اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۴۹ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

کدام فیلم سینمایی کاندیداتوری ضرغامی را حتمی الوقوع نشان داد؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۲۹ ب.ظ
چند روز پیش که خبر ورود غزت الله ضرغامی در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری به طور رسمی از سوی خبرگزاری ها اعلام شد یاد مطلبی افتادم که در سال 90 بعد از تماشای فیلم اخراجی های3 درباره این اتفاق حتمی الوقوع نگاشته بودم:

اخراجی های 3 پلی برای ریاست جمهوری ضرغامی ؟!!
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ساعت 16:31 شماره پست: 756


اخراجی های 3 پلی برای ریاست جمهوری ضرغامی ؟!!

اگر چه شتاب و کم ظرفیتی جریان فتنه باعث شد محتوای مجموعه تصویری ( فیلم ) اخراجی های 3 در اذهان عموم ، ضد موسوی و دیگر مهره های صهیونیسم تلقی شود اما در واقع نگاه و تلاش سازندگان به گونه ای بود که جریان مقابل فتنه به محوریت محمود احمدی نژاد نیز منکوب و منحرف به تصویر کشیده شود . هر چند حامیان دولت ، سعه صدر نشان داده و به اقتضای برخی مصالح ، خود را به نشنیدن زدند ! در این بین جریان سومی نیز گنجانده شد که شخصیت سید جواد هاشمی نقش محوری آن را بر عهده داشت . این جریان سوم تنها در صدد بود به بهانه شرکت در انتخابات ، یاد شهدا و ایثارگران و فرهنگ دفاع مقدس را در جامعه مطرح و احیا کند .

به نظر شما کوبیدن توأمان احمدی نژاد و میر یزید و یک سو نشان دادن آن دو در فتنه ( دیدگاه علی مطهری ) و پرداختن به شخصیت سوم به عنوان مظهر آمال مستضعفان و ایثارگران ، مسئله ای اتفاقی و بدون عقبه تئوریک بوده است ؟

در فضای موجود سیاسی ، برخی از کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری دقیقاً همین ادعا را در شعارها و مواضع خود می گنجانند . محسن رضایی خود را جریان سوم و برآمده از اندیشه راهبردی دفاع مقدس می داند . شعار باقر قالیباف در انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز این بود : نوبتی هم باشد نوبت بچه های جنگ است ! عزت الله ضرغامی نیز که مدتی است تیم خود را برای شرکت در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری آماده کرده است همواره از مدیران همراه خود در سازمان صدا و سیما به عنوان نیروهای رزمنده و ایثارگران دفاع مقدس یاد نموده است . مسعود ده نمکی نیز در جریان تولید اخراجی های یک در بسیاری از تریبون ها و مصاحبه ها اعلام کرده بود شخصیت جواد هاشمی شخصیت خود او ( ده نمکی ) است !!

مسعود ده نمکی البته در این قد و قواره نیست که در جایگاه رجال سیاسی شانسی برای حضور در انتخابات داشته باشد . هر چند که یک بار با اوج گرفتن شایعات پیرامون احتمال وزارت او در پست فرهنگ و ارشاد ، کوشید با ارائه مفصل چند پیشنهاد ( بخوانید برنامه ) در وبلاگ شخصی اش خود را آماده تصدی این مسئولیت نشان دهد .

در انتخابات دهم به رغم چشم و ابروهایی که محسن رضایی برای جذب مسعود ده نمکی نشان داد وی حاضر به ساخت فیلم تبلیغاتی برای رضایی نگردید . بنابراین این گزینه نیز نمی تواند مورد نظر طراحان سناریوی اخراجی های 3 باشد .

این بحث را که قیچی کنیم اگر دقت کرده باشید تنها شخصیتی که در فیلم اخراجی های سه اشاره ای طنزآلود اما مثبت و غیر گزنده به او شد کسی نبود جزعزت ضرغامی . وقتی علی دهکردی اجرای مناظره دو طیف سیاسی را بر عهده داشت با حساس شدن صحبت ها و افشاگری ها ، این آقای مهندس ! بود که با موبایل مجری تماس گرفت و به رغم هراس وی ، دستور داد این مناظره ، آزادانه ادامه پیدا کند ! ( همین مهندسی که امثال وحید جلیلی را ممنوع التصویر کرده است ) .

به این تحلیل این گزاره را نیز اضافه کنید که در زمان انتشار نشریات ده نمکی نیز ضرغامی همواره پشتوانه وی بوده است . به طور نمونه ساختمانی که در خیابان نوفل لوشاتو به عنوان دفتر نشریه جبهه در اختیار مسعود ده نمکی قرار داشت متعلق به مهندس ضرغامی بوده است . با این نگاه ، علت پخش چندباره فیلم های اخراجی های یک و دو در دو سه سال اخیر در قالب فیلم سینمایی و سریال های سه و پنج قسمتی و نیز حضور پیاپی ده نمکی در برنامه های پربیننده ای همچون هفت ، نگاه دو و . . . آن هم در فاصله ای کمتر از یک هفته و در حالی که فیلمش هنوز بر روی پرده سینما قرار دارد بهتر قابل درک و تبیین خواهد بود .

نقش ده نمکی در انتخابات نهم ریاست جمهوری را نباید از یاد برد . درست در اواخر عمر کابینه شوم خاتمی بود که ناگهان سریالی از سخنرانی های قدیم و جدید دکتر حسن عباسی در کوچه و بازار به وفور توزیع گردید که خاتمی را به کوتاهی و بی غیرتی نسبت به پدیده قاچاق دختران متهم می نمود . هنوز مدتی از افشای این مطالب و تحلیل های ضد و نقیض در رد یا تأیید آن نگذشته بود که بلافاصله سی دی فقر و فحشای ده نمکی منتشر شد تا حقانیت ادعای عباسی را به اثبات رسانده و به طور طبیعی احساسات مردم در انزجار از کاندیداهای نزدیک به خاتمی را تحریک نماید .



بر گرفته از وبلاگ اشک آتش
  • سیدحمید مشتاقی نیا

تردید در انتخاب سخنگو

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۰۹ ب.ظ

سخنگوی وزارت خارجه، پیشانی ادبیات و شئون یک کشور در عرصه دیپلماسی عمومی است. دولت یازدهم تنها دولتی است که در چهارسال اخیر، چهار سخنگو را تجربه کرده است. مطمئن باشید این اتفاق اگر در هر دولت دیگری رخ می داد متهم به بی ثباتی سیاسی، سوءتدبیر و بازی با آبروی یک ملت می شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ابهام در تعطیلی شهربازی بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۰۱ ب.ظ

شهربازی واقع در پارک مرحوم نوشیروانی بابل دیروز بسته شد. شهرداری علت ممانعت از فعالیت این شهربازی را عدم رعایت استاندارد در لوازم آن بیان کرد. مالک شهربازی این ادعا را مردود دانسته و مدعی است که اسناد مربوط به تایید استانداردهای لازم را در اختیار دارد.

فارغ از میزان صحت و سقم ادعای طرفین، تعطیلی این شهربازی در روز 29 اسفند، تردیدها و ابهاماتی را درباره انگیزه شهرداری ایجاد می کند.

این اقدام می توانست در روزهای قبل نیز که ادارات دولتی باز بوده و مالک شهربازی توان پیگیری حق و حقوق خود را داشت، انجام بپذیرد. فعالیت جمعی از نزدیکان شهردار در شهربازی دیگر بابل که تنها رقیب شهربازی پلمپ شده مذکور است هم شائبه تعمد در کنار زدن رقیب و درآمدزایی بیشتر با استفاده از فرصت تعطیلات نوروز را دامن می زند. چندی پیش شهرداری بابل، مکان برگزاری نمایشگاه بهاره را نیز به شهربازی مورد علاقه خود انتقال داده بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سهراب انتظاری: حق شهدا بیش از این بود ...

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۵۴ ق.ظ

شاید حدود ده سال پیش بود که مصاحبه ای با سهراب انتظاری، بازیکن محبوب و بااخلاق بابلی که آن زمان در تیم پرسپولیس بازی می کرد با موضوع شهدا و دفاع مقدس انجام دادم. متن کامل مصاحبه در نشریه سبزسرخ وابسته به کنگره شهدای مازندران منتشر شد. 

حدود دو هفته ای است که از فوت مادر سهراب می گذرد. یادم آمد این مادر، خودش خواهر شهید بود. شهیدی ورزشکار که در رشته تکواندو قهرمان ملی بود و هیچ کوی و برزنی به نامش نیست. برای عرض تسلیت به این ورزشکار بی حاشیه بابلی به مناسبت روز بزرگداشت مقام مادر، متن این مصاحبه را در اختیار علاقمندان قرار می دهم، بدان امید که خداوند این بانوی با ایمان را میهمان سفره صدیقه طاهره سلام الله علیها قرار دهد:


حق شهدا بیش از این بود ...

اشاره:
سهراب انتظاری یکی از فوتبالیست‌های موفق کشورمان است. او در تاریخ 1/2/58 در شهرستان بابل متولد شد و اکنون دانشجوی رشته تربیت بدنی است. او این بار میهمان «گفت و گوی نسل‌ها» شده است. او اگر چه نخستین بار است که با چنین مصاحبه‌ای مواجه شده اما گفتنی‌هایی دارد شیرین و دلنشین.

آقای انتظاری! بعضی‌ها می‌گویند وقتی جوان‌های ورزشکار به شهرت و پول دست می‌یابند از فرهنگ دینی خود فاصله می‌گیرند، آیا شما این حرف را قبول دارید؟
ـ عده‌ای هستند که با رسیدن به پول، شهرت، مقام و ... آن هم در سنین جوانی خودشان را گم می‌کنند و از اصالت‌های فرهنگی و شخصیتی جدا می‌شوند من این گونه افراد را دیده‌ام اما کسانی را هم دیده‌ام که پول نتوانست آن‌ها را از اصالت‌شان جدا کند به نظر من این دسته از افراد بیشتر از دسته‌ اول هستند. البته تا بد نباشد خوب‌ها مشخص نمی‌شوند ما با دیدن آدم‌های بد قدر انسان‌های خوب را بهتر می‌دانیم.
واژه شهید چه مفهومی را در ذهن شما ایجاد می‌کند؟
ـ من حدود 9 سالم بود که جنگ تمام شد. از آن‌ سال‌ها چیزهایی در ذهنم باقی مانده البته بزرگ‌تر که شدم حرف‌های زیادی را درباره جنگ و مردان بزرگی که از ما دفاع کردند شنیده‌ام. به نظر من کسی که حاضر است جانش را برای اهدافش تقدیم کند باید انسانی عاشق باشد.
فکر می‌کنید اگر دوباره نیاز به مقابله نظامی با دشمنان داشته باشیم، جوانان امروزی، مثل جوان‌های سال 59 خواهند بود؟
ـ ببینید در بین جوان‌های ما هم خوب وجود دارد و هم بد. اما بسیاری از جوانان از الگوهایی تاثیر می‌گیرند که در دوران جنگ قهرمان بوده‌اند. مطمئن باشید اگر دوباره همان وضع پیش بیاید جوان‌های ما بیشتر از آن زمان از کشورشان دفاع خواهند کرد.
خود شما چطور؟ حاضرید به جبهه بروید؟
ـ صد در صد. من احساس می‌کنم که نسبت به شهدا دینی دارم که باید آن را ادا کنم. آن‌ها به خاطر آرامش خانواده‌های ما به خاطر دفاع از دین و ناموس ما جان‌شان را فدا کردند اگر من هم نیاز ببینم که برای آسایش و دفاع از مردم جانم را بدهم قطعاً دریغ نخواهم کرد.
چند نفر از شهدا را می‌شناسی؟
ـ شهید جمال صادقی دایی من است. پسردایی‌ام کمال صادقی نیز به شهادت رسیده، شهیدان بزرگوار مظفر صادقی، رحمت صادقی، فرامرز غلامی و ... هم از اقوام من هستند. من با دایی شهیدم که در محله ما زندگی می‌کرد، بسیار انس داشتم وقتی به شهادت رسید تا چند سال احساس خلا می‌کردم. هنوز هم جای خالی او را احساس می‌کنم. اگر بگویم هر روز شاید خیال کنید که دارم غلو می‌کنم اما خیلی از وقت‌ها به یاد او هستم و برای همه شهدا فاتحه می‌خوانم.
به نظر شما شهدا دارای چه ویژگی‌های بودند که امروز می‌توانند برای ما الگو باشند؟
ـ ایثار، شجاعت، جوانمردی، این‌ها بخشی از صفای شهیدان است. ما فقط در لفظ می‌گوییم ایثار، می‌گوییم شهدا فداکاری کردند ولی ما هیچ وقت نمی‌توانیم خودمان را جای آن‌ها قرار دهیم. شهدایی که نمی‌دانستند ده قدم جلوترشان مین گذاری شده است اما باید آن راه را طی کنند با چه صفاتی قابل توصیف هستند؟ ما هر چه درباره آن‌ها بگوییم کم گفته‌ایم. 
در بین شهدای دفاع مقدس شهیدانی هم هستند که ورزشکار بوده‌اند آیا آن‌ها برای جامعه ورزشی ما خوب شناسانده شده‌اند؟
ـ راستش را بخواهید خیلی کم. واقعاً حق این‌ها نبود که این گونه گمنام بمانند. در حالی که آن‌ها به دلیل ورزشکار بودن می‌توانستند الگوهای خوبی برای ما باشند. شهید جمال صادقی یک ورزشکار موفق بود او در رشته تکواندو قهرمانی کشور را کسب کرده و به اردو تیم ملی دعوت شده بود. اما هیچ کس امثال او را به جوانان ورزشکار معرفی نکرد به نظر من در حق شهدا کم لطفی شده است. باید شهدا را خوب شناساند. در جامعه هم این‌گونه است. ما همه مدیون شهدا هستیم. باید خیلی بیشتر تلاش کرد و شهد را بهتر شناساند. نه تنها برای جوان‌ها بلکه برای همه مردم باید شهدا را معرفی کرد. آن‌ها برای همه اقشار جامعه الگو هستند.
وظیفه جوان‌ها در این باره چیست؟
ـ من هم یکی از همین جوان‌ها و از همین مردم هستم. درست است که شهدا برای خدا جنگیده‌اند و اجرشان نزد او محفوظ است ولی ما هم در مقابل آن‌ها وظایفی داریم، باید طوری زندگی کنیم که آن دنیا شرمنده شهدا نشویم. همیشه باید این مطلب را در ذهن‌مان داشته باشیم که شهدا در آن دنیا یقه ما را خواهند گرفت. آن‌ها می‌گویند ما جان‌مان را برای شما فدا کردیم اما شما چگونه زندگی کردید؟ ما باید طوری زندگی کنیم که شهدا از ما راضی باشند و روحشان با رفتار ما شاد شود.
با تشکر از شما که وقت‌تان را در اختیار ما قرار دادید اگر صحبت دیگری دارید در خدمت‌تان هستیم. 
ـ من هم از شما تشکر می‌کنم. راستش را بخواهید این اولین باری بود که درباره چنین موضوعی مصاحبه کردم برای همین امیدوارم که اگر در حرف‌هایم عیب و کاستی وجود داشت مرا ببخشید. من همیشه احساس می‌کنم که به شهدا بدهکار هستم و دوست دارم برای آن‌ها کاری انجام بدهم بنابراین هروقت هر کاری با برنامه‌ای در این خصوص دارید من در خدمت‌تان هستم و هرکاری از دستم بربیاید برای شما انجام می‌دهم. 
  • سیدحمید مشتاقی نیا

توصیه ای به جویندگان کار!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۷:۴۷ ق.ظ

اگر در بین فامیل و اقوام خودتان آدم بیکاری سراغ دارید و نتوانسته اید دستش را جایی بند کنید، اگر کسی را می شناسید که فشار معیشت امانش را بریده و توان پرداخت هزینه های جاری زندگی اش را هم ندارد؛ حتماً به این پیشنهاد عمل کنید.

کافی است از او بخواهید هر روز چند ساعتی را در فضای مجازی پرسه بزند و به محض مشاهده کسی که دارد از شهرداری انتقاد می کند فوراً او را به فحش و بد و بیراه ببندد. مطمئن باشید چیزی نمی گذارد که پاداش پاچه خواری خود را گرفته و لااقل مسئولیت فضاسازی یکی از بوستان های شهر را به مناسبت عید نوروز دریافت خواهد کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شما غرق در پول بودید و من ...

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۱۲ ب.ظ

تأسف بارترین حادثه سال 95 در ایران، نه واقعه آتش سوزی پلاسکو بود و نه قتل عام ده نفر از اعضای یک خانواده و نه ماجرای قتل همسر پزشک اصلاح طلب و ...

همه این حوادث تلخ بود؛ اما اتفاق دردناکی که خیلی ها سعی کردند صدایش را در نیاورند و مضمون آن، به تنهایی بضاعت رونمایی از انحرافی عمیق در لایه هایی از مسئولان کشور را تا انتهای تاریخ در خود نهفته دارد، مربوط است به یادداشتی که نیمه مرداد سال 95 هنگام خودکشی مسئول مالی حزب کارگزارن سازندگی، وابسته به هاشمی رفسنجانی از او منتشر گردید:

"آقای مرعشی! شما غرق در پول بودید و من محتاج نان شب ..."

سرپرست دادسرای جنایی نیز در این باره گفت: در حالی که هر یک از اعضای حزب، مثل مرعشی و عطریان‌فر ماهیانه ٦ میلیون تومان حقوق می‌گرفتند این فرد تقاضای مساعدت مالی جهت شهریه دانشگاه دختر خود را داشته که اقدامی نشده؛ این فرد کپی وصیت نامه را در تمامی فایل‌ها قرار داده که حقوق وی یک میلیون تومان بوده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

طلائیه، سرچشمه معرفت

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۳۸ ق.ظ

یک روز به‌درخواست حاج¬آقا میرباقری به‌عنوان راهنما همراه دانشجویان مسلمان خارجی که برای بازدید از مناطق جنگی آمده بودند، عازم شدم. (کشورهای اوگاندا، چین، افغانستان، پاکستان، ترکمنستان، روسیه، بوسنی¬و هرزگوین). زمانی بود که جاده طلائیه آب¬گرفتگی داشت و می¬بایست ده کیلومتر را، پیاده در آب طی می¬نمودند تا به حسینیه و معراج شهدا می‌رسیدند. چون مهمانان خارجی بودند، با هماهنگی حاج¬آقا میرباقری آنها را در پشت دژ طلائیه پیاده کردیم. خواستم که وضعیت منطقه را برای آنها شرح بدهم که یکی از دانشجویان سیاه¬پوست اوگاندا گفت: استاد! ما می‌خواهیم به‌یاد بسیجی‌های شما تا طلائیه برویم. گفتم: سخت است. ده کیلومتر آب‌گرفتگی و پیاده¬روی در آب است! گفتند: ما باید برویم! با اصرار آنها، عازم قتلگاه شهدا شدیم. سردار باقرزاده، شرحی از منطقه و عملیات خیبر دادند و بعد از برادران تفحص خواستیم فیلمی را برای آنها از کار تفحص پخش نمایند. وقتی فیلم پخش می¬شد از روبرو به‌چهره آنها نگاه می¬کردم. همه گریه می¬کردند و اشک می¬ریختند. وقتی فیلم تمام شد، یکی از برادران اهل سنت از بوسنی¬وهرزگوین گفت: استاد، من از رزمندگان بوسنی هستم، دو سال در آنجا جنگیده¬ام ولی احساس سنگینی می¬کردم، امروز در طلائیه شما احساس سبکی می¬کنم. شما در سرچشمه هستید، قدر سرچشمه را بدانید.  

راه ناتمام، ص47، به نقل از محمدامین پوررکنی.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چه کسی قدر این گوهر را می داند؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۴۵ ب.ظ


بر پدر شهرت، لعنت!

این مرد مشهور نبود، دفتر و دستک و خدم و حشم و برو و بیا نداشت. یعنی اصلاً دنبال این بازی ها نبود.

در فقدان این مرد، سال های سال باید گریست. او یک عالم بود. عالم که می گویم نه به این معنی که ضبط صوت کتاب ها بود، نه! او می دانست که چه می داند و آن چه که می داند قرار است به چه دردی بخورد. او در حقیقت یک متفکر بود. اندیشه، گمشده این سال های بازار علم است. آن عالمی که نبودش، ثلمه ای برای اسلام است به امثال او باید گفت.

اگر می خواهید این شاهکار کم نظیر حوزه علم و عمل و اندیشه و ایمان را بیشتر و بهتر بشناسید به این نشانی رجوع کنید:

http://www.rajanews.com/news/267979/%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%AD%D8%AC%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B5%D8%AF%D9%88%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA


  • سیدحمید مشتاقی نیا

جای خالی شهدا در ویژه نامه های نوروزی

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۰۳ ب.ظ

بشمارید چند ویژه نامه نوروزی توسط جراید کشور منتشر شده است؟ بعد ببینیند چند صفحه از انبوه صفحات این ویژه نامه ها به یاد و نام شهدا و بزرگداشت فرهنگ ایثار و شهادت اختصاص پیدا کرده است؟

ببینید آیا کمترین یادی از شهدای مظلوم مدافع حرم و خانواده های داغدارشان در این روزی نامه ها طرح شده است؟ پاسخ کاملاً مشخص است.

اصولگرا یا اصلاح طلب فرقی نمی کند؛ حتی در صفحه حوادث ویژه نامه های نوروزی امسال هم اشاره ای به غربت و رشادت شهدا و بسیجی های خط شکن خامنه ای در جبهه جهانی اسلام نشده است.

این قانون نانوشته را در زمان جنگ هم شاهد بودیم. عده ای جانشان را کف دست بگیرند و هست و نیستشان را فدا کنند، عده ای هم گاه با همان شکل و قیافه فقط به فکر حمکرانی و سلطه طلبی و شکم چرانی خود و اقوام و دوستانشان باشند. گاه انسان گمان می کند مسئولین و نخبه های ما آن قدر ناشکر شده اند که یادشان رفته این پست و شهرت و پول های هنگفتشان از صدقه سر شهدای بی نام و نشان مکتب خمینی است که بی هیچ چشمداشتی در راه کسب رضایت دوست و اهتزاز پرچم توحید، شیدای وصال حق گردیدند.

تاریخ این جفای آشکار را هرگز از یاد نخواهد برد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یادی از حاج عبدالله ضابط

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۵۷ ق.ظ

پایش‌ که‌ به‌ منطقه‌ می‌رسید؛ نمی‌توانست‌ بیکار بنشیند. اصلاً آرام‌ و قرار نداشت‌. هر جا می‌رفت‌ عده‌ای‌ را دور خودش‌ جمع‌ می­کرد و از حالات‌ شهدا و خاطرات‌ دفاع‌ مقدس‌ صحبت‌ می‌کرد.

 با آن‌ عشق‌ و صفایی‌ که‌ داشت‌ حتی‌ نیمه‌های‌ شب‌ برای‌ سربازهایی‌ که‌ نگهبان‌ بودند برنامه‌ گذاشته‌ بود.

 همیشه‌ در محضر شهدا پابرهنه‌ بود.

 شب‌ها موقع‌ خواب‌ او را نمی‌دیدیم،‌ امّا صبح‌ که‌ می‌شد سرحال‌تر و سرزنده‌تر از ما بالای‌ سرمان‌ حاضر می‌شد.

 بعضی‌ وقت‌ها از شدت‌ خستگی‌، ایستاده‌ خوابش‌ می‌برد، ولی‌ خیلی‌ پای­بند استراحت‌ نبود؛ می‌گفت‌: «منطقه‌، خوابگاه‌ نیست‌«.

 ضابط‌ با همه‌ شهدا رفیق‌ بود! خواسته‌هایش‌ را با آنان‌ در میان‌ می‌گذاشت‌. انگار شهدا را با چشم‌ می‌دید. شهدا هم‌ هوای‌ ضابط‌ را خوب‌ داشتند.

 یک‌ بار، او را سر مزار شهید زین‌الدین‌ دیدم‌. کفش‌هایش‌ را به‌ احترام‌ او درآورده‌ بود و خیلی‌ مؤدب‌، کنارش‌ نشسته بود. برگه‌هایی‌ را از کیفش‌ بیرون‌ آورده‌ و شروع‌ به‌‌خواندن‌ آنها نمود.

 آن‌ مطالب‌، گزارش‌ فعالیت‌هایش‌ بود. خط‌‌به‌‌خط‌ می‌خواند. انگار می‌خواست‌ از آن‌ شهید امضا بگیرد! 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ویژه بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۴۹ ق.ظ

چند سئوال:

۱. بزچفت از چه سالی جزو محدوده شهر بابل شده است؟!!!

۲. منطقه جنگلی بزچفت چه ربطی به سازمان فضای سبز شهرداری دارد؟

چه تعداد از درختان این پارک جنگلی توسط این معاونت کاشته شده و یا حفاظت میشود؟

۳. ربط پارک بزچفت با معاونت فرهنگی شهرداری چیست؟

۴. آیا ساکنین همسایه بزچفت به شهرداری بابل عوارض میدهند؟

۵. چرا باید عوارض شهروندان بابل خرج پارک جنگلی بزچفت (واقع در بخش بابلکنار) شود؟

۶. ارتباط شورای سابق با پارک بزچفت چیست؟

۷. آیا شورای شهر و شهردار فعلی به این حرکت عجیب پایان میدهند؟

حسین حسین زاده نوری
  • سیدحمید مشتاقی نیا