اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

اگر هوس سیلی دارید، این نوشته را بخوانید!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۶ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۵۵ ق.ظ

اگر می خواهید از خجالت آب شوید! اگر می خواهید وجدانتان از خواب غفلت بیدار شده و زنگار خودخواهی و خودمحوری از صحیفه دلتان زدود شود؛ اگر مدت هاست که عرق شرم بر پیشانی تان ننشسته است؛ اگر به سیر انفس اعتقاد دارید؛ اگر هنوز هم بارقه ای از شوق هدایت در وجودتان می درخشد؛ اگر خیلی وقت است بابت اشتباهاتتان سیلی نخورده اید به این چند خط از وصیت نامه تکان دهنده شهید محمد علی درزی نژاد که امروز در کانال سنگر شهدای بابل منتشر شد، خوب نگاه کنید:

"مسلماً هدف از انقلاب کردن این نبود که ما به زندگی مرفه تر دست یابیم و یا بهتر بخوریم. اگر این باشد پس فرق ما و دیگر جانداران در چیست و لذا ما طاغوت را از کشورمان راندیم تا به جایش اسلام را حاکم کنیم تا به جایش قوانین قرآن را در زندگی روزمره مان پیاده کنیم."

حالتان جا آمد؟! اگر دیشب محفل کمیل را از دست دادید، تلنگر صبح جمعه ای شهید درزی نژاد، هوای العفو گفتن را به سرتان راه می دهد. قبول کنیم که مدت هاست راه را اشتباه پیموده ایم.

آن پیر روشن ضمیر و عارف بی نظیر میکده جماران، لابد چیزی می دانست که گفت: "پنجاه سال عبادت کردید؛ خدا قبول کند، یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید."

یک نوجوان شهید با تحصیلات مقطع راهنمایی به برکت حیات طیبه شهادت، بصیرتی یافت که یک جمله اش می تواند من و شما را با همه داشته هایمان – دکتر باشیم یا حجت الاسلام، مهندس باشیم یا مدیرکل یا تاجر و ... – از چنبره داعیه های پوشالی مان نجات داده و لذت بیداری ابدی را به کاممان فرو بنشاند، اگر خودمان را به خواب نزده باشیم!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بقایی بدون احمدی نژاد، یعنی هیچ!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۵۴ ب.ظ

احمدی نژاد دردانه بود و هیمن امر را باید راز محبوبیت ناتمام و تخریب ناشدنی او در دل پابرهنگان انقلاب اسلامی دانست. فکر او از همه به رهبر، نزدیک تر؛ در اقدام و عمل از همه مدعیان، جهادی تر و بر سر آرمان های اسلام و انقلاب، مقاوم تر و سازش ناپذیرتر بود.

افتخار ابدی احمدی نژادی ها به آن است که راه و مرامشان به برکت عطر بهشتی ولایت، هیچ گاه لبخند رضایت بر چهره کریه دشمنان دین و میهن ننشاند. هیچ گاه آمریکا از احمدی نژادی ها خوشش نیامد و اسرائیل و انگلیس و همه سردمداران چپاول گر عالم تشنه خون بودند. هیچ گاه هیچ منافقی برای احمدی نژاد و احمدی نژادی ها کف و سوت نزد. هیچ وطن فروش و روشنفکرنمای غرب زده ای راه ولایی آنها را تأیید نکرد. بهاییت پلید یا وهابیت خبیث با همه ارکان اقتصادی و سیاسی شان به مصاف با احمدی نژاد رفتند. احمدی نژاد به هیچ یک از کانون های جهانی و داخلی قدرت که همه چیز را برای منافع اقتصادی خود و هم کیشانشان می خواهند، باج نداد و پای این مسلک روح اللهی خویش با تمام وجودش ایستاد و هزینه های ناتمام آن را به جان خرید. در یک کلام احمدی نژاد خار چشم شیطان و شیطان صفتان خارجی و داخلی بوده و هست و البته امید دل زجرکشیدگان و مستضعفانی که او را مردی از جنس خود می دانند.

اگر قرار باشد یک نفر، پا جای پای احمدی نژاد دردانه ما بگذرد، باید همه این ویژگی ها را در خودش نمایان ساخته باشد. آبروی دردانه ای چون احمدی نژاد، وهم باد آورده ای نیست که ارزان و به سهولت خرج تبلیغ و تثبیت میز و منفعت هر کسی بشود.

مخلص کلام؛

خبرهای موثقی که جسته و گریخته درباره کاندیداتوری حمید بقایی به گوش می رسد حکایت از عدم رضایت دکتر احمدی نژاد از ورود او به عرصه رقابت های دوازدهمین دوره ریاست جمهوری دارد.

تأیید و تکذیب قاطع این خبر تنها یک راه دارد. اگر احمدی نژاد، وراد معرکه شد و حمید بقایی را مورد تأیید و حمایت قرار دارد، تکلیف ما مشخص است. در غیر این صورت تا اطمینان کامل از حمایت و میل باطنی دکتر احمدی نژاد، در قبال ورود و تبلیغات جناب بقایی به عرصه رقابت های انتخابات ریاست جمهوری سکوت کرده و بی اعتنا خواهیم ماند. سکوت و بی اعتنایی ما پیامی شفاف برای همه آنانی دارد که به زعم خود می پندارند توان قدم گذاشتن در راه دشوار فرزند ملت را دارا هستند. همان طور که اصولگرایی بدون احمدی نژاد، حرکتی در راستای ایجاد تفرقه میان نیروهای مخلص انقلاب است، به طریق اولی بقایی یا هر کاندیدای مدعی احمدی نژادی بودن نیز منهای او، یعنی هیچ! ما آبرو و اعتبار دکتر را بازیچه مطامع افراد و گروه ها نمی دانیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مسئله ای به نام آزادی و توالت در آمریکا!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۲۳ ب.ظ

ترامپ با امضای دستورالعملی، مصوبه دولت اوباما درباره استفاده تراجنسیتی ها از توالت ویژه را باطل دانسته و تصمیم در این خصوص را به ایالت ها واگذار کرده است:

"در ماه می سال گذشته وزارت‌خانه‌های دادگستری و آموزش دولت اوباما از مدارس این کشور خواستند به دانش‌آموزان تراجنس اجازه بدهند از توالت مخصوص کم‌توان‌ها استفاده کنند و مجبور نباشند به توالت‌های زنانه یا مردانه وارد شوند. دستورالعملی که در زمان دولت اوباما تصویب شده بود، از مسئولان مدارس آمریکا می‌خواست که برای دانش‌آموزان تراجنس امکان استفاده از توالت‌هایی متناسب با جنسیت‌شان را فراهم کنند. شان اسپایسر، سخنگوی کاخ سفید گفته است که آقای ترامپ معتقد است این موضوع در حوزه اختیارات ایالت‌هاست." بی بی سی/ 4 اسفند 95

پرداختن به این خبر از آن نظر حائز اهمیت است که بر خلاف تصور رویایی و ابتر بعضی از روشنفکرنمایان غرب زده، حتی در آمریکای به اصطلاح آزاد، توالت مردان و زنان هم از یک دیگر جداست. عقل، پیامبر درون همه آدم هاست. از این رو بسیاری از قوانین در جوامع سکولار هم متأثر از واقعیت های عالم خلقت است. روشنفکرنماها هر چقدر هم که بر طبل فمنیسیم بکوبند، نمی توانند وجدان بشر را به تساوی جنسیتی مرد و زن متقاعد سازند. عقل بشر نمی پذیرد که زن و مرد به طور مطلق با هم مساوی هستند؛ نه زن می تواند در جایگاه مرد قرار بگیرد و نه مرد در جایگاه یک زن. برای همین است که آزادی مطلق و افسارگسیخته، در هیچ جای دنیا معنایی ندارد و قوانین جاری بین مردان و زنان دارای تفاوت هایی ملموس است. در همه جای دنیا مسابقات ورزشی رسمی، تابع قانون تفکیک جنسیتی و اذعان به تفاوت های جنسی است. این تفاوت نه فقط محصور به ویژگی های فیزیکی زن و مرد که اعتراف به اختلاف فاحش روحی و شخصیتی این دو جنس نیز به شمار می آید. برای همین است که مسابقات رسمی شطرنج مردان و زنان نیز به طور مجزا برگزار می شود. حفظ حریم جنسیتی، نشأت گرفته ازاعتقاد درونی و انکارناپذیر انسان ها به مقوله حجاب و اقرار به فرق میان انسان با حیوان است. دین، تنها این درک صحیح وجدانی را هدایت و مدیریت نموده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پیرامون حسینیه خلیلیان و حواشی تخریب آن

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۳۲ ب.ظ

درباره تخریب مقدار باقی مانده از ویرانه حسینیه مشهور به خلیلیان توسط اداره اوقاف بابل و اعتراضات ویژه ای که پس از آن صورت گرفت، چند نکته را باید مورد توجه قرارداد:

1- این قلم پیشتر نیز بر ضرورت صیانت از میراث فرهنگی و عمل به مرّ قانون مطالبی را به تقریر درآورده است. اینک نیز چون گذشته، اصل قانون مداری را باید به همه نهادها گوشزد نمود و از نهادهای نظارتی خواست که در این خصوص الگویی مناسب برای جامعه باشند.

