اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۳۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

یادگار ماندگار

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۰۳ ب.ظ


اواخر اردیبهشت بود. هوا به شدت در حال گرم شدن بود. دانش آموزان در محدوده مرکز آموزشی در حال کار کشاورزی بودند. گرمای هوا به اوج رسیده بود. آنها هم حسابی خسته شده بودند. رفتند طرف شهید سیف الله رستمی که مسئولیت بچه ها را بر عهده داشت. دانش آموزان از او خواستند تا اجازه دهد ساعتی را در استخر مرکز آموزشی شنا کنند. شهید رستمی در ابتدا با این درخواست مخالفت کرد. بچه ها شروع کردند به اصرار. سیف الله، مکثی کرد و به فکر فرو رفت. بعد رو کرد به دانش آموزان و گفت:

ببینید بچه ها! مسئولیت این مکان بر عهده من نیست. باید صبر کنید تا مسئولش بیاید. الان هم که ظهر شده و وقت نماز است. بیایید با همدیگر یک نماز جماعت بخوانیم، من هم سعی می کنم مسئول این جا را وقتی آمد، راضی کنم که به شما اجازه شنا در استخر را بدهد. بچه ها از این پیشنهاد استقبال کرده و شروع کردند به شادی و خوشحالی.

مسئولیت آن مکان بر عهده من بود. وقتی از راه رسیدم با صحنه زیبایی مواجه شدم که تا کنون در آن مرکز شاهدش نبودم. دانش آموزان همگی در صف های منظم، پشت سر شهید رستمی ایستاده بودند و نماز جماعت ظهر را برگزار می کردند. از دیدن این صحنه با شکوه به وجد آمدم. درخواست آنها را که شنیدم با شنا کردنشان موافقت کردم. شور و شوق و شادی، همه جا را فرا گرفت.

از آن پس با ابتکار شهید رستمی، هر روز نماز جماعت ظهر و عصر در آن مرکز برگزار شد. این نماز جماعت تا سال های بعد از شهادت او نیز به عنوان یک سنّت حسنه باقی ماند.

ابراهیم محمدپور، قاموس عشق، ص 98- 99

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سیب شادی های آدم!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۱۵ ق.ظ


قسمتش کردم

بین همه کس شادی ام را

حالا

از همه

سهمی از عشق

سهمی از شادی و لبخند

به دلم جامانده

سیب شادی هایم

بین مردم گم شد

هسته ای ماند فقط

روزی اما هسته

باغی از سیب گلاب

راغی از چشمه آب

خواهد شد

سبزی سرو و چمن

همه از آن شما

سهم من سرخی سیب عشق است

هستی ام

هسته مهر هستی است!

 سالها پیش از باب تأمین معاش، مطالبی ادبی برای برخی از نشریات می نوشتم. به طور اتفاقی متوجه شدم بعضی از اهالی ادب و هنر، به این قطعه ادبی حقیر اظهار لطف داشته اند. اصلاً یادم نیست چه عنوانی برای آن انتخاب کرده بودم. سیب شادی های آدم، اسمی است که الان برای این قطعه برگزیدم. سایت شعر نو هم این اثر را منتشر کرده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

محمدزمان یعقوبی بخواند!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۸:۳۲ ق.ظ


محمدزمان یعقوبی بخواند؛ دوست داشتید چی بنویسم؟ دلم خواست او را مخاطب قرار بدهم. نکند انتظار داشتید بنویسم بخشدار، شهردار، رییس ثبت احوال، امام جماعت یا مدیر مدرسه فلان شهر بخواند؟! ابداً!

من دلم می خواهد آمحمدزمان را خطاب قرار بدهم. برای اینکه اسم زیبایش مرا یاد طلبه شهید دیارمان، محمدزمان ولی پور می اندازد. اسمش مرا یاد حدیث دلچسب و راهگشای حضرت مولا می اندازد که فرمود: فرزند زمان خویشتن باش!

مطلب زیر، عبارتی معروف و تاریخی از رهبر معظم انقلاب است که بعد از روشنگری هسته ای برادر بسیجی و مداح انقلابی شهرم، آقا محمدزمان یعقوبی در روز تشییع ابدان مطهر شهدای غواص در بابل و واکنش یک بنده خدا، خواندنش به دل آدم می نشیند:

" خواص چه کسانی هستند؟ آیا قشر خاصّی هستند؟ جواب، منفی است. زیرا در بین خواص، کنار افراد با سواد، آدمهای بی‌سواد هم هستند. گاهی کسی بی‌سواد است؛ اما جزو خواص است. یعنی می‌فهمد چه کار می‌کند. از روی تصمیم‌گیری و تشخیص عمل می‌کند؛ ولو درس نخوانده، مدرسه نرفته، مدرک ندارد و لباس روحانی نپوشیده است. به‌هرحال، نسبت به قضایا از فهم برخوردار است.
در دوران پیش از پیروزی انقلاب، بنده در ایرانشهر تبعید بودم. در یکی از شهرهای همجوار، چند نفر آشنا داشتیم که یکی از آنها راننده بود، یکی شغل آزاد داشت و بالاخره، اهل فرهنگ و معرفت، به معنای خاص کلمه نبودند. به حسب ظاهر، به آنها عامی اطلاق می‌شد. با این حال جزو خواص بودند. آنها مرتّب برای دیدن ما به ایرانشهر می‌آمدند و از قضایای مذاکرات خود با روحانی شهرشان می‌گفتند. روحانی شهرشان هم آدم خوبی بود؛ منتها جزو عوام بود. ملاحظه می‌کنید! راننده‌ی کمپرسی جزو خواص، ولی روحانی و پیشنماز محترم جزو عوام! مثلاً آن روحانی می‌گفت: «چرا وقتی اسم پیغمبر می‌آید یک صلوات می‌فرستید، ولی اسم «آقا» که می‌آید، سه صلوات می‌فرستید؟!» نمی‌فهمید. راننده به او جواب می‌داد: روزی که دیگر مبارزه‌ای نداشته باشیم؛ اسلام بر همه جا فائق شود؛ انقلاب پیروز شود؛ ما نه تنها سه صلوات، که یک صلوات هم نمی‌فرستیم! امروز این سه صلوات، مبارزه است! راننده می‌فهمید، روحانی نمی‌فهمید! این را مثال زدم تا بدانید خواص که می‌گوییم، معنایش صاحب لباسِ خاصی نیست.

... عوام یعنی کسانی که وقتی جوّ به سمتی می‌رود، آنها هم دنبالش می‌روند و تحلیلی ندارند. یک وقت مردم می‌گویند «زنده باد!» این هم نگاه می‌کند، می‌گوید «زنده باد!» یک وقت مردم می‌گویند «مرده باد!» نگاه می‌کند، می‌گوید «مرده باد!» یک وقت جوّ این طور است؛ این‌جا می‌آید. یک وقت جو آن طور است؛ آن‌جا می‌رود! "

20/03/1375

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است!!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۵۲ ق.ظ


به رغم نگرش بسیاری از صاحبنظرن علوم انسانی در تضاد ذاتی بین سنت و مدرنیته، مقام معظم رهبری، شهید دکتر مصطفی چمران را نمونه ای از قابلیت اجتماع دو مقوله مذکور می داند. ایشان در تاریخ دوم تیرماه سال 89 در توصیف شخصیت آن استاد و مجاهد فرهیخته فرموده است:

من خودم میدیدم شلیک آر.پى.جى را که نیروهاى ما بلد نبودند، به آنها تعلیم میداد؛ چون آر.پى.جى جزو سلاحهاى سازمانى ما نبود؛ نه داشتیم، نه بلد بودیم. او در لبنان یاد گرفته بود و به همان لهجه‌ى عربى آر.بى.جى هم میگفت؛ ماها میگفتیم آر.پى.جى، او میگفت آر.بى.جى. او از آنجا بلد بود؛ یک مقدار هم از یک راه‌هائى گیر آورده بود؛ تعلیم میداد که اینجورى آر.پى.جى را بایستى شلیک کنید. یعنى در میدان عملیات و در میدان عمل یک مرد عملى به طور کامل. حالا ببینید دانشمند فیزیک پلاسماىِ در درجه‌ى عالى، در کنار شخصیت یک گروهبانِ تعلیم دهنده‌ى عملیات نظامى، آن هم با آن احساسات رقیق، آن هم با آن ایمان قوى و با آن سرسختى، چه ترکیبى میشود. دانشمند بسیجى این است؛ استاد بسیجى یک چنین نمونه‌اى است. این نمونه‌ى کاملش است که ما از نزدیک مشاهده کردیم. در وجود یک چنین آدمى، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خنده‌آور است. این تضادهاى قلابى و تضادهاى دروغین - که به عنوان نظریه مطرح میشود و عده‌اى براى اینکه امتداد عملى آن برایشان مهم است دنبال میکنند - اینها دیگر در وجود یک همچنین آدمى بى‌معنا است. هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل. اینکه گفتند:
با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم‌
  • سیدحمید مشتاقی نیا

جنگ نرم، سخت است!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۴۴ ق.ظ


حرف اول را بودجه می زند؛ بعد دفتر و دستک و کارمند و ... سرایدار هم لازم است. بالاخره یک نفر باید باشد که چای قند پهلو بدهد دستمان که زیر فشار این همه کار، یعنی جهاد فرهنگی با دشمن، خدای ناکرده خسته نشویم ...!!

یک طلبه، روحانی جوان پاسدار، توی شهر اگر می ماند الان مدیرکل بود یا سردار، یا نماینده ... نخواست آرمان امام را در غربت ببیند. سال 58 که از سنندج فقط چند نقطه اش دست انقلابیون بود، زن و بچه اش را سپرد به خدا. بلند شد و از بابل رفت آن جا، مقابل سپاه، سر خیابان، دکه ای راه انداخت و رویش نوشت: پاسخ به سؤالات.

مردم کردستان نجیب و مظلومند. یکی یکی می آمدند و با ترس و تردید سؤال می پرسیدند:

-          آشیخ! میگن نظام جدید ایران طرفدار اسرائیله، راسته؟!! میگن شما پاسدارا میخواین ما مردم کردو لت و پار کنین درسته؟!! شنیدیدم شما فقط با زور سرنیزه با مردم صحبت میکنین ...!!

شیخ جوان می خندید و با حوصله به یک یک پرسش ها جواب می داد. جوان های کرد، اول با حرارت می آمدند طرفش و می خواستند مغلوبش کنند. موقع رفتن، چهره شان دیدنی بود. احساس شرمندگی داشتند و حسی شیرین از نجات و هدایت در وجودشان موج می زد.

ضدانقلاب دید، اگر دیر بجنبد زبان و منطق این شیخ جوان، رشته های موهوم تبلیغاتشان را پنبه می کند و مردم سنندج را به دامان انقلاب می کشاند. فقط یک چاره داشت؛ ترور.

آنهایی که مدعی اند فقط با بودجه و دفتر و دستک و بریز و بپاش می توانند ندای رهبرشان را در جنگ نرم با دشمنان، لبیک بگویند، یک بار دیگر این چند سطر را بخوانند. شهید ابوالقاسم بزاز، مرد روزهای دشوار بود. زبان و منطق شیوایش، تنها سلاح او در تقابل نرم با دشمنان اسلام و انقلاب بود و یک تنه بر موج تبلیغات مسموم ضدانقلاب پیروز شد. روحانی شهید ابوالقاسم بزاز به ما آموخت که در جنگ نرم هم، باید سختی کشید و سخت ایستاد و ناامید نشد.

آشنایی با زوایای پنهان از حیات طیبه روحانی مبارز و خستگی ناپذیر دیار علویان، راهی نو و نگاهی تازه نسبت به آن چه که هستیم و آن چه که باید باشیم پیش رویمان می گشاید. «نعلین و کتانی» کتابی است مختصر که شرحی از مجاهدت سرباز حقیقی حضرت حجت (عج) را معرفی می نماید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

منافق یعنی این!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۰۳ ق.ظ


خبر دستگیری احمد الاسیر را شنیدید؟

احمد الاسیر یک مبلّغ پر سر و صدای وهابی است که نقش بسیاری در تحریک و سازمان دهی افراطیون سلفی بر ضد شیعیان داشته است.

