اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۳۱ فروردين ۹۷، ۱۷:۴۹ - ALI DARBANI
    +
  • ۳۱ فروردين ۹۷، ۱۷:۴۸ - ALI DARBANI
    ممنون
  • ۳۱ فروردين ۹۷، ۱۷:۴۷ - ALI DARBANI
    ممنون

پرنده تر ز مرغان هوایی

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۶:۲۱ ق.ظ

سال 61 در عملیات محرم با شهید حسن محمودنژاد در گردان محمّد رسول الله (ص) تیپ17 علی ابن ابی طالب (ع) بودم.

وسط عملیات رو کرد به من و گفت: شیخ! تا به حال حمام رفته ای؟ گفتم: بله، چطور؟!

گفت: کیسه کشیده ای؟ گفتم: بله.

گفت: چه احساسی داشتی؟ گفتم: احساس سبکی!

گفت: من چنین احساسی دارم.

اندکی مکث کرد. دوباره گفت: شیخ! تا به حال حمام رفته ای؟ گفتم: بله، همین الان پرسیدی!

اعتنایی نکرد. گفت: آیا پس از شست و شو، بوی خوشی حس کرده ای؟ گفتم: بله.

گفت: من الان چنین حسی دارم.

باز مکث کرد و پرسید: شیخ! تا به حال حس کرده ای که می خواهی پروازکنی؟

نگران شدم. گفتم: نکند می خواهی پرواز کنی؟

گفت: بله من چنین حسی دارم.

طولی نکشید درست دو ساعت بعد از شروع مرحله چهارم عملیات محرم با رمز ( یا زینب س ) ترکشی به نخاع گردن او اصابت کرد. او را به عقب بردند و بعد از چند روز در بیمارستان آیت الله کاشانی اصفهان به درجه شهادت نایل شد.

حجه الاسلام زارعی یزدی  ( همرزم شهید )

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی