اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۸ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

حاشیه ای بر ناامنی در گتاب

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۳۸ ب.ظ

گتاب یکی از بخش های تابعه شهرستان بابل، هر از گاه شاهد ایجاد ناامنی توسط برخی از اراذل و اوباش منطقه است که به رغم تذکرات مکرر امام جمعه این شهر، اقدام مشهودی از سوی مسئولان انتظامی و قضایی در مواجهه با این نوع وقایع صورت نگرفته است. در تازه ترین حادثه تلخی که در این شهر اتفاق افتاد، دبیر بازنشسته ای به نام قربان قنبری از متدینین این خطه که یکی از اوباش را به دلیل فحاشی رکیک و خلاف عفت در میدان شهر و سلب آسایش عمومی مورد تذکر و نهی از منکر قرار داده بود با شمشیر! تهدید به مرگ شد. سپس آن شرور با خودروی خود وی را مورد حمله قرار داد و به شدت مصدوم ساخت. این فاجعه به طور علنی و در مقابل چشم مردم به وقوع پیوست و باعث جریحه دار شدن احساسات عموم گردید. فیلم این حادثه نیز توسط ناظران، ثبت و ضبط گردیده است. در خصوص این جنایت فجیع تذکر چند نکته لازم به نظر می رسد:

1- بزرگترین رسالت حاکمیت دینی از منظر فقه حکومتی، برقراری امنیت برای عموم مسلمین بوده و هیچ توجیه و مصلحتی برای کوتاهی در انجام این رسالت خطیر پذیرفته نیست. بنا براین هر مسئولی که به رغم اطلاع از توصیه ها و دغدغه های امام جمعه محترم گتاب و دلسوزان این خطه، تا کنون قدمی برای ریشه کنی ناامنی و برخورد قاطع با سلب کنندگان امنیت و آسایش عمومی برنداشته است باید در قبال حادثه مذکور پاسخ گو باشد.

2- بنا بر دستور صریح ریاست محترم قوه قضائیه که بارها در رسانه ها منعکس گردید، کسی که با سلاح سرد در جامعه ایجاد رعب و وحشت نماید حکم محارب را دارد. از این رو از مسئولان دستگاه قضا در شهرستان بابل انتظار می رود با توجه به گستاخی های مکرر اشرار منطقه، حکمی کمتر از اشدّ مجازات را برای فرد ضارب در نظر نگیرند.

3- اگر چه یکی از علل گستاخی اوباش در گتاب، فاصله غیر منطقی پاسگاه انتظامی با مرکز شهر بوده و باید هر چه زودتر فکری برای رفع این معضل صورت بگیرد؛ اما بسط ید نیروهای با غیرت بسیجی گتاب برای برقراری نظم و امنیت در این منطقه، مهم ترین اقدام برای ریشه کنی فساد و ناامنی علنی در گتاب محسوب می شود. لازم است با تدبیر فرماندهی محترم سپاه شهرستان و همکاری دستگاه قضا، تعدادی از بسیجیان منتخب گتاب در اسرع وقت به عنوان ضابط قضایی معرفی و مورد حمایت قرار بگیرند.

4- از نخبگان دینی و سیاسی شهرستان و فضلای این شهر در حوزه علمیه قم انتظار می رود حمایت قاطع خود را از عملکرد امام جمعه محترم گتاب در مقابله با ناامنی های پدید آمده در این منطقه اعلام کرده و به هر شکل ممکن مسئولان امر را به جدّیت بیشتر در برخورد با اراذل و اوباش ترغیب نمایند.

5- وقتی به حضرت امام (ره) اطلاع دادند که دشمن به دروازه اهواز رسیده و عن قریب این شهر سقوط خواهد کرد، پیر خمین تنها به ارسال یک پیام شفاهی بسنده نمود. پیام یک جمله ای ایشان روح تازه ای در مردم اهواز دمید و به فاصله چند ساعت با شکل گیری عملیاتی به فرماندهی شهید "غیور اصلی" باعث شد دشمن کیلومترها از دروازه این شهر عقب رانده شود. جمله تاریخی امام این بود: مگر جوانان اهواز مرده اند؟! در این راستا از جوانان برومند و با غیرت گتاب انتظار می رود ضمن هماهنگی با امام جمعه بسیجی این خطه شهیدپرور، با تشکیل جلسات و همایش های متعدد و گشت های امر به معروف و نهی از منکر در سطح معابر، عزم و آمادگی خود را برای مقابله با اشرار جسور به نمایش بگذارند. بی شک مسئولان مربوطه نیز با مشاهده این اراده عمومی متوجه خواهند شد که در صورت اهمال و تعلل در انجام وظایف خود، تکلیف دینی مؤمنان در این خصوص کاملاً روشن می باشد. همچنین پیشنهاد می شود فیلم مربوط به این فاجعه سیاه هر چه سریعتر به نشانی مسئولان ارشد امنیتی و قضایی کشور ارسال گردد.

6- تجلیل از قربان قنبری، جانباز با افتخار جهاد فی سبیل الله در جبهه امر به معروف و نهی از منکر و ارج نهادن به غیرت و شهامت این مؤمن واقعی مکتب اسلام و زدودن گرد غربت و مظلومیت از چهره ایشان، بر همه  مسئولان استان، شهرستان و مردم این منطقه لازم می باشد. دست و پای این بسیجی بی ادعای امام خامنه ای، بوسیدنی است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

راست یا دروغ؛ چه کسی متهم است؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۳۹ ق.ظ


این تصویر مربوط به حضور اخیر جناب رویانیان در تشییع پیکر یک خبرنگار ورزشی است.

همان طور که می دانید چندی پیش اخباری مربوط به دستگیری برخی مسئولان سابق ستاد بهینه سازی مصرف سوخت در نشریات مختلف منتشر گردید. بلافاصله نام محمد رویانیان و خبر بازداشت وی بر سر زبان ها افتاد.

این وبلاگ همان وقت نیز به این امر اعتراض کرد که چرا نام برخی افراد متهم که اتفاقاً ممکن است نسبتی با جریانات ارزشی داشته باشند به راحتی در رسانه ها منتشر می شود اما نام متهمان دانه درشتی مانند مهدی هاشمی باید با اختصار ذکر شود؟!

این دوگانگی آیا منجر به بی اعتمادی نسبت به عزم مسئولان در حفظ حریم و حقوق شهروندی نخواهد شد؟

اکنون حضور سردار رویانیان با لباس انتظامی در انظار عموم، این شائبه را دامن خواهد زد که اگر او بی گناه دستگیر شده چرا اقدامی برای احیای حرمت او از سوی دستگاه قضا صورت نمی گیرد و اگر واقعاً متهم است چرا ستاد کل نیروهای مسلح نسبت به استفاده از این لباس فرم توسط یک متهم واکنشی نشان نمی دهد؟

این قلم فارغ از اینکه شأنیت قضاوت در خصوص صحت یا عدم صحت برخی اتهامات درباره اشخاص و منتسبینشان را برای خود قائل باشد صرفاً می خواهد به این مقوله بپردازد که در ابهام نگه داشتن مردم، آن هم در عصر ارتباطات و حاکمیت رسانه، نتیجه ای جز بی اعتمادی به دنبال نخواهد داشت.

چندی پیش احمد توکلی در صحن علنی مجلس مدعی زمین خواری مقداد نجف نژاد، نماینده مردم بابلسر گردید که در همه رسانه ها بازتاب داشت. نجف نژاد نیز به طو متقابل ضمن دفاع از خود، توکلی را متهم به زمین خواری نمود.

فراموش نکنیم که مردم عادی جامعه، بدون دسته بندی های سیاسی مرسوم بین جناح ها و ارگان های مطبوعاتی شان، کلیت این فضا را منتسب به نظام می دانند و ضمن تعمیم آن به سایر خدمتگذاران، از خود می پرسند بر فرض اگر چنین اتهاماتی دروغ باشد چرا کسی نسبت به تکذیب آن اقدامی رسمی صورت نمی دهد؟

پیش تر از این نیز برادر یکی از سران قوا به زمین خواری در اطراف تهران متهم شد و نتیجه بررسی آن مشخص نگردید.

همزمان با آن مسئله، در جریان یکشنبه معروف مجلس، نام برادر یک رئیس قوه به عنوان فرد پیشنهاد دهند رشوه مطرح شد که حتی اگر هم مورد رسیدگی قرار گرفته باشد بالاخره کسی از نتیجه آن با خبر نگردید.

به این نوع اتهامات منتشر شده در رسانه ها، خاطرات مشعشع جناب ناطق از استیضاحش را هم اضافه کنید که در آن مدعی شد بسیاری از نمایندگان وقت از او زمین دریافت کرده بودند و برای آن که نامشان از تریبون مجلس خوانده نشود استیضاحشان را پس گرفتند! واقعاً آنان اگر این زمین ها را طبق قانون و بر حق دریافت کرده بودند دیگر از اعلام چه چیز واهمه داشتند؟!

این خاطره البته ثابت کرد افشاگری کار خوبی است مگر آن که علیه ما باشد!

به هر حال لازم است مسئولان محترم دستگاه های نظارتی و قضایی نسبت به فضای بدبینی جامعه که ممکن است منشأ آن از ابهام و بی خبری باشد، حساسیت بیشتری نشان بدهند. عزم عمومی مسئولان برای شفاف سازی و خروج از مظان اتهام بی شک اعتماد جامعه نسبت به سلامت آنان را افزایش خواهد داد. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مدیریت زمان و برنامه‌ریزی در اسارت

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۰۰ ب.ظ


«اغتنام از فرصت‌ها» را باید یکی از آموزه‌های دوران اسارت دانست. اسرای ایرانی به رغم وجود معضلات و کمبودهای مادی و بی‌توجه به فشارهای روحی دوران اسارت از تمام فرصت‌های خود به خوبی بهره گرفته و با امید به آینده، دانش را در راه تکامل خویش به خدمت گرفتند. در بسیاری از اردوگاه‌ها، بی‌سوادی به طور کامل برچیده شد. آموزش زبان‌های مختلف و تحصیل در رشته‌های علمی، یکی از اصلی‌ترین کارهای یک اسیر به حساب می‌آمد. حجت‌الاسلام علی‌اصغر صالح‌آبادی از آزادگان اردوگاه‌های موصل، فضای آموزشی دوران اسارت را این‌گونه تشریح می‌نماید:

«از همان ماه‌های نخست اسارت در چنگال دژخیمان بعثی، مقوله آموزش به شکل شفاهی پا گرفت. هر کس در هر رشته‌ای که معلومات داشت، در اختیار دیگران قرار می‌داد. به مرور، فکر کتبی شدن آموزش به ذهن‌ها خطور کرد. ابتدا از وسایلی مانند چوب و ذغال و خاک استفاده می‌شد. به تدریج استفاده از عکس‌های بیمارستانی، کاغذ سیگار و جعبه‌های پودر رختشویی نیز متداول گردید. مقواهای پودر رختشویی را خیس کرده و در آفتاب قرار می‌دادیم. هر طرف آن، به چند تکه کاغذ تبدیل می‌گردید. بعدها با کم شدن فشار محدودیت‌ها گاهی از سوی صلیب سرخ نیز کاغذ و خودکار دریافت می‌کردیم.

آموزش‌ها ابتدا از قرآن شروع شد؛ روخوانی، تجوید، حفظ و تفسیر قرآن، سپس کلاس‌های نهضت سوادآموزش شکل گرفت. هر چه می‌گذشت، بر عناوین کلاس‌ها افزوده می‌شد.

از صلیب سرخ، کتاب‌های مفید و آموزشی را درخواست می‌کردیم. آنها از بودجه‌ای که در اختیار داشتند، یکی دو نسخه از کتاب‌های سفارش داده شده را خریداری می‌کردند و در اختیار ناظران عراقی می‌گذاشتند تا در صورت نیاز به سانسور، ایرادهای مورد نظر را اعمال کرده و سپس کتاب‌ها را در دسترس ما قرار دهند. عراقی‌ها هم که نسبت به ترویج زبان عربی اشتیاق داشتند، به درخواست ما با ورود برخی از کتاب‌های حوزوی به اردوگاه مخالفت نمی‌کردند. بدین‌ترتیب با در اختیار گرفتن کتاب‌هایی همچون اصول و منطق مرحوم مظفر، مغنی ابن هشام، شرح ابن عقیل، جامع الدروس نحوی و... کلاس‌های حوزه نیز به همراه دروس زبان‌های خارجی در اردوگاه بر پا گردید. پس از مدتی با توجه به این‌که تعداد دانش‌آموز در بین اسرا کم نبود، از صلیب سرخ درخواست کردیم برخی کتاب‌های درسی دوره‌های راهنمایی و دبیرستان رایج در ایران مانند: ریاضی، شیمی و... را نیز در اختیار ما بگذارند. عراقی‌ها تصویر امام(ره) و برخی نوشته‌های مرتبط با انقلاب یا ضد غرب را از آنها حذف می‌کردند. با توجه به احتمال حساسیت عراقی‌ها و جلب توجه آنها نسبت به برگزاری کلاس‌ها که می‌توانست منجر به جمع‌آوری کتاب‌ها بشود، از روی احتیاط، بسیاری از مطالب را به طور خلاصه بر روی کاغذها یادداشت می‌کردیم. اجتماع بیش از سه یا چهار نفر در اردوگاه ممنوع بود. از این‌رو تمام کلاس‌ها تا پایان دوران اسارت به طور مخفیانه برگزار می‌شد. هر روز یکی از اعضای کلاس موظف بود که نگهبانی بدهد. هر بار که سرباز عراقی می‌آمد، کلاس به سرعت تعطیل شده و هر کس به صورت عادی مشغول کاری می‌گردید و با رفتن آن سرباز، دوباره درس آغاز می‌شد. بعضی وقت‌ها به خاطر تعدد رفت‌ و آمد نگهبان‌ها، یک کلاس چند بار تعطیل شده و دوباره ادامه می‌یافت. با این حال، کسی از آن وضعیت، سرخورده نمی‌شد و خللی در درس و بحث اسرا پیش نمی‌آمد.

گاهی یک سرباز عراقی به وضعیت ما شک می‌کرد. برای همین می‌آمد و در یک نقطه می‌ایستاد. تنها در این صورت بود که کلاس آن رو برگزار نمی‌شد. یکی از فواید کلاس‌ها انتقال تجربیات و نکته‌های لازم در خصوص اسارت و تقویت باورهای اعتقادی بود. تعداد کلاس‌ها به مرور افزایش می‌یافت و بسیاری از برادران آزاده علاقه پیدا می‌کردند تا در کلاس‌های بیشتری شرکت کنند. برای پرهیز از تداخل کلاس‌ها، برنامه‌ریزی دقیق و منظّمی از سوی مسئولان آموزش صورت می‌گرفت.

خدا رحمت کند دوست اهوازی ما مرحوم «ابراهیم محمدیان» را که می‌گفت: «من هر روز دچار کمبود وقت می‌شوم. اگر خدا 24 ساعت شبانه‌روز را به 25 ساعت تبدیل کند، من برای آن یک ساعت هم برنامه دارم!»

نکته دیگری که بیان آن اهمیت دارد، این است که نه تنها در پس این کلاس‌ها و درس‌خواندن‌ها مدرکی در کار نبود، بلکه با توجه به ابهام در آزادی اسرا، احتمال عدم کارایی مدارج علمی نیز به ذهن‌ها خطور می‌کرد. بنابراین؛ آنچه باعث علم‌آموزی می‌شد، تنها عطش کمال‌جویی، رشد و کسب دانش بود. این نوع نگرش، منجر به آن می‌شد که یک انسان بی‌سواد بتواند با تلاش و ممارست، قرآن و نهج‌البلاغه را حفظ کرده و با چند زبان بیگانه نیز آشنا شود.

پس از آزادی، بچه‌ها با اشرافی که بر متون درسی داشتند، به راحتی توانستند مقاطع تحصیلی را یکی پس از دیگری طی نموده و به عنوان چهره‌ای عالم و تحصیل‌کرده در خدمت به جامعه خود تلاش نمایند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یکشنبه، فرصتها و چالشهای انقلاب اسلامی از نگاه حجت الاسلام ایزدهی!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۳، ۰۷:۱۶ ب.ظ


فرصت ها و چالش های انقلاب اسلامی را از دو منظر می توان مورد بررسی قرار داد:

الف- نگاه به گذشته. ارزیابی شعارها و آرمان های طرح شده در ابتدای شکل گیری انقلاب اسلامی و قیاس آن با شرایط موجود گاه موجب شکل گیری این تصور می شود که جمهوری اسلامی نتوانسته به بخشی از اهداف خود دست یابد. این ادعا البته در مواردی مانند بحث عفاف و حجاب و یا مقوله سلامت نظام اداری و ... صحیح و انکارناشدنی است. برخی جهت گیری ها مانند برقراری عدالت اجتماعی نیز گاه دچار انحرافاتی ریز یا درشت گردیده است. نکته ای که در این ارزیابی باید مورد توجه قرار بگیرد این است که آیا انقلاب و انقلابیون از سر عمد و خود خواسته به برخی اهداف اسلامی بی توجهی نشان داده اند و یا اینکه می توان موانع فراوان این مسیر را به عنوان چالشی بزرگ برای دستیابی کامل به شعائر انقلاب اسلامی ذکر نمود؟ انقلاب در بیش از سه دهه از عمر خود با فراز و نشیب های فراوانی مواجه بوده است. نظام نوپای اسلامی در شرایطی که از وجود نیروهای نظامی و انتظامی کارآزموده و یا مدیران مجرّب بهره چندانی نداشت با ده ها مانع و کارشکنی دشمنان داخلی و خارجی مانند ترور، خیانت، جاسوسی، خرابکاری، جدایی طلبی، کودتا، جنگ تحمیلی، انواع تحریم های اقتصادی، سیاسی و ... مواجه بود که وجود هر یک به تنهایی می توانست یک حکومت مستقل را از پای درآورد. اتحاد جهانی جبهه باطل بر ضد اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی که تا کنون نیز ادامه یافته، هر بار با ایراد فشارها و ایجاد مشکلاتی طاقت فرسا توان نظام را به خود معطوف می ساخت و فرصت زمینه سازی برای دستیابی به برخی اهداف به خصوص در ابعاد فرهنگی را با چالش جدی مواجه می نمود.

با وجود همه این مشکلات و فرصت سوزی ها که البته گاه با مدیریت برخی عناصر سست باور و ضعیف النفس نیز توأم می شد انقلاب اسلامی امروز یکی از تأثیرگذارترین جریان های تاریخ معاصر در معادلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بین اللمل محسوب می شود.

ب- نگاه به آینده. از منظر دیگر اما هنوز برای قضاوت درباره فرصت ها و چالش های انقلاب اسلامی، زمان بسیار باقی است. انقلاب هنوز جوان و با طراوت بوده و قرار است به حول و قوه الهی در سایه توکل بر ذات یگانه هستی و اتحاد و بصیرت جوانان مؤمن و ولایی این مرز و بوم، تمدن بزرگ و جهانی اسلام را رقم بزند. از این رو باید با انگیزه و توانی مضاعف از شکست ها و تلخی ها عبرت گرفت و با کوله بار ایمان و تجربه برای پیمودن قله های پیروزی و افتخار گام هایی بزرگ برداشت.

انقلاب به رغم همه تبلیغات و تلقین های شبانه روزی بوق های رسانه ای دشمن، هنوز در دل ملت زنده و دوست داشتنی است. از این روست که حتی نگاه انتقادی جامعه به تحولات جاری در کشور و محک عملکرد مسئولان، بر مبنای میزان پایبندی آنان به اصول و خط قرمزهای انقلاب و اسلام صورت می گیرد؛ هر چند که از منظر اربابان قدرت، منتقدان دلسوز باید بروند به جهنم!

در مسیر نیل به آرمان های جهانی جبهه حق، شناخت فرصت ها و چالش ها امری بایسته و مدبّرانه تلقی می شود. در این بین بررسی جریان های موجود و تأثیرگذار و سهم آنان در پویایی انقلاب و یا ناکامی های احتمالی می تواند استراتژی تمدن اسلامی را جامع تر و بی نقص تر بنماید.

دانشمند جوان حوزه علمیه قم حجت الاسلام دکتر سید سجاد ایزدهی که پس از سال های ستیز مسلحانه با دشمنان ایران اسلامی، گستره حوزه دین را تجلی ظهور آرمان های انقلاب و جهاد علمی و فرهنگی دانست و پای در این عرصه نورانی گذاشت اینک به عنوان مدرس خارج فقه سیاسی در حوزه علمیه و مدیریت گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، یکی از برجسته ترین صاحب نظران و اندیشمندان حوزه دین و سیاست در ترسیم نظام سیاسی مطلوب از نگاه دین و ارائه الگوی جهانی از مردمسالاری دینی محسوب می گردد.

قرار است این چهره فاخر شهرستان بابل و استان مازندران در یکشنبه آتی، 26 مرداد، بعد از نماز مغرب و عشا میهمان کرسی آزاد اندیشی جوانان حزب الله بابل در مسجد ولایت این شهر باشد.

برخی نظریات طرح شده در آثار ارزشمند این استاد جوان حوزه که کسب رتبه نخست جشنواره ملی فارابی و عنوان پرافتخار کتاب سال حوزه را به خود اختصاص داده هم اکنون در محافل علمی دانشگاه های کشور تدریس می شود.

ضمن آرزوی توفیق برای این چهره پرافتخار حوزه و دیگر نخبگان حوزوی و دانشگاهی این شهر و استان جا دارد که مسئولان فرهنگی، رسانه ای، اجتماعی و سیاسی مازندران را به شناسایی، معرفی و بهره گیری از توانمندی ها و ظرفیت های انسانی موجود در این خطّه که اغلب به دلیل تواضع و بی ادعایی، در کهف گمنامی و غربت به سر می برند، دعوت نماییم. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک یادآوری برای مسئولان

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۱۷ ق.ظ


سفارش می کنم حتما دست پدرم به بدنم برسد. اگر میل داشته باشد مرا کفن هم بکند و با دست خودش مرا به قبر بگذارد، چشمهایم را باز بگذارید که نگویند کورکورانه در این راه قدم نهاده و مشتهایم را گره نمایید که آمریکا و جنایتکاران غرب و شرق بدانند به هنگام شهادت با دستان گره کرده و با دهان باز فریاد مرگ بر آمریکا سر می دادم.

شهید محمد مصطفی پور

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از طرف بیسوادهای مزدور فاقد شناسنامه و جهنمی!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۳، ۰۴:۴۰ ب.ظ


خودتان اهل تحلیلید و من ترجیح می دهم به درج این سه گزاره بدون هیچ توضیحی بسنده کنم. فقط خیلی دلم می خواهد ته مطلب بنویسم الناس علی دین ملوکهم! تیتر مطلب را هم خوب بود می گذاشتم درس صداقت و ادب!

1- روحانی: دولت در برابر همه موافقان، حامیان، منتقدان و حتی مخالفان سر تکریم و تعظیم فرود می‌آورد. گرچه گروهی با زبان تکریم با دولت سخن نگویند، اما پاسخ ما به آنها با ‌ادب و احترام و کرامت خواهد بود و ما برای صلح، آشتی و برادری کنار هم جمع شده‌ایم.

22/3/93

2- روحانی: عده‌ای شعار سیاسی می‌دهند اما بزدل سیاسی‌ هستند هر وقت مذاکره می‌شود، می‌گویند می‌لرزیم؛ به جهنم، بروید جای گرم که نلرزید، خدا شما را ترسو و لرزان آفریده است.

20/5/93

3- سید حسن خمینی: جامعه بی ادب شده است!!

24/12/92

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک تشکر و تذکر امنیتی

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۳۲ ق.ظ


برخورد با دفاتر شبکه های ماهواره ای وابسته به یک مرجع تفرقه افکن اگر چه اقدامی دیر هنگام بود اما به هر حال کاری لازم و بایسته به نظر می رسید. ضمن قدردانی از برخورد ضربتی وزارت اطلاعات با عناصر وطن فروش و بیگانه پرست وابسته به آن مرجع امیدوارم بیت فرد مذکور هشدار لازم را جهت اصلاح رویه غلط و انگلیسی خود دریافت کرده باشد.

نکته ای که حکایت از نوعی کژ سلیقگی در انتخاب زمان برخورد با این مراکز دارد آن است که متأسفانه همزمانی این اقدام ارزشمند با سفر یکی از علمای تفرقه افکن اهل سنت سیستان به تهران و دیدار وی با رئیس مجمع تشخیص – که باعث ذوق زدگی سایت ریاست مجمع گردید تا آن جا که از واژه " مولانا " برای توصیف فرد مذکور استفاده شد – در راستای برنامه اشتباهی ارزیابی می شود که بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم دنبال شده است.

نانی که عبدالحمید در انتخابات گذشته به برخی حضرات اعتدال گرا قرض داد باعث شد تا در ازای آن عده ای تلاش کنند تا وی را به عنوان رهبر اهل سنت ایران معرفی کرده و بی اعتنا به سوابق مشکوک نامبرده – که بررسی آن نشان از عزم او برای ایجاد تفرقه دارد – به پر و بال دادن به وی ادامه بدهند.

جریان گروگانگیری مرزبانان بی احتیاط کشورمان نمونه خوبی است برای اثبات فرصت طلبی عبدالحمید و اطرافیانش در بزرگنمایی و چهره سازی از او در بین برادران اهل سنت.

کسی نمی تواند مخالفت عبدالحمید با اعدام تروریست های جنایتکار، توهین به علمای بزرگ اسلام، عدم برائت صریح از سلفی های خبیث سوریه و ... را به راحتی از کارنامه خاکستری این چهره مورد علاقه رسانه های ضدانقلاب پاک نماید. بررسی سوابق و مواضع مشکوک عبدالحمید که بارها توسط کارشناسان و رسانه های دلسوز انقلاب منتشر گردیده در این مجال نمی گنجد. به تذکر این نکته بسنده می کنم که به اقتضای دوراندیشی و آینده نگری و ایجاد توازن، برخورد با سایت های تفرقه افکن فعال در مناطق اهل سنت نیز باید مورد توجه مسئولان امر قرار بگیرد.

مروری بر حوادث سال پنجاه و هشت خوزستان و ماجرای خلق عرب هشداری است برای مسئولان امنیتی که از ساخته و پرداخته شدن یک چهره دیگر مانند " شبیر خاقان " اجتناب بورزند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آیا اقدام انصار حزب الله خلاف قانون است؟

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۱۲ ق.ظ


در نیمه دوم دهه هفتاد، تلاش رسانه های اصلاح طلب بر این مدار متمرکز شده بود که انصار حزب الله و مجموعه جریان های ارزشی را نیروهای خودسر و قانون شکن جلوه بدهند. دیری نپائید که قائله 18 تیر و بعدها فتنه کور 88 نشان داد که همین حضرات به اصطلاح حامی قانون اگر آب پیدا کنند شناگری ماهر و قهّار خواهند بود!

در روزهای اخیر یکی از مسئولان وزارت کشور در مصاحبه ای اعلام کرده که اقدام انصار حزب الله برای امر به معروف گروهی در معابر نیازمند اخذ مجوز از آن وزارتخانه است. این مقام مسئول در پاسخ به خبرنگار که یادآور شد اصل امر به معروف و نهی از منکر یک فریضه دینی و بی نیاز از مجوز است توضیح داد: چون قرار است این حرکت به صورت دستجمعی و سازمان دهی شده انجام گردیده و برای این کار فراخوان داده می شود – حتی به صورت پیامکی – پس باید از وزارت کشور مجوز دریافت کنند!

ظاهراً این مقام محترم فراموش کرده است که در بیان بزرگان دین، امر به معروف و نهی از منکر مانند نماز واجب شمرده است. آیا برای اقامه نماز جماعت که اتفاقاً از طریق مأذنه مساجد فراخوان داده می شود هم باید از وزارت کشور مجوز گرفت؟!

تشییع جنازه اموات در سطح شهر که یک توصیه دینی برای یادآوری مرگ و معاد در سطح جامعه است نیز حرکتی جمعی، سازمان دهی شده و همراه با فراخوان است؛ آیا عمل به این توصیه دینی نیز محتاج اجازه حضرات است؟

البته اگر فراتر از مقوله تذکر لسانی نیاز به برخورد و دستگیری برخی از هنجارشکنان باشد نیاز به حکم قضایی وجود دارد که لابد مقام مسئول در وزارت کشور اطلاع دارد که بسیاری از اعضای انصار حزب الله از بسیجیان کارکشته و مجرّب و فعالی هستند که آموزش های مربوط به ضابطان قضایی را گذرانده و مجوز قضایی لازم را برای این امر کسب کرده اند.

نکته این جاست که وزارت کشور در حالی به صورت تلویحی انصار حزب الله را به خاطر اقدام برای امر به معروف و نهی از منکر تهدید به برخورد قانونی می کند که در مقابل قانون شکنی عناصر بدحجاب که اتفاقاً بر اساس تبلیغات سازمان دهی شده شبکه های معاند و دین ستیز اقدام به هنجار شکنی می کنند سکوت اختیار کرده است.

وزارت کشور در حالی دم از قانون مداری می زند که در موضوع شادی های بی دلیل بعد از مسابقات فوتبال جام جهانی که حرکتی فاقد مجوز و با فراخوان شبکه های مجازی ضدانقلاب نیز توأم بوده و منجر به انسداد معابر و رقص و پایکوبی های مختلط در سطح جامعه شده بود هیچ احساس مسئولیتی نداشت.

به نظر می رسد باز هم متولیان قانون، سیاست یک بام و دو هوا را در پیش گرفته اند. امیدواریم این بار تشت رسوایی برخی مدعیان در مهلکه آزمونی مانند تیر 78 و خرداد 88 به صدا در نیاید!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یا من اسمه دواء!!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۴۶ ق.ظ


دندان های من یکی یکی دارد می ریزد. موهای سرم سفید شد و محاسنم سفیدتر. چشمانم دارد کم سو می شود؛ ابروهایم در هم کشیده شده و صورتم پر از چین و چروک شده است ... من پیر شدم و آخرش نشد به داروخانه ای پا بگذارم و بتوانم دارویی را با دفترچه یا بدون آن به قیمت درج شده روی بسته یا شیشه اش تهیه کنم! نمی دانم چه اصراری است که حتی داروهایی که فقط چند روز از تاریخ تولیدشان گذشته را هم مقداری گران تر از قیمت واقعی بفروشند.

سوال این جاست آیا در تمام این سال ها فقط من مشتری داروخانه ها بودم یا احتمالاً مسئولان نظارتی وزارت بهداشت و تعزیرات و سازمان بازرسی هم گذرشان به داروخانه ها افتاده و خریدی از آنجا داشته اند؟!

چند روز پیش یکی از مسئولان وزارت بهداشت افاضه فرمود که مردم پول بیشتر از قیمت درج شده را به داروخانه ندهند! کسی نپرسید که اگر فروشنده هم از تحویل دارو سر باز زد تکلیف چه می شود؟ بیمار اگر به داروخانه های دیگر هم برود می بیند وضع بهتری نسبت به اولی ندارند. شما نمی خواهید درست کار کنید چرا مردم را به جان یکدیگر انداخته و برایشان دردسر ایجاد می کنید؟

برای بعضی حضرات داروخانه چی متأسفم که از بزنگاه حیات و سلامت مردم مضطر، نان خود و زن و بچه هایشان را تأمین می کنند.

برای مسئولان امر هم متأسفم که این همه دولت آمد و رفت؛ این همه مسئول نظارتی و بازرسی و قضایی آمدند و رفتند و آخرش نتوانستند با یک ظلم مشهود و مداوم و بی نیاز از کشف و گزارش، مقابله کنند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کار زیربنایی!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۴۵ ب.ظ


به اتفاق چند نفر از بچه‌های رزمنده برای عیادت آقا مهدی[1] به بیمارستان رفتیم. با آن همه شدت بیماری و جراحت، روی تخت بیمارستان نشسته بود و نهج البلاغه می‌خواند. می‌دانستم در هیچ شرایطی از مطالعه دست نمی‌کشد، وقتی بچه ها به شوخی گفتند! «اینجا هم دست از مطالعه و خواندن بر نمی داری؟!» با لبخند ملیحی گفت: «چون برای حفظ ارزش‌ها و آرمانها می‌جنگیم، باید به ایدئولوژی ارزش ها مسلح باشیم و تنها راه آن، مطالعه و دانستن است.»

نرم افزار فاتح ماووت ویژه شهید مهدی خوش سیرت

 



[1]. شهید مهدی خوش سیرت.فرمانده تیپ2محرم ومعاون لشگرقدس گیلان- در تاریخ 6/4/1366 درعملیات نصر 4(فتح ماووت عراق) به شهادت رسید

  • سیدحمید مشتاقی نیا