اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بی عدالتی» ثبت شده است

نادان دوست!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۸، ۰۹:۵۸ ق.ظ

See the source image 

 

یه عده جمع شدن، راه مردمو بستن و بعد شروع کردن به تظاهرات و شعار ضد نظام و رهبری و ...

گفتن کارشون نداشته باشین جوونن یه اشتباهی کردن

همون شهر یه بسیجی پیش امام جمعه نشست و گفت پلیس فتا فشله

بردنش پاسگاه و دادگاه و براش پرونده ساختنو محکومش کردن

یه عده پول نظامو میخورن و قشنگ دارن میگن اگه انقلابی باشی باید بیشتر از ضدانقلاب هزینه بدی!

 

(عکس تزیینی است)

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مصلحت شما به مصلحت نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۸، ۰۹:۳۸ ب.ظ

مصلحت نیست رییس جمهور استعفا بدهد

مصلحت نیست رییس جمهور استیضاح شود

مصلحت نیست مجلسی که قرار بود در راس امور باشد مصوبه بنزینی دو تن از سران قوا را اصلاح کند

مصلحت نیست اعتراضات مردمی به اقدام ناجوانمردانه دولت به سطح خیابان ها کشانده شود

مصلحت نیست وزیر نفت و کشور و آموزش و پرورش استیضاح شوند

مصلحت نیست برادر رییس جمهور و برادر معاون اول رییس جمهور به زندان بروند

و ....

خیلی خوب! اما سکوت در برابر گرانی افسارگسیخته و پوزخند دولت مردان به نجابت مردم و بی عدالتی در تقسیم بسته حمایتی دولت و ... چطور؟

موقع انتخابات و راهپیمایی ها و تهدید بیگانگان، نظام مردمی است و بدون ملت، حکومت معنی نمی دهد؛ اما موقع مصلحت گرایی که می شود همیشه حق با صاحبان قدرت است و گردن مردم از مو باریک تر؟! نمی شود یک بار هم مصلحت به نفع مردم تمام شده و صدایشان جایی شنیده شود؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چرا یکی مثل حسن روحانی رشد می کند؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۸، ۰۱:۰۳ ب.ظ

یک حرف مزخرفی که این روزها زیاد می شنویم این است که مردم دارند نتیجه انتخاب غلط خودشان را می بینند و تاوان رأی استباهشان را پس می دهند! خیر! مردم دارند چوب باند بازی های شما و گزینش های غلط شما را می خورند.

من بچه حزب اللهی های بسیاری را سراغ دارم که توان مدیریتی، علم و سلامت اجرایی لازم را دارا هستند اما به خاطر انتقاد از یک امام جمعه در شهری کوچک از کار برکنار شده و رد صلاحیت می شوند. از این دست مثال ها تا دلتان بخواهد برایتان ردیف میکنم. آن قدر در این سالها نیروهای نخبه و مومن و مستقلی را دیده ام که به خاطر عدم همراهی با کانون های قدرت به انزوا کشانده شده اند که می توانم چند جلد کتاب در این باره بنویسم.

آن وقت یکی مثل حسن روحانی که معلوم نیست توان مدیریت یک مسجد را هم داشته باشد در حالی که نخبگانی چون زاهدی و باقری و سعیدی کیا... (از باب مثال) رد صلاحیت شده اند برای تصدی پستی که به علم و دانش و تخصص بالا نیاز دارد تایید می گردد.

سوابق حسن روحانی و زاویه داشتن او با مبانی انقلاب از بدو ورودش به عرصه قدرت فی المثل تشکیل مجمع عقلا که به دستور مستقیم امام تعطیل شد بر همگان روشن بود. یک نیروی نظامی معمولی به زور می تواند سالی یکبار جواز خروج از کشور برای زیارت کربلا را دریافت کند بعد مقام اول امنیتی مان زارت و زورت می رود بغل انگلیسی ها مدرک علمی بگیرد!

اسنادی که حسن عباسی درباره مذاکره روحانی با اسراییلی ها منتشر کرد و در دادگاه از اتهام افترا تبرئه شد مربوط می شود به همان سال های دهه شصت.

مال و منالی که او و برادرش گرد آوره ادند مربوط به سالهای اخیر نیست.

چرا یک بچه حزب اللهی معمولی برای تصدی یک مسئولیت ریز باید از چند مرحله فیلتر گزینش و ارزیابی و نظارت سنگین نهادهای مفت خور مربوطه عبور کند آخرش هم به جرم دارا بودن سابقه انتقاد از فلان کسک رد صلاحیت شود و بعد گردن کلفت ها ...

حسن روحانی را چه کسی و چه کسانی با دیده اغماض در این مملکت پر و بال دادند؟ همه آنها در جرم او و بلایی که بر سر مردم آمده سهیم هستند و نفرین ملت دامنگیرشان خواهد شد. لعنت خدا بر کسانی که درد مستضعفین را نمی فهمند، شرمندگی یک مرد پیش اهل و عیالش را درک نمی کنند و اسلام و انقلاب را بازیچه فریب جامعه و قدرت طلبی خود و خاندان و دوستانشان ساخته اند.

علمای بزرگواری را می شناسم که با سابقه سالها تدریس خارج فقه یا دروس عالی حوزه برای ورود به مجلس خبرگان به امتحان فراخوانده شده و گاه ردصلاحیت شده اند آن وقت یکی مثل حسن روحانی که سواد معمولی حوزوی او نیز مخدوش است از دو دوره خبرگان یعنی بیش از ده سال پیش بدون امتحان و گزینش بعنوان یک مجتهد برای ورود به مجلس خبرگان تعیین صلاحیت گردید!!

لعنت بر همه کسانی که زمینه بی عدالتی را در جامعه فراهم آورده و آبروی دین را به خطر انداخته و اصل حاکمیت اسلامی را با جناح بازی ها و مصلحت سنجی های منفعت طلبانه خود زیر سوال برده اند. خدایشان نیامرزد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

می دانید مخرج مشترک این سه خبر چیست؟

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۸، ۱۱:۲۸ ب.ظ

 

از میان اخبار و مطالبی که امروز در سایت ها خواندم تیتر سه مطلب برایم جالب توجه بود.

یک- آمار ازدواج در سال جاری چهل درصد کاهش داشته است.

دو- شناسنامه های لاکچری با قید "تهرانی"!

سه- زندگی اغلب مسئولان دولت شبیه مردم عادی است!

 

الف- نظام ما قرار است اسلام را در جامعه گسترش دهد و اسلام روی مسأله ازدواج تأکید فراوانی دارد. کاهش رویکرد به امر مقدس ازدواج یک نقص بزرگ محسوب می شود.

ب- بعضی از خانواده های شهرستانی موقع زایمان به تهران می آیند تا فرزندشان لااقل در شناسنامه بچه تهرون به حساب آمده و با استناد به آن بتوانند بین اقوام و همسایگان پز بدهند! احساس خودباختگی و عقب ماندگی نسبت به پایتخت نشینان نشانه عدم آشنایی با مفاخر و عناصر بومی هویت بخش در مناطق مختلف کشور به شمار می آید.

ج- سطح حقوق و مزایایی که مسئولان از قبل تصدی امور دولتی به دست می آورند چند پله بالاتر از درآمدی است که مردم عادی کوچه و بازار کسب می کنند. از این بابت یک نگاه گذرا و حساب سرانگشتی هم ثابت می کند که سطح زندگی اغلب مسئولان شباهتی به مردم عادی جامعه ندارد و اتفاقا همین فاصله باعث کاهش آستانه تحمل ملت در قبال فشارهای اقتصادی گردیده است. سخنگوی دولت در بیان این ادعا خطای آشکاری را مرتکب شده است.

 

در وهله نخست اینگونه به نظر می رسد که مخرج مشترک هر سه معضل مورد اشاره، ضعف فرهنگی است. خودباختگی بعضی از شهروندان نسبت به پایتخت نشینان، دروغ گویی و یا بی اطلاعی مسئولان از وضع معیشت مردم و کاهش تمایل به ازدواج بی شک مبّین ضعف شدید فرهنگی در سطح جامعه است؛ اما دردمندانه باید اعتراف کرد که در واقع این سه موضوع بیانگر آن است که در جامعه امروز خیلی چیزها سر جای خود قرار ندارد. عدالت یعنی هر چیزی در سر جای خودش باشد و این ناهنجاری ها گواهی است بر فاصله ما با مفهوم عدالت که ابعاد روزمره آن همچون موریانه ای پایه های ماهیت نظام مبتنی بر عدالت را از درون سست و ویران می سازد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بنز برای شما بنزین برای ما!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۸، ۱۰:۴۲ ب.ظ

دوستی تماس گرفت و گفت از طرف من بنویس:

ما مثل زمان جنگ، همه سختی ها را تحمل می کنیم. اگر شرایط کشور شرایط جنگی است ایرادی ندارد، می ایستیم؛ اما صبر ما منوط به این است که مسئولین هم مثل زمان جنگ شبیه مردم زندگی کنند.

چقدر از گردن کلفت ها هستند که مالیات نمی دهند؟

چقدر از مسئولان هستند که حقوق های نجومی می گیرند؟

چقدر ویلا و امتیاز و وام کلان و ... نصیب از ما بهتران می شود؟

مسئولین اگر شبیه مردم زندگی کنند کسی از سختی هراسی ندارد اما اگر قرار است فشاری باشد فقط روی دوش محرومین پیاده نشود.

ما مردانه پای انقلاب می ایستیم و بنزین سه هزار تومانی را هم پرداخت می کنیم اما شما نامردید و خودتان و نور چشمی هایتان از سفره انقلاب ارتزاق می کنید و آخرش هم یک لگد حواله انقلاب و ارزش ها می سازید. راستی آقازاده چند نفر از مسئولین خارج از کشور زندگی می کنند؟ با چه درآمدی دلارهای آنها تأمین و ارسال می شود؟ ما چرا وقتی مدرسه فرزندمان قبض همیاری می فرستد رنگ و روی مان سرخ می شود؟ شما بنز سوار می شوید و ما هنوز دغدغه بنزین داریم!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اوباش تر از اوباش!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۱:۵۴ ق.ظ

 تخریب ها و خسارت های اشرار

 

قطعا کسانی که به هر بهانه ای اموال عمومی را آتش زده و به اماکن دولتی و خصوصی خسارت وارد می کنند مشتی اوباش هستند؛ اما کسانی که با بی درایتی بر خزانه بیت المال و ذخایر طلا و ارز کشور چوب حراج زده و میلیاردها تومان از اموال عمومی را خرج باندبازی و اشرافی گری خود و آقازاده هایشان می کنند و بی اعتنا به توان داخل و اقتصاد ملی، نگاه خود را به نظر لطف اربابان خارجی دوخته و کار و کارگر ایرانی را به حاک سیاه می نشانند و آبروی انقلاب را بازیچه بی عرضگی خویش می سازند، اوباش تر هستند.

دسته اول به دادگاه و زندان می روند و چند نسلشان داغ آشوبگری را به میراث می برند.

دسته دوم با عزت و منّت، از خودشان قهرمان می سازند، بار چند نسلشان را می بندند و به ریش همه ما می خندند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تصاویر همه مسئولان را منتشر کنید!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۸، ۱۲:۱۸ ب.ظ

روز گذشته آمد نیوز در خبری مدعی شد که یکی از مقامات بازداشت شده قوه قضاییه در اعترافات خود اذعان داشته که مدتی عضو گروهک منافقین و مسئول انتشارات آن در بابل بوده است.

راستش را بخواهید در همان روزهای نخست بازداشت این فرد پر حاشیه که دستگیری او نقطه عطفی در رویکرد نظام برای مقابله با پشت پرده فساد محسوب می شود، دو تن از پاسداران قدیمی بابل که یکی چند دهه قبل در واحد اطلاعات کار می کرد و دیگری در گروه ضربت سپاه در سالهای نخست انقلاب وظیفه برخورد با گروهک های مسلح را داشت در تماسی پس از دیدن تصویر فرد معروف بازداشت شده، تأکید کردند که وی را می شناسند و در سال های اول انقلاب جزو دستگیر شده های آنها بوده است. حتی یکی از این عزیزان گفت که او آن زمان مسئول کتابخانه گروهک (احتمالا منظورش همان انتشارات است) بوده است.

این که آمد نیوز از کجا به چنین ادعایی رسید، بماند.

این که بعضی نهادها تمام هم و غم خود را بر کنترل نیروهای انقلابی منتقد متمرکز ساخته و مراقبند که یک وقت این افراد به جایی نرسند، بماند.

اما پیشنهاد می کنم یک بار تصاویر مجموعه مسئولان ذی نفوذ در نهادها برای عموم مردم منتشر شده تا شاید لااقل با همت مردم باز هم رد پایی از بعضی نفوذی ها در درون نظام شناسایی شود!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاج آقا! ما رو ببخش!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۸، ۰۲:۲۵ ب.ظ

یه جمله ای صادق لاریجانی روز آخر تو مراسم تودیعش گفت که هر روز صداش تو سرم می پیچه و مثل خوره می افته به جونم. معمولا مدیرا روز آخر کاریشون میان از همه حلالیت طلب میکنن.

این بنده خدا که کاری نکرده بود حلالیت بخواد.

در عوض گفت: نمی بخشم اونایی رو که این مدت پشت سر منو داداشم حرف زدن!!

نمیدونید عذاب وجدان چه دردی داره! همش تو دلم میگم خدایا! یعنی اون ما رو میبخشه؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بیم و امید!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۸، ۰۶:۵۸ ب.ظ


سید مهدی صدرالساداتی:

معاون اجرایی رییس سابق قوه قضائیه، آقای طبری، استاد باز و بسته کردن پرونده های بزرگ هزار میلیاردی، بالاخره دستگیر شد.

سالها هیچ کس جرأت بردن اسمش را نداشت و من ندیدم حتی شبکه های خارجی، کانالهای معاند و حتی مخالفین لاریجانی ها اسمی از طبری بزرگ (بعضی به او میگفتند اکبر شاه) ببرند. تا همین اواخر هیچ کس حتی خود او احتمال نمیداد که روزی بازداشت شود! و احتمالا چمدانش را برای صندوق بازنشستگی بسته بود.

در پرونده های پر پول مثل شهرک کلاک حکمها را ایشان میگرفته و چیزی در ازائش وصول میکرده است. یکی از خانه های آقای طبری در روما رزیدنس کامرانیه بود. این ساختمان متعلق به آقای دانیال زاده با چند هزار میلیارد معوقه بانکی است و معلوم نیست متهم و معاون قاضی القضات چرا در یک خانه با پول مردم جمع شدند؟

با خودم تصور میکنم آقای طبری از این کاخ که یکی از کاخهای اوست به جایی میرود که باید حق مستضعف را از دزد بیت المال بگیرد! چقدر ممکن است ایشان معنی مستضعف را فهمیده باشد؟! عدالت را چگونه معنا میکند؟! دینش چیست؟! با خودم میگویم چرا سالها هیچ کس به او تذکر نداد؟ آیا میشود باور کرد که رییس قوه قبل نمیدانسته چه مار خوش خط و خالی در آستین پرورش داده است؟! حالا فرضا فسادش را نفهمیده، آیا نمیدانسته کاخنشین است؟! چطور او را همراه خود به مجمع تشخیص هم برده و از او حمایت کرده است؟! 

اگر اطلاعات زندگی و کارهای طبری منتشر شود احتمالا ما تاب تحملش را نداشته باشیم. سرمان سوت میکشد از قدرت وحشتناک و غیر قابل دسترسی این مهره در قوه قضائیه سابق و از طرفی هم امید پیدا میکنم به رییس جدید قوه قضائیه ... چون این کار قابل مقایسه با هیچ‌ کاری نیست و قطعا لرزش شدیدی به مفسدین رابطه دار وارد میکند.

پ.ن: یادم می آید دبستان که بودیم ما را به کاخ شمس بردند و اندرونی زندگی پهلوی ها را به ما نشان میدادند و ما حیرت میکردیم که چطور ممکن است انسان در چنین جایی زندگی کند؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی بی قانونی، قانون می شود!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۸، ۱۲:۵۷ ب.ظ

یکی از مظاهر عادی سازی قانون شکنی و قبح زدایی از جرایم اجتماعی، کمیسیون ماده صد شهرداری است که مطابق آن هر کس می تواند قوانین ساخت و ساز را زیر پا بگذارد و بعد پولی بدهد و همه چیز را حل کند. رییس جدید قوه قضاییه به این موضوع اعتراض نموده و امید آن می رود که شاهد حذف یا اصلاح این قانون باشیم.

این که فرزندان اساتید عضو هیئات علمی امتیاز ویژه داشته باشند که بتوانند پس از قبولی در دانشگاه به راحتی به بهترین دانشگاه های کشور انتقال پیدا کنند از مصادیق دیگر بی قانونی است که در زر ورق قانون پیچیده شده است.

این که دولت به شرکت های هواپیمایی و ریلی اجازه داده است در فصولی از سال که مردم مراجعه بیشتری دارند بیست درصد بر قیمت خدمات خود بیفزایند نیز ...

و این که نهادی با استفاده از رانت و اعمال نفوذ، زمین هایی خوش آب و هوا را حصار بکشد و بین کارکنان خود توزیع نماید هم وجهی از زمین خواری قانونی و علنی است.

یا این که کارمندان بانک حق داشته باشند بخش اعظم منابع بانکی را برای خودشان وام بگیرند و ...

از این دست مصادیق، یکی و دوتا نیست. قانونی جلوه دادن بی قانونی، همانطور که گفته شد نتیجه ای جز حرمت شکنی از جرایم نخواهد  داشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از طبقه بالا!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ۱۲:۵۷ ب.ظ


خیلی از دولتی ها این جمله یا مشابه آن را تکرار می کنند: شرایط سختی است، اما در کنار هم از آن عبور می کنیم!

در کنار هم بودن یعنی چی؟

شما زندگی تان شبیه مردم است؟ درآمدتان؟ وضع بچه ها و دامادها و اهل و عیالتان؟ خورد و خوراک و پوشاک و مسکن شما؟ و ...

هر وقت شبیه مردم شدید از عبارت "کنار هم" استفاده کنید. مدیرانی که بالای بیست میلیون درآمد دارند حال و روز مردم با درآمدی گاه کمتر از یک میلیون را هرگز درک نمی کنند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا