اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۶ خرداد ۹۷، ۲۳:۰۶ - ..بیگانه ..
    عجب
  • ۳۱ فروردين ۹۷، ۱۷:۴۹ - ALI DARBANI
    +
  • ۳۱ فروردين ۹۷، ۱۷:۴۸ - ALI DARBANI
    ممنون

۱ مطلب در تیر ۱۳۹۱ ثبت شده است

آرشیو تیر91 اشک آتش

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۱، ۰۸:۱۴ ق.ظ


خاطره مهناز افشار از مرحوم حمید سمندریان
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1391 ساعت 17:59 شماره پست: 1084

... آن شب روی صحنه برای استاد بازی کردم؛ همان شبی که بعد از حاشیه‌سازی‌های بسیار ایجادشده برای من، اعتماد به نفس آن را به دست آوردم که روی صحنه تئاتر بروم و در نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» حاضر شوم. همان شبی که استاد بعد از اجرای نمایش پشت صحنه آمد و روی شانه من زد و گفت: «بارک‌الله»،...

پس‌گردنی‌های استاد معروف بود و من هم از این توبیخ‌ها به دور نبودم...

------------------------------------------------------------------------------------------------

چنان که مستحضرید مهناز افشار نام یک زن است و حمید سمندریان نام یک مرد!

چرا از بازتاب اخبار مربوط به قیام طلاب عدالتخواه در هراسیم؟!
+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1391 ساعت 9:59 شماره پست: 1083

در هفته های اخیر مصاف عدالتخواهان با مسئولان دادگاه ویژه روحانیت به اوج خود رسید. برخورد این دادگاه با یکی از جوانان عدالتخواه، موجی از اعتراضات طلاب ولایت مدار نسبت به رفتارهای پرسش برانیگز دادگاه ویژه روحانیت و تبعیض مسئولان این دستگاه در برخود با متهمان فتنه و برخی روحانی نماهای کژاندیش چپاولگر را به دنبال آورد. تحصن جمعی از عدالتخواهان در مقابل دادگاه ویژه روحانیت پس از حدود ده روز با دستگیری تعدادی از آنان به خصوص حجت الاسلام والمسلمین علی رضا جهانشاهی معروف به طلبه سیرجانی موقتاً به پایان رسید. اما با گسترده تر شدن اعتراضات در بدنه حوزه علمیه قم نسبت به سیاست های دوگانه دادگاه ویژه روحانیت، بازداشت شدگان بعد از یک روز آزاد شدند. عدم استقبال دادستان ویژه روحانیت قم از گفت و گو و پاسخگویی به طلاب عدالت خواه – که بر خلاف برخی وعده های قبلی بود – به تحصن دوباره یاران ولایت در مقابل دادگاه مذکور منجر گردید.

یک روز پس از آن بازداشت مجدد طلبه سیرجانی و تعدادی از همراهانش باعث شد تا شماری از عدالتخواهان با تحصن در حرم مطهر کریمه اهل بیت سلام الله علیها و اعتصاب غذا به برخوردهای ابهام برانگیز و غیرمسئولانه دادگاه ویژه واکنش نشان دهند. این حرکت انقلابی بلافاصله با آزادی دستگیرشدگان و وعده مسئولان به منظور پیگیری جدی مطالبات طلاب عدالتخواه همراه گردید.

نکته تأسف برانگیزی که در این میان به چشم خورده و از منظر انقلابی بسیار جای تأمل دارد سکوت مطلق و مشترک رسانه های انقلاب همپای رسانه های ضدانقلاب است؛ به گونه ای که در بسیاری از این کش و قوس ها حتی یک خط از اخبار مذکور را نمی توان به غیر از چند وبلاگ شخصی در هیچ یک از رسانه های مجازی و غیرمجازی مدعی ارزش گرایی مشاهده کرد. از رسانه های ضدانقلاب و مدعیان دروغین جریان آزاد اطلاعات البته ملالی نیست؛ چه این که بی تردید منش ولایی و انقلابی طلاب عدالتخواه که اراده ای جز تحقق منویات رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای ندارند خاری در چشم دشمنان وطن فروش ملت محسوب می شود؛ اما به راستی چرا رسانه های پرادعای جبهه انقلاب در حالی که گاه برخلاف رویکرد مورد ادعای خود به بازتاب گسترده اخبار زرد و غیر مرتبط با اصول حرفه ای می پردازند از بازتاب کوچکترین خبری درباره برخورد با عدالتخواهان به شدت پرهیز می کنند؟

در تماس هایی که با بسیاری از دوستان فعال و مدیران تعدادی از رسانه های اصولگرا برقرار شد مشخص گردید که فشارها و تهدیدهای برخی دستگاه ها جوّی را برای اهالی رسانه فراهم آورده که باعث شده آنان با هراس از خطر توقیف و فیلتر و ... حرکت عدالتوخاهان را در بایکوت کامل خبری نگاه دارند.  

در واکاوی علت این رویکرد نهادهای نظارتی و بررسی علت هراس از بازتاب اخبار مربوط به قیام طلاب عدالتخواه باید به دو تحلیل توجه نشان داد.

1-      برخلاف بسیاری از اشخاص و چهره های احساسی تاریخ انقلاب که به محض کوچکترین برخورد به جا یا نا به جایی از سوی مسئولان امنیتی و قضایی از مسیر انقلاب و اسلام منحرف گردیده و با انگیزه های لجوجانه به سربازی دشمن روی آورده و یا لااقل تا پایان عمر به انزوا و سکوت می گرویدند حجت الاسلام جهانشاهی با تحمل همه مشقت ها، بازداشت ها، تحقیرها، ضرب و شتم و زندان و خلع لباس و تبعید و ... همچنان در مسیر اسلام ناب محمدی استوار مانده و خود را سرباز کوچک و فدایی بی چون و چرای ولی امر خویش می داند. فکر و ذکر این روحانی عدالتخواه و همراهانش در هر شرایطی مطالبات رهبری معظم انقلاب بوده است. ذره بین های ناظران حرفه ای برخی دستگاه ها نیز در تمام سال های مبارزات حجت الاسلام جهانشاهی نتوانسته کوچکترین نقطه خاکستری را برای افشاگری از پشت پرده جریان مشکوک! این روحانی مبارز واقعی کشف نماید. خلاصه آن که رویارویی با روحانیون عدالتخواه که مجهز به بهترین سلاح مبارزاتی یعنی ایمان و آشنایی با مبانی اسلام و تبعیت محض از ولایت فقیه هستند نتیجه ای جز محکومیت صاحبان قدرت در افکار عمومی و رسوایی آنان در منظر مدافعان بی ادعای اسلام و انقلاب نخواهد داشت. بی شک انعکاس اخبار قیام عدالتخواهان نسل جدید انقلاب را با این پرسش جدی مواجه خواهد کرد که چرا اهتمام برخی مسئولان بیش از آن که متوجه ریشه کنی فساد و تبعیض باشد صرف تقابل با طلاب و دانشجویان عدالتخواه و فدائیان ولایت می گردد؟ این رسوایی تاریخی را باید مهم ترین دلیل هراس از بازتاب خبری حرکت انقلابی عدالتخواهان دانست.

2-      مقاومت های مثال زدنی حجت الاسلام جهانشاهی در مقابل برخوردهای غیرمتعارف و دون شأن معدودی از عوامل بی تقوای امنیتی و نیز عزم راسخ وی و همراهانش در پیمودن این مسیر دشوار به رغم همه کارشکنی ها و صدور احکام سنگین قضایی، به مرور او را به الگویی برای همه جوانان عدالتخواه سراسر کشور مبدل خواهد ساخت. هراس از ظهور پدیده ای به نام عدالتخواهان ولایتمدار  توسط جوانان دلداده نظام و انقلاب اسلامی که حنای ارعاب و بازداشت و محاکمه، دیگر برایشان رنگی نداشته و  زندانی شدن را از ضروریات اجتناب ناپذیر حرکت در مسیر صحیح انقلاب و مطالبات رهبری دانسته و در این طریقت نورانی، هر اتفاق تلخی را شیرین تر از عسل می دانند می تواند دلیل دیگری برای بایکوت خبری قیام طلاب عدالتخواه محسوب شود.

فارغ از همه این تحلیل ها از باب امر به معروف و نهی از منکر باید این نکته مبنایی را به دوستان فعال در رسانه های جبهه حزب الله گوشزد کرد که پایداری در مسیر تحقق منویات رهبر معظم انقلاب و آرمان های امام راحل و شهدا هزینه هایی را به دنبال دارد که ترس از آن نقطه ضعف برخی مدعیان انقلابی گری بوده و منجر به تشکیک در انگیزه های اصولی و ارزشی آنان می گردد.

یاداوری این مهم نیز خالی از لطف نیست که حجت الاسلام جهانشاهی و طلاب عدالتخواه بی هیچ توقعی از دوستان رسانه ای به قیام عدالتخواهانه خویش تا احیای کامل آرمان های اسلام ناب محمدی ادامه داده و کم لطفی یا عدم همراهی دوستان مدعی نمی تواند کوچکترین خللی در عزم جهادی آنان وارد نماید.

اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک

زنی که این مقاله را نوشت بازداشت شد!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391 ساعت 21:33 شماره پست: 1082

خانم رضوان محدث پور معلمی اهل سبزوار است که علاوه بر فعالیت در عرصه مجازی و مدیریت چند وبلاگ از جمله وبلاگ موفق "بهار فرهنگی" سخنران بسیاری از محافل مذهبی و انقلابی شهر و استان خود می باشد. ایشان در برخی مطبوعات ارزشی نیز قلم می زند. بیدارگری های وی در ایام فتنه از جمله درخشان ترین سوابق فعالیتی این بانوی انقلابی محسوب می شود. چندی پیش خانم محدث پور که خود از خانواده ای روحانی است در مقاله ای به انتقاد از برخی طلاب پرداخت که انتشار ان دردسرهای فراوانی برای ایشان به دنبال داشت. خانم محدث پور که هم اکنون به قید وثیقه آزاد است به زودی خود را برای محاکمه در دادگاه عمومی سبزوار آماده می کند. بسیاری از فعالان فرهنگی و سیاسی پس از اطلاع از برخورد غیرضروری قوه قضائیه با ایشان به کنایه محاکمه وی را در ازای محاکمه صوری فائزه هاشمی تلقی نموده اند! متن مقاله دردسر ساز ایشان را با هم مرور می کنیم:

عمامه  ها  تقیه میشوند یا بایکوت؟(رضوان محدث پور )

سخنم با طلاب عزیز و کاندید های محترم مجلس

 با عرض معذرت از همه طلاب شهرمون  که  قصد گلایه  ازشون دارم

 طلبه عزیز !  اولا هرچه داریم  از وجود قشر شما داریم  اگر انقلاب ایران در جهان خورشید شده و امروز شاهد قمرهایی هستیم که نورش را ازخورشید انقلاب ما می گیرد چیزی نیست جزحاصل تلاش خالصا نه قشرشما ودرراس شما امام راحل  که طلبه ای جوان همچون شما بود و نور قیام خونینش را از نور سرخ خون طلابی همچون اندرزگووآیت الله سعیدی ها وغفاری ها گرفته… که در راه نورانیت انقلابمان متحمل  شکنجه هایی مثل  با روغن زیتون سوزانده شدن بدن،اطو شدن بدن، ناخن کشیدن، دندان واستخوان شکستن   شدند   اما امروزبدان که هم توی طلبه هم منِ معلم هردو مقصریم اگر که دشمن درتغییرارزشهای دینی ما موفق بوده و جای ارزش وغیر ارزش را توانسته عوض کند. تو باید منبر بیشتربروی واگرمسجدی تورا برای منبری مجانی می خواهد وظیفه شرعی خود بدانی که قبول کنی نه اینکه به خاطر قیمتش  منبر و مسجد را رها کنی که این جای بسی تاسف است  و شما  مسئولید،چون  خمس و زکات مردم و وجوهات آنها به شماها هم میرسد و متاسفانه مردم  5 درصد خمس می دهند اما به هر حال تواجیر شده از جانب خدا , ومردم  محسوب میشوی برای هدایت  همین مردم   باید به قلبهای تشنه علم  دین  را آبرسانی کنی  البته مردم هم بنا برحدیث مقصرند که حق شما ها را ادا نمیکنند .  به هرحال بنده نظراتم را به شما متذکرمی شوم بروید ازمجتهدین بپرسید. که آیا حرفم  درست است یا مستحب  و یا  مکروه ؟  اول/ ۱ اینکه اگر شما ملبس به لباس روحانیت هستید اما آن لباس را در خانه بگذارید و فقط موقع منبر و نماز جماعت استفاده کنید اگر گناه محسوب نشود شرعا کراهت شدید دارد چون  لباس  مقدس پیامبر را در حد یک انیفورم  مخصوص کار  تنزل دادید دوم/2 مردمی که خمس و زکاتشان را برای ترویج دین به تو میرسانند  حق دارند تو را همیشه در دسترس  داشته باشند لذا با ملبس شدنتان و بعد عبور و مرورتان درکوچه و خیابان  این امر را محقق میکند و بس مثلا وقتی  مرد کشاورزی از روستایی آمده به شهر، سوال کوچک احکامی هم دارد، اگر حضور تو در کوچه و بازار پررنگ باشد بسیار راحتر به تو دسترسی خواهد داشت و فوری جوابش را خواهد گرفت پس اگر قرار باشد همه طلاب  با کت و شلوار تردد کنند آن مرد که حوزه را هم بلد نیست کجاست، چطوری فوری به جواب سوالش برسد؟ تصور کن حضورلباس روحانیت غیر از این مشکلات دیگر را هم به دنبال دارد و آن این است که دشمن روحانیت که سی سال است مشغول تخریب لباس توست شاد میشود که بلخره توانسته  حضور لباس مقدس روحانیت را در جامعه کمرنگ  کند و ازاین جهت شما کمک به  دشمن این لباس می کنید .  و این  عدم ملبس شدنتان به لباس روحانیت  خودش یک نوع عقب نشینی در برابر تخریب 50ساله  لباستان است  در حالی که باید حضور لباست دلگرمی  مومنان  باشد نه  غیبت آن ماییه دلگرمی دشمن  شود  و دلسردی مومنان  درراهپیمایی ها ، چرا حضور لباستان کم شده و نا خواسته دشمن شاد کن شده اید ، در مساجد شهرمان اگر یک روز امام جماعت نباشد یک طلبه ی جایگزین فوری یافت نمیشود . چرامساجد از طلاب ملبس خالیه  ؟  چهارم/4 آیا میدانی دشمنان داخلی و خارجی  درانتخابات آینده، قسم خورده اند که باید اختشاشات 88 را بازسازی کنند؟درست است که فتنه گران دربندشده اند اما هر گز فتنه دربند نیست و درحال تجهیزند برای انتخا بات حال شما چه اندیشیده اید؟میدان جنگِ  قلم و زبان در پیش است تو چه اندیشیده ای ؟ آیا نباید صف اول ستاد های انتخا باتی اصوالگرایی را شما پرکنید؟ آیام تبلیغات انتخابات بهارتبلیغ دینی هم هست بهترین وقت برای روشنگری است و چقد خوب است توسط شما انجام شود در کنار تبلیغ به مردم حدیث رسانی کنید 5 واینکه طلبه ما رای سفید می اندازد نیز جای تاسف و تعجب است که خشکه مقدسهای وسواس که در طول 4 سال آنقدر از مسائل جامعه دور می مانند و غرق در ضرب ضربا و احکام وفقه  میشوند که به وقت انتخاب  تشخیص اصلح  برایش مشکل میشود و رای را سفید می ندازد و هرگز نمی داند که یک رای سفید طلبه  وسواس  درمقابلش  حتما یک رای سیاه را از بعضی  کاندیداهای  ضد رهبر را بالا می برد  و این خطر احیای مجلس ششم را در بر دارد که کنونسیون  رفع تبعیض  زنان   ضد دین را تصویب نمودند و اگر از علمای باهوش و رهبر با هوش نبود فاتحه روابط اسلامی  زنان و مردان وزن و شوهران خوانده شده بود . رای عاقلانه تو و کانالیزه کردن رای های سرگردان جامعه   توسط سخنرانی  توست که  کشور و مجلس را از نفوذ  گرگانی که لباس میش پوشیده اند و دستشان در کاسه دشمن است  مصون می دارد پس طلبه برخیز وقت یاری کردن نظام و رهبر رسیده

 در پایان  عرض شود وظیفه توست که فرهنگ سازی کنی تا مردم با کمک مالی و قدمی و قلمی  کاندیدای  مومن ولایی را به مجلس بفرستند  نه اینکه منتظرند تا کوچکترین قدمشان در ستاد  مزدی به همراه داشته باشد از  این جهت به همه کاندیدا ها دلم میسوزد که فرهنگ یاری ستاد ها  را مردم اکثرا بلد نیستند وقتی می بینند من برای احمدی نژاد  نه تنها ریالی دریافت ننموده ام بلکه  خود کمک مالی نموده ام تا  تفکر مورد علاقه رهبرم را  بر کرسی ریاست جمهوری بنشانم  به من می خندند و باور ندارند چون فرهنگشو کسی یاد نداده و همه فکر میکنند کاندیدها بانک اسکناس  دارد و توقعمند  به میدان می ایند و این هم وظیفه توی طلبه  است تا مردم یاد بگیرند باید نماینده محلی انتخاب کنند تا کار ملی کند و وظیفه او قانون گذاری است نه خیابان اسفالت کردن در کناز قانونگذاری اش اگر توانست برای شهر کار مند همین و بس .

...........................................................................................................................................................

صدای سیلی در مجلس شورای اسلامی

(خدایا خالو قربانهای  نظام را افشاکن که میرزا کوچک خان جنگلی را به شهادت رساندند به رغم اینکه بازوی دست راست میرزا بود وسوسه قدرت و ثروت خالو قربان دوست را بدل به دشمن نمود  )

سلام بر شما کاندید محترم میدانید که ایت الله  مدرس شغل شما را داشت او با بقال محل از اتفاقات مجلس میگفت کسی معترض شد شهید مدرس جواب داد چرا نگویم ؟ همینها  به من رای دادند و حقشان دانستن اتفاقات مجلس و کارهای ما نمایندگانشان است . خوب همین شهید در مجلس در راه دفاع از حق مردم و کشور متحمل  یک سیلی محکم از طرفداران رضا شاه شد البته بلا فاصله دوستدار مدرس هم بدون معطلی سیلی را قصاص کرد و ان رضا خانی را سر جاش نشاند اما منظورم این است تو چطور؟ ایا جایگزین لایق شهید مدرس خواهی شد؟ ایا شهامت و شجاعتشو داری ؟ ایا امروز همان سیلی محکم را  که رضاخان های امروزی تو گوش پیکره علم هسته ای ما کوبیدند ، قصاص خواهی کرد؟  ایا توان گرفتن انتقام شهدای هسته ای ما را دارید ؟ ایا گروه خونی ات با گروه خونی شهید مدرس یکی است ؟ یا نه او مثبت و است و گروه خونی تو منفی او برای خدمت به وطن امد وتو برای قدرت ؟ویا خدمت به جیبت ؟ نیتت اگر اولی است رای من حلالت باد و اگر دومی است وجز به منفعت خود نمی اندیشی رای من حرامت باد و بدان مدیون خون شهدایی و مخصوصا روح شهدای انرژی هسته ای ما منتظر انتقام  با پیشرفت و استقلال کشور هستند .

بدان که تو به میدان خدمت امدی تا قیمت پیدا کنی نه اینکه با هر قیمتی در قدرت بمانی  تو برای احقاق حق امدی نه اجحاف حق و اگر از قیمتی ها باشی قیامت امام صادق میگوید معادل نورانیت  شهدا و انبیا  نورانی وارد محشر خواهی شد چون بالاترین عبادتها خدمترسانی به مردم است  امام خمینی فرمودند  سعی کنید کاری کنید که بماند نه اینکه کاری کنید بمانید 

حجت الاسلام عبداللهی را برکنار کنید!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391 ساعت 9:28 شماره پست: 1081

مسئولیت بخش عمده ای از مشکلات موجود در دادگاه ویژه روحانیت و ابهامات در خصوص سیاست ها و عملکردهای شگفتی ساز و سوال برانگیز این مجموعه قضایی را باید متوجه فعال ترین بخش آن یعنی دادگاه ویژه روحانیت قم دانست. با این وصف جای این پرسش باقی است که چرا به رغم دستور مقام معظم رهبری دربرکناری رییس و دادستان پیشین دادگاه ویژه روحانیت که نشان از ضرورت ایجاد تغییر در رویکرد این دادگاه دارد عامل اصلی بسیاری از بدبینی ها نسبت به دادگاه ویژه روحانیت یعنی جناب اقای عبداللهی دادستان ویژه روحانیت قم همچنان به کار خود ادامه می دهد؟ آیا با ادامه مسدولیت عبداللهی می توان به اصلاح رویکرد دادگاه ویژه روحانیت و جلب اعتماد عمومی امید داشت؟

چندی پیش عبداللهی در واکنش به درخواست دادستان عمومی دادگستری قم مبنی بر مذاکره با طلاب متحصن مقابل دادگاه ویژه روحانیت وعده داده بود که حاضر است سخنان معترضان به عملکرد خود را از نزدیک شنیده و در مقابل آنها پاسخ گو باشد. متاسفانه در ساعت مقرر جناب عبداللهی به این بهانه که چرا تعداد نمایندگان طلاب عدالتخواه پنج نفر است و او حاضر به مذاکره با بیش از سه نفر نیست!از تشکیل این جلسه که می توانست نقطه عطفی در تعامل بین دادگاه ویژه و طلاب عدالتخواه باشد خودداری کرد. اتخاذ این روش ... باعث شد تا یک بار دیگر طلاب عدالتخواه تحصن خود را از سربگیرند. اگر چه با توجه به توافقات بعدی قرار بر این گردیده تا از سوی مسئولان عالی قضایی نمایندگانی برای مذاکره با طلاب عدالتخواه به شهر مقدس قم اعزام شوند اما به نظر می رسد گام اصلی برای اعتمادسازی و رفع سوءتفاهمات موجود را باید در برکناری دادستان ویژه روحانیت قم جست و جو کرد.

آزادی عزتمندانه طلاب عدالتخواه + دانلود فیلم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1391 ساعت 23:46 شماره پست: 1080

روز گذشته برای ششمین بار طلبه سیرجانی و دوتن از همراهانش که برای بار دوم جلوی دادسرای ویژه روحانیت قم تحصن کرده بودند، بازداشت شدند

بلافاصله پس از این دستگیری سایر عدالتخواهان ولایتمدار فعالیت خود را در دفاع از حق و عدالت آغاز کردند.

برخی از طلاب و روحانیون عدالتخواه در مدرسه فیضیه سخنرانی کرده وبدینوسیله به دستگیری طلبه سیرجانی اعتراض نمودند.

پس از آن جمعی از یاران ولایت در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه(سلام الله علیها) تحصن واعتصاب غذا کردند.

طلاب عدالتخواه حاضر در این تحصن که مردم وزائرین حرم نیز در آن حضور چشمگیری داشتند در ضمن سخنرانی های پر شور خود این سوال را مطرح کردند که چرا دادگاه ویژه به جای برخورد با امثال هادی غفاری وکروبی وسایر فتنه گران که قصد داشتند تیشه به ریشه انقلاب بزنند وبه لطف خداوند ناکام ماندند، با عدالتخواهان ولایتمدار -که هدفی جز زمین نماندن مطالبات امام خامنه ای(حفظه الله تعالی)- ندارند برخورد می کنند؟!

هنوز چند ساعتی از تحصن واعتصاب غذای عدالتخواهان ولایتمدار در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نگذشته بود که طلبه سیرجانی و همراهانشان با حضور خود در جمع متحصنین آزادی خود را عملا اعلام کردند

عدالتخواهان و سایر مردمی که در حال شنیدن اخبار مربوط به قیام یاران ولایت بودند با ذکر صلوات به استقبال آنها رفته وبدینوسیله خوشحالی خود را اعلام نمودند

پس از آن ، طلبه سیرجانی به درخواست مردم وعدالتخواهان ولایتمدار در جمع متحصنین وسایر زائرینی که در محل تحصن حضور یافته بودند سخنرانی کرده وضمن مطرح کردن اهداف قیام یاران ولایت ومراحل عملی آن، اعلام نمودند شرط ما برای ادامه ندادن تحصن جلوی دادگاه ویژه روحانیت، تشکیل جلساتی با حضور شخصیتی همچون آقا مرتضی آقا تهرانی(نماینده مجلس) در مکانی خارج از دادگاه ویژه روحانیت است، که در آن جلسات مطالبات عدالتخواهان بررسی وعملا پیگیری شود

 واین شرط توسط مسئولین دادگاه ویژه قم پذیرفته شد.

این موضوع یعنی بررسی مطالبات عدالتخواهان ولایتمدار در محیطی خارج از دادگاه و در فضایی غیر از بازجوئی وسرکوب و...، مطلبی است که سالها منتظر آن بودیم وبه فضل خداوند متعال وبا استقامت یاران ولایت وپس از شش سال در حال تحقق است وما این امر را به همه عدالتخواهان ولایتمدار تبریک می گوییم.

ضمنا از این طریق از خبرنگارانی که قصد دارند در جلسات مذاکره فی مابین عدالتخواهان و مسئولین مربوطه شرکت کنند دعوت به عمل می آید.

منتظر اخبار بعدی قیام یاران ولایت باشید.

-----

دانلود فیلم سخنرانی طلبه سیرجانی در جمع متحصنین معترض به دستگیری ایشان در حرم حضرت فاطمه معصومه:

دانلود فیلم تصویری

mp4 - هفت دقیقه

سایت قیام یاران ولایت

 
یکی مرد جنگی به از صدهزار!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1391 ساعت 18:24 شماره پست: 1079

از امروز تحصن واعتصاب غذای یاران ولایت در حرم حضرت معصومه (مسجد بالاسر) در اعتراض به دستگیری مجدد طلبه سیرجانی شروع شده است.

عدالتخواهان ولایتمدار اعلام کرده اند که تا آزادی طلبه سیرجانی وهمراهانشان به تحصن خویش ادامه می دهند.

گفتنی است مطالبی که از لسان یاران ولایت جاری می شود برای مردم وزائران حرم مطهر بسیار جالب و شگفت آور می باشد.


گزارش تصویری این تحصن:





سایت قیام یاران ولایت

 

عمامه اینها را بردارید!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1391 ساعت 8:42 شماره پست: 1078

"باید جوان های ما عمامه اینها را بردارند. عمامه این آخوندهایی که به نام فقهای اسلام، به اسم علمای اسلام، این طور مفسده در جامعه ایجاد می کنند باید برداشته شود.

من نمی دانم جوان های ما در ایران مرده اند؟! کجا هستند؟ ما که بودیم این طور نبود. چرا عمامه اینها را بر نمی دارند؟

من نمی گویم بکشند؛ اینها قابل کشتن نیستند؛ لکن عمامه از سرشان بردارند. مردم موظف هستند، جوان های غیور ما در ایران موظف هستند این نوع آخوندها را که معمم در جوامع ظاهر می شوند و با عمامه می آیند، لازم نیست آنها را خیلی کتک بزنند، لیکن عمامه هایشان را بردارند، نگذارند معمم ظاهر شوند."

امام خمینی ره کتاب ولایت فقیه ص 148، 149

باز هم دستگیری طلاب عدالت خواه!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391 ساعت 18:30 شماره پست: 1077

طلبه عدالتخواه سیرجانی به همراه جمعی از طلاب انقلابی و ولایی پس ازتعطیل شدن تحصن هفته گذشته خود به دستور دادگاه ویژه توسط عوامل پلیس امنیت قم بار دیگر پس از آزادی عزت مندانه در مقابل دادگاه ویژه روحانیت قم تحصن کردند.

اما این بار هم از سر غرور بیش از حد برخی از مسئولین که حاضر نیستند حتی سخن عدالتخواهان ولایتمدار را بشوند طلبه عدالتخواه سیرجانی به همراه حجج الاسلام مقدم و هاشمی و... امروز بعد از ظهر 25 تیر ماه 91 در مقابل دادگاه ویژه روحانیت حدود نیم ساعت پیش دستگیر شدند.

در بخشی از اطلاعیه متحصنین مقابل دادگاه ویژه که هفته پیش در نماز جمعه پخش شد آمده بود:
  « دادگاه ویژه روحانیت،نهادی است که فلسفه وجودی اش حفظ شان وکرامت قشر فرهنگ ساز جامعه - طلاب و روحانیون- می باشد.
    ما ضمن تشکر از زحمات مسئولین خدوم این نهاد و حمایت از اصل وجود آن، نمی توانیم نسبت به برخی عملکردهای نسنجیده و دور از حق وعدل توسط بعضی از دست اندرکاران این نهاد مهم وحساس، بی تفاوت باشیم. تاکنون بسیاری از روحانی نماهای فاسد وفتنه گر به دلیل وابستگی به کانون های قدرت وثروت وجناح های سیاسی حتی یک بار هم به دادگاه ویژه احضار نشده اند، این در حالی است که شماری از عدالتخواهان ولایتمدارکه دغدغه ای جز عمل به مطالبات امام خامنه ای ندارند، بارها توسط این نهاد مورد نوازش ویژه قرار گرفته اند؛ حبس وتبعید و محرومیت از تحصیل در قم و... .


    به راستی آیا وقت آن نرسیده است که طلاب و روحانیون محترم حق داشته باشند نسبت به عملکرد این نهاد مهم وموثر حوزوی سوالات وانتقادات خود را بی دغدغه و بدون هراس ولکنت زبان مطرح کرده ومنتظر جواب واقعی وعملی آن بمانند؟!


   ما جمعی از طلاب و روحانیون ولایتمدار وحق طلب قم، به دنبال برخورد تحکم آمیز برخی نیروهای دادگاه ویژه با آقای محسن شیرازی طلبه بسیجی وعدالتخواه قمی، مقابل دادسرای ویژه قم تحصن کرده و تا رسیدن به پاسخ سوالات خود ازمسئولین مربوطه، به تحصن خویش ادامه خواهیم داد. امید است این بار مسئولین دادگاه روحانیت با زبان منطق و نرم - ونه بازداشت ومحاکمه وزندان!– پاسخگویی کرده وبدین وسیله از تشویش اذهان عمومی و بدبینی مردم به نظام مقدس جمهوری اسلامی وسوء استفاده دشمنان قسم خورده این انقلاب الهی جلوگیری نمایند.»


اما متاسفانه باز هم زبان منطق ونرم پیش نیامد ومسئولین مغرورانه طلبه های عدالتخواه را بازداشت کردند
حال آنکه تنها مطالبه عدالتخواهان ولایتمدار این بود که سوالاتی داریم ومی خواهیم پاسخ بگیریم
اما آیا پاسخ برخورد است؟!!!

براستی آیا امثال هادی غفاری ها و کروبی ها که اقدامات بی شرمانه اشان گوش فلک را کر کرده است و اهانت های بی شرمانه آنها به مقام عظمای ولایت برای همه مشخص و آشکار است مستحق مجازات های اینچنینی نیستند؟!!چه طور شده است که به جای برخورد با این افراد خبیث وساده لوح با فرزندان انقلابی امام خامنه ای (حفظه الله تعالی) برخورد می شود؟

این وضع به هیچ عنوان قابل تحمل نیست.

عدالتخواهان ولایتمدار به هیچ وجه این وضع را تحمل نخواهند کرد و با آن به مقابله خواهند پرداخت انشاالله

برگرفته از سایت قیام یاران ولایت ghiame-yaran.mihanblog.com

 

بنیاد شهید بابل در CCU !

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1391 ساعت 22:25 شماره پست: 1076

برگرفته از وبلاگ بنیان مرصوص به قلم آقامحمدمهدی آقاجانی:


غرض از این عریضه تنها و تنها یادآوری است. یادآوری آن‌هایی که امروز نامشان زینت‌بخش محافل و مجالس و کوی و برزن است و یادشان برای برخی مزاحم و آزاردهنده! آن‌ها که خانه و کاشانه را رها کردند تا حریم خانه‌ای بزرگتر به نام ایران را نگاه دارند و گمان می‌کردند بعد از عروج شان کسانی هستند که حافظ حریم و حرمت خانواده هایشان باشند.
آری، روی سخن با کسانی است که در نهاد مقدسی با نام «بنیاد شهید» گرد هم آمده اند تا نخست یاد شهدا را زنده نگه دارند و سپس تلاش کنند که یادگارهایشان رنجی جز فقدان آنان نداشته باشند. بگذریم که امروز این نهاد مقدس خود داغی دیگر است بر دل خانواده‌های شهدا!
نهادی که برای حق ناشناسان و شهادت ستیزان، دستاویزی است تا به واسطه‌ی آن خانواده‌های شاهد را بهره‌مند از انواع و اقسام امتیازات مالی و وام و سهمیه و ... (!) جلوه دهند، و برای یادگارهای شهدا نهادی که نه تنها از انجام وظایف اولیه‌ی فرهنگی و خدماتی خود ناتوان است، بلکه گاهی حتی حفظ ظاهر هم نمی‌کند و حرمت ایشان را نیز نگاه نمی‌دارد!گله مندیم از نهادی که فلسفه‌ی وجودی‌اش تکریم و حمایت از خانواده‌های جان برکفان هشت سال جنگ تحمیلی است، ولی گاهی حتی احترام ظاهری را نیز از مراجعان خود دریغ می‌کند. انتظار به حق این است که نهادهای برخاسته از انقلاب اسلامی و به خصوص آن‌هایی که نام‌های مقدسی همچون شهید و شهادت را بر پیشانی خود دارند، در امر خدمت‌رسانی و عمل به مسئولیت‌های قانونی و تعریف شده پیش‌رو و پیش‌قدم باشند، نه اینکه از روال بی‌سامان ادارات و سازمان‌های دیگر نیز عقب‌تر بوده و سیاهه‌ی کم‌کاری‌ها و بی‌مسئولیتی‌هایشان بلندتر از هر نهاد دیگری باشد.سازمانی که بیشتر به خانه سالمندان میماند تا نهادی پویا و پیگیر.
امام چه نگفت؟!
باید رسیدگی کامل به خاندان شهدا و به آسیب دیدگان ومعلولین در این راه چه در حال انقلاب و چه قبل و بعد آن به نحو احسن و با مراعات احترام آنان بشود (فرمان حضرت امام خمینی(ره) برای تأسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی 22 اسفند ماه 58)
در سرتاسر این پیام ها و دیگر منویات رهبری معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (دامت برکاته)نیز چنین فرازهایی به فروان مشاهده می شود و این منویات دقیقا همان چیزی است که در هیچ کجای این سازمان بی در و پیکر یافت نمیشود.هر چه بیشتر با چراغ می کاویم، کمتر می یابیم انصافا انقدر ماجرا اسفناک است که به اصطلاح مردشور معرکه هم از شدت این مصیبت گریه اش گرفته! بنیاد عزیز! ما را به خیر تو امید نیست شرّ مرسان!
مخلص کلام
وای به دل رهبر انقلاب که این همه می گویند و کو گوش شنوا؟! حضرات مسئول در بنیاد بابل یک سوزن حتماً باید به خود بزنند وگرنه "جوال دوزی" خواهند خورد که با آه دل خانواده های مظلوم شهدا و ایثارگران تا مدت ها از جا نتوانند برخاست. از مسئولین محترم استان مازندران و شهرستان بابل که در واقع نماینده‌ی دولت جمهوری اسلامی در این خطه هستند، می‌خواهیم سری هم به این نهاد بزنند و عملکرد واقعی و نه گزارشی ایشان را از نزدیک مشاهده کنند؛ شاید ذره‌ای از دردی که در دل خانواده‌های شاهد نشسته است، بر دل ایشان نیز بنشیند و به زودی نظاره‌گر رفع این کاستی‌ها و کوتاهی‌ها باشیم.
شهدا محتاج کسی نبودند، خانواده‌هایشان نیز نیستند. ای کاش دست اندرکاران امر این حقیقت را درک کنند...!

