دلسوزتر از مادر؛ اما

اگه یه فتنه گر وطن فروش بیاد مستقیم و علنی به امام جمعه توهین کنه، مصلحت اینه که به آشتی ملی فکر کنیم.

رونوشت به: آن مرد که در مصاحبه با آن زن شیپورچی گفت: اجازه توهین به امام جمعه را نخواهم داد.

و به: ده ها گروه فولکس واگنی معامله گر سیاسی با اسمهای پرطمطراق که جز صدور بیانیه، خاصیتی نداشته اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک فاتحه، برای یک مرد

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۰۱ ب.ظ

امروز که خبر ارتحال جناب آقای اسماعیلی را در شبکه های مجازی خواندم واقعا حالم گرفته شد.

سال 76 در جمعیت دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی و ستاد انتخاباتی حجت الاسلام ری شهری در بابل با ایشان آشنا شدم. آن وقت مسئول پایگاه بسیج مسجد حضرت ابوالفضل علیه السلام و یار غار حاج آقا یزدانی عزیز بود.

شخصیت این مرد بسیار برایم جاذبه داشت. جدیّت او در انجام هر کاری و نیز قاطعیت، شجاعت و صراحت لهجه اش برای جوان هجده نوزده ساله پرشوری مثل من، واقعاً جذاب و آموزنده بود. از دیگر جاذبه های شخصیتی وی تدبیر او در باز کردن گره هایی بود که در آن برهه خاص بر سر راه دوستان همفکر ایجاد می شد. هوش بالا و درک صحیح از شرایط جامعه آن روز، در حالی که بی تعارف بسیاری از نیروهای حزب الله با این توجیه که مسئولان بیدارند، خودشان را در برابر واقعیت های تلخ جامعه به خواب زده بودند، از دیگر محسنات ویژه شخصیت این رزمنده و جانباز و بسیجی خستگی ناپذیر بود.

مجموعه این صفات باعث می شد که رفتارهایش را همواره زیر نظر داشته باشم. از این رو می توانم بی اغراق ادعا کنم که صداقت ایمانش را بارها در عرصه عمل شاهد بودم و درس هایی فراموش ناشدنی از کردار نیک و درایت هوشمندانه او آموختم. ایشان کارمند دانشگاه علوم پزشکی بابل بود و ظاهراً مدتی هم مسئولیت بسیج کارکنان این دانشگاه را برعهده داشت. پیش از این او در یکی از نهادهای خدماتی ایثارگران مشغول به فعالیت بود که ایستادگی اش برای دفاع از حق و پای بندی اش به اجرای اصل امر به معروف و نهی از منکر، ادامه حضور او در آن مجموعه را ناممکن ساخت.

همیشه با خودم می گفتم با وجود چنین افراد توانمند، سالم و خوش فکر و شجاعی چرا امور اداری جامعه اغلب در دست مدیرانی فاقد صفات برجسته قرار گرفته است؟ سن و سالی که از من گذشت البته مرا به پاسخ این پرسش رساند. کم تر مجموعه ای وجود دارد که راه پیشرفت را تنها برای کارمندان و مدیران مطیع و چشم و گوش بسته و بی اعتنای به حق، باز نگذارد.

مرحوم حسینعلی اسماعیلی بر اثر مصرف داروهایی که برای درمان عارضه شیمایی اش استفاده می کرد دچار سرطان شد و امروز دعوت حق را لبیک گفت و در آرامگاه گله محله بابل به خاک سپرده شد. روحش شاد و قرین رحمت حق. انشاءلله امشب(شب جمعه) همراه با دوستان شهیدش میهمان سفره اباعبدالله باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مصاحبه ای خواندنی و نه چندان قدیمی با آخرین شهید مازندرانی مدافع حرم

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۵۷ ب.ظ
    گفتگوی خواندنی و صمیمی با مصطفی زال نژاد از مداحان خوب هیئت


"یک خاطره خوب برای ما تعریف کنید
آمده ام در هیئت و دارم مداحی میکنم. بهترین خاطره خوبم فعلا همین است. خاطره خوب دیگر اینکه آقا مهران داماد ما شد و خاطره بد هم اینکه آقا مهران داماد ما شد ( می خندد و می گوید شوخی می کنم("

آن چه خواندید تنها بخشی از مصاحبه خواندنی مداح اهل بیت علیهم السلام، مصطفی زال نژاد با سایت هیئت محبین آل طاهای شهرستان آمل است.

این خادم بی ادعای آستان اهل بیت، در پایان همان مصاحبه که متن آن را در ادامه خواهید خواند، در پاسخ به درخواست مصاحبه کننده که آخرین سخن او را برای خوانندگان سایت در خواست کرده بود؛ نه نصیحتی به زبان آورد و نه ژستی گرفت و ادعایی را طرح کرد. هیچ حرف دنیایی نداشت جز آن که گفت: "خدا ما را عاقبت به خیر کند."

مضمون این دعای به ظاهر ساده را نباید دست کم گرفت. مصطفی زال نژاد در کربلای سوریه، عاقبت به خیر شد و سرو وجودش امروز در خاک پاک آمل، دیار صالحان و مومنان، تا رستاخیز ظهور، به امانت گذاشته شد.

http://www.aletaha.ir/index.php?newsid=392

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

لبیک یا زینب

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۳۵ ب.ظ


آنهایی که می گویند زن در اسلام، جایگاهی ندارد، به نغمه لبیک یا زینب مصطفی زال نژاد در حرم عقیله بنی هاشم، دل بسپارند.

او یک روز پس از آن که بر تابوت یار معراجی اش، مهدی نعمایی، نوحه لبیک یا زینب را خواند، اذن دخول به حریم عرشیان را دریافت کرد و همنشین ساکنان روضه رضوان گردید.

آنهایی که می خواهند جایگاه زن در اسلام را بشناسند، به نغمه لبیک یا زینب عاشورائیان کربلای شام، گوش جان بسپارند. گنبد نورانی بانوی صبر و بصیرت، تنها مرکز تحولات این عالم نیست. امروز آخرت ما نیز حول حرم زینب کبرا سلام الله علیها رقم می خورد.

هر کس که آسمان را منزل حقیقی خود می داند، صادقانه ترین نوای وجودش باید نغمه "لبیک یا زینب" باشد.

مازندرانی ها در این هفته، دو مسافر ابدی کربلا را تا بهشت بدرقه کردند. روح این دو شهید مدافع حرم و همه شهدای بی نام و نشان جبهه جهانی اسلام را شاد کنیم با صلوات بر محمد و آل محمد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حقیقت دین و دین حقیقی

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۴۱ ب.ظ

قبلا تو حواجه ربیع، مزار دانشمندی غربی رو دیده بودم. براش فاتحه هم خوندم اما برام سوال بود که این بابا این جا چه کار میکنه؟ امشب متن جالبی دربارش خوندم که به این سوالم جواب میداد:


مرحوم آیت الله سید محمد‌هادی میلانی‌(ره) دچار بیماری معده شدند و پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند.


🌿 پس از یک عمل سه ساعته و زمانی که ایشان در حال به هوش آمدن بودند، پروفسور به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن می‌گویند را برایش ترجمه کند.


✨مرحوم میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می‌کردند.


❄️ پس از این مساله پروفسور برلون، گفت؛ کلمه شهادتین را به من بیاموزید؛ زیرا از این لحظه می‌خواهم روی به اسلام بیاورم و پیرو مکتب این روحانی باشم.


🌼وقتی دلیل این کار را جویا شدند، پروفسور برلون گفت:


🔰 تنها زمانی که انسان حقیقت وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان می‌دهد، در حالت به هوش آمدن است،

💥 و بنده دیدم که این آقا، تمام وجودش محو خدا بود...


 🔴در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم،

🔷و دیدم که او ترانه‌های کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه می‌کند!!


♦️ در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است ...


🌺 بعد از آن هم وصیت کرد که وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند به خاک بسپارند 

✨که هم اکنون قبر این پروفسور مسلمان شده در خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کرده‌اند...

*کانال ندبه های انتظار*

🆔 @ale_yaasin

سایت خبرگزاری حوزه
  • سیدحمید مشتاقی نیا

توصیه ویژه یک فرماندار به ولایت پذیری

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۱۸ ب.ظ

فرماندار بابل در بخشی از متن دعوتنامه ای که برای حضور مردم در یادواره شهدای این شهرستان صادر کرده است، نوشت:

"ولایت پذیری آحاد افراد جامعه به عنوان بزرگترین خواسته شهدا است و عمل به وصیت شهدا اصلی ترین راه تحقق خواسته های آنان در جامعه امروز محسوب می شود که این امر، نظام جمهوری اسلامی را در مقابل تهدیدهای متعدد دشمنان نظام اسلامی  بیمه می کند."

نظر مقام معظم رهبری در خصوص ضرورت مرزبندی با فتنه گران و حساسیت ایشان بر این موضوع بر کسی پوشیده نیست.

متن وصیتنامه شهدا، چه در سال های دفاع مقدس و چه در سال های اخیر نیز مشحون از توصیه بر ضرورت ولایتمداری و عمل به منویات حضرت امام و یا مقام معظم رهبری است.

با این وصف، ولایت پذیری و عمل به وصیت شهدا اقتضا می کند تا در سالروز حماسه بزرگ و دشمن شکن نهم دی، به جای حضور در جمع حامیان قوهای مهاجر، لااقل در یکی از ده ها مراسمی که برای بزرگداشت این روز حماسی در گوشه و کنار شهر برگزار شد، شرکت نمود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

واکنش محمد حسین منصف به اشک آتش

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۴۱ ب.ظ

برای احترام به نظرات دوست خوب و شجاعم طلبه بزرگوار آقای سید حمید مشتاقی نیا مقاله او را گرچه نقدهای تندی به من و ایضا به شهردار و همه اعضای شورای شهر و افرادی خارج از مدار شهرداری و شورا دارد را در زیر منتشر میکنم اما به بخشی از سخنان ایشان نقد متقابل دارم.

✅ در زمینه مقبره مرحوم هادی نوروزی که ورزشکاری اهل نماز و شعائر دینی بوده و بخاطر اخلاق خوبش مورد علاقه بود توافق چندانی با نظر ایشان نداریم

✅ در زمینه نام بردن از یکی از کاندیداهای مجلس به نظر من انصاف را رعایت نکردند

✅ در زمینه نام بردن از یکی از بستگان ؛  ایشان مطمئن باشند که خط فکری و عملی من متاثر از تفکر خودم میباشد و انصاف را در تحلیل رعایت نکردند.

✅ در زمینه سخنان شهردار در مورد صهیونیستها ایشان بدون تحریک قبلی و پیش زمینه ناگهان با غرور این حرفها را زد و حتی تکرار کرد که شوخی نمیکند و جدی گفته است و به شرافت صهیونیستها نسبت به ما اصرار کرد و این جایی برای دفاع باقی نمیگذارد.اظهار نظر شهردار در مورد صهیونیستها ربطی به موضوعات شهری نداشت و وقتی اشتباهی به این بزرگی میکند باید با عذر خواهی آب رفته را به جوی بازگرداند اما ایشان با دفاع رسانه ای در مثال که میگویند دزد پر رو یقه صاحبخانه را میگیرد؛  اینگونه رفتار میکند و یک عذر خواهی ساده نمیکند واین قسمت تحلیلهای شما او را گستاختر میکند.

دوست گرامی و عزیزم

با بعضی از نظرات شما موافقم اما شهردار بابد از سخنان ضد انقلابی اش عذر خواهی کند.

حرف زیاد است.اما بخاطر توجه شما به مسائل شورا و شهرداری تشکر میکنم و میدانم که دفاع از حق سخت است اما همچنان برای جلوگیری از حیف و میل اموال بیت المال و سوء مدیریت آقای شهردار در پروژه آسفالت که ضررهای هنگفتی احتمالا میلیاردی به بیت المال زده و سوء مدیریت در پرو ژه باغ فردوس به تذکرات به شهرداری ادامه میدهیم 

آخرین سخن اینکه دوست من: 

نگاهت به عملکرد شهردار قبلی و شهردار فعلی کاملا از سر بی اطلاعی بوده و بخاطر این اظهار نظر شما که به حمایت ضمنی از ضعیف ترین شهردار سالهای اخیر بابل منجر شده در پیشگاه خدا باید پاسخگو باشید.

 دوست شما 

محمد حسین منصف

عضو شورای اسلامی شهر بابل

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بی پرده و صریح درباره شورا و شهردار بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۱۵ ب.ظ

با توجه به قرابت فکری و ارتباط عمیق عاطفی ام با برادرم حسین منصف، ترجیح می دهم فحوای این متن -که به یقین آخرین نوشتار این قلم در خصوص شورا و شهردار بابل در این دوره از تصدی شورا بر امور زادگاهم خواهد بود- خطاب به ایشان باشد هر چند که رنجش او را نیز چه بسا به دنبال داشته باشد:

جناب حسین آقای منصف عزیز، سلام!

فایل صوتی مربوط به سخنان جنجالی شهردار بابل درباره مشاوره با صهیونیست ها را با دقت گوش دادم. مطمئنم منظور سرهنگ بیژنی از ادای این عبارات، رسمیت بخشیدن به دشمنان اسلام و یا وهن ارزش های اسلام و انقلاب نبوده است.

نحوه بیان و ادبیات گفتاری وی در مجموعه فایل های صوتی منتشر شده از جلسات شورای شهر را در سطح شأن و اعتبار فرهنگی شهری چون دارالمومنین بابل نمی دانم؛ اما فراموش نکنیم او منتخب شورای شهری است که اتفاقاً ادبیات و گاه رفتار شماری از آنها نیز در سطح اعتبار و وزن تاریخی مردم مظلوم و فرهیخته این شهر نیست.

این شهردار را در ارائه خدمات شهری موفق تر از شهردار ناپخته قبلی بابل می دانم که بالاترین هنرش ساکت نگاه داشتن اعضای چپ و راست شورای شهر بود. انصاف حکم می کند از خدمات شهردار فعلی و موقت بابل قدردانی کنیم.

اشتباه شهردار در بهره گیری از افراد ناوارد در امور فرهنگی، البته پاشنه آشیلی است که بنیان تاج و تخت او را از جا خواهد کند. به همان نسبت که مرتضی حسینی را پسری خوب، سیاسی و غیر فرهنگی و نامناسب برای تصدی امور فرهنگی شهری در وزن و اعتبار دیار مومنان می دانم، به کارگیری نیروهای خوش سابقه، فرهنگی و موجهی چون مرتضی محمدپور و اکبرپور روشن را در سایر معاونت های شهرداری بسیار قابل تحسین و به جا می دانم.

من هم مانند بسیاری از تحلیل گران ناپیدای شهر، بر این باورم که شهردار، کاندیدای دوره آتی انتخابات مجلس شورای اسلامی خواهد بود و بر خلاف این جمع محافظه کار، از بیان این تحلیل ابایی ندارم.

حسین آقای عزیز!

به عنوان کسی که با تمام قوا برای پیروزی و ورودت به شورای شهر بابل تلاش کرد همچنان مدافع تمام قد فعالیت های عدالتخواهانه ات هستم. کسی نمی تواند شورآفرینی کمیسیون فرهنگی شورای شهر بابل در دهه های فجر سال های گذشته با اجرای سرودهای خیابانی و ... و تغییر محسوس با رویکرد انقلابی در فضای شهر را نادیده بگیرد. کسی نمی تواند تقویت بخش قابل توجهی از هنرمندان جوان و گمنام بابل توسط حسین منصف را انکار نماید.

بسیاری از انتقادهای حسین منصف به شهردار بابل، مانند عدم تمکین او نسبت به بعضی از قوانین شورا، به کارگیری مشاوران غیر بومی با حقوق بالا و ... درست و به جا هست که متأسفانه امثال من آن طور که باید در حمایت از نقدهای سازنده او وارد میدان نشدیم؛ اما بسیاری از دعواهای رسانه ای وی با شهردار، دعوایی خاله زنکی و بی اهمیت و فرصت سوز تلقی می شود.

به یقین باور دارم که وجود حسین منصف در شورا و دلسوزی های او برای بیت المال، حمایت هایش از محرومین، اصرارش بر قانون مداری نهادها و کانون های قدرت، حمایت های مجدانه او از فعالیت های فرهنگی و ... عوایدی بزرگ و بی مثال برای منافع مردم این شهر به همراه داشته است. با این حال، این که حسین منصف با همه کارکردهای مثبتی که در پرونده اش دارد، پله ای برای درخشش و صعود کاندیدای سابق و رد صلاحیت شده مجلس شورای اسلامی، جناب آقای فغانپور بشود برایم قابل هضم نیست. رفتار احساسی حسین منصف برای برجسته سازی مرحوم هادی نوروزی –رحمت الله علیه- که هرچند انسانی خوب مثل همه آدم های معمولی شهر بود؛ اما در قد و قواره الگو دهی و راهبری آرمانی دنیا و آخرت قشر جوان نیست، را هرگز مورد تأیید قرار نخواهم داد.

برادرم، حسین آقای منصف!

بارها این حرف را پشت سر آقا مصطفای عزیز و دوست داشتنی زده ام و از نفاق خود می دانم که از بازگو نمودن علنی آن اجتناب کنم. به نظر من، مصطفای منصف، حسین را از ما ربود! جواد بیژنی، شهردار را به زمین می زند و مصطفای منصف، حسین را.

با این حال دور از انصاف می دانم که از ناجوانمردی بعضی از دوستان به اصطلاح اصولگرا هم گلایه علنی نداشته باشم؛ آن جا که می بینند حسین منصف به رغم همه فشارها و تخریب ها و پرونده سازی ها که در بسیاری از مواقع از سوی هم فکران سیاسی خودش صورت می گیرد باز هم یک تنه در مقابل فتنه گران و خائین و وطن فروشانی که دل رهبر و خانواده های شهدا را خون کرده اند، با قدرت اما مطلومانه ایستاده و مقاومت می کند و یک خدا قوت ساده هم به او نمی گویند. البته جمعی که از دل فهرست انتخاباتی آنها جلال نورالله زاده و علی شکری پور بیرون بیایند، هر چه باشد اصولگرا نیست. 

حسین آقای عزیز!

شهردار بابل نیازی به مشاوره با صهیونیست ها ندارد. این ادعا از اساس نادرست است. شما فرض کن جوانکی پیر اندام یا هر فرد دیگری، از این که روی یک سطل زباله شهر نوشته شد: "سفارت آمریکا" عصبانی بشود؛ کمک به مساجد و هیئت ها را حرام بداند، مخالف این باشد که در ایام محرم حتی یک بنر با موضوع شمر زمانه ات را بشناس بر در و دیوار شهر نصب شود تا مبادا دل آمریکا و اسرائیل به درد بیاید؛ با تقطیع کلمات رهبری و تحریف در فحوای کلام ایشان  بخواهد با خط درشت روی بنرها بنویسد: حجاب به معنی چادر نیست! یا مثلاً دلش بخواهد بنری در چهارراه شهدا نصب کند و به دروغ و با جعل تاریخ بنویسد که در این جا عده ای در نبرد با بنی امیه! شهید شده اند، فتنه گری قانون شکن، وطن فروش و هتاک را به عنوان افتخار فرهنگی! شهر مطرح نماید و ... بعد همین جوانک مریض هم هوس کند که به شهردار شهر مشاوره بدهد و بر فرض محال، شهردار مشورت با او را به جان بخرد؛ دیگر چه نیازی به مصاحبت و مشاورت با صهیونیست ها باقی خواهد ماند؟! الحمدلله تا به حال از این اتفاقات در شهر ما رخ نداده است.

حرف آخر: برای داشتن شهری بهتر باید انتخابی درست داشت. من از همان روز که مطلع شدم اکثریت اعضای شورای شهر برای بازدید از غرفه کوچک شهرداری وقت بابل، بار سفر بسته و با استفاده از هزینه های عمومی شهرداری که از عرق جبین مرد و زن زجرکشیده این شهر تأمین می شود به جزیره کیش سفر کرده اند، دور اصلاح طلب و اصولگرای این شورا را خط کشیدم.

چه شهردار بهتری بخواهیم و چه شورایی بهتر، باید در انتخابات آتی شورا، فارغ از باندبازی ها و قبیله گرایی ها رأی بدهیم. معتقدم برای بهتر شدن شرایط این شهر، بی رودربایستی باید هر "سیزده" نفر فعلی عضو شورا را به کنار زد. با این وصف برای مردم بابل، روز بیست و نه اردیبهشت، روز "سیزده" به در خواهد بود!

  • سیدحمید مشتاقی نیا