اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۴۶ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

قدر زر، زرگر شناسد...!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۳۷ ق.ظ
wo91_8c049579-05b7-4a7e-bd5e-2d0e237bf2cc.jpg

چند سال پیش بازدیدی از موزه شهرستان بابل داشتم. عینک نیما یوشیج و قواله ازدواج او یکی از اشیایی بود که برای تماشا در منظر بازدید کنندگان قرار گرفته بود. نمیا یوشیج بابلی نیست و فقط چند سال در این شهر زندگی کرده است.
خدا رحمت کند شهید هنرمند، بهروز مرادی را که در همان نخستین روزهای جنگ و گریز خیابانی در خرمشهر، دروازه مسجد جامع را که آثار تیر و ترکش بر آن نمایان بود از جا کند و در جایی مخفی نگاه داشت. او معتقد بود روزی این در می تواند در موزه ای به نمایش درآمده و پیامی از استقامت مردم این دیار را به نسل های بعد منتقل نماید. این دروازه امروز در موزه دفاع مقدس خرمشهر به زیبایی خودنمایی کرد و یاد و خاطره رشادت ها را زنده می سازد.
آوینی هم بی هیچ چشمداشتی از طرف جهاد سازندگی به خطوط مقدم می رفت و تصاویری ناب از صفای باطن رزمندگان و دلاورمردی های مردان بی نام و نشان این مرز و بوم برای آیندگان ثبت می نمود.
امثال شهیدان مرادی و آوینی بسیار کم بودند و الا امروز صدها اثر در خور از حماسه مرد و زن این دیار برای ثبت در تاریخ باقی می ماند. اتفاقی که در ویتنام و لبنان و ... افتاد و مناطقی از شهرهای جنگ زده به عنوان سندی گویا از جنایات دشمن، مورد حفاظت قرار گرفت و ماندگار شد.
موزه جنگ مسکو، معروف ترین موزه جنگی دنیاست و هر سال هزاران نفر از سراسر جهان برای بازدید از آن به روسیه سفر می کنند در حالی که به اذعان بسیاری از بازدیدکنندگان این موزه، آثاری چون کلاه خود ترکش خورده، لباس خونی، کوله پشتی پاره، دست خط یک سرباز و ... که چه بسا در انباری پایگاه های بسیج مساجد ما به وفور یافت می شود با آرایه ای بی نظیر و نورپردازی زیبا در معرض دید علاقمندان قرار گرفته و ترکیبی است که این موزه مشهور را تشکیل داده است.
دیروز مصاحبه ای خواندم از محسن رفیق دوست که اعتراف کرد: "خودروی بلیزر حامل امام به علت بی عرضگی ما مفقود شد!"
این خودرو می توانست بهانه ای برای روایت لحظه به لحظه و شورآفرین خاطرات بهمن 57 برای نسل های آینده باشد.
می خواهم آخر این یادداشت کوتاه، خواهشی از تصمیم سازان فرهنگی کشور داشته باشم. اگر به ضرورت حفظ میراث فرهنگی انقلاب و دفاع مقدس پی برده اید، لطفاً حفظ و ثبت و نشر ارزش های نورانی آن سال ها را به کسانی که در همان سال ها درک درستی از لزوم ثبت این میراث گرانسنگ نداشتند، نسپارید. بگردید و برای مدیریت های فرهنگی و هنری مرتبط با فرهنگ ایثار و شهادت، امثال آوینی و مرادی را پیدا کنید.
  • سیدحمید مشتاقی نیا

فایل کتاب خاطرات شهید گراییلی

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۰۸ ب.ظ

به دنبال معرفی کتاب خاطرات "شهید محمدتقی گراییلی، محب امام زمان عج" در پست قبلی وبلاگ و ابراز علاقه دوستان جهت مطالعه اثر، شب گذشته با نویسنده کتاب، جناب آقای مهدی قائمی امیری دیداری داشتم. ایشان که صاحب امتیاز و تمام حقوق مربوط به کتاب است با کمال میل و اشتیاق فایل آن را جهت مطالعه علاقمندان در اختیار حقیر قرار داد. ضمن تشکر از این برادر طلبه مخلص، جهت دانلود فایل پی دی اف می توانید به این آدرس مراجعه نمایید:


http://uupload.ir/filelink/LF7GMHmMj3aO/qwy4_شهید_گرائیلی_.pdf


  • سیدحمید مشتاقی نیا

نعم المولی و نعم العبد!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۳۳ ب.ظ

jpbh_صوره_20181119_181715.jpg


بعضی آثار و نوشته ها هستند که فارغ از سبک و سیاق های هنری و ادبی، زنده اند و روح دارند و با انسان سخن می گویند. نوشته های آوینی از همین دست آثار هستند. شاید خیلی ها از نظر ادبی و قدرت قلم بالاتر از آوینی باشند؛ اما یادداشت های او به خصوص متن های روایت فتحی اش، روح دارند و جان انسان را به حرکت وا می دارند. علتش شاید برگردد به اخلاص سید مرتضی و آن دو رکعتی که نیمه شب وضو می گرفت و می خواند و بعد پشت میز مونتاژ می نشست و قلم به دست می گرفت.

کتاب "شهید محمد تقی گراییلی، محب امام زمان عج" نیز از همین دست آثار است. مهدی قائمی امیری، نویسنده کتاب، بی اعتنا به سبک و سیاق های رایج، ملال آور و فرمالیته عرضه قلم و ادب که مدتی است فضای مکتوبات فرهنگ ایثار و شهادت را نیز به رقابت های سطحی کشانده، ساق قلم را به ساقی دل سپرد و برای شهید آن گونه نوشت که بی هیچ کم و کاست و دستبردی، سخنی برخاسته از دل را بر دلی منتظر و تشنه در برهوت نسیان و خودباختگی، بنشاند و روح را به جنبش وا دارد.

درود خدا بر مهدی قائمی امیری که ساده و روان و بی پیرایه و کوتاه، هوای زلال شهادت را بعد از چند دهه از یوغ طوفان های غبارآلود روزگار بیرون کشید و خالص و پاک و صمیمی به کام جویندگان معارف حق و منتظران واقعی و میدانی عرصه ظهور چشاند.

کتاب خاطرات این شهید را شاید کمتر از یکساعت بتوان خواند؛ اما ساعت ها خلوت و فکر و خجلت، کمترین دستاورد انس با مضامین آن است که به راستی اگر سربازی و محبت به امام عصر این است، ما کجای این معرکه ایستاده ایم؟!

نسخه عملیاتی انتظار را بر صفحات حیات طیبه شهید گراییلی بخوانیم و معنی ولایت و عبودیت را در آینه نفس قدسی و گره خورده او به طینت امام عصر (عج) بجوییم. 

این اثر در 68 صفحه در سال 96 توسط انتشارات نگاران قلم به زیور طبع آراسته شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

باد و بادکنک!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۳۱ ق.ظ

شما از خواندن این جمله چه برداشتی می کنید:

تحریم بانکی فقط یک اقدام و یک خبر در خبرگزاری ها نیست. تحریم بانکی یعنی مرگ کودکان ایران به خاطر ممنوع شدن فروش دارو.

این عبارتی است که این روزها اغلب سلبریتی های دلسوز و همسنگ مردم! به صورت هماهنگ و بی کم و کاست در صفحه شخصی شان منتشر و تکرار می کنند.

فرض کنید روز عاشورا کسی گوشه ای ایستاده باشد و معرکه را تماشا کند و بعد ناچ ناچ کنان بگوید:تشنه نگاه داشتن کودکان کار خوبی نیست!

باز صد رحمت به آن تعبیر معروف شهید آوینی از دسته عزاداری روشنفکری که راه می افتند و دم می گیرند:مسیو یزید مستر حسینو کشته

و دسته دوم در پاسخ آن ندا سردهند که:چه اشتباهی کرده، چه اشتباهی کرده!!

برادر و خواهر پاستوریزه سلبریتی!

ممنون که وقتی موضع سیاسی می گیری مراقبی خدای ناکرده خط اتوی لباست به هم نریزد!

فقط تو را به آن داعیه آزادگی که پشت نقابش پناه گرفته ای قسم مشخص کن چه کسی عامل تحریم و بالطبع فقدان دارو برای نجات جان کودکان سرطانی است؟ ما یا آمریکا؟

چه کسی کودکان تشنه صحرای کربلا را از آب دور نگاه داشت؟ حسین یا یزید؟

آدم حتی اگر جنسیت خنثی هم داشته باشد دنبال آن است که تکلیف خودش را مشخص کند چرا که بیشتر از همه روح و روان خودش در رنج و عذاب است!

اگر مخاطب این اظهار نظر یکدست سلبریتی ها در اعلام تحریم بانکی و عواقب آن جمهوری اسلامی است که باید مشخص کنند حد یقف باج خواهی آمریکا و اذنابش تا کجاست و ما باید دقیقا تا کدام مرز اعتقادی یا انسانی و فطری و حتی مادی از راه خود و منافع ملی عقب نشینی کنیم که آنان از زیاده خواهی خویش دست بردارند؟

و اگر مخاطب پیام فوق، آمریکا و یا مثلا افکار عمومی دنیاست که بهتر است عبارت انگلیسی این جمله نیز در ذیل آن ثبت می شد و به عامل این رفتار غیرانسانی اشاره می گردید.

این که آیا اتاق فکر جریان سازی رسانه ای حامی گفتمان تسلیم و ذلت که سابقه تحمیل و بزک کردن ننگنامه برجام را در پیشینه خود دارد باز هم سلبریتی ها را به خط کرده و قرار است با بهره گیری از ظرفیت خبرسازی و اغواگری آنان ترکمنچای دیگری را به تاریخ این مرز و بوم تحمیل کند تحلیل قابل اعتنایی است؛ اما فارغ از این نگاه، سلبریتی های پر ادعا که خودشان با تبلیغات جانبدارانه انتخاباتی شان در به وجود آمدن وضع امروز نقشی انکار ناشدنی دارند در خلوت خود تامل کنند و ببینند برای جلب اعتماد و اثبات صداقتشان در وطن دوستی چه سابقه پر افتخاری در حمایت از پیام حق انقلاب اسلامی و خون شهدای این آب و خاک دارند؟ بر اساس کدام منطق، نظامی که برآمده از آرمان سرخ شهدا و مستضعفان و عدالتخواهان است باید متاثر از هیاهو و مطالبه کسانی باشد که گاه کمترین نسبتی با آرمان ها نداشته و در بحبوحه خطر و بزنگاه غیرت و مردانگی به چشم نمی آیند؟

هیچ اسطوره ای در هیچ مکتب و آیین و تاریخ و جغرافیایی از کنج ویلا و روی پر قو به قهرمان مردم تبدیل نشد.


  • سیدحمید مشتاقی نیا

تنها وعده ای که جرم است!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۰۵ ق.ظ

یک وقتی کسی می آید جیب شما را می زند و پول یا مالی ارزشمند را از کفتان می رباید، می شود دزد و مجرم که می رود گوشه زندان.

یک بار کسی از شما پولی قرض می گیرد و یا جنسی می خرد و چکی می دهد که محل ندارد و به خاطر آن به زندان می افتد.

اما کسی که تعهدی را بابت مهریه به عهده می گیرد پولی از کسی قرض نگرفته و مالی را به یغما نبرده و با این که ممکن است نفع مادی خاصی هم نصیبش نشده و چه بسا خودش به خاطر ازدواج متضرر شده باشد فقط به خاطر وعده ای که در روز خواستگاری و عقد داده و نتوانسته به آن عمل کند راهی زندان می شود.

کاش قانونی بود که می شد یقه مسئولان خوش وعده و بی عمل را نیز به خاطر حرف های فریبنده و یا ادعاهای واهی و بی پشتوانه شان گرفت و به زندان انداخت. آن وقت می شد صداقت را یک امتیاز شمرد و راستگویی را در جامعه رواج داد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آی صدام! کجایی پسر؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۴۸ ب.ظ

بعضی ها هنوز شبهه می کنند و سر کوفت می زنند که: هشت سال جنگیدیم آخرش چه شد؟ پیروز این میدان ما نبودیم، نتوانستیم دشمن را شکست داده و مجبور به پذیرش قطعنامه شدیم!!

این پرسش از اساس اشتباه است؛ زیرا مگر ما آغازگر جنگ یا جنگ طلب بودیم که بحث پیرزوی بر دشمن معنای تصرف جغرافیایی و ... داشته باشد؟ ما مدافع این آب و خاک مظلوم بودیم که توانستیم به برکت خون شهدا با حداقل امکانات در برابر ارتشی مسلح و مورد حمایت کشورهای قلدر، علاوه بر باز پس گیری شهرهای اشغال شده میهن خود، دشمن را نیز متنبه سازیم و سال های سال، سایه جنگ جنگ و تهاجم بدخواهان حتی ابرقدرت ها را از سر این مردم دور نماییم.

اما از این حرف ها که بگذریم امروز نگاه به این تصویر، روایتی ناب از حقیقت جایگاه جمهوری اسلامی و جایگاه حزب بعث و صدام ملعون را به نمایش می گذارد:


  • سیدحمید مشتاقی نیا

شورای پرحاشیه، رنگ ها، انگ ها و سنگ ها!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۵۲ ب.ظ

ماجرای پر سر و صدای شورای شهر بابل که در آستانه ماه محرم اتفاق افتاد و منجر به بازداشت جمعی از متخلفین شد، باعث دلگرمی نیروهای مخلص انقلاب نسبت به نظام اسلامی و عدالت اجتماعی گردید.

سپاه پاسداران نمره خوبی از این اقدام مثبت دریافت کرد و نور امید را بر دل دلسوختگان تاباند. دستگیری تعدادی از اعضای شورا البته به مذاق دو طیف خوش نیامد.

طیف اصلاح طلبان رنجیده شدند چرا که اغلب افراد مساله دار طبق معمول از لیست امید بودند و آبروی این طیف را باز هم به مخاطره انداختند.

بخشی از مدعیان سنتی جریان به اصطلاح اصولگرایی هم از اقدام انقلابی سپاه خشنود نشدند. یک دلیل ناخشنودی این طیف، قرار و مدارهای پنهانی است که با نیات مادی برای انتخابات آتی مجلس با جریانی نان به نرخ روز خور بسته اند. مغز متفکر این جریان غربگرای خودباخته جزو دستگیرشدگان شورا بود که این اتفاق میتواند برنامه سوداگرانه جماعتی پول پرست را برای تصدی کرسی مجلس به خطر بیندازد. دلیل دیگر این طیف هم عدم امکان قهرمان سازی از فردی خاص بود که به رغم انجام هزینه های تبلیغی، مردم سپاه را نقطه عطف اجرای عدالت در برخورد با مفاسد شورا می دانستند.

سپاه بابل ثابت کرد که فارغ از انگیزه های جناحی اصحاب رانت و قدرت، بی هیچ ادعایی، جز عمل به آرمان های انقلاب اسلامی و استمرار راه شهدا و تأسی از سیره و اندیشه ناب ولایت فقیه دغدغه ای ندارد.

جمعی از دوستان بنا داشتند برنامه ای برای قدردانی از فرمانده سپاه بابل ترتیب بدهند که فرمانده محترم از باب تواضع، نپذیرفت؛ اما جالب بود که همان طیف سنتی معامله گر و اغوا شده نیز مخالفتی اساسی با اجرای این برنامه داشت. در این خصوص حرف هایی هست که بعدها خواهم نوشت.

همان ایام متنی را برای لوح تقدیر برنامه ملغی شده مذکور نگاشتم که آخرش نمی دانم این لوح به دست فرمانده سپاه رسید یا نه:


بسم رب الحسین علیه السلام

"شجره‌ی خبیثه‌ی فساد اقتصادی را که از جمله‌ی دام‌های مهلک دشمن و موجب بی‌عدالتی در اداره‌ی امور کشور و مایه‌ی ورشکستگی مادی و معنوی است خطرناک بدانند و همه با هم در ریشه‌کنی آن همکاری کنند." مقام معظم رهبری(۱۳۸۰/۱۱/۲۳)

حسین علیه السلام قیام نکرد مگر برای اصلاح دین جدش محمد صلی الله علیه و آله و سلّم و حسینیان تاریخ قیام نخواهند کرد مگر برای احیای امور بر زمین مانده مکتب حق، بی اعتنا به فراز و نشیب ها و نام ها و رنگ ها و انگ ها و سنگ ها که از نهضت عاشورا آموخته ایم: ان کان دین محمد(ص) لم یستقم الا بقتلی، فیا سیوف خذینی.

فرزند رشید انقلاب، فرمانده حماسه آفرین و غیور سپاه شهرستان بابل، جناب سرهنگ رمضانی

اقدام شجاعانه شما و مجموعه نیروهای گمنام و بی ادعای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در برخورد انقلابی با برخی تخلفات و مفاسد اداری که وجهه دارالمومنین را چنگ می انداخت، نور امیدی بر قلب دلسوختگان اسلام و انقلاب و ایران عزیزمان تابید و شور و شعور انقلابی گری را در آستانه ماه پیروزی خون بر شمشیر بر جان و دل مردم مظلوم و پابرهنگان رهرو نهضت جهانی و بی انتهای اباعبدالله علیه السلام زنده نمود.

به رسم وظیفه، تقدیر از احیاگران فریضه امر به معروف ونهی از منکر که بالاترین حکم جهادی دین در صیانت از حقوق جوامع بشری است را بر خود واجب دانسته و بدینوسیله از طرف خانواده های معزز شهدا از شما برادر بزرگوار به نمایندگی از طلایه داران تمدن نوین اسلامی و خط شکنان عرصه دفاع از ارزش های اسلامی تقدیر و تجلیل به عمل می آید.

از درگاه الهی عزت دنیا و آخرت و همنشینی با اصحاب عاشورایی امام عشق علیه السلام را برایتان مسئلت داریم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عرفان اسلامی، وسط معرکه اجتماع!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۴۷ ق.ظ

دین فردی و منزوی هیچ گاه مورد تأیید اهل بیت علیهم السلام نبوده است.

عده ای در درون خود احساس نیاز معنوی دارند؛ اما این عطش معنوی را از راهی غیر صحیح اجابت می کنند. عرفان از ریشه ع ر ف به معنای شناخت است و عارف حقیقی کسی است که خدا و راه خدا را بشناسد و در همان مسیر گام بردارد.

اسلام دینی اجتماعی است و راه کمال را در وسط معرکه اجتماع می جوید. کسی که شهادتین را به زبان آورده باید این راه را بر مبنای آموزه های حقیقی طریقت دین بپیماید.

آنهایی که هم دنبال ارضای حسّ نیاز معنوی خود بوده و هم از مسئولیت پذیری دینی اجتناب می ورزند، سراغ عرفان های کاذب و تصوف و درویش مسلکی می روند.

در آستانه شهادت امام حسن عسکری علیه السلام، یادآوری این حدیث شریف ایشان خالی از لطف نیست:

«خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَیْءٌ: أَلاْیمانُ بِاللّهِ وَ نَفْعُ الاْخْوانِ.»
دو خصلت است که بهتر و بالاتر از آنها چیزی نیست:ایمان به خدا و سود رساندن به برادران.

تحف العقول، ص 489

کسی که خیری از او به جامعه نرسد، سال های سال هم که ذکر بگوید و سر به لاک خویش فرو برده و کاری به کار کسی نداشته باشد، هر اسمی که دلش می خواهد برای عرفانی که در پیش گرفته بگذارد؛ اما یقین کند که از عرفان و معرفت اسلامی دور مانده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

طی الارز!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۴۷ ب.ظ

دو روز پیش با مسئولی همکلام بودم. اشاره داشت به روند نزولی قیمت دلار و می گفت دولت عزمش را جزم کرده دلار را تا هشت هزار تومان پایین بیاورد.

گفتم یعنی قیمت کالاها هم کمی ارزان می شود؟

گفت گرانی کالا چه ربطی به دلار دارد؟!!! دلار بیاید پایین دلیل نمی شود قیمت کالا و اجناس هم پایین بیاید!!!

بگذریم.

قیمت دلار سیر نرولی پیدا کرد. چند وقت پیش هم این اتفاق افتاد و دلار از نوزده تومان به حدود یازده رسید. وزیر جوان و جویای نام دولت زود مطلب نوشت و مصاحبه راه انداخت که دیدید این معجزه فضای مجازی را که توانست قیمت دلار را بیاورد پایین و ... کمی بعد قیمت دلار آمد روی چهارده هزار تومان ایستاد.

سر شب رفتم اطراف حرم حضرت معصومه، بازار دلال های ارز داغ داغ بود. جمعیت بسیاری آمده بودند دلارهایشان را بفروشند تا اگر ارزان تر شد بیشتر از این ضرر نکنند.

نکته عجیب اما این جاست که دلال ها هم اگر چه بر سر مال می زنند اما با ولع به خرید ارز اقدام کرده و ابایی از این ندارند که این سیر نرولی مستمر بماند. این ولع عجیب در خرید ارز، کمی مشکوک است و باز هم زنگ خطر را برای اوج گرفتن دوباره و ناگهانی قیمت دلار و ... به صدا در می آورد.


  • سیدحمید مشتاقی نیا

عدالتخواهی شیک، یعنی حرّافی!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۳۵ ق.ظ

هیچ فقط میدان حرف را خالی نمی گذاریم.

بعضی بچه های حزب اللهی شیک و نجیب همیشه یک گوشه می نشینند و حرف می زنند در قبال تبعیض و بی عدالتی و تهاجم فرهنگی و ... جز حرف، چیزی در چنته ندارند. بعد تا می بینند یک نفر بر خلاف جریان آب بلند شد و  می خواهد کاری کند ذره بینی به دست گرفته و نکته ای را بهانه کرده و افاضه می فرمایند که این جای کار غلط است و چرا آن مدلی کاری نکردید و ... انگار که خودش می خواست کاری انجام دهد و دیگری از او سبقت گرفته در حالی هیچ گاه جز نشستن و حرف زدن حرکتی از او دیده نخواهد شد. این افراد دوست دارند بی آن که غباری بر لباسشان بنشیند و دستی بجنبانند در همه کارها خودشان را پیشرو جا بزنند؛ اما ما آموخته ایم: فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما

یاد درد دل حضرت امام از دست متحجرین می افتم که مثال می زد دشمنی را که به شما سیلی زده و وقتی می خواهید از خودتان دفاع کنید کسی در قامت دوست دست شما را محکم نگه می دارد تا نتوانید حرکتی انجام دهید. اندیشه تحجر اما اینک در قالبی شیک و انقلابی نما دوباره ظهور کرده است.

کسی نمی گوید صدرالساداتی و دیگر دوستان عدالتخواه اشتباهی ندارند و عملکردشان در طول عمرشان صد در صد قابل دفاع است اما مدعیان خرده گیر را تا کنون در دفاع از هیچ مظلومی ندیده ام که قلم به دست گرفته و مثلا با شیعیان آواره پاکستانی که همین چند وقت پیش در مزارع اطراف تهران در دل تاریکی شب با حمله مامورین خانه خراب شده و مدتها دنبال کودکان خود می گشتند و زجر می کشیدند ابراز همدردی کند.

یا شش ماه زندان رفتن بدون محاکمه طلبه عدالتخواه سیرجانی را ببینند و دم بر بیاورند. حاضر نیستند در قبال اقدام غیرقانونی و فاقد حکم در بازداشت حجت الاسلام صدرالساداتی حرفی به میان بیاورند و لااقل توضیح بدهند که چرا ضرب و شتم طلاب توسط اوباش در سطح معابر را ناپسند می دانیم اما ضرب و شتم طلبه ای توسط ماموران خودسر یک نهاد رسمی را قبیح نمی شماریم؟ مظلوم معیار واکنش ماست یا ظالم؟!

ماستمالی کردن امور را همه بلدند. مرد آن است که در قبال ناملایمات فریادی برآورد.

من با شناختی که در حدود دو دهه حضور در حوزه دارم و هنوز هم جرات ندارم خودم را سرباز امام زمان بدانم به سهم خویش از معدود طلابی که در سیرجان و کلیبر و تبریز و بروجرد و ... از جای خود جنبیده و برخلاف روال معمول، مصایب امر به معروف و نهی از منکر را به جان می خرند حمایت نموده و خواهم نمود و مرارت های ناتمام این راه را همچنان به دوش خواهم کشید به حول و قوه الهی.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

روایت صدرالساداتی از حمله لباس شخصی ها

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۵۰ ب.ظ

سید مهدی صدرالساداتی در صفحه اینستاگرامش نوشت:

  • وقایع دیروز و دیشب اینطور بود: 
    شورای تامین گفته بود فعلا حکم قابل اجرا نیست و ما رفتیم ... بعد از ظهر استراحت کردیم و درست زمانیکه پیرمردها و جوانهای خسته و خیس از شب گذشته را فرستادیم بخوابند ... در خیابان چند نفر یورش بردند تا من را ببرند و من درخواست حکم جلب کردم و آنها نشان ندادند (ماشین شخصی ، لباس،شخصی) و فقط با زور میخواستند مرا ببرند داخل ماشین که من دو سه دقیقه مقاومت کردم و کتک خوردم...
    پاهایم بیرون بود و تا کمر داخل ماشین ، عمامه ام را برداشتند ، من هم فریاد میزدم که شما کی هستید؟ مردم خبردارشدند و ماشین حرکت کرد و یکی از مردم با چیزی به شیشه ماشین زد و اینها ترسیدند و نزدیک بود ماشین پاهایم را له کند ... .
    .
    رفتم حسینیه نماز خواندم و پست قبلی را گذاشتم ... این بار دیگر قضیه حیثیتی شد و به من زنگ زدند و پیغام دادند هزار نفر می آوریم و تو را امشب دستگیر میکنیم که ویس هایش هست ... دادگاه ویژه هم میگفت ناجا حق ندارد دستگیر کند! .
    ماشین ها و ونهای زیادی تا آخر شب آنجا بودند تا من را ببرند بلکه قضیه کش پیدا نکند و من از هر خانه ای به خانه دیگر رفتم و با لباس مبدل از کوچه پس کوچه ها سوار ماشین شدم و رفتم بیمارستان برای بخیه زدن دستم! و بعد حتی وقتی رسیدم قم به من پیغام میدادند که قضیه حیثیتی شده است و امشب تو را خواهند گرفت! .
    .
    پ.ن: فیلم درگیری را که چند خانم مسن داشتند به زور همین ها از گوشی پاک کردند ! 
    پ.ن2: این لباس مبدل من است که از بچه ها گرفتم ! 
    پ.ن3: پستی با عکس رهبری گذاشته بودم که چون عجله ای بود بعضی برداشت کردند ک بنده خدایی نکرده منتی گذاشته ام و از همینجا از همه عذر میخواهم! .
    پ.ن4: در خصوص برخوردهای زشت ناجا و هتک حرمت خانواده شهید ، ترساندن مردم ، نیرو آوردنی که برای اشرار می آورند ، غیر منطقی صحبت کردن دانشگاه ، بحث حقوقی باقی مانده ، پست دیگری خواهم گذاشت ! .
    .
    پ.ن5: وقتی میگوییم لباس شخصی ، معلوم است خوب دارد و نامرد دارد که به اون ناهار میدهی دو ساعت بعد با لگد پذیرایی میکند ... مثل روحانی که خوب دارد ، نامرد دارد
  • سیدحمید مشتاقی نیا