2- اداره هایی مانند دارایی و یا اوقاف، با نگاه درآمدزایی به هر قیمت، مشغول به فعالیت بوده و در این مسیر، ویرانی عرصه بازار و تجارت و یا فرهنگ و هنر برای هیچ کدامشان مهم و قابل اعتنا نمی باشد.

3- بر اساس آموزه های دین و فرهنگ مسئولیت پذیری که بزرگترین ارمغان انقلاب اسلامی است، اداره اوقاف هم باید مثل همه مجموعه های دیگر، نسبت به پرسش ها، نقدها و ابهامات مردم پاسخ گو باشد. سازمان اوقاف متأسفانه قدم مثبت و ماندگاری برای فرهنگ و مذهب این شهر، بر نداشته و خود را همواره از نعمت نظارت و ایده های اهل نظر، محروم نگاه داشته است. در ضمن، این که مسئولی در یک زمانی، دروسی را نیز در حوزه علمیه خوانده است، دلیل نمی شود تا ابد هر کجا که نیاز پیدا کرد برای ترمیم وجهه خود از عنوان طلبگی استفاده نماید.

4- تجربه فعالیت های اجتماعی، سیاسی و اداری این حقیر می گوید اگر قرار بود جلوی روند تخریب چند مرحله ای ساختمان مذکور گرفته شود، به یقین فرصت آن وجود داشت. به عبارت دیگر هیچ اراده ای برای توقف تخریب ساختمان حسینیه در هیچ یک از نهادهای قانونی استان اعم از اجرایی، نظارتی و یا قضایی وجود نداشته است.

5- اداره میراث فرهنگی بابل به وظایف خود در حفظ میراث فرهنگی این شهر به درستی عمل نمی کند، با این حال دوستان به ظاهر فرهنگ دوست اما سیاست زده ما اصرار دارند که به جای سربازی میراث فرهنگی، سرباز اداره میراث فرهنگی باشند. آیا اداره میراث تا کنون از ظرفیت هایی چون قوه قضائیه برای حراست قانونی از حریم حسینیه مذکور و پیگرد عوامل تخریب آن استفاده کرده است؟

6- کسانی که تخریب ساختمان قجری موسوم به خلیلیان را توطئه ای برای حذف قدمت تاریخی شهر بابل دانستند به یقین هیچ شناختی از آثار باستانی این شهر ندارند. در بابل بناهایی با قدمت هفت تا نه قرن نیز وجود دارد که هرگز از سوی مدعیان دفاع از میراث فرهنگی این شهر مورد توجه و تبلیغ قرار نگرفته است. جالب است که مدعیان صیانت از سنت و معماری ایرانی و اسلامی هیچ گاه نسبت به ساخت بناهای مبتذل و ضد معماری سنتی این مرز و بوم مانند ساخت مدرسه ای شبیه کلیسا و ... واکنشی نشان نداده اند. جالب تر آن که همین افراد در اقدامی آگاهانه، شهرت پر مفهوم و تاریخی "دارالمومنین" که بیانگر سابقه عمیق علم و فرهنگ و اندیشه و مجاهدت مردمان این دیار است را تعمداً حذف نموده و از واژه ای فاقد بار محتوایی و فرهنگی و تمدنی برای بابل استفاده می نمایند!

7- شهردار بابل در اقدامی هوشمندانه، بیانیه ای صادر کرد و بر موج احساسات مجازی و موقت بعضی از شهروندان، سوار شد. جالب بود که این بار شهردار بابل به دور از چشم بعضی مشاوران ماجراجو و فرنگی کار خود، از واژه دارالمومنین به جای عنوان لوس و بی خاصیت بهارنارنج بهره گرفت. شهردار بابل برای آن که نشان دهد اهل استفاده ابزاری از مفاهیم فرهنگی و ارزشی نیست لابد حاضر است لااقل یک پنجم بودجه های هنگفتی که به بهانه برگزاری جشنواره های بی در و پیکر بهارنارنج، مصرف می شود را خرج راه اندازی کنگره دارالمونین نموده و از این فرصت برای معرفی پیشینیه برجسته و پرافتخار فرهنگ و هنر مردمان نیک اندیش این دیار بهره بگیرد. شهرداری مدعی علاقمندی به معماری سنتی و اسلامی لابد در طول یک سال تصدی گری بر عرصه ساخت و ساز این شهر، دستکم باید جلوه بصری شهر و یا لااقل یک میدان را به نمایی نزدیک به معماری اسلامی و ایرانی تبدیل ساخته باشد!

8- تجمع معدودی از شهروندان بابل در اعتراض به ویرانی باقی مانده مخروبه های حسینیه خلیلیان در آستانه انتخابات حساس پیش رو، تحلیل متفاوتی را نیاز دارد. بررسی و شناسایی تک تک چهره های سازمان دهی شده و حاضر در این اعتراض میدانی که بر اساس هماهنگی های قبلی، مورد توجه رسانه های بیگانه همسو با این جریان نیز قرار گرفت، از منظری فراتر از تحلیل های فرهنگی، بضاعتی مستعد شکل دهی تحرکات خاص امنیتی را نمایان ساخته است. حضور مشعشع برخی چهره های شناخته شده و پیشانی سفید که هیچ گاه دغدغه ارزش های فرهنگی و مذهبی را در کارنامه رفتارهای اجتماعی و سیاسی خود نداشته اند، مواجهه با چند نفر از سازمان دهندگان این تجمع مشکوک را اجتناب ناپذیر ساخته است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برای این دوستمان فاتحه بخوانید

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۲۷ ق.ظ

rx9k_photo_2016-06-01_11-24-06.jpg


انا لله و انا الیه راجعون

آیدین روشن ضمیر، از هنرمندان جوان و خوشنام کشور و بسیجی و خادم شهدا بود که از بدو تشکیل گروه تلگرامی انصارحزب الله بابل، بابت لطفی که نسبت به بچه های ارزشی این شهر داشت با حضور فعال خود، گرمی بخش این محفل مجازی گردید.

امروز خبر ارتحال این بسیجی مخلص و بی ادعای امام خامنه ای، کوله بار اندوه را ارمغان دل سربازان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ساخت.

روح این هنرمند بسیجی شاد و هم سفره شهیدان باد. از درگاه خداوند منان مسئلت داریم این جامانده کربلای ناتمام تاریخ را تا ابد در آستان کبریایی امام عشق علیه السلام میهمان سازد.

شورای مدیریت گروه تلگرامی انصار حزب الله شهرستان بابل

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اصولگرایی منهای احمدی نژاد، یعنی هیچ!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۰۸ ق.ظ

aqoy_photo_2016-06-01_11-55-17.jpg


از چهره های اصولگرایی که برای ورود به این دوره از انتخابات ریاست جمهوری به طور جدی مطرح شده و برنامه های تبلیغاتی خود را آغاز نموده اند می توان به سعید جلیلی، مصطفی میرسلیم و حمید بقایی اشاره کرد.

از چهره های دیگری چون باقر قالیباف، حاجی بابایی، رستم قاسمی، مهندس باهنر و حتی حجت الاسلام رئیسی به عنوان نامزدهای احتمالی ورود به عرصه رقابت ها یاد می شود.

مصطفی میرسلیم، چهره ای فراموش شده بود که اکنون بعد از بیانیه انتخاباتی حزب موتلفه، شهر به شهر در حال سفر و سخنرانی است. سعید جلیلی به ناگاه در تمام شهرهای ایران، گروه هایی را برای حضور در فعالیت های مجازی و گاه حقیقی مرتبط با ستاد انتخاباتی خود، بسیج نمود.

حمید بقایی برای ورود به انتخابات، تنها یک برگه بیانیه صادر کرد. بسیاری از صاحبنظران معتقدند صلاحیت بقایی به دلیل عدم انطباق وصف "رجل سیاسی" از سوی شورای نگهبان مورد تأیید قرار نخواهد گرفت.

با این حال، تریبون گروه تازه تأسیس موسوم به جبهه مردمی انقلاب اسلامی، فقط از ورود بقایی به چرخه رقابت ها آزرده خاطر شد و بیانیه ای توبیخی و تهدیدآمیز منتشر کرد.

این اتفاق، دستکم دو پیام تاریخی را در خود نهفته دارد:

یک- ادعای وحدت درون گفتمانی از سوی موسسین جبهه مذکور، تنها یک شوخی سیاسی و مصلحتی است. این جمع فقط دربرابر اشتباهات عمدی و ناتمام چهره های معامله گر سیاسی همچون لاریجانی و باهنر است که به اصل اتحاد پای بند می ماند. چهره های اصولگرای مستقل از باندهای قدرت و ثروت هرگز مورد تحمل این جمع قرار نخواهند گرفت.

دو- رسانه های رسمی وابسته به جریان به ظاهر اصولگرا، اعم از صدا و سیما و یا جراید و سایت ها و کانال های شبه ارزشی، سال هاست که تلاش کرده اند همگام با رسانه های وابسته به مرحوم پدرخوانده، احمدی نژاد و حامیانش را جریانی انحرافی، ضد ولایی و به زعم خود فاقد ملاک های اصولگرایی معرفی نمایند. ادعای بر هم خوردن اتحاد اصولگرایان با ورود بقایی، نشان می دهد که جریان اقتدارگرای راست سنتی، به رغم همه تبلیغات مسموم و مخرب خود، می داند که احمدی نژاد و حامیانش در دل نیروهای ارزشی جامعه آن قدر محبوبیت و وجهه دارند که ممکن است عنان کار را از کف برنامه ریزان پشت صحنه جریان راست بربایند و باز هم دولت را به دامان ملت بازگردانند. اگر چنین نبود، تریبون ویرانگر جبهه به اصطلاح مردمی انقلاب اسلامی می توانست در قبال خبر کاندیداتوری حمید بقایی، مانند خبر ورود سایر چهره های اصولگرا به این عرصه سکوت نموده و از تقابل و عریان سازی مقاصد جناحی خویش اجتناب نماید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرق بین واقعیت و حقیقت!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۱۲ ب.ظ

اگر گمان می کردید بعد از آن همه سر و صدای رسانه ای، لابد به اتهامات حسین فریدون رسیدگی خواهد شد معلوم است که آدم جاهلی بوده اید!

اگر گمان می کردید عباس آخوندی بابت افتضاح مدیریتی خود در وزارت راه و شهرسازی استیضاح و برکنار خواهد شد معلوم است از پشت پرده رخدادهای سیاسی کشور بی اطلاع هستید.

راستی برای بازگشت مهدی هاشمی به زندان فقط دو راه وجود دارد؛ یا از خودش خواهش کنیم این قدر برای خود مرخصی رد نکرده و از باب تنوع، سری هم به سوئیت خود در زندان بزند و یا از سعید قاسمی بخواهیم که باز هم مسئولان قضایی را با تراشیدن ریش خود تهدید و ترغیب به اجرای قانون نماید!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آیا می توان به جبهه مردمی نیروهای انقلاب، اعتماد کرد؟

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۱۲ ب.ظ

انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را که خاطرتان هست؟

راستی ها گشتند و از بین شاخص ترین چهره های نزدیک به خود در جبهه گفتمان انقلاب اسلامی، دکتر زاکانی را برای ساماندهی به فهرست مورد نظرشان انتخاب کردند. فهرست اصولگرایان در واقع رقیب فهرست نیروهای حزب اللهی و پایداری بود و تلاش داشت تا با عاریه گرفتن ادبیات و شعائر آنها، از حربه تدلیس چهره های منفعت طلب برای جلب اعتماد نیروهای انقلاب استفاده نماید.

علی رضا زاکانی زمانی این فریب بزرگ را فهمید که دیگر دیر شده بود. لابی گران خبره و پیشکسوتان سیاست بازی نظیر مهندس باهنر که این بار با طعمه قرار دادن امثال زاکانی و سرقت ادبیات و مفاهیم انقلابی توانسته بودند کرسی مجلس را به خود اختصاص دهند، نامزد مورد علاقه امثال زاکانی و پایداری ها برای ریاست مجلس را کنار زده و لیدر جریان معامله گران اصوسوار، یعنی علی لاریجانی را بر اریکه قدرت نشاندند.

اکنون نیز یک نگاه به فهرست حامیان و اعضای جبهه مردمی نیروهای انقلاب، تکرار این تجربه تلخ را تداعی می کند. باز هم انگار نام انقلاب و شعائر آن با حضور چهره های وجیهی چون طالب زاده و ... در کنار عناصر سرسپرده به لاریجانی همچون مرضیه وحید دستجردی و محمد رضا باهنر و ... قرار است طعمه امیال سیاست پیشگانی زبردست واقع شده و باز هم آرمان های حیات بخش انقلاب در مهلکه مصلحت بینی های خودساخته، فدای معاملات پشت پرده اصحاب قدرت شود.

