اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گام دوم انقلاب اسلامی» ثبت شده است

هم استقلال، هم پیروزی!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۸، ۱۰:۲۸ ق.ظ

 

آزادی را هر کس با هر عقیده و دین و باوری به نوعی تعریف کرده است؛ اما با هر دین و آیین و مذهبی نمی توان یک چارچوب عقلی را در تعریف آن نادیده گرفت: آزادی تا جایی مقبول است که منافی آزادی دیگران نباشد. کسی نمی تواند با سنگ بزند شیشه خانه مردم را بشکند و بگوید آزادی است! لخت و عور بپرد وسط خیابان و بگوید به خودم مربوط است! هر جای دنیا تجاوز به حریم رفتاری و فکری و بصری دیگران را منافی با آزادی و به معنای ولنگاری می شمارند.

شعار استقلال و آزادی جمهوری اسلامی در بُعد فردی به معنای آزادی اندیشه و انتخاب است و یک فرد تا جایی که منافع و آزادی جامعه را نقض نکند حقوق فردی خود را به معنای واقعی در اختیار دارد.

همین شعار در بُعد اجتماعی آن به معنی سلطه ناپذیری و تقابل با زورگویی زیاده خواهان است. ملتی که استیلای حاکمیت های بیگانه را بپذیرد عملا در ذلت و خواری به سر برده و شخصیت خود را لگدمال می بیند. انسان حیوان نیست و بالاترین سرمایه اش فراتر از خورد و خوراک و پوشاک و ... شخصیت و حرمت اوست که خدشه بر آن را تاب نمی آورد.

یکی از بالاترین دستاوردهای انقلاب اسلامی که در تاریخ این سرزمین، کم نظیر بوده است ایستادگی در مقابل زورگویی بیگانگان و مقابله با تعدی دشمنان در همه ابعاد نظامی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است:

" استقلال ملّی به معنی آزادی ملّت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرتهای سلطه‌گر جهان است. و آزادی اجتماعی به‌معنای حقّ تصمیم‌گیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه‌ی افراد جامعه است؛ و این هر دو از جمله‌ی ارزشهای اسلامی‌اند و این هر دو عطیّه‌ی الهی به انسانها‌یند و هیچ کدام تفضّل حکومتها به مردم نیستند. حکومتها موظّف به تأمین این دو اند. منزلت آزادی و استقلال را کسانی بیشتر میدانند که برای آن جنگیده‌اند. ملّت ایران با جهاد چهل‌ساله‌ی خود از جمله‌ی آنها است."1

1- بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جمهوری اسلامی، حلوا یا کیک تولد؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ۱۰:۰۰ ق.ظ

See the source image

 

شما یادتون نمیاد. اولین روزای اول پیروزی انقلاب می گفتن انقلاب دووم نداره، امروز فرداست که طرفدارای اعلی حضرت بریزن تو خیابونا و کشور رو از اینا پس بگیرن. چن ماه گذشت گفتن آمریکا که دست دست نمی کنه رژیم تو چنگ آخوندا بمونه. چن تا کودتا شد و این طرف اون طرف کشور خلق عرب و کرد و ترک و بلوچ و ترک و از این بازیا در اومد و ترورها شروع شد، گفتن دیدید دیدید کار دیگه تمومه! یکی دو ماه دیگه اینا فرار می کنن میرن خارج. جنگ که شد و چن تا شهر مرزی سقوط کرد و فرودگاه مهرآبادو زدن پوزخندای اینا شروع شد که دیگه باید فاتحه نظامو خوند. محاصره اقتصادی و تحریم های کمرشکن و صف طولانی ارزاق، واسه بعضیا عروسی بود. گفتن ثانیه های آخر عمر نظامه. مردم دیگه طاقتشون طاق شده دلشون می خواد آمریکا برگرده. جنگ تموم شد و تهاجم فرهنگی اومد وسط. گفتن بازسازی کشور جنگ زده خرج داره. گرونی باعث سقوط نظام میشه. جوونها هم که دیگه قرتی شدن و از نظام فاصله گرفتن و ....

بگذریم.

