اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۴۷ مطلب در آذر ۱۳۹۸ ثبت شده است

رقص در مدارس، نشانه بی بند و باری نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ۰۳:۲۳ ب.ظ

امروز از روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش یکی از استان ها تماس گرفتند و به ظن این که مطلبی در اعتراض به ترویج بی بند و باری در بعضی مدارس توسط من منتشر شده شروع کردند به توضیح و توجیه. البته ملتفت شدند که آن مطلب را من ننوشته ام اما جالب بود که جناب روابط عمومی تأکید داشت که ثابت کند این کار دانش آموزان، رقص بود نه بی بند و باری!!

الان دغدغه آموزش و پرورش نظام اسلامی همین است که مبادا کسی رقص سازمان یافته دستجمعی در بعضی مدارس را خدای ناکرده مصداق بی بند و باری بداند!

راستی یک جمله از آقای قرائتی در رسانه ها هست که اگر سرچ کنید می بینید. ایشان در مراسمی رسمی و در پشت بلندگو گفته: آموزش و پرورش ما فلج و فشل است!

اتفاق بالا این ادعای آقای قرائتی را تأیید می کند؛ اما جالب است بدانید یک بچه بسیجی در شهر ما در جلسه اختصاصی با امام جمعه و نه در سطح رسانه با استناد به اشتباهات فاحش بعضی عناصر ناکارآمد انتظامی گفته پلیس فتا فشل است بعد توسط قاضی دلسوز و با سواد نظام اسلامی به جریمه نقدی محکوم شده! بالاخره فشل فحش هست یا نیست؟! این که بعضی ادارات و نهادها دنبال نخود سیاه رفته اند به خودی خود فشل بودن آنها را اثبات می کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

معترض یعنی آشوبگر!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ۰۳:۰۷ ب.ظ

بیش از یک سال و نیم از افتضاح جهانی شورای شهر بابل می گذرد، هنوز بعضی چهزه های برجسته متهم در پرونده عضو شورا هستند و کسی نفهمید قوه قضاییه دقیقا دارد چه کار می کند. فضای مجازی جولانگاه عناصر ضد انقلاب و ضد دین شده، پلیس فتا به دروغ یا اشتباه برای انقلابی ها پرونده سازی می کند، مظاهر فساد و بی بند و باری در شهرها گسترش پیدا کرده و ... کسی فی البداهه هم بخواهد می تواند فهرستی از کم کاری دستگاه قضا و نیروی انتظامی ارائه دهد، اما اگر یک نفر از سر دلسوزی و نقد در یک جلسه اختصاصی با امام جمعه شهرش بگوید پلیس فتا فشل است به دادگاه رفته و برایش حبس می برند. با همین دست فرمان دارند صف معترض از آشوب گر را جدا می کنند!! مملکت چنین دوستانی داشته باشد دشمن می خواهد چه کار؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دادگستری مازندران فشله!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ۰۸:۳۵ ب.ظ

فشل فحش نیست. معنی عرفی فشل، ضعف و سستی در انجام وظایفه س. هیچ کی نمیتونه مدعی بشه که همه دارن کارها و وظایفشونو کامل و درست انجام میدن. و الا وضعیت مملکت که اینطور نبود. اما شما فرض کن فشل یعنی فحش.

هر آدم کوری هم وارد فضای مجازی بشه میفهمه که این شهر بی در و پیکر و بی کلانتر، چقدر به هم ریخته ست. این روزها مسئولین هم که بابت اعتراضات آبان ماه عصبانی هستن تایید میکنن که فضای مجازی جهنمیه!

یه خبرنگار بسیجی در جلسه محدود اختصاصی خبرنگارا با امام جمعه بابل با اشاره به ضعف و اشتباهات نیروی انتظامی در فضای مجازی گفت که پلیس فتا فشل و بیسواده. 

حالا یه قاضی تو دادگستری بابل رای صادر کرده که به دلیل توهین به مامور در حال انجام وظیفه! این خبرنگار باید هجده میلیون تومن جریمه بده!!

خوب مرد حساب! اگه قرار باشه یه آدم دلسوخته تو دیدار با امام جمعه که فقط خبرنگارا هستن بخاطر دو تا کلمه فشل و بیسواد تو دادگاه محکوم بشه اما یه عده اسلام و انقلابو تو فضای مجازی مسخره کنن و آب از آب تکون نخوره معلومه دیگه پلیس فتا که خوبه، ظاهرا خود دادگستری هم فشله. 

حالا پاشید برید از من هم شکایت کنید.

این حرفا باید تو تاریخ ثبت بشه آیندگان بدونن کیا با آبروی نظام بازی کردن و چن تا نیروی انقلابی وسط میدون رو هم فراری دادن. امان از دوستی های خاله خرسی. گاهی بعضی دوستان نادان کاری میکنن که دشمن هم از انجامش ناتوانه.

 

رونوشت: رییس دفتر خوش اخلاق آیت الله رییسی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ایستگاه آخر

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ۰۷:۵۵ ق.ظ

دیروز در یکی از کانال های تلگرامی خبری خواندم با این موضوع که به مناسبت بازنشستگی رییس دادگستری شهرستان بابل، هیات امنای آرامگاه معتمدی از ایشان تقدیر بعمل آورد!

ظرافت خاصی در بطن این خبر نهفته است. دیر یا زود به جای هیات امنای قبرستان، زمین قبرستان او و همه ما را در آغوش خواهد گرفت.

دادستان و رییس نیروی انتظامی بابل هم روزی میهمان خاک قبرستان خواهند شد. کاش زمانی که ایام به کام ماست و با یک امضا می توانیم دنیا یا آخرت خود را دگرگون کنیم به فکر مرگ و حساب و کتاب آخرت باشیم.

همه ما به نصیحت احتیاج داریم. باید یک نفر به ما یادآوری کند به میز و پست و پول خود غره نشویم و بفهمیم که بر اساس آموزه های دین که قرار است بابت انتساب به آن حساب پس بدهیم، بهانه من درآوردی مأمور بودم و معذور، نزد خدا پذیرفته نیست. خدا نمی پذیرد که بگوییم به خاطر خوشآمد فلان مقام و صاحب مکنت یا از باب تصفیه حساب شخصی حقی را به ناحق زیر پا گذاشتیم. پذیرفتنی نیست که گاه در برابر وظیفه ای که به امانت در اختیار گرفته ایم کوتاهی بورزیم اما اگر کسی از گل به ما نازک تر گفت رگ گردنمان باد کند و یادمان بیفتد که مسئول هستیم.

خدا کند که خدا را با هیچ ناخدایی معامله نکنیم. روزی موریانه های خاک گور از پوست و گوشت و استخوان ما تقدیر خواهند نمود. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حرف فرمانده!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ۰۶:۰۱ ب.ظ

See the source image

 

یک روز در یکی از قرارگاهها شهید صیاد شیرازی از من پرسید که فلانی میزان شرکت رزمندهها در نماز جماعت به چه صورت است؟ من به ایشان گفتم اکثر رزمندهها در نماز جماعت ظهر و عصر و مغرب و عشاء شرکت میکنند ولی تعداد شرکت کنندگان در نماز جماعت صبح کم است.

در این زمان شهید صیاد به من گفت به همه اعلام کن که فردا قبل از اذان صبح در حسینیه حاضر باشند و من این کار را کردم.

صبح همه در حسینیه حاضر شدند و شهید صیاد بلند شد و گفت: برادران، شما به دستور من که یک سرباز کوچک جبهه اسلام هستم قبل از اذان صبح در حسینیه حاضر شدید ولی به امر خدا که هر روز صبح با صدای اذان شما را به نماز جماعت میخواند، توجه نمیکنید!

امیر مسلم بهادری، یادنامه سپهبد شهید صیاد شیرازی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مصلحت شما به مصلحت نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۸، ۰۹:۳۸ ب.ظ

مصلحت نیست رییس جمهور استعفا بدهد

مصلحت نیست رییس جمهور استیضاح شود

مصلحت نیست مجلسی که قرار بود در راس امور باشد مصوبه بنزینی دو تن از سران قوا را اصلاح کند

مصلحت نیست اعتراضات مردمی به اقدام ناجوانمردانه دولت به سطح خیابان ها کشانده شود

مصلحت نیست وزیر نفت و کشور و آموزش و پرورش استیضاح شوند

مصلحت نیست برادر رییس جمهور و برادر معاون اول رییس جمهور به زندان بروند

و ....

خیلی خوب! اما سکوت در برابر گرانی افسارگسیخته و پوزخند دولت مردان به نجابت مردم و بی عدالتی در تقسیم بسته حمایتی دولت و ... چطور؟

موقع انتخابات و راهپیمایی ها و تهدید بیگانگان، نظام مردمی است و بدون ملت، حکومت معنی نمی دهد؛ اما موقع مصلحت گرایی که می شود همیشه حق با صاحبان قدرت است و گردن مردم از مو باریک تر؟! نمی شود یک بار هم مصلحت به نفع مردم تمام شده و صدایشان جایی شنیده شود؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

هم استقلال، هم پیروزی!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۸، ۱۰:۲۸ ق.ظ

 

آزادی را هر کس با هر عقیده و دین و باوری به نوعی تعریف کرده است؛ اما با هر دین و آیین و مذهبی نمی توان یک چارچوب عقلی را در تعریف آن نادیده گرفت: آزادی تا جایی مقبول است که منافی آزادی دیگران نباشد. کسی نمی تواند با سنگ بزند شیشه خانه مردم را بشکند و بگوید آزادی است! لخت و عور بپرد وسط خیابان و بگوید به خودم مربوط است! هر جای دنیا تجاوز به حریم رفتاری و فکری و بصری دیگران را منافی با آزادی و به معنای ولنگاری می شمارند.

شعار استقلال و آزادی جمهوری اسلامی در بُعد فردی به معنای آزادی اندیشه و انتخاب است و یک فرد تا جایی که منافع و آزادی جامعه را نقض نکند حقوق فردی خود را به معنای واقعی در اختیار دارد.

همین شعار در بُعد اجتماعی آن به معنی سلطه ناپذیری و تقابل با زورگویی زیاده خواهان است. ملتی که استیلای حاکمیت های بیگانه را بپذیرد عملا در ذلت و خواری به سر برده و شخصیت خود را لگدمال می بیند. انسان حیوان نیست و بالاترین سرمایه اش فراتر از خورد و خوراک و پوشاک و ... شخصیت و حرمت اوست که خدشه بر آن را تاب نمی آورد.

یکی از بالاترین دستاوردهای انقلاب اسلامی که در تاریخ این سرزمین، کم نظیر بوده است ایستادگی در مقابل زورگویی بیگانگان و مقابله با تعدی دشمنان در همه ابعاد نظامی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است:

" استقلال ملّی به معنی آزادی ملّت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرتهای سلطه‌گر جهان است. و آزادی اجتماعی به‌معنای حقّ تصمیم‌گیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه‌ی افراد جامعه است؛ و این هر دو از جمله‌ی ارزشهای اسلامی‌اند و این هر دو عطیّه‌ی الهی به انسانها‌یند و هیچ کدام تفضّل حکومتها به مردم نیستند. حکومتها موظّف به تأمین این دو اند. منزلت آزادی و استقلال را کسانی بیشتر میدانند که برای آن جنگیده‌اند. ملّت ایران با جهاد چهل‌ساله‌ی خود از جمله‌ی آنها است."1

1- بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برای آن سیصد و یک نفر!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ۰۸:۳۰ ب.ظ

انتخابات میان دوره ای مجلس خبرگان همزمان با انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار می شود. کلهم اجمعین کمتر از انگشتان دو دست، تعدادی صندلی خبرگان به دلیل فوت بعضی اعضا خالی شده است که در اتفاقی عجیب، سیصد و یک نفر برای پر کردن این کرسی ها داوطلب شده اند.

این موضوع را هم می شود از دریچه ای مثبت نگریست و هم از زاویه ای منفی.

بعد مثبت قضیه این است که میزان قابل توجهی از دانش آموختگان حوزه در خود توانایی علمی و سیاسی لازم را برای احراز کرسی عضویت خبرگان دیده و پا به میدان گذاشته اند. نظام می تواند با بهره گیری از ظرفیت این نیروهای کارآمد و تازه نفس، حیات فرهنگی و مذهبی جامعه را نشاطی بیشتر ببخشد.

اما بعد منفی قضیه.

استاد بزرگوار ما حرف خوبی می زد و می فرمود: اگر مجتهد هستید دعا کنید باران ببارد!!

بگذارید منظور استاد بزرگوار را این طور تفسیر کنم: حوزه، دانشگاه نیست و صرفا قرار نیست کسی با طی مدارج علمی و اخذ مدرک تحصیلی، عیاری در جامعه به دست آورده و پرچم دین را بالا بگیرد. تربیت شدگان حوزه باید آمیزه علم و تقوا را با هم کسب نموده و هم قول و هم فعل شان مردم را به دین خدا جذب نماید. اهل معنویت و اخلاق به راحتی داعیه ای را سر نمی دهند.

یک انتقاد هم باید به عزیزان شورای نگهبان داشت که گاه آن قدر فیلتر ورودی خبرگان را متناقض تعریف می کنند که یک نفر با بضاعت اندک علمی مثل حسن روحانی و مجید انصاری و ... هم می توانند از آن عبور کرده و به ناحق مدعی اجتهاد و فقاهت شوند. تأملی دوباره به مفهوم واژه "خبرگان" حتی از نگاه عوام نیز نشان می دهد که این مجلس جای چهره های عالم و متقی و تاثیرگذار است.

یک نکته را هم به عنوان یک حوزوی بیان می کنم که نباید مغفول بماند. برخلاف تبلیغات دشمن و باور عموم، روحانیت و حوزه نقش چندانی در رویکردهای کشور ندارند و فقط فحش بی کفایتی بعضی مسئولان را می خورند. از سوی دیگر بخشی قابل توجه در حوزه احساس می کنند آن گونه که باید دیده نشده و ظرفیت و استعدادشان مورد اعتنا قرار نگرفته و در عوض شاهد روی کارآمدن بعضی چهره های ناتوان و ضعیف حوزوی در سمت هایی مثل امامت جمعه و ... هستند. این بخش از بدنه حوزه اگر از طرق مشروع و رسمی نتواند در سطح جامعه عرض اندام کند از مسیرهای نادرست به اظهار فضل و ارائه نظر خواهد پرداخت. هیچ یک از مدعیان ولایت مداری، برگزاری کرسی های آزاد اندیشی را جدی نگرفتند. خیلی ها در حوزه به درست یا غلط گمان می کنند حرفی نو و اندیشه ای راهگشا و منحصر به فرد برای گفتن دارند اما تریبونی در اختیارشان قرار نگرفته و این مساله را حمل بر وجود بی عدالتی دانسته و درصدد برهم زدن این نظم ناموزون قرار می گیرند.

حالا همه این حرف ها به کنار. اصل شرکت در امتحان خبرگان و کسب نمره قبولی و سپس انصراف از نامزدی به خودی خود به رزومه ای برجسته برای بعضی از طلاب تبدیل شده است؛ والعاقبة للمتقین.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از تبار اشک و لبخند!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ۱۲:۰۲ ب.ظ

آزاده و جانباز دوران دفاع مقدس به یاران شهیدش پیوست

 

حسن محمدی به رحمت خدا رفت. شادی روحش فاتحه ای بخوانید.

حسن محمدی آزاده سرافراز و جانباز قهرمان و هنرمندی ناشناخته بود که اولین بار در اردوی کاروان پیاده مرحوم ابوترابی در اواسط دهه هفتاد با او آشنا شدم. یک ضرب حرف می زد، طبع شعر داشت و از همه مهمتر این که به هر بهانه ای وسط اتوبوس بلند می شد و ملت را از خنده روده بر می کرد. 

شنیدم در اسارت هم کارش همین بود. نمی گذاشت کسی افسرده و غمگین شود. جوک می گفت و می خنداند. تئاترهایش در دوران خفقان اسارت محشری بود. بارها عراقی ها فهمیدند و حسابی کتکش زدند ولی باز هم بچه ها را دور خودش جمع می کرد و نمایشش را به اجرا در می آورد. بارها آزادگان موصل را دیده ام که وقتی اسم حسن محمدی را می شنیدند ناخودآگاه لبخند روی لبشان گل می کرد.

او پس از آزادی در فیلم‌های «نبردی دیگر»، «قطعه‌ای از بهشت» و «ما هنوز زنده‌ایم» به ایفای نقش پرداخته بود. سید آزادگان مرحوم ابوترابی علاقه ویژه ای به حسن آقا داشت.

سال 79 بود که او را به بابل دعوت کردیم آمد مسجد گلشن و خاطره گفت. جایتان خالی. حدود دو ساعت ملت را می خنداند و گریه می آورد. این از هنرهای منحصر به فرد حسن محمدی بود که اشک و لبخند را با هم به مخاطبانش می بخشید و خاطرات تلخ و شیرین آزادگی را در جانشان ماندگار می ساخت. خودش هم نوحه خواند و مردم سینه زدند.

روحش شاد. سال ها بیماری و رنج کشید و دیروز به یاران شهیدش پیوست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جمهوری اسلامی، حلوا یا کیک تولد؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ۱۰:۰۰ ق.ظ

See the source image

 

شما یادتون نمیاد. اولین روزای اول پیروزی انقلاب می گفتن انقلاب دووم نداره، امروز فرداست که طرفدارای اعلی حضرت بریزن تو خیابونا و کشور رو از اینا پس بگیرن. چن ماه گذشت گفتن آمریکا که دست دست نمی کنه رژیم تو چنگ آخوندا بمونه. چن تا کودتا شد و این طرف اون طرف کشور خلق عرب و کرد و ترک و بلوچ و ترک و از این بازیا در اومد و ترورها شروع شد، گفتن دیدید دیدید کار دیگه تمومه! یکی دو ماه دیگه اینا فرار می کنن میرن خارج. جنگ که شد و چن تا شهر مرزی سقوط کرد و فرودگاه مهرآبادو زدن پوزخندای اینا شروع شد که دیگه باید فاتحه نظامو خوند. محاصره اقتصادی و تحریم های کمرشکن و صف طولانی ارزاق، واسه بعضیا عروسی بود. گفتن ثانیه های آخر عمر نظامه. مردم دیگه طاقتشون طاق شده دلشون می خواد آمریکا برگرده. جنگ تموم شد و تهاجم فرهنگی اومد وسط. گفتن بازسازی کشور جنگ زده خرج داره. گرونی باعث سقوط نظام میشه. جوونها هم که دیگه قرتی شدن و از نظام فاصله گرفتن و ....

بگذریم.

کیک تولد چهل سالگی نظامو هم خوردیم رفتیم تو چهل و یک. پیر برنای ما گفت: این تازه اول راه بود. این چهل سال شد یه قدم. حالا یاعلی بگین بریم سر گام دوم، جوونا آستینا رو بالا بزنن و بیان وسط میدون.

الان اونا میگن نباید بذاریم ایران هسته ای بشه، نباید ماهواره بفرسته فضا، ایران نباید تو سوریه و لبنان و یمن و کشمیر و نیجریه و ... باشه. ایرانو باید از آمریکای لاتین زد عقب.

....

عه! چی شد عزیزم؟ نظام که داشت سقوط می کرد!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وضعیت نگران‌کننده مداح جانبازی که در کماست

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۸، ۰۱:۰۰ ب.ظ

به گزارش خبرنگار حوزه مسجد و هیأت خبرگزاری فارس، حاج یونس حبیبی مداح، نوحه‌خوان و جانباز شیمیایی دفاع مقدس، ۵۲ سال دارد که در نوجوانی به جبهه‌های جنگ اعزام شده و تا یک سال پس از پایان دفاع مقدس در منطقه حضور داشته است. حاج یونس در سال ۱۳۶۸ از قرارگاه رمضان انتقالی گرفته و به ستاد مشترک سپاه پاسداران نقل مکان می‌کند. او سپس مسؤول ارزشیابی سپاه  و مدتی مسئول دژبان کل سپاه می‌شود؛ تا این‌که سال ۸۰ به صورت پیش از موعد بازنشست شده است.

حاج یونس که ۷ بار در جبهه‌های جنوب دچار عوارض بمباران‌های شیمیایی دشمن شده، پس از سه بار سکته مغزی، حدود ۷۲ ساعت را در حالت کما به سر برد و حتی در بهمن‌ماه سال ۹۵ خبر درگذشت او در فضای مجازی منتشر شد؛ اما پس از ۳ روز از اغما خارج شد و به زندگی بازگشت.

این مداح اهل بیت(ع) برای ادامه درمان خود چند روزی را به تهران می‌آمد تا اینکه به دلیل جراحات ناشی از دوران دفاع مقدس در بیمارستان ساسان تهران بستری شد و از ساعت سه‌ و نیم بامداد روز ۲۱ خردادماه به دلیل مشکلات تنفسی و کاهش سطح هوشیاری در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شد و تا امروز در کماست.

مجتبی حبیبی فرزند این مداح در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در اول آبان‌ماه امسال از مشکلات درمانی این جانباز گفته بود و با بیان اینکه یونس حبیبی زیر پوشش بیمه درمانی نیروهای مسلح است و این بیمه نیز تاکنون طی تمدید روند درمان تا ۲۰ آذرماه سال‌ جاری تأمین هزینه‌های وی را متقبل شده است، گفت: براساس اعلام مسؤولان با توجه به تمدید دو مرتبه‌ای روند تامین هزینه‌های درمان، بعد از این تاریخ بیمه هزینه‌ها را متقبل نخواهد شد و باید به ازای هر شب نگهداری در بیمارستان مبلغ ۳ میلیون تومان پرداخت کنیم یا با تامین تجهیزات لازم، نگهداری از وی را در منزل با حضور پرستار مجرب انجام دهیم.

براساس این گزارش، باتوجه به اینکه به موعد پایان این مهلت نزدیک شدیم مجدداً آخرین وضعیت را از فرزند وی جویا شدیم. حبیبی دراین باره اظهار داشت: پدرم زیر پوشش بیمه نیروهای مسلح است که براساس اعلام مسؤولان تا ۱۷ آذرماه ۹۸ اعتبار داشته است و بعد از آن، امکان تمدید و پرداخت هزینه‌های درمانی وجود ندارد.

وی افزود: سوال بنده از مسئولان این است که آیا جانبازی تاریخ دارد؟ چون آن‌ها اعلام می‌کنند، تاریخ اعتبار بیمه پدر من تا فلان تاریخ است و پس از آن اعتبار ندارد؛ یعنی در این تاریخ جانبازی وی به‌پایان رسیده است؟

حبیبی تصریح کرد: براساس اعلام مسؤولان باقی هزینه‌های بستری و درمانی پدرم در این سه روز نیز باید توسط خود ما پرداخت شود، زیرا بیمه حاضر به پرداخت نیست.

فرزند یونس حبیبی ادامه داد: براساس اعلام مسؤولان برای ادامه درمان پدرم یا باید وی را به منزل منتقل کنیم و یا به بیمارستان فوق تخصصی نورافشار در نیاوران تهران که بیمه نیروهای مسلح برای پرداخت هزینه‌های درمانی را می‌پذیرد، اما مشخص نیست بیمه در این بیمارستان تا چه زمان هزینه‌ها را متقبل خواهد شد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: متاسفانه در حالی که پدر بنده در کما و روی تخت بیمارستان است، در بلاتکلیفی کامل به سر می‌بریم و در حال مشورت با دوستان و آشنایان هستم تا تصمیم مناسبی در این زمینه بگیریم؛ زیرا با فشار مسؤولان بیمه پزشکان بیمارستان نیز خدمات‌رسانی ندارند و بایدخیلی زود تصمیمی برای ادامه درمان وی اتخاذ کنیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا