اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۶۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشک آتش2» ثبت شده است

قمی ها این نشست را از دست ندهند

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ۰۷:۳۰ ب.ظ

jwgs_dcde2645-2603-4486-bd34-6fba25c17ee6.jpg


اولین نشست علمی از سلسله نشست های علمی «احیای حیات طیبه» در راستای بازتولید علوم اسلامی انسانی تراز انقلاب اسلامی و ارتقاء و روزآمدی علوم حوزوی از سوی موسسه احیاء حیات طیبه با مشارکت مرکز پژوهشهای مسجد مقدس جمکران برگزار می شود

سخنران این نشست جناب حجة الاسلام دکتر سید حسن میر معزی معاون پژوهش حوزه علمیه و رئیس پژوهشکده نظام های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با موضوع «فقه و نظام» است. 

آدرس: قم خیابان دور شهر، کوچه 28، ساختمان مرکز پژوهشهای مسجد مقدس جمکران

تاریخ: پنجشنبه، 1397/9/22    ساعت 18:30

از همه طلاب و دانشجویان و علاقمندان مباحث نوپدید فقهی و نوآورانه اعم از برادران و خواهران برای شرکت در نشست علمی دعوت به عمل می آید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در گرمخانه ها چه می گذرد؟

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۱۴ ق.ظ

 			 				 					کارتن‌خوابی که می‌توانست امام‌جماعت مسجد باشد!


شاید در وهله نخست اینگونه به نظر برسد که تأسیس گرمخانه در شهرها، حرکتی مثبت در جهت حمایت و رفاه کارتن خواب هاست. این چند سطر؛ اما حکایت دیگری دارد:

دو سه بار گرفتار شدم و بردنم گرم‌خونه خاوران که امیدوارم دفعه آخرم باشه! هر بار هم مثل همیشه؛ بعد از حموم اجباری که شامپو و صابون هم به اندازه کافی نبود، دوباره با تن خیس، لباس کثیف می‌پوشیدیم و کف زمین روی موکت، «کتابی» می‌خوابیدیم. پتو به تعداد کافی هست اما همه‌شون کثیفن و بوی مرگ میدن. کثیفی بیشتر از همه آزار میده. ظرفیت گرم‌خونه نهایتا واسه ۱۰۰ نفره اما حدود ۲۵۰ نفر پذیرش می‌کنن. کنار افراد معتاد، مردم عادی که واسه انجام یه کار اداری اومدن تهران و جای خواب نداشت هم میرن گرم‌خونه. بعضی معتادا به خاطر سوءمصرف یا نشئگی تا صبح هذیون می‌گفتن و آرامش بقیه رو گرفته بودن. تا صبح غوغا بود. صبح زود هم با یه نون لواش و یه تیکه پنیر به اندازه یه سیم‌کارت، بیرونمون مینداختن و باز ما می‌موندیم و جاده‌ای که از شهر خیلی فاصله داشت.

ادامه این گزارش تأسف آور با موضوع طلبه کارتن خواب! را بخوانید:

https://www.tabnak.ir/fa/news/859940/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%86%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF


  • سیدحمید مشتاقی نیا

مسئولین دانشگاه نباید سیب زمینی باشند!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۹ ق.ظ
یادداشت وارده: هییییییسس!!!!!!! 
تو حق حرف زدن نداری، نمره ات رو بگیر و برو...

یک روز بحث راجع به دورکیم بود. خانم دهقان انواع خودکشی ها رو از بچه‌ها سؤال کرد. کسی نمیدونست. من تنها کسی بودم که رشته کارشناسیم با ارشدم مرتبط بود. برای همین خیلی از سؤال های اساتید رو میتونستم جواب بدم.
سؤالش رو که در مورد انواع خودکشی بود، خیلی کامل توضیح دادم. بعد گفت: مصداقش درجامعه خودمون چیه ؟ گفتم همه جوامع این روزها باچنین نابهنجاری درگیرند. خوب رابطه مستقیمی هم با میزان ایمان و اعتقادات افراد هرجامعه ای داره. هرچه ایمان ضعیف تر باشه، میزان خودکشی بالاتره.
عصبانی شد و گفت: باز آخوند کلاس رفت منبر...
وبعد ادامه داد: چی شد خیلی چلچلی میکردی؟ چرا ساکت شدی....
میدونستم حرف بزنم دوباره صدتا ریچارد ردیف میکنه...
بعد خودش ادامه داد: نمونه بارز خودکشی، جوون هایی بودند که در جنگ ایران و عراق، خودشون رو جلوی توپ و تفنگ انداختن. به این نوع خوکشی، میگن: خودکشی ابلهانه
لحظه‌ای سکوت بر کلاس حاکم شد. بلافاصله با همون ریتم همیشگی چرخی زد و نگاهی به من انداخت و پوزخند زد.
به بغل دستیم نگاه کردم و گفتم: چی میگه؟ منظورش شهداست؟
بلند گفتم: استاد شهدا رو میگید؟ گفت: حالا تو هر اسمی دوست داری بذار.
اینا برای شهرت رفتن. گفتم: چه شهرتی بعد از رفتنشون؟ اونها برای شرف و آیین و  عزت دینشون رفتن. اونها
بل احیاء عند ربهم یرزقون هستن...
گفت: ما عربی بلد نیستیم
گفتم: یعنی زنده اند و نزد پروردگارشان روزی میخورند.
قهقهه های همیشگی اش در فضای کلاس پیچید و با تمسخر گفت: دقیقا چی میخورن؟
و باز بلند بلند خندید و بچه‌های هم فکرش پشت سرش خندیدند.
گفتم: شما حق نداری به مقام شهدا توهین کنی... گفت:حرف نباشه میخوام درس بدم. ادامه دادم: همین که میتونی الآن آزادانه بیای سرکلاس و اراجیف تحویل بچه‌ها بدی و نسل بی مذهب و بی غیرتی مثل خودت تحویل جامعه بدی، به اندازه کافی، حرمت خون شهدا رو میشکنی.
گفت: اتفاقا چند روز قبل داشتم چیزی خورد میکردم دستم برید و حرمت خون دستم شکست و باز چنان قهقهه زد که کلاس لرزید...
زدم زیر گریه گفتم: شهدا رفتند و تو از خون شهدا نردبان ساختی و حالا سرکلاس اراجیف تحویل میدی...
ازکلاس خارج شدم. رفتم اتاق رئیس دانشکده جلسه بود. رفتم سراغ مدیرگروه. طبق معمول، گفت من باهش صحبت میکنم. اما تو حق بی احترامی نداشتی. او استاد است و تو دانشجو. سعی کن حد خودت رو نگه داری و با اساتید جروبحث نکنی. بی حاشیه باش. سرکلاس اظهار نظر نکن. نمره ات رو بگیر و برو...
به قلم: سرکار خانم مهدیه جلال پور
  • سیدحمید مشتاقی نیا

کد کاربری دینی، مکمل شناسه اعتقادی است!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ۰۶:۱۲ ق.ظ

هر کس از قم و ری و ساوه به محضر امام صادق علیه السلام می رسید، امام می فرمود: سلام مرا به عیسی بن عبدالله برسانید.

گاه می فرمود: عیسی بن عبدالله قمی از ما اهل بیت است. علتش را هم بیان نمود: حیات و ممات او به حیات و ممات ما گره خورده است.1

به زبان دیگر، پوست و گوشت و استخوانش با پوست و گوشت و استخوان اهل بیت علیهم السلام عجین شده بود.

"منّا اهل البیت" بودن فقط مخصوص سلمان نیست. این یک راه و طریقت و استراتژی برای همه دلدادگان اسلام و شیعیان حقیقی است که مسیر کمال و الحاقشان به اهل بیت را نشان می دهد. ما هم می توانیم "منّا اهل البیت" باشیم. می توانیم شبیه اهل بیت بشویم و پا جای پای آنها بگذاریم اگر خلق و خوی و فکر و ذکر و رفتارمان رنگ و بوی اهل بیتی داشته باشد. فراموش نکنیم که ما از زیادی گِل وجود اهل بیت خلق شده ایم!

رابطه با اهل بیت، لزوماً رابطه خَلقی نیست. چه بسا کسی که رابطه نَسَبی با خاندان امامت دارد و مسیر دوزخ را می پیماید. این رابطه خُلقی است که نسبت ما را با خاندان عصمت مشخص می نماید و افتخار منّا اهل البیت بودن را نصیبمان می سازد. مهم تر از شناسنامه ما، رفتار و کردار ماست که نشان می دهد چه نسبتی با اهل بیت داریم.

1- امالی شیخ مفید، ص 154، انتشارات آستان قدس رضوی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

میز و میزان!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ۰۶:۵۵ ب.ظ

احمد خمینی: کار دشمن است!


یک بار دوست و برادرم، حجت الاسلام علی رضا جهانشاهی معروف به طلبه عدالتخواه سیرجانی، با پای پیاده و البته تک و تنها بدون علم و کتل راه افتاد طرف تهران که دادش را بستاند. دادگاه ویژه روحانیت او را جلب کرد و ادعا نمود که این پیاده روی خلاف شئون روحانیت است! 

این خلاف شئون روحانیت را ما طلبه های اهل داد و دادگاه، زیاد شنیده ایم. عنوانی است شبیه به تشویش اذهان عموم که هر مدلی قابل تأویل و تفسیر و مصداق شناسی است.

عکس یک طلبه را دیدم چسبیده به خانمی نامحرم، گفتم درد دلی کرده باشم. همین

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خودتی اخوی!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۸ ب.ظ

فایلی تصویری فرستاد از صحبت های احمدالحسن، همان مدعی معروف به سید یمانی در تقبیح دموکراسی که این دموکراسی خواهان بودند که سقیفه را تحمیل کرده و حق مولا را خوردند و ایضاَ همین دموکراسی خواهان، سید الشهدا را به شهادت رساندند و فاجعه عاشورا را رقم زدند و ... کنارش هم تصاویر رأی دادن مراجع عظام تقلید را ضمیمه کرد که یعنی ...!

برایش نوشتم: کسی دموکراسی رو به طور مطلق قبول داره؟ میگیم جمهوری اسلامی یعنی چی؟ یعنی دموکراسی تا جایی که با نظر اسلام منافات نداشته باشه، درست مثل بحث اجتهاد. اجتهاد در مقابل نص نداریم. سقیفه مردوده چون در مقابل نص صریح کلام نبی حق، شکل گرفت. ما دموکراسیو مدل غربی و به طور مطلق قبول نداریم. شورای نگهبانو هم برا همین گذاشتیم که کسی با اسلام مشکل داره نتونه بیاد جای ناحق بشینه. اصل برای ما اسلامه و ...

چیزی نگفت.

ته دلم ماند که بگویم سید یمانی قرار بود قیام کند و مشرکان و طاغوتیان و متجاوزان و مستکبران را به چالش کشانده و زمینه ظهور را مهیا کند. آمریکا و اسراییل و وهابیت و داعش و حزب بعث و تکفیری و طالبان و کودکان گرسنه یمن و مردم مظلوم فلسطین و ... را نادیده گرفتید، اما مشکلتان شده است جایگاه مراجع تقلید شیعه و شرکتشان در عرصه انتخابات؟ یعنی با این همه صداقتتان باور کنیم آمده اید که مقابل یزیدیان دوران قیام کرده و دشمنان انسانیت و چپاولگران و غارتگران استثمارگر را به جنگ طلبیده و مستضعفین بی پناه و درد کشیده عالم را یاری برسانید؟

الان حقتان نیست که بگویم: خودتانید!!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کف خیابون!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ۰۳:۵۰ ب.ظ

کتاب "کف خیابون" را خواندم.

جذاب بود. این که می گویم جذاب بود به این معنی نیست که بی عیب و نقص بود. جایی نویسنده، محاوره و زبان مکتوب را در هم می نوشت. گاهی ادعایی مطرح می کرد و چند صفحه بعد حواسش نبود و نقض می نمود؛ اما به هر حال جذاب بود.

این شد سبک نگارش؛ ولی از نظر محتوا:

این که باید درباره تک تک حوادث ناب انقلاب اسلامی مثل همین فتنه 88 آثار هنری تولید کرد و مظلومیت انقلاب و نیروهای انقلاب را با زبان هنر شرح داد و ماندگار نمود حرفی نیست؛ اما اصرار بر حل معمای عفت و فائزه و ندا و تاجزاده و کهریزک و حواشی قم و بیوت بعضی مراجع و ... و پیچیدن نسخه همه آنها با یک زمان و دفاع از موسسه امام و حلقه پرتو و ... آنهم این طور آشکار و بی پرده و شعاری و با سرعت، اثر را در حد پانوشت برخی جراید زرد و یا ستون ثابت ویژه نامه های جنایی روزنامه ها تنزل می بخشد. برای تبیین اهداف انقلاب و چالش های آن به کار هنری، نگاه هنری، اثر هنری و زبان هنر نیازمندیم، هنر برتر از گوهر آمد پدید، نه ژورنالیسم و ...

از آقا ایمان اکبری عزیزم که این کتاب را یک شبه در قالب طرح فرهنگی "وقف در گردش" به دستم رساند تشکر می کنم. انشاءالله باز هم از این کارها بکند!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اسلامی بودن پیشکش، لااقل دانشگاه باشید!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ۰۴:۲۹ ب.ظ

فایل صوتی خانم ح د ش، از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی! تهران به دستم رسید که تلاش داشت شبهات ذهنی خود را با رویکرد فمنیستی به دانشجویان القا نماید. این خانم استاد رشته ارتباطات که از فحوای کلامش مشخص بود کمترین تحقیقی پیرامون مبانی دین نداشته به زعم خود سعی دارد اشکالاتی را نسبت به اسلام و کتاب خدا مطرح کند و نشان بدهد که دین، نسخه نجات بخش جامعه نیست. متأسفانه سطح اشکالات و شبهات وی آن قدر نازل، پیش پا افتاده و سبک است که یک طلبه نوآموز و یا یک دانشجوی اهل مطالعات دینی نیز به راحتی می تواند پوچ بودن ادعاهای وی را در چند دقیقه به اثبات برساند.

به طور مثال: او  معتقد است حدیث شریفی که بهشت را زیر پای مادران عنوان می کند، ناقض شئون بانوان و توهین به زنانی است که مادر نیستند!! در صورتی که اثبات یک امر، نافی امور دیگر نبوده و حصری در ارج نهادن به جایگاه مادران وجود ندارد. البته به یقین عقل انسان نیز حکم می کند در شرایط مساوی، یک مادر به نسبت زنی که نخواسته – نه اینکه نتوانسته- مادر شود لااقل از منظر رنج و زحمتی که بر دوش می کشد، از جایگاه با ارزش تری برخوردار خواهد بود.

استاد مذکور، معتقد است اسلام زن را کنیز می داند و این موضوع را به رسمیت شناخته است!! استناد ایشان به موضوع عبد و امه در مورد اسرای جنگی کفار در صدر اسلام به عنوان میراث دوران جاهلیت است که اسلام به مرور شرایط برچیده شدن آن را مهیا نمود. با این وصف و با این طرز تلقی و نوع استناد به موضوع اسیران جنگی کفار، لابد می توان مدعی شد اسلام جنس مرد را نیز به غلامی و نوکری رسمیت بخشیده است!

در این فایل صوتی، خانم استاد حجاب را مضیقه ای برای زنان برشمرده و آیه الرجال قوامون علی النساء را مخالف اصل تساوی انسانها می پندارد. در حالی که بارها به این شبهات در آثار مختلف مکتوب و شفاهی پاسخ داده شده است و این استاد محترم اگر زحمتی به خود می داد و اندکی مطالعه می کرد، بحث برابری جنسیتی را با تساوی حقوق اشتباه نمی گرفت و می فهمید که اسلام در واقع مسئولیت اداره خانواده را بر گرده مرد نهاده و تکلیف معاش و تأمین خانواده را از دوش بانوان ساقط نموده و ...

بگذریم.

ظاهرا این خانم استاد موارد دیگری در وهن به آموزه های دین و ... را نیز در کارنامه عملکرد خود داشته که در نهایت منجر به صدور حکم تعلیق وی گردید. شنیده شده لابی هایی جهت رفع تعلیق ایشان تشکیل شده و از سوی دیگر دانشجویان متدین نیز هشدارهایی را در خصوص عواقب بازگشت این استاد ناآگاه مطرح نموده اند.

بازگشت این استاد به کرسی تدریس، بیش از آن که اسلامی بودن دانشگاه آزاد را تحت الشعاع قرار بدهد، جایگاه علمی این نهاد آموزشی را مخدوش می سازد. به راستی فرد یا افرادی با چنین نگرش سطحی چگونه قادر به اخذ مجوز تدریس گردیده و قرار است بدون پشتوانه تحقیق و مطالعه و صرفاً بنا بر شبهاتی ناپخته و مغشوش که مشابه آن هر روز در کانال های مجازی مغرض منتشر می شود، چه نقشی را در ارتقای سطح علمی دانشگاه دارا باشند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

احمد، محمد و دامان بهشت!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۴۸ ق.ظ

See the source image


دیروز پانزده آذر سالروز شهادت عقاب تیزپرواز هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران، کابوس دشمنان اسلام و ایران، خلبان شهید احمد کشوری بود. می گویند مادر احمد کشوری با دست خودش پرچم ایران را آورد و با افتخار بر روی مزار فرزند رعنایش پهن کرد.

معتقدم بعضی آدم ها را باید از نزدیک دید و پدیده های انسانی عالم خلقت را به خوبی شناخت و درک کرد. یکی از این آدم ها مادر شهید کشوری بود که در زمان حیاتش تا آخرین نفس در راه اسلام و انقلاب اسلامی گام برداشت و دغدغه جهاد و شهادت داشت.

چند سال پیش توفیق شد با جمعی از دوستان به منزل این شیرزن تاریخ انقلاب در شهر کیاکلا (سیمرغ) بروم. خیلی از مردم نمی دانند این مادر، مادر دو شهید است. غیر از احمد کشوری، فرزند جوان دیگری به نام محمد را نیز در راه اسلام تقدیم کرده است.

از محمد می گفت و هوش و استعداد و ابتکارش در زمان تحصیل و ...

درباره شهادتش اما حرف دیگری داشت که باید در تاریخ ثبت بماند.

می گفت: یکبار نیمه های شب از خواب بیدار شدم. صدایی مرا به خود جلب کرد. آهسته حرکت کردم. دیدم محمد عبایی را که احمد موقع نماز به دوش می انداخت بر تن نموده و مشغول خواندن نماز شب است. حالت های معنوی خاصی داشت. صورتش می درخشید و سوز عجیبی در مناجاتش نهفته بود. به دلم افتاد که او دیگر ماندنی نیست.

بگذارید اینجای خاطره را یک پرانتز باز کنم. این خانم یک مادر است، آن هم مادر داغ دیده شهید. حق او بود که به محمد بگوید تو دیگر به جبهه نرو. ما دینمان را به اسلام و انقلاب ادا کرده ایم، بمان و جای خالی برادر شهیدت را پر کن و ... اگر این حرف ها را می زد هیچ جای شماتت نبود.

اما

گفت: صبح که شد محمد را صدا زدم. گفتم برو عکاسی سر کوچه و عکسی بگیر و چند قطعه بیاور که بعد از شهادتت دنبال تصویر تو نگردیم! در ضمن از تو راضی نیستم که عادی شهید شوی! مثل احمد بجنگ و شهید شو!

بعدها البته چند مادر شهید دیگر را هم دیدم که به عشق خدا و راه خدا از جگرگوشه شان چشم پوشی کرده و پاره تنشان را تا معراج حق بدرقه نمودند. ایران سرافراز مرهون رشادت های پیدا و پنهانی است که جای جای تاریخ آن را به رنگ حماسه و غیرت و ایمان درآورده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خیال خودت را راحت کن!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۲ ق.ظ

نمی گویم برای خدا!

نمی گویم به خاطر دیگران!

لااقل برای خودت و به نفع خودت و در خدمت به خودت اگر از کسی کینه ای به دل داری و بغض کسی روی سینه ات سنگینی می کند، فراموش کن و ببخش تا آرامش را تجربه کنی و زندگی برایت شیرین تر شود.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام:

هر کس کینه را از خود دور کند، قلب و عقلش آسوده مى گردد.

"مَنِ اطَّرَحَ الْحِقْدَ اسْتَراحَ قَلْبُهُ وَ لُبُّهُ"

غررالحکم حدیث 8584

  • سیدحمید مشتاقی نیا