کیک تولد چهل سالگی نظامو هم خوردیم رفتیم تو چهل و یک. پیر برنای ما گفت: این تازه اول راه بود. این چهل سال شد یه قدم. حالا یاعلی بگین بریم سر گام دوم، جوونا آستینا رو بالا بزنن و بیان وسط میدون.

الان اونا میگن نباید بذاریم ایران هسته ای بشه، نباید ماهواره بفرسته فضا، ایران نباید تو سوریه و لبنان و یمن و کشمیر و نیجریه و ... باشه. ایرانو باید از آمریکای لاتین زد عقب.

....

عه! چی شد عزیزم؟ نظام که داشت سقوط می کرد!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک، دو و ...!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۸، ۱۱:۵۲ ق.ظ

 

رشد و حرکت، نشانه حیات و زندگی است. سلول های بدن موجود زنده، اگر از بین برود به واسطه سلول های دیگر دوباره بازسازی و جایگزین می شوند تا منظومه اجزای آن بی نقص و مستدام بماند.

کسی که از جا برخاسته، قدم بر می دارد و راه می رود، موجود زنده ای است که علاوه بر ویژگی هایی چون رشد و حرکت، هدف دارد و با انگیزه و نشاط و پرهیز از خمودگی و عزلت، به راه خود ادامه می دهد.

انقلاب اسلامی، هدف نیست برای همین است که توقف در آن معنا ندارد. ما انقلاب نکردیم برای آن که انقلاب کرده باشیم، انقلاب آمد برای گشودن راهی نو به سمت کمال و تحقق انسان الهی و حیات طیبه بشری در پهنه گیتی.

گام دوم انقلاب به خودی خود ثابت می کند که نشستن برای یک عنصر انقلابی بی معناست و تکلیف، ساقط شدنی نیست. برای دستیابی به تمدن اسلامی و صلح جهانی و حاکمیت عدالت و فطرت، انقلاب اسلامی تازه در آغاز راه خود قرار دارد. جوان انقلابی با نشاط و انگیزه و هدف، آرمان عدل و کمال و انسانیت را استمرار می بخشد. گام دوم انقلاب هم گام آخر نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چاه و راه!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۸، ۱۱:۱۷ ب.ظ

See the source image

 

امام(ره) شکست امپراتوری شوروی را پیش بینی کرده بود و در نامه تاریخی خود خطاب به گورباچف، هشدار داد که پشیمانی از سیاست های کمونیسم نباید موجب فرار به سمت فرهنگ سرمایه داری و اباحه گری غرب شود:

"شما اگر بخواهید در این مقطع، تنها گره های کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه داری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعه خود را دوا نکرده اید، که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند."

رهبری جماهیر شوروی به این تذکر خیرخواهانه توجهی نشان نداد و اصلاحاتی را با رویکرد به سمت نظام سرمایه داری و غرب زدگی آغاز نمود. کنترل این روند از دست او خارج شد و با روی کارآمدن یلتسین که گورباچف در کتاب خاطرات خود از او با صراحت به عنوان فردی فاسد یاد می کند، مردم شوروی در رنجی بدتر از قبل گرفتار آمدند:

"اوضاع کنونی جمهوری های شوروی سابق موجب نگرانی و دلتنگی من شده است. اقتصادهای از هم پاشیده، مناقشه های مسلحانه، تجاوز، جنایت و نقض آشکار حقوق شهروندان و اقلیت ها. این بهایی است که باید بابت سیاست بی ملاحظه سیاستمداران جاه طلبی که جامعه و کشور را از مسیر اصلاحات به جاده آشفتگی های بزرگ سوق دادند، پرداخت شود."1

همان پیر خردمندی که خطر فروپاشی شوروی و خطر بدتر از آن یعنی غلتیدن در دامان غرب را به رهبر جماهیر گوشزد کرده بود، راه نجات را نیز در همان نامه تاریخی به او متذکر گردید:

"باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسأله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خدا است، همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن بست کشیده و یا خواهد کشید. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است."

بی تردید فلسفه گمراهی و فروپاشی ملت ها و دولت ها فرار از حقایق عالم و بی اعتنایی به اصل خداباوری و فطرت گرایی است که جوامع بشری را گاه در ورطه حیوانیت سوق می دهد. صلح و اتحاد فراگیر جهانی تنها در گروی اعتقاد به توحید و محوریت اخلاق محقق خواهد شد. توحید، مخرج مشترک همه ادیان الهی و فطرت های زلال انسانی است که مغفول و مهجور واقع شده است. وقتی انسان ها هدف واحدی را دنبال کنند، همگرایی و اتحاد در بین ملت ها تبلور یافته و در غیر این صورت، منفعت گرایی و سودجویی و تجاوزگری آسایش و آرامش را از مردم سلب نموده و جوامع بشری را در مقابل یکدیگر قرار خواهد داد.

1- خاطرات میخاییل گورباچف، ترجمه فریدون دولتشاهی، ص44، انتشارات اطلاعات

  • سیدحمید مشتاقی نیا

زیانی که هم مادی است هم معنوی!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ۰۶:۵۶ ب.ظ

See the source image

 

بعضی ها می گویند چه اشکالی دارد برویم با آمریکا مذاکره کنیم؟ حرف زدن که اشکال ندارد؟ مگر مدعی نیستیم حرف ما منطقی و مستدل است؟ خوب می رویم پای میز مذاکره، حرف های خود را بیان می کنیم و منطق مان را به کرسی می نشانیم!

 

این وسط یک مغالطه ای صورت گرفته است. منطق ما در مواجهه با دشمن، روشن و مستدل است. نکته این جاست که مذاکره، مناظره نیست. ما باید منطق خود را به گوش دشمن برانیم. اصلاً همه مردم دنیا باید بدانند که جمهوری اسلامی چه راهی را در پیش گرفته، حرف تازه اش چیست و چرا جهانخواران با او سر جنگ دارند؟

اما مگر ابلاغ منطق و حقانیت جمهوری اسلامی منوط به حضور در میز مذاکره و اتاق های در بسته است؟ حرف خود را باید از طریق رسانه ها به جهانیان و دوست و دشمن برسانیم. اگر دشمن مدعی آزادی بگذارد، خوب است اندیشمندان اسلامی و انقلابی در حضور اندیشمندان دنیای کفر با استفاده از ظرفیت غول های رسانه ای استکبار به بررسی مبانی انسانیت و شرافت از منظر اسلام و غرب بپردازند تا منطق دین و حقانیت انقلاب اسلامی بر همگان روشن شود. این اتفاق البته در موارد معدودی در گوشه و کنار جهان به وقوع پیوست که با توجه به تبعات مثبت آن در جذب مستضعفان عالم به سوی جمهوری اسلامی، غرب به استمرار و تکرار آن روی خوش نشان نداد.

میز مذاکره اما در حقیقت، میز معامله است. دشمنی در قواره آمریکا که در هیچ جای دنیا حتی به دوستان و سرسپردگان خود هم وفادار نبود و به اقتضای منافع خویش، عناصر همسوی کاخ سفید را نیز ذبح نمود، چگونه می تواند پای میز معامله، منافع کشوری چون جمهوری اسلامی را تأمین نماید؟ حافظه ملت ایران هیچ گاه جریان کودتای 28 مرداد و خیانت ایالات متحده به خوشبینی های دکتر مصدق را از یاد نخواهد برد.

رهبر معظم انقلاب با اشراف بر تاریخ روابط آمریکا با کشورهای دنیا و خوی استثمارگرانه ایالات متحده در مواجهه با ملت های مستضعف و رویکرد آمریکا در چپاول کشورها و خیانت به حکومت های مستقل، تجربه تلخ حاکمان وابسته را چراغ راه آیندگان می داند:

در مورد آمریکا حلّ هیچ مشکلی متصوّر نیست و مذاکره با آن جز زیان مادّی و معنوی محصولی نخواهد داشت.1

 

 

1- بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شما مطیع باش نمی خواهد فدایی شوی!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۸، ۰۵:۴۹ ب.ظ

در دیدار اخیر هیات دولت با مقام معظم رهبری، رییس جمهور مثل گذشته باز هم نشان داد که دولت، عرصه سیاست و دیپلماسی را محور فعالیت های خود دانسته و همچنان نگاهش به بیرون است و امیدوار است به گفتگو، البته این بار با کشورهای چهار بعلاوه یک!

