اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۴۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

جشن در زیر تابوت!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۰۲ ب.ظ

جان مایه فلسفه مهدویت، تربیت انسان هایی است که در مسیر رستگاری قدم برداشته و فکر و عملشان با معارف آسمانی مکتب وحی، گره خورده باشد.

فردا مردم بابل، دسته گلی را بر شانه های شهر، تقدیم صاحب این عصر می نمایند که مصداقی روشن از تبلور فرهنگ مهدوی و تربیت دینی است. تشییع با شکوه پیکر مطهر سید رضا طاهر، یک پیام جهانی دارد که: یاوران مهدی در باور خود، انتظار عملی را چیزی جز شهادت طلبی نمی دانند.

پرورش چنین سربازان وارسته ای را فردا به محضر حضرت حجت(عج) تبریک خواهیم گفت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تقدیم به بسیجیان چابهار

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۷:۳۵ ب.ظ



هر کس، هر چقدر که دلش می خواهد چهره آمریکا را بزک کند.

هر کس دلش می خواهد چشمش را به روی تمام حقایق تاریخ ببندد.

وارثان کربلای پنج، رهپویان راه حق شهیدان نبرد با آمریکا؛ مریدان شیران شهیدی چون نادر مهدوی، بیژن گُرد، محمد ناظری و ...، پا بر حلقوم شیطان اکبر می فشارند و ردّ پایش را از پهنه این مرز پرگهر، محو می سازند.

ایران، عُشِّ آل محمد، حریم حرم دلدادگان کوی جهاد و شهادت است. مدافعان حرم توحید، راه را بر شیاطین نخواهند گشود.

تقدیم به عباس گنجی و همه دلاورانی که نماد اقتدار پوشالی استکبار را از فراز شهر پرافتخار چابهار، به زیر کشاندند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در چابهار چه گذشت؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۱:۱۳ ب.ظ

در روزهای اخیر خبری مبنی بر نصب پرچم آمریکا و انگلیس در بندر چابهار و پایین آوردن و به آتش کشیده شدن آن توسط عده ای از اهالی در خبرگزاری ها متشر شده است.

به دنبال انتشار این خبر، عده ای از دلدادگان غرب و استکبار با تحریک برخی از اهالی درصدد ایجاد جوّ روانی بر ضدّ نیروهای ارزشی این منطقه بوده و این راهبرد احساسی و تبلیغی را برگزیده اند که: مردم بلوچ مهمان نوازند و کاری به کار پرچم آمریکا و دیگر ظالمان خبیث جهانی ندارند!

اما واقعیت امر چیست؟

همینک در بندر تجاری چابهار، اجلاسیه ای با عنوان "چابهار، دروازه اقتصاد اقیانوسی" با ادعای حضور "سران کشورهای حاشیه اقیانوس هند" در جریان برگزاری است. برگزارکنندگان مراسم در استقبال از این همایش، پرچم کشورهای مدعو را در این بندر به اهتزاز درآوردند که در این میان پرچم کشورهایی چون ایالات متحده آمریکا و انگلستان نیز خودنمایی می کرد.

با توجه به عدم ارتباط این دو کشور با اجلاسیه مذکور و عدم پاسخگویی مناسب مسئولان امر، مشخص شد که اهتزاز پرچم این دو کشور تنها با نیّت قبح زدایی و عادی سازی روابط غیرمعمول و تأیید نشده سیاسی بوده و در راستای "بزک نمودن چهره آمریکا" و متحدانش صورت گرفته است. از این رو جمعی از جوانان و مردم متدّین ساکن در این منطقه – بی اعتنا به مرزبندی های وحدت شکنانه قومیتی و نژادی -  پس از پیگیری مستمر موضوع، با مشورت و دستور یکی از بزرگان منطقه، در حرکتی انقلابی اقدام به پایین کشیدن نمادهای امپریالیسم نمودند که با استقبال مجموعه نیروهای دلسوز انقلاب اسلامی در این خطه لاله گون مواجه گردید.

در این میان ذکر دو نکته، حائز اهمیت است:

یک- نصب بی دلیل و ناموجّه پرچم آمریکا بر فراز خاک مقدس جمهوری اسلامی، نشان از رویکردی خطرناک در برخی مسئولان است که حرکت بر خلاف منویات امام راحل و رهبر عزیز انقلاب و پشت پا زدن به خون شهدا را سرلوحه خود قرار داده اند. از این رو جا دارد تا مسئولان امنیتی و قضایی کشور با بررسی جوانب این حرکت منافی با اصول انقلاب اسلامی، به شناسایی و برخورد جدی با عوامل دخیل در نصب پرچم آمریکا اهتمام بورزند.

دو- بعضی افراد ناموجه و رسانه های تفرقه افکن، با تحریک قوم شریف و مسلمان بلوچ درصدد قلب حقایق و بیراهه بردن افکار عمومی نسبت به خباثت نهفته در کار خود دارند. در این خصوص به جاست تا رسانه های وابسته به جبهه انقلاب با تبیین حقایق و افشای چندباره ماهیت پلید آمریکا و دوستان داخلی اش، گامی مهم در جهت روشنگری جامعه بردارند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عطری از هفت خوان عشق!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۴۶ ق.ظ

دیروز داشتم منطق الطیر عطار را می خواندم. ساعاتی لذت بخش و فرح آفرین بود. یک آن کتاب را بستم و به فکر فرو رفتم. باید تکلیفم را با خودم روشن می کردم. پرسیدم: آیا حاضری مسئولیتی خوب و درآمدی مطلوب و جایگاهی رفیع داشته باشی اما در عوض از خواندن این کتاب و دیگر کتاب هایی چنین، محروم بمانی؟ آدم در درون خودش نمی تواند فریب کار باشد. جوابی که به خودم دادم از سر صداقت و باور قلبی بود. یک کلام: نه!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آیت الله توکل: آقای هاشمی! از دخترت اعلام برائت کن

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ب.ظ

حضرت آیت الله توکل استاد برجسته حوزه علمیه قم امروز در آخرین جلسه درس خارج فقه خود، ضمن تبریک اعیاد شعبانیه و تأکید بر لزوم آمادگی معنوی برای حضور در میهمانی الهی، به تبیین ضرورت تقویت تفکر انقلابی در حوزه علمیه پرداخت.

نماینده مردم استان مازندران در مجلس خبرگان رهبری در این خصوص فرمود: حوزه باید انقلابی باشد و مهم ترین ملاک حرکت و تفکر انقلابی در حوزه، سخن و اراده رهبر معظم انقلاب است. ما یک محک داریم که آن هم رهبر انقلاب است و هر شخص و جریانی را با این سنگ محک مورد ارزیابی قرار می گیریم. از نظر ما چنان چه فرد یا گروهی در سنجش با این شاخص مهم، ناموفق و مردود شمرده شود به طور جدی در مقابل آن فرد و گروه قرار خواهیم گرفت. مقام معظم رهبری با تمام وجود برای پیشبرد اهداف و آرمان های اسلام و انقلاب اسلامی همت می گمارند؛ از این رو بی انصافی است اگر طلاب و فضلا فقط به درس و بحث پرداخته و از اوامر و منویات ایشان غفلت بورزند. حوزه علمیه انقلابی، با حرکت در مسیر ترسیم شده در کلام و رفتار رهبر انقلاب است که می تواند دین خود را نسبت به اسلام ناب و ارزش های اصیل اسلامی ادا کند.

آیت الله سید رحیم توکل در بخش دیگری از سخنان مهم خود با اشاره به مسائل اخیر طرح شده در فضای جامعه در خصوص دیدار فرزند ریاست تشخیص مصلحت نظام با برخی از محکومان وابسته به فرقه ضالّه بهائیت، اقدام او را محکوم کرده و بیان داشت: اگر واقعاً قصد ایشان فقط یک احوالپرسی و دید و بازدید معمولی بود چرا پذیرفت در کنار این چهره های ناموجه، در حالی که تصویر یکی از رهبران این فرقه شوم نصب شده بود عکس یادگاری بگیرد و از رسانه ای شدن آن که نتیجه ای جز شکست قبح ارتباط با کفار ندارد، ابایی نداشته باشد؟ چرا شبکه انگلیسی بی بی سی او را تشویق کرد؟ چرا همزمان با این اتفاق، یک حرکت هماهنگ رسانه ای برای موجه جلوه دادن و رسمیت بخشیدن به این فرقه ضالّه آغاز گردیده است؟! آیا این حوادث را تنها باید به حساب یک اتفاق بگذاریم؟! البته پدر ایشان به طور ملایم این کار دختر خود را تقبیح کرد؛ اما به ایشان می گویم آقای هاشمی! با جنایت دخترت محکم برخورد کن. اگر جرأت کنترل فرزندت را نداری لااقل با قاطعیت از او اعلام برائت کن. نرمش شما در مواجهه با خطای فرزندان، باعث می شود در باور مردم این خطاها به پای شما هم نوشته شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آموزش تعامل با بهائیت، ویژه شهرداری بابل!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۴۰ ب.ظ

کرامت و حرمت همه انسان ها، چه مسلمان و چه کافر، محفوظ؛ اما کرامت و احترام همه انسان ها دارای محدوده و مرزی مشخص است. گستره کرامت انسان ها تا جایی معتبر است که با محدوده شرع در تضاد نباشد.

