اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۲۱ مطلب در آبان ۱۳۹۲ ثبت شده است

طرحی برای نوسازی مدرسه عشق!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۲، ۱۱:۴۰ ق.ظ

بسیج مدرسه عشق


از روزی که امام گفت: مملکتی که بیست میلیون جوان دارد باید بیست میلیون تفنگ دار داشته باشد، بیش از سه دهه می گذرد. به رغم افزایش دو برابری جمعیت کشور هنوز ارتش بیست میلیونی مورد نظر حضرت امام شکل نگرفته است.

بیسج، نیروی مردمی و ایثارگر است که سابقه نقش آفرینی تاریخی آن در طول دفاع مقدس و نیز در تقابل با فتنه شوم 88 هیچ گاه از خاطر دلدادگان اسلام و انقلاب اسلامی محو نخواهد شد. الگو گیری از تشکل مقدس بسیج در بوسنی و سوریه ضامن پیروزی ملت های مظلوم گردیده است؛ شکی نیست.

آن چه انگیزه نگارش این سطور شد ضرورت توجه به آسیب هایی است که مانع از گسترش دامنه اعضای بسیج به نسبت وسعت جمعیتی کشور گردیده است. به راستی چرا هنوز نتوانسته ایم قاطبه مردم را جذب پایگاه های بسیج کنیم؟ این که بخشی از جامعه اصلاً دل خوشی از نظام ندارد جای نردید نیست ولی نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که اکثریت بلامنازع جمعیت کشور در کوران حوادث و بزنگاه های تاریخ، یار و پشتیبان صادق جمهوری اسلامی بوده اند. اینجانب به عنوان کسی که سه سال تجربه مسئولیت پایگاه بسیج را داشته به خوبی می دانم که بسیاری از مردم عادی کوچه و بازار با دعوتی دوستانه، ظرفیت الحاق به جمع نورانی بسیج را دارا هستند. با این وصف باید عیب کار را در جای دیگری جست.

یکی از موانع عضویت بخشی از مردم در بسیج، تبلیغات منفی دشمن است. هنوز عده ای گمان می کنند اگر جوانشان عضو بسیج شود در مواقع خطر و بحران مانند سیل و زلزله و... باید بالاجبار جانش را کف دست بگیرد و وارد معرکه شود. در حالی که ویژگی ممتاز بسیج، داوطلبی بودن فعالیت ها و خدمات نیروهای مخلص آن است.

برخورد و وجاهت اجتماعی مسئولان پایگاه ها هم در جذب مخاطب و جلب اعتماد عمومی تأثیرگذار است.

یکی دیگر از ضعف های بسیج، نداشتن برنامه جامع – دقت کنید عرض کردم برنامه جامع! - برای تخلیه شور حماسی و تقویت بنیه فکری جوانان است. این موضوع البته یکی از مطالبات مقام معظم رهبری از این نهاد بزرگ بوده است.

لازم به ذکر است تشکیل حلقه های بصیرت انصافاً یکی از اقدامات به روز و لازم بسیج است که به رغم بعضی ضعف های قابل اغماض، گام بزرگی برای آگاهی بخشی و جهت دهی جامعه به سمت آرمان های انقلاب محسوب می شود. اما نباید فراموش کرد که سرعت متغیّرهای جامعه بیش از سرعتی است که مسئولان فرهنگی ما برای واکنش به آن در نظر گرفته اند. در این راستا ضرورت ورود حرفه ای پایگاه های بسیج به عرصه های هنری، علمی و... انکارناپذیر است.

یکی از پیشنهادهایی که می تواند پایگاه های بسیج را از حالت خمودگی و انفعال خارج کرده و باعث ایجاد نشاط فکری و فرهنگی در بین بسیجیان گردیده و حوزه عضویت بسیج را گسترش دهد تغییر در نگرشی است که منجر به "مکان محوری" در تشکیل مجموعه های بسیج گردیده است. به راستی چه ضرورتی دارد یک پایگاه بسیج به صورت محله ای یا صنفی تشکیل شود؟ نگاهی به صدها مجموعه، حلقه و جلسات جوانانی که از نظر فکری در راستای اهداف سازمانی بسیج شکل یافته اند اما به دلیل نگاه محدود فرماندهان بسیج، جذب این نهاد مقدس نشده اند نشان می دهد که با انعطافی سازنده در نگرش های خشک سازمانی می توان دایره اعضای بسیج را به همه لایه های جامعه گسترش داد.

دردمندانه باید اذعان کرد تعلل در رفع یکنواختی مأموریت های بسیج، عدم ایجاد جاذبه برای جوانان نسل چهارم انقلاب، تعریف محدود و البته فاقد مبنا از پایگاه بسیج و ... عملاً باعث پیشتازی سایر مجموعه های فرهنگی نسبت به این نهاد مقدس در زمینه جذب مخاطب و تأثیرگذاری بر محیط گردیده است. اگر به نگاه ژرف مقام معظم رهبری توجه کرده و فرهنگ و تفکر بسیجی را فراتر از محدوده پرونده های پرسنلی پایگاه ها بدانیم بی تردید به این نتیجه خواهیم رسید که برای توسعه فعالیت های بسیج و جذب فعالان فرهنگی همسو، نوسازی مدرسه عشق و آبیاری شجره طیبه بسیج، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه نگاری محرم بابل (10)

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۲، ۰۶:۳۲ ق.ظ

سایت های اصلاح طلب در اقدامی هماهنگ دست به انتشار خبری مبنی بر ضرب و شتم یک جوان توسط اطرافیان امام جمعه بابل زدند. بر اساس ادعای این سایت ها، جوانی در ظهر عاشورا به امام جمعه بابل تذکر داد که چرا وقتی سایر نمازگزاران زیر باران ایستاده اند او در زیر چتر نماز می خواند؟! سپس اطرافیان امام جمعه او را به شدت مضروب کردند و در نهایت با وساطت فرمانده سپاه شهر، این جوان نجات پیدا کرد!

1-    1-  این خبر کذب است. هنگام نماز عصر در روز عاشورا، باران شدیدی آغاز شد که همه نمازگزاران و پیش نماز آنها یعنی شخص امام جمعه زیر بارش رحمت الهی با لباس خیس به نماز خود ادامه دادند. یکی از برادران بسیجی شهر چترش را باز کرد و بالای سر امام جمعه برد. چند ثانیه بعد وقتی احساس کرد کارش فایده ای ندارد و باران از او سبقت گرفته است، چترش را جمع کرد و به کناری رفت. بعد از نماز عصر، جر و بحثی بین چند نفر پیش آمد که حتی اگر موضوع آن مربوط به باز شدن چند ثانیه ای چتر باشد، بلافاصله خاتمه یافت و اصلاً به برخورد فیزیکی نکشید... بنده اگر چه از دوستان و منتقدان امام جمعه بابل هستم ولی می دانم سلوک ایشان همواره بر ساده زیستی و همراهی با مردم استوار بوده است.

2-     2- سایتی که منبع اصلی انتشار این خبر کذب بود صفحات اصلی و داخلی خود را مملو از اخبار و مطالبی با محوریت آزادی سران فتنه از حصر خانگی قرار داده است. جالب آن که عاشورای حسینی مصادف با افتضاح بزرگی است که خائنین به ملت در سال 88 رقم زده و فتنه کور خود را با سرنوشت سپاهیان عمر سعد گره زدند. اکنون در سایه سکوت دستگاه عدلیه، نه تنها عناصر اصلی فتنه از محاکمه جان سالم به در برده اند بلکه عوامل آنها طلبکارانه یقه ملت را گرفته اند و با خبرسازی های کذب خویش دنباله فتنه شوم88 را در سطح رسانه ها پی می گیرند. عزیزانی که در خطبه های خود، تمام قد به دفاع از دولت می پردازند فراموش نکنند همین دولت به اصطلاح اعتدال، بیشترین نقش را در به صحنه آوردن مجدد عناصر افراطی دخیل در فتنه داشته است.

3-    3-  یک مراسم نمایشی و شتاب زده در ظهر عاشورا تا کنون چند حاشیه جنجالی به دنبال داشته است. ما طلبه ها این طور مواقع ضرورت خالص سازی نیّت ها را یادآوری می کنیم. نمی خواهم بیشتر از این به موضوع بپردازم. حرف آخرم حدیثی است که دوستان طلبه عدالتخواه سیرجانی تکرار آن را بسیار از زبان وی می شنوند: خدا با تقدیر خود به تدبیر ما می خندد!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه نگاری محرم بابل (9)

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۲، ۱۲:۵۶ ب.ظ

پیرامون وقایع عاشورای بابل

1-    1-  دسته روی عمومی در روز عاشورا یکی از ویژگی های خوب و تماشایی فضای معنوی شهرستان بابل و یک سنت حسنه در بین اهالی محله های مختلف شهر و روستاست. این آرزو که همه مردم شهر یک جا جمع شوند و عزاداری کنند هم آرزوی زیبایی است که می تواند به یک سنت حسنه تبدیل شود. اما آیا برای به وجود آوردن یک سنت حسنه باید سنت حسنه دیگری را متلاشی کرد؟!

2-    2-  پر کردن یک چهارم صفحه اصلی جعبه جادو چقدر ارزش دارد که به خاطر آن دسته روی چند هیئت را تعطیل کرده و آنان را به اجرای کاری نمایشی واداریم؟ بستن راه عبور سایر دستجات عزاداری و خریدن فحش و نفرین آنان که مسیر گذرشان از سمت آستانه امامزاده قاسم به طرف مدرسه صدر و چهارسوق و 17شهریور مسدود گردیده چه میزان از رضایت خدا را ممکن است جلب کرده و چه تأثیر فرهنگی خاصی در فضای شهر خواهد داشت؟ اصلاً کار فرهنگی برای آن است که خلأیی را پر کند. تصمیم برای بستن خیابان و جمع کردن چند هیئت در یکجا کدام خلأ فرهنگی را قرار بود جبران کند؟

3-     3- آنانی که در اقدامی ضربتی و لابد به بهانه مقابله با خرافات، بنرهای یک هیئت مذهبی را از خیابان های شهر برچیدند آن قدر فکر کوتاهی داشتند که فضای فرهنگ را با روش چماقی خود آلودند و چه کسی است که نداند جوابِ های، هوی است؟! اگر اسم و رسم هیئتی را نمی پسندیم باید به دنبال راه فرهنگی برای اصلاح آن باشیم. دوستانی که قرار است منطبق با فلسفه حزب باد، با دولت تدبیر هم همراه باشند لازم است اندکی درس تدبیر بیاموزند تا بافته هایشان در روز عاشورا اینگونه پنبه نشود.

4-    4-  محمد زمان یعقوبی را از سال هایی می شناسم که قامتم تا شانه های او بود و حالا قد او تا شانه های من است. نمی دانم این مداح دلسوخته و بسیجی خط مقدمی انقلاب در روز عاشورا چه گفت. فیلم ضبط شده مراسم هنوز به دستم نرسیده است ولی موافقین و مخالفین او شهادت داده اند که در صحبت های اعتراضی اش احترام امام جمعه را حفظ کرده و کلام ایشان را فصل الخطاب دانسته است.

5-     5- اصل حرکت زمان یعقوبی در راستای امر به معروف و نهی از منکر و برآمده از آموزه های نهضت عاشورا بوده و قابل شماتت نیست. طبق فتوای مراجع بزرگوار، امر به معروف و نهی از منکر علنی در صورتی که چاره ای جز این برای اصلاح نباشد واجب شمرده می شود. این فتوا البته می تواند دلیلی فقهی برای جواز افشاگری نیز محسوب شود. امام جمعه بابل آن قدری درایت دارد که خود به خوبی می تواند بهانه اختلاف بین نیروهای ارزشی را از دست بدخواهان ربوده و مجال سوءاستفاده را به کسی ندهد. یک مراسم با حضور امام جمعه عزیزمان و مداحی حاج زمان می تواند سوءتفاهمات را فیصله دهد.

6-     6-  در جلسه ای که محمدحسین طبرستانی در حضور امام جمعه به صورت مستدل با اجرای این عزاداری صوری و رسانه ای در روز عاشورا مخالفت کرد از سوی یکی از دورقاب چین ها به ضدیت با امام جمعه متهم شد و زمان یعقوبی نیز با توصیه های خیرخواهانه اش در روز عاشورا اینگونه متهم گردید. اطلاع دارم که نظر امام جمعه محترم چنین نیست و ایشان خود از فرصت طلبی بعضی ها برای تسویه حساب های شخصی و از میدان به در کردن رقیب به خوبی آگاه است. اما اگر بر فرض هم این دو بسیجی ولایی در صدد اهانت به امام جمعه بوده باشند به زودی شاهد هم مسیر شدن آنها و رفع کدورت ها خواهیم بود!! مگر چندی پیش محسن نریمان به امام جمعه شهرمان توهین نکرد که باعث اعتراض شدید متدینین شد؟! نریمان هم اینک معاونت وزارت مسکن را برعهده گرفته و امام جمعه ای که در سال 88 احمدی نژاد را به خاطر انتصاب وزیر بازرگانی به وزارت نفت به باد شدیدترین انتقادها گرفته بود اکنون به شکرانه روی کارآمدن دولت آرمانی خود، زبان بر همه حاشیه ها و نقص های بی سابقه فروبسته که هیچ، توصیه می فرماید چون دولت قانونی است باید از منصوبان آن حمایت کرد و...!

7-     7- برای رضای خدا انشاءالله سال های بعد با عاشورای مردم بازی نکنیم. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه نگاری محرم بابل (8)

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۲، ۱۲:۰۳ ب.ظ

وقتی می گویند من یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب یعنی برخیز و فریاد بزن که من مسلمانم و در مسیر مذهب خود حرکت می کنم. وقتی می گویند فذکرهم ایام الله یعنی نترس! و به عقیده و ایمانت مباهات کن.

کربلا در رگ زمان، سیال است و این جریان با رکود و سکون منافات دارد. اگر ده شب را در گوشه ای به عزا نشسته ای عاشورا برخیز و به میان مردم برو و نشان بده که عزادار مولایت هستی. فریاد بزن و اعلان کن محب اهل بیتی و به راهت افتخار می کنی. مقتل و روضه خوانی صبح عاشورا بماند برای خانم ها و کسانی که عذری برای راه پیمودن دارند. اگر قرار باشد این فرهنگ را جای دسته روی باب کنیم، روز عاشورا روزی تعطیل و کسالت آور و فاقد تحرّک است که دیگر هیچ فرقی با شب و روزهای معمول محرم ندارد. عاشورا برای حرکت و قیام است و این روز بهترین فرصت برای احیای شعائر اهل بیت در اجتماع مسلمین محسوب می شود.

بعضی در توجیه یکجانشینی روز عاشورا می گویند برویم در خیابان بد حجاب ها را ببینیم و گناه کنیم؟! حالا خوب است همین افراد روز تاسوعا را دسته می روند ولی به هر روی این قبیل افراد مسیر حرکت از خانه تا مسجد و بالعکس را لابد با چشم بسته طی می کنند! حتی اگر همه خیابان های ما در روز عاشورا پراز گناه باشد باید مردانه به خیابان آمد و پیام نهضت کربلا را به گوش همگان رساند نه آن که با فراری زنانه به کنج عزلت خزید و دل خوش بود که راه اهل بیت را در پستویی زنده نگه داشته ایم! حرف اهل بیت برای جامعه است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه نگاری محرم بابل (7)

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۲، ۱۱:۴۷ ق.ظ

چند سالی است روز هشتم محرم، با تلاش دوستان هیئت رزمندگان، دسته عزایی در خیابان های شهر به راه می افتد. امسال توفیق شرکت در این مراسم را داشتم. اصل این دسته روی که خوب و پابرکت است، اما نمی دانم آیا قصد برگزارکنندگان آن ایجاد دسته ای واحد و مشترک بین همه هیئت ها بوده است یا نه. اگر چنین نیّتی داشتند می توان گفت در هدف خود موفق نبوده اند.

سخنران آخر دسته، حجت الاسلام ناصری نماینده مردم بابل در مجلس بود که با ادبیاتی حماسی به انتقاد از دیپلماسی دولت در مذاکرت هسته ای پرداخت. فکر کردم فقط خودم از حرف هایش خنده ام گرفته اما اندکی بعد متوجه شدم برخی دیگر از حضار نیز تکه می اندازند که اگر مردی این حرف ها را توی مجلس بزن. این جا انقلابی صحبت کردن، کار سختی نیست.

 من ناصری را ناصری سال های قبل نمی دانم. ایشان مدتی است که با سیاسی کاری آشنا شده و روحیه انقلابی اش را برای منبرهایش پس انداز می کند. خدا عاقبت همه را ختم به خیر کند. دوستانی نیز حرف هایی برای گفتن داشتند که بماند دم انتخابات بعدی انشاءالله. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه نگاری محرم بابل (6)

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۲، ۱۱:۲۴ ق.ظ

حرکت خوبی که در بسیاری از محلات شهر دیده می شد نصب تصاویر شهدای محلات و هیئت ها بود.

بعضی محله ها و هیئت ها هم تصاویری از خادمین مرحوم هیئات خود را در معابر نصب کرده بودند که این کار نیز ارزنده است و باعث ارزش نهادن به خدام اهل بیت و یادآوری مرگ و سفر آخرت می شود. فقط باید مراقب بود تصاویر شهدا به نسبت سایر مرحومین بیشتر توی چشم باشد. به هر حال مجاهدت شهدا و ضرورت الگوپذیری از آنان قابل قیاس با دیگران نیست.

ممکن است بعضی این گونه تصور کنند که صرف مذهبی بودن مساوی با مقام شهادت است. یادم است در هشت سالگی مرد غول پیکری را در نمازجمعه می دیدم که کارهای خدماتی و تبلیغی انجام می داد. او همواره خدا را با صدای بلند شکر می کرد که اگر عده ای در خط مقدم جبهه می جنگند او نیز توفیق دارد همرزم آنان در ستاد نمازجمعه بابل باشد!!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه نگاری محرم بابل (5)

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۲، ۰۷:۵۲ ق.ظ

دوست عزیزی حکم تبرئه مهندس اولیایی عضو سابق شورای شهر بابل را به من نشان داد و از مظلومیت او در این مدت سخن گفت.

همزمان دوست عزیز دیگری مرا دید و از تبرئه مهندس اولیایی توسط دادگاه اظهار تأسف کرد.

من اطلاعات دقیقی درباره این موضوع ندارم ولی تا آن جا که می دانم اتهام انتسابی به این بسیجی قدیمی شهرمان چندان استحکام حقوقی نداشت. از همه این حرف و حدیث ها که بگذریم، امیر اولیایی چه آدم خوبی باشد و چه بد و چه خطایی مرتکب شده باشد یا نه، آبروی او و خانواده و بستگانش نباید پایمال می شد. حدیث ارزش حرمت مومن را که می دانید...

امیدوارم مهندس امیر اولیایی را باز هم با همان لب های همیشه خندان در جمع نیروهای فرهنگی شهر ببینیم و از وجودش بهره بگیریم.

خبر دیگر آشتی کنان دو امام جمعه بابل و امیرکلا بود. البته اصلاً قهری اتفاق نیفتاده بود که لازم باشد حضور امام جمعه بابل در امیرکلا را آشتی این دو بزرگوار بدانیم. بحث اعتراض به تشکیل نمازجمعه در امیرکلا با توجه به بعد مسافت آن یک مسئله شرعی بود که از سوی برخی از مومنین، مورد دقت و تأمل قرار گرفت. نماز جمعه باید عامل وحدت باشد و شهامت امام جمعه بابل با حضور در نمازجمعه امیرکلا نشان داد که ایشان به این مهم توجه کافی را دارد. به تحلیل دوستان، عمل هوشمندانه وی این بود که بعد از خواندن نماز جمعه در بابل به امیرکلا رفت. امیدوارم وحدت و مودت بین مومنین را بیش از پیش شاهد باشیم.

 البته یکی از لوازم تألیف قلوب بین متدینین این دو شهر، رفع بعضی حواشی و کدورت هاست که گاه شکل قضایی نیز به خود گرفته است. به نظر لازم است با ریش سفیدی بزرگان، جریان شکایات متقابل اطرافیان امام جمعه امیرکلا و بسیجی عدالتخواه این شهر یعنی آقا صادق کیان نژاد نیز با گذشت طرفین، متوقف شده و دیگر پرونده ای در این حوزه در جریان نباشد. چه این که تبعات مربوط به هر چهار شکایت مطرح، بی تردید گرد و خاک دوباره ای را با محوریت نماز وحدت آفرین جمعه! برپا خواهد کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه نگاری محرم بابل (4)

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۲، ۰۷:۲۷ ق.ظ

باور کنید بدون تعصب می گویم بیت العباس جزو هیئت هایی بود که زیر بارش شدید باران، حق عاشورای اباعبدالله را در حد بضاعت خود به جا آورد.

محمد علی عرفان را نزدیک به دو دهه است که می شناسم. هر چند که اقامت من در قم فاصله ای بیش از یک دهه را در این رفاقت به وجود آورد. آن زمان مسجد احمدیان شاید فقط سه چهار جوان داشت که یکی اش من بودم یکی اش محمد علی و یکی هم مهدی فیروزجایی. حسن شیردل هم گاهی به این مسجد با نشاط می آمد. امامت مرحوم فردوس مکان و شمع وجود نازنین جوان پنجاه شصت ساله ای! به نام مرحوم حاج مهدی مرندی که هیچ گاه طعم پیری را نچشید یکی از عوامل جذب من به این مسجد بود. تقریباً می توانم بگویم اغلب نمازهایی که من و محمدعلی کنار هم خواندیم به خاطر خنده های ناخواسته مان باطل بود! حاج مهدی کردانی حفظه الله خیلی وقت ها ما را موقع نماز از هم جدا می کرد.

من به حوزه رفتم و محمدعلی در شمار یکی از موفق ترین مداحان بابل درآمد. او شاید نخستین و جوان ترین مداح بابل بود که تحصیلات دانشگاهی داشت. هیئت بیت العباس ثمره خون دل خوردن های او و دوستان بی ادعایش است که سالهاست نگین جوان های مذهبی شهر شده و بدون حاشیه – آن هم در بابل! – به کارش ادامه می دهد.

صبح عاشورا طبق عادت همیشگی به مسجد قهاریه رفتم که متوجه شدم متولیان عزیز این هیئت نیز در چارچوب مراودات دیپلماتیک قصد دسته روی به شیوه سال های قبل را ندارند. سریع دل کندم و راهی بیت العباس شدم.

 محمدعلی همان محمدعلی پانزده سال قبل بود البته اندکی لاغرتر. نوحه هایش عمق ادبی و محتوایی چشمگیری دارد. او جوان های پرحرارتی را گرد هم آورده بود که آدم هوس می کرد با این جوان ها درِ خیبر صهیون را از جا بکند. این جماعت، بی اغراق، حق عاشورای حسین را در سطح وسع خویش به خوبی ادا کردند. سوز محلی خواندن های او و دیگر دوستان مداحش بر جامعیت کارشان می افزود و البته نشان از شناخت دقیق لایه های فرهنگی اجتماع داشت.

نمی دانم توقع درستی است یا نه ولی کاش از باب حمایت از تولید بومی! بیت العباس از دانشمندان حوزوی شهر خود مانند مقیمی، ایزدهی، قشقاوی و... در دهه محرم بهره می گرفت. البته به شرطی که امثال این عزیزان هم کلاس نگذارند و حوزه تأثیر خود را فراتر از محدوده کتابخانه ها بدانند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه نگاری محرم بابل (3)

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۲، ۰۶:۳۸ ق.ظ

به برکت دوست و برادر خوبم حسین حسین زاده نوری، به طور غافلگیرکننده ای خود را در هیئت روضة الحسین وابسته به بنیاد حیات در ساختمان سابق مدرسه علمیه روحیه دیدم. بچه های روحیه، حس نوستالوژی زیبایی نسبت به این مدرسه و حجره هایش دارند.

از دوستان سازمان تبلیغاتی شنیده بودم که مجریان هیئت مذکور تلاش دارند اداره هیئت را بر آرای مقام معظم رهبری منطبق کنند. البته غیر از این هیئت، مدیران برخی دیگر از هیئت ها نیز تلاش های موفقی را در این راستا نشان داده اند.

حضور در جمع با صفای این هیئت شب هایی باصفا را برایم رقم زد به گونه ای که حسرت خوردم کاش مجالی بود و چند شب دیگر در بابل می ماندم و همنشین این محفل می شدم. سخنران هیئت، آقامجتبی بهشتی بود و مداحش جوان اهل حالی به نام ابوترابی که بااندکی تسامح می توان او را میثم مطیعی بابل نامید. همه اشعار و سبک های او زیبا بود، چه آن دسته از اشعاری که با مسائل روز جامعه و سیاست انطباق داشت و چه آن دسته از سبک ها و اشعاری که آدم را یاد دهه چهل و جمعیت موتلفه می انداخت و یا حتی اشعاری که مربوط به دوران جوانی پدربزرگ عسگراولادی می شد!

ناپدید شدن کفش آقا احسان ذبیحی، از مسئولان بسیج دانشجویی پزشکی، این حرف مسئولان هیئت ها را به اثبات رساند که درِ هیئت به روی همه باز است، فرقی نمی کند، عرب و عجم، مسلمان و ارمنی و یهود، پلیس و دزد و...!

دوستان زحمت کش و مخلص روضة الحسین یک نکته را بیشتر از قبل مورد توجه قرار دهند که جای جای مدرسه روحیه، حکم مناطق عملیاتی جنوب را دارد. در و دیوار این مدرسه با نفس های شهدای عرش نشینی مأنوس بوده است. مهدی عباسی بعضی شب ها به حیاط می آمد، لحظاتی به آسمان خیره می شد و به فکر فرو می رفت. اندکی بعد صدای گریه اش به آسمان می رسید. حاج آقا محمدی کمتر کسی را از نظر علمی قبول دارد. ایشان درباره محمد قشقاوی می گفت او اگر می ماند بهشتی دیگری می شد. هم ایشان شهید شاهین را قرة العین لقب داده بود. آیت الله ایازی به طلبه هایش می گفت اگر می خواهید راه به جایی ببرید پا جای پای حسن گدازگر بگذارید. شهید قیومی برای مقابله با ناامنی های اجتماعی و اعتقادی لحظه ای آرام و قرار نداشت. محمد حسن زاده مقدم یک طلبه رزمنده زبده در واحد اطلاعات عملیات بود که فرمانده اش بدون حضور او مأموریتش را آغاز نمی کرد... یاد دیگر شهدای این مدرسه، رهبر، شفیعی، داوودی، نصیری، آقامیری و گرجیان را نیز باید زنده نگاه داشت. نمی دانم چه کسی نام این شهدا را از روی حجره های مدرسه پاک کرده است... غیر از طلبه های شهید مدرسه، شهدایی چون نصیرایی، بهاور، مهدی پور و دیگر شهدای هسته مرکزی شهر نیز ساعاتی گرانبها از عمر خود را در نمازها و مناجات های این مدرسه سپری کرده اند. قدر قدم گاه امام زمان را انشاءلله بیشتر بدانیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه نگاری محرم بابل (2)

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۴ آبان ۱۳۹۲، ۰۷:۳۰ ب.ظ

امسال عاشورا در بابل، از همان ابتدای صبح، باران شدیدی بارید. این باران شدید پاییزی باعث تعطیلی بعضی از دسته های عزا گردید. ظریفی در جایی غیر از فیس بوک می گفت: آب نبود مردم حسین را تنها گذاشتند، آب هست باز هم مردم حسین را تنها می گذارند!

یادم است مدتی باب شده بود سخنران ها این جمله را در منبر زیاد تکرار می کردند که اگر ما در عاشورای 61 هجری بودیم در کدام صف قرار می گرفتیم؟

این جمله همه را به فکر فرو می برد و هر کس سعی می کرد اماره ای بر قرابت خود با یاران اباعبدالله پیدا کند و به زور خودش را در صف کربلائیان تاریخ بگنجاند. واقع امر این است که ممکن است ما یک روز و در شرایطی خاص در صف عاشورائیان باشیم و روز دیگر در شرایطی دیگر در صف یزیدیان قرار بگیریم. رودربایستی که نداریم. خودمان خودمان را بهتر می شناسیم. ایام محرم و رمضان سعی می کنیم خوب و مهربان و با خدا باشیم. ایام دیگر کمی بی مروت می شویم. پس عاشورایی بودن ما به عوامل مختلفی بستگی دارد. این نتیجه، همان دلیلی است که اثبات می کند ما کوفی مزاج هستیم! اهل کوفه شباهت بسیاری با ما داشتند. انها هم مسلمان هایی بودند که ممکن بود در شرایط خاص، مسیر باورشان تغییر پیدا کند. یک روز به حسین نامه می نوشتند و روز دیگر آماده ستیز با او می شدند....والعاقبة للمتقین.

از این حرف ها که بگذریم مداح خوش ذوقی شعری در بی وفایی باران خواند که داغ دل همه را تازه کرد...

  • سیدحمید مشتاقی نیا