اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۶ خرداد ۹۷، ۲۳:۰۶ - ..بیگانه ..
    عجب
  • ۳۱ فروردين ۹۷، ۱۷:۴۹ - ALI DARBANI
    +
  • ۳۱ فروردين ۹۷، ۱۷:۴۸ - ALI DARBANI
    ممنون

۲۹ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

یک فاتحه

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۳، ۰۷:۲۱ ق.ظ


فرقی نمی کند اهل بابل باشد، یا فریدون کنار، فرقی ندارد استاد حوزه قم باشد یا کاشان یا مروّج فقاهت شیعه در کردستان.

مهم این است که جوانی اش را وقف اسلام کرد و بی هیچ ادعا و هیاهو مبانی دین و معارف آسمانی وحی را در پهنه ام القرای مسلمین نشر داد. روحش شاد. خداوند به پدر و مادر و همسر و چهار فرزندش صبر عنایت کند. امروز پیکر حجت الاسلام محمدجواد سیفی روی دستان اهالی قم تشییع و در حرم کریمه اهل بیت طواف می گردد.

شنیده ام پدرش، آیت الله حاج علی اکبر سیفی وقتی خبر تصادف مرگبار جگر گوشه اش را شنید تدریس نیمه تمامش را بی وقفه به انتها رساند تا نشان دهد دلدادگان طریقت وصال، فراز و فرودهای زندگی را مجالی برای معامله با خدا می دانند.

شنیده ام همسر صبورش می گفت: آقا محمدجواد همیشه ما را برای وداع آماده می نمود. او هر بار که به سفر می رفت منتظر بازگشتش نبودیم.

شنیده ام پدر از این که فرزندش پای در عرصه تبلیغ و ترویج دین نهاده و علمش را از کنج نمور کتابخانه ها به میدان دل و جان مردم کشانده و در راه تربیت علمی طلاب تلاش می نمود به خود می بالید و از تقدیم گل حیاتش به حریم آستان دوست رضایت دارد.

والسلام علیه و علیهم و علی عبادالله الصالحین

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نشست صمیمی گروه تبلیغی حامیان ولایت و گروه تبلیغی مستشهدین

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۳، ۱۰:۴۵ ب.ظ


یکی از اتفاقات خوبی که می تواند به بهره گیری بیشتر از ظرفیت های فرهنگی کشور در راستای تقویت بنیان های معنوی جامعه کمک کند، همگرایی و استحکام روابط بین گروه ها و فعالان فرهنگی جبهه انقلاب اسلامی است. در این خصوص دو گروه تبلیغی جهادی از طلاب و فضلای بابلی مقیم قم در روزهای اخیر، نشستی صمیمانه را به منظور آشنایی و هم اندیشی و بهره گیری از تجربیات و ظرفیت های مشترک برگزار کردند که اقدامی جالب و درخور تقدیر است.

گروه فرهنگی تبلیغی حامیان ولایت، چند سالی است که فعالیت خود را در شهرستان بابل و دیگر نقاط استان مازندران آغاز کرده است. این گروه امسال توانست رتبه نخست را در بین گروه های تبلیغی روحانیون سراسر کشور به خود اختصاص دهد.

گروه جهادی تبلیغی مستشهدین هم اگر چه دو سه سالی است که به طور جدی وارد عرصه کار فرهنگی شده اما تا کنون توانسته در حوزه تبلیغ شفاهی و مکتوب، توفیقات قابل توجهی را به دست بیاورد. برای همه این دوستان آرزوی سربلندی داشته و گزارشی کوتاه از این نشست را برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی حامیان ولایت تقدیم می کنم:

جمعی از اعضای اتاق فکر گروه جهادی تبلیغی حامیان ولایت شهرستان بابل و جمعی از مسولین گروه جهادی تبلیغی مستشهدین شهرستان بابل روز دوشنبه 27 بهمن ماه 1393 از ساعت 8 تا 9:30 صبح در دفتر گروه های تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در نشستی دوستانه حضور پیدا کردند.

این نشست با هدف شناسایی ظرفیت گروه های استان و یکدیگر و تعامل بیشتر از جهت کمی و کیفی دو گروه جهادی در استان مازندران برگزار گردید.

بعد از تلاوت قرآن ، مدیریت گروه تبلیغی حامیان ولایت حجت الاسلام حسین زاده برسمنانی گزارشی اجمالی از اهداف،برنامه،عملکرد گذشته و برنامه های آینده را بیان کرده و به طرح روحانی مدرسه در طول سال بصورت مستمر(دو هفتگی) و فضای مجازی و طرح بالینی و آموزش تبلیغی کاربردی علمی و اخلاقی اعضا اشاره نموده و از حمایت حضرت آیت الله توکل و حجت الاسلام والمسلمین روحانی و مسولان آموزش و پرورش و تبلیغات اسلامی و ائمه جمعه شهرستان بابل نام برده شد. و سپس مسول کارگروه تبلیغی مستشهدین حجت الاسلام اکبرزاده ضمن تبریک کسب رتبه اول گروه تبلیغی حامیان ولایت در سطح کشور ،گزارشی از اهداف، برنامه ، عملکرد و رویکرد گروه مستشهدین را در جلسه ارائه داده و طرح تبلیغ مناسبتی در کلاردشت و بندپی شرقی و شاخه شهید پژوهی و آموزش نیروها اشاره کرده و از حمایت حجت الاسلام والمسلمین سید سجادی ایزدهی و امام جمعه شهرستان بابل و بندپی شرقی نام برده شد.

دو طرف ضمن تشکر از دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و تشکل فراگیر گروه های تبلیغی طلاب و بنیاد خاتم الاوصیا قم و کارگروه تخصصی تبلیغ استان و سازمان تبلیغات اسلامی و اداره تبلیغات اسلامی شهرستان بابل و ائمه جمعه شهرستان بابل و....تقاضای همکاری بیشتری را خواهان شدند.

از گروه مستشهدین آقایان اکبرزاده و رنجبر و امیری ارجمند و از گروه حامیان ولایت آقایان حسین زاده برسمنانی و گتابی و نادرپور و سید عیسی علویان و سید اسماعیل علویان حضور داشته و هر کدام به نکته و نظرات خویش پرداختند.

در این نشست بسیار صمیمی توافقاتی مطرح و تصویب شد :

- از اعضای گروه دو طرف در تبلیغ گروهی با توجه به نیاز و ضرورت دو گروه استفاده شود.

- در جذب بودجه از مراکز تبلیغی کشور راهنمایی های دو طرفه صورت گیرد.

- هر گونه راهکار، پیشنهاد و انتقاد که در پیشرفت گروه موثر است از طریق مدیران گروه صورت گیرد

- از مباحث علمی و محتوای درسی و درسنامه گروه ها بصورت مشترک استفاده گردد

- در جلسات آموزشی هر یک از گروه ها از مربیان و اعضای دو طرف دعوت و استفاده گردد.

- در هماهنگی و رایزنی با مسولان استان و شهرستان از ظرفیت دو گروه بکارگیری گردد.

http://www.hamianvelayat111.blogfa.com/

  • سیدحمید مشتاقی نیا

درباره یادمان هفت تپه

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۳، ۰۴:۲۱ ق.ظ


یکی از آرزوهای بزرگ رزمندگان مازندرانی، حفظ فضای تاریخی پادگان شهید محمد منتظری در منطقه هفت تپه بود که هر چند دیر هنگام، اما بالاخره در سال گذشته با همّت فرماندهی محترم سپاه کربلا یادمان آن راه اندازی شد.

من توفیق داشته ام و در یکی دو سال اخیر تقریباً اغلب عقبه های لشکرها را در استان خوزستان زیارت کرده ام. می گویم زیارت چون همه این پادگان ها، معراج خودسازی و سکوی ارتقای معنوی جهادگرانی بود که دیر یا زود باید در صف اولیاءالله به حریم کبریایی حق، پا می گذاشتند.

واقعاً برای من عجیب است که چرا مازندرانی ها دارای یکی از محروم ترین پادگان ها در استان خوزستان بودند و نمی دانم این موضوع از مظلومیت ناتمام مردم این خطّه نشأت می گیرد یا از انظلام برخی مسئولان؛ اما به هر حال همین ویژگی محرومیت و مظلومیت، باید مسئولان امر را بر آن دارد تا حماسه رزمندگان مازندرانی را برای نسل جدید انقلاب بیشتر تبیین نمایند.

فاصله نامتعارف پادگان با جاده اصلی و به تبع آن مسافت طولانی تا نخستین شهر و آبادی، اسکان در چادر و سوله، در مضیقه بودن امکانات رفاهی مانند حمام، بمباران توسط هواپیماهای دشمن و شهادت برخی رزمندگان و فرماندهان، و ... از جمله مختصاتی است که اهمیت و غربت پادگان هفت تپه را نسبت به پادگان های مشهوری مانند دوکوهه بیشتر نمایان می سازد. این که چرا خیلی ها، دوکوهه را می شناسند اما نامی از هفت تپه و رشادت رزمندگان آن نشنیده اند تنها به کم کاری ما بر می گردد.

صرف راه اندازی یادمان هفت تپه ولو در مقطع کنونی -که با توجه به دست خوردن عوارض نظامی موجود، کمی دیر هنگام به نظر می رسد- به هر حال اقدامی بایسته و در خور تقدیر است.

ضعفی که سال گذشته و البته در نخستین سال تأسیس یادمان به چشم می خورد، آرایش و فضاسازی حداقلی یادمان بود. نقطه ای که برای راه اندازی یادمان در نظر گرفته شده بود ربطی به محل حضور گردان ها، یا مکان صبحگاه و یا مثلاً محل شهادت شهید شیرسوار و ... نداشت. یک نقطه بی ربط برای یادمان در نظر گرفته شده بود که فضاسازی انجام شده آن از یک نمایشگاه معمولی راه اندازی شده توسط یک پایگاه بسیج هم ضعیف تر به نظر می رسید و به هیچ وجه در طراز جایگاه مسئولان فرهنگی حوزه ایثار و شهادت مازندران نبود. در این خصوص لازم است مسئولان محترم فرهنگی سپاه کربلا با رعایت برخی ظرافت های تبلیغی، یاد و خاطرات شهدای حاضر در این مکان را برای مخاطبان زنده نگاه دارند. درباره هفت تپه و حال و هوای آن یکی دو اثر خوب و جامع منتشر شده است که به جاست تا در اختیار مخاطبان قرار بگیرد.

تشویق کاروان های مازندرانی و به تبع آن کاروان های دیگر نقاط کشور برای حضور در یادمان هفت تپه از دیگر اقداماتی است که باید برای آن تدبیری اندیشید. اسکان زائران مازندرانی در نقطه ای نزدیک به یادمان هفت تپه از دیگر نکاتی است که می تواند به برجسته سازی این یادمان کمک برساند.

به هر حال کسی نیست که گذرش به اروند بیفتد و یادی از حماسه بزرگ و تاریخی دلاوران سپاه کربلا در فتح فاو را نشنود. زائر حریم نور باید بداند که این علمداران معنویت و عرفان، مقدماتی را برای دستیابی به چنین مقامات رفیعی پیموده اند که بخشی مهم از آن در پادگان هایی مانند هفت تپه طی شده است. عقبه های لشکرها در زمان جنگ در حقیقت یک عقبه معنوی در سیر تکامل شخصیت عرفانی شهدا محسوب می شدند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

هنوز آمریکا را نشناختید؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۱۷ ق.ظ


حاج داوود عباسی از بسیجی های قدیمی استان قم و جانباز دفاع مقدس است که همه بچه های پرشور و انقلابی این خطه با نام او و البته حضور درخشان و تأثیرگذارش در میادین دفاع از ارزش ها آشنا هستند. این متن را حاج داوود پیش از 22بهمن برایم فرستاد و خواست که در وبلاگ منتشر کنم. من در مسیر جنوب بودم و حالا قضایش را به جا می آورم:

بسمه تعالی
آقای رئیس جمهور!
با سلام و تبریک ایام الله دهه مبارکه فجر انقلاب اسلامی 
به مردم و توان داخلی اعتماد کنید
زیرا : برای یکبار دیگر هم (در مذاکرات هسته‌ای) اثبات شد که دولتمردان آمریکایی و اروپایی، زیاده خواه و غیرقابل اعمتادند.
و در پرونده این گرگ‌های گرسنه و جهانخوار جنایات غیرقابل شمارشی ثبت شده است
و از جمله آنهاست:
1. قتل عام 8 میلیون ایرانی با ایجاد قحطی مصنوعی در جنگ جهانی دوم.
2. پیمان منحوس ترکمانچای
3. لایحه منحوس کاپیتولاسیون.
4. مسلط کردن رضا قلدر پهلوی و فرزندش محمدرضا برای کشتن ملت با صدها هزار شهید و مجروح.
5. جنگ گنبد در شمال 6. جنگ کردستان در غرب 
7. ورود، تولید و توزیع مواد مخدر، افیونی و خانمانسوز در سراسر کشور
8. حمایت و تجهیز سازمان مجاهدین (منافقین) خلق و فرقان برای ترور شخصیتهای سیاسی - دینی
9. هشت سال جنگ تحمیلی با 200 هزار شهید و هزاران جانباز
10. حمایت و کمک به فتنه آفرینان فتنه 88
11. ترور دانشمندان هسته ای
12. ارسال ویروس ویرانگر در تأسیسات نرم افزاری هسته ای کشور (که با تلاش دانشمندان هسته ای ناکام ماند).
13. قتل عام خاموش (عقیم سازی، سقط و...) میلیون ها زن و مرد ایرانی از سال 67 تا 90.
14. دزدی میلیون ها شبکه نفت، و اموال عتیقه از منابع ملی در زمان شاه منحوس پهلوی.
15. دزدی 140 میلیارد دلاری اموال و دارایی های قدیم و جدید ایران.
16. قتل عام 290 نفر مسافر هواپیمایی ایران بر فراز خلیج فارس.
17. قتل عام 140 هزار نفر مسلمان در اسپانیا (اندلس سابق)
18. قتل عام و سوزاندن یکباره، 40 هزار مسلمان در کشور میانمار.
19. قتل عام فجیع هزاران نفر در بوسنی و هرزگوین.
20. بمباران هسته ای و قتل عام 300 هزار نفر در ژاپن.
21. قتل عام هزاران نفر ازمسلمانان کردستان عراق با بمباران شیمایی در حلبچه و...
  • سیدحمید مشتاقی نیا

خوزستان در زیر خاک

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۰۷ ب.ظ


خوزستان نزدیک است که زیر تلی از خاک، دفن شود. سه چهار روزی را که در این دیار بودم با چشم خود رنج طاقت فرسای مردم این سرزمین را در مواجهه با آلودگی بهت آور هوای خوزستان لمس کردم.

باور کنید در عرض چند ساعت کار به جایی می رسد که چند سانت خاک روی هر سطحی را می پوشاند، حنجره ها آلودگی را در خود می بلعند و نفس ها به شماره می افتد.

خشک شدن هور به خصوص در مناطق مرزی که علت آن در بسته بودن راه ورود آب دجله است یکی از اصلی ترین علل خیزش خاک و غبار برشمرده شده است.

من کارشناس نیستم و نمی خواهم نظری در خصوص شرایط زیست محیطی این استان بدهم، فقط می خواهم این را بگویم که شرایط زندگی مردم در خوزستان بسیار آزار دهنده است. جالب است که در این اوضاع، گاه ماسک هم از فروشگاه ها ناپدید می شود.

جنگ نتوانست خوزستان را از سکنه مقاوم آن خالی کند؛ اما ممکن است استمرار گرد و غبار بتواند چنین نتیجه دلخواهی را برای دشمنان این خاک مقدس به دنبال بیاورد. خالی شدن مناطق مرزی از جمعیت، رکن استراتژیک ناامن سازی یک کشور و تهدید نظامی بیگانه محسوب می شود. البته 22 بهمن نشان داد که مردم خطه خون و استقامت، همان شیران دلیر عرصه دفاع مقدس هستند. ولی توجه به این نکته ضروری است که خوزستان با دارا بودن منابع غنی نفت و گاز، کشاورزی و صنعت و ... یکی از قطب های اقتصادی و محورهای تأمین مالی جمهوری اسلامی محسوب می شود و به همان اندازه که در جنگ هشت ساله، انهدام زیرساخت های اقتصادی و صنعتی این استان یک هدف مهم برای متجاوزان بود در شرایط جنگ نرم و نامتقارن نیز می تواند یک استراتژی مهم برای بیگانگان تلقی شود.

ظاهر امر هم نشان می دهد مشکل ایجاد شده در خوزستان با طرح های فوری و ضربتی چندان قابل حل نیست و در این خصوص نیازمند برنامه ای بلند مدت و دیربازده هستیم. بارش باران یا توقف باد تنها می تواند چند روزی از مشکلات مردم خوزستان بکاهد. برای مردم صبور استان خوزستان دعا کنیم و از مسئولان بخواهیم که نگاه به معضلات جوّی خوزستان را از زاویه ای ملی مدّنظر قرار دهند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خوراک لوبیا

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۴۵ ق.ظ


فرمانده گفت: می خواهیم گروه ویِژه تشکیل بدهیمٰ نیاز به چند نیروی داوطلب . . . .

حرفش تمام نشدهٰ همه داوطلب شدند.

گفت: این همه که نمی شود. باید عده ای بیایند که برای بدترین شرایط آماده باشند.

کسی عقب نرفت.

گفت: شرایطی پیش می اید که باید با مار و عقرب و رتیل زندگی کنید! خیلی خطرناک است.

گوش کسی به این حرف ها بدهکار نبود.

گفت: شاید لازم باشد روی نارنجک دارز بکشید تا ترکش آن به بقیه اصابت نکند.

باز هم همه داوطلب بودند.

گفت: امکان دارد مجبور شوید خودتان را بیندازید روی مین.

هیچ کس از عضویت در این گروه اظهار پشیمانی نکرد.

فرمانده دید فایده ای ندارد. انگار اینها از هیچ چیزی نمی ترسند. مانده بود چگونه تشخیص بدهد قدرت و تحمل چه کسانی از بقیه بیشتر است تا بتواند آنها را گزینش کند. فکری به خاطرش رسید.

گفت: هر کس می خواهد عضو گروه ویژه بشود باید شام خوراک لوبیا بخورد.

 . . . حالا مانده بود چه جوری نیروهایش را راضی کند و به گروه برگرداند. می گفتند: نیش مار و عقرب را تحمل می کنیمٰ روی نارنجک و مین می خوابیم؛ اما تو را به خدا ما را با تی ان تی طرف نکنٰ طاقتش را نداریم!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

قمقمه ایرانی

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۴۲ ق.ظ


هر کس به طرفی می دوید تا خودش را مخفی کند. می دانستند که تا چند دقیقه دیگر سنگر تدارکات به هوا خواهد رفت!

بالاخره یکی خودش را جمع و جور کرد و ایستاد تا پاسخی به پیک فرماده گردان بدهد.

از راه رسیده و نرسیده داد و هوارش را بلند کرد. صورتش سرخ بود و داشت منفجر می شد:

-          مرد حساب! چرا متوجه نیستید؟ بچه های ما زیر آفتاب داغ دارند از خط محافظت می کنند آن وقت شما به جای آب خنکٰ ابی را توی قمقمه ها می ریزید که انگار قرار است با آن چای درست کنند . . .!

-          رویش نشد بگوید قمقمه های جدیدی که فرستادند تولید داخلی است و سازنده اش کمی بی تجربه است. قمقمه ای که نمی تواند آب را خنک نگه دارد. با خونسردیٰ طوری که انگار اصلاً اتفاقی نیفتاده گفت:

ناراحت نباش برادر ٰ چیزی نشده. دیدیم بچه های خط خسته اند. تانکر اب هم توی دید دشمن است و نمی تواند جلو بیاید. گفتیم اب ابگرمکن را برای بچه ها بفرستیم تا سر فرصت دوش بگیرند و خستگی شان به در شود!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بشقاب غذاخوری

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۳۷ ق.ظ


اعتراض می کرد که این دیگر چه جور ظرفی است. چیزی تویش جا نمی شود من این هیکل را چه جوری سیر کنم؟! هر جا هم می رویم فقط همین مدل بشقاب هست.

می گفتند: همه دارند توی همین ظرف غذا می خورندٰ سیر هم می شوند. تقصیر ما چیست که شکمت بزرگ است و به این راحتی پر نمی شود؟!

یکی از بچه ها برایش ظرف بزرگ تری آورد. بقیه هم هوایش را داشتند و از بشقاب خودشان در ظرف او می ریختند.

تا جبهه بود دیگر از آن بشقاب ها استفاده نکرد. اصلاً از آن نوع بشقاب بدش آمده بود. می گفت: قیافه اش شبیه مین است! بشقاب را که می دید راهش را کج می کردٰ انگار که چیز خطرناکی دیده باشد. بچه ها هم همین اسم را روی بشقاب گذاشتند. چون با هیکل آن بنده خدا و فرارش از دست این بشقابٰ هم تناسب داشت به آن می گفتند: مین ضد تانک!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سوئیچ بهشت

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۳۴ ق.ظ


نماز شبش به راه بود. با قران و دعا انس داشت. با آن سن و سال کمش از نیازمندها دستگیری می کرد. حال و هوای خاصی داشت. بچه های محل به او غبطه می خوردند. اما خودش انگار راضی نبود.

یکی گفت: مؤمن! خوش به حالت. این مرکبی که سوار شدی صاف می بردت بهشت. باز چرا تو خودتی و غصه می خوری؟

می گفت: حرف شما درست. شاید مرکب خوبی سوار شده باشم. اما ماشینی که همه چیزش به راه باشد و سوئیچ نداشته باشد چه فایده؟!

منظورش را کسی نفهمید. تا این که بالاخره مسئول اعزام را متقاعد کرد که شناسنامه اش را ندیده بگیرد و راهی اش کند.

توی جبهه ٰ سر از پا نمی شناخت. زنجیر پلاک را دور انگشتش می چرخاند و به بچه های محلش که می رسید می گفت: این هم سوئیچ بهشت! حالا دیگر غصه ای ندارم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عطری در گلستان

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۲۵ ق.ظ


جناب آقای حسین معلم از فرهنگیان فرهیخته بابلی مقیم گرگان در وبلاگ خود نوشت:

پیکر مطهر شهید مدافع حرم، پاسدار رشید اسلام «سید احسان حاجی حتم لو» در روز یکشنبه 19 بهمن در گرگان و بر روی دست های مردم شهید پرور و بسیجیان این شهر تشیع شد. 

باز در کوچه ها و خیابان های شهر گرگان عطر و بوی شهادت پیچید و آسمان هم در این روز و در ماتمش، با نم نم بارانش اشک های مردم را در خود پنهان کرد.

«سید احسان» اول یک بسیجی بود بعد پاسداری او با تفکر بسیجی رشد کرد و افتخارش این بود که یک بسیجی است. به همین خاطر دوست داشتنی بود و اخلاق حسنه در صورتش موج می زد. او پاسدار ارزشها و حریم ولایت بود. الگویی شایسته در بین جوانان بسیجی شهر و محله ی گرگانجدید بود. لبخندهای زیبا و مؤدبانه اش حکایتی از قلب آسمانی او داشت.

فرماندهی که او را در سال 81 به عضویت سپاه مشرف نمود امروز می گفت: « روزی که سید احسان به من مراجعه کرد تا عضو سپاه شود به او گفتم که باید در یگان تخریب فعالیت کنی و تأکید کردم که می دانی چه جای دشواری است! و او در جوابم گفت: «آرزوی منشهادت است خودم را آماده ی آن روز نموده ام.» و او پاسدار شد. افتخارم این است که او را جذب سپاه نمودم.»

این شهید مدافع حرم در گروه 45 مهندسی رزمی جوادالائمه(ع) سالها حماسه می آفرید در مبارزه با گروهک های تروریستی پ.ک.ک و پژاک و نیز در برقراری نظم و امنیت در مرزهای میهن اسلامی اقدامات بی بدیلی انجام داده بود. او از مدافعان حرم در کشورهای عراق و سوریه بود. این شهید والامقام و سلاله حضرت زهرا(س) در دهه ی مبارک فجر در دفاع از حرم حضرت زینب(س)  به آرزوی دیرین خود رسید.

این شهید والامقام پانزده روز قبل داوطلبانه برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) به سوریه سفر کرده بود که در روز 13 بهمن در شهر حلب توسط تکفیری ها به فیض شهادت نائل آمد. این شهید دارای سی سال سن بود و اولین شهید مدافع حرم از استان گلستان در کشور سوریه نیز می باشد.

http://hosseinmoallem.persianblog.ir/

  • سیدحمید مشتاقی نیا