در همین دیدار رهبر معظم انقلاب برای چندمین بار در سالهای اخیر تأکید فرمود که اولویت برای دولت باید اقتصاد باشد و فرهنگ.

تمام این سال ها حسن روحانی در امور مختلف نشان داد که نظراتی متغایر با مطالبات مقام معظم رهبری را پیگیری می نماید.

اخیراً یکی از علمای قم فرمود اگر یک نفر در این کشور فدایی مقام معظم رهبری باشد همین جناب حسن روحانی است!

ضمن عذرخواهی از ساحت فداییان حقیقی اسلام و ولایت از جمله شهدای غریب مدافع حرم، هسته ای و ... بابت این نوع تعابیر توسط چهره های سیاسی، بر فرض صحت ادعای گوینده، لازم به تأکید است که مهم تر از فدایی بودن برای رهبری عزیز، اطاعت از رهبری و حرکت بر مدار گفتمان و خط و مشی تعیین شده ایشان و ایستادگی بر سر آرمان های اسلام و انقلاب اسلامی است.

باز هم در این باره خوب است زندگی شهدای گرانقدر مورد بررسی صاحبان تریبون قرار بگیرد تا معنی فدایی بودن را در لحظه به لحظه زندگی این عزیزان درک و لمس نمایند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اقتضای طبیعتش این است!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۸، ۰۷:۴۰ ق.ظ

پنج مرداد، سالروز عملیات مرصاد در سال 67 است.

پنج مرداد، سالروز مرگ شاه در سال 59 است.

چهارم مرداد هم سالروز مرگ رضاشاه در سال 23 است.

قطعنامه 598 در 27 تیر 67 از سوی ایران پذیرفته شد؛ اما عملیات مرصاد نه روز بعد از آن ثبت شده است. چرا؟ برای این که بعد از پذیرش قطعنامه سازمان ملل از سوی ایران، دشمنی که ادعای صلح دوستی و تمایل به اتمام جنگ داشت به ناگاه با تمام قوا به کشورمان حمله ور شد. در جنوب تا آسفالت جاده اهواز پیشروی کرد و در غرب تا سی کیلومتری شهر کرمانشاه.

مرصاد عبرتی شد که بدانیم دشمن، قابل اعتماد نیست و به اقتضای ذات خود همواره درصدد دشمنی است.

رضاشاه با حمایت دشمنان این مرز و بوم به قدرت رسید و دلش خوش بود که اجانب پشتیبان او هستند. مدتی بعد او توسط همان ها خلع و تبعید شد و در غربت جان سپرد.

پسرش محمدرضا خیانت و نامردی اجانب در حق پدر را دید و عبرت نگرفت و باز روی حمایت دشمنان ملت حساب باز کرد و ... سال ها بعد در غربت و در به دری در حالی که ایالات متحده به عنوان اصلی ترین پشتیبان او هم دیگر حاضر نبود پناهش دهد در قاهره جان سپرد.

اگر از تاریخ عبرت نگیریم، خودمان عبرت تاریخ خواهیم شد. امروز عرصه ستیز دشمن با ملت ما، جنگ اقتصادی است. اگر روی پای خود نایستیم و یاعلی نگوییم و دلمان را به روابط اقتصادی با اجانب خوش کنیم دیر یا زود به شهادت مکرر تاریخ، زمین خورده و جفا خواهیم دید. آن وقت با این همه درس عبرت که جای هیچ توجیهی برای وابستگی باقی نگذاشته، آیندگان حق خواهند داشت ما را ملامت کنند. یادمان نرود حمایت از تولید ملی و اقتصاد مقاومتی، ضامن استقلال و امنیت میهن مان است. استقلال در اقتصاد، شرط اقتدار یک کشور است.

این که دشمن، دشمنی بورزد عجیب نیست. عجیب این است که ما سهل انگاری ورزیده و به جای اتکا به توانایی های خود به دست یاری او چشم بدوزیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

انقلاب، جاری است!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۵۴ ب.ظ

گام دوم انقلاب اسلامی، نیازمند حاکمیت تفکری در عرصه های مختلف مدیریتی است که فارغ از منافع شخصی و جناحی، بازخوانی مبانی انقلاب و حرکت خروشان در مسیر اعتلای ارزش های دینی را وجهه همت خویش بداند.

انقلاب، انقلابی جوان و پویاست که فرسودگی و توقف در آن راه نداشته و با عزم جوانان غیوری که تأسی از سیره شهدا را راهبرد حرکت انقلابی خویش می دانند، قله های عزت و افتخار را در راستای تحقق آرمان های اسلام و منویات مقام معظم رهبری خواهد پیمود.

در این مسیر سخت اما نورانی و مقدس، آنانی که از تداوم آرمان های انقلاب خسته شده و لبخند غرب را کعبه آمال خویش دانسته و زراندوزی و رفاه طلبی بر مذاقشان سازگار آمده است، توان همراهی نداشته و اقدام به مانع تراشی و سنگ اندازی می نمایند.

پخش سریال تلویزیونی گاندو، نمونه ای از حرکت مؤمنانه جوانان این مرز و بوم در تحقق گام دوم انقلاب بود که خواب اهل تزویر را آشفته ساخت. دلدادگان غرب که حضور مقتدرانه جوانان مومن انقلاب را بر نمی تابیدند در انتقام از سازمان صدا و سیما تصمیم به قطع بودجه آن گرفتند تا به زعم خود سازندگان این مجموعه جذاب و انقلابی را تنبیه نمایند!

حضور مؤمنانه جوانان در عرصه احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر نیز جلوه دیگری از رویش های انقلاب اسلامی است که مقوّم گام دوم انقلاب بوده و استمرار مسیر حق طلبی و عدالت خواهی را تضمین می نماید. افشای ماهیت چپاولگران بیت المال و مفسدان فرهنگی و اجتماعی که هر یک چون موریانه ای پایه های این نظام مقدس را سست نموده و اعتبار و سلامت آن را مخدوش می سازند نوید بخش حرکت عظیمی است که انقلاب اسلامی را به عنوان نظامی مطلوب، مردمی و سالم به آرمان نجات مستضعفان نزدیک می سازد. به رغم تأکید ریاست محترم و انقلابی قوه قضاییه، حضرت آیت الله رئیسی مبنی بر حمایت قاطعانه از مجاهدان عرصه مبارزه با مفاسد اقتصادی و اجتماعی و پشتیبانی از نیروهای متعهدی که در راستای فریضه نهی از منکر به افشای جریان های خزنده و مرموز می پردازند، گاه دیده می شود بعضی مدیران میانی که می دانند مفاسد امروز نتیجه سهل انگاری و مماشات و ناتوانی خودشان است بیشتر از آن که دنبال تنبیه خاطیان و برخورد با مفسدان باشند، دغدغه مجازات افشاگران مفاسد را دارا هستند! حرف حساب این قشر از مدیران و دادستان ها این است که: اگر ما نمی توانیم و یا نخواستیم که با مفاسد برخورد کنیم، کسی حق ندارد این ضعف و خیانت ما را متذکر شده و اسباب زحمتان را فراهم آورد!

ضمن قدردانی از تدابیر انقلابی ریاست محترم دستگاه قضا که با حمایت از جوانان دلسوز انقلاب و نیز برخورد تاریخی با بعضی مدیران ارشد و فاسد قوه قضاییه نور امید را بر دل ولی نعمتان انقلاب تابید و قطار دستگاه قضایی نظام را به ریل اصلی خود بازگرداند، از بعضی دادستان های تنبل و ناکارآمد انتظار می رود چنان که نمی توانند با حرکت جدید این دستگاه در مواجهه با عناصر مفاسد اقتصادی و اجتماعی همراهی نمایند، عرصه مسئولیت و مدیریت را رها نموده و بیش از این با مانع تراشی بر سر راه عناصر مومن، به نظام و انقلاب اسلامی آسیب نرسانند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چرا گاهی تصمیمات نظام برخلاف رویکرد انقلاب است؟!!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۸، ۰۵:۴۰ ب.ظ