جمعی از خـانواده شهـدا و ایثارگران شهرستان بابل
پایگاه مقاومت سردار شهید بزاز شهرستان بابل
جمعیت مطالبه مردمی بنیـان استان مازندران

بشکه بصیرت!
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1391 ساعت 8:43 شماره پست: 1075
الان دقیقا ساعت نه و سی و سه دقیقه صبح جمعه 23 تیر 91 است. برای اطلاع از مهم ترین اخبار کشور به خبرگزاری فارس مراجعه کردم. تیترهایی را که می بینید در صدر اخبار این خبرگزاری قرار داشت که بدون هیچ تغییری عینا کپی کرده ام.
نویسنده «رابین‌هود» پشت دوربین رفت
جنجال در بازی پرسپولیس و فولاد

دیدید چندتایش فوتبالی بود؟ آیا واقعا برای یک خبرگزاری حزب اللهی وابسته به یک نهاد انقلابی خبر مهم دیگری در دنیای اسلام و یا داخل کشور وجود ندارد؟ از بیداری اسلامی هم که بگذریم خبر برخوردهای اخیر دستگاه قضا با بچه های حزب اللهی برای یک سایت مدافع نظام از چه اهمیتی برخوردار است؟ در همین چند روز امیرحسین ثابتی به جرم کاربرد واژه جاسبی گرا برای برخی نمایندگان مجلس به زندان محکوم شده است. اقای روزی طلب نیز به خاطر انتقاد از رویکرد دستگاه قضا باید محاکمه شود. حجت الاسلام جهانشاهی و طلاب عدالتخواه هر روز با بگیر و ببند دادگاه ویژه روحانیت دست به گریبانند. یک زن بسیجی در سبزوار به خاطر چند انتقاد ساده و ارزشی در انتظار محاکمه است. دستگاه قضا هنوز برای دانه درشت هایی چون عبدالله جاسبی پرونده ای تشکیل نداده است ...
جای تاسف اینجاست که برخی حضرات بیشترین ادعا را در بصیرت داشته و خود را عمار انقلاب می پندارند. همین افراد به سینما و سیما خرده می گیرند که چرا مردم را به سمت غفلت سوق می دهند. آن وقت نوبت خودشان که می رسد خبرهای رده چندم را مهم تلقی کرده و بودجه های جنگ نرم را این گونه خرج بصیرت افزایی جامعه می نمایند!

حساب حساب است

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 ساعت 19:35 شماره پست: 1074

علی دانش پژوه، معلم بود. هم در مدرسه و هم در خانه. آن موقع مسئولیت توزیع کالاهای تعاونی بین نیازمندان محل را برعهده داشت. او بین درخواست کننده­ ها قرعه  می­ کشید و کالاها را به دستشان می ­رساند. درست همان وقت، یخچال منزل ما هم سوخت به او گفتم: داداش! یکی از این یخچال­ ها را به ما بده!

خیلی ناراحت شد. گفت: این حق مردم است. فردای قیامت چگونه جواب بدهم؟!

 بعد از شهادتش مقداری از سیب زمینی­ هایی که خودمان کاشته بودیم را بردم و به فرزندان برادر شهیدم تقدیم کردم. شب خودش آمد به خوابم و گفت: آیا همسرت راضی بود این سیب زمینی­ ها را به فرزندانم بدهی؟ بردار این پول را بگیر و به او بده!

به منزل مادرم رفتم. دیدم او هم همین خواب را دیده است.

راوی: خواهر شهید دانش پژوه

آیا طلبه سیرجانی به دنبال شهرت طلبی است؟!
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1391 ساعت 20:20 شماره پست: 1073

سایت بی باک نیوز را باید از جمله رسانه های ارزشی در فضای مجازی محسوب کرد. رویکرد کلی گردانندگان این سایت در راستای حفظ و ترویج آموزه ها و دستاوردهای اسلام و انقلاب اسلامی است.

در جریان دستگیری اخیر حجت الاسلام جهانشاهی و یارانش که در اعتراض به سیاست های مبهم و سوال برانگیز دادگاه ویژه روحانیت در مقابل ساختمان این دادگاه در شهر مقدس قم اجتماع کرده بودند متأسفانه بسیاری از رسانه های منتسب به جریان های ارزشی ترجیح دادند سلوکی محافظه کارانه اختیار نموده و حتی از درج خبری کوتاه در این خصوص خودداری کنند. سایت بی باک نیوز جزو معدود رسانه هایی بود که خبر غربت و مظلومیت فدائیان ولایت را منعکس کرد؛ اما ...

در متن خبر مربوط به دستگیری طلبه سیرجانی و یارانش در سایت بی باک نیوز عبارتی به کار گرفته شد که به نوعی تشکیک در انگیزه این روحانی مقاوم و آزاده جنگ نرم را دامن می زد. ایجاد ابهام و تردید در انگیزه حجت الاسلام جهانشاهی با طرح احتمال شهرت طلبی وی در حالی از سوی نویسنده محترم خبر مذکور صورت پذیرفت که شاید اندکی تأمل یا تحقیق در این خصوص می توانست ابهام احتمالی مدیران محترم این سایت را برطرف نماید.

کسانی که با عرصه های رسانه ای و تبلیغی آشنا هستند به خوبی می دانند که شهرت طلبی برای یک روحانی در جامعه امروز کار دشوار و پرهزینه ای نیست. کافی است یک نفر ملبس به لباس مقدس روحانیت بخواهد نامی بر سر زبان ها براند. چنین فردی – آن طور که بارها اتفاق افتاده است – با چند مصاحبه جنجالی و سخنرانی ابتکاری و طرح مسائلی در مخالفت با جریان عادی فرهنگ دین و انقلاب می تواند شهرتی برای خود فراهم سازد که تا مدت ها نامش بر صفحات نخست جراید ثبت گردد. با این وصف دیگر به اتخاذ روش های پرهزینه ای چون پیاده روی عدالتخواهانه و تحصن و ... که عواقبی جز دستگیری چندباره، زندان، ضرب و شتم، خلع لباس، تبعید و ... آن هم در بایکوت کامل خبری و تبعاتی چون محرومیت از برخی موقعیت های اجتماعی و نگرانی های توصیف ناپذیر خانواده ها و ...ندارد، نیازی نخواهد بود. این روزها خود شاهد بوده ام که از سوی روزنامه شرق بارها برای مصاحبه با حجت الاسلام جهانشاهی تماس گرفته شد؛ اما ایشان به رغم بی تفاوتی برخی رسانه های ارزشی، حاضر به مصاحبه با این نشریه دگراندیش و انعکاس مطالبات خود از این طریق نگردید. آیا یک جوان شهرت طلب حاضر است چنین فرصت استثنایی را برای تبدیل شدن به یک چهره خبرساز از دست بدهد؟

آیا حجت الاسلام جهانشاهی تا کنون یک بار لب گشود تا از جوری که توسط برخی نیروهای بی تقوای امنیتی در حق وی روا گردیده شکوه ای نموده و لبخندی بر چهره کریه دشمنان انقلاب بنشاند؟

آیا یک روحانی بی ادعا که با توجه به قطع شهریه اش توسط  دفاتر برخی مراجع عظام با شرایط سخت زندگی دست و پنجه نرم می کند نمی تواند با بهره گیری از برخی روش های پاستوریزه همچون وابستگی به نهادها و جریانات سیاسی به شهرت مورد ادعای برخی دوستان دست پیدا کند؟

مدیران فعال چند رسانه را سراغ دارید که اطلاع داشته باشند حجت الاسلام جهانشاهی همان طلبه ای است که سال ها پیش از طرح مطالبات عدالت خواهانه خود، در اعتراض به سیاست های غلط فرهنگی صدا و سیما ماه ها در مسجد مقدس جمکران تحصن کرد در حالی که تنها یک خط از خبر مربوط به این تحصن بدون ذکر نام وی در یکی از نشریات ارزشی منتشر گردید؟ آیا یک طلبه شهرت طلب می تواند از خیر  بوق و کرنا کردن چنین اقدام خبرسازی به سادگی بگذرد؟

بیش از شش سال از فعالیت های عدالت خواهانه این روحانی مبارز واقعی در راستای احیای گفتمان اصیل اسلام ناب محمدی می گذرد. هنر بزرگ این مرد مقاوم و نستوه آن بود که در تمام این سال ها اجازه کوچکترین سوءاستفاده تبلیغاتی را به رسانه های سیاه استکبار نداد. تأکید مکرر ایشان بر پیگیری مطالبات مقام معظم رهبری به رغم برخوردهای شدید دستگاه قضا باعث تعجب برخی رسانه های معاند گردیده تا آن جا که درماندگی خود در تحلیل راه استوار این روحانی انقلابی را با ایراد اتهام وابستگی وی به دستگاه های نظام نشان داده اند.

مروری گذرا بر مطالب و اخبار مربوط به اقدامات انقلابی حجت الاسلام جهانشاهی و همراهانش در سایت "قیام یاران ولایت" ثابت می کند که عدالتخواهان ولایت مدار، انگیزه ای جز دفاع از رکن رکین انقلاب اسلامی یعنی ولایت مطلقه فقیه ندارند. حجت الاسلام جهانشاهی که خود با عنایت مقام معظم رهبری از زندان آزاد گردیده و افتخار کسب رضایت آن بزرگوار را در لوح زرین عبارت " شکرالله مساعیکم" نصیب خود ساخته است در مستند "فریاد عدالت" اعلام نموده که در صورت احساس عدم رضایت آقا لحظه ای هم به روش عدالتخواهانه خود ادامه نخواهد داد.

حقیقت آن است که نفیر دردهای دل مقام معظم رهبری دیگر مجالی برای انکار عدم تحقق اوامر عدالت طلبانه ایشان باقی نگذاشته است. نمونه آن انتقاد معظم له از بی توجهی مسئولان دستگاه قضا نسبت به فرمان هشت ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی است که منجر به ظهور پدیده نامبارکی چون اختلاس چندهزار میلیاردی اخیر گردید. حال باید به این پرسش اساسی پاسخ داد که براستی برای تحقق آرمان ها و مطالبات رهبر مظلوم انقلاب چه باید کرد؟ آیا کم لطفی دوستان ارزشی ما در رسانه های دلسوز انقلاب نسبت به اقدامات حق طلبانه حجت الاسلام جهانشاهی و همراهانش در راستای تحقق مطالبات عدالت خواهانه مقام معظم رهبری قابل ارزیابی خواهد بود؟

از برادران سایت بی باک نیوز و دیگر رسانه های جبهه حق انتظار می رود برای یک بار هم که شده در گفت و گویی رو در رو پای صحبت های دردمندانه طلاب عدالت خواه نشسته و ضمن انعکاس مطالبات آنان ابهامات احتمالی خود را نیز مرتفع سازند. انتظاری برحق که بیش از شش سال است از سوی مسئولان قضایی نادیده گرفته شده است. والسلام علی عبادالله الصالحین

 

الله اکبر

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1391 ساعت 18:43 شماره پست: 1072



ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

حجت الاسلام جهانشاهی و همراهانش که روز گذشته در مقابل ساختمان دادگاه ویژه روحانیت قم با وضعی زننده دستگیر شده بودند ساعتی پیش آزاد گردیدند. حجت الاسلام جهانشاهی از بدو دستگیری خود فریاد مقدس یاحسین را بر لب داشت تا پیام آزادگی را طنین انداز کند. مقاومت جانانه ایشان در بیان استدلال منطقی و خدشه ناپذیر خود در دفاع از اوامر رهبری معظم انقلاب و مطالبات آرمان خواهانه خویش مهر سرافرازی و سربلندی را بر تارک مجاهدان فی سبیل الله نشاند. این پیروزی را به همه برادران و خواهران مبارز و آزادگان جنگ نرم تبریک و تهنیت عرض می کنم.  تردیدی نیست که قیام یاران ولایت در پیگیری مطالبات عدالتخواهانه اسلام و انقلاب اسلامی با هیچ ترفندی متوقف نخواهد شد. ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست. یاحسین.

 
خبر فوری!
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1391 ساعت 16:6 شماره پست: 1071

دقایقی پیش حجت الاسلام جهانشاهی معروف به طلبه عدالتخواه سیرجانی و جمعی از یارانش که در اعتراض به عملکرد سوال برانگیز دادگاه ویژه روحانیت مقابل ساختمان این اداره در قم تحصن کرده بودند توسط نیروهای وزارت اطلاعات و  با حضور پررنگ نیروهای انتظامی بازداشت شده و به نقطه ای نامعلوم منتقل گردیدند.

 مسئول نیروهای اطلاعات که به ظاهر قصد داشت حرف و درد دل بسیجیان متحصن که مطالبه ای جز تحقق فرامین رهبر عزیز انقلاب نداشتند را بشنود در حالی که در مقابل استدلال و شواهد منطقی حجت الاسلام جهانشاهی حرفی برای گفتن نداشت دستور دستگیری آنان را صادر کرد. حجت الاسلام جهانشاهی پیش از دستگیری دست مأمور مذکور را بوسید و اعلام کرد نیروهای مخلص و خدوم وزارت اطلاعات برادران ما و در جبهه ما هستند و ما هیچ مشکلی با این عزیزان نداریم. سرپرست مأموران اعزامی نیز تأکید داشت که اعتراضات نیروهای فدایی ولایت باعث سوءاستفاده دشمن می شود. البته وی نتوانست حتی به یک مورد از سوءاستفاده تبلیغاتی دشمن از حرکت عدالتخواهانه بسیجیان و امت حزب الله اشاره کند.

گفتنی است پافشاری حجت الاسلام جهانشاهی و همراهانش بر شعائر اصیل انقلاب اسلامی و رهبری معظم انقلاب و نیز عدم پذیرش مصاحبه با رسانه های معلوم الحال باعث گردیده معدود رسانه های دشمن که به اعتراضات این طلبه عدالتخواه اشاره ای داشته اند او را نیروی نظام اسلامی توصیف نمایند.

امیدواریم سربازان مخلص آقا امام زمان عج و نیروهای متدین امنیتی از این امتحان بزرگ سربلند بیرون بیایند.

با این که طلبه سیرجانی بارها به ماموران اعلام کرده بود که دستان خود را برای دستبند آنها آماده کرده و در قبال حکم بازداشتش هیچ مقاومتی نشان نخواهد داد اما به اذعان شاهدان عینی، ماموران ترجیح دادند برای تحقیر این روحانی انقلابی دست و پاهای وی را در حالت نشسته  از زمین بلند کرده و در مقابل چشم سربازان و بعضی ماموران سبیل کلفت انتظامی بازداشت نمایند. عباسی یکی دیگر از بازداشت شدگان امروز که از جانبازان انقلاب و جنگ تحمیلی است بارها به ماموران تذکر داد که بسیجی ها را در مقابل چشم همکاران غیرمذهبی خود مورد تمسخر و تحقیر قرار ندهند که تذکر وی با بی اعتنایی آنان مواجه گردید.

حجت الاسلام نخعی و محسن شیرازی نیز از دیگر بازداشت شدگان امروز هستند.

حسن مویدی یک آقازاده بود!

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ساعت 22:3 شماره پست: 1070


جمعه شانزدهم تیر، روز هفت حسن مویدی است. هفت که می گویند یاد سینما می افتیم؛ اما جالب است بدانیم بین این دو هفت، الفتی ماهوی وجود دارد. خیلی ها فلسفه و هدف غایی هنر هفتم را "فراموشی" و غفلت می دانند. هفتم کسی که از راه می رسد اغلب نتیجه ای جز پاک سازی ذهن از یاد و نام و خاطره آن فرد ندارد.

جمعه شانزدهم تیر، روز هفت حسن مویدی است. یعنی می خواهیم حسن مویدی را هم فراموش کنیم. می خواهیم او را به خاک خاطره ها بسپاریم. مگر با دیگران این کار را نکردیم؟

تا گفتند حسن مویدی از دنیا رفت یادمان آمد سید سجاد مشهدسری را هم چندی پیش از دست داده ایم. یادمان آمد محمدحسین آقاپور هم جوان بود و مسافر دیار حق شد. باز خدا را شکر که بعد از دو سه سال یادی از آنها کردیم. کمیل صفری تبار و سید محمود موسوی  را که در جهاد فی سبیل الله شهد وصال نوشیدند هنوز به یکسال نرسیده اصلاً به خاطر نیاوردیم.

می خواهیم حسن مویدی را فراموش کنیم. این یک هفته را از دست او در عذاب بودیم. هر وقت خبر رفتنش را به یاد آوردیم تنمان لرزید که مباد غزل خداحافظی را در وصف ما نیز بسرایند. کوله بار سفرمان خالی است و دلبستگی مان به لهو و لغو این دنیا پایان ندارد. از این روست که یادآوری وعده حق "مرگ"، حال خوش این دل خاکی را بر هم می زند.

ما اهالی دیار فراموشی هستیم و غفلت را گویا در ذات خود حک نموده ایم. حسن که رفت تازه یادمان آمد خیلی چیزها را فراموش کرده ایم. رفتن را، ناگهان رفتن را، در سفر بودن را ... فراموش کرده بودیم. حسن که رفت و دلمان گرفت تازه یادمان آمد او را آن موقع هم که هم نفس ما بود فراموش کرده بودیم. مثل آنهایی را که الان هم دور و برمان هستند و نادیده می پنداریمشان.

هر وقت حسن را می دیدیم فرصت را غنیمت می شمردیم تا یادی از گذشته کنیم. حالا که رفت فرصتی شد تا یادی از امروز داشته باشیم. امروز هایی را که از سر غفلت به گذشته تبدیل کرده ایم. به راستی جند نفرمان که این روزها دم از یاد او می زنیم می دانستیم حسن چه می کند و در چه راهی قدم گذاشته است؟

خیلی ها حسن را به خاطر پدر بزرگوارش می شناختند. از مازندران هم که چیزی نگوئیم کمتر موسسه و نهاد فرهنگی در قم است که نام و اسم و رسم پدر اهل فضل حسن را نشنیده باشد. حسن مویدی هم یک آقازاده بود. آقازاده ای که هیچ گاه از اسم و رسم و ربطش استفاده ای نکرد. او سال ها در یک زیرزمین اجاره ای زیست و کسی خبر نداشت. لباس روحانیت را هم که پوشید سر و صدا نکرد و عَلَم و کُتل راه نینداخت. با استفاده از جایگاه پدر می توانست پست و مقامی را در هر اداره و نهادی برای خود دست و پا کند؛ اما ترجیح داد پیام رسان دین حق باشد. این که می گویند پیامبران ارثی از خود به جا نمی گذارند از اساس اشتباه است. یک دلیلش " العلماء ورثة الانبیاء" است. حسن مویدی وارث انبیا بود. چه این که می توانست برای انجام رسالت تبلیغ، خوش نشینی در شهر و دیاری آباد را نشانه برود؛ اما دل بی پیرایه اش وراثت انبیا را در آن دید که طبیب دوّار محرومان و مستضعفان باشد. دورافتاده ترین روستاهای کشور میزبان عَلَم رسالت او بودند. مردم روستاهایی که گاه از کمترین امکانات مادی نیز بی بهره بودند روحانی جوان و بی ادعایی به نام حجت الاسلام حسن مویدی را سنگ صبور دردهای خود می دانستند. شاید نزدیک ترین افراد و بستگان حسن هم نتوانند نام آن روستاها را به خوبی در ذهن آورده و تلفظ کنند؛ اما اطمینان دارم که اگر همه دوستان حسن بعد از روز هفتم فراقش او را از یاد ببرند حافظه زلال مردم درد کشیده و بی نام و نشانی که به میزبانی این روحانی جوان افتخار می کردند او را از خاطر نخواهد بود. نوجوانان پابرهنه ان دیار هرگز نام دوست روحانی خاکی و بی ادعایی که الفبای معارف آسمان را به آنها می آموخت از صحفیه دل و جان خویش محو نخواهند ساخت.

این روزها ندیدم کسی را که از حسن مویدی خاطره ای بگوید و اشاره ای به حس و حال و اشک هایش نداشته باشد. خوشا به حال حسن که او را با اشک هایش می شناسند. روضه خوان حرفه ای بود اما حرفه اش روضه خوانی نبود. روضه که می خواند انگار برای دل خودش می خواند برای همین بود که زودتر از همه دل و جان خودش به لرزه می افتاد. این روزها کسی نیست که از حال عرفه اش و مناجات شعبانیه و سوز ابوحمزه اش نگوید.

حسن، آقازاده بود اما با رفتنش ثابت شد بیشتر از آن که از نسب او بگویند از خودش می گویند. از پرچمی که در راه خدا برداشته بود. چه افتخاری برای حسن بالاتر از آن که هر خاطره و مطلبی درباره اش گفته می شود دیگران را به یاد خدا می اندازد؟ دنیای حسن مزرعه آخرتش بود. این گونه است که امثال او را باید وارث انبیا دانست که پرگشودنش نیز همه را به یاد خدا انداخت. حسن شهید راه تبلیغ حق و حقیقت شد. اسم و لقب های سازمانی تعریف خودش را دارد. حسن خبرنگار صدا و سیما هم اگر بود به خاطر مأموریتش شهید لقب می گرفت. او کشته ابلاغ احکام شریعت بود و بازماندگانش بی نیاز از اسم و عنوان های سازمانی، نیک می دانند که اجر شهید را باید در گستره بی انتهای فیض الهی جست و جو کرد.

اگر کسی می خواهد برای حجت الاسلام حسن مویدی لقبی این دنیایی به کار ببرد فقط باید او را یک سرباز بنامد. او سرباز راستین مولایش امام زمان بود. او تکلیفش را بی چون و چرا به سرانجام می رساند. او حجت الاسلام بود و حجت اسلام را بر همگان تمام می کرد. با تمام وجود، مویِد آیین و طریقت خدا بود و مویَد آستان کبریایی گردید.

سرباز یعنی کسی که سر و جانش را فدای امر مولایش می داند. او سرباز امام عصر بود و جانش را صادقانه بر سر پیمان گذاشت. در راه سربازی آقا عروج کرد. با لباس مقدس سربازی آقا به دیدار حق شتافت. در جمعه ای متعلق به نام و یاد مولا میهمان عرشیان گشت. در ایام میلاد مولا عهد ازلی اش را مهر خون زد...

حسن مویدی پس از نجات معجزه آسا از حادثه ای مرگبار که بیش از سی کشته و زخمی بر جای گذاشت یک دهه فرصت یافت تا صداقتش را نسبت به راه و رسم مولایش به اثبات برساند.

"انما المومنون الذین آمنوا بالله و رسوله" حسن با ذره ذره وجودش به امر خدا و رسولش ایمان داشت. "ثم لم یرتابوا" خدا می داند او در این راه شکی به دل راه نداد. در اوج فتنه ها تردیدی به دل نداشت. "و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله" زندگی حسن وقف خدا بود. " اولئک هم الصادقون" این سند صداقت طلبه ای خاکی با دلی آسمانی است که سرباز مولایش شد، سرباز مولایش ماند و در سربازی مولایش میهمان شعبان رحمت و زلال وصال حق گردید.


 
مدعی العموم کجاست؟!
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ساعت 8:14 شماره پست: 1069

پرونده تخلفات جاسبی سال هاست که در محاکم قضایی گشوده شده اما به نتیجه خاصی نرسیده است. پرونده شکایت هادوی از جاسبی و رفتار وحشیانه و غیر انسانی عوامل وی یکی از این دعاوی است.

حسین کچوئیان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در مصاحبه ای با آنا برخی دیگر از اتهامات عبدالله جاسبی را مطرح کرد که باز منجر به طرح این پرسش بی پاسخ گردید که چرا مدعی العموم برای احیای حقوق مردمی که گاه برای تأمین شهریه فرزندانشان به هر خفت و خاری تن می دادند وارد ماجرا نمی شود؟ چرا اکنون که ثابت شده دانشگاه آزاد به اموال عمومی تعلق دارد کسی از رئیس سخنور سازمان بازرسی کل کشور سوال نمی کند که علت سکوت در قبال تخلفات گسترده مدیریت سابق دانشگاه در حیف و میل بیت المال چیست؟ به بخشی از مصاحبه کچوئیان توجه بفرمائید:

 

کچوئیان افزود:‌ در بحثی مطرح شد که عبدالله جاسبی ماهانه از دانشگاه حقوق 4 و 15 میلیون تومانی دریافت می‌کرده و خانه‌ بزرگی در خیابان شهید کلاهدوز به وسعت 900 متر به اندازه هزینه‌ یک دانشگاه که در حد یک کاخ است، داشته و هنوز هم در آن خانه زندگی می‌کند.

 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تاکید کرد: همچنین جاسبی غیر از محافظ، 2 راننده دیگر داشته است ضمن اینکه موضوع دانشگاهی در لندن مطرح شد که اصلا در آن کشور دانشگاهی وجود نداشت و مهدی هاشمی در حدود 15 میلیون ماهانه حقوق می‌گرفت.

 

وی گفت: همچنین کمک هایی که جاسبی به روزنامه آفرینش دانشگاه آزاد و مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌کرد از موضوعات دیگر بود که این کمک‌ها مبنای قانونی نداشت.

 

کچوئیان گفت: روزنامه آفرینش مربوط به دانشگاه آزاد نیست و مربوط به برادر جاسبی است.

وقتی از رئیس جمهور خوشمان نیاید!

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ساعت 7:52 شماره پست: 1068

می گویند آدم ها همه چیز را همان طور که دلشان می خواهد می بینند.

اگر از کسی خوشمان بیاید همه کارهایش را خوب می دانیم و اگر از کسی خوشمان نیاید حاضر نیستم کارهای خوبش را ببینیم و گاه همان کارهای خوب را به بدی تفسیر می کنیم.

گیر دادن های بی حد و مرز رقبای شکست خورده محمود احمدی نژاد هنوز ادامه داشت که رانده شده های دولت هم به این جمع اضافه شدند و نور علی نور شد.

وقتی قرار شد مسابقه تخریب دولت و شخص اول آن تقویت شود دیگر هیچ رفتاری از سوی دولت انجام نگرفت که مورد نقد غیرمنصفانه قرار نگیرد.

جالب است گاه کسانی که داعیه ذوب در ولایت را هم داشته اند بی اعتنا به نکات مثبت عملکرد دولت که مورد تشویق رهبر معظم بوده است به رد و تخریب آن رفتارها دامن زده اند. به طور نمونه باید به برنامه ها و رویکردهای ارزنده ای چون سفرهای استانی، ساخت مسکن مهر، ساده زیستی و ارتباط با مردم، احیای شعائر انقلاب در عرصه های بین اللملی، اجرای طرح هدفمندی یارانه ها و ... اشاره کرد که به رغم تأیید از سوی امام خامنه ای اما تخریبگران لاابالی همچنان گزند تیغ غضب خویش را از این رویکردها برنگرده اند.

این وسط انتقاد از نماز اول وقت رئیس جمهور را کم داشتیم که آن هم از راه رسید. متأسفانه سایت بولتن نیوز وابسته به بچه های بالا اخیرا در مطلبی که به شدت از سوی خوانندگان مورد نقد قرار گرفت از ترکیب " گاه ناپسند" برای تقید رئیس جمهور به نماز اول وقت یاد نمود. به نشانی زیر سری بزنید و نظرات خوانندگان آن را هم حتما مطالعه کنید:

http://www.bultannews.com/fa/news/90096/عادت-پسندیده-احمدی-نژاد-که-گاهی-ناپسند-می-شود

مردی که حرف احمدی نژاد را فهمید
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ساعت 7:28 شماره پست: 1067

این سخن اقای جلالی می تواند یک سند بزرگ تاریخی محسوب شود:

کاظم جلالی در حاشیه جلسه علنی امروز چهارشنبه مجلس در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی درباره چند شغله بودنش گفت:‌ در این رابطه برخی سایت‌های مشخص جوسازی‌هایی انجام می‌دادند که اخلاقی نیست و بنده در صدد پاسخگویی به آنها نیستم.
 
آقای جلالی عنوان کرد: منطقه 10 دانشگاه آزاد مربوط به استان سمنان است که ما معمولا کارها را در این حوزه‌ها پیگیری می‌کردیم. اکنون نیز مترصد هستم که با صحبت‌هایی با رییس دانشگاه آزاد، از این سمت استعفا دهم تا فرد دیگری منصوب شود چون من گرفتاری‌های بسیاری دارم.
 
الان به حرف احمدی نژاد رسیدم

این حامی سرسخت علی لاریجانی ادامه داد: بنده در زمانی نکاتی را در مورد دانشگاه آزاد استان خودمان مطرح کردم که آقای دانشجو به من گفتند که بهتر است با توجه به داشتن چنین نگرانی‌هایی، خودم چنین کارهایی را انجام دهم که گرفتاری‌های بسیاری این کار دارد. بنده پس از تصدی در این پست این صحبت آقای احمدی‌نژاد را درک کردم. ایشان گفته بودند که برخی فکر می‌کنند این کشور ملک طلق‌شان است و نباید وارد بازی بزرگان شد.
 
وی افزود: امثال ما که از خانواده روستایی ساده شهرستانی هستیم انگار نباید وارد بازی بزرگان شویم چون ورود به چنین بازی‌هایی، دردسرهای بسیار زیادی دارد. اکنون برخی از آقایان در مجلس بالای 20 و یا 30 عنوان دارند و هیچ کسی مطرح نمی‌کند که چرا این آقایان این همه عنوان کاری دارند اما من که یک روستازاده هستم و پدرم مرجع تقلید و پولدار نبود و تنها یک کشاورز روستایی ساده بود بر اساس توان تحصیلی و ذاتی خود آمدم و این هجمه‌ها به من وارد می‌شود.
 
آقای جلالی که علاوه بر ریاست مرکز پژوهش های مجلس، دبیر هیات موسس فراکسیون رهروان ولایت مجلس هم هست، افزود: بهتر است آقایان حرف‌هایشان را رک مطرح کنند که نمی‌خواستند من ریاست مرکز پژوهش‌ها را در دست بگیرم. دوست داشتند که قدرت در دست خودشان بمانند.

33 پیامبر در ایران مدفون هستند

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ساعت 7:20 شماره پست: 1066

 این آمار از سوی سازمان اوقاف و امور خیریه به طور رسمی منتشر شده است:

استان آذربایجان شرقی: نام مکان متبرکه

1- حضرت جرجیس(ع)، شهرستان جلفا، روستای دره شام ـ گلفرخ، کلید داغی

2- حضرت یونس (ع) شهرستان: مرند

3- ارمیای نبی(ع) شهرستان هریس، بدوستان غربی، روستای جیغه

استان اصفهان: نام مکان متبرکه

1- حضرت شعیا (ع): شهرستان اصفهان؛ هاتف

2- حضرت یوشع (ع): گلستان شهدا

3- دانیال پیغمبر (ع) شهرستان گلپایگان، گلشهر

4- حضرت صالح (ع) شهرستان گلپایگان، گلشهر

5- حضرت یحیی (ع) شهرستان گلپایگان روستای قالقان

استان تهران: نام مکان متبرکه

1- حضرت لوط (ع) شهرستان رباط کریم، روستای پیغمبر

استان خراسان رضوی: نام مکان متبرکه

1- شعیب پیغمبر(ع) شهرستان قوچان، روستای مزرج

استان خراسان شمالی : نام مکان متبرکه

1- حضرت ایوب (ع) شهرستان بجنورد، روستای ایوب

استان زنجان: نام مکان متبرکه

1- حضرت قیدار نبی (ع): شهرستان قیدار

استان سمنان: نام مکان متبرکه

1- پیغمبران (سام و لام) (ع) شهرستان سمنان، شمال شرقی سمنان

2- ارمیا (ع) شهرستان شاهرود، شهر میامی، روستای ارمیا

3- حضرت جرجیس (ع) شهرستان شاهرود، بیارجمند، خوارتوران

4- حضرت دانیال (ع) شهرستان شاهرود، شهر میامی، روستای سوداغلن

5- دانیال پیغمبر (ع) شهرستان شاهرود، روستای کالپوش

استان فارس: نام مکان متبرکه

1- شیث پیغمبر (ع)، شهرستان فیروزآباد، روستای مهکویه سفلی

2- نوح نبی‌الله(ع) شهرستان ممسنی، روستای جاوید حجت‌آباد

استان قزوین: نام مکان متبرکه

1- چهار انبیاء(ع)، شهرستان قزوین بخش مرکزی، خیابان پیغمبریه

2- ایوب و یوشع (ع)، شهرستان قزوین، بخش رویارالموت، روستای بالاروچ

3- خضر(ع) شهرستان قزوین، بخش رودبار الموت، روستای گازرخان

4- سام و جالوت (ع)، شهرستان قزوین، رودبار، روستای یکاکلایه علیا

استان گلستان: نام مکان متبرکه

1- صالح پیغمبر(ع)، شهرستان گرگان، آق قلا، روستای آق قنبر

2- حضرت یعقوب (ع) شهرستان گرگان، آق قلا ـ روستای صحنه علیا

استان لرستان: نام مکان متبرکه

1- داوود پیغمبر(ع)، شهرستان الیگودرز، ازنا، روستای داوود پیغمبر

استان مرکزی: نام مکان متبرکه

1- اشموئیل نبی‌الله (ع)شهرستان ساوه، بخش مرکزی روستای پیغمبر

استان همدان: نام مکان متبرکه

1- حیقوق نبی (ع)، شهرستان تویسرکان، حبقوق نبی بلوار حبقوق

2- حجی پیامبر (ع)، شهرستان همدان، بازار فلسطین

استان خوزستان: نام مکان متبرکه

1- حزقیل (ع) شهرستان دزفول، خیابان شریعتی

2- دانیال نبی (ع) شهرستان شوش، خیابان امام خمینی

استان مازندران: نام مکان متبرکه

1- ایوب پیغمبر (ع)، شهرستان تنکابن، شهر عباس آباد روستای پرچور

2- دانیال نبی (ع)، شهرستان تنکابن، سلمانشهر ـ دانیال

شاه سلطان حسین در مجلس شورای اسلامی!
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 ساعت 23:57 شماره پست: 1065

اگر چه نگاه مثبتی به سایت تابناک وابسته به محسن رضایی ندارم و رویکرد آن را منفعت طلبانه و گاه شیطنت آلود می دانم اما از خواندن این مقاله در سایت مذکور انصافاً لذت بردم:


کد خبر: ۲۵۵۳۷۶
تاریخ انتشار: ۱۳ تیر ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۳

این سخن به نظر درست می‌آید که هر کس از تاریخ عبرت نگیرد، خود عبرت دیگران خواهد شد.

«تابناک» کمی تاریخ مرور می‌کند. باشد که عده‌ای عبرت گیرند.

هزار و چهارصد سال پیش، امیرمومنان علی ـ علیه‌السلام:

«و احذروا ما نزل بالامم قبلکم من المثلات بسوء الانفال و ذمیم الاعمال فتذکّروا فی الخیر و الشّر أحوالهم، و احذرو أن تکونوا أمثالهم

«بر حذر باشید از مصیبت‌های عبرت‌آوری که به امت‌های پیشین به واسطه کارهای بد و اعمال نکوهیده‌شان نازل شد؛ پس در خوشی و سعادت و بدی و گرفتاری، حالت آنان را به یاد بیاورید و بر حذر باشید که همانند آن‌ها نباشید».

سه قرن پیش، اصفهان پایتخت حکومت صفوی:

شاه سلطان حسین، شاه بی‌خاصیت و بی‌خیال و راحت‌طلب صفوی، نمی‌داند و برایش اهمیتی ندارد که در کشور چه می‌گذرد. محمود، جوانک ایلیاتی افغان به سوی پایتخت در حرکت است. کمی بعد بر ایران و مردمش و جان و ناموس مردمش، آن می‌رود که نباید... .

تیر ماه ۱۳۶۰، چند روز پس از فاجعه هفتم تیر

نهم تیر تشییع شهدا بود؛ مردم جلوی در دانشکده افسری جمع شده بودند.

چند بار خواستند شهید بهشتی را دفن کنند، جمعیت نگذاشت. جنازه دست به دست می‌شد، از قبل دور می‌شد و برمی‌گشت. یک بار جنازه را از قبر دور کردند و دیگر برنگشت، انگار گم شده بود. اول به هاشمی خبر دادند که جنازه را دزدیده‌اند، ولی بعد معلوم شد می‌خواهند فردا صبح دور از چشم مردم بیرون از آن همه فشار دفنش کنند.

کسی از نهضت آزادی با هاشمی تماس گرفت که نمایندگان نهضت در مجلس می‌خواهند در جلسه چهارشنبه شرکت کنند، به شرط آنکه امنیتشان تأمین باشد. هاشمی خوشحال شد، با چند نفر دیگر مشورت کرد، پذیرفتند.

دهم تیر جلسه مجلس بود؛ چند گروه کار‌شناس مواد منفجره از شهربانی و ارتش و سپاه آمدند. مجلس را خوب گشتند، چیزی پیدا نکردند. کسی نمی‌دانست مجلس به حد نصاب می‌رسد یا نه. وزارت کشور اعتبارنامه‌های ده نفر از منتخبین میان دوره‌ای را صادر کرد. یک روز پیش از انفجار، نام برگزیده‌ها معلوم شده بود.

رادیو مستقیم از مجلس گزارش می‌داد، ساعت ۸ صبح هنوز تعداد به حد نصاب نرسیده بود، چند نفر از نماینده‌ها که در بیمارستان بودند و به اخبار مجلس گوش می‌کردند، با‌‌ همان وضع پا شدند آمدند مجلس، با تخت بیمارستانی و سرم و باندپیچی‌هایشان.

ساعت هشت و نیم، از صد و هشتاد نفر گذشت. روی صندلی‌های شهدا قاب عکس و گل گذاشته بودند. قاری که شروع به قرآن خواندن کرد، صدای هق هق جماعت بلند شد، بعد یک نفر شروع کرد نوحه خواندن، صدای گریه دیگر بلند و واضح شده بود.

دی ماه 87، رهبر انقلاب در دانشگاه علم و صنعت:

«اگر روزی در میان مسئولان کشور، مسئولان بی‌جرأت و ضعیفی همچون شاه سلطان حسین پیدا شوند، حتی اگر در میان مردم نیز شجاعت و آمادگی باشد، کار مملکت و جمهوری اسلامی تمام است، چرا که مسئولان ترسو و مقهور، ملت‌های شجاع را نیز به ملت‌های ضعیف تبدیل می‌کنند».

تیر ماه ۹۱: بررسی یک فوریت طرح تعطیلات مجلس

یک نماینده مجلس می‌فرمایند: اگر تعطیلات تابستانه نباشد، خانواده نمایندگان چه زمانی به مسافرت بروند؟

انگار نه انگار که مجلس تعطیلات کم ندارد. تعداد جلسات مجلس هشتم کمی بیش از چهارصد جلسه بود؛ یعنی مجلس هفته‌ای دو روز جلسه داشته است. تازه در بیشتر جلسات هم، نزدیک یک سوم نمایندگان غایب تشریف دارند. مجلس اغلب هفته‌ها، دست‌کم چهار روز تعطیل است، شنبه و دوشنبه و پنجشنبه و جمعه.

یک نماینده می‌گوید: «تعطیلات مجلس در مجموع به این ‏صورت است که نزدیک پانزده روز عید مجلس تعطیل است و نمایندگان هم تعطیل هستند، تابستان یک ماه تعطیلی تابستانه دارند که به صورت دو تا دو هفته اجرا می‌شود، در این دو هفته، مجلس کاملا تعطیل است و نمایندگان آزاد هستند، یک ماه هم نماینده در طول سال می‌‏تواند مرخصی بگیرد و عملا یک نماینده می‌‏تواند از دو ماه و نیم تعطیلی استفاده کند»

 

تدبیر ما و تقدیر خدا

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1391 ساعت 17:36 شماره پست: 1064

محسن و مرتضی جعفری مجد، همزمان به شهادت رسیدند. مجلسی برای آن­ها در مسجد محله آبشار قم برقرار گردید. خانۀ آن­ها در دویست متری مسجد قرار داشت. طبق برنامه، مهمان­ ها باید پس از صرف ناهار در منزل شهیدان، ساعت دو بعدازظهر در مسجد جمع شده و در مراسم شرکت می­ نمودند.

 آن روز مشکلاتی پیش آمد و ناهار دیر آماده شد. بعضی از این که برنامه­ ریزی­ هایشان خراب شده بود ناراحت بودند.

مراسم شهدا به تأخیر افتاده بود. ساعت حوالی دو بود که ناگهان حملۀ هوایی دشمن به قم صورت گرفت و مسجد آبشار نیز هدف این بمباران واقع گردید. شکر خدا کسی در آن مسجد نبود و آسیبی ندید.

 حالا مشخص شد که اگر طبق برنامه، ناهار مهمان­ ها آماده می­ شد با اجتماع آن­ها در مسجد محل، چه فاجعۀ بزرگی روی می­ داد.

راوی: علی رضا اسلامی نسب

تصاویری از تحصن طلاب و بسیجیان مقابل دادگاه ویژه روحانیت قم
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1391 ساعت 15:38 شماره پست: 1063

برگرفته از سایت قیام یاران ولایت

 
ادامه تحصن در مقابل دادگاه ویژه روحانیت
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1391 ساعت 19:14 شماره پست: 1062


محسن شیرازی امروز صبح آزاد شد. به میمنت آزادی این بسیجی عدالتخواه، حجت الاسلام جهانشاهی اعتصاب غذای خود را شکست؛ اما روحانی عدالتخواه سیرجانی و یاران بسیجی او همچنان به تحصن خود در مقابل دادگاه ویژه روحانیت قم ادامه می دهند.

حجت الاسلام جهانشاهی علت ادامه تحصن خود را ضرورت پاسخگویی مسئولان دادگاه ویژه در خصوص برخورد تبعیض آمیز با روحانیون و طلاب عدالتخواه بیان کرده است. متاسفانه در سال های اخیر آن قدری که دادگاه ویژه در برخورد قهرآمیز با روحانیون عدالتخواه و ولایت مدار سرعت عمل و اهتمام نشان داده در برخورد با معدود روحانیون خودباخته و جاده صف کن دشمن اقدام مناسبی نشان نداده است. این رویکرد سوال برانگیز دادگاه ویژه بارها مورد اعتراض فضلای حوزه علمیه قرار گرفت که در نهایت منجر به برکناری دادستان و حاکم شرع دادگاه مذکور توسط مقام معظم رهبری در هفته های گذشته گردید. گویا تحولات در مدیریت دادگاه ویژه روحانیت باید تا تغییر در مدیریت های استانی این دادگاه نیز ادامه پیدا کند.

به نظر می رسد برای یک بار در طول فعالیت این دادگاه هم که شده مسئولان دادگاه ویژه روحانیت باید در جمع طلاب و روحانیون بسیجی حاضر گردیده و به ابهامات و پرسش های موجود در خصوص عملکرد خود پاسخگو باشند.

 
تلنگری که باید جدی گرفت
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1391 ساعت 23:17 شماره پست: 1061

چند روزی است که حسابی حالم گرفته است. از بازداشت محسن شیرازی و مظلومیت بر و بچه های عدالت طلب گرفته تا کسالت یکی از نزدیکان و مشکلات کاری و کج فهمی بعضی مدعیان فرهنگی و اخبار ناخوشایند از برخی مفاسدی که دیر یا زود باید افشا کنیم و ...

این وسط خبر تصادف و ارتحال حسن مویدی هم تنگ دل مرا چسبید و مهر تلخی را بر پایان جمعه دلگیر این هفته نشاند. دقایقی پیش مطلع شدم حجت الاسلام حسن مویدی در تصادفی جانکاه به همراه فرزند خردسالش به دیار حق شتافت. نمی خواهم برای حسن مرثیه سرایی کنم که می دانم دلی بی پیرایه داشت و به برکت سربازی آقا امام زمان (عج) انشالله غریق رحمت حق خواهد شد.

می خواهم برای دل خودم چند خطی را واگویه کنم.

حسن چند سال پیش از تصادفی وحشتناک که بیش از سی کشته و مجروح داشت به شکل معجزه آسایی جان سالم به در برد؛ اما این بار دیگر نوبتش رسیده بود. خدایش بیامرزد. همه ما در زندگی مهلتی داریم که نباید از حد و اندازه آن غافل شویم.

خدا می داند همه ما در طول زندگی اخطارهایی گرفته ایم که به آنها توجهی نکرده ایم. مرگ پیر و جوان نمی شناسد. درست موقعی که برای خودت حسابی برنامه می ریزی و می خواهی طرفی ببندی ناگهان همه چیز تمام می شود. خدا می داند خیلی از حرص و جوش ها و کش و قوس های ما در زندگی هیچ ارزشی ندارد. وقت تنگ است. ای بر پدرت دنیا ...

خدا به همسر حسن صبر بدهد. خدا به مادرش صبر بدهد ...

و برای پدرش که خود روحانی اهل فضلی است باید این زمزمه قدیمی پدران دلسوخته شیعه را تجویز کرد:

داغی که حسین از غم اکبر به جگر داشت

جز خالق اکبر ز دل او که خبر داشت

انشالله رفقایی که در بابل هستند این روزها سنگ تمام خواهند گذاشت.

اعتصاب غذای طلبه سیرجانی در اعتراض به دستگیری یک فعال عدالت طلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1391 ساعت 15:4 شماره پست: 1060

ساعاتی پیش محسن شیرازی از جوانان عدالت خواه که مسئولیت سایت قیام یاران ولایت را زیر نظر حجت الاسلام جهانشاهی بر عهده داشت توسط دادگاه ویژه روحانیت قم دستگیر و روانه زندان شد.

در پی دستگیری محسن شیرازی و عدم پاسخگویی مسئولان قضایی، جمعی از طلاب و دانشجویان عدالتخواه در مقابل دادگاه ویژه روحانیت قم دست به تحصن زده اند.

حجت الاسلام جهانشاهی نیز اعلام کرد در اعتراض به این دستگیری اعتصاب غذای خود را در مقابل دادگاه ویژه روحانیت قم آغاز کرده و تا زمان آزادی این بسیجی عدالت طلب ادامه خواهد داد.

زیر سایه خدا!
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1391 ساعت 19:50 شماره پست: 1059

پدر به جبهه رفته بود که از ناحیه چشم مجروح شد و پس از طی دوران درمان، برای استراحت به منزل بازگشت.

 رژیم بعث که در جبهه­ های نبرد احساس ضعف و شکست می­ نمود به موشک باران و بمباران شهرها روی آورد.

 برای مدتی به یکی از روستاهای اطراف رفتیم. پدر آرام و قرار نداشت و دلش می­ خواست هر چه زودتر با اعزامش به جبهه موافقت شود.

 یک روز پدر می­ خواست برای پیگیری کار اعزامش به شهر برود. مادر هم تنهایش نگذاشت. دختر دایی هفده سال ه­ای داشتم که خودش را برای عروسی آماده می­ کرد. او هم به همراهشان رفت. در شهر به منزلمان رفته بودند که هواپیماهای دشمن، همان نقطه را هدف قرار دادند و هر سه به شهادت رسیدند. ما چند خواهر و برادر بودیم. کوچک­ترین ما یک سال و نیم داشت، یکی چهار سال، یکی پنج سال و سیزده سال و...

داغ از دست دادن همزمان پدر و مادر برای بچه­ ها بسیار سخت و ناگوار بود. تکیه­ گاهمان فقط خدا بود.

 حالا حدود بیست سال از آن روز می­ گذرد. در سایۀ اتّکا به خدای بزرگ همه خواهرها و برادرها، پیچ و خم­ های دشوار زندگی را پشت سر گذاشتند و سرو سامان گرفتند. امروز هر یک از آ­ن­ها جوانی موفق و سربلند در جامعۀ اسلامی است .

راوی: فریده علی نژاد/ قم

......................................................................
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1391 ساعت 16:34 شماره پست: 1058
عیادت خبرنگار فارس با حمید داوودآبادی/
عمر دوباره فرهنگی با توسل به حضرت زهرا(س) گرفتم/نوشتن در حوزه دفاع مقدس عشق است

خبرگزاری فارس: به حضرت‌زهرا(س) توسل کردم و گفتم «ما حالا حالاها کار داریم و وقت دکتر رفتن و سیم به رگ قلب زدن و این مسائل را نداریم». دکتر بعد از آنژیوکت گفت مشکلی نداری.

خبرگزاری فارس: عمر دوباره فرهنگی با توسل به حضرت زهرا(س) گرفتم/نوشتن در حوزه دفاع مقدس عشق است

به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا)، رفتن حتی یک خار به پای نویسندگان و مستندنگاران دفاع مقدس واقعاً درد است، چون تک‌تک این نویسندگان که الحق نویسنده‌اند بدون چشم‌داشت مادی که امروز به دنبالش می‌رویم، شبانه‌روز وقتشان را می‌گذارند برای نوشتن. بعضی از آنها هم که تمام زندگی‌شان را صرف نگارش وقایع دفاع مقدس کرده‌اند.

حمید داوودآبادی نویسنده و تاریخ‌نگار دفاع مقدس است که کتاب‌هایی از جمله «کمین جولای 82»، «پاره‌های پولاد»، «تفحص»، «یاد یاران»، «زندگی‌نامه سیدحسن نصرالله» و «از معراج برگشتگان» را در تاریخ حماسی انقلاب اسلامی و مقاومت جهان اسلام ماندگار کرده است و هم اکنون مدیریت سایت جامع دفاع مقدس «ساجد» را بر عهده دارد.

وقتی که شنیدیم این رزمنده و نویسنده دفاع مقدس دو سه روزی است که به خاطر عارضه قلبی در بیمارستان بستری شده دیروز برای دیدنش به بیمارستان خاتم‌الانبیا(ص) رفتیم، طبقه دوم اتاق 214.

حال عمومی‌اش خوب بود و حتی روی تخت بیمارستان هم دغدغه دفاع مقدس را داشت.

 

[عنوان ندارد]

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1391 ساعت 12:5 شماره پست: 1056

 

حجت الاسلام حمید رسایی از نمایندگان شجاع و انقلابی مجلس شورای اسلامی است که مواضع اصولی و خروش انقلابی اش همواره موجب دلگرمی بچه های حزب اللهی بوده است.

این نماینده خستگی ناپذیر مجلس شورای اسلامی با وجود مشغله فراوان و فعالیت های بی شمارش، در عرصه مجازی نیز حضور موثر داشته و علاوه بر وبلاگ نویسی به سایت ها و وبلاگ های بچه های انقلاب سرکشی می کند.

وبلاگ اشک آتش چندباری است که توفیق داشته در خدمت این روحانی گرانقدر بوده و از نظرات سازنده این بزرگوار بهره مند شده است. سپاس از حجت الاسلام رسایی را بر خود واجب می دانم.

به وبلاگ ایشان هم حتماً سری بزنید که پشیمان نخواهید شد:

http://rasaee.ir/

 

 
آیا جنبش سبز دیگری متولد شده است؟!
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1391 ساعت 20:40 شماره پست: 1057

برادران ما در سایت ارزشی 598 طی درج مطلبی با عنوان " باز هم دشمن در کمین نیروهای انقلاب " مدعی شده اند که دشمن درصدد سوءاستفاده از حرکت عدالتخواهانه روحانی مبارز و نستوه دهه چهارم انقلاب، حجت الاسلام جهانشاهی معروف به طلبه سیرجانی است. استناد نویسنده یا نویسندگان مقاله مذکور، مطلبی است که منتسب به فعالین جنبش فتنه بوده و در یکی از صفحات مجازی با عنوان " تولد دیگر یک جنبش سبز " منتشر شده است.

شناخت حقیر از رویکرد ارزشی برادران فعال در سایت 598 و نیز فحوای مطلب مورد نظر قرینه ای است بر حسن نیت دوستان ما در این سایت؛ اگر چه اصل استناد مذکور بنا به دلایلی از نظر راقم این سطور مخدوش به نظر می رسد. پیگیری مفصل دوستان عدالتخواه نشان می دهد خبر مورد استناد از اساس غیر واقعی است.

این موضوع که در فعالیت های عدالتخواهانه باید به گونه ای رفتار کرد که بهانه ای به دست دشمن نیفتد و نیز توصیه به مسئولان در خصوص برخورد منطقی با نیروهای انقلاب به منظور پیشگیری از تبدیل دوستان انقلاب به دشمنان لجوج، مطلبی درست و قابل قبول می باشد.

پرسشی در این بین مطرح می شود که طرح آن به تنهایی می تواند پاسخی مناسب برای شبهه در عملکرد و جهت گیری های عدالتخواهانه حجت الاسلام جهانشاهی باشد. حجت الاسلام جهانشاهی یا همان طلبه عدالتخواه سیرجانی چند سالی است که در رسانه های انقلابی جایگاهی پیدا کرده و نام او در صدر اخبار مربوط به جبهه عدالخواهی به نیکی می درخشد. او بارها در جریان فعالیت های خود محاکمه شده و به زندان افتاده است. دانشجویان و طلاب بسیجی و عدالخواه بارها در حمایت از حرکت تاریخ ساز وی به خروش آمده و مسئولان امنیتی و قضایی را به خاطر برخوردهای توجیه ناپذیر با این روحانی جهادگر، شماتت کرده اند. پرسش اصلی این جاست که در تمام این کش و قوس ها رسانه های ضد انقلاب چه جایگاهی داشته و چه موضعی برگزیده اند؟ دوستان اهل رسانه به خوبی می دانند که لااقل پس از شکل گیری فتنه شوم 88 رسانه های نوشتاری و صوتی و تصویری دشمنان قسم خورده انقلاب از هر فرصتی برای حمله به ارکان انقلاب استفاده کرده اند. کیست که نداند بوقچی های تبلیغاتی دشمن حتی از مصادره مواضع دلسوزانه برخی از مراجع و ائمه جمعه و پیشکسوتان انقلاب به نفع اهداف خائنانه خود دریغ نورزیده اند؟ اما به راستی چرا همه این رسانه ها همپای بسیاری از رسانه های سیاست زده داخلی در قبال برخورد با طلبه سیرجانی در حرم عبدالعظیم حسنی علیه السلام و این اواخر در شهر اهواز سکوت اختیار کرده اند؟! البته جالب است بدانید گاهی برخی رسانه های بیگانه و وطن فروش به طور گذرا به موضوع اعتراضات عدالتخواهانه حجت الاسلام جهانشاهی اشاراتی داشته اند؛ اما در همین معدود اشارات خود حرکت وی را به دلیل حمایت قاطع ایشان از انقلاب و رهبری عظیم الشان یک حرکت دولتی و حکومتی تلقی نموده اند. دردمندانه باید گفت در یک ائتلاف نانوشته یکی از مسئولان پیشین قضایی نیز حرکت این روحانی فدایی اسلام و انقلاب را متصل به دولت تعبیر نموده بود و سایت بولتن نیوز وابسته به "بچه های بالا" از او با عنوان " طلبه خلع لباس شده مدعی عدالتخواهی" یاد کرده بود!

آیا باز هم کسی می تواند ادعا کند که ضدانقلاب از قیام عدالخواهانه این روحانی شجاع و آزاده غیور جنگ نرم، سوءاستفاده می کند؟ خدا می داند به رغم تمام برخوردهای سخیف و زننده معدودی از مهره های بی تقوای امنیتی هنوز این روحانی با بصیرت، زبان به شکوه نگشوده تا مبادا دل ضدانقلاب را برای لحظه ای شاد کرده باشد.

حالا بگذارید یک بار هم ما در جایگاه مدعی بنشینیم و دوستان رسانه ای را به چالش بکشانیم.

به راستی رسانه های ارزشی و مدعی اصولگرایی چقدر در پوشش خبری مجاهدات این روحانی نستوه به خود زحمت داده اند؟ امروز در جدی ترین پایگاه های خبری – تحلیلی کشورمان اخبار نقل و انتقال های لیگ برتر و قر و نیم قرهای بازیکنان نفت خور و خط و نشان های پایان ناپذیر فتح الله زاده و رویانیان در صدر خبرها و تحلیل ها قرار گرفته است اما دریغ از اختصاص یک ستون به دیدگاه ها و مواضع طلاب و دانشجویان عدالتخواه.

همه این اتفاقات در حالی است که حرکت عدالتخوانه جوانان بسیجی بارها مورد تاکید و حمایت مقام معظم رهبری قرار گرفته است. گلایه دردناک مقام معظم رهبری در خصوص فساد بانکی اخیر را از یاد نبرده ایم آن گاه که ایشان فرمود اگر به توصیه های وی در باره مبارزه با مفاسد اقتصادی عمل می شد کار به این جا نمی رسید.

امثال حجت الاسلام جهانشاهی چه دغدغه ای غیر از عمل به منویات مقام معظم رهبری داشته اند؟ به راستی اگر رسانه های مدعی اصولگرایی با این قشر از جوانان فدایی انقلاب همنوا می شدند آیا تحقق مطالبات رهبری عزیز سهل الوصول تر نمی گردید؟

حجت الاسلام جهانشاهی مدت هاست که اعلام کرده است دغدغه او اهمال مسئولان دربرخورد با دانه درشت های مفاسد اقتصادی و اژدهای هفت سر فساد و تبعیض است اما جالب است که هنوز برخی از رسانه های ارزشی هنگام پرداختن به اخبار مرتبط با ایشان مطالبه وی را در مقابله با زمین خواری های سیرجان خلاصه می نمایند.

کلام آخر این که اگر روزی هم کسی پیدا شود که بخواهد قیام عدالتخواهانه این روحانی مبارز را به نفع ضدانقلاب مصادره کند مقصر اصلی رسانه های ارزشی ما هستند که نتوانستند با پوشش مناسب حرکت این روحانی مجاهد به همگان نشان دهند که حجت الاسلام جهانشاهی هر صحبتی که به زبان می آورد تکیه بر مطالبات ولایت داشته و خود را فدایی بی چون و چرای عدالت و ولایت می داند.

اگر رسانه های ارزشی فارغ از تنازعات جناحی، از بصیرت بالایی برخوردار بودند به جهانیان نشان می دادند در روزگاری که بیداری ملت ها سقوط حاکمیت ها را نشانه رفته است بیداری مردم ایران آرمانی جز پافشاری بر اصول خدشه ناپذیر اسلام و انقلاب و احیای ارزش های فراموش شده و مورد تاکید اسلام و رهبری گرانقدر را تعقیب نمی کند.

یاران ولایت بر این باورند که اگر ضعف و کژی در بخشی از مجموعه ها دیده می شود تنها نشأت گرفته از قدرناشناسی نعمت انقلاب و سستی در عمل به رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بوده و اصلاح این کژی ها راهی جز احیای گفتمان اصیل انقلاب اسلامی که بر پایه عمل به آموزه های شریعت و تبعیت محض از اوامر ولایت فقیه استوار است، نخواهد داشت.


  • سیدحمید مشتاقی نیا