حسن روحانی به ریاست جمهوری کمتر از هشت سال قانع نیست. این دولت با مذاق چهره های مشهور راست سنتی بسیار سازگار بوده و آنها (امثال باهنر و لاریجانی) نیز استمرار مدیریت او را با منافع جناحی خویش در تضاد نمی بینند.

با این وصف خطر لوث نمودن شعائر انقلابی و کنترل شور نیروهای ارزشی با تشکیل جبهه ای تقلبی و فرعی و تخلیه انرژی حزب الله در راه حمایت از کاندیدایی ضعیف به منظور تضمین حاکمیت هشت ساله دولت فریدونی، اصلاً بعید به نظر نمی رسد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

راه این جاست

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۲۱ ب.ظ

سر و رویمان خون آلود بود. تنمان بر اثر کتک های ناجوانمردانه زندانبانان بعثی، حسابی کوفته و خسته بود. گرسنه و تشنه بودیم. همه جای اتاقک مخروبه ای که در اختیارمان گذاشته بودند بوی لجن می داد. ساعات اولیه اسارت برای همه حال و هوایی غریب داشت. یکی دلش شکسته بود. یکی از درد و زخم جراحت ناله می کرد. یکی از آینده ناامید بود ...

باید کاری صورت می گرفت. باید حرکتی می کردیم تا روحیه ها دوباره بازسازی شود. اگر کسی در همان ابتدای اسارت دچار سرخوردگی می شد معلوم نبود که بتواند تا آخر اسارت با شرایط کنار بیاید و روی پای خودش بایستد. دل های شکسته نیاز به التیام داشت. ناامیدها باید به پناه اصلی خود فکر می کردند. افراد رنجور و مجروح و تشنه و گرسنه باید صبر را پیشه خود می ساختند.

همه این مشکلات را که نمی شد با صحبت و نصیحت حل کرد. نمی شد پای درد دل های همه نشست و با زبان به آنها دلگرمی و امید بخشید. نه فرصتش بود و نه حال و حوصله اش. چه بسا اگر کسی زبان باز می کرد و می خواست برای بقیه صحبت کند در آن شرایط سخت و عصبی، ممکن بود با واکنش منفی بقیه مواجه شود. آن جا فقط یک راه وجود داشت.

یک نفر باید شروع می کرد تا بقیه هم از او یاد بگیرند. تا همه بفهمند این جا و در این بحبوحه، چه راهی برای نجات وجود دارد. بلند شدیم به نماز، یک نفر، دو نفر، سه نفر، ... انگار دیگران نیز شهامت پیدا کردند تا گمشده خود را بیابند. گاهی وقت ها اراده یک نفر می تواند بر یک جمع تأثیرگذار باشد. همه آن ویرانه مملو شد از زمزمه نماز، نمازهای بی وضو، بی طهارت ظاهر، اما پر از حسّ و حال و سرشار از توجه به خدا. نماز که خواندیم انگار سبک شده بودیم. انگار دیگر هیچ مشکلی، هیچ درد و رنج و کمبودی نداشتیم. ما خدا را داشتیم.

بعدها در کلام مقام معظم رهبری جمله ای به این مضمون دیدم که یاد فضای آن روز اسارت افتادم: در بحران ها گمشده انسان، نماز است.

بر اساس خاطره ای از آزاده سرافراز مهران حسنی، مصاحبه اختصاصی نگارنده

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی قورباغه هفت تیر می کشد!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۱۸ ب.ظ

اگه عضو شورای شهر، جواب امام جمعه رو بده و از حرفش تلقی توهین بشه، جیغ از ما بهتران به هوا میره و همه میشن کاسه لیس و دایه دلسوزتر از مادر؛ اما

اگه یه فتنه گر وطن فروش بیاد مستقیم و علنی به امام جمعه توهین کنه، مصلحت اینه که به آشتی ملی فکر کنیم.

رونوشت به: آن مرد که در مصاحبه با آن زن شیپورچی گفت: اجازه توهین به امام جمعه را نخواهم داد.

و به: ده ها گروه فولکس واگنی معامله گر سیاسی با اسمهای پرطمطراق که جز صدور بیانیه، خاصیتی نداشته اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا