اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

۲۶۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اخلاق اسلامی» ثبت شده است

شما آقازاده اید

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۵۸ ق.ظ

واکنش فرزندان شهید بابایی به تخفیف هزینه خاکسپاری | علی عسکری

 

عباس بابایی تا در قید حیات ظاهر بود از خودش می زد و به دیگران می رسید. هر چه درجه اش بالاتر می رفت خانه کوچکتری را در پایگاه نیروی هوایی به خود اختصاص میداد. کولر خانه را باز می کرد می برد پیش سربازهایی که کولر خوابگاهشان خراب شده بود. هر چه دستش میرسید به نیازمندان کمک می کرد. نفعی که می رساند بیشتر از عواید مادی ای بود که نصیبش می شد. چقدر برای خدا بیش از وظیفه اش ایستاد و کار کرد و پول نخواست. خیلی از شهدا اینطور بودند.

حالا جواد تاجیک مدیرعامل بهشت زهرا خبر داد دو هفته پیش نوه شهید بابایی طی سانحه ای به رحمت خدا رفت. فرزندان شهید وقتی فهمیدند سازمان آرمستان در برآورد هزینه ها تخفیفی به آنها داده، ناراحت شده و وجه کامل را به حساب بیت المال برگرداندند. گفتند این کار خلاف مشی شهید است ما نمیتوانیم جوابگوی شهید باشیم.

درد و بلای این آقازده های حقیقی بخورد توی سر فرزندان قالیباف و عارف و شمخانی و پزشکیان و روحانی و دیگر گردن کلفتهای رانت خوار مدعی ژن خوب که آبروی انقلاب اسلامی را بازیچه زیاده خواهی های ناتمامشان قرار داده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

راه خورشیدی

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۳۱ ق.ظ

کتاب راه خورشیدی اثر محمد اسفندیاری | ایران کتاب

 

مرحوم شیخ محمدرضا حکیمی، عالم و علامه بود که قلمی فصیح در دست داشت و اسلام را آن گونه که شناخت و آنگونه که توانست برای جامعه معرفی نمود. این ویژگی را هر کسی ندارد. یا عالم نیست یا نویسنده. که این امر به محتوای کتابها ضربه زده زیان بار می شوند یا حوصله بر. البته توجه زیاد به ادبیات نباید موجب غرق شدن در آن شود. می گفتند باید مراقب بود توجه بسیار بر شیوه صحیح قرائت نماز منجر به غفلت از محتوای آن نشود.

مرحوم شیخ محمدرضا حکیمی، دغدغه عدالت داشت. بنای اسلام بر ایجاد عدل است نه حفظ ظاهر. ظاهر و باطن، هر دو را باید حفظ نمود. می گفت انقلاب اسلامی نباید منحصر بماند به غلبه بر طاغوت سیاسی. طاغوت اقتصادی و طاغوت فرهنگی را نیز باید زیر و رو کرد و گویا اواخر عمر به این نتیجه رسید که انقلاب اسلامی منحصر ماند به غلبه بر طاغوت سیاسی. یک جمله دارد آیت الله جوادی که: ظاهر مردم، باطن مسئولان است. حرف دقیقی است برای این سالها که فاصله ظاهری تباری از مردم با ارزشها، نمایانگر وجوه پیدا و ناپیدای درون تباه بعضی مسئولان منفعت اندیش و زیاده خواه شده است.

مرحوم شیخ محمدرضا حکیمی، دغدغه نام نداشت. جلوه فروش و جاه طلب نبود که هیچ، انتظار یک تشکر و تقدیر خشک و خالی را هم نداشت و کیست که نداند بالاترین مقام اخلاص و عرفان، همین دل بریدن از عطای مادی خلق است و عطف و حصر نگاه به عالم حق که روح می دمد در آثار و سخنی می شود برخاسته از عمق دل که لاجرم به حکم تقدیر خلقت، بر دل مخاطب خواهد نشست.

چقدر خوب است هر استاد و صاحب نفس و صاحب فضلی، یکی چون محمد اسفندیاری، خوش معلومات و فرهیخته در پیرامون خود داشته باشد که حق مطلب را آن گونه که باید درباره او ادا نموده و گرد غربت اندیشه و مرامش را به اندازه توان، بزداید. هر چند او نیز به مانند هر مفسّر و حاشیه نویسی، خواسته یا ناخواسته انگاره ها و مطالبات و افکار خویش را در مواردی پشت نقاب وصف استاد به خورد مخاطب می داد، ولی به هر حال دست مریزاد.

یک نکته را حیفم می آید نگویم. به وسع برداشت این کمترین از آثار اندیشمندان معاصر، همچنان مرتضی مطهری را یک سر و گردن بالاتر از همه تولیدکنندگان آثار فکری این دوران می دانم. مطهری نویسنده نبود. کتابهایش اغلب گرداوری سخنرانی های اوست. شاید همین ویژگی باعث شد متون وی از اضافات و بسط های غیر ضرور، بری بوده و با قدرت منحصر به فردی که او در نگاه و بررسی همه جانبه پیرامون موضوع بحث داشته و بهره گیری نقطه زن از حکایات و روایات، بعد از چند دهه همچنان کتبی بی مثال و بی رقیب باقی مانده و گره گشای زوایای تاریک فکری جامعه نخبگانی قرار گرفته و عطش پرسشگری و دانایی مخاطب را با ناب ترین نگرش فقهی و فکری و فلسفی سیراب می سازد.

دست همه خادمان عرصه فکر و فرهنگ و هنر دینی را باید بوسید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

میکده عشق حسین

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۰ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۳۴ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم‌

‌‌ تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیۀ خداوند‌ تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد.‌

‌‌     در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب خصوصاً جنگ، بودند نهادها و‌ گروه های فراوانی که با ایثار و خلوص و فداکاری و شهادت طلبی، کشور و انقلاب‌ اسلامی را بیمه کردند. ولی حقیقتاً اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و‌ فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه کسی سزاوارتر از بسیج و‌ بسیجیان خواهند بودبسیج شجرۀ طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های‌ آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسۀ عشق و مکتب‌ شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و‌ رشادت سر داده اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشۀ پاک اسلامی است که تربیت‌ یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشکر مخلص خداست که‌ دفتر تشکل آن را همۀ مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند.‌

‌‌     من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا با‌ بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام. من‌ مجدداً به همۀ ملت بزرگوار ایران و مسئولین عرض می کنم چه در جنگ و چه در صلح‌ بزرگترین ساده اندیشی این است که تصور کنیم جهانخواران خصوصاً امریکا و شوروی‌ از ما و اسلام عزیز دست برداشته اند؛ لحظه ای نباید از کید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و‌ سرشت امریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم‌ ـ موج می زند. باید برای شکستن امواج طوفان ها و فتنه ها و جلوگیری از سیل آفت ها به‌ سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملتی که در خط اسلام ناب محمدی ـ صلی الله ‌‎ علیه و آله ـ و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید‌ همۀ افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چرا که در هنگامۀ خطر‌ ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد.‌ 

خلاصۀ کلام، اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد، چشم طمع‌ دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الاّ هر لحظه باید منتظر حادثه ماند.‌ بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد. امروز یکی از‌ ضروری ترین تشکل ها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان‌ دانشگاه ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان‌ بسیجی ام در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییرناپذیر «نه شرقی و نه غربی» باشند. امروز‌ دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به‌ هیچ وجه نگذارند ایادی امریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج‌ است که این مهم انجام می پذیرد. مسائل اعتقادی بسیجیان به عهدۀ این دو پایگاه علمی‌ است. حوزۀ علمیه و دانشگاه باید چهارچوب های اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار‌ تمامی اعضای بسیج قرار دهند. باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ‌ اسلامی باشند و این شدنی است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید‌ هسته های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.‌ شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح‌ جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است، انقلاب اسلامی در جهان‌ نیازمند فداکاری های شماست و مسئولین تنها با پشتوانۀ شماست که می توانند به تمامی‌ تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون امریکا و شوروی می شود به زندگی‌ مسالمت آمیز توأم با صلح و آزادی رسید. حضور شما در صحنه ها موجب می شود که‌ ریشۀ ضد انقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد.‌

من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم که اگر مسئولین نظام‌ اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. بار دیگر تأکید می کنم‌ که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی، سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال‌ خواهد داشت. من از تمامی بسیجیان خصوصاً از فرماندهان عزیز آن تشکر می کنم و از‌ دعای خیر برای این فرزندان با وفای اسلام غفلت نخواهم نمود. خداوند شهدای عزیز و‌ گمنام بسیج را به نعمت همجواری اهل بیت ـ علیهم السلام ـ متنعم و جانبازان عزیز را شفا‌ و اسرا و مفقودین عزیز را سالماً به اوطانشان بازگرداند و هر روز بر عظمت و شوکت این‌ نهاد مقدس و مردمی که پیروان اسلام عزیز و حضرت بقیة الله الاعظم ـ ارواحنا لمقدمه‌ الفداء ـ هستند بیفزاید. والسلام علیکم و رحمة الله .‌

‌‌2 / 9 / 67‌

‌‌روح الله الموسوی الخمینی‌

صحیفه امام؛ ج ۲۱، ص ۱۹۴-۱۹۶

 

امام خمینی: بسیج لشکر مخلص خداست/  من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم/در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بدون توهین

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۹ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۳۰ ق.ظ

                              بازتاب گسترده بیانات رهبر انقلاب در رسانه‌های جهان

 

حرف آقا درست است. توهین به رییس جمهور یا به هر مسئول و شخص دیگری غلط بوده و با فرهنگ و اخلاق دینی ما سازگار نیست. منتقدان دولت چه در مجلس و چه در جاهای دیگر باید مراقب باشند نقدهایشان آلوده به توهین نباشد.

ما موظفیم حرف آقا را گوش بدهیم. رییس جمهور هم چنین وظیفه ای دارد. آقا از او و دولت خواست برای خدمت به مردم و سر و سامان دادن وضع معیشتی جامعه، دو برابر کار کنند. این دو برابر کار کردن یعنی کار مفید و اثربخش و گره گشای بیشتر وگرنه خرابکاری و تصمیم نادرست و گند زدن به زندگی مردم هم نوعی کار است.

دیروز تشییع یکی از شهدا لا بلای شعارهای مرگ بر آشوبگر و... این شعار هم تکرار شد:

مسئول با کفایت

از رهبری اطاعت

مضمون این شعار، برگردان محترمانه اعتراضها به نحوه مدیریت نهادهای اجرایی و قضایی و .... است، یک چیزی شبیه همان "داور دقت کن" مستطیل سبز رنگ.

اگر دقت کرده باشید روزهایی که تعطیل است قیمتها بالا نمی رود. مسئولین ما یک چند روزی مرخصی بروند میشود امید داشت لااقل چند روزی هم شاهد ثبات در قیمتها باشیم.

به هر حال به حرمت خون شهدا از خدا میخواهیم آنهایی را که خدمت میکنند یاری دهد و این مملکت را از گزند دشمنان خارجی و خائنان داخلی مصون نگه دارد. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تاریخ شهیدی

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۹ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۲۹ ق.ظ

کتاب تاریخ تحلیلی اسلام (شومیز) اثر جعفر شهیدی | ایران کتاب

 

درباره بعضی کتابها و فیلمهایی که می بینم یا میخوانم مطلبی نوشته و نظری میدهم درباره بعضی کارها هم نه اما مگر میشود کتاب تاریخ تحلیلی اسلام به قلم سید جعفر شهیدی را خواند و حرفی نزد؟ به کتابهای تاریخ اسلام و البته انقلاب اسلامی علاقمندم و مطالعاتی پراکنده در این رابطه داشته ام اما این کتاب را باید به همه توصیه کرد که بخوانند. چرا؟ سید جعفر شهیدی یک مورخ یا تاریخ شناس صرفا خبره و مطلع نیست. او یک دانشمند متفکر است. واژه متفکر چه ربطی به علم تاریخ دارد؟ ربطش این است که پژوهشگر و صاحب علم بداند چگونه تاریخ را روایت کند بی آنکه بخواهد فهم مخاطب را نادیده بگیرد و یا خسته اش سازد زاویه ای را پیش رویش بگشاید تا به پرسشها و شبهات محتمل پاسخ داده و البته عطش او را برای طرح سوالهای جدید و تحقیق و مطالعه بیشتر بیفزاید. نگارنده البته حواسش به سبک زندگی هم هست و تلاش دارد چرایی سقوط یا مجد حکومتها و جوامع را مبتنی بر آموزه های دین و عقل تبیین نماید. صرفا راوی حوادث نیست. مختصر اما عمیق به شکافتن ریشه حوادث و جریان شناسی تمدنها و نحله ها و طوائف می پردازد و نشان می دهد یک مورخ اگر اسلام شناس و جامعه شناس و زمانه شناس باشد چگونه میتواند کتابی دست مخاطب بدهد که علاوه بر آموزش تاریخ، درس چگونه زیستن و عبرت خودسازی و جامعه گرایی و حق شناسی را سرلوحه او قرار دهد. بیخود نبود که آقا در پیام تسلیت رحلتش از او به عنوان علامه ژرف نگر و با کرامت یاد کرده است. روحش شاد.

این کتاب را بزرگواری به من هدیه داد که تشکر از او را بر خود لازم می شمارم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سلاح منطق

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۵۵ ق.ظ

photo_2024-03-19_09-42-15_d77b.jpg

 

خدا رحمت کند آزاده بزرگوار، محمدحسین منصف را. در جریان اغتشاشات 1401 با اینکه لا به لای بچه های پاسدار و بسیجی بود به همسرش سفارش داد سیصد تا آب معدنی کوچک تهیه کند و بیاورد سر میدان. نیمه های شب بود. رفت طرف جماعت آشوبگر با لبخند گفت من با شما هستم بیایید آب بخورید! آنها حسین را در خیابانهای بابل دیده بودند که همراه بچه های بسجی است. بعضی هم او را می شناختند که آزاده و پاسدار و نویسنده است و مدتی عضو شورای شهر بوده. با تعجب و ابهام می رفتند سمتش. دستشان آب گوارا می داد. آخر شهریور یا اوایل پاییز بود و هوا شرجی و تشنه بودند. بعد شروع می کرد با آنها حرف زدن: این تابلوی بی نوا را می زنید می شکنید چه گناهی کرده است مگر؟! فکر کردید پولش از کجا تأمین می شود؟ دوباره از جیب من و شما می گیرند و می سازند. ضرر به خودمان زده ایم! سر صحبت که باز می شد آنها هم هر چه دلشان می خواست می گفتند البته چون نمک گیر شده بودند احترام می گذاشتند. حسین هم برای شان توضیح می داد و سعی می کرد خط و مشی انقلاب و نقشه های دشمن را برایشان بازگو کند.

شبهای دیگر چند نفر همراهش می شدند با بلندگویی که موسیقی های ملی در وصف عظمت ایران پخش می کرد می رفت وسط پاتوق جوانهای معترض یا آشوبگر. دو فلاسک بزرگ چای هم با خودش می برد. روی یکی می نوشت مردم! روی یکی می نوشت اغتشاشگر! به هر کس طبق گرایشی که داشت از یکی از فلاسکها چای می داد بعد سر صحبت را باز می کرد. می گفت من خودم معترضم. راست می گفت بارها دادگاه رفت به خاطر نقدهایی که داشت. هم توسط دژخیمان بعثی شلاق خورد هم توسط دادستان نامرد بابل. خودش یکی یکی انتقادها و گله هایی که از وضع موجود به خصوص در زمینه تبعیض و اشرافی گری داشت را بیان می کرد. بعد توضیح می داد که حزب اللهی ها و خود آقا هم به این مسائل اعتراض دارند. باید با بی عدالتی ها جنگید اما راهش همنوایی با دشمن نیست... بخش اعظمی از افرادی که حرفهایش را می شنیدند تحت تأثیر قرار می گرفتند. البته یک عده ای هم بودند که به هر حال لجاجت داشتند. اما کار حسین واقعا اثر داشت. بعد از فوتش که در شب عید غدیر بود دیدم بعضی ها نوشته اند ما با صحبتهای حسین تغییر مشی دادیم. در قبال توهین ها و پرخاش ها هرگز عصبانی نشد. عصبانیت او فقط شبی بود که دید عده ای بعد از برد آمریکا مقابل تیم ملی فوتبال ایران آمده اند به خیابان و شادی می کنند. غصه می خورد و با بغض به آنها می گفت یعنی واقعا از پیروزی تیمی که مقابل نمایندگان کشورتان بازی کرد خوشحالید؟

روحش شاد. گفتم وسط نیمچه آشوبهای اخیر یادی هم از حسین آقا داشته باشیم. شادی روحش صلوات.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تربیت، پول و علم

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۴ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۱۴ ب.ظ

قدس آنلاین - از فقر فرهنگی چه میدانید؟ / عوامل ایجاد فقر فرهنگی

 

یک قسمتی در سریال دکتر قریب هست که دو تا بچه در نقطه ای از پایین شهر سر مداد نصف و نیمه ای که روی خاک پیدا می کنند به جان هم می افتند. یکی آهک می پاشد توی چشم آن یکی و او هم با چاقو می زند توی شکم این یکی. فیلم تلاش دارد علت وقوع چنین حوادثی را در فقر و جهل بیان نماید که البته حرف درستی است؛ اما امروز هم در گوشه و کنار شاهدیم بچه هایی از خانواده های متوسط یا مرفه به هر دلیل به جان هم افتاده و چاقو و پنجه بوکس می کشند و...

فقر را نباید لزوما در بهره مندی از امکانات مادی خلاصه دید، علم را نباید لزوما در رفتن به مدرسه حتی غیرانتفاعی و دریافت مدرک تعریف نمود. چه بسیار آدمهای فقیر یا بیسواد اما نجیب و شریف و چه بسیار انسانهای متمکن و درس خوانده اما حقیر و نانجیب.

مهم تر از پول و مدرک و پز و سواد، تربیت درست است که اخلاق و ادب را به ارمغان آورده و فرد و خانواده و جامعه را به سمت صلاح و آرامش و رستگاری سوق می دهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خانواده، جهاد، شهادت

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۱ دی ۱۴۰۴، ۰۵:۱۹ ق.ظ

همسر گرانقدر و مهربانم، حاجیه حکیمه عزیزم!

سلام علیکم

حقیقتاً مانده ام در پیشگاه خداوند که چگونه میتوانم در این روزهای قریب رفتن، حق نزدیک چهل ساله را ادا کنم؟

امیدی جز بخشش و محبت پیوسته شما و خداوند سبحان ندارم. روزت را تبریک میگویم و به خاطر این صبر چهل ساله دستتان را می بوسم. از خداوند سبحان طول عمر توأم با زندگی فاطمی برایت خواهانم و از اینکه اولین سال را در روز مادر، بدون مادر به سر میکنی برایت صبر و برای آن مرحومه مجاهد، اجر و غفران الهی خواهانم.

همسر ناتوانت در ادای حق الهی خود، قاسم ۱۳۹۷/۱۲/۷

یکسال قبل از شهادتش بود. آخرین روز زن که در حیات ظاهری اش درک کرد، این نامه را به یادگار گذاشت. سال بعد، خودش میهمان حضرت زهرا بود.

به روایت فاطمه سلیمانی/ مستند پرواز بیست و یک تهیه شده در بنیاد مکتب حاج قاسم، حفظ و نشر آثار شهید سپهبد قاسم سلیمانی

 

شهید حاج قاسم سلیمانی - تحولات جهان اسلام

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ریشه و تیشه

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۷ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۵۶ ق.ظ

ویسگون - شبکه اجتماعی عکس و فیلم

 

مجتبی الله قلیپور (حکیم) شهردار اسبق بازداشتی و مستعفی بابل منتسب به جریان اصولگرا که محکومیت قضایی وی در رسانه ها منتشر گردید و نیز دکتر لعلی منتسب به جریان اصلاح طلب که همسرش تصاویر مکشفه خود را در فضای مجازی منتشر می نمود به عنوان معتمدین شهر! برای عضویت در هیات اجرایی انتخابات شورا برگزیده شدند! یک معامله شیرین که دهان دو طرف بسته بماند.

این رفتارها دهن کجی به مردم و هجو اصالت قانون و مسبب تنزل جایگاه اجتماعی نهادهای نظارتی است.

در همین شهر خانمی به خاطر آنکه مدتی عکس مهسا را روی پروفایلش داشت از مسئولیت خلع شد. در همین شهر آزاده ای پاسدار و جانباز و پژوهشگر به خاطر انتقاداتی که از بعضی مسئولان شهری داشت متهم به عدم التزام به ولایت فقیه و رد صلاحیت گردید.

بچه های مردم به خاطر اشتباهاتی کوچکتر از این بسیاری از موقعیتهای اجتماعی و شغلی را از دست می دهند.

امام جمعه بابل حتی اگر در انتصاب دامادش نقشی نداشته باشد باید متوجه باشد که افکار عمومی نمیتواند عدم وجود رانت و نقش پیوند خانوادگی را در این تسامح انتصابی باور نماید.

در جریان انتخاب مجتبی الله قلیپور به عنوان شهردار بابل هم مردم زیر بار داعیه عدم دخالت امام جمعه نرفتند. زیرا او تنها شهرداری بود که بدون رقیب، بدون ارائه برنامه، بدون حضور در صحن شورا در حالی که در خانه اش نشسته بود برای تصدی این سمت انتخاب گردید. امام جمعه اگر دخیل نیست باید زیرک بوده و مانع از تخریب وجهه خود شود.

دنیا و تمتعات و منافع آن لذیذ است اما کاش همه جوانب و عوارض و تبعات این شیرینی های زودگذر و آسیب زا را در نظر بگیریم. حیف این انقلاب مظلوم و خون شهداست که بر سر تقسیم غنائم، در نگاه مردم تخریب شود. به نفع جریان انقلاب است که داماد امام جمعه از این منصب که شاید به ظاهر مقدمه تطهیر و ترمیم چهره او و بازگشت به عرصه قدرت و ثروت باشد، دل بکند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برای اَنَس!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۵ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۵۱ ب.ظ

خدایا - تاریخ إسلام داستان انس بن نضر رض صحابی که خداوند متعال در مورد او  این آیه را نازل کرد را بخوانید: «از میان مؤمنان، مردانی هستند که به آنچه با

 

راستش دلم خواست برای انس چیزی بنویسم. انس بن نضر یک چهره تأثیرگذار اما گمنام در تاریخ است.

به جنگ بدر نرسید، ته دلش ماند. به خودش و خدای خودش قول داد در جنگ بعدی یاور رسول خدا و دین خدا باشد. به اُحد رسید. وقتی عده ای تنگه احد را به طمع غنیمت، خالی گذاردند، سپاه ابوسفیان بر لشکر محمد (ص) چیره شد. پیامبر ضربه ای خورد و به درون گودالی افتاد. دندان های مبارک و صورت نورانی اش زخم برداشت. شایعه شد رسول الله شهید شده است. خیلی ها مثل عمر و طلحه و ... کپ کردند. شخصیتهای بزرگ و مطرح اسلام متحیر و بلاتکلیف ماندند. حتی عده ای گفتند برویم پیش ابوسفیان امان بگیریم. عده ای گفتند برویم سراغ ریش سفید منافق مدینه، عبدالله ابن اُبَی بخواهیم وساطت بکند. عده ای داد زدند مسلمین! چه نشسته اید؟! جانتان را بر دارید و از معرکه فرار کنید.

این جا یک نفر، جای خالی را پر کرد. مردی گمنام اما شجاع و عاشق پیشه. این فرد همان انس ابن نضر است، قهرمان بی ادعای تاریخ اسلام. فریاد برآورد: اگر محمد کشته شد، خدای محمد که زنده است، اگر محمد رفت راه او که باقی است، جبهه رسول الله را خالی نگذارید، راه حق را ادامه بدهید... بعد دست به آسمان برد و فریاد زد: خدایا من از آنچه این مردم به غلط گفته اند پیش تو عذرخواهم... بعد شمشیر کشید و به میانه دشمن هجوم برد. رفتار شجاعانه او که از عمق ایمان و صلابتش و تشخیص درست در بزنگاه تاریخ حکایت داشت عده ای دیگر از مسلمین را نیز تهییج نمود تا صف دشمن را بشکافند و مانع از تسلط بیشتر کفار شوند. علی علیه السلام دست پیامبر را گرفت و کمک کرد از گودال بیرون بیاید. کنارش ایستاد. مردم دیدند پیامبر زنده است و دارد به جنگ ادامه می دهد، روحیه شان را دوباره بازیافتند.

انس اما در این معرکه جان شیرینش را تقدیم پیشگاه حق نمود. دشمن از آنچه انس با سخن و اقدام به موقعش انجام داده بود خشمگین بود. آنقدر به او زخم زدند، بدنش مثله شد، ارباً اربا شد. چهره اش قابل تشخیص نبود. گفته اند خانواده اش او را از روی انگشتان دستش شناسایی نمودند.

می گویند دو آیه در وصف انس بن نضر نازل شده است.

یکی اش همان آیه معروف "مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً" است.

"در میان مؤمنان مردانى هستند که بر سر عهدى که با خدا بستند صادقانه ایستاده اند؛ بعضى پیمان خود را به آخر بردند(و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضى دیگر در انتظارند؛ و هیچ گونه تغییرى در پیمان خود ندادند."

انس در آرزوی جهاد بود و حسرت حضور در جنگ بدر و یاری پیامبر را می خورد. ادعایش صادقانه بود. صبر کرد تا در جنگ احد، به آنچه انتظارش را می کشید برسد. شهدا آنچه در عشق به خدا و راه خدا می گویند از روی راستی و درستی است و این را در عمل ثابت می کنند.

آیه دیگری هم به انس بن نضر اشاره دارد:

"وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِکُمْ ۚ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ"

"و محمّد جز فرستاده ای از سوی خدا که پیش از او هم فرستادگانی [آمده و] گذشته اند، نیست. پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، [ایمان و عمل صالح را ترک می کنید و] به روش گذشتگان و نیاکان خود برمی گردید؟! و هر کس به روش گذشتگان خود برگردد، هیچ زیانی به خدا نمی رساند؛ و یقیناً خدا سپاس گزاران را پاداش می دهد."

این آیه درباره واقعه احد است و آنهایی که به ظن شهادت رسول، می خواستند به دامان کفار بازگردند. مفسرین می گویند منظور از شاکرین، انس بن نضر است و مانند او. او خلاف جریان آب شنا کرد. خلاف اکثریت راه گم کرده و مبهوت، مسیر درست را تشخیص داد، به دیگران آگاهی بخشید و خودش پیشگام راه حق شد و جانش را تقدیم خدا نمود.

شنیده اید شکر نعمت، نعمتت افزون کند؟! شکر، خودش یک نعمت است. انسان شکرگزار در واقع به خودش خوبی کرده است زیرا طبق قوانین عالم خلقت، باعث ازدیاد نعمتهای الهی در حق خودش و اطرافیانش گردیده است. زیرکانه ترین دعا، شکر است از این رو که هم به تکلیف حمد خدا و ادب در برابر معبود عمل شده هم زمینه نزول نعمتهای بیشتر فراهم آمده است.

آن که همیشه شکر می کند ایمان قوی دارد و با خدا مأنوس شده است. همان طور که صدق، از اوصاف شهداست، شکر نیز وصف مقام شهید است. یک نفر به شما هدیه ای بدهد به زبان تشکر کنید خوب است اما بهتر آنکه با هدیه ای محبتش را جبران نمایید. شاکر صدیق در چنبره لفظ و شعار باقی نمی ماند. قدم بر می دارد و ثابت می کند در عمل به سپاس از الطاف الهی و جلب رضای او تعهد دارد. او اهل صراط المستقیم است و به شکرانه هدایت، در مسیر حق استقامت می ورزد.

خدا راه نجات و سعادت را به شاکر صدیق نشان می دهد. وَٱلَّذِینَ جَٰهَدُواْ فِینَا لَنَهۡدِیَنَّهُمۡ سُبُلَنَاۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِینَ.

صراط الذین انعمت علیهم، صراط کسانی است که نعمت هدایت و اطاعت از حق را دریافته اند. وَمَن یُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوْلَـٰٓئِکَ مَعَ ٱلَّذِینَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَیۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِیِّـۧنَ وَٱلصِّدِّیقِینَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِینَۚ وَحَسُنَ أُوْلَـٰٓئِکَ رَفِیقࣰا

درود بر انس بن نضر؛ درود بر انس بن نضرهایی که پایشان در بزنگاههای سرنوشت ساز تاریخ نلغزید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با مدیریت صحیح قدردان لطف خدا باشید

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ آذر ۱۴۰۴، ۰۶:۴۳ ب.ظ

هدیه آسمان آذر به ایران به اندازه مصرف آب ۶۰۰ میلیون نفر - ایمنا

 

ببینید این را خبرگزاری فارس گفته:

"با توجه به بارش ثبت شده مجموع بارندگی ایران در سامانه‌های جدید حدود ۶۶ میلیارد متر مکعب است. این رقم معادل مصرف شرب یک سال کشوری با ۷ برابر جمعیت ایران یعنی ۶۰۰ میلیون نفر است."

این تازه آمار بارندگی روزهای اخیر بوده. به لطف و یاری خدا باز هم بارش های خوبی در راه است.

اینکه بگوییم خشکسالی شده و خدا قهرش گرفته و... حرفی نارواست. البته صرفه جویی یک اخلاق و فرهنگ عقلانی و دینی است که همواره باید سرلوحه قرار داشته باشد اما اگر دوباره دولت شروع کرد به ترساندن مردم از بی آبی، باید همین آمارها را یادآور شد و خاطر نشان کرد که مشکل اصلی آب بر می گردد به مدیریت غلط و ضعیف وزارت نیرو که قدر این بارشها را ندانسته و هنوز نتوانسته است تدبیری برای ذخیره آب و بهره مندی صحیح و به جا از نزولات آسمانی داشته باشد. 

به هر حال شکر خدا را فراموش نکنیم، دم خالق یکتا گرم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

رییس دانشگاه پزشکی بابل عزل شد!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۱۲:۵۶ ب.ظ

photo_2025-12-16_12-51-59_rq9z.jpg

 

عکس بالا تصویری از حکم انفصال رییس دانشگاه علوم پزشکی بابل است که توسط دیوان عدالت اداری صادر شده و در بعضی گروههای مجازی مرتبط با کارکنان وزارت بهداشت دست به دست چرخیده است. اصل خبر در قالب شایعه در سطح شهرستان بابل نیز پخش شده است.
رییس علوم پزشکی بابل و دیگر مسئولان شهری و استانی همچنان مهر سکوت بر لب زده و پاسخی به افکار عمومی نمیدهند.
بر اساس این حکم از تاریخ ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴ تا کنون هر نوع حضور و یا دخل و تصرف در امکانات حوزه ریاست دانشگاه توسط دکتر حسین قربانی خلاف قانون و شرع شمرده میشود.
متولیان قانون باید وسواس بیشتری نسبت به صیانت از حریم قانون نشان داده و الگوی مردم قرار بگیرند.
جناب آقای فرماندار
جناب آقای فاطمی
شما سوگند خورده اید به قانون وفادار باشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دشتستان

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۴۰۴، ۰۶:۵۵ ب.ظ

پوستر رسمی سریال «دشتستان» رونمایی شد | سینما خانه | پایگاه خبری سینما،  تئاتر و تلویزیون

 

سریال دشتستان تمام شد. حیفم آمد درباره آن ننویسم. یک ایده بدیع در بستری نو و جذاب با اشراف بر اهداف اخلاقی بود. قیاس بین دو نسل و ارزشها و دغدغه های آنها، تأثیر یک حرف و رفتار ما در نحوه رقم خوردن شرایط زندگی خود و دیگران، یاد شهدا و ارزش علم و اخلاق در بستر طنز و محیط خوابگاهی دانشگاه و کنایه به شرایط بعضا نامتعارف آن و از همه مهمتر طنز فیلم آن هم با محوریت بازیگرانی خلاق و جدید از ویژگی هایی بود که این سریال را برای نسل نو، جذاب و البته آموزنده قرار داد. امیدوارم این خط و سبک تولید آثار تلویزیونی ادامه پیدا کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دهه هشتادی با غیرت

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۳۹ ق.ظ

photo_2025-12-14_07-44-13_z5g3.jpg

 

«سامان محمد حسنی براهویی» جوون دانشجوی دهه هشتادی بلوچ، شامگاه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ تو یکی از خیابانهای شیراز حوالی ارگ کریم خان وقتی دو تا پسر برای دختری مزاحمت ایجاد می‌کنند، بهشون تذکر می‌ده. اونها هم با بی‌رحمی تمام با چاقو در گردنش زده و شهیدش می‌کنند!

 

🏻متاسفانه این جوان ۱۹ ساله هیچ توجه ای از سوی بنیاد شهید به آن نشده و پرونده شهید برای او باز نشده است و خبر آن پخش نشده و او را به عنوان کشته شده یاد می کنند و نه شهید امر به معروف و نهی از منکر...

انقدر دست به دست کنید تا دست مسئولین بالا دستی برسد تا فکری برای شهادت این جوان با غیرت بشود و واکنشی مسئولین بالا رده بدهند.

 

#شهدای_آمر_به_معروف

#حجاب

#شیراز

#بلوچ

 

🔻 رسانه جهادی  [ پلاک ۵ ]

 

مطلب بالا را در یکی از گروهها خواندم. ذیلش بحثی شکل گرفت. یکی هم این نظر را داد:

"قطعا اینها در نزد خدا شهید شدند

ولی در جریان باشیم که شهید الداغی و زینال زاده و رضا زاده و دوست محمدی و خیلی از شهدایمان حکم نداشتن و بر حسب وظیفه عمل کردند و شهید حساب شدند چون رسانه روشون زوم کرد

واقعا باید تاسف خورد که این انقلاب را بعضی ها برای کار کردن آن به حکم گرفتن می‌دانند..."

ورای این بحث نکته ای هم ذهن مرا آزار میدهد. تابستان گذشته سفری به شیراز داشتم. کنار حرم حضرت شاهچراغ که سومین زیارتگاه مردم ایران نامیده میشود (البته از باب کثرت زائر معتقدم بارگاه شاه عبدالظیم سومین حرم در ایران به شمار می آید) بابت پیشگیری از حوادث امنیتی، انبوهی از بچه های بسیج و انتظامی ایستاده اند. درست مقابل چشم این عزیزان در نزدیکترین فاصله ممکن به حرم گاه خانمهایی کشف حجاب کرده بعضا با آستین کوتاه سگشان را می آوردند مثلا هواخوری اما در واقع قبح شکنی و متأسفانه کسی هم چیزی نمی گفت. ورودی شیراز، دروازه قرآن که در نزدیک عصر پاتوق اوباش فرهنگی بود و متأسفانه بعضی دستفروشها هم باند بلندگو می آورند و نوار خواننده زن را پخش می کنند.

زنگ زدم 110 شیراز گفتم کاری ندارم فقط خواستم مطمئن شوم این شهر نیروی انتظامی دارد؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این اسلام مزاحم!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۹ آذر ۱۴۰۴، ۰۶:۴۲ ق.ظ

بعضی مسئولان روی شان نمی شود بگویند با اسلام نمی شود حکومت کرد. در باطنشان به این رسیده اند که حکومت منهای دروغ و جعل و تبعیض و... امکان ندارد، اما خب گفتنش دردسر دارد. حداقل یک دردسرش این است که نمی توان دهان منتقد را به بهانه مخالفت با اسلام و انقلاب بست.

به پادوهای امنیتی وابسته شان یاد می دهند که اصل با سازمان است، حرف، حرف تشکیلات است، مأموری و معذور به تو چه که خدا چه می گوید؟ معیار انقلاب و اسلام چه بوده؟

این عقیده را منافقین هم داشتند، سازمان یعنی خدا. حالا امیرالمومنین فرمود مأمور مسئول است نه معذور برای بالای منبر خوب است و لای قفسه های کتابخانه.

نه بانکداری را اسلامی می کنند نه اشرافیت را تقبیح و نه دنبال عدالت اجتماعی و آموزشی و اقتصادی هستند و نه...

شبکه سینمای خانگی و مناطق به اصطلاح آزاد اقتصادی نیز ابزاری است هم برای پول در آوردن هم برای عادی سازی گناه و ترویج تدریجی آن. این فقط دشمن نیست که دنبال اندلس سازی ایران است. بعضی مسئولانی که در باطن معتقد به توانایی اسلام در اداره حاکمیت نیستند و آن را در تضاد با منافعشان می بینند هم دین را مزاحم حکمرانی خود می دانند. مردم اگر به مبانی دین رجوع کنند مقابل رانت و شکاف طبقاتی و غارتگری و... سکوت نخواهند کرد؛ اما اگر نئشه و شهوتی باشند شل و ول و بی خیال و بی رمق خواهند بود.

چنین است که می بینید خانمی که دختر شهید است و اهل قلم و فضل و بیان به جرم امر به معروف چنان بازخواست می شود که تاب شکسته شدنش حرمتش را نداشته و دچار عارضه مغزی میگردد، طلبه ای که در اجتماع حامیان حجاب و مبارزه با فساد اقتصادی سخنرانی داشته بارها احضار و زندانی میشود اما از انصاری ها و اکبر طبری و مصطفی نیاز و بابک زنجانی گرفته تا مروجان سازمان دهی شده کشف حجاب دارند صاف صاف دارند می چرخند و به ریش ملت می خندند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اعتصاب آبگوشت!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۸ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۰۱ ق.ظ

در مدرسه علمیه ای که درس میخواندیم آشپزی بود که البته شغل اصلی اش این نبود. بازنشسته یکی از ادارات خدماتی بود و از سر نیاز آمد آشپز شد. نمیتوانست خوب غذا را بار بیاورد. کوکو درست میکرد ته میگرفت و سوخته بود. آش و آبگوشت درست میکرد موادش خام بود و ... یکی یکی بچه ها داشتند دچار زخم یا التهاب معده و روده می شدند. چند باری به مسئولان مربوطه تذکر دادیم اما توجهی نشان ندادند. یک روز تصمیم گرفتیم اعتصاب کنیم. آن روز دوشنبه بود و غذا، آبگوشت. موقع غذا نرفتیم و غذا را نگرفتیم. قضیه پیچید و صدا کرد. مسئولین مربوط جلسه گذاشتند. از من  هم خواستند که بروم و حرف بچه ها را بگویم. نهایت آشپز تغییر پیدا کرد و وضع بهتر شد. استاد بزرگوار ما که از موضوع مطلع شد همان پول را به آشپز خدا رحمتی میداد که نیازش برطرف شود اما دیگر نیاید و غذا درست نکند!

آن روز وقتی وعده دادند که به زودی آشپز عوض خواهد شد خوشحال شدیم و دویدیم و از گرسنگی همان آبگوشت را با مواد نیم پخته اش با ولع خوردیم.

داشتند طبقه بالای حوزه را می ساختند از زندان کارگر آوردند که چیزی گیرشان بیاید. عزیزان زندانی هم آدمهای خوبی بودند. از نظر مالی کم آورده بودند. فضای حوزه و کار در میان طلاب برایشان تجربه شیرینی بود. ماه مبارک از راه رسید. زمستان بود. افطار آن بندگان خدا را می آوردند همینجا میخوردند بعد به زندان بر می گشتند. یک شب غذایشان نرسید. با بچه های اتاق توافق کردیم افطارمان را که آبگوشت بود دادیم به آنها. خیلی خوشحال شدند. کمی بعد که افطار را خوردند غذای خودشان رسید که آنهم آبگوشت بود؛ دادند به ما. چشمتان روز بد نبیند. آب بود پر از چربی، انگار روغن موتور ریخته بودند داخلش. گوشت که هیچ، سیب زمینی ها نپخته و حتی پوست نکرده، از اینها که بگذریم فکر کنم آشپزش کچل شد تا غذا آماده شود! آن قدر مو از زیر دندان هایمان بیرون کشیدیم که دیگر حالت تهوع پیدا کردیم.

در اردوهای دانش آموزی و دانشجویی هم گاهی این اتفاق رخ داد. فلافل اردوگاه یخ بود و مثل تیغ می ماند و گلو را خراش می انداخت. عدس پلوی پادگان واقعاً ساچمه پلو بود و نمی شد خورد.

خیلی مواقع هم البته غذا خوب و با کیفیت بود.

یکبار کاروانی شامل ده اتوبوس بچه های دبیرستانی را به اردوی راهیان نور بردم. نه اتوبوس از مدارس دولتی بودند و یک اتوبوس از غیر انتفاعی. آنهایی که از مدرسه دولتی بودند هر غذایی بود می خوردند که البته کیفیت غذاها خوب بود. اما مدرسه غیرانتفاعی! دم به ساعت مادرها زنگ می زدند به پسرشان که چه کار میکنی؟ کجایی؟ و چه میخوری؟ بچه ها هم لوس بازی در می آوردند که غذا مرغ است، کم است، خوب نپخته و... مادرها هم قربان صدقه برای بچه ها و فحش و نفرین برای متولیان اردو و نهایتا کار ختم می شد به دور ریختن غذا و توقف اتوبوس برای خرید غذا با هزینه شخصی دانش آموز.

چند روز پیش عکسی را از دانشگاه نوشیروانی بابل دیدم عده ای دانشجو در اعتراض به کیفیت بد غذا، انبوهی از غذای سلف را دور ریخته بودند. بعد گویا فیلمش هم در آمد و اعتراض وسیعی را از سوی افکار عمومی برانگیخت که لامصبها میدانید قیمت غذا چند است و چند نفر محتاج همین غذا هستند؟ ...

از غذای دانشگاه قم گاهی میخورم که انصافا خوب است. کیفیت غذای دانشگاه نوشیروانی بابل را خبر ندارم. اعتراض هم حق هر کسی است؛ اما ای کاش غذا را دور نمی ریختند. غذا را نمی گرفتند و یک گوشه با ظرف خالی می نشستند و تصویر همان را به ناشنه اعتراض منتشر می کردند. یا غذا را می بردند سر خیابان خیرات می کردند تصویرش را نشر می دادند. این کارشان کمی بچگانه و از سر نپختگی و هیجان بود. کلا اسراف غلط است چه برسد در این موقعیت که قیمت مواد غذایی واقعا بالاست. گاهی به شوخی و جدی گفته می شود از بس هزینه خورد و خوراک بالاست دولت دم به ساعت به زندانی ها مرخصی می دهد بروند خانه هایشان هزینه ها کم بشود!

به همان نسبت که کار این تعداد دانشجو در دور ریختن غذا اشتباه بود، بی توجهی و غفلت مسئولان بعضی پادگانها و اردوگاهها و زندانها و دانشگاهها و حوزه ها در نظارت بر کیفیت پخت و پز هم مصداق اسراف و ریخت و پاش و هدر دادن بیت المال است. خوب است مسئولان این مجموعه ها ملزم باشند از همان غذایی تناول کنند که افراد زیر مجموعه مصرف میکنند بلکه هم نظارت و دغدغه بالا برود هم دانشجو و طلبه و دانش آموز و سرباز و زندانی و... احساس اطمینان و رضایت و اعتماد بیشتری پیدا نمایند.

 

photo_2025-12-08_08-53-10_6eg.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وجدان کاری

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۴۸ ق.ظ

مولفه‌های مؤثر بر وجدان کاری | خبرگزاری بین‌المللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان،  فتاوای آیت‌الله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان

 

 راستش من به کارمندها بد بین شده ام. از بس از خودشان شنیده ام که وقتی حوصله ندارند یا کار دیگری دستشان است یا مشغله شخصی دارند به ارباب رجوع می گویند سیستم قطع است برو فردا بیا! که قطعا حق الناس بزرگی است. البته یک وقتهایی واقعاً سیستم قطع است اما خب من که دیگر به این جماعت بد بین شده ام.

به بعضی از دوستان کارمند می گویم پر توقع ترین قشر جامعه شما هستید و کم فایده ترین و زحمت دار ترین قشر هم! البته خیلی از کارمندها هم دلسوز و شریف و زحمت کشند و دغدغه حل مسائل مردم را دارند؛ اما یک عده متأسفانه در عین اینکه از زمین و زمان طلبکارند خودشان به وظایفشان درست عمل نمی کنند و باعث رنجش و تضییع حقوق مردم میشوند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چند جای کار می لنگد

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۴۳ ق.ظ

تهران کجا بازی کنیم؟ معرفی بهترین کافه های مافیا تهران برای سرگرم شدن -  شهرگردی | مجله گردشگری میهمان شو

 

دو تا دختر نوجوان در تهران بلند شده اند رفته اند کافه. کافه ها که میدانید مدتی است پاتوق و خلوتگاه دخترها و پسرها شده. آنجایی که رفتند بازی مافیا جریان داشت. این دو تا دختر هم با دو تا پسر دیگر تیم می شوند و می زنند به بازی. شرط بندی هم می کنند. حالا چه شرطی؟ اینکه هر تیمی باخت باید ده تا موبایل بقاپد و بیاورد! از قضا تیم همین بچه ها باخت. حالا باید شرطشان را عمل کنند که جلوی بقیه کم نیاورند. تجربه دزدی هم که ندارند.

دو تا پسرها موتور داشتند. دخترها هر کدام می نشیند ترک یکی و راه می افتند طرف بالای شهر که به زعمشان خلوت است و بهتر میشود دزدی کرد. چرخی می زنند. چشمشان می افتد به خانمی که موبایلش را در آورده و مشغول صحبت است. همان را نشان می کنند. موتور می رود طرفش. نزدیکش که می شوند دختر دست دراز می کند موبایل را بقاپد. زن تیز بود. دستش را کنار کشید که هیچ، مچ دست دختر را هم گرفت و کشید و به زمین انداخت. موتوری هم تعادلش را از دست داد و افتاد زمین. آن یکی موتور آمد کمکش. زن جیغ و داد کرد. مغازه دارها و رهگذرها ریختند وسط و هر چهار نفرشان را دستگیر کردند. کلانتری هم آمد و تحویلشان گرفت. سنشان کم است و باید بروند دادگاه اطفال. زار میزنند که به خدا دفعه اولمان بود و دزد نیستیم. زار می زدند که پدر و مادرهامان بفهمند چه میشود....

این ماجرا را دوباره مرور کنید. یک جا، دو جا، نه، چند جای کار می لنگد. در فضای مجازی چه می گذرد؟ پدر و مادرها چه میکنند؟ در کافه ها چه خبر است؟ مدرسه ها چه نقشی دارند؟ میشود جلوی این اتفاقها را گرفت، نمیشود؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

زشت، زیبا، جلف!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۲۷ ق.ظ

زشت و زیبا

 

روز گذشته مصاحبه ای خواندم از هنرمند پیشکسوت سینما و تلویزیون، سرکار خانم معینی. بنده خدا گفت قبول دارم من زشت ترین بازیگر زن ایرانم ولی خب خدا را شکر مردم دوستم دارند. قبلا هم مصاحبه ای از خانم شرافتی بازیگر نون خ دیدم که دلش گرفته بود از اینکه بعضی ها به او گفتند چقدر زشتی! در حالی که او هم بازیگر قابل و موفقی است.

پرانتری عرض کنم یاد خاطره ای افتادم. یک بار با اتوبوسی از دخترهای دانشجو عازم اردو بودم. جریانهای 1401 بود. بعضی دخترها روسری شان را در آوردند. گفتم ناراحت نشوید! خدایی اش بعضی هایتان واقعاً زشتید. حال ما رو بهم نزنید! روسری تان را سر کنید شأن و شخصیت خودتان حفظ می ماند. البته در قالب شوخی گفتم و کسی ناراحت نشد. سر بحث هم باز شد و درباره حجاب و شئون و کرامت زن در اسلام و جایگاه قدسی او در جامعه صحبت مطرح شد که شکر خدا مورد توجه قرار گرفت.

از شوخی و جدی که بگذریم:

زشتی و زیبایی ربطی به صورت ندارد و امری درونی و سیرتی است. آدمهای خوب دوست داشتنی هستند و آدمهای بد هر چقدر هم به ظاهر زیبا باشند تنفر انگیزند. هر چه خدا خلق کرد زیباست و محترم، سنگ باشد یا درخت، حیوان باشد یا انسان...

دل کسی را با حرفهای نسنجیده خود نرنجانیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

گاهی چقدر حرف نزدن خوب است

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۴۰۴، ۱۱:۵۲ ق.ظ

عاقبت شکستن دل دیگران چیست؟

 

راستش دلم نیامد چیزی در این باره ننویسم. بنده خدایی سیگار فروش است. همین قدر دستش بر می آید نانی برای زن و فرزند تهیه کند. خانه اش روضه گرفت برای حضرت زهرا. دوست و آشنا را دعوت کرد. این وسط یکی گفت: نمی آیم! تو سیگار فروشی؛ پس درآمدت مکروه است و نشستن در مجلس روضه ای که با پول مکروه تدارک دیده شده باشد جائز نیست.

طفلک دلش شکست. تماس گرفت با من درد دل کرد. سعی کردم آرامش کنم.

آدم جا نماز آب کش! چیپس و پفک هم مضر است و لابد فروشش مکروه. رب و روغن و ... هم مواد افزودنی دارند و ضرر. گوشت منجمد و... هم. کارمندی که وقت کار میرود برای صبحانه هم کارش درست نیست و درآمدش شبهه ناک است. قرار باشد گیر بدهیم میشود به زندگی و کسب و کار همه گیر داد. فتوای رهبری واضح است. فروش سیگار ایراد ندارد؛ اما حتی اگر مکروه باشد، رد کردن دعوت مومن هم مکروه است و البته شکستن دلش، حرام.

  • سیدحمید مشتاقی نیا