اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۴ اسفند ۹۹، ۲۰:۵۲ - شهردار بابل
    🙄🙄

۴۶ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

پیشنهاد استعفا برای آقای امام جمعه

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۶، ۰۱:۳۱ ق.ظ

شاید بیشتر از دو دهه پیش بود. نشریه ایران فردا متعلق به هواداران نهضت آزادی را می خواندم. یادم نیست سر چه ماجرایی، مرحوم سحابی با شکایت مرحوم آیت الله مهدوی کنی دادگاهی شده بود. سحابی متن دفاعیاتش را منتشر کرده بود و از آن جا که ظاهراً خودش هم می دانست دچار خبط و خطایی شده آخر دفاعیه اش را این گونه به اتمام رساند که با محکومیت من در دادگاه، مردم خواهند گفت سحابی با شکایت آیت الله مهدوی محکوم شده است!

آیت الله مهدوی در دادگاه حضور نداشت و نماینده یا وکیل ایشان پیام وی مبنی بر انصرافش از شکایت را به استحضار دادگاه رساند و پرونده مختومه شد. برای من جوان خواننده نشریه نهضت آزادی، بزرگواری و گذشت آیت الله مهدوی شیرین و به یاد ماندنی بود و در ذهنم جاودانه شد.

چهار جوان بسیجی و عدالتخواه دانشجو در شیراز به دلیل انتقاد از امام جمعه این شهر در خصوص رفتار بعضی اطرافیان و هزینه های مربوط به تبلیغات انتخابات خبرگان با شکایت وی دادگاهی شده و به تحمل سه ماه حبس تعزیزی با قید دو سال تعلیق و محرومیت پنج ساله از فعالیت های سیاسی محکوم گردیدند.

چند روز پیش مقام معظم رهبری در سخنرانی نوزده دی تأکید فرمودند که قوه قضاییه باید معترضان خیابانی آشوب های اخیر را به دو دسته تقسیم کرده و حساب معترضین اقتصادی و یا جوانان هیجان زده را از عناصر ضدانقلاب و دلداده دشمن جدا کند.

حالا چهار جوان بسیجی خودی حامی نظام به صرف انتقاد مدنی و قانونی با شکایت یک امام جمعه حکمی دریافت کرده اند که شاید بعضی بازداشت شدگان اغتشاشات اخیر هم آن را دریافت نکنند.

انتظار این بود جناب امام جمعه بزرگواری و متانت به خرج داده و حتی اگر نقد دانشجویان را اشتباه و مبالغه آمیز می دانست دست پدری بر سرشان کشیده و از برخورد قهری با آنان اجتناب می ورزید. حالا که چنین ویژگی ممتازی در شخصیت ایشان وجود ندارد پیشنهاد می شود ایشان به احترام سیره بزرگوارانه پیامبر و ائمه علیهم السلام و به منظور تقویت امید و اعتماد عمومی نسبت به رویکرد علوی نظام اسلامی و نیز به جهت پرهیز از تخریب وجهه کارگزاران نظام در نگاه تاریخ، از سمت خود استعفا داده و عرصه راهبردی امامت جمعه را به کسی واگذار کند که ظرفیت مدارا با منتقدان و مخالفان را داشته باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کمترین دین خود به فرهنگ دفاع مقدس را ادا نکرده ایم

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۲۸ ب.ظ

برای من قابل قبول و باور نیست که بعد از گذشت حدود چهل سال از عمر انقلاب حتی تصاویر بعضی از شهدا در بایگانی بنیاد شهید وجود ندارد.

این عذر را نمی توان پذیرفت که هنوز اطلاعات مربوط به شهدا در مراکز مربوط، به طور ناقص و یا اشتباه ثبت شده باشد.

قابل توجیه نیست که کارنامه عملکرد رزمندگان اغلب استان ها در طول دفاع مقدس هنوز تدوین و منتشر نشده است.

هنوز مراکز مرتبط با فرهنگ ایثار و شهادت در استان ها مثل بنیاد شهید، کنگره شهدا، سازمان حفظ آثار و نشر ارزش ها و .... در تمام این سال ها به رغم برخورداری از مجموعه ای عریض و طویل و بودجه خور نتوانسته اند در فضای مکتوب و یا مجازی، سامانه و یا منبعی را برای محققان و پژوهشگران علاقمند به فرهنگ و خاطرات شهدا و دفاع مقدس ارائه دهند.

معتقدم دزدی و اختلاس و ... را نباید تنها جرم احتمالی بعضی از مسئولان دانست. اهمال، سستی و بی عرضگی و بی انگیزگی مسئولان را نیز باید جرمی قابل پیگرد و نابخوشدنی تلقی نمود.

فرصت ها مثل ابر می گذرد و مدعیان پرچمداری و درایت فرهنگی آنهم در نهادهایی ارزشی و انقلابی در انجام ابتدایی ترین تکالیف خود بازمانده اند. همین مسئولان فرصت سوز و کارنابلد اگر به جوانی علاقمند و مستقل و خودجوش و فعال در امور فرهنگی برخورد کنند چنان در مقابلش عرض اندام می کنند که انگار خودشان چند برابر وظایف محوله، خدمات فرهنگی ارائه داده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بافندگی و بازندگی

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۶، ۰۶:۲۰ ب.ظ

آن وقت ها که نام طلبه عدالتخواه سیرجانی همه جا بر سر زبان ها افتاده بود و در طول بست نشینی اش در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی، شخصیت های معروفی چون زاکانی و توکلی و جلیلی و ... به دیدارش می رفتند، حسین قدیانی متنی زیبا را در توصیف خیمه عدالتخواهی او به رشته تحریر درآورد.

مدتی بعد که ورق برگشت و طلبه عدالتخواه سیرجانی دستگیر شد حسین قدیانی مطلبی تند در نقدش نوشت و مدعی شد که او اگر راست می گوید مدارک مربوط به زمین خواری های سیرجان را بدهد تا وی در وبلاگش منتشر کند!

مدتی بعد طلبه سیرجانی را دیدم و پرسیدم: مگر آن روز که قدیانی به دیدن شما آمد و در شرح و وصف خیمه عدالتخواهی شما قلم فرسایی کرد به او نگفتید که بست نشینی شما در شهر ری ربطی به جریان زمین خواری های سیرجان نداشته و در اعتراض به عدم برخورد با دانه درشت های عرصه مفاسد اقتصادی است که در حرم متحصن شده اید؟

علی رضا جهانشاهی یا همان طلبه عدالتخواه سیرجانی لبخندی زد و گفت: آن موقع هم که حسین قدیانی در وصف خیمه عدالتخواهی نوشت بر اساس تخیلات ذهنی خودش بود نه این که قدم رنجه کرده و به ری آمده و حرفی از چرایی ماجرای تحصن و حقیقت ماجرا شنیده باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ضرورت اجرای طرح کنترل ترافیک

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۳۷ ب.ظ

نصب دوربین های کنترل ترافیک در سطح معابر پرتردد، یکی از مهم ترین راه های افزایش ضریب امنیت عمومی است که در بسیاری از کشورهای مختلف جهان به اجرا در می آید. کشور ما هم از این طرح استقبال کرده و بسیاری از شهرهای مهم ایران با اجرای آن در روند تقویت امنیت جامعه، تسریع نموده اند.

شهر ساری نیز با حمایت شهرداری، شاهد اجرای طرح کنترل ترافیک بوده و در این راستا موفق به کاهش جرایم و تخلفات عمومی گردیده است.

گفته می شود در بابل نیز قرار بود این طرح به اجرا در بیاید که بنا بر شنیده ها به رغم توافق اولیه مسئولان امر در اصل اجرای آن، بعضی اختلاف نظرها در نحوه اجرا و مدیریت طرح، مانع از تحقق آن گردیده است.

نگاهی به فهرست بعضی جرایم ترافیکی و طولانی شدن روند شناسایی متخلفانی که از صحنه تصادف فرار می کنند ضرورت پیگیری مجدد اجرای این طرح در سطح شهر بابل را گوشزد می نماید. به نظر می رسد محوریت یکی از بزرگان مذهبی و سیاسی شهر می تواند در راستای هماهنگی لازم بین مسئولان ذی ربط و پیشگیری از اختلاف سلیقه های فرسایشی و بازدارنده، به منظور اجرای طرح مذکور که متضمن ارتقای سطح امنیت شهروندان بابل است، چاره ساز باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

گاهی مشت نمونه خروار است

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۶، ۰۴:۲۰ ب.ظ

وقتی دیوان عدالت اداری به عنوان یکی از عالی ترین مراجع قانونی و قضایی کشور، دریافت آبونمان در قبوض گاز را خلاف قانون اعلام کرد؛ اما شرکت ملی گاز تا توانست اجرای این حکم را به تأخیر انداخت و در نهایت با تهدید دیوان عدالت، واژه آبونمان را حذف نموده و به جای آن عبارت جدیدی به نام "هزینه خدمات مستمر" را بر روی قبوض گنجاند و همان مبلغ آبونمان را دوباره از مشترکین دریافت کرد، نشان می دهد این که گفته می شود با استفاده از "ظرفیت های قانونی" می توان به حقوق خود دست یافت و ظلم و بی عدالتی را کنار زد کمی جای تأمل و بررسی بیشتر دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرزند امام جواد (ع) را در قم زیارت کنید

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۰۶ ق.ظ

بعضی امامزادگان بزرگوار مدفون در ایران، فرزندان بلافصل ائمه علیهم السلام هستند و به همین دلیل از ارج و قرب بیشتری نزد مسلمانان برخوردارند. حضرت معصومه سلام الله علیها و احمد بن موسی (شاهچراغ) از این جمله هستند.

یکی دیگر از این امامزادگان جناب موسی مبرقع فرزند بلافصل امام جواد علیه السلام در شهر مقدس قم است که مورخین، سادات رضوی ایران را از نسل این بزرگوار می دانند.

موسی مبرقع در محله چهل اختران واقع در خیابان آذر قم مدفون است. در کنار مزار این امامزاده پیکر صد و بیست تن از سادات و نوادگان ایشان نیز مدفون است و از همین روی به این مکان، چهل اختران گفته می شود. متأسفانه آنقدری که زوّار عرب زبان به این مکان شریف رفته و نسبت به زیارت این امامزاده اهتمام دارند ایرانی ها حضور کمتری داشته اند.

نقل شده است که آیت الله بهجت نیز در زیارت جناب موسی مبرقع مداومت داشته اند. فاصله زیارتگاه چهل اختران تا حرم مطهر حضرت معصومه، چندان زیاد نیست و با حداقل کرایه تاکسی نیز می توان برای زیارت رفت؛ اما شناخت اندک بسیاری از ساکنان و مسافران شهر مقدس قم باعث شده که توجه کمتری نسبت به این مکان شریف صورت بگیرد.

چهارشنبه سالروز وفات موسی مبرقع است. انشاءالله آنهایی که در قم حضور دارند در تکریم برادر امام مظلوم شیعه، حضرت علی النقی علیه السلام سنگ تمام خواهند گذاشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حتی به قیمت جان

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۱۹ ب.ظ

  خانم خدیجه میرشکار، امدادگر شجاعی است که  در جبهه به اسارت دشمن درآمد. روح سلحشوری و مقاومت جانانه او در اسارتگاه، دشمن را به ذلت و حقارت کشاند.

در خاطرات او آمده است زمانی که به دلیل بیماری و ضعف جسمی ناشی از شرایط غیرانسانی دوران اسارت، حالش رو به وخامت گذاشت، به دستور پزشک عراقی خواستند برای مداوایش به او خون تزریق کنند که رمق هایش را در حنجره آورد و فریاد زد: من خون بعثی نمی خواهم، بگذارید بمیرم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چه کسانی از وخامت حال آیت الله شاهرودی نفع می برند؟

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۱۱ ب.ظ

پشت سیستمی نشسته و می نویسد که از سخت افزار تا نرم افزارش را از خارج وارد کرده اند.

همان نوشته را از طریق نرم افزارهایی در فضای مجازی منتشر می کند که ساخت بیگانگان است آن وقت اعتراض دارد که چرا آیت الله شاهرودی برای مداوای خود به خارج رفته است؟!

این هم یک مدل انقلابی گری فاقد مبناست که البته با چاشنی انفعال و خودنمایی نیز آغشته شده است.

آیت الله هاشمی شاهرودی بیماری سختی دارد که مدتی با آن دست و پنجه نرم کرد و در نهایت به توصیه مجموعه ای از پزشکان خبره کشور، برای درمان و حیات خود چاره ای جز سفر به آلمان نداشت. حالا فتوای کدام قلم جو گیر و جاهلی برای یک بیمار با چنین شرایط وخیمی، جواز مرگ را بر وجوب حفظ جان صادر می نماید، خدا می داند! به فهم چنین افرادی باشد لابد نجات زن نامحرمی که در حال غرق شدن است برای مردان جایز نیست و غریق اگر بمیرد بهتر از آن است که دست نامحرم به او بخورد؟! یا حتماً جانبازان شیمیایی و ... نیز باید با رنج های ناتمام و طاقت فرسای خود دست و پنجه نرم کرده و برای مداوایشان به آلمان یا سایر کشورها اعزام نشوند که خاطر نویسنده ای جوگیر و شهرت طلب آزرده نشده و قرائت سلیقه ای اش از انقلابی گری آسیب نبیند! نویسنده مذکور با همین فرمان پیش برود ورود دارو و دیگر مایحتاج حیاتی مردم از کشورهای بیگانه را نیز حرام خواهد دانست اگر چه خودش همه این حرف ها را پشت همان رایانه وارداتی اش تایپ می کند.

این که انسان برای درمانش از امکانات کشور بیگانه استفاده کند بد است یا این که نویسنده ای خود عمارپندار، متأثر از فشار رسانه های اپوزیسیون مورد حمایت بیگانه، خودی ها را هدف تخریب قرار بدهد؟

نکته دیگر آن که آیت الله شاهرودی حتی در زمان تصدی کرسی ریاست قوه قضا، ریالی از بودجه بیت المال را به عنوان حقوق دریافت نکرد که حالا بخواهد برای درمان خود هزینه ای بر گرده بیت المال تحمیل نماید. شکر خدا حال ایشان فعلاً رو به بهبود قرار دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آمریکای مظلوم و ایران آلت دست کا گ ب!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۵۰ ق.ظ

یکی نیست بپرسد اگر واقعاً شوروی در تمام مراحل قیام مردم ایران بر ضد رژیم شاه و پیروی آنان و نیز تثبیت نظام تا مرحله رهبری مقام معظم رهبری نقش مهم و اساسی داشته پس چرا در طول جنگ تحمیلی به یاری ایران نشتافت که هیچ و حاضر نشد هیچ یک از مایحتاج دفاعی این مرز و بوم حتی در حد سیم خاردار را در اختیار نیروهای مسلح ایران قرار بدهد که هیچ بلکه دوشادوش ایالات متحده به یاری ارتش بعث شتافت و در تجهیز قوای مسلح آن نهایت اهتمام را به خرج داد؟ بماند که حزب بعث دارای گرایشان سوسیالیستی بود و از قبل تعلق خاطر به بلوک شرق نیز همواره مستفیض شده است و اگر شوروی، نظام و انقلاب ایران را مال خودش می دانست می توانست از اساس مانع از وقوع یا ادامه این جنگ بشود.

بماند که کوموله و بعضی دیگر از جدایی طلبان غرب و شمال غرب ایران که در راستای منافع ابرقدرت ها به دنبال ایجاد جنگ های داخلی و ایجاد تزلزل در نظام نوپای اسلامی بودند نیز از اساس چپ گرا بوده و باز هم شوروی به اصطلاح مدعیان، حامی نظام اسلامی می توانست مانع از وقوع این حوادث بشود.

فایل پی دی اف کتاب "رفیق آیت الله" را چند روز پیش یکی از دوستان عزیز حوزوی برایم ارسال کرد. این کتاب سعی دارد ثابت کند نظام ایران و نیز شخص رهبری انقلاب، دارای وابستگی به شوروی سابق بوده و همین امر موجب موفقیت و رشد آنان بوده است. فردی به نام امیرعباس (سیاوش)فخر آور مدعی تصدی کرسی استادی در رشته قانون اساسی دانشگاه ایالتی تگزاس نویسنده و کاشف تحلیل های این کتاب است.

همان ابتدای امر که دیدم نگارنده اثر، شهید سید مجتبی هاشمی را جانشین شهید چمران در ستاد جنگ های نامنظم لقب داده فهمیدم با اثری مواجه هستم که بیشتر از تحقیق و استناد، مبتنی بر توهم و تخیل به رشته تحریر درآمده است. البته جایی از کتاب، امام حسین علیه السلام را امام دوم شیعیان معرفی نموده که گذاشتم به حساب اشتباه در تایپ.

همان طور که گفته شد نویسنده می خواهد ثابت کند انقلاب ایران با کمک شوروی پیروز شد و نیز آیت الله خامنه ای جاسوس شوروی و تحصیل کرده دانشگاه پاتریس لومومبای مسکو است، همین و بس. کتاب حرف دیگری ندارد.

طبیعی است آن چه از یک اثر پژوهشی و تحلیلی انتظار می رود ارائه اسناد و منابع تحلیل و ادعاست که متأسفانه دست نگارنده کاملاً ار این موضوع خالی بوده است. با این وصف ذهن داستان پرداز هر انسانی می تواند به خود اجازه دهد که هر ماجرایی را از زاویه ای معکوس و دلخواه یا مغرضانه تجزیه و تحلیل کند. این گونه است که نویسنده کتاب فوق، با حذف "خدا" و "عشق" از صحیفه فکری عارف بزرگی چون شهید چمران، علت هجرت او به لبنان و راه اندازی یتیم خانه و رسیدگی به مردم مستضف و جنگ زده جنوب بیروت را بی هیچ سندی، به دلیل اطاعت او از اوامر کا گ ب تحلیل و روایت کرده است. او شهادت چمران را نیز بی هیچ استنادی، یک ترور و تصفیه حساب داخلی دانسته است. با این خط سیر می توان هر اتفاقی در عالم را مرتبط با عواملی عجیب و غریب و بی ربط دانست بی آن که نیاز باشد برای اثبات گفته خود سند و مدرکی را ارائه داد. مثلاً می توان گفت نویسنده کتاب رفیق آیت الله، جاسوس وطن فروشی است که با دریافت چند میلیون دلار، کتابی را در تحریف تاریخ ایران به نگارش درآورده است. اتفاقاً اصرار او بر تطهیر چهره آمریکا و دفاعش از شاه، منافقین، جنبش سبز و حملاتش به آیت الله خامنه ای، سپاه و احمدی نژاد می تواند موید این فرضیه باشد!

امیرعباس فخرآور در صفحه ای از کتاب، برگه ای را منتشر کرده و مدعی شده که این سند توسط محققان آمریکایی! از دانشگاه پاتریس لومومبا خارج گردیده است. در این برگه اسامی مقام معظم رهبری، موسوی خوئینی ها، محمدی ری شهری، کامران دانشجو (رییس ستاد انتخابات کشور در سال 88 که از طرف روسیه مأمور تقلب در انتخابات بود!) و ... به عنوان فارغ التحصیلان این دانشگاه یاد شده است.

نویسنده در انبوهی از صفحات کتاب قطور خود اصرار دارد که ثابت کند دانشگاه جاسوس پرور مذکور یکی از مراکز امنیتی حساس و محرمانه شوروی و روسیه است؛ اما عجیب است که نویسنده توضیح نداد یک مجموعه امنیتی فوق سری چطور اسناد وابستگان خود را به راحتی در اختیار رقیب اطلاعاتی خویش یعنی ایالات متحده قرار می دهد؟!

نویسنده کتاب، مهندس بازرگان و دولت او را نیز وابسته به شوروی و ضدآمریکایی قلمداد کرد و نگفت چرا مصطفی چمران وابسته به شوروی با کوموله های وابسته به شوروی آن گونه وارد جنگ می شود، یا چرا موسوی خوئینی های وابسته به شرق، به ادعای همین کتاب، بیشترین نقش را در روی کارآمدن خاتمی غرب گرا برعهده داشته است و یا چرا دولت موقت شرق زده در مخالفت با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا که مطابق ادعای کتاب توسط عناصر شوروی صورت گرفته، استعفا می دهد؟!

تحریف واقعه دلخراش سینما رکس، تحریف قیام علما بر ضد اصلاحات آمریکایی شاه در موضوع تقسیم اراضی و تخفیف آن به مخالفت صرف با حق رأی زنان، انتساب همه ترورها و انفجارهای منجر به شهادت مقامات، به خود مسئولان و ...مجموعه ای از دروغ های سبک آمدنیوزی و سطحی مندرج در این کتاب است که پاسخگویی به آنها واقعاً جز اتلاف وقت نیست.

راستش اگر از من بخواهید نام دیگری برای کتاب رفیق آیت الله انتخاب کنم، می گویم شنود اشباح2!

رفیق آیت الله به سبک شنود اشباح رضا گلپور به نگارش در آمده  و به نوعی مکمل آن محسوب می شود. حجیم سازی کتاب با چسباندن انواع متون با ربط و بی ربط به منظور برجسته سازی پیشینه تحقیقاتی اثر، یکی از ویژگی های مشترک این دو کتاب است، اما ویژگی مشترک دیگر، استمرار اتهام پراکنی در وابسته نشان دادن جمعی از موثرین انقلاب به بلوک شرق و زیر سوال بردن حرکت استکبارستیزانه دانشجویان انقلابی در تسخیر لانه جاسوسی آمریکاست.

یادم است وقتی کتاب شنود اشباح منتشر شد به رغم آن که مطالب آن دل هواداران یکی از جناح ها را شاد کرد؛ اما حسین شریعتمداری شاید نخستین نویسنده اصولگرایی بود که به رد مطالب آن پرداخت و داستان فاقد سند تحصیل موسوی خوئینی ها در پاتریس لومومبا را ساختگی دانست. حسین شریعتمداری تأکید کرد که به رغم اختلافات اساسی با شخص موسوی خوئینی ها و اصلاح طلبان نباید هر ادعایی را برای خوشآمد یک جناح و تخریب رقیب مطرح نمود و زمینه تقبیح رفتارهای انقلابی و تاریخ ساز مثل فتح لانه جاسوسی که از سوی حضرت امام، انقلاب دوم لقب گرفت را فراهم آورد.

آن طور که شنیدم رضا گلپور بعدها به دلیل ارتباط با بیگانه، دستگیر و بازداشت شد. نویسنده رفیق آیت الله با استناد به کتاب شنود اشباح گلپور، یک بار دیگر وابستگی موسوی خوئینی ها به کا گ ب را طرح نموده و جالب است در حالی که بخشی از متن مصاحبه نامبرده با یکی از نشریات در رد کتاب شنود اشباح را منتشر کرده در بالای آن این تیتر را انتخاب نمود: "موسوی خوئینی ها تحصیل در دانشگاه پاتریس لولومبا را تکذیب نکرد!

یعنی یک جاسوس حرفه ای با اندیشه مارکسیستی آن قدر تقوا دارد که مراقب است حتی در دفاع از خود و جلوگیری از شناسایی و افشای اسرارش، خدای ناکرده مرتکب گناه دروغ نشود!

امیرعباس فخرآور زحمت کشید و این اثر حجیم را گردآوری کرد؛ ولی خوب انصافاً نوع استدلال های ضعیف او زحماتش را هدر داد و ثابت کرد نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده برای تشکیک در خط و مشی انقلاب مستقل و اسلامی مردم ایران بیش از این به مطالعه و بحث و بررسی نیاز دارند.

به نظر می رسد شتاب زدگی در تخریب وجهه آیت الله خامنه ای که به اذعان همه تحلیل گران دوست و دشمن در امور بین الملل، نخ تسبیح مبارزان جبهه جهانی مقاومت به خصوص در منطقه خاورمیانه قرار گرفته، عمال اصلی تزلزل در بنیان منطق و مبانی تحلیلی محوری در تألیف این اثر محسوب می شود. راستی این نویسنده به ظاهر میهن پرست، آیا حاضر است درباره جنایت های بی شمار ایالات متحده در حق مردم کشورش، مثل کودتای 28مرداد، جداسازی بحرین از مام میهن، حمایت از ارتش متجاوز بعث، حمله به هواپیمای مسافربری ایران، تحریم اقتصادی و دارویی مردم و ... هم لااقل یک مقاله منتشر کند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حالا نوبت مسئولان است

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۱۹ ق.ظ

مردم مسلمان ایران اسلامی بارها نشان داده اند که به رغم همه گله ها و شکوه هایی که از عملکرد بعضی مسئولان در مناصب مختلف دارند، حفظ اساس نظام و هویت دینی جامعه را خط قرمز خود دانسته و هر بار که دشمنان این ملت درصدد خدشه بر آرمان های اسلام و انقلاب و میراث شهیدان والا مقام برآمدند، مشتی محکم بر دهانشان کوبیده اند.

مردم ما ثابت کرده اند که در همه برهه های دشوار و حساس انقلاب، دوشادوش هم در مقابل خطرها و تهدیدهای بیگانگان صف آرایی نموده و در این مسیر از شهادت و جانبازی در راه حق، ابایی ندارند. اکنون که مردم شریف ایران باز هم صف خود را از اوباشی که به جای دغدغه مردم و مشکلاتشان اهداف اسرائیل غاصب و آل سعود خبیث را پیگیری می کنند، جدا ساخته اند بر مسئولین همه دستگاه ها به خصوص سیاستگذاران اقتصادی دولت است که دین خود را به شرافت و بزرگواری مردم رنج کشیده ایران عزیز ادا نمایند.

بعضی مسئولان خودباخته دولت بر خلاف تأکید مقام معظم رهبری به جای پرداختن به اقتصاد بومی و تقویت تولید ملی، چشم به دست بیگانگان دوخته و برجام بی خاصیت را نقطه کاذب رهایی دانستند و اینک به رغم مشاهده شکست برنامه های اشتباه خود عبرت نگرفته و برای جبران خسارت هایی که بر کشور تحمیل کرده اند دست در جیب ملت فرو برده اند!

دولت و نمایندگان مجلس بهتر از هر کس می دانند که توجه به مستضعفان و محرومان و پابرهنگان، از مهم ترین دغدغه های انقلاب اسلامی و امام راحل بوده است، اما با کمال تأسف بودجه ای را تنظیم می نمایند که بخش مهمی از سرمایه های ملی را صرف همایش ها و ریخت و پاش ها و موسسات و مجموعه های پرهزینه و بی فایده از مابهتران ساخته و منبع تأمین این هزینه ها را از درآمد ناچیز و باریکه یارانه مردم می جویند.

به حرمت و عظمت مردمی که خون بهترین عزیزانشان را در راه جهاد فی سبیل الله اهدا نموده و برای حفظ آبروی نظام از اعتراضات خیابانی و دشمن شاد کن اجتناب می ورزند شایسته است همه مسئولان اجرایی، قضایی و تقنینی کشور با توبه به درگاه الهی، ضمن بازبینی سلوک فردی و اجتماعی و مدیریتی خود و پرهیز از اشرافی گری و تجمل طلبی، رفع شکاف طبقاتی و حل معضلات پیدا و پنهان جامعه را سرلوحه امور خویش قرار داده و با تأسی از سیره امام عظیم الشأن و مقام معظم رهبری از ارتکاب هر نوع رفتاری که باعث بدبینی و بی اعتمادی مردم نسبت به نظام اسلامی می شود، خودداری نمایند.

طلاب و روحانیون حوزه علمیه که خود بخشی از پیکره همین مردم زجرکشیده و متعهد هستند در کنار ملت، استیفای حقوق جامعه را تکلیفی مهم دانسته و از مسئولان نهادهای دولتی و نظارتی انتظار دارند نسبت به مطالبات مدنی مردم حساسیت به خرج داده و در صورتی که قادر به رفع مشکلات کشور نیستند میدان را به افراد صاحب صلاحیت واگذار نمایند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

معنی حفظ نظام

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۶، ۰۷:۵۵ ق.ظ

از همه مسئولین قضایی و امنیتی عاجزانه تمنا دارم این خط و مشی تبیین شده مقام معظم رهبری در تعریف نظام اسلامی و مفهوم اوجب بودن حفظ آن را بارها مطالعه کرده و در خاطر بسپارند. مبادا کسی به خصوص از بدنه نیروهای جوان مومن انقلابی به صرف انتقاد یا مخالفت با میز صاحب منصبان اجرایی و قضایی متهم به ضدیت با نظام اسلامی بشود:

🌐 مراد از حفظ نظام


«من بارها در مورد #حفظ_نظام صحبت کرده‏ام؛ اینکه امام فرمودند [حفظ نظام‏] از اوجب واجبات است یا اوجب واجبات است، بعضى تصوّر میکنند که منظور از نظام که در اینجا گفته میشود صرفاً همین ساختار سیاسىِ موجود است که این را ما باید به هر قیمتى حفظ کنیم؛ [نه،] تنها این نیست، نظام فقط ساختار سیاسى نیست؛ 👈 نظام یعنى ساختار سیاسى با مجموعه‏ ى اهداف و آرمانهایى که در آن است. 👈 حفظ نظام، یعنى حفظ همه‏ ى ارزشهایى که نظام اسلامى خودش را متعهّد به آنها میداند؛ مثل عدالت، مثل پیشرفت، مثل معنویّت، مثل علم، مثل اخلاق، مثل مردم‏سالارى، مثل قانون‏گرایى، مثل آرمان‏گرایى؛ آرمان‏گرایى جزو مؤلّفه‏هاى اصلى نظام اسلامى است و نظام اسلامى بدون آرمان‏گرایى یک چیز سطحى و صورى است. خب، حالا دانشجو که زبده و عصاره‏ى توانایى‏هاى یک ملّت است- چون جوان است و عالم است و آینده‏ دار است و آینده‏ ى مملکت دست او است- نمیتواند خودش را از این مبارزه برکنار بداند؛ باید مبارزه کند.»


مقام معظم رهبری

1395/4/12

  • سیدحمید مشتاقی نیا