مثلاً اسلام دین دوستی و رحمت است اما وقتی همین اسلام "اعانه به ظلم و کفر" را حرام می شمرد، یا این که بر" تبرّی از کفار" تأکید دارد تا جایی که حتی " تشبّه به کفار" را هم مجاز نمی شمارد و نیز بر سر "نهی از منکر" با کسی شوخی ندارد، یا این که هر رفتاری که باعث "تجرّی" افراد جامعه در گرایش به پلیدی ها بشود را بی برو برگرد حرام می داند؛ می توان فهمید این که شما کافر گرسنه ای را به حکم شرع و وجدان، از گرسنگی نجات بدهی، بسیار فاصله دارد با این که همان فرد کافر را بر دوش خودت سوار کنی و خط و مشی باطل او را وجاهت ببخشی. "رعایت حقوق انسانی" را نباید با "رسمیت دادن به موجودیت نظام فکری کفر"، خلط نمود.

همه آن چه که به مختصر بیان شد، صرفاً در راستای تبیین حقیقت برای کسانی است که علقه ای به کلام وحی و مکتب حق داشته باشند. طبیعی است وقتی علما و روحانیون مختلف که گاه در تقسیم بندی های سیاسی مرسوم، به طیف های متفاوتی منسوب هستند، رفتاری را مصداق اعانه به کفر و منجر به تجرّی نسبت به باطل تشخیص می دهند، دیگر افراد غیرمتخصص در امور دین، حداقل وظیفه معقولشان رجوع به اهل فن و پرسش درباره چرایی فلسفه این حکم، و نه خود مجتهدپنداری در عین ناآشنایی با حداقل های مفاهیم فقهی است.

تکمله:

یک- خطای فکری یک فرد را به حساب یک مجموعه نمی گذاریم. شهردار و مجموعه عظیم کارکنان پاک شهرداری بابل از نیروهای خدوم و دلبسته به اسلام و انقلاب اسلامی هستند، شکی نیست.

دو- شهردار محترم بابل، نقاط برجسته ای دارد که قابل کتمان نیست؛ اما این قلم به شهادت تاریخ، همان طور که نقد تند و تیز عملکرد شهردار جویباری بابل را وظیفه خود می دانست از نقد عملکرد شهردار اهل بندپی بابل هم ابایی نخواهد داشت.

سه- خرس خاله های دلسوزتر از مادر، گویا توفیق مدیریت شهری را در گرو سهام بندی جناح ها ترسیم کرده اند. بر فرض صحت این امر، به گمانم آن قدری در میان اصلاح طلبان بابل، انسان های متدین و بی حاشیه حضور داشته باشند که نیاز نباشد در فرآیند پرداخت سهم این طیف، هزینه ای غیرضرور و احتمالاً جبران ناشدنی، بر گرده شهردار خوشنام شهرمان تحمیل شود.

چهار- متعلقات رسانه ای وابسته به شهرداری و دوستان قلم فروشی چون ...، بهتر است در حریم امور مرتبط با دین، شانس خود را برای انتقامجویی از نیروهای ارزشی امتحان نکنند. از این که در هجمه قریب الوقوع این جماعت، باز هم دلواپس خوانده شویم ملالی نیست چه این که دلواپسی را برتر از دئاثت سیاسی و اخیراً اعتقادی می دانیم.

پنج- برادری از مجموعه معتمدین جناب شهردار، پیغام داد که آن آدم افراطی ماجراجوی آویزان شهرداری که مدت هاست بی هیچ تکذیبی، در سطح رسانه های مجازی از او به عنوان مشاور شهردار یاد می شود، به خاطر عملکرد ناصوابش در این مدت، به تازگی مطرود این نهاد واقع شده است. به یقین شهردار با فراست بابل، به زودی از این دست افراد نالایق، رسماً اعلام برائت خواهد نمود.

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شهردار بابل در آفساید

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۱۵ ب.ظ

smk7_photo_2015-05-17_22-12-13.jpg


شهردار محترم بابل!

خیلی وقت بود با این ادبیات صحبت نکرده بودم. یا این مشاورتو جمع میکنی یا ما خودتو با این مشاورت جمع میکنیم!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از حرف تا عمل/ یک خاطره زیبا

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۹:۱۶ ب.ظ

اسماعیل از سیزده سالگی روزه می‌گرفت. به مسجد می‌رفت و نماز اول وقت را به جماعت می‌خواند و دعای کمیل را شب‌های جمعه فراموش نمی‌کرد. مادربزرگش می‌گوید:‌ داشتم نماز می‌خواندم که صدای دلنشین کسی را شنیدم که با اخلاص با خدا سخن می‌گفت. طاقت نیاوردم و پرده را کنار زدم. دیدم فرزند عزیزم "شهید اسماعیل قاسمی" است . پیش رفتم و پرسیدم: چرا این قدر در سجاده گریه می‌کنی؟

گفت:‌ مادرجان، ناگهان به یاد جهنم افتادم و بی‌اختیار گریه‌ام گرفت.

 اهل روستای "دشتبان" دماوند بود. به پیرزنی از فامیل گفت:‌ ننه، چرا به نماز جمعه نمی‌روی؟ پاسخ داد: چون پیر شده‌ام و پایم درد می‌کند. با صلابت و لبخندی مهربانانه گفت: با عصایت به نماز برو که قامت خمیده‌ تو مشت محکمی است بر دهان ضد انقلاب داخلی و خارجی!

 چون روستایشان مصلی نداشت، به مادرش می‌گفت: خانم‌ها را جمع کن و به نماز جمعه شهر ببر! پاسخ شنید که ماشین نیست! او هم هر ماه از حقوقش پولی را کنار می‌گذاشت تا ماشین کرایه کند و زنان بتوانند سر موقع به نماز جمعه برسند. دیگر کسی عذر و بهانه ای نداشت.

بر اساس روایتی از خانواده شهید، رسالت توحیدی، ص 115

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عدالت و ثبات دولت

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۶:۱۷ ب.ظ

رابطه عدالت و دولت از نگاه دین، یک ارتباط لازم و ملزومی است.

دولت اگر در پی عدالت نباشد اصلاً معنا و جایگاهی در مکتب دین نداشته و از مشروعیت ساقط است. از این رو بارها و در فرصت های مختلف این امر مورد سفارش بزرگان دین قرار گرفته است. از سوی دیگر رسیدن به عدالت، مشروط به برقراری حکومت و قدرت بر اجرای احکام الهی است.

 در این بین این نکته نیز مورد تأکید قرار گرفته که قوام و شرط ثبات و استمرار حاکمیت نیز بسته به میزان پایبندی دولت به شاخص های عدالت می باشد. نظام سیاسی منهای عدالت، نه تنها از یک نظام مورد تأیید دین فاصله گرفته بلکه با هر گرایش و رویکردی که باشد به واسطه ظلم و بیداد، فرو خواهد پاشید.

ـ العدل جنة الدول عدل و داد سپر دولت هاست.

ـ فی العدل الاقتداء بسنة الله و ثبات الدول پیروى کردن سنّت الهى و پایدارى دولت ها در عدالت و دادگسترى است.

ـ لن تحصن الدول بمثل استعمال العدل فیها دولت ها محکم و محفوظ نماند به چیزى همانند به کار بردن عدالت در آنها.

ـ ما حصن الدول بمثل العدل دولت ها به چیزى همانند عدل و دادگرى محکم و محفوظ نشود.

ـ ثبات الدول بإقامة سنن العدل ثبات و پایدارى دولت ها با برپا داشتن شیوه‏هاى عدالت و دادگسترى است.

علی علیه السلام کتاب غررالحکم 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

واگویه ای دردآور اما واقعی

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۷:۵۵ ق.ظ

این متن زیبا رو که زبان حال امثال من هم هست دوست خوبم آقا مرتضی سیدی نوشت و برام فرستاد:

حمید جاااان
این رسوایی رو کجا ببریم؟!
بچه محل هامون تو محاصره بودن و ما مدعی تر از همه سرگرم.....
امروز دیگه روز یا لیتنی کنت معکم نیست که نوادگان بوسفیان به حرم ناموس پیامبر و شیعه های امیرالمؤمنین رحم نمی کنند و ما آرزومندان شهادت تو پستو های خونمون پای تلویزیون مشغول خندوانه دیدن هستیم و .....
از بوسیدن بچه هام شرم دارم...
از نوازش کردن شون...
از سر سفره نشستن و با خانواده غذای گرم خوردن...
این روز ها طعم نون هم عوض شده وقتی می دونم تو اردوگاه های آواره های جنگ همه گرسنه اند...
حمید!
داره باورم می شه که من این همه سال فقط دروغ گفتم!!!
هنوز هم دارم دروغ می گم!!!

  • سیدحمید مشتاقی نیا