اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۴ اسفند ۹۹، ۲۰:۵۲ - شهردار بابل
    🙄🙄

۹ مطلب در آذر ۱۳۹۹ ثبت شده است

برخورد عجیب با سرباز، این بار در سپاه بابل!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۸ آذر ۱۳۹۹، ۱۰:۱۷ ق.ظ

کمک کردن

 

این روزها که بحث برخورد نامناسب بازپرس دادگستری بابل با یک سرباز وظیفه -که با تأیید و پیگرد ستاد کل مواجه شد- بر سر زبانها است نمونه ای دیگر از برخورد با سرباز نگهبان، این بار در سپاه بابل در نوع خود جالب توجه می باشد.

چند ماه پیش در نخستین روزهای انتصاب سردار مسلمی به فرماندهی سپاه مازندران، وی و همراهانش نیمه های شب در حال عبور از شهرستان بابل، بدون اطلاع قبلی به سپاه این شهر مراجعه می کنند که با ممانعت سرباز نگهبان مواجه می شوند. با اینکه سردار لباس رسمی به تن داشت و همراهانش نیز او را معرفی کرده و خواهان ورود به ساختمان سپاه شدند سرباز از پذیرش حرف آنها امتناع ورزیده و درخواست مشاهده کارت شاسایی شان را مطرح کرد که در نهایت سردار با ارائه کارت شناسایی موفق به جلب اعتماد سرباز می گردد.

نکته قابل توجه آن که سردار (به عنوان بالاترین مقام نظامی استان) که دقایقی را در نگهبانی سپاه توسط سرباز (در جایگاه پایین ترین رده نظامی) معطل مانده بود بلافاصله پس از ورود به محوطه سپاه، هدیه ای نقدی از جیب خود درآورده و به سرباز وظیفه شناس می دهد. وی همچنین طی دستوری از سرهنگ رمضانی، فرمانده سپاه بابل می خواهد که سرباز مذکور را به خاطر حسن انجام وظیفه، مورد تشویق قرار دهد که این کار نیز صورت می پذیرد. به قول ما طلبه ها کثر الله امثاله!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سرباز بابلی!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۹، ۰۷:۵۴ ق.ظ

 

بخشی از ماجرای سرباز بابلی به سرانجام رسید.

در وهله نخست آنچه مهم است لاپوشانی بازپرس و همکاران اوست. عجیب است این طیف بدون درکی درست از جایگاه حساس و شرعی خود به راحتی دروغ گفته و بخواهند حقیقتی را انکار نمایند. خدا می داند چقدر از حقوق مردم زیر دست و پای چنین افرادی له شد و چه میزان از ارباب رجوع نسبت به سیستم قضایی و چه بسا اصل نظام بدبین شده اند.

نکته بعد اما از آنجا آغاز می شود که پس از بر ملا شدن دروغ بازپرس و دوستانش و اثبات برخورد زننده او با سرباز بابلی که البته همراه با اخراج سرهنگ مسئول انتظامی دادگستری بود که از سربازش حمایت کرد، ذهن مردم نسبت به نحوه واکنش نهادهای نظارتی حساس شده است.

اگر چه سرباز و خانواده اش که از ابتدا خواهان عذرخواهی خصوصی بازپرس خاطی بودند اما با مقاومت او و تکبر مسئول مربوطه مواجه گردیدند و در نهایت با درایت رییس دادگستری استان شاهد عذرخواهی او شدند از حق خود گذشتند اما مردم می خواهند بدانند چقدر از این نوع اتفاقات در گوشه و کنار به وقوع می پیوندد و رسانه ای نمی شود؟ مردم می خواهند بدانند واکنش نظام اسلامی نسبت به بازپرسانی که هتاکی و دروغگویی می کنند چیست؟

چرا دادستان بابل درایت لازم برای مدیریت فضا را نداشت که کار به آبروریزی و رسانه ای شدن ماجرا کشید؟ چندمین بار است که دادستان بابل رفتاری انجام می دهد که خلاف منطق و اصول مدیریتی است؟ چرا عده ای به خود اجازه می دهند به راحتی روی دست نظام هزینه بگذارند و جالب آنکه منتقدان خود را مخالف نظام جلوه بدهند؟

حرف دیگر اینکه به لطف و عنایت خدا، حقانیت سرباز اثبات شد؛ اما باید تأکید کرد اینکه یک سرباز و جمعی بسیجی و مردم حامی او می توانند حق پایمال شده خود را بدون لکنت از صاحبان قدرت بستانند برکت نظامی اسلامی است که محصول خون شهدای مکتب آزادگی و شرافت است. انشاءالله شرمنده خون شهدا نگردیده و راهشان را در هیچ منصب و جایگاهی از یاد نبریم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ضریح و حرم کرونا دارد مترو و اتوبوس، نه!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ۰۹:۰۷ ب.ظ

هم تشییع جنازه مرحوم صانعی شلوغ بود هم تشییع آیت الله یزدی.

تشییع شجریان را هم که خودتان دیدید.

اما همین فردا اگر عاشورا باشد دسته روی را ممنوع اعلام می کنند!

درست مثل بانک ها و بازارها و اتوبوس ها و مترو که شلوغ هستند اما حرمها را بسته اند و نمی گذارند کسی دستش به ضریح برسد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عاقل باش پسر!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ۰۹:۰۲ ب.ظ

اردوغان و رویای ناتمام امپراتوری عثمانی | ایندیپندنت فارسی

 

این بدبخت دلش می خواست روزی وسط معارضین بایستد روبروی کاخ ریاست جمهوری دمشق و جشن پیروزی بگیرد. از ما تو دهنی خورد و ضایع شد.

حالا دلش خوش است درباره رود ارس رجز بخواند و به هویت شکست خورده اش تنفش مصنوعی بدهد.

او بهتر از هر کس می داند اگر امروز اوضاع داخلی ترکیه آرام شده و کودتا زمین خورده به خاطر حمایت ایران از حکومت اوست و الّا ...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نه چپ نه راست نه ...

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۴ آذر ۱۳۹۹، ۰۱:۱۰ ب.ظ

چپ راست کن اره دستی ساخت چین مارک wolf

 

هر انقلابی به فراخور آرمان ها، اهداف و سیاست های کاربردی خود در طول زمان پدیده هایی را رقم می زند که بازخوانی کارشناسانه آن در حوزه علوم انسانی به خصوص در عرصه سیاست، راهبردهای نوینی را پیش روی تئوری پردازان نظام حکومتی قرار می دهد.

آسیب شناسی انقلاب که مدتی است از سوی صاحب نظران، مورد مداقه و کنکاش قرار گرفته می تواند استمرار و بقای نظام را تضمین نموده و مسیر نیل به آرمان ها را هموار تر سازد.

انقلاب اسلامی ایران که ناشی از رویکرد ارزشی ملت و برخاسته از عمق ایمان و صلابت مردم پاک نهاد ایین مرز و بوم است در عمل با چالش هایی مواجه بوده  که در عین طبیعی بودن این چالش ها لزوم هوشیاری و تقویت مبانی تئوریک نظام را بیش از بیش ضرورت بخشیده است.

بی شک انقلابی که مبنای شکل گیری آن گرایش عمومی به حاکمیت ارزش ها در همه ابعاد زندگی بشری است چنان چه در عمل از محوریت اخلاق و مشی دینی فاصله گیرد به مرور دچار فرسایش شده و با توجه به تهدیدات خارجی و داخلی و نیز تبلیغات فراگیر معاندین، دیر یا زود بستر ناهنجاری های سیاسی گردیده و در نهایت منجر به فروپاشی می شود که  در این صورت شکل گیری دوباره چنین انقلابی با توجه به نمونه شکست خورده آن تا مدت ها ممکن نخواهد بود.

از جمله آسیب های یک نظام، چرخش و تغییر مشی فکری هواداران آن می باشد.

گرچه  «رویش» و «ریزش» از مقتضیات تمامی نظامات سیاسی عالم است؛ اما غفلت از شناخت و ریشه یابی این عوامل به هیچ وجه توجیه پذیر نیست.

بازشناسی این عوامل می تواند از بروز انحرافات بعدی در نسل جوان انقلاب که این روز ها با اظهار حساسیت نسبت به ارزش ها و آرمان های جمهوری اسلامی، حضور خود را در میادین گوناگون تثبیت می کنند پیش گیری نماید. چرا که بی شک ضعف های فردی توأم با نواقص موجود در بدنه حاکمیت باز هم قربانیان دیگری را طلب می کند.

برخی از انقلابیون دیروز، خیمه شور و حق طلبی خویش را بر نشیب دیگری افراشته اند که این بار تند باد انقلاب را در پیش روی دارد. همان هجمه توفنده ای که خود، روزی هیمنه ظلم ستیزی آن را حلقوم آرمان گرایی و دادخواهی بوده اند.

«واکنش های انتقام جویانه» ریشه ای روحی و اجتماعی دارد و در پاسخ عاجزانه به رفتارهایی صورت می گیرد که از موضع برتر، تفاوت های فکری و سلیقه ای دیگران را نفی و سرکوب می نماید. عدم درک صحیح مسئولین از شرایط سیاسی پس از دوران جنگ، توأم با هراس از در خطر افتادن منافع جناحی بخشی از بدنه حاکمیت، موجب تشدید نگرش سرکوب گرانه گردید. البته کسی که در مسیر اعتلای دین و عمل به آرمان های فراموش شده مستضعفین و در راه عدالت خواهی و ظلم ستیزی گام می گذارد نباید به رضایت موقت جناح ها دل خوش دارد؛ چرا که در واقع نیل به آرمان های اسلام و انقلاب مساوی با نفی منافع جناح های موجود می باشد و در این تقابل تنها قدرت ایمان و اراده قلبی است که در دفاع از ارزش های اصیل نهضت جهانی اسلام به کار خواهد آمد. آنان که امید به  "به به" و "چه چه" این و آن بسته اند بهتر است پا در این معرکه نگذارند.

شناخت صحیح از موقعیت اجتماعی و مطالبات سیاسی جناح ها که تنها دغدغه خاطر خود را «کسب قدرت» و اخذ کرسی حاکمیت می دانند حکم می کند تا نیروهای متعهد و دلسوز نظام با پرهیز از علقه ها و وابستگی های جناحی، تحقق خواسته های ناب دینی که در شعار های انقلابی ملت تجلی یافته است را در چارچوب رهنمود های رهبری نظام در صدر مطالبات ارزشی خود قرار دهند. بررسی عملکرد دستگاه های اجرایی در دوره های مختلف بر این نکته صحه می گذارد که ماهیت حقیقی جناح ها در عمل، مثال برادری سگ زرد با شغال است .

خیزش سیاسی تمامی جناح ها بر مدار «قدرت طلبی» شکل گرفته است. انگیزه ای دنیوی که منافی تربیت دینی شمرده شده و در کلام امیر المومنین علیه السلام ارزش آن کمتر از «آب بینی بز» تلقی گردیده است.

« نظم بدون تشکیلات» می تواند خاستگاه محوری جنبش ارزشی جامعه در تحقق آرمان های انقلاب اسلامی باشد.

ضرورت نداشتن یک تشکل سراسری منافی وجود تشکل های کوچک و همسو که به رغم پراکندگی جغرافیایی از نظمی ایدولوژیک برخوردارند، نیست.

نیرو های حزب الله باید روند تثبیت و نهادینه کردن ارزش ها را با تقویت پشتوانه تئوریک، تحکیم مبانی فکری و رعایت اخلاق سیاسی پی گیرند و در این مسیر، روحیه انقلابی خود را بر مبنای « اصل تحول آفرینی» منطبق سازند.

قشر روحانی جامعه در شکل گیری این اصل باید پیش رو باشد.

دین باوری منهای تحول و اصلاحات که از بی حوصلگی و آسوده خواهی نشأت می گیرد خمودگی شعله های انقلاب را به دنبال داشته است.

گرایش به اصل تحول آفرینی، مبنای حرکتی نوین در عرصه حاکمیت ارزش ها خواهد بود.

نسل پیشتاز انقلاب با کنار زدن جناح ها و تمسخر اندیشه های جناحی، پشت سر رهبری نظام، نهضت جهانی اسلام را با تثبیت حاکمیت واقعی دین و شریعت در تمام شئون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور تداوم بخشیده و نمونه ای ایده آل از «جامعه مدنی» مبتنی بر « مدینه النبی» را به حقیقت طلبان عرضه خواهد کرد.

نسل جدید انقلاب، «حزب اللهی منتقد و پرسشگر» خواهد بود که عرصه مدیریت نظام را با هر گرایش و سلیقه ای که باشد از تیررس نظارت خویش دور نگاه نخواهد داشت. 7/7/1379

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برادرانه با بچه های بالا!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۹، ۰۴:۳۹ ب.ظ

نخستین تصویر از پیکر مطهر شهید فخری زاده در معراج شهدا

 

نمی توان منکر زحمات نهادهای موازی امنیتی در رفع خطرات و تهدیدهای متعددی شد که ثبات جامعه را هدف قرار داده اند.

پیرامون ترورهای متفاوت اخیر در کشور ما اعم از حادثه مجلس، رژه اهواز، خیابان پاسداران و آبسرد دماوند هم نقدهای کارشناسانه خوبی منتشر شده که قطعا مورد توجه مسئولان امر قرار گرفته است.

دو سه نکته را هم از باب یادآوری لازم به ذکر می دانم:

یک- اگر یک نفر با سابقه فعالیت گروهکی می تواند در جایگاه امین رییس یک قوه قرار گرفته و به رغم سال ها فساد و تشکیل شبکه ای از افراد متخلف اما ذی نفوذ و آلوده سازی بعضی مسئولان کلان قضایی و امنیتی سالها در سایه سکوت و اغماض نهادهای نظارتی به ارتکاب جرایم مختلف اقدام نموده و تا مدتها مورد حمایت یکی از سران نظام قرار بگیرد؛ امکان وجود موارد مشابه در سایر مجموعه ها را نیز قابل تصور می سازد.

استعداد نفوذ پذیری بعضی نهادها را در کنار این پیش فرض امنیتی قرار دهید که به باور بسیاری از کارشناسان، بدنه اطلاعاتی گروهک منافقین بعد از وقایع دهه شصت در لاک امنیتی فرو رفته و آنچه که ضربه میدانی خورده هسته های تبلیغاتی و عملیاتی منافقین بوده است. (رجوع شود به کتاب رعد در آسمان بی ابر)

دو- انحراف بخش قابل توجهی از بدنه دستگاه اطلاعاتی کشور از وظایف اصلی خود و مداخله در امور کم اهمیت به منظور حفظ میز و جایگاه صاحبان مکنت و قدرت، واقعیتی تلخ اما انکار ناپذیر است. ظرفیت و توانی که سال هاست مصروف کنترل منتقدین گردیده اگر متوجه دشمنان می گردید دستاورد امنیتی بیشتری برای کشور رقم می زد. این که حالا یک نفر به درست یا غلط از فرماندار و استاندار و ... انتقادی کند نسبت به فعالیت شبکه های عملیاتی و اطلاعاتی دشمن از چه درجه اهمیتی برخوردار است که بخشی از انرژی نهادها را برای کنترل و ضربه زدن به خود اختصاص دهد؟

سه- شهید علی صیاد شیرازی در کتاب ناگفته های جنگ تحلیلی از چرایی عدم توفیق در فتح شهر بصره به میان می آورد که مطابق با فحوای پیام امام رحمت الله در آزادسازی خرمشهر قهرمان است. صیاد دلها معتقد است آن چه باعث شکست بعضی عملیات ها می شد فرا تر از ناهماهنگی نهادها و کمبود امکانات، روحیه منم منم و غفلت از نقش خدا در کسب پیروزی ها بود.

و ما النصر الا من عندالله، حقیقتی توحیدی در احراز توفیق جبهه حق در تقابل با جنود ابلیس است. ناگفته پیداست وقتی باور داریم سرباز ولی عصر عج هستیم باید تار و پود زندگی ما مطابق میل و رضایت آفتاب پنهان حقیقت و رستگاری قرار بگیرد.

ذات دشمن، دشمنی است و نقشه ها و خدعه هایش تمامی نداشته و منطبق با شرایط روز، پیشرفته تر و پیچیده تر خواهد شد. به همین نسبت اما فاتحان خرمشهر و بوسنی و نبل و الزهرا در تراز تربیت ربانی، آمادگی دو چندان برای غلبه بر دشمن خواهند داشت باذن الله تعالی.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

صراط المستقیم

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۷ آذر ۱۳۹۹، ۰۸:۳۵ ب.ظ

مطهری و مفتح و رجایی و ... ترور شدند اما یک گلوله هم به سمت بازرگان و یزدی و سحابی و سنجابی و ... شلیک نشد.

قاسم سلیمانی و فخری زاده و ... شهید میشوند اما دشمن کاری به ملک زاده و کلانتری و... ندارد.

شهدا ستاره هایی هستند که راه را نشانمان میدهند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کم لطفی به شهدای گمنام در قم

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۹، ۰۵:۴۰ ب.ظ

شهید گمنام

 

دیشب همزمان با شب وفات حضرت معصومه سلام الله علیها، چند شهید گمنام را در چند نقطه از شهر مقدس قم ازجمله مصلای نیمه کاره پردیسان به خاک سپردند بی آنکه اعلام و اعلانی در کار باشد. بی هیاهو و باز هم در گمنامی. انگار که برنامه نهال کاری بود! از باب رفع تکلیف و گزارش کاری شهیدی هم به خاک سپردند.

بهانه آقایان بابت کم لطفی در حق شهدا، شرایط کرونایی بود اما اگر دو هفته زودتر یا دو هفته دیرتر این مراسم را برگزار می کردند لااقل می شد در جمع نمازگزاران جمعه با رعایت پروتکل های موجود ادای احترامی به شهدا صورت بگیرد.

واقعا این سطح از تعلل و بی مهری نسبت به شهدای گمنام قابل قیول نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حرف راست از زبان کودک درون

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۴ آذر ۱۳۹۹، ۰۹:۰۷ ب.ظ

حجت الاسلام والمسلمین محمدحسن راستگو

 

یک همزمانی اتفاقی بود شاید کودکی ما با قصه هایی که مادر از کتاب داستان راستان و قصه های خوب برای بچه های خوب می خواند و درخشش روحانی جوان و خنده رو و با مزه ای به نام راستگو در سیما که باعث می شد در عالم کودکی احساس کنیم بین این تقارن لابد زنجیره ای هست منطقی و بایسته. روزی که راستگو با عمامه جلوی دوربین تلویزیون ظاهر شد گل از گل مان شکفت و تا چند روزی از فامیل تا بچه های محل، هر که را می دیدیم حرف از عمامه حاج آقا راستگو بود.

اصلاً تصورش را هم نمی کردم آن روزها که روزی می رسد چند ماهی در محضرش زانو زده و آموزه شاگردی را تلمذ کنم.

بچه شدیم دوباره، یک دهه بعد از آغاز طلبگی، در محضر استادی خنده رو و با مزه که این بار گرد سفیدی روی محاسنش جا خوش کرده بود. انرژی اش اما با هر کودک و نوجوان و جوانی حال رقابت داشت انگار.

با بچه ها بودن و بچه شدن و بزرگی را یاد دادن هنر این استاد بی ادعای دلسوز بود. می گویم دلسوز اصلا دلم می خواهد بگویم مظلوم! نمی خواهم قضیه را احساسی کنم.

ببینید طلبه ها هم آدم هستند. حق دارند از پول و مقام بدشان نیاید. خیلی ها آمدند چند ماهی زانو زدند چیزی یاد گرفتند رفتند این نهاد و آنها برنامه اجرا کردند، کارشان که گرفت جایی جذب و زمین گیر شدند و ...

راستگو ماند همان طور راستگو و صادق و مخلص. شنیده ام این اواخر حتی مشکل کار و درآمد داشت که البته بلای جان همه طلاب مستقل و فرهنگی است، بگذریم.

با تمام وجود ایمان داشت که کار برای بچه ها مبنایی ترین کار و خدمت به اسلام است. می توانست استاد دانشگاه و حوزه شود. دفتر و دستکی راه بیندازد. با کلاس شود! اما نشد. ماند بر همان میثاق طلبگی اش با صاحب و مالک اصلی حوزه و روحانیت راستین.

هنرمند بود این مرد. الان بعضی ها که پا جای پای او می گذراند البته به زعم خود و به رغم احترامی که برای زحماتشان قائلم اما نهایتا با کمی چاشنی طنز، حرفهایشان را تزیین می کنند. راستگو خطاط بود، شعر می گفت، خوب می خواند و اجرا می کرد. جدول طرح می کرد، معما می گفت و ... دیده اید کسی بتواند در یک آن، با دو دست، با خطی زیبا، دو جمله متفاوت را بر عکس مسیر یعنی با یک دست از راست به چپ و با دستی از چپ به راست بنویسد؟

عموی راستگوی ما این کار را میکرد. یعنی دو نیمکره مغزش را همزمان به کار می گرفت.

میرزا آقا بزرگ تهرانی را هم با او شناختم. عشق می کرد وقتی از اخلاص و گمنامی میرزا سخن می گفت.

روحش شاد. به خاطر شیخ احمد کافی و پرفسور برلون، زائر خواجه ربیع می شدم. حالا که مزار قصه گوی راستگوی شهر ادب و معرفت را هم آنجا قرار داده اند، انگیزه بیشتری برای رفتن به خواجه ربیع دارم؛ اگر امام رضا بطلبد.

لطف شاه خراسان شامل حال این دلداده ابدی وصدیق طریقت عشق و رستگاری باد؛ شادی روحش صلوات.

  • سیدحمید مشتاقی نیا