اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۵ مهر ۹۷، ۲۰:۱۳ - امیرحسین
    ((:

۵۳۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشک آتش2» ثبت شده است

خشت اول و کج شدن دیوار حاکمیت!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۴۵ ق.ظ


دورانِ لغزشِ خواصِ طرفدارِ حق، حدوداً هفت، هشت سال پس از رحلت پیغمبر شروع شد. (به مسأله‌ی خلافت، اصلاً کار ندارم. مسأله‌ی خلافت، جدا از جریان بسیار خطرناکی است که می‌خواهم به آن بپردازم.) قضایا، کمتر از یک دهه پس از رحلت پیغمبر شروع شد. ابتدا سابقه‌داران اسلام - اعم از صحابه و یاران و کسانی که در جنگهای زمان پیغمبر شرکت کرده بودند - از امتیازات برخوردار شدند، که بهره‌مندیِ مالیِ بیشتر از بیت‌المال، یکی از آن امتیازات بود. چنین عنوان شده بود که تساوی آنها با سایرین درست نیست و نمی‌توان آنها را با دیگران یکسان دانست! این، خشتِ اوّل بود. حرکتهای منجر به انحراف، این گونه از نقطه‌ی کمی آغاز می‌شود و سپس هر قدمی، قدم بعدی را سرعت بیشتری می‌بخشد. انحرافات، از همین نقطه شروع شد، تا به اواسط دوران عثمان رسید. در دوران خلیفه‌ی سوم، وضعیت به گونه‌ای شد که برجستگان صحابه‌ی پیغمبر، جزو بزرگترین سرمایه‌داران زمان خود محسوب می‌شدند! توجّه می‌کنید! یعنی همین صحابه‌ی عالی‌مقام که اسمهایشان معروف است - «طلحه»، «زبیر»، «سعدبن‌ابی‌وقّاص» و غیره - این بزرگان، که هر کدام یک کتاب قطور سابقه‌ی افتخارات در «بدر» و «حُنین» و «اُحد» داشتند، در ردیف اوّل سرمایه‌داران اسلام قرار گرفتند. یکی از آنها، وقتی مُرد و طلاهای مانده از او را خواستند بین ورثه تقسیم کنند، ابتدا به صورت شمش درآوردند و سپس با تبر، بنای شکست و خرد کردن آنها را گذاشتند. (مثل هیزم، که با تبر به قطعات کوچک تقسیم کنند!) طلا را قاعدتاً با سنگِ مثقال می‌کشند. ببینید چقدر طلا بوده، که آن را با تبر می‌شکسته‌اند! اینها در تاریخْ ضبط شده است و مسائلی نیست که بگوییم «شیعه در کتابهای خود نوشته‌اند.» حقایقی است که همه در ثبت و ضبط آن کوشیده‌اند. مقدار درهم و دیناری که از اینها به جا می‌ماند، افسانه‌وار بود.

مقام معظم رهبری- 20/3/75

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کاش دروغ هم جرم بود

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۵۳ ق.ظ


عجیب است دروغ یکی از بزرگ ترین گناه هاست اما از نگاه قوانین کشور ما جرم نیست.

اسلام دروغ را منشأ و کلید ورود به پلیدی ها و ترویج منکرات و عادی سازی گناه در جامعه می داند. دروغ در میان مجموعه گناهان، حکم ورزش دو را دارد نسبت به سایر رشته ها که مادر ورزش ها تلقی می شود.

کاش می شد مسئولانی که در چشم مردم زل می زنند، گاه بغض می کنند و نمایشی از دلسوزی و کاردانی را به همراه تخریب سایرین به اجرا می گذارند و بعد که موفق به فریب مردم شدند ثابت می کنند که از کمترین درایت و توانایی در رفع مشکلات کشور ناتوان بوده و اساساً دغدغه اصلی شان حفظ موقعیت باندهای قدرت و خویشاوندان اقتصادی است را به پای میز محاکمه کشاند.

کاش قانونی برای مبارزه با دروغ وجود داشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کدام صدا؟ کدام سیما؟

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۴۲ ب.ظ

استعفای وزیر طلبکار/ ریشخند جهان به سلاخی حقوق بشر


علی عسکری گفت: صدا و سیما جای بزرگ کردن چهره های بی اعتقاد به نظام نیست.

حرف ایشان درست است؛ اما فقط حرف است!

صدا و سیما باز هم به بزرگ کردن چهره های بی اعتقاد به انقلاب و گاه اسلام ادامه خواهد داد.

درد آن جاست که نیروهای پیشرو و خط شکن انقلاب که سهم بسزایی در جریان سازی برای ترویج و دفاع از فرهنگ و آموزه های انقلاب اسلامی و حرکت در مسیر نحقق تمدن جهانی اسلام را دارند در برنامه های صدا و سیما جایی ندارند.

تعریف صدا و سیما از نظام اسلامی، تعریف مرسوم صاحبان قدرت است که دفاع از میز مدیران را به معنای حفظ نظام گرفته و ارزش های اسلامی که گاه در تعارض مشهود با عملکرد بعضی حضرات است را نادیده می انگارد. تغییر رویکرد صدا و سیما به سمت عدالت طلبی تنها راه جلب اعتماد عمومی به این دستگاه تبلیغاتی و اطلاع رسانی جمهوری اسلامی و حرکت در مسیر اهداف انقلاب خواهد بود. صدا و سیمای جمهوری اسلامی زمانی در جایگاه اصلی خود قرار خواهد گرفت که بداند اسلام با تعارف و رودربایستی و پسرخاله بازی و هر آن چه مغایر با آموزه های مکتب پابرهنگان و عاشوراییان است منافات دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ایران آمریکایی!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۵۶ ق.ظ


روزنامه ایران وابسته به دولت جمهوری اسلامی، تیتر اصلی صفحه نخست خود را به تمدید مهلت تعلیق ایران از لیست سیاه مالی دشمن اختصاص داده است.

کشورهای غربی از بدو تأسیس نظام جمهوری اسلامی، هیچ گاه روی خوش به این مملکت نشان نداده و همواره با انواع اتهامات تروریستی و جنگ افروزی و ... درصدد فشار بر جمهوری اسلامی بوده اند.

مبنای پذیرش قواعد مورد نظر و قابل تعریف غرب از سوی ایران چیزی جز عقب نشینی و باج دادن در ازای زیاده خواهی آنان نیست. این ویژگی می تواند غرب را در امتیازطلبی بیشتر، تحریص نماید.

غرب مانند همه این چهل سال که از عمر انقلاب گذشت هیچ گاه دست از اتهام زنی و تخریب وجهه ایران برنخواهد داشت. مانور تبلیغاتی جدید غرب در خصوص تمدید تعلیق ایران، در واقع خط و نشانی برای ایجاد رعب و در راستای همان سیاست چماق و هویچ آمریکا برای به زانو درآوردن نظام اسلامی است.

حالا این که روزنامه وابسته به بودجه دولت ایران، مانور تبلیغاتی دشمن را در صفحه نخست خود برجسته سازی می نماید به این پرسش دامن می زند که آیا روزنامه دولت ما تریبون آمریکاست یا جمهوری اسلامی ایران؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرشگرد و عقبگرد!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۵۶ ب.ظ

تیم ضدانقلاب، یار جدیدش را نپذیرفت


فَرَشگَرد در زبان پهلوی بمعنی رساندن جهان به کمالی است که در آغاز آفرینش و پیش از یورش اهریمن و ورود پلیدی به آن، وجود داشته‌است.

حالا یک گروه برانداز در ضدیت با جمهوری اسلامی اعلام موجودیت کرده که نام خودش را گذاشته فرشگرد. بعد رضاشاه را نماد این جنبش دانسته و حکومت پهلوی را سر دست گرفته است!

یکی نیست بگوید آخر با شکنجه گرهای معروفی چون آرش و دکتر تهرانی و حسینی و ... که هنوز آثار جنایاتشان بر تن و پیکر ده ها تن از میهمانان کمیته مشترک موسوم به ضدخرابکاری ساواک دیده می شود، چگونه می خواهید جهانی آکنده از کمال و عاری از پلیدی را رقم بزنید؟

آن وقت همین ها به جمهوری اسلامی اشکال می گیرند که چرا از الفاظ و مفاهیم مقدس و آرمانی استفاده ابزاری می کند!!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اشک آتش و آتش نشان! حاشیه ای بر عزل یک مدیر موفق در بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۴۰ ب.ظ

چه فرقی می کند، آتش نشانی هم مثل هر اداره و سازمان دیگر، گاهی کسی از عملکرد آن تعریف و تمجیدی می کرد گاهی گلایه ای شنیده می شد. گاه رفتار نیروها و مأمورینش خوشایند نبود گاهی هم کسی رفتار و اخلاقشان را تحسین می نمود.

چند سالی است اما که بی اغراق هر کس را به عنوان ارباب رجوع این مجموعه خدماتی و حیاتی شهرستان بابل دیده ام از عملکرد و نیز رفتار محترمانه و سرشار از نجابت مأموران و کارکنان سازمان آتش نشانی تعریف نموده و دعایی برای باعث و بانی آن بر زبان می آورد.

با شناختی که از سید قاسم دابوییان دارم و شخصیت دوست داشتنی و با اخلاق او را تجربه کرده ام علت این تحول و رشد سازمانی را در تعمیم، تکثیر و تسرّی روحیات و اوصاف برجسته و ممتاز شخصیتی این مدیر کارآمد در زیرمجموعه مرتبط می دانم.

الناس علی دین ملوکهم را بنا بر ضعف استناد بگذاریم نیز به قرینه الناس بامرائهم اشبه ... البته سخن و آموزه درستی است که مدیریت اخلاق محور سید قاسم دابوییان، تحقق آن را در مجموعه سازمانی اش به منصه ظهور کشانده است.

موقع نماز صبح بود که در یادداشتی به قلم برادرم حاج حسین منصف خبر عزل غیرمنتظره سید قاسم را خواندم و البته تعجب کردم.

فارغ از برخی اختلاف نظرهای سلیقه ای، سطح توانمندی ها، سوابق، تجربه و بضاعت مدیریتی سید قاسم دابوییان به نسبت خیلی از مدعیان، یک سر و گردن بالاتر بوده و بسیاری از مدیران و مسئولان تازه به دوران رسیده شهر اگر بنا را بر عدالت بگذاریم باید زیر دست او قرار گرفته و در محضرش درس پس بدهند. تاریخ سیاسی شهر بابل را یادمان نرود که سید قاسم دابوییان روزگاری نه چندان دور مرد اول و جنجالی عرصه سیاست شهر بود و برای ما که منتقدش بودیم نیز یک اسطوره محسوب می شد.

در ادامه آن یادداشت و اخباری که بعدش شنیدم اینگونه استنباط کردم که انگار لجاجت و پافشاری یک عضو از نه عضو شورای پرحاشیه شهر بابل منشأ این تغییر ناگهانی و انتقال او به واحد حمل و نقل شهرداری گردید. شنیدم سید قاسم به خاطر پاسخ گویی قانونی! به یک عضو شورا میزش را از دست داد. البته از شنیدن این خبر تعجب نکردم.

سید قاسم طلبه فرهیخته مدرسه روحیه، شاگرد علم و ادب مکتب آیت الله محمدی قطب ممتاز فقاهت و تقوا، رزمنده و فرمانده دلیر سال های حماسه و ایثار – همان سال هایی که هر چه صفحات دفترش را ورق بزنید اثری از بعضی مدعیان امروز جز در لانه موش نخواهید یافت- همنفس شهدای وارسته و دلداده ای چون مهدی عباسی و جامانده قافله کربلاییان تاریخ آدمی نیست که به خاطر میز و عنوان و به به و چه چه این و آن سر خم کرده و حق و ناحقی را جا به جا نماید.

اگر خبر اعمال فشار یک عضو شورا به شهردار برای تغییر یک مدیر خوشنام و موفق شهری صحت داشته باشد باید از شخص شهردار نیز گلایه داشت. نه به افراط آن شهردار دوربینی که اعضای شورا را دکوری برای تزیین قاب تصاویر انتخاباتی اش می دانست و نه به تفریط این شهردار که گویی بعضی از اعضای شورا خود را به تنهایی مالک و صاحب اختیار مجموعه شهرداری می دانند.

آن عضو مداخله گر شورا هم هنوز یک عذرخواهی جدی به مردم این شهر بدهکار است که نباید در ماجراهای اخیر که حیثیت شهر را لکه دار کرد از کنار آن به سادگی گذشت. این همه مردم شهر که کاره ای نیستند کجا پای برادرشان به ورطه رانت و فساد باز شد و چگونه ممکن است کسی که عضو خانواده اش درون شورا ست طرف قرارداد مناقصه های شهرداری قرار گرفته و میزان زد و بند و خط و ربطش به مرحله ای بینجامد که پای ثابت و مهره تأثیرگذار باج خواهی در پرونده فساد اخیر شورای شهر قرار بگیرد؟

از کنار این مسأله قطعا به سادگی عبور نخواهیم کرد.

برای آ سید قاسم عزیز در هر پست و جایگاه و سنگری که قرار بگیرد آرزوی توفیق بیش از پیش داشته و یقین دارم خوشنامی او از حافظه مردم این دیار محو نخواهد شد.

اگر به کسی برنخورد و این کلام را به پای حسّ ناسیونالیستی حقیر نگذارند، خیلی دلم می خواهد متن را با این جمله به پایان برسانم که: محض رضای خدا بگذارید بابل برای بابلی ها باقی بماند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

امان از گزارش های دهان پر کن!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۰ ب.ظ

See the source image


یک فرهنگ غلطی در بعضی ادارات و مجموعه های خصوصی یا دولتی در حال فراگیر شدن است و آن هم چیزی نیست جز مبالغه و بزرگ نمایی در کارها که از آن گاه در اصلاح به "گزارش سازی" یاد می شود.

هدف از انجام این کار اشتباه هم البته جلب رضایت مافوق است و بس.

بعضی گاه این گونه توجیه می کنند که حالا که عقل ها در چشم ها قرار دارد ما هم بیاییم و با برجسته سازی فعالیت های خود و آب و تاب دادن به عملکردمان طوری گزارش بدهیم که هر شنونده ای سر جای خود میخکوب شده و یقین حاصل کند که شب و روزمان را در زحمت و محنت گذرانده و از ما دلسوزتر برای انجام آن کار یا تصدی آن مسئولیت وجود نداشته و نخواهد داشت!

بعضی هم یک قدم پا را فراتر نهاده و به زعم خود فتوا داده اند که اصلاً دروغ سازمانی، گناه محسوب نمی شود و یا چون دیگران هم به ظاهرسازی و بزرگ نمایی عملکرد خود می پردازند ما هم چاره ای جز تقلید از رفتار آنان و حتی سبقت از رقبا نداریم و ...

نتیجه اشاعه این فرهنگ غلط می شود همان مَثَل معروف که آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی! می شود همین که گاه می بینیم بعضی ها هزینه شان بیشتر از فایده شان است و از اساس اگر مجموعه وابسته شان را تعطیل کنید چه بسا خیر بیشتری به جامعه برسد. نتیجه اش می شود روی کار آمدن آدم های چاپلوس یا زبان باز به جای انسان های مومن و متعهد و دلسوز.

ریشه مشکل همان است که بیان شد؛ رجحان رضایت مافوق بر جلب رضایت الله.

امام علی علیه السلام در حکمت 458 نهج البلاغه در وصف نشانه های ایمان، توصیه می فرماید که: "بیشتر از مقدار عمل سخن نگویی".

مولای متقیان بیان دیگری نیز در این رابطه دارد که برای مجموعه مدیران، کارمندان و فعالان عرصه های اجتماعی و فرهنگی و ... آموزنده و مبیّن خط و مشی صحیح یک انسان شریف و با ایمان است. امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه نهم نهج البلاغه در توصیف شخصیت خود و پیروان راستین خویش چنین می فرماید: "وَ لَسنا نُزعِدُ حتی نوقع، و لانُسیلُ حتی نُمطِر".

یعنی: ما تا عمل نکنیم، رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم.

البته در این میان ناگفته نماند که ناظران و مدیران و شنوندگان گزارش ها و تحویل گیرندگان بیلان کارها نیز باید عاقل بوده و به این مَثَل شیرین زبان فارسی لااقل توجه داشته باشند که: مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید."!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حسن، صادق، اف ای تی اف و دیگر هیچ!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۱۹ ق.ظ

از رکن‌آبادی تا خاشقجی/


اصلاً یادم نیست کجا! یک گوشه ای خلوت از یک گروه مجازی نه چندان بزرگ در تلگرام بود انگار که فردی نوشت: کسی آیا از دیدگاه صادق لاریجانی درباره اف ای تی اف خبر دارد؟ چرا ایشان اظهار نظری نمی کند؟ و ...

گفتم: ولمان کن بابا

نادر طالب زاده میگوید: بروید تحقیق کنید ببنید چرا حسن عباسی را سه بار سر یک موضوع به دادگاه کشاندند او هر بار تبرئه شد و در نهایت نه به خاطر نشر اکاذیب که به اتهام توهین برایش زندان بریدند و ...

تیتر این روزنامه که مال دیروز است برایم جالب بود. شرق مدعی شده همه سران قوا بر سر الحاق به کنوانسیون مورد تأیید غرب در مبارزه با پولوشویی و حمایت از تروریسم اتفاق نظر دارند. من که باور نمی کنم!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرماندهی که مکبّر شد

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۱۷ ب.ظ

فرماندهی لشکر، کم جایگاهی نیست. چند هزار نیرو تحت امر یک فرمانده لشکر قرار دارند و فرامینش را اطاعت می کنند. در همه لشکرهای دنیا، فرمانده لشکر در حدّ یک وزیر و وکیل برای خودش عزّت و احترامی دارد.

در ارتش و سپاه ما هم فرماندهان لشکر مورد تکریم همه بوده و در قلب نیروهایشان جای دارند. حسین خرازی فرمانده لشکر بود. خیلی ها از او به عنوان فاتح خرمشهر و یکی از موفق ترین و پرآوازه ترین فرماندهان سپاه اسلام یاد می کردند. می خواست اهمیت نماز را به همه بفهماند. بفهماند که فرمانده لشکر خمینی در مقابل خدا و احکام شریعت، خاضع و مطیع است.

وقت اذان رفت جلوی نمازخانه. چند نفر در صف اول برایش جایی باز کردند. حاج حسین خرازی با همان خنده همیشگی اش از آنها تشکر کرد. رفت جلوتر و در میان بهت همگان، میکروفون را گرفت و ایستاد به مکبّری. همه از این کار او تعجب کردند. به طور معمول مکبّری را افراد کم سن و سال به عهده می گرفتند؛ اما این بار فرمانده یک لشکر فاتح و سربلند آمده بود و با افتخار برای اقامه فریضه الهی، تکبیر می گفت. این اقدام آموزنده شهید خرازی، درسی فراموش ناشدنی برای همه نیروها بود و روحیه شان را دوچندان ساخت.

بازنویسی بر اساس روایتی از همرزم شهید، پایگاه مرجع شهید حاج حسین خرازی


  • سیدحمید مشتاقی نیا

بیدار شو عزیز!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۳۲ ب.ظ

گفتند حاج آقای صدیقی جای آیت الله جنتی مسئول ستاد امربه معروف کشور شد.

بعضیها اعتراض کردند که چرا نیرویی قاطع یا لااقل چهره ای با  فراغت بال بیشتر یا جوان تر و صاحب ایده و ... را منصوب نکردند و خلاصه هر کس از نگاه خود به نقد این انتصاب پرداخت. بعضی هم البته دفاع کردند که نفس آقای صدیقی حق است و محیط کار را معنوی می کند و ...

من از مبنا سوالی اساسی دارم که اصلا این ستاد امر به معروف که می فرمایید، کجا هست؟ چه میکند؟ کجای قصه برخورد با مفاسد اجتماعی و اداری جامعه را دست گرفته؟ وجود خارجی دارد یا نه؟ 

مگر می شود به امربه معروف و نهی از منکر پرداخت و تاوانی نداد و از دست اژدهای هفت سر فساد و تبعیض خلاصی یافت و راه به دادگاه نبرد و اسیر زندان نشد و فحش نخورد و تهمت نشنید و خار مغیلان خرس خاله های دلسوزتر از مادر را سر راه خویش ندید و زمین نخورد و از کار بیکار نشد و ...

نمی گویم امر به معروف و نهی از منکر واقعی ممکن نیست؛ هست اما هزینه دارد و مواجهه با منکر به خصوص در دایره قرمز دانه درشت ها لذت غربت و مظلومیت را سوغات خود دارد و راهی است که رفتن در آن دل شیر می خواهد و ...

چند روز پیش به دوست پاسداری می گفتم خطبه دوم نماز جمعه خطبه سیاسی است اما ابتدای آن با جمله اوصیکم به تقوی الله و نظم امرکم آغاز می شود. خطبه دوم نماز جمعه اگر خطبه واقعی باشد باید بر مبنای فریضه امر به معروف و نهی از منکر و با تأسی از آموزه نظم و تقوا، همه را سر جای خود بنشاند از آن مدیری که با خودروی بیت المال به کار شخصی می پردازد تا آن گردن کلفت فراری از مالیات و ... را به راه درست دعوت کند و به راستی که اگر نمازجمعه، نمازجمعه باشد وضع جامعه اینگونه نخواهد ماند.

این که گفته اند حوزه های علمیه باید مستقل از دولت ها باشند حرف و نصیحت و تجربه درستی است برای آن که زبان ها بی نگاه به جیب ها و دست ها و صندلی ها و ... آزاد به چرخش دربیاد و این قاعده را باید تعمیم داد به همه صاحبان تریبون و قلم و عَلَم که اگر می خواهید مرد باشید و مرد بمانید و مرد بمیرید و دین را برای دین بخواهید خودتان باشید و خدای خودتان که اداری شدن فرایض الهی، ملالی است اسف ناک که روزمرگی و عادت و تهی شدن از روح و ملکات معنوی در عمل به دین را در پی دارد.

کاری کنیم که خدا به ما نمره بدهد نه مقام مافوق که هر چه از بلاتاثیری کارها و برنامه های ریز و درشت فرهنگی و اجتماعی و ... می کشیم به خاطر همین جا به جایی در نگاه به مبدأ و معاد است و بس. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا