اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۳۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

من و شهید مدنی، همین الان، یهویی!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۳۲ ق.ظ


شب گذشته توفیق شد در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها نایب الزیاره دوستان باشم. به طور کاملاً ناگهانی یادم افتاد که روز بعد یعنی بیستم شهریور، سالگرد شهادت آیت الله سید اسدالله مدنی است. می دانید که مزار شریف این عالم مجاهد در حرم مطهر حضرت معصومه قرار دارد.

بلافاصله به طرف مزارش رفتم تا فاتحه ای بخوانم. دیدم طبق معمول، چند نفر آن جا کنار قبرش نشسته اند و مشغول استراحتند. بعد برایم سؤال پیش آمد که چند نفر از این خیل عظیم زائر، می دانند که امشب شب شهادت این مرد فرزانه روزگار است؟ چه کسی باید به آنها این خبر را بدهد؟ به یقین خیلی از زوار اگر اطلاعی از این موضوع داشته باشند، همان طور که بر مزار مراجع تقلید می ایستند و فاتحه ای می خوانند، سری هم به قبر این شهید محراب خواهند زد.

واقعاً چه می شد اگر به اندازه یک کاغذ آ چهار، روی دیوار کنار قبر ایشان می نوشتند که فردا سالگرد شهادت این بزرگوار است؟ می دانید معرفی عالمان مظلومی چون آیت الله مدنی، چه تأثیری در دشمن شناسی نسل جوان کشورمان خواهد داشت؟ می دانید با معرفی چنین الگوهایی می توانیم چه راه روشنی را پیش روی نسل جدید حوزه های علمیه قرار بدهیم؟

ما در برابر فضای فرهنگی جامعه دچار انفعالیم و قدر ظرفیت های فرهنگی مان را نمی دانیم و در قبال دارایی های ارزشی خود ناشکری می کنیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آنچه تحزب را در جامعه دینی قابل پذیرش می‌کند/ «حزب» در قرآن به‌ چه معناست؟

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۲:۰۸ ب.ظ

%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%aa%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%af%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%d8%af-%c2%ab%d8%ad%d8%b2%d8%a8%c2%bb-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c-%da%86%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، تحزب پیشتر از جوامع غربی سر برآورده و خواه ناخواه یکی از ارکان عرصه سیاسی روز شده است. نظامات مختلفی که اعتقاد به مردمسالاری و مشارکت اندیشه‌های مختلف در حاکمیت هستند، با هر دیدگاهی امروزه به دنبال رسیدن به شکل تکامل‌یافته‌ای از مقوله تحزب هستند تا بتوانند الگوی صحیحی از جامعه مدرن در عصر کنونی ارائه دهند.
تحزب در جوامع اسلامی نیز از دهه ها گذشته شایع شد و برخی جوامع اسلامی که مبانی حکومت خود را بر اساس مردمسالاری بنا گذاشته‌اند، با تشکیل حزب و گروه‌های سیاسی، پای در عرصه رقابت در عوالم سیاست می‌گذارند. با این حال نباید فراموش کرد که اساس تشکیل حزب بر اصل تضعیف جریان مقابل و رسیدن به قدرت و حاکمیت است؛ اصولی که می‌توان آن را مغایر با ارزش‌های اسلامی دانست. بر همین اساس تحزب‌ در اسلامی یکی از مسائل پرچالشی است بسیاری از متفکران و اندیشمندان معاصر به بحث و بررسی آن پرداخته‌اند.
حجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفت‌وگو با ایکنا به پرسش‌هایی درا ین رابطه پاسخ داده است.
ـ تحزب در اندیشه اسلامی چه جایگاهی دارد و آیا می‌توان تحزبی که از غرب آمده را در نظام اسلامی پیاده‌سازی کرد؟
در مورد واژه حزب و تحزب دو نگاه داریم؛ یک نگاه مربوط به قبل از دوران مدرن است که واژه حزب به عنوان یک مجموعه گروه هدفمند متشکل در راستای رسیدن به قدرت داریم که این عملاً گرچه واژگانش در ادبیات دینی ما وجود دارد اما واژه حزب مصطلح امروزی نیست. حداقل حزبی که در آیات و روایات است بار سیاسی تشکیلاتی جدی ندارد، اما در دوران مدرن وقتی تکثرگرایی در جوامع و فضای سیاسی و رقابت‌های انتخاباتی غربی مطرح شد، یکی از راهکارهای اساسی برای رسیدن به قدرت در فرایند تشکیلاتی حزب بود که به عنوان گروه‌های هدفمند در سراسر کشور با مرامنامه مشخصی در قالب انتخابات و برای تبدیل کردن اقلیت به اکثریت مطرح می‌شود. این مورد نیز به موازات بسیاری از امور دیگری که چه‌بسا فراورده دنیای مدرن غرب است، مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ مثل بحث تفکیک قوا، قانون اساسی، مرزهای ملی، ریاست جمهوری و مجلس. این مواردی است که در غرب مطرح شده و شکل و رویکرد غربی دارد و اگر قرار باشد ما بخواهیم این پدیده‌ها را در نظام اسلامی وارد کنیم طبیعتاً نمی‌توانیم بپذیریم برای اینکه آنها برآمده نظام غربی هستند و بر اساس مبانی خاصی تنظیم شده و به همان شکل در نظام اسلامی قابل پذیرش نیستند، لذا نمی‌توانیم بگوییم چون در غرب حزب وجود دارد و لازمه مشارکت سیاسی و تکثرگرایی است، اینجا هم باید حزب داشته باشیم بلکه ما باید یک بازخوانی مجددی از این مؤلفه داشته باشیم به مانند سایر مؤلفه‌ها؛ مثلاً در مسئله تفکیک قوا باید بر اساس مبانی دینی بازخوانی صورت گیرد.
از یک سو اصل تحزب قابل پذیرش است؛ به این معنا که گروه‌ها و نحله‌های مختلف و تکثرگرایی به معنای خاص و نه به معنای تکثرگرایی مطلق در جامعه وجود دارد و ممکن است ذیل ارزش‌‌های اسلامی قرائت‌های مختلفی وجود داشته باشد، همچنانکه ممکن است در فرایند اجتهاد با نحله‌های مختلف و با خروجی‌های مختلفی مواجه شویم که هر یک، حکم و فتوایی داشته باشند با این حال هر آنچه که فقیه می‌گوید حجت می‌دانیم اما عین واقع نمی‌دانیم؛ چرا که ممکن است اشتباهی رخ داده باشد. بر همین اساس احزاب می‌توانند متکثر باشند و نظریه‌های مختلفی داشته باشند به شرط اینکه در چارچوب موازین دینی حرکت کنند. در چارچوب موازین دینی اگر قرائت‌های مختلفی وجود داشته باشد احزاب می‌توانند هرکدامشان بر اساس یک منطق و نحله رفتار کنند و تکثرگرایی را که در جامعه وجود دارد، وارد عرصه رقابت‌های انتخاباتی کنند.
مشکل دیگری که برای تحزب وجود دارد این است که غایت و هدف حزب رسیدن به قدرت است، در حالی‌که قدرت‌محوری و رسیدن به قدرت در نظام اسلامی اصل و محور نیست. برای اینکه این منطق را هم به مبانی دینی مان عرضه کنیم باید بگوییم کارگزاران و نخبگان نظام باید بتوانند خودشان و شایستگی‌های خود را به جامعه عرضه کنند تا مردم کارگزاران ارشد را در جایگاه‌های مناسب بگمارند.

  از این باب تلاش احزاب رسیدن به قدرت نیست، بلکه عرضه کردن بهترین افراد با بهترین ویژگی‌ها برای دستیابی به مناسب مهم با هدف خدمت است. اگر این مسئله غایت باشد، آن نقطه منفی که در تحزب غربی وجود دارد قابل همپوشانی است و می تواند رفع شود.
مشکل دیگری که تحزب در نظام غربی دارد این است که اساس تحزب در اختلاف است؛ یعنی پذیرش اختلاف، پذیرش دو گونه رفتار و منطق است، حال اینکه منطق نظام اسلامی وحدت و اتحاد است. طبیعتاً منطق تحزب غربی که اساس دوئیت و اختلاف را به رسمیت می‌شناسد، در نظام اسلامی وجود ندارد لذا اگر احزاب اختلاف سلیقه دارند نباید به اختلاف و دوئیت در جامعه منجر شود. در منطق مشترک نظام اسلامی و آرمان اسلام اختلافی نیست اما اگر دوئیتی باشد، موجب خدشه در اصل نظام می شود. در اصل نظام گروه مخالف و موافق منطقی ندارد؛ همه باید ذیل نظام ولایی جمع شوند و آن را مستحکم کنند. طبیعتاً اگر قرار است احزاب دوگانگی یا سه گانگی داشته باشند باید ذیل نظام ولایی باشند و ولایت‌مندی و ولایت‌مداری خود را به اثبات برسانند. این است که بحران‌ها را از بین می‌برد، وگرنه اگر قرار باشد جدایی بین آنها و ولی حاکم وجود داشته باشد، با اصل فلسفه حاکمیت فقیه جامع‌الشرایط منافات دارد.
موضوع دیگری که در بحث تحزب وجود دارد چنانچه حضرت امام خمینی(ره) نیز تصریح می‌کردند، این است که روحانیت به صورت خاص به عنوان پدران معنوی جامعه و راهبران فکری جامعه نباید خودشان را وارد احزابی کنند که موافق و مخالفانی داشته باشند. آنها در فرایند تحزب نباید وارد شوند بلکه باید گروه‌های مختلف فکری را به سمت اسلام ارشاد و راهنمایی کنند؛ به تعبیر دیگر آنها از حالت «پدری» به «برادر بزرگ‌تری» تغییر موضع ندهند. گرچه احزابی که امروز در جامعه وجود دارد و روحانیون متصدی آن هستند عملاً رویکرد حزبی ندارند. در زمان امام(ره) اگر جامعه روحانیت مبارز به وجود آمد، فرض بر این بود که ماهیت حزبی ندارند، بلکه ماهیت صنفی و گروهی دارند و حزب به معنای مصطلح امروزی نیستند.
در فرایند تحزب مردم به مثابه کسانی که دغدغه‌ای به حزب دارند و خود را جزئی از حزب می‌دانند، نباید وارد دگماتیسم شوند و به هرآنچه حزب گفت پایبند باشند. اگر اعضای حزب فارغ از تعصبات حزبی به این باور رسیدند که فرد دیگری خارج از حزب از ویژگی هایی برخوردار است، اصالت حق و ارزش‌ها و شایستگی‌ها را باید بر اصالت حزب مقدم بدانند؛ چراکه تعصبات حزبی دچار فساد و مشکلات دامن‌گیر می‌شود.
در نظام ایران لااقل سابقه خوشی از حزب وجود ندارد و احزابی که وجود داشتند، یا وابسته به قدرت بودند یا رویکرد منفی داشتند ولذا شاید به این زودی فضای تحزب در جامعه شکل نگیرد اما نکته مثبتی که فرایند غربی به این باور رسید که تحزب را باید ایجاد کند و ما گریزی از آن نداریم، این است که وقتی افراد خودشان را برای کسب مناسب حکومتی در انتخابات عرضه می‌کنند، معمولاً مردم درک درستی از آنها ندارد و آنها مدت کوتاهی خود را عرضه می‌کنند و جامعه بر اساس همین فرایند آنها را گزینش می‌کند؛ در حالی‌که معلوم نیست این فرد وعده‌هایی که مطرح کرده را انجام دهد. مطالبی که این فرد در عرصه‌های مختلف مطرح می‌کند معمولاً شفاف نیست و بعدها ممکن است پای در مسیر دیگری بگذارد که مردم به خاطر آن به وی رأی نداده باشند و یا اصلاً مخالف آن مسیر باشند.
فضای حزب این زمینه را مهیا می‌کند که مردم بدانند که این حزب با این منطق و افراد می‌خواهد خود را مهیای خدمت کند. طبیعتاً مردم درک واضحی از افرادی خواهند داشت که با یک مرامنامه و منطق مشخص  وارد عرصه می‌شوند. در این صورت به تعبیر واضح‌تر، همان‌طور که در عالم سیاست مصطح است، افراد «چتر باز» نمی‌توانند بیایند و از مردم رأی بگیرند. فضای حزب این چالش و مشکل را از بین می‌برد و فضا را شفاف می‌کند و جلوی سوءاستفاده‌های بعدی را می‌گیرد.
باید به این نکته توجه داشت که قبل از اینکه احزاب در جامعه شکل بگیرد باید این مبانی را در جامعه تبیین کنیم؛ مرامنامه احزاب را بر همین اساس تهیه کرده و احزاب را به رعایت این مبانی ملزم کنیم. اگر این حزب رویکرد بومی ایرانی ـ اسلامی به خود گرفت نه تنها مقوله منفی، بلکه مقوله‌ای مثبت با کارکردها و کارویژه‌ها و ثمرات مثبتی در جامعه وقوع پیدا می‌کند که مورد اقبال عمومی قرار می‌گیرد.
امروز اگر مسلمانان خودشان را با مقوله احزاب که رویکرد غربی داشته باشد مواجه ببینند با آن پیش‌فرض‌های فاسدی که از احزاب دیده‌اند، به این مقوله اقبال نخواهند کرد اما اگر مبانی و رویکردها اصلاح شود و رویکرد بومی پیدا کند، هم احزاب کارکردهای مثبت پیدا خواهند کرد و هم اقبال فراگیری نسبت به آن در جامعه اسلامی ایجاد خواهد شد.
ـ مطالبی که اشاره کردید بیشتر ناظر به مقوله انتخابات و دستیابی به قدرت بود. حزب به ویژه در جامعه اسلامی چه کارکردهای دیگری می‌تواند داشته باشد؟
احزاب چند کارکرد دارند؛ جدا از اینکه بحث تصدی منصب است، به دنبال تربیت نیروی انسانی نیز هست؛ کسانی که می‌خواهند وارد عرصه کارگزاری شوند باید در جایی تربیت شوند و آموزش ببینند و با مسائل سیاسی آشنا شوند. احزاب معمولاً این کار را انجام می‌دهند؛ چرا که دولت‌ها نمی‌توانند برای خود کارگزار ایجاد کنند بلکه این کار احزاب است. تربیت نیرو برای کارگزاری مقدمه حفظ نظام است و حفظ نظام و مقدمه حفظ نظام واجب است. از این جهت احزاب که متصدی این کار هستند، لازم است نیروهای لازم برای هدایت و راهبری جامعه را تأمین کنند.
نکته مهم‌تری که برای احزاب وجود دارد و چه بسا کارکرد اساسی حزب باشد، این است که احزاب به عنوان گروه‌های ناظر بر رفتارهای جامعه و ناظر بر رفتارهای رقیب انتخاباتی حیثیت نظارت‌مندی بر رفتار و قوانین را دارند و از جهتی، حیثیت نظارتمندی منجر به شفافیت فضای عمومی جامعه می‌شود. یعنی اگر در جامعه‌ای یک گروه حاکم باشند و حزب رقیبی وجود نداشته باشد، بحث استبداد و سوءاستفاده مطرح می‌شود اما اگر همواره یک رقیب ناظر و بینا مطرح باشد و طرف مقابل هم بداند رقیبی دارد، در فضای خود مراقبت می‌کند و چون می‌داند عملکردش رصد می‌شود موجب می‌شود شفافیت در رفتار و قوانین داشته باشد وگرنه مورد نقد قرار می گیرد.
اگر قرار باشد در جامعه‌ای مجلسی شکل بگیرد و بر عملکرد مجلس نظارتی صورت گیرد، احزاب هستند که این کار را انجام می‌دهند اما متأسفانه امروزه چنین چیزی وجود ندارد ممکن است هرکسی بر اساس دیدگاه‌هایی که دارد خود را نامزد کند که نه تلقی‌های واضحی از دیدگاه‌های او وجود دارد و نه بعد از اینکه انتخاب شد نهاد درون حزبی وجود دارد که بر عملکرد او نظارت کند.
در نظام‌های غربی اگر کسی از مرامنامه عدول کند حزب او را نظارت کرده و او را به سمت مطلوب هدایت می‌کند و حال اینکه ممکن است شخصی شعاری بدهد و بعدها پشیمان شود و به رویکرد مقابل تغییر جهت بدهد اما نظارت حزبی بر رفتارهای حاکمان و کارگزاران تأثیر جدی و مثبتی خواهد داشت.
ـ در قرآن تعبیر «حزب الله» و «حزب الشیطان» داریم. آیا این دو حزب را می‌توان با تعاریف مصطلح امروزی به کار برد و مصادیق حزب دانست؟
نه؛ آنچه در قرآن کریم آمده به معنای مصطلح امروزی نیستند و گروه‌هایی را شامل می‌شوند که هدف‌دار و جهت‌دار هستند و به معنای امروزی به کار نمی‌روند. در قبالش در آیات قرآن شاید از واژه‌هایی مانند «فئه» به معنای گروه می‌شود چنین استنباطی داشت اما صرف توجه به واژگان «حزب» در روایات و آیات دلیلی بر وجود حزب به معنای امروزی نیست از طرفی نافی آن نیز نیست؛ ما محتوایی داریم به معنای حزب با پیش‌فرض تکثرگرایی سیاسی که باید این فضا را به مبانی دینی عرضه کنیم و حزب به معنای مصطلح را از آن استنباط کنیم.
  • سیدحمید مشتاقی نیا

رانت فرزند رییس دانشگاه بابل چه واکنشی را به دنبال داشت؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۵۴ ق.ظ


28 تیر 1390 پایگاه مجازی شمال نیوز خبری را افشا کرد که مورد توجه بسیاری از مردم قرار گرفت. شمال نیوز خبر داد که فرزند رییس یک دانشگاه در بابل در حالی که هنوز دوره کارشناسی ارشد را به اتمام نرسانده بدون کنکور و با شرط معدل در دوره دکترای همان دانشگاه پذیرفته شده است!

به دنبال درج این خبر، خوانندگان این سایت که بعضاً از دانشجویان و یا کارکنان همان دانشگاه بودند در ذیل خبر، اقدام به ثبت اخبار دیگری در خصوص نحوه تحصیل و سطح علمی این فرد نمودند که در نوع خودش کم نظیر و جالب توجه بوده است.

برای اطلاع بیشتر به نشانی زیر مراجعه کرده و حتماً نظرات ذیل مطلب مذکور را هم مطالعه نمایید:

http://www.shomalnews.com/view/47774/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%DB%8C%20%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86%20%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86%20%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%20%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%20!/

اگر چه درباره این خبر توضیحی از سوی دانشگاه مربوطه ارسال شد اما در ذیل این جوابیه نیز نظرات عجیب دیگری از سوی خوانندگان سایت درج شده که خواندن آن نیز خالی از لطف نیست:

http://www.shomalnews.com/view/47795/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%20%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A8%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%D8%AC%20%DB%8C%DA%A9%20%D8%AE%D8%A8%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84%20%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%B2/

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اندکی عقل، سحر نزدیک است!!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۴۲ ق.ظ

 


1-  1-    چهارم دبستان بودم یعنی دقیقاً ده سال داشتم. یک روز با خودم عهد کردم که دروغ نگویم؛ البته فقط برای همان روز! کف دست راستم نوشتم دروغ نگو! آن روز خیلی مواظب حرف زدنم بودم و خوشبختانه حتی یک جمله دروغ هم از زبانم درنیامد. شب با خیالی آسوده خوابیدم. خواب دیدم یک انسان خوش سیما اسم مرا خواند و گفت تو به بهشت می روی. بعد چهره یکایک همکلاسی هایم را دیدم که دارند برایم دست می زنند ...

2-  2-    شاید بگویید خواب که حجت نیست. احسنت! این حرف را بدون شک و با قاطعیت بگویید. ثابت شده است که وقتی آدم ها به چیزهای خوب فکر می کنند اغلب خواب های خوب هم می بینند. آرامش خاطر انسان یکی از علت های مربوط به رؤیت خواب های خوب و شادی بخش و معنوی است. به هر حال از نظر اسلام و عقل، خواب، ملاک اثبات حق یا باطل نبوده و حجت و دلیل شرعی به حساب نمی آید.

3-  3-    قبلاً در این وبلاگ مطلبی نوشتم با عنوان " با سید یمانی بیعت کنید"! که شکر خدا معروف هم شد و دست به دست چرخید. در آن مقاله به طور مختصر ادله حقانیت فردی که مدعی است در عراق ساکن بوده و همان سید یمانی وعده داده شده در روایات است و شیعیان را به تبعیت از خود به منظور تدارک مقدمات ظهور، فرا می خواند، رد نمودم. اخیراً کتابی زیرزمینی! از آثار این فرد مدعی موسوم به احمدالحسن به دستم رسید که در ابتدای آن برای اثبات حقانیت خود دستورالعملی جالب را صادر کرده است. او می گوید: برای آن که شکّتان درباره حقانیت من از بین برود سه روز روزه بگیرید و خدا را عبادت کنید آن وقت خوابی خوب می بینید. پس بدانید که ادعای من صحیح است! البته این نکته را هم اضافه کنم که پیشتر، یکی از مبلّغان این فرد در قم می گفت استخاره کنید و ببینید که پاسخ تبعیت از احمد الحسن، خوب خواهد بود. یکی از دوستان روحانی ما استخاره گرفت که از احمد الحسن حمایت کند، جوابش بد آمد! آن مبلّغ کلی سر و صدا کرد که تو آدم حسابی نیستی و بویی از معنویت نبرده ای و ...

4-  4-    یکی از دوستان خوب و پاک و مجرد و البته بسیار ساده ما سه روز روزه گرفت و خواب دید که زن برده است. پس به این نتیجه رسید که امام زمان (عج) به زودی ظهور می کند و احمد الحسن همان سید یمانی موعود است! دوست بزرگواری سعی کرد ابعاد روانی مؤثر در خواب و رؤیا را برایش تشریح کند، کارگر نیفتاد. پیغام دادم من یک شب خواب دیده ام چهار تا زن برده ام. با این حساب، ظهور حضرت اتفاق افتاده، نزدیک است که قیامت بشود! و ما بی خبریم.

5-   5-   احمد الحسن با همین حرف ها و استدلال های من درآوردی تا الان توانسته تعدادی از مؤمنان ساده لوح را به سمت خود بکشاند. این که اسلام سفارش کرده یک ساعت تفکر برتر یا به اندازه هفتاد سال عبادت است برای چنین مواقعی بوده. باور کنید این دوستان مؤمن ما اگر عقلشان را به کار بگیرند خیلی از این مشکلات پیش نمی آید. باید به آنها گفت:اندکی عقل، سحر نزدیک است!

6-  6-    سال ها پیش در خاطرات مارتین لوتر ( با مارتین لوتر کینگ اشتباه نشود) خواندم که در بیان علت پیوستنش به کلیسا می گفت شبی در مسیری جنگلی گرفتار طوفان و باران شده و از تلاطم شاخسار درختان به ترس مبتلا گردید. در آن اوهام نفس گیر، یک آن ندایی شنید که خطاب به او می گوید برو به کلیسا و کشیش شو. او هم تصمیمی قاطع گرفت و به کلیسا پیوست. پدرش با این کار او مخالف بود. وقتی مارتین جوان، دلیلش را برای پدر شرح داد، پدر که انسانی فرهیخته بود اصلاً تحت تأثیر قرار نگرفت و پاسخ داد: از کجا معلوم این ندای شیطان نبوده است؟!! مارتین نتوانست به این پرسش جواب بدهد و در فکری عمیق فرو رفت. بعدها مکتب پروتستان او شاخه ای جدید از دین مسیحیت و قرائتی نوین از آیین عیسوی گردید که انشقاق در مسیحیان را به نبال داشت، در مواردی به مسخ باورهای کلیسا منجر شد و ...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

طلبه ای که وقف عام بود!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۲:۵۳ ب.ظ


بلد بود، جواب می داد، بلد نبود خیلی راحت می گفت: نمی دانم!

به همین سادگی. بعد قول می داد هفته بعد که از حوزه آمد پاسخ سؤال هایی را که نمی دانسته، شُسته و رُفته بگذارد کف دست سؤال کننده.

این برخورد صادقانه اش باعث جلب اعتماد مردم شده بود. پنج شنبه جمعه ای که به محل می آمد، وقت سر خاراندن نداشت! هم به پدر و مادر کمک می کرد، هم به اقوام و دوستان سر می زد و هم به مسجد می رفت و می شد سنگ صبور مردم. خیلی ها صبر می کردند او بیاید و سؤال ها و درد دل هایشان را با او مطرح کنند.

کتاب مسافر ملکوت، خاطرات روحانی شهید محمدزمان ولی پور

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شنبه تاریخی برای دانشگاه آزاد بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۱۹ ق.ظ


شنیده شده صبح شنبه، 21 شهریور، هیئت امنای دانشگاه آزاد مازندران، در دفتر کیومرث نیازآذری تشکیل جلسه داده و رئیس جدید شعبه این دانشگاه در بابل را انتخاب خواهد کرد.

دانشگاه آزاد بابل – آن چنان که فعالان اجتماعی و سیاسی شهرستان می دانند – در دو سال اخیر دستخوش تحولات و اتفاقاتی بود که گاه اعتراضات برخی از دانشجویان و حتی تعدادی از شخصیت های دلسوز و مسئول در جامعه را برانگیخته است.

امام جمعه شهرستان بابل، حجت الاسلام والمسلمین روحانی، یکی از این چهره ها بود که در خطبه های نمازجمعه این شهر نسبت به اتفاقاتی که در دانشگاه آزاد بابل رخ داده، زبان به شکوه گشود. خبرگزاری فارس دراین باره گزارش داد:

"روحانی با انتقاد شدید از وضعیت ضدفرهنگی در دانشگاه آزاد اسلامی بابل و با بیان اینکه براساس نامه اعتراضی 700 دانشجوی این دانشگاه نسبت به رئیس دانشگاه درباره عدم تخصیص وجوه فرهنگی، یک سایت محلی اقدام به انعکاس این نامه اعتراضی کرد، گفت: اقدام انتشار این نامه توسط رسانه‌ها با واکنش و شکایت رئیس دانشگاه در مراجع قضایی مواجه شد، سئوال این است آیا وضعیت موجود فرهنگی جای واکنش دارد، بسیاری از دانشجویان از وضعیت نابه‌سامان این دانشگاه ابراز نگرانی کردند و بنده از ریاست دانشگاه آزاد کشور می‌خواهم که این مساله را مورد پیگیری قرار دهد."

اعضای هیئت امنای دانشگاه آزاد مازندران، خود به خوبی از آن چه که در دانشگاه شعبه بابل می گذرد آگاهند و می دانند که نسبت به وضعیت فرهنگی و مدیریتی دانشگاه چه مسئولیت سنگینی برعهده دارند. امید است شنبه تاریخی دانشگاه آزاد بابل، سربلندی اعضای هیئت امنای دانشگاه استان را در اذهان دانشجویان و دلسوزان جامعه ماندگار سازد.

تجربه ثابت کرده که بهره گیری از مدیران تازه نفس – لااقل زیر هفتاد سال! – می تواند ایده هایی نو را در عرصه امور اداری مجموعه های آموزشی و فرهنگی حاکم ساخته و نویدبخش تحولاتی رو به پیشرفت و در راستای ارتقای سطح کیفی آن مجموعه ها باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

همدستی غربگرایان و احتیاط کنان!!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۰۲ ق.ظ


دو گروه هستند که بر ضدّ اسلامی کردن و بومی کردن و خودی کردن مقوله «آزادی» با هم همکاری می کنند:
یک گروه کسانی هستند که در کلماتشان، مرتّب از گفته های فلاسفه دو، سه قرن اخیر غربی برای مسأله «آزادی» شاهد می آورند: فلان کس این طور گفته است، فلان کس آن طور گفته است. البته اینها نجیبها هستند که اسم این فلاسفه را می آورند؛ اما بعضی فیلسوف نماهای مطبوعاتی هم هستند که حرف «جان استوارت میل» و حرف فلان فیلسوف فرانسوی یا آلمانی یا امریکایی را می آورند، ولی اسمش را نمی آورند؛ به نام خودشان می گویند! اینها هم تقلّب می کنند، لیکن باز هم به این که این فکر به وجود آید که تفکر آزادی و مفهوم آزادی اجتماعی، یک فکر غربی و یک هدیه از سوی غرب برای ماست، کمک می کنند
یک دسته دیگر هم که به اینها ندانسته کمک می کنند، کسانی هستند که تا مفهوم آزادی مطرح می شود، فوراً مرعوب می شوند، احساس وحشت می کنند و فریاد می کشند که آقا! دین از دست رفت! نه؛ دین بزرگترین پیام آور آزادی است. چرا دین از دست برود؟! آزادی درست و آزادی معقول، مهمترین هدیه دین به یک ملت و به یک جامعه است. به برکت آزادی است که اندیشه ها رشد پیدا می کند و استعدادها شکوفا می شود. استبداد، ضدّ استعداد است. هر جا استبداد باشد، شکوفایی استعداد نیست. اسلام، شکوفایی انسانها را می خواهد. منابع عظیم انسانی بایستی مثل منابع طبیعی استخراج شوند، تا بتوانند دنیا را آباد کنند. بدون آزادی مگر ممکن است؟ با امر و نهی مگر ممکن است؟ بنابراین، این فکر هم غلط است که کسانی این گونه فکر کنند. این دو دسته غربگرایان و احتیاطکنان - این طوری اسمشان را بگذاریم - در واقع بدون این که خودشان بدانند، با هم همدستی می کنند تا مفهوم «آزادی» را کاملاً از حوزه ی اسلامی خارج کنند؛ در حالی که چنین چیزی نیست و مفهوم «آزادی» یک مفهوم اسلامی است

مقام معظم رهبری 1377/06/12

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خیال آمریکا را از بابت تکثیر انقلاب اسلامی، راحت کرده اید

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۳۲ ب.ظ


در این چند ماه، سعی کرده ام خودم را مقابل چشم مسلمانان خارجی مقیم قم آفتابی نکنم. در این چند ماه هر بار که با دوستان غیرایرانی همکلام شده ام حرف هایی را در خصوص رویکرد دو سال اخیر دولت جمهوری اسلامی شنیده ام که جز شرمساری، حس دیگری به من دست نداده است.

حرفشان شاید حرف حساب باشد. می گویند: ما خودمان هم می دانستیم که اقتصاد شما اقتصادی قوام یافته و محکم نیست. اوضاع فرهنگی تان با معیارهای اسلامی فاصله دارد. سیاستتان هنوز به جایگاه بایسته اش نرسیده، وضعیت اجتماعتان ...

اینها را خودمان هم می دانستیم؛ اما آن چه که باعث می شد ما و دیگر هموطنان ما در آن سوی مرزها، عشق ایران اسلامی را در دلشان راه داده و به چنین حکومتی افتخار کنند، ابهت و خودباوری شما و فرهنگ ایستادگی تان در مقابل شرق و غرب عالم بود.

سال های سال آمریکا که در چشم اغلب مردم دنیا، ابرقدرتی بلامنازع است، زار می زد که نماینده ای از ایران را به پای میز مذاکره بکشاند. آن وقت این ایران بود که به رغم فاصله امکانات و توان مادی اش با آمریکا، ایالات متحده را به خاطر چند دقیقه مذاکره مستقیم در پیش چشم جهانیان خوار و تحقیر می کرد.

ما به خاطر تبعیت و الگوبرداری از چنین حکومتی به مسلمانی خود مباهات نموده و مردانگی و شهامت مسئولان جمهوری اسلامی را به رخ دیگر حاکمان سرزمین های اسلامی می کشاندیم. شما خواسته یا ناخواسته خیال آمریکا را از بابت تکثیر انقلاب اسلامی، راحت کرده اید.

دولت جدید شما به راحتی این بالاترین سرمایه اعتبار جهانی ایران را به خاطر رفع تحریم چند قلم کالا به حراج گذاشت. اعتبار فروشی شما به همین جا ختم نشد. ایرانی که در چشم ما مسلمانان، حرف اول را در بین کشورهای اسلامی می زد به رغم تبلیغات فراوان، کشتی کمک های اولیه برای مردم مظلوم یمن را با یک تماس وزیرخارجه آمریکا تحویل کشور جیبوتی داد. کار به جایی رسید جیبوتی که به اندازه یک بندر ایران است هم برای مسئولان این کشور خط و نشان کشید و صدایی از کسی برنخواست. حالا عربستان سعودی که دستش در خون مسلمین بیگناه فلسطین و لبنان و سوریه و عراق و بحرین و یمن آغشته است، با پشتیبانی رسانه های نفتخوار وابسته به خود، در جهان عرب بوق و کرنا راه انداخته که این عربستان است که حرف اول و آخر را در جهان اسلام می زند و همه باید تابع سیاستها و خط و مشی این کشور باشند. اکنون ما با چه رویی در میان هموطنان خود سر بلند کنیم؟ چگونه باز هم ادعا کنیم که می خواهیم نظامی به اقتدار و جایگاه ایران اسلامی تأسیس کنیم؟! ....

هر وقت این جملات را از آنها شنیدیم به این موضوع فکر کردم که من با چه رویی چشم در چشم این برادران دینی خود بیندازم؟! برای همین مدتی است که سعی می کنم خودم را از چشم غیرایرانی های مسلمان مقیم قم دور نگاه دارم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مرثیه ای که برای یک امام جمعه سروده شد!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۲۷ ب.ظ


دوستان عزیز ما در سایت مازندنومه، مرثیه ای را در پی اتمام مأموریت امام جمعه محترم میاندورود نوشته اند که در نوع خود جالب توجه است. گردانندگان این سایت دوست داشتنی که بالاخره توانسته بودند در میان ائمه جمعه استان، یک نفر را در جهت گیری های سیاسی و فرهنگی، همراه و هم خط خود پیدا کنند حالا به مناسبت تودیع ایشان، غمنامه ای مفصل را منتشر کرده و سعی کرده اند اینگونه وانمود کنند که وی به خاطر حمایت بی چون و چرا از هاشمی رفسنجانی از سمت خود عزل شده است! این ادعا در حالی صورت می گیرد که ائمه جمعه دیگری هم در استان حضور دارند که ارادت ویژه ای نسبت به استوانه مذکور دارا هستند.

نکته مهم دیگری که نویسندگان این مرثیه از کنار آن به سادگی گذشتند، سابقه نه ساله امامت این امام جمعه در میاندورود است. با این وصف ایشان هفت سال در زمان دولت آقای حمدی نژاد امام جمعه این شهر بود و به خاطر افکارش – به زعم سایت مازندنومه – مورد پیگرد قرار نگرفت؛ آن وقت در زمان دولت روحانی که جریان مورد علاقه امام جمعه محترم به قدرت رسیده است چه دلیلی برای برای برکناری وی وجود دارد؟

خوب است مدیر سایت مازندومه دقت داشته باشد که طول مأموریت یک امام جمعه سه سال است. در حالی که بسیاری از ائمه جمعه شهرهای مختلف با اتمام مأموریت سه ساله خود مورد جا به جایی قرار می گیرند، امام جمعه پیشین میاندرود نه سال یعنی سه دوره در این مسئولیت باقی مانده است. به نظر می رسد این نوع مظلوم نمایی ها و مرثیه سرایی ها برای جریانی که در دو سال اخیر به حذف صداهای منتقد، همتی اساسی گمارده است چندان برازنده و قابل باور نخواهد بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نماز خوانده اید؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۰۱ ق.ظ


وقتی یک گلوله‌ آرپی‌جی بالای سرش منفجر شد دو سه بار صدایش کردم، دیدم جوابی نمی دهد. چون لباس غواصی پوشیده بود آثار خون و جراحت پیدا نبود، نزدیک‌تر رفتم، دیدم خون از دهانش جاری است. دستم را زیر بغلش بردم تا بلندش کنم، دیدم دست اسماعیل جدا شد؛ اما جالب بود که با همان وضعیت ذکر می‌گفت.

داشتم او را به اورژانس می‌بردم. موقع نماز صبح بود. در بین راه متوجه شدم اسماعیل اشاره می‌کند. خیلی آرام گفت: نماز خوانده‌اید؟ نمازمان قضا نشود؟ تذکر به جایی بود. از این که او با این وضعیت وخیم و اسفناک داشت نماز را به ما یادآوری می کرد، از خودمان خجالت کشیدیم. همه نمازهایشان را خواندند، خود اسماعیل هم همین‌طور. لحظاتی بعد از خواندن نماز و پیش از رسیدن به اورژانس، اسماعیل که گویا نمازش قبول شده بود شربت وصل را عاشقانه از دست ساقی پذیرفت.

شهید اسماعیل محمدی تأکید زیادی بر نماز اول وقت آن هم به جماعت داشت و در عهدنامه‌ای که در جوار حرم امام رضاعلیه السلام با خود و خدایش بسته بود به چند مسأله تأکید کرده که از جمله‌ آن‌ها نماز اول وقت، با وضو بودن در همه‌ اوقات و سبک نشمردن نماز بود. او در جمله‌ای از وصیت‌نامه‌اش می‌گوید: نماز اول وقت را با سعی و کوشش به جماعت به پا دارید و همیشه با وضو باشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

درباره کاندیداتوری حاج مهدی سعادتی

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۴، ۰۶:۳۴ ب.ظ


نخستین تصویری که از شخصیت سردار پرافتخار دیارمان، حاج مهدی سعادتی در ذهنم نشست مربوط به بیش از دو دهه قبل در مسجد کاظمبیک است. برایم جالب بود که این مرد خوش هیبت با چهره ای خندان و دوست داشتنی، مورد احترام همه بچه های بسیجی مسجد است. از آقا مهدی آرام نژ‍اد تا آقا محمدتقی ثاقب و از علی ملک تا سید رضای ربیع به حرمت او از جا برخواسته و سلام و علیکی گرم، رد و بدل می کردند.

بعدها از گوشه و کنار، حرف ها و تعاریف نیک دیگری هم از ایشان به گوشم رسید. با این که او در سپاه مازندران مسئولیتی نداشت؛ اما هر جا بچه های بسیجی را می دید – حتی در وسط جاده هراز اگر چشمش به اردوهای بسیج می افتاد – حالشان را جویان شده، خداقوتی گفته و قدمی برای رفع مشکلشان بر می داشت. بعضی حرف ها را نمی شود در فضای مجازی طرح کرد. در گوشی می گویم که برخلاف استان های کرمان و همدان و اصفهان و تهران، بسیاری از سرداران مازندران حواسشان به بچه های پاپتی و خط مقدمی بسیج در جبهه دفاع از ارزش ها نیست. سیاق رفتاری سردار مهربان ما اما به گونه ای دیگر بود.

یکی از مسئولان سپاه که اهل محله حمزه کلای بابل بود بر اثر تصادف از دنیا رفت. دوستان بسیجی آن محل، با ذوقی خاص تعریف می کردند که پس از مدتی، سردار رشید اسلام، حاج مهدی سعادتی را دیده اند که بی هیچ تکلّفی، با بچه های یتیم آن مرحوم در کوچه، با جدیّت! فوتبال بازی می کرد. بسیاری از رهگذران هرگز تصور نمی کردند این قامت رشید و هیبت مثال زدنی، که این گونه پا به توپ می دود و عرق می ریزد تا لبخندی را بر چهره غمزده یتیمان بنشاند، از آن سرداری بی ادعا است که درس وارستگی و انسانیت را در مکتب عرفانی پیر جماران آموخته است.

تحصیل در مدرسه علمیه روحیه هم به شناخت بیشتر من نسبت به سردار سعادتی کمک شایانی کرد. آیت الله محمدی که فقیهی گمنام اما کم نظیر در تاریخ علم و تهذیب است، اگر چه به طور معمول اهل پرداختن به مسائل غیر درسی نیست؛ اما به اقتضای تفکر و رویکرد بعضی از شاگردان خود، مباحثی را در خلوت برایشان طرح و تبیین می نمود.

این استاد بزرگوار و عالم ربانی هم هر از گاه، وجوهی از شخصیت معنوی داماد خویش را برای این حقیر گوشزد می کرد. از علاقه و تلاش خستگی ناپذیر سردار سعادتی به امور فرهنگی تا درایت های خاص او در امر فرماندهی و مدارا و ایثار در حق زیر دستان و ... الگویی از سیره آسمانی یک شهید زنده را در ذهنم تداعی می کرد.

در زمان استانداری گیلان هم سردار سعادتی با مدیریت خلاقانه خود، منشأ برکات بیشماری برای اهالی آن خطه گردید.

به یقین اگر قرار باشد برای عبارت " انّا لا نعلم منه الّا خیرا " مصداقی را مشخص کنیم یک نمونه کاملش حاج مهدی سعادتی خواهد بود.

مدتی است که اخبار مربوط به کاندیداتوری ایشان برای انتخابات مجلس در حوزه انتخابیه بابل به گوش می رسد. البته الان که این مطلب را می نویسم مطمئن نیستم که ایشان هنوز تصمیمی قطعی برای ورود به عرصه رقابت ها گرفته باشد.

شک ندارم که در صورت قطعی شدن نامزدی این چهره پرافتخار، این حقیر اگر چه همّ و غم خود را در انتخابات خبرگان و ستاد تبلیغاتی آیت الله سید رحیم توکل، متمرکز خواهم کرد اما در حد بضاعت خویش برای معرفی سردار سعادتی هم تلاش خواهم نمود.

در این که صلاحیت، لیاقت و توانایی حاج مهدی از بسیاری از نمایندگان فعلی مجلس بالاتر است تردیدی وجود ندارد.

نکته ای که ذهن این حقیر و تعدادی از دوستان فعال عرصه های فرهنگی شهر و استان را به خود مشغول کرده، ویژگی های خاص انتخابات مجلس در حوزه انتخابیه شهرستان بابل است. اگر چه دو سه نفر از کاندیداهای مجلس آینده شاید تا کنون ارقامی نزدیک به یک میلیارد را به بهانه های مختلف برای تبلیغ خود صرف کرده اند؛ اما تجربه انقلاب و دفاع مقدس ثابت کرده که محاسبات مادی را می توان با عناصر معنوی به کنار زده و شکست داد.

روی سخن درباره نوع نگاه لایه های مختلف مردم شهرستان است که به گواهی تاریخ رقابت های انتخاباتی مجلس در بابل، فارغ از تقسیم بندی های مرسوم سیاسی و جناحی، نگرشی طایفه ای و منطقه ای را در انتخاب نماینده مورد نظر خود در اولویت می دانند.  این نگرش، ریشه ای فرهنگی داشته و رفع آن به زمانی طولانی نیاز دارد. تا کنون هیچ نماینده ای از اهالی شهر بابل – از قاسم واثقی تا قاسم دابوئیان – نتوانسته نظر اکثریت مردم شهرستان را برای ورود به مجلس کسب نماید. به جز آیت الله فاضل که حضرت ایشان اگر چه اصالتاً بابلی نیستند؛ اما شخصیتی محبوب و فراگیر داشته و دارند، اغلب برگزیدگان حوزه انتخابیه بابل به طور معمول یا اهل بندپی و لاله آباد و امیرکلا بوده اند و یا توانسته اند اقبال مردم یکی از این مناطق را به سمت خود جلب نمایند.

از سوی دیگر تعدّد نامزدهای متعلق به جناح مؤمن انقلاب، تفرّق بی حاصلی را در سطح نیروهای ارزشی رقم خواهد زد.

این تصور که بسیجی های آشنا با شخصیت انقلابی سردار در روستاها، می توانند موقعیتی خوب را در مناطق مختلف فراهم کنند هم چندان نزدیک به واقع نیست. چه اینکه بخش قابل توجهی از نیروهای بسیج هم از انسجام فکری و سیاسی مطلوبی برخوردار نبوده و نمی توانند از دایره نگرش های سنتی حاکم بر فضای رقابت ها فاصله بگیرند. اگر انسجام فکری و سیاسی تأثیرگذاری در این خصوص وجود داشت که وضعیت سیاسی و فرهنگی کشور، الان به گونه ای دیگر رقم خورده بود.

این حقیر و تعدادی از دوستان ارزشی معتقدند که سردار سعادتی، روحیه و استعداد و دغدغه منحصر به فردی نسبت به مسائل فرهنگی دارد. در اواخر دهه هفتاد شایعه شده بود که حجت الاسلام قرائتی قصد حضور در انتخابات مجلس را دارد. آیت الله محمدی با این که به هیچ وجه در حین تدریس به مسائل سیاسی ورود پیدا نمی کرد، یک روز لا به لای بحث، به ان شایعه اشاره ای نمود و فرمود: صندلی مجلس هیچ وقت خالی نمی ماند؛ اما معلوم نیست جای امثال قرائتی را بشود به این راحتی و زودی پر کرد.

 حاج مهدی سعادتی ظرفیتی خاص و برجسته برای مدیریت و هدایت گری جریان های فعال فرهنگی را در سطح استان دارا می باشد. این ویژگی در وجود هر کسی پیدا نمی شود و ممکن است فراز و نشیب های اجتناب ناپذیر ایام انتخابات، صدمه ای جبران ناشدنی به شخصیت کم نظیر این فرمانده وارسته جبهه های نظامی و فرهنگی وارد آورد. از این رو پیشنهاد می شود سردار سرو قامت ما رایزنی های گسترده تری را برای اتخاذ تصمیم نهایی در خصوص ورود به عرصه رقابت های سیاسی با نخبگان فکری و فرهنگی جبهه انقلاب انجام دهد.  

  • سیدحمید مشتاقی نیا