صحبت های صریح محمدحسین صبوری در دیدار با مقام معظم رهبری:

ماجرای تصویب برجام به ما آموخت که بدون آزادی، حتی از استقلال و دین نیز نمی‌توان دفاع کرد. در آن روز‌ها دولت، شهرداری و در آن مورد خاص سپاه پاسداران با استناد به اینکه رهبری و نظام موافق برجامند، از برگزاری همایش اعتراضی در ۲۰۰ سالن هماهنگ‌شده در تهران جلوگیری کردند و جریان انقلابی هیچ روزنه‌ای برای رساندن صدای اعتراض، جز تشییع جنازه شهدا و اجتماع مقابل مجلس نداشت.

 البته بعداً هم در همین دیدار با نقد حضرت‌عالی روبرو شده و طبق معمول، رسانه محافظه‌کاران و غرب‌گرایان «عتاب رهبری به جوانان انقلابی» را ضریب ویژه دادند؛ در هشت سال جنگ تحمیلی، هم با دشمن روبروی مان جنگیدیم، هم با امثال بنی صدر‌ها؛ که در دل نهاد‌های تصمیم گیر برای کشور، برخلاف منافع ملی عمل می‌کردند!

در صنعت «تفسیر به رأی» چنان پیشرفت داشته ایم که برخی آقایان با استفاده از انتساب به رهبری معظم، جمع بندی خود و جناح شان از مسائل کشور را به عنوان «جمع بندی دفتر رهبری» طرح و خط خودشان را به نام «حزب الله» منتشر می‌کنند. بهتر نیست وقتی ولی فقیه خودش را در معرض پاسخگویی قرار می‌دهد، مسئولان بیت نیز از مصونیت انتساب به رهبری بیرون آمده و پاسخگوی عملکرد خود باشند؟

حضرت آقا؛ هربار که موضوعی برای کشور حیثیتی شده که نتیجه‌اش را مستقیماً در سرنوشت انقلاب اسلامی مؤثر می‌دانیم، با حربه‌ مشترکی مواجهیم، که نامش را می‌گذارند «تصمیم نظام»! سؤال ما این است که دقیقاً این نظام چیست؟ که اتفاقاً تصمیماتش اکثراً برخلاف مشی انقلاب، منافع ملی و سخنان رهبری از آب در می‌آید؟!

برخی اشخاص و جریانات به حرفه‌ای‌ترین شکل ممکن از فرمان «جوانگرایی» برای بازتولید سیستم مرید پروری استفاده می‌کنند. محدودسازی این دستورالعمل به عموزاده‌ها، خاله‌زاده‌ها، دایی‌زاده‌ها و آقازاده‌های دهه شصتی، منجر شده تا به‌جای جذب احمدی‌روشن‌ها، برخی جوانان فرصت‌طلبِ منتسب به اشخاص، احزاب و باند‌ها یک شبه به رشد آسانسوری برسند!

 ایراد ریشه‌ای‌تر را در «محافظه‌کاری» و وجود عناصر «محافظه‌کار» می‌دانیم، نه صرفاً مُسن؛ لذا اگر قرار باشد ۳۰ ساله‌های رانتی جای مُسن‌ها را بگیرند، عملاً نه تنها کارآمد‌تر نخواهیم شد، بلکه محافظه کارانِ جوان توان بیشتری برای مقاومت در برابر تحولات مثبت خواهند داشت؛ ضمن این‌که خوب است مدل صحیح جوان‌گرایی را از دفتر رهبری آغاز کنید تا برای سایر نهاد‌ها الگو شود، استدعا داریم به شرح چارچوب درستِ استفاده از جوانان نیز برای مسئولین نظام بپردازید.



متن کامل:

http://iusnews.ir/fa/news-details/313005/%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%7C-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B2-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF/


  • سیدحمید مشتاقی نیا

این رتبه اول را نمی خواهیم!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۸، ۰۵:۰۰ ب.ظ

"لایکلف الله نفساً الا وسعها" فقط به این معنی نیست که خداوند انجام تکلیفی که در طاقت ما نباشد را انتظار ندارد. البته یک معنایش قطعاً همین است که مثلاً کسی که توان ایستادن ندارد، واجب نیست نمازش را ایستاده بخواند، باید بنشیند و ...

اما کسی که توان ایستادن دارد هم نباید نماز را نشسته بخواند. این معنای دیگر عبارت "لایکلّف الله نفساً الا وسعها" است.

ما بابت امکاناتی که در اختیار داریم باید پاسخ گو باشیم. شکر نعمت های الهی، بهره گیری به جا و صحیح آن است. کسی که می تواند ده کار خوب انجام بدهد، نباید به انجام یکی دو کار خوب قانع باشد.

یکی از تکان دهنده ترین جملات مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در همین باره است:

"گفته شده‌ است که ایران از نظر ظرفیّت های استفاده‌نشده‌ طبیعی و انسانی در رتبه‌ اوّل جهان است. بی شک شما جوانان مؤمن و پُرتلاش خواهید توانست این عیب بزرگ را برطرف کنید."

ایران مستعد پیشرفت است. باید از وسعت امکانات مادی و معنوی خود نهایت بهره را برای رشد کشور گرفته و ظرفیت های موجود را قدر بدانیم.

خدمات و پیشرفت هایی که در جمهوری اسلامی به رغم همه موانع و مشکلات صورت گرفته با هیچ یک از دوره های تاریخ این کشور قابل قیاس نیست؛ اما باید فهرستی از کارهای بر زمین مانده و ظرفیت های دست نخورده را نیز تهیه کرد و در راه بهره گیری مناسب از آن همت نماییم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

رونق اقتصادی نیازمند کار فرهنگی است

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۸، ۰۸:۴۱ ب.ظ

رونق اقتصادی، راهکار نجات کشور از وابستگی و مسیر پیشرفت و توسعه این مرز و بوم است.

یک کشور با اقتصاد قوی و مستقل می تواند در قبال همه فشارها و تحریم های دشمنان مقاومت نشان داده و اهداف و آرمان هایش را پیش ببرد.

در این بین باید دقت داشت که رونق تولید ملی به عنوان شرط اصلی رشد اقتصادی ممکن است با موانعی مواجه باشد که برای رفع آن باید چاره ای اندیشید و به بعضی ضرورت ها توجه نشان داد:

·         واردات بی رویه کالای خارجی که مشابه داخلی دارد، سمّی مهلک برای حیات اقتصادی کشور است.

·         با قاچاق کالا باید مقابله ای جدی صورت بپذیرد.

·         بی کیفیتی در بعضی تولیدات داخلی، منجر به بی اعتمادی نسبت به محصولات ساخت کشور می شود.

·         سیاست های بانکی و اقتصادی کشور باید دارای ثبات بوده و از تولیدکنندگان و صادرکنندگان حمایت نماید.

·         فرهنگ حمایت از تولید داخل باید در سطح جامعه گسترش پیدا کرده و مردم باور کنند که اگر از بیکاری جوانان گله دارند باید به مصرف محصولات داخلی اهتمام بیشتری نشان بدهند. مردم باور کنند که پیشرفت و رفاه کشور در گرو نشاط و استقلال اقتصادی است.

·         تفاخر به خرید کالای خارجی و برندهای معروف، فرهنگی ویرانگر در راستای نابودی اقتصاد کشور است.

·         تن دادن به کارهای سخت و روحیه خودباوری به منظور ورود به عرصه های دشوار تولید اعم از صنعتی و کشاورزی باید به عنوان یک افتخار و باور در جامعه ترویج شود.

·         مفاسد اقتصادی، ناامیدی را در فعالان عرصه تولید دامن خواهد زد.

·         سرمایه های خرد و کلان نباید در مسیرهای بیهوده و گاه مضرّ مثل دلالی و یا سرمایه گذاری های غیر مولّد مانند خرید املاک و ارز و ... به کار گرفته شود. در این خصوص به مشوّق هایی برای ترغیب مردم به سرمایه گذاری های سالم نیازمندیم.

با این وصف به نظر می رسد رونق تولیدات داخلی، نیازمند تقویت مولفه هایی چون اندیشه و فرهنگ در مسئولان و مردم است.


  • سیدحمید مشتاقی نیا