اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۲۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انقلاب 1440 ساله» ثبت شده است

این هم بخشی از تاریخ انقلاب است

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۵ مهر ۱۳۹۸، ۰۸:۰۱ ب.ظ

انقلاب هنوز زنده است اما دولت ها هنوز به پای انقلاب نرسیده اند. این معنای دو وجهی است که برای اردوهای جهادی در چهل و یکمین سال عمر انقلاب قائلم.

متن زیر را از وبلاگ افراطی عینا کپی کردم. کلمات این متن برگرفته از عمق باور و اخلاص جماعتی است که خدا را برای خدا می خواهند. آنچه در این سطور می خوانید و در تصاویر می بینید بخشی از حقیقت تاریخ انقلاب است که باید به دست نسل های بعد برسد:

 

 

خشت آخر

خاطره ی اردوی جهادی

تومور مغزی داشت و رد عمیق بخیه ها از بین ابرو هاش تا فرق سرش رفته بود و سرش شبیه زرد آلو به دو قسمت تقسیم شده بود.

می گفت وقتی سیل اومد ، خونه که خراب شد هیچ ، همه ی وسایلمون هم خورد شد.

گفت : میخام پس فردا برم تهران

گفتم : برای چی؟ میری تهران برای کار؟

گفت : ای بابا ، کار کجا بوده ، من بیکارم ، میرم دکتر تا سرمو بزارم زیر برق (نمیدونم منظورش چی بود)

چون تشنج داشت نمی تونست بره سر کار ، حتی موتور هم نمی تونست سوار شه ، چون هر لحظه ممکن بود تشنج بیاد سراغش

یه پسر سه ساله هم داشت که یه هدیه کوچیک بهش دادیم.

مادر خانمش هم باهاشون همونجا بود ، مادر می گفت کلیه هام عفونت داره ، یکی از چشم هاش هم کور بود.

بقیه در ادامه مطلب ...

این شرایط زندگی خانواده ای بود که ما تو اردوی جهادی خادمشون شده بودیم تا شاید مرحمی روی زخم هاشون گذاشته باشیم.

برای اردو دو سه تا از بچه های کم سن و سال رو هم برده بودیم. گویا دور از چشم ما جوون های بیل به کمر خورده ی محل ، درباره بسیج بدگویی کرده بودن و به این بچه ها گفته بودن برا چی میرید بسیج ...

ما هم تو جمع با صدای بلند گفتیم : بسیجی تو جنگ از پدرو مادر و زن و بچش جدا میشه و جون میده برا امنیت مردم ، تو سیل و زلزله از کار و زندگیش میزنه و میاد رایگان کارگری میکنه برا آسایش مردم ، اونوقت همین مردم بهش فحش میدن. خدا لعنت دولت مردای لیبرال رو که فقط به فکر خوش رقصی برای کدخدا هستن و جز دشمنی با شهدا و پاک کردن اسم و عکسشون از کوچه و خیابون و حمایت از بی حجابی و فتنه و ورزشگاه رفتن خانم ها وکنسرت و ... چیزی بلد نیستن و انگار نه انگار که مردم مشکل اقتصادی دارن و سیل اومده و خونه زندگی مردم داغون شده

وقتی دیدم بچه ها خسته شدن یه فکری به ذهنم رسید ، با خودم اسپیکر برده بودم یه گوشه آویزونش کردم و مداحی گذاشتم.

مشغول کار بودیم که صدای مداحی قطع شد با خودم گفتم حتما کار یه از خدا بی خبریه ، دستم بند بود نمیشد برم ببینم کار کیه. چند دقیقه بعد صدای بلند مداحی شور بلند شد. نگو همین بچه های خودمون اسپیکر رو  با بلوتوث وصل کرده بودن به گوشی خودشون.

عشق می کردن بچه ها ، با بیل هروله می کردن...

بناها کفشون بریده بود. ما بودیم و سه تا بنا و دیواری که به سرعت برق و باد میرفت بالا

 

اردوی جهادی

 

اصلا فکر نمی کردم این بچه ها اینجوری کار کنن...

 

وقتی دیدم داره بهشون فشار میاد کار رو ول کردم و رفتم سراغشون ، گفتم : اصلا به خودتون فشار نیارید و خودتون رو اذیت نکنید ، یهو یکی از بچه ها بدون اینکه حتی سرشو بلند کنه همین طور که مشغول بود گفت : نه آقا ، باید جهادی کار کرد...

وقتی میخواستیم اعزام بشیم ، پاسداره می گفت این بچه ها رو نبرید اینا نمی تونن و اذیت ، می شن. خلاصه بهمون ماشین نمی داد ، ما هم پراید خودمون رو آتیش کردیم . شاید باورتون نشه ولی هفت نفر سوار یه پراید مدل پایین کاربراتوری افتادیم تو جاده ، اونم پنجاه کیلومتر راه تا مقصد ...

آخر کار وقتی می خواستیم بر گردیم ، یه روحانی اومد اونجا ، خسته نباشید گفت و شروع کرد به وعده وعید الکی دادن ، بهش گفتم حاجی ،گوش ما از این وعده ها پر شده ، کار باید برای خدا باشه ، برو و نیت بچه هامون رو خراب نکن.

البته خدا خیلی خوش معامله است ، اگه با خدا معامله کنی مطمئن باش ضرر نمی کنی از نظر اطرافیان من خیلی ضرر کردم چون از سر کار مرخصی گرفتم و با ماشین خودم اینهمه نفر سوار کردم و رفتیم برای کارگری کردن مفت و مجانی و کلی هم خرج کردیم اما شاید باورتون نشه در اصل همه اش سود خالص بود حتی تو همین دنیا ، گویا مدیر عامل شرکت به همه کارکنان یه پاداش قابل توجه داده بود ، چندین برابر اون پولی که  تو اردو جهادی خرج کردیم.

یکی دیگه از رفقا هم برای جایی گزینش رفته بود و ردش کرده بودن. همون حین کار ، گوشیش زنگ زد و بهش گفتن بیا قبول شدی ، ما اشتباه کرده بودیم و بهت نمره اشتباهی داده بودیم فلان روز بیا کارات رو انجام بده.

صبح فردای بعد از تموم شدن اردوی جهادی ، به بچه ها زنگ زدم و احوالشون رو گرفتم ، با خودم  می گفتم حتما داغون شدن و الان میگن ما دیگه نماییم اینطور جاها... اما وقتی زنگ زدم حرف هاشون شنیدنی بود... تو صداشون خستگی که نبود هیچ ، انگار بمب انرژی بودن. یکیشون گفت : آقا ما مرد کاریم ، الان هم اومدیم باغ انگور چیدن... و میگفتن اردوی بعدی کی هست؟ خبر به سایرین هم رسیده بود و چند تا از بچه ها ناراحت بودن که چرا به ما خبر ندادید.


منبع:http://efrati94.blog.ir/

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حکومت در قلب دشمن!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۵۸ ق.ظ

حجت‌الاسلام علی‌اصغر صالح‌آبادی از آزادگان سرافراز سبزواری است که در دوران اسارت، تجربیات بسیاری را در کنار مرحوم ابوترابی کسب کرده است. ایشان پس از اسارت، داماد خانواده ابوترابی گردید و هم‌اکنون در شهر مقدس قم به فعالیت‌های علمی و اجتماعی اشتغال دارد. حجت‌الاسلام صالح‌آبادی در خصوص بعضی از ویژگی‌های مرحوم ابوترابی در دوران اسارت چنین می‌گوید: «ابوترابی به آنچه که می‌گفت، عمل‌ می‌کرد. تقوا و عبادت او به دل همگان می‌نشست. رفتارش با اسرا بسیار دوستانه بود. او با محبت‌های خود در قلب همگان حاکم می‌شد تا جایی که توانست بسیاری از اسرایی را که به دلیل فشارهای دوران اسارت و ضعف ایمان دچار تزلزل شده بودند، به جمع نیروهای‌ انقلاب بازگرداند. تدبیر ابوترابی کمک شایانی در حفظ وحدت و سلامت اسرا می‌نمود. اگرچه مرحوم ابوترابی شکنجه‌های بسیاری را تحمل کرد، اما به مرور بسیاری از سربازان بعثی و نیروهای وابسته به صلیب سرخ به شخصیت او علاقمند شدند و احترام ویژه‌ای برای ایشان قائل گردیدند.

شاید بتوان سلوک اجتماعی او در دوران اسارت را این‌گونه بیان کرد که می‌دید هر جا که مشکلی هست، آن‌جا حاضر می‌شد و سعی می‌کرد خلأهای موجود را با معنویت و محبت خود جبران نماید. او شبکه‌ای از مدیریت و رهبری را در اردوگاه‌هایی که حضور می‌یافت، تشکیل داده بود و حتی پس از آنکه از اردوگاه منتقل می‌شد، فردی را به عنوان جانشین خود برای هدایت فکری، مذهبی و سیاسی اسرا انتخاب می‌کرد. توصیه‌ها و نگاه مدبّرانه او به مقوله اسارت، باعث کنترل افراط‌ها و تفریط‌ها می‌گردید. رویکرد مدیریتی مرحوم ابوترابی توسط اسرایی که به اردوگاه‌های دیگر منتقل می‌شدند، در بین بسیاری دیگر از آزادگان نشر پیدا می‌کرد که بزرگ‌ترین ثمره آن، حفظ و تقویت سلامت اعتقادی و روانی اسرا بود. گاهی از برخی سربازان عراقی که تحت تأثیر اخلاق و رفتار انسانی حاج آقا ابوترابی قرار گرفته بودند، شنیده می‌شد که می‌گفتند اگر خمینی هم این‌گونه باشد، ما به او ایمان می‌آوریم. حاج آقا در پاسخ آنها می‌گفت: من یک شاگرد کوچک در مکتب امام خمینی هستم. شما او را ببینید چه خواهید گفت!»

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چرا گاهی تصمیمات نظام برخلاف رویکرد انقلاب است؟!!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۸، ۰۵:۴۰ ب.ظ

صحبت های صریح محمدحسین صبوری در دیدار با مقام معظم رهبری:

ماجرای تصویب برجام به ما آموخت که بدون آزادی، حتی از استقلال و دین نیز نمی‌توان دفاع کرد. در آن روز‌ها دولت، شهرداری و در آن مورد خاص سپاه پاسداران با استناد به اینکه رهبری و نظام موافق برجامند، از برگزاری همایش اعتراضی در ۲۰۰ سالن هماهنگ‌شده در تهران جلوگیری کردند و جریان انقلابی هیچ روزنه‌ای برای رساندن صدای اعتراض، جز تشییع جنازه شهدا و اجتماع مقابل مجلس نداشت.

 البته بعداً هم در همین دیدار با نقد حضرت‌عالی روبرو شده و طبق معمول، رسانه محافظه‌کاران و غرب‌گرایان «عتاب رهبری به جوانان انقلابی» را ضریب ویژه دادند؛ در هشت سال جنگ تحمیلی، هم با دشمن روبروی مان جنگیدیم، هم با امثال بنی صدر‌ها؛ که در دل نهاد‌های تصمیم گیر برای کشور، برخلاف منافع ملی عمل می‌کردند!

در صنعت «تفسیر به رأی» چنان پیشرفت داشته ایم که برخی آقایان با استفاده از انتساب به رهبری معظم، جمع بندی خود و جناح شان از مسائل کشور را به عنوان «جمع بندی دفتر رهبری» طرح و خط خودشان را به نام «حزب الله» منتشر می‌کنند. بهتر نیست وقتی ولی فقیه خودش را در معرض پاسخگویی قرار می‌دهد، مسئولان بیت نیز از مصونیت انتساب به رهبری بیرون آمده و پاسخگوی عملکرد خود باشند؟

حضرت آقا؛ هربار که موضوعی برای کشور حیثیتی شده که نتیجه‌اش را مستقیماً در سرنوشت انقلاب اسلامی مؤثر می‌دانیم، با حربه‌ مشترکی مواجهیم، که نامش را می‌گذارند «تصمیم نظام»! سؤال ما این است که دقیقاً این نظام چیست؟ که اتفاقاً تصمیماتش اکثراً برخلاف مشی انقلاب، منافع ملی و سخنان رهبری از آب در می‌آید؟!

برخی اشخاص و جریانات به حرفه‌ای‌ترین شکل ممکن از فرمان «جوانگرایی» برای بازتولید سیستم مرید پروری استفاده می‌کنند. محدودسازی این دستورالعمل به عموزاده‌ها، خاله‌زاده‌ها، دایی‌زاده‌ها و آقازاده‌های دهه شصتی، منجر شده تا به‌جای جذب احمدی‌روشن‌ها، برخی جوانان فرصت‌طلبِ منتسب به اشخاص، احزاب و باند‌ها یک شبه به رشد آسانسوری برسند!

 ایراد ریشه‌ای‌تر را در «محافظه‌کاری» و وجود عناصر «محافظه‌کار» می‌دانیم، نه صرفاً مُسن؛ لذا اگر قرار باشد ۳۰ ساله‌های رانتی جای مُسن‌ها را بگیرند، عملاً نه تنها کارآمد‌تر نخواهیم شد، بلکه محافظه کارانِ جوان توان بیشتری برای مقاومت در برابر تحولات مثبت خواهند داشت؛ ضمن این‌که خوب است مدل صحیح جوان‌گرایی را از دفتر رهبری آغاز کنید تا برای سایر نهاد‌ها الگو شود، استدعا داریم به شرح چارچوب درستِ استفاده از جوانان نیز برای مسئولین نظام بپردازید.



متن کامل:

http://iusnews.ir/fa/news-details/313005/%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%7C-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B2-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF/


  • سیدحمید مشتاقی نیا

چشمها را باید شست!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۸، ۱۱:۱۵ ق.ظ


زمینه سازی برای روی کارآمدن دولت جوان و حزب اللهی، نیازمند تغییر ذائقه جامعه از شکم پرستی به محوریت عرت نفس و مردانگی است. این تغییر ذائقه محتاج به کار فکری و فرهنگی است.

یادآوری اصول فطری خلقت انسان،

بازخوانی مبانی انقلاب،

افشای ماهیت پلید و عهد شکن غرب،

توجه به تجربیات تاریخ در ضرورت تکیه بر توان داخل و اجتناب از نگاه به بیرون

خنثی سازی جوّ رسانه ای معاندان

و...

جور دیگر باید دید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سنگ محک مدعیان!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۸، ۰۴:۵۵ ب.ظ

نهضت عاشورا یک پیام بزرگ برای تاریخ بشریت داشت. شعار "هیهات منّا الذله" یک رجز حماسی صرف نبود، تصویری از استراتژی آزادگان جهان بود که نشان داد عزت و پایمردی در راه حق به رغم همه فشارها و سختی ها راه ماندگار همه آنانی است که دل در گرو انسانیت و شرافت دارند.

هیهات منّا الذله را باید شاخص و معیاری برای سنجش میزان صحت ادعای مبارزان همه نهضت های عالم دانست. هر جا که با کفر و بی عدالتی سازشی صورت گرفت و عزت و رشادت و شرف، دستخوش معامله با اصحاب سلطه و ستم گردید، بدانید آزادی خواهی و استکبارستیزی و عدالت طلبی، شعار و بازیچه ای بیش نبوده است.

حسین بن علی علیه السلام را از این باب سرور آزادگان جهان لقب داده اند که همه داشته های مادی خود را در راه هدف و آرمان حق طلبی به قربانگاه عشق برد و در برابر زیاده خواهی دربار ظلم تا پای جان ایستاد و کمترین لغزشی از خود نشان نداد.

انقلاب اسلامی مردم ایران برخاسته از مکتب عاشوراست و هیهات منّا الذله، راهبرد خدشه ناپذیر آن در همه عرصه ها تلقی می شود.

"در تمام این چهل سال، تسلیم‌ناپذیری و صیانت و پاسداری از انقلاب و عظمت و هیبت الهی آن و گردن برافراشته‌ی آن در مقابل دولتهای متکبّر و مستکبر، خصوصیّت شناخته‌شده‌ی ایران و ایرانی بویژه جوانان این مرز و بوم به شمار میرفته است."1

این انقلاب در گامهای بعدی خود نیز متأثر از آموزه های نورانی نهضت عاشورا، بر مدار عزت طلبی و نفی سلطه اجانب و سازش ناپذیری با جبهه باطل حرکت نموده و استراتژی الهام بخش قیام اباعبدالله را شاخص همه جهت گیری های خود قرار داده و عدول از آن را انحراف از مبانی انقلاب اسلامی می داند.

1- مقام معظم رهبری، بیانیه گام دوم انقلاب

  • سیدحمید مشتاقی نیا

من و بی بی سی، همین الان یهویی!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۸، ۱۰:۱۳ ق.ظ

ما از بعضی کارهای مسئولین انتقاد میکنیم، بی بی سی هم انتقاد میکند.

ما انتقاد میکنیم که برسیم به اسلام، بی بی سی انتقاد می کند که برسیم به انگلیس!

فرق انتقاد ما با نق و نقدهای رسانه های بیگانه و ضدانقلاب در این است که ما معتقدیم هر جا اگر نقص و تعللی وجود دارد به خاطر فاصله گرفتن از ارزشها و عمل نکردن به دستورات اسلام است.

فرق انتقادی که دلسوزان نظام مطرح میکنند با آنچه که ذیل عنوان انتقاد؛ اما با رویکرد سیاه نمایی توسط عناصر خودباخته مطرح میشود در این است که ما منکر دستاوردها و پیشرفت ها نیستیم و یک تار موی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را به حکومتهای وابسته و اشرافی و فاسد نمیدهیم.

ما معتقدیم انقلاب اسلامی سرمنشأ پیدایش فرهنگ عدالتخواهی در جامعه است و در این راستا توانسته در یک دوره چهل ساله، قله هایی از رشد و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی و رفاهی و خدماتی و ... را فتح کند که با هیچیک از دوره های تاریخی این مرز و بوم قابل قیاس نیست و بر این باوریم که استمرار و مجاهدت در این مسیر، طعم برقراری و بسط عدالت در همه نقاط و عرصه ها را بیش از پیش بر کام مردم می نشاند.

آنچه تا کنون به رغم همه دشمنیها و مانع تراشیها در چهارچوب نظام اسلامی رخ داد چند سر و گردن از کارنامه همه سلاطین و حکمرانان این کشور بالاتر است؛ اما هنوز برای آنچه که باید ذیل پرچم مقدس اسلام محقق شود تلاشی همه جانبه نیاز است.

"نارضایتی این حقیر از کارکرد عدالت در کشور به دلیل آنکه این ارزش والا باید گوهر بی‌همتا بر تارک نظام جمهوری اسلامی باشد و هنوز نیست، نباید به این معنی گرفته شود که برای استقرار عدالت کار انجام نگرفته است. واقعیّت آن است که دستاوردهای مبارزه با بی‌عدالتی در این چهار دهه، با هیچ دوره‌ی دیگر گذشته قابل مقایسه نیست"1

1- مقام معظم رهبری، بیانیه گام دوم انقلاب

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نظام یا انقلاب؟ مسئله این است!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۸، ۱۰:۴۴ ق.ظ

بین انقلابی گری و انضباط اجتماعی منافاتی وجود ندارد. نظام اسلامی مبتنی بر انقلابی برخاسته از باورهای دینی مردم است. اگر انقلابی گری را مخل نظام بدانیم در حقیقت حاکمیت را از محتوا و درون مایه خود تهی نموده ایم. از سوی دیگر انقلابی گری منهای قانون نیز نظم حاکم بر جامعه را مختل می سازد.

انقلابی گری وجوه مختلفی دارد و لزوماً به معنای قانون شکنی نیست. انقلاب اسلامی روح نظام جمهوری اسلامی است و انقلابی گری، شرطی بایسته برای پشبرد اهداف آن.

به عبارت دیگر، انقلابی گری به عنوان یک روحیه و فرهنگ، نظام را از حالت رکود و سستی خارج نموده و نشاط مومنانه را در جهت دستیابی به تمدن نوین اسلامی و تحقق آرمانها تضمین می نماید.

در این راستا دو عنصر اساسی را باید وجه شاخص نیروهای انقلاب دانست:

1- دغدغه مندی

2- مسئولