اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۳۴ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

مخصوص دانش آموزان مازندران!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۲، ۱۰:۵۱ ب.ظ


مسابقه بزرگ  پیامکی

ویژه دانش آموزان استان مازندران

زیر نظر گروه تبلیغی حامیان ولایت مازندران(بابل) 

موضوعات مسابقه:

1-چرا باید حجاب داشته باشیم(چرا حجاب آری

2-چرا باید نماز بخوانیم(چرا نماز آری


شماره پیامک : 30002551772938

تذکرات:

1-فقط  دانش آموزان مجاز به شرکت در مسابقه می باشند.

2- فقط از طریق موبایل خود یا یکی از والدین در این مسابقه شرکت کنید.
3-نام مدرسه و شهر بصورت دقیق در پیامک قید شود.
4- پاسخ شما حداکثر  100 حرف یا در سه سطر باشد.
5- هر نفر می تواند در هر دو موضوع بصورت جداگانه شرکت کند.
6-آخرین مهلت شرکت در مسابقه پایان سال 1392(فاطمیه اول) است
7- حداقل به 14 نفر( ایام ولادت حضرت زهراء) جوائز نفیسی اهداء میشود
8- فقط به سامانه( 30002551772938) پیامک کنید و نظرات خویش را به شماره مدیریت گروه (09122522938) ارسال کنید.
9- در صورتی که در مدرسه ای بیش از 100نفر شرکت کنند یک قرعه کشی جداگانه ای در همان مدرسه برگزار می شود. 

10-  پاسخها باید بر محور دلایل، آثارو فوائد یکی از موضوعات فوق از نگاه قرآن یا احادیث یا بزرگان دین یا پزشکان یا تحقیقات علمی باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ارادت به نسل اولی ها

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۲، ۰۹:۱۲ ب.ظ


مدت هاست به این باور رسیده ام که بین نسل های اول و سوم انقلاب از نظر فکری و آرمانی، قرابت شدیدی وجود دارد.

یکی از این شخصیت های نسل اولی که ارادت ویژه ای نسبت به ایشان دارم، استاد بزرگوارم حجت الاسلام یزدانی از مبارزان خط مقدمی شهرستان بابل در زمان طاغوت است که در نزدیک به دو دهه آشنایی ما، به رغم وجود پاره ای از تفاوت سلایق، الفتی عمیق بین ما برقرار شده است.

یک بار در موزه عبرت های تهران با پیرمرد دلاوری به نام حاج آقا شیخی آشنا و همصحبت شدم. او از زندانی های همان مکانی بود که اینک تبدیل به موزه شده است. ساعتی که کنار هم نشستیم و از هر دری سخن گفتیم، احساس کردم دغدغه های این دو نسل چقدر به هم نزدیک است.

حاج آقا عربستانی رئیس اتحادیه چاپ و نشر قم که از مبارزان همنفس آیت الله مشکینی بود، کتاب انقلاب سوم مرا خواند و به هر دری زد تا مرا پیدا کرد و برای ادامه این مسیر، مورد تفقد و تشویقم قرار داد ....

به نظرم نسل دومی ها خوب نتوانستند نقش خود را در ایجاد پیوند فکری بین نسل های قبل و بعدشان ایفا کنند.

حاج قدرت رضانیاء از پدران شهدای شهرستان بابل و جزو نسل اولی های مبارز این شهرستان است که بچه های نسل سومی و عدالت خواه شهر ما الفتی عمیق با ایشان برقرار کرده اند. این پیرمرد شجاع، بسیار صریح اللهجه است و در مواجهه با مسئولان شهری و استانی از ادای فریضه امر به معروف و نهی از منکر ابایی ندارد. این ویژگی برجسته ایشان باعث علقه بیشتر جوانان انقلابی شهر نسبت به این شیر بیشه عدالت گردیده است.

برای من هم جالب است که ایشان با این سن و سال، حوصله می کند و مباحث روز کشور را به دقت پیگیری می کند. اظهار لطف و انتقادات و نظرات این بزرگوار در خصوص مطالب اشک آتش به گوش من رسید و باعث خوشحالی ام شد. ضمن تشکر از حسن عنایت حاج قدرت عزیز، انشاءالله با بهره گیری از تجربیات و توصیه های سازنده ایشان در غنا و جامعیت مطالب وبلاگ، بیش از پیش خواهم کوشید.

البته یک نکته را نباید از یاد برد. نمونه کامل یک نسل اولی دوست داشتنی، که نسل های سوم وچهارم انقلاب، ذره ذره افکار و آرمان های او را با جان و دل پذیرا بوده و زندگی خویش را فدای یک لحظه از عمر ایشان می کنند کسی نیست جز مقام معظم رهبری که افق اندیشه تابناک اسلام ناب را در زاویه نگاه نسل جدید نیروهای آرمان گرا و عدالت طلب جبهه توحید، ترسیم نموده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بمبی برای روحیه!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۲، ۰۱:۲۸ ب.ظ


خنده و شادی و طراوت از ضروریات فضای جبهه بود. این شادی و خنده باعث دلگرمی بچه های رزمنده و انس و الفت بین آنها می شد. جبهه نشان داد که می شود شاد بود و خندید؛ اما گناه نکرد. رفقا بدون آن که کسی را مسخره کنند یا زبانشان به غیبت و تهمت باز شود هنر لطیف طنز و ملاحت را در زندگی معنوی خود وارد کرده بودند.

مهدی مقدادیان هم سن و سال من بود، یعنی یک جوان هجده نوزده ساله. هیکل درشت و محاسن بلندی داشت. او گاهی وقت ها با ظاهری جدی، رفتاری طنزگونه انجام می داد و باعث خنده دیگران می شد. چندبار مجروح شده بود. یکی دوبار هم او را شهید حساب کرده بودند و بعد فهمیدند که زنده است. من به او می گفتم: تو مرجوعی بهشت هستی! از بس که تخسی!

یک بار سنگر ما در الله اکبر، با اصابت خمپاره خراب شد. مجبور شدیم دوباره دست به کار شویم و سنگر بسازیم. در آن گرمای طاقت فرسای جنوب، بیل زدن و الوار چیدن و کیسه شن را حمل کردن، کار سختی بود. مهدی از درد به خود می پیچید. اولش شک کردیم که شاید باز هم دارد فیلم بازی می کند؛ اما اشک هایش را که دیدیم باور کردیم داد و هوارش بیخودی نیست. مهدی آدمی نبود که از زیر کار در برود. البته از سفره انداختن و جمع کردن آن خوشش نمی آمد. قاشقی توی جیبش داشت که لبش برگشته بود. تند می آمد با قاشق مخصوصش غذا می خورد و می رفت. می گفت: حال ندارم کمک کنم. حاضرم کتک بخورم ولی کار نکنم! با این حال خیلی وقت ها هم در کارها به دیگران کمک می کرد.

آن روز دستش را روی شکمش گرفته بود و ناله می کرد. هر کس سعی می کرد جوری او را آرام کند. طوری اشک می ریخت که طاقتمان طاق شد. دلمان برایش می سوخت. من معروف بودم به چای نبات! همیشه در کوله ام مقداری نبات پیدا می شد. بچه ها گاهی قربان صدقه ام می رفتند تا کمی از نبات را بدهم با چای بخورند. سریع مقداری نبات را در چای حل کردم و دادم دست مهدی تا شاید دل دردش تسکین پیدا کند. با چند تکه چوب و پارچه، سایه بانی درست کردیم. او را بردیم زیر سایه و خودمان مشغول ساخت سنگر شدیم. توی دل دعا می کردیم خدا مهدی را شفا دهد تا نکند به خاطر بیماری اش به عقب منتقل شود. درست است که بچه تخسی بود ولی دلمان نمی آمد صفای حضورش را از دست بدهیم. بالاخره کار سنگر تمام شد. بدجوری خسته شده بودیم. نشستیم روی زمین تا خستگی را از تنمان بیرون کنیم. ناگهان منظره ای را مقابل چشممان دیدیم که بهتمان گرفت. مهدی طوری روبرویمان ایستاد که انگار هیچ درد و مرضی ندارد. توی چشمانمان خیره شد و خنده ای فاتحانه سرداد. گفت: حال نداشتم توی این گرما دست به بیل و کلنگ بزنم. حلال کنید. یاعلی...!

خواست برود که یک دفعه از جا جستیم. فراموشمان شد چقدر خسته ایم. حرص و غضب در وجودمان موج می زد. افتادیم دنبالش. جشن پتویی برایش گرفتیم که دیگر هوس نکند سر به سرما بگذارد.

بعد از عملیات کربلای چهار، بچه های رزمنده ناراحت بودند و غصه می خوردند. اهداف عملیات، تأمین نشده بود و خیلی از رفقا به شهادت رسیده بودند. مهدی دنبال بهانه ای بود تا روحیه رزمنده ها را احیا کند. یک روز رفت که وضو بگیرد. دید عبا و عمامه ای روی منبع آب افتاده است. یکی از روحانیون برای تجدید وضو رفته بود. مهدی با خنده به بچه هایی که آن جا بودند گفت: ببینید! حاج آقا رو گرفتن، گوشتاشو خوردن، پوستشو انداختن اینجا!

بعد فکری به ذهنش رسید. سریع عبا و عمامه را پوشید و به نمازخانه رفت. محاسن بلندی داشت و لباس روحانیت به او می آمد! بچه های گردان های دیگر هم بودند. کسی او را نشناخت. خیلی سریع به محراب رفت و نماز را بست. خودش می گفت نیّت نماز نکرد که دچار گناه نشود. مکبّر قدقامت الصلاه را گفت و میکروفون را مقابل دهان حاج آقا برد تا صدایش به گوش همه برسد. مهدی حمد و سوره را خواند و به رکوع رفت. لحظه ای مکث کرد. از کنار عبا جمعیت را ورانداز کرد و ناگهان گفت: اُو....وَه! چه جمعیتی!! صدایش از بلندگو پخش شد. همه از این حرکت او غافلگیر شدند. کمر را راست کردیم و دیدیم حاج آقا عبا و عمامه را انداخته و در حال فرار است! بچه های گردان ما مهدی را شناختند و دنبالش کردند. بقیه هم همراهمان شدند....

مهدی مقدادیان، سه روز بعد به جمع شهدا پیوست.

حجت الاسلام ماندگار

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فریادی که خاموش نخواهد شد

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۷ دی ۱۳۹۲، ۰۵:۲۸ ب.ظ


به مناسبت سالگرد شهدای فدائیان اسلام، حجت الاسلام شیخ جعفر شجونی، از همرزمان سید مجتبی نواب صفوی و عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران سخنران این هفته جلسه عمومی انصار حزب الله بابل خواهد بود.

یکشنبه بیست و نه دی بعد از نماز مغرب و عشا، بابل، چهارسوق، مسجد ولایت، حرف های شنیدنی این سخنران صریح اللهجه را از دست ندهید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

لک لبیک حسین!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۲، ۰۸:۴۴ ب.ظ


چند سال پیش با یکی از رفقا که دنبال منزلی اجاره ای در قم می گشت، خانه ای را بازدید کردیم. مستأجر ساکن آن خانه، جوانی افغانی بود. رفیقم داشت خانه را ورانداز می کرد و من، در و دیوار را که تابلوهایی از امام و رهبری روی آنها نصب شده بود. در این میان چشمم به قاب عکس محمدابراهیم همّت افتاد. بدم نیامد سر به سر آن برادر افغانی بگذارم. اشاره کردم به عکس همت و گفتم: والله بالله این شهید بچه شهرضای اصفهان است...!

طرف باهوش بود و طعنه مرا فهمید. گفت: سید جمال اهل افغانستان است نه اسدآباد همدان. بحثمان بالا گرفت و ....

یک بار دیگر آن چه که دیدم را با هم مرور کنیم:

یک جوان افغانی، علاوه بر تصویر امام و رهبری، قاب عکسی از ابراهیم همت را در اتاقش نصب کرده است. برادر من! شما که غریبه نیستید؛ در خانه خیلی از مدعیان و روزی خورهای فرهنگ شهید و شهادت هم نمی توان قاب عکس شهدا را دید.

بعدها بسیجی های افغانی دیگری را شناختم که از ما بسیجی تر بودند و عشقشان به مائده شهادت، از مابیشتر.

دیروز جایتان خالی، تشییع سید شیرآقا و سید محمد حسینی، دو دلاور بسیجی افغان بود که در دفاع از حریم حرم زینب کبرا سلام الله علیها شهد شهادت نوشیدند.

لابد می دانید بسیجی های افغانی یک تیپ را برای حفاظت از حرم بانوی صبر، تشکیل داده اند به اسم تیپ فاطمیون. لابد می دانید در بهشت معصومه قم، قطعه ای را اختصاص داده اند برای شهدای مدافع حرم. یکی دو ماه اخیر، هفت هشت شهید افغانی مدافع حرم را در غربت قم و خاموشی قوم، تشییع کردند و در آن قطعه زینبی به خاک سپردند. از جمله شهیدان موسوی ابراهیم رضایی نجیب الله میرزایی و...

ما این شهدا را نه می شناسیم و نه چیزی از آنها می دانیم، شما عکسی هم از آنها نمی توانید به راحتی پیدا کنید. اما این را می دانیم به همان اندازه که ما حرف می زنیم و ادعا می کنیم، عده ای در غربت و بی ادعا، مظلومانه عمل می کنند.

دیروز مادر یکی از این شهدا، پشت سر تابوتها، نرم و آهسته گریه می کرد تا شاید به قول هادی خادم، دل آل سعود از صدای ناله او شاد نشود. مادر شهید راه می رفت و روی سر مردم شکلات می ریخت. نغمه او جمعیت را بی تاب می کرد آن جا که می گفت: مسافرم خوش آمدی، مادرت را حلال کن ...

راستی اگر حضور هادی خادم می تواند اینقدر جوان های هیئتی افغان را به وجد آورد تا جایی که مصرّانه از او بخواهند ولو در حد یک بیت برایشان نوحه بخواند، حضور شخصیت های برجسته حوزه علمیه چقدر می توانست باعث ایجاد شور در این جوان های خط مقدمی اسلام بشود؟ جوان هایی که بی اغراق، عَلَم اسلام را امروز به دوش گرفته اند و اکنون ما، مدعیان عرصه جهاد و شهادت باید پشت سر آنها راه رفته و رشک نگاهمان را به اشک دیدگان مادرانشان پیوند بزنیم و باز هم مرثیه جاماندگی را بسرائیم.

حضور جوان های افغانی اهل سنت هم از پدیده های جالب تشییع شهدای مدافع حرم بود که راز اعتقادشان هنگام صلاة موت، بر جمع عیان گردید. این اتفاق مقارن با هفته وحدت بین شیعه و سنی – به کوری چشم مزدوران تفرقه افکن – طالع نیک همدلی امت واحده اسلام ناب است به اذن الله تعالی.

همه راه، صحبت از دو شهید بود که ناگاه داخل حرم بانوی آفتاب، در مقابل بهت دیدگان ما، تابوت شهید دیگری نیز به جمع اضافه شد! انتهای پرس و جوی نفس گیر ما به این جا ختم شد که نام شهید، حسین نجفی است و مدافع حرم، ایرانی بود یا افغانی خدا می دانست! انگار نسل شهدای قرن 21 با غربت و گمنامی عجین شده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حکم جالب دادگاه برای ضاربان یک روحانی

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۲، ۰۸:۲۹ ب.ظ


چندی پیش در همین وبلاگ خبری را خواندید درباره ضرب و هتک حرمت یک روحانی ناهی از منکر در روستای علمدار شهرستان بابل. قضیه از این قرار بود که یکی از اهالی روستا، مراسم عروسی خود را در زمین کنار مسجد محل برگزار کرده و با استفاده از باندهای قوی صوتی اقدام به پخش موسیقی نمود. حجت الاسلام محمود کیا از روحانیون اهل این روستا که البته مقیم حوزه علمیه قم است آن روز در منزل پدری خود بود و به رغم شنیدن صدای بلند موسیقی، تا غروب صبر کرد و تذکری به بانیان مجلس نداد. هنگام اذان مغرب وی وقتی وارد مسجد گردید متوجه شد صدای موسیقی مراسم مذکور آن قدر بلند است که نمی گذارد صدای پیشنماز به مأمومین برسد. ایشان جهت ادای تذکر به صاحب مراسم به در خانه او رفت که ناگهان چند نفر از میهمانان که به خاطر صرف مشروبات الکلی از تعادل روحی مناسبی برخوردار نبودند به سمت این روحانی بسیجی حمله ور شده و با انداختن عمامه ایشان و کوبیدن بطری آب معدنی به سر و صورت وی اقدام به هتک حرمت ایشان نمودند.

با شکایت این روحانی ناهی از منکر، ضاربان وی دستگیر و محاکمه شدند. چند روز پیش حکم دادگاه او صادر شد. قاضی پرونده که مجازات هایی مانند شلاق و زندان را برای متهمان پرونده در نظر گرفته بود پیشنهاد جالب این روحانی بسیجی را پذیرفت و به جای زندان و شلاق، متهمان را موظف کرد نزد یکی از علمای شهر رفته و قرائت صحیح قرآن را بیاموزند.

محمود کیا در خصوص این پیشنهاد فرهنگی خود برای خوانندگان اشک آتش2 اینگونه توضیح داد:

" امر به معروف و نهی از منکر یک اقدام فرهنگی است. آن روز هم من با همین نیّت پا به عرصه گذاشتم. ضمن تشکر از قاضی پرونده معتقدم زندان فضای مناسبی برای رشد و تربیت مجرمین نیست. ترجیح دادم با تعلیق حکم مورد نظر، گذشت اهل دین را به جامعه نشان داده و گامی در جهت اصلاح متهمان پرونده بردارم ...."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک درخواست از محضر حجت الاسلام رسایی

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۲، ۰۹:۱۳ ب.ظ


برادر بزرگوار، جناب حجت الاسلام حمید رسایی سلام علیکم

محکومیت حضرتعالی به زندان و شلاق به خاطر نگارش مقاله ای در انتقاد از علی لاریجانی را تبریک عرض می کنم. درخواست حقیر از شما این است که بزرگواری نموده با چشم پوشی از حق خود، به رأی صادره اعتراض نکرده و طعم تلخ شلاق را احلی من العسل بدانید.

شما که خود عمری را در راه احیای گفتمان عدالتخواهی سپری کرده اید بهتر می دانید که اجرای حکم شلاق به خاطر انتقاد از رئیس یک قوه، در زمانه ای که زیر سؤال بردن نص کلام وحی در روزی نامه ها آزادی بیان نامیده می شود، چه اثر شگرفی را می تواند برای استمرار و تقویت جنبش های عدالتخواهانه به دنبال داشته باشد.

لازم است تاریخ بداند چه بر سر علمداران اسلام ناب آمده است. بگذارید تاریخ خود قضاوت کند چرا در حالی که معدود روحانیونی که در فتنه شوم 88 حضور میدانی و فیزیکی داشتند – مانند ایازی و سلیمانی و ادیب – آزادانه به فعالیت های سیاسی خود ادامه می دهند، علی اکبر محتشمی پور که با راه اندازی کمیته جعلی صیانت از آراء، جرقه اتهام به نظام مظلوم اسلامی ایران را زد از گل نازک تر نشینده است، شبه روحانی عصبی تهران یعنی هادی غفاری به خاطر توهین به آقا بازخواست نشده است، اما حمید رسایی به دلیل انتقاد از علی لاریجانی شلاق می خورد؟!

همین که در تاریخ بنویسند علی لاریجانی نامه ای سرگشاده نوشت و از قوه قضائیه خواست تا فاطمه هاشمی را به خاطر توهین به او محاکمه نکرده و مورد بخشش قرار دهد اما در جریان پرونده شما سکوت کرده است، برای آنچه که می خواهیم کفایت می کند. همین که در تاریخ نوشتند کسی که به فائزه هاشمی توهین کرد به نُه ماه زندان و شلاق محکوم شد ولی فائزه به خاطر وهن به نظام فقط شش ماه زندانی گردید، پیام ما را به تاریخ می رساند.

وقتی پس از یکشنبه سیاه مجلس، روزنامه کیهان این پرسش بی پاسخ را طرح کرد که چرا سعید مرتضوی بلافاصله بعد از آن ماجرا یک روز بازداشت شد ولی فاضل لاریجانی حتی احضاریه هم دریافت نکرد، جای خوشحالی دارد!

وقتی تاریخ ببیند مردمی ترین و پرکارترین رئیس جمهور ایران به اتهام افزایش تصادفات جاده ای! و عدم تبدیل شهری به شهرستان محاکمه می شود اما قانون شکنی های دو رئیس جمهور پیش از او نادیده انگاشته می شود تا جایی که وابستگان خاندان هاشمی و خاتمی – مانند عفت مرعشی که مردم را به شورش دعوت کرد و محمدرضا خاتمی که نقش کلیدی در فتنه داشت - نیز از تعقیب قانونی معاف می شوند، می فهمد چه بر سر انقلاب آمده است.

جناب رسایی! شما شلاقتان را نوش جان کنید و بدانید همان طورکه در ابتدای انقلاب، گردن کشان و محتکران و... را مقابل مصلاهای نمازجمعه شلاق می زدند دور نیست روزی که شما و امثال شما را برای تنبّه سایر عدالتخواهان غیر معتدل در ملأعام، مثلاً مقابل پارک لاله! شلاق بزنند. شما که تاریخ خوانده اید بهتر می دانید مگر کسی گمان می کرد اندکی پس از مانور قدرت مرجعیت در جریان تحریم تنباکو، روزی برسد که یک مجتهد بزرگ عالم شیعه را در ملأعام اعدام کنند و نه تنها مردم عادی بلکه بعضی طلبه ها هم اعدام شیخ را به هم تبریک بگویند؟!

شلاق خوردن شما همان نفع را برای جریان عدالتخواه به همراه خواهد داشت که شهادت شیخ فضل الله برای اعتلای اسلام و پیروزی انقلاب اسلامی به دنبال داشته است. بگذارید اگر قرار شد سالها بعد، عده ای در نقطه ای از دنیا جریانی عدالت طلب را به راه بیندازند از پیش، چاره ای برای آسیب های احتمالی حرکت خود اندیشه کنند.

شما روحانی عدالتخواه شمالی، وارث شیخ فضل الله نوری و میرزا یونس جنگلی، به نسل های آینده تاریخ ثابت کنید که چوبه دار خویش را به دوش کشیدید و ذکر نورانی " فیا سیوف خذینی " را سر دادید تا عَلَم اسلام خمینی بر زمین نمانَد.

انّا انشاءالله بکم لاحقون

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نسخه ای که امام (ره) برای عربستان پیچید!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۲، ۰۶:۲۱ ب.ظ


این روزها هیچ روزنامه و سایتی در جهان نیست که مطلبی درباره عربستان ننوشته باشد. وزارت امنیت عربستان تبدیل به یک شبکه گسترده تروریسم دولتی و بین اللمللی گردیده که خشم بسیاری از مردم منطقه را برانگیخته است.

پوتین، عربستان را به واکنش رو در رو در قبال دخالت های این دولت در امور داخلی روسیه و حمایت مادی و معنوی آن از جدایی طلبان چچن تهدید کرده است. حوثی های یمن نیز کشور عربستان را به حمله نظامی تهدید کرده اند. در بحرین و سوریه هم صحبت از دخالت مستقیم تروریست های عربستان برای قلع و قمع شیعیان است. در ایران نیز پس از فتنه کور 88 و پیدا بودن دست کثیف دولت وهابی عربستان در حمایت از فتنه گران، لزوم پاسخگویی به این جوجه دولت زیاده خواه قوّت گرفت. این روزها با انفجاری که در مقابل سفارت ایران در بیروت رخ داد و عریان بودن نقش الماجد، نیروی برجسته شبکه اطلاعاتی تحت امر بن سلطان، ضرورت پاسخ دندان شکن و درس آموز جمهوری السامی به آل سعود خبیث از همیشه واضح تر شده است؛ هر چند بزرگان پشت پرده دولت یازدهم و برادرخوانده های شیوخ ریاض هم این روزها دم از تقویت مراوده با این همسایه شیطان صفت می زنند.

حضرت امام خمینی (ره) که از بدو مبارزات ضد ستمشاهی خود، اعتراض های جسته و گریخته ای نسبت به رویکرد خائنانه شیوخ عرب در سازش با اسرائیل و عدم الزام به آموزه های رسول خدا (ص) داشت، پس از واقعه ننگین حج سال 66 و به خاک و خون کشیده شدن مسلمانان بی دفاع در حرم امن الهی که با هدف جلب رضایت آمریکای جنایتکار صورت گرفته بود، بارها در پیام های خود سعی در یادآوری خباثت آل سعود داشت:

مگر مسلمانان جهان فاجعۀ قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه‏های مسلمین را در طول حیات ننگین آل سعود و نیز جنایت قتل‏عام زائران خانۀ خدا را فراموش می‏کنند؟ 1

اما جالب است به یاد بیاوریم این پیر فرزانه و پرچمدار حقیقی اسلام ناب، به این میزان از یادآوری جنایات آل سعود اکتفا نکرده و وعده تنبیه این دولت خون آشام را سر داد. وعده ای که این روزها بهترین موعد برای تحقق آن است:

ان‏شاءاللّه‏ ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد، و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد.2

1 و 2 - 29/4/1367

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دو صد گفته چون نیم کردار نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۲، ۱۰:۰۱ ب.ظ


از مقاله جالب و ارزشمند و منطقی دوستان انصار حزب الله مازندران تشکر می کنم.

براستی دولت اعتدال که رییس جمهور آن در جلسه استانداران، سخنان زیبایی را در باره تحمل نقد بیان داشت، چگونه این اقدام وزارت ارشاد را توجیه می کند و به افکار عمومی پاسخ میدهد؟ آیا مردان دولت اعتدال فکر می کنند که آزادی بیان و نقد با شعار و سخنرانی حل می شود؟! پس آن تحمل بالا در نقد که از زبان رییس جمهور محترم در جلسه با استانداران بیان شد کجا رفت؟ لااقل وزارت ارشاد به خاطر حیثیت رییس جمهور هم که شده می بایست آبروداری می کرد.
دولت محترم بداند که بر آوردن شعار تحمل نقد با عمل محقق می شود نه با سخنرانی!

 از رییس جمهور محترم می خواهم که آیه لِمَ تقولون ما لاتفعلون را در قرآن بخواند و آن را به همراه شعر سعدی، هم به خود و هم به وزیر محترم ارشاد بر اساس توصیه به تقوا سفارش کند:
دو صد گفته چون نیم کردار نیست

محمد حسین منصف

  • سیدحمید مشتاقی نیا

واکنش انصار حزب الله مازندران به توقیف نشریه یالثارات

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۲، ۰۱:۱۵ ب.ظ


بسم الله الرحمن الرحیم

این هنوز از نتایج سحر است!

یکی از بزرگترین آموزه های اجتماعی مکتب جهانی اسلام ناب، ترویج و التزام به اصل امر به معروف و نهی از منکر است که در بند هشتم قانون اساسی نیز از وظایف بایسته حکومت اسلامی برشمرده شده است. کمترین توقع از مسئولان حکومت اسلامی، ایجاد فضایی برای احیای ارزش های دینی در راستای حفظ سلامت نظام و حاکمیت و پالایش کجی ها و سستی هاست که بارها مورد تأکید و مطالبه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی قرار گرفته است.

با کمال تأسف در روزهای گذشته شاهد صدور بخشنامه ای از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودیم که هر نوع پرداختن به موضوع فساد در ماجرای قرارداد معروف و مفتضح کرسنت در روزنامه ها و نشریات را ممنوع اعلام کرد! بخشنامه ای که شاید در طول بیش از سه دهه عمر انقلاب اسلامی، اقدامی بی سابقه بوده و به دور از شعائر و احکام دینی محسوب می شود و فلسفه ای جز حفظ منافع باندهای مافیایی قدرت و ثروت ندارد. اهتمام دولت در جلوگیری از روشنگری رسانه ها در خصوص مفاسد پشت پرده قرارداد جنجالی کرسنت که ردّ پای یکی از آقازاده های مشهور به وطن فروشی در آن به چشم می خورد تا حدّی بود که هیئت نظارت بر مطبوعات، تحت اشراف وزارت ارشاد دستور توقیف هفته نامه ارزشی یالثارات الحسین علیه السلام را صادر کرد و چند نشریه همسو را نیز به دادگاه معرفی نمود!

برخورد با منتقدان دولت، درست در ساعاتی انجام گرفت که رئیس جمهور دولت راستگویان! چنین عبارات و ادعاهایی را در دیدار با استانداران خود بیان می کرد: " انتقاد به نفع ماست، بگذاریم جامعه باز و آزاد باشد... یادمان باشد نباید از نقد بهراسیم و ناراحت شویم بلکه آزاد بگذاریم تا هر کسی نقد کند به ویژه اگر سالم، سازنده و دلسوزانه باشد بهترین کمک برای ماست. حتی اگر اهداف دیگری هم پشت نقد پنهان باشد این دولت آن را به راحتی تحمل می‌کند... دولت در عمل نشان خواهد داد که آستانه تحمل بالایی خواهد داشت !!"...

نشریه یالثارات الحسین علیه السلام یکی از پرافتخارترین و پیشتازترین نشریات انقلابی کشور در روشنگری جامعه و افشای ماهیت اصحاب زر و زور و تزویر بود که حتی در دوران حاکمیت هشت ساله دولت اصلاحات، به رغم همه اختلاف نظرهای عمیق و بنیادین، تعطیل نشد؛ هر چند اینک توقیف آن نیز سندی برای زدودن نقاب خاکستری مدعیان صداقت محسوب می شود!

آیا حق این پرسش برای آحاد افراد جامعه باقی نیست که چرا آن روز که رئیس محترم جمهور خود را حقوق دان می نامید نگفت که به اصل هشتم قانون اساسی التزام ندارد؟!

به راستی چرا متولیان فرهنگی دولت یازدهم در حالی که از کنار توهین به نص صریح کلام وحی در نشریات حامی خود به راحتی عبور می کنند و به دنبال آزادی تکخوانی زنان و رفع فیلتر فیس بوک و مجوز کنسرت به خواننده های فراری و حمایت از انتشار کتب فعالان روزنامه های زنجیره ای به منظور تشویق جامعه به قانون شکنی و آشوب طلبی و تولید آثار هنری در سبک و سیاق جوامع سکولار و اشاعه سینمای ضد حقیقت و ... هستند در واکنش به صدای حق طلبی دلسوزان جامعه، رفتاری خصمانه نشان می دهند؟ آیا از نگاه آنان همه حق آزادی دارند به غیر از حزب اللهی ها؟! آیا برخورد با نشریات انقلابی، ساعاتی پس از کارت زرد مجلس به وزیر ارشاد که به خاطر سوءمدیریت و سیاست تساهل و تسامح این وزارتخانه صورت گرفت از سر کینه ورزی و انتقامجویی نیست؟

چگونه است که از نگاه دولت یازدهم، فراریان امنیتی مقیم خارج، حق بازگشت به وطن را دارند، عناصر فتنه باید از زندان و حصر آزاد شوند، مدیران فتنه گر حق دارند پست های کلیدی مراکز علمی و اقتصادی را اشغال کنند، مهره های دست چندم دیپلماسی غرب می توانند بیایند در حریم ایران اسلامی و حق حاکمیت ملی را با کشف حجاب و اهدای جایزه به قانون شکنان در سفارت بیگانه نقض کرده و مسئولان مملکتی را تحقیر کنند و ... اما قلم و زبان عمارها و اباذرهای انقلاب باید در خفقان فرو رفته و جماعت حزب الله از کمترین حقوق شهروندی هم بی بهره بمانند؟! آیا معنایی که دولت یازدهم از طرح شعار فریبنده اعتدال در ذهن داشت جز این رفتارهای دارای تناقض و تبعیض است؟

 با تأمل و کنکاش باید دید سکوت حزب الله، چه نفعی را عاید مسئولان دولتی خواهد کرد که نصیحت متعهدانه آنان و انجام فریضه دینی، ستون خانه های عنکبوتی را اینگونه به لرزه درآورده است؟!

آن چه که مسئولان دولت فعلی نباید از خاطر خود دور سازند این است که نشریه یالثارات الحسین علیه السلام حتی اگر تا ابد در توقیف بماند، راه نورانی امت حزب الله در مسیر دفاع از آرمان های اسلام و انقلاب اسلامی، سد ناشدنی است. جوانان ولایی ایران اسلامی با تأسی از منویات مقام معظم رهبری، عدالت طلبی را سرلوحه امور خویش دانسته و در راه عمل به تکلیف امر به معروف و نهی از منکر از  مواجهه با تهدیدات و ارعاب های کانون های قدرت و ثروت واهمه ای نخواهند داشت. هیچ خنجری یارای آن را ندارد که حنجره نسل حق طلب و عدالت خواه انقلاب اسلامی و پیروان مکتب جهاد و شهادت را به سکوت وادارد. حزب الله خود را برای فتنه هایی سخت تر و پیچیده تر از گذشته آماده کرده است. بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی ملّة رسول الله (ص)

والسلام علی عبادالله الصالحین

انصار حزب الله استان مازندران

  • سیدحمید مشتاقی نیا