تصویرش را موقع بازداشت در فرودگاه بیروت دیدید؟ قیافه اش را تغییر داده بود. ریش هایش را از ته زده بود که شناسایی نشود. اسم این کار چیست؟ مگر این آقایان تراشیدن ریش را حرام اعلام نکرده بودند؟

وهابیت، شیعیان را به خاطر اعتقاد به تقیّه، منافق و مهدورالدم می داند. آیا تقیّه چیزی غیر از همین کاری است که شیخ وهابی انجام داده است؟! آیا فریب خوردگان وهابیت از خواب غفلتی که در آن فرو رفته اند بیدار می شوند؟

شیعه معتقد است در مواقعی که اصل اسلام در خطر نیست، از باب ضرورت، کتمان عقاید برای حفظ جان اشکالی ندارد مانند آن چه که عمار بعد از شهادت یاسر و سمیه برای آزادی و نجات جان خود انجام داد. البته در جایی که اساس اسلام در خطر باشد، مانند قیام حضرت اباعبدالله علیه السلام در مواجهه با انحراف علنی یزید، تقیّه وجهی نداشته و جهاد عاشورایی و شهادت، امری لازم شمرده می شود.  

اعتقاد به تقیه، فارغ از مستندات دینی، یک امر عقلانی است. وهابیون هم به رغم تکفیر شیعیان به خاطر اعتقاد به این حکم دینی، خود به رعایت آن ملتزم هستند. منافق ترین افراد کسی است که کاری را انجام می دهد؛ اما دیگران را به خاطر انجام همان کار مؤاخذه می کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک ماه روضه سکوت!!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۴، ۰۸:۰۸ ب.ظ


یک ماه است که ماه من، لب به سخن نگشوده است. قدیم ها روزه سکوت می گرفتند؛ الان باید روضه سکوت خواند!!

ابرهای سیاه، آبستن طوفان و تگرگ هستند و سودای طغیان رودها را در سر می پرورانند.

نور ماه؛ اما خاموش شدنی نیست. تا خورشید هست و از پشت ابر غیبت، ماه شب های تاریک تاریخ انقلابمان را نور می بخشد.

پیام شهدا را با فریاد، تکرار کنیم: این جا کوفه نیست. همین. والسلام.

نه سیل تهمت و توهین، نه زور بالا و پایین، نه سختی راه و فشار دادگاه، من و تو را از ماه جدا نخواهد ساخت؛ انشاءلله.

پس: هر که دارد هوس کرب و بلا؛ لا حول و لا قوة الا بالله؛ یک صدا با هم، مرگ بر آمریکا.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

هیئت های مازندران قدر این فرصت را بدانند

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۱۸ ق.ظ


در طول سال بارها پیش آمده که دوستان فعال در هیئت های مختلف استان مازندران با این حقیر یا سایر رفقا تماس گرفته و درخواست تعیین وقتی برای سخنرانی آیت الله توکل در جمع خود را داشته اند.

آیت الله توکل از آن جا که در طول سال به امر تدریس در حوزه علمیه قم اشتغال دارد به طور معمول این نوع دعوت ها را با توضیح شرایط خود، نمی پذیرد. از سوی دیگر تشکل ها و هیئات مذهبی هم بر خواسته خود مبنی بر ضرورت بهره گیری از توصیه ها و فرمایشات این استاد برتر اخلاق در برنامه های فرهنگی شان اصرار می ورزند.

شاگردان و علاقمندان آیت الله توکل برای این موضوع تدبیری اندیشیدند. با پیشنهاد جمعی از دوستان قرار شده است این استاد اخلاق و خارج فقه حوزه علمیه قم تا پایان تابستان امسال در بابل حضور داشته و در سطح استان به سخنرانی در جمع علاقمندان معارف اهل بیت علیهم السلام بپردازد.

خوب است مجموعه ها و هیئت های مذهبی استان قدر این فرصت را دانسته و از محضر این استاد فرزانه، کمال بهره را ببرند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

الله اکبر از این همه ادعای آزادی!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۴، ۰۸:۴۵ ق.ظ

music tataloo دانلود آهنگ انرژی هسته ای از تتلو + ویدیو موزیک ( اورجینال )


شکر خدا با موسیقی نسبتی ندارم. فرقی هم نمی کند، زمینی باشد یا زیرزمینی، مهم این است که آسمانی نیست. موسیقی آسمانی، مضمونی عرفانی یا حماسی در خود نهفته دارد.

با موسیقی نسبتی ندارم؛ با ترویج موسیقی که قطعا مخالفم.

این که یک خواننده جوان کشورمان، وسط امواج خودباختگی و گاه خودفروشی جماعت هنرمندانی که همنوا با رویکردهای مشترک دولت های ایران و آمریکا، توافق هسته ای را مطلوب غایی خویش فرض گرفته اند، بلند می شود و سازی مخالف می نوازد نباید پدیده عجیب و غیرقابل تحملی باشد. واقعا از جماعت مدعی روشنفکری و هنر و حامیان آزادی اندیشه بعید به نظر می رسید که بخواهند صف ببندند و هجمه ای سهمگین را بر ضد بانویی هنرپیشه و یا خواننده ای جوان تدارک ببینند. واقعا این اتفاقات جای تأسف دارد. چقدر زشت است برای کسانی که نان جمهوری اسلامی را می خورند، حامی آزادی گفتمان حاکم بر دنیای غرب هستند؛ اما اندک تحملی برای شنیدن یک صدای منتقد یا مخالف را هم ندارند.

تاریخ ایران نام بهنوش بختیاری و امیر تتلو را در ذهن خود ماندگار کند و به قضاوت بنشیند که این تریبون به دستان و کرسی نشینان وادی قدرت، چگونه حاضرند به مخالفان ملت، میدان بدهند اما در مقابل تک صدایی ضعیف که به انتقاد برخواسته، خوی سرکوبگرانه خویش را به ظهور برسانند.

لینک کلیپ انرژی هسته ای تتلو را که با همکاری ارتش جمهوری اسلامی تهیه شده در زیر مشاهده کنید:

http://www.javanmobile.com/29415/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AA%D9%84%D9%88/

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بچه های بالا! أین تذهبون؟

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۰۲ ب.ظ


ماجرای دستگیری طلبه اصفهانی به دلیل شعار "مرگ بر آمریکا" به موضوع داغ برخی رسانه ها تبدیل شده است.

 روزنامه کیهان در این خصوص نوشته است: یک روز پیش از برگزاری مراسم تشییع شهدای غواص در اصفهان، گروهی با لباس شخصی با مراجعه به برخی فعالین فرهنگی محلی که در قالب گروه‌های مردمی در صدد برگزاری هر چه  باشکوه‌تر مراسم وداع شهدا بودند، با تهدید و ارعاب کوشیدند از افشای جنایات آمریکا در عملیات کربلای 4 و نقش عوامل استکبار جهانی در اسارت رزمندگان اسلام و شهادت آنها با دست بسته جلوگیری کنند.


یکی از طلاب دستگیر شده در همین رابطه در شرح ماجرای ممنوع شدن شعار «مرگ بر آمریکا» در اصفهان گفت: «به دنبال شرکت در مراسم تشییع شهدای غواص در تهران، عزم‌مان را جزم کردیم تا در مراسم اصفهان به دور از هر گونه اغراض سیاسی حزبی، پیام مظلومیت شهدای مظلوم کربلای 4 را به مردم برسانیم. با هماهنگی بیش از 20 مرکز فرهنگی، در اجابت سخنان مهم رهبر انقلاب در عید فطر، نیت کردیم نقاب ساخته و پرداخته بزک کنندگان چهره آمریکای جنایتکار را کنار زده و فرمان رهبری در پرداختن به چهره واقعی آمریکا به عنوان اتم مصادیق استکبار را اجابت کنیم.»


فرزند شهید تاکید کرد: «به نظر ما موضوع معرفی آمریکا به عنوان مستکبری جنایت پیشه و ادامه مسیر استکبارستیزی آگاهانه در ایران، از منظر رهبر انقلاب موضوعی بسیار پر اهمیت است. به همین جهت از ابتدا با دیگر فعالین فرهنگی عهد بستیم که فعالیت هایمان تبلور فرامین و خواسته‌های رهبر انقلاب باشد.»


علی رغم تاکید ما بر پرهیز از ایجاد دو دستگی در کشور به دنبال قضایای هسته‌ای به عنوان خواسته مهم رهبری از جامعه و اذعان صریح این موضوع در گفتگو به مسئولین، تماس‌هایی با محتوای تهدید آمیز از شماره‌های ناشناس دریافت کردیم. حتی پس از دستگیری یکی از طلاب ارزشی فعال، روز تشییع شهداء تماسی برقرار شد که فرد تماس گیرنده تاکید داشت به حکم شورای تامین استانداری استان اصفهان، حکم جلب‌مان به منظور جلوگیری از حضور در مراسم شهداء صادر شده است!


طلبه و فعال فرهنگی در پاسخ به این سوال که افراد مذکور از چه نهادی بودند، گفت: «خود را از اداره اطلاعات استان معرفی کردند و ابتدا درخواست کردند پلاکاردهای دست نویس تهیه شده توسط فعالین مردمی در خانه ما بازبینی شود که بدون هر گونه مقاومتی اجابت کردیم.»


وی در ادامه گفت: وقتی از ملاک‌های بازبینی مدنظر آنها سوال کردیم تنها از لفظ «توافق بد» در توصیف بیانیه وین به عنوان موارد ممنوعه نام بردند که با توجه به تاکید خودمان بر پرهیز از دودستگی و اختلاف در جامعه، بازبینی پلاکاردها با ملاک مذکور را پذیرفتیم. نتیجه اینکه پس از بازبینی بیش از 500 پلاکارد دست نویس مردمی تجمیع شده در منزل شهید، حدود 10 دست نوشته را جدا کرده و به نیروهایی که با لباس شخصی در کوچه مستقر شده بودند، تحویل دادیم. با این وجود تاکید کردند که با توجه به حکم شورای تامین مامور به دستگیری ما به جهت جلوگیری از شرکت در مراسم تشییع شهدا هستند و در نهایت مقابل همسر شهید با دستبند به ساختمانی منتقل و حبس شدیم!


فرزند شهید ضمن ابراز ناراحتی از رفتار صورت گرفته با نیروهای ارزشی استان از برخی از سوالات مطرح شده در حین بازداشت از سوی نیروهای امنیتی اصفهان ابراز تعجب کرد و گفت: «از بنده سوال شد که چرا شما در مراسم تشییع شهدای غواص در تهران شرکت کردید که این موضوع برای ما بسیار عجیب بود و همچنین تاکید کردند که موضوع دستگیری فرزندان شهداء و طلاب نباید رسانه‌ای شود!»


وی با تاکید بر هزینه افشای ماجرای دستگیری نیروهای ارزشی استان که تنها هدف شان بالا بردن پلاکاردهای «مرگ بر آمریکا» به عنوان مهم‌ترین سند ذکر مظلومیت شهدای غواص بود، گفت: «مگر هدف از توافق هسته ای، آشتی با آمریکاست که هر گونه شعار در معرفی مصادیق جنایات و رفتار استکباری دولتمردان این کشور، توهین به دولت محسوب می‌شود؟! چرا در انتقام گیری از بچه‌های حزب اللهی مروج شعار «مرگ بر آمریکا» با شارلاتانیسم اداری، احکامی صادر می‌شود که حتی در خصوص سران فتنه نیز در ایام فتنه 88 توسط شورای تامین استان صادر نشده است؟! آیا حقیقتا کسانی در پایتخت به دنبال حذف مصادیق استکبارستیزی از تاریخ ایران با هتک حرمت خانواده شهداء و طلاب و فعالین فرهنگی انقلاب هستند؟! آیا این ظلم نیست که فرزند شهید علی رغم همکاری کامل با نیروهای امنیتی از خانه اش با دستبند، دستگیر شود تا در مراسم تشییع پیکر همرزمان پدرش نتواند فریاد مرگ بر آمریکا سردهد؟!»


شایان ذکر است تلاش بسیاری برای ارتباط گیری با مسئولان شورای تامین استان اصفهان صورت گرفت اما  هیچ یک از مدیران مربوطه پاسخگوی سوالات کیهان درخصوص رفتارهای ضد اخلاقی صورت گرفته در دو روز اخیر با نیروهای ارزشی و خانواده‌های شهدا نبودند. گزارش‌های بعدی درخصوص حوادث مذکور متعاقبا منتشر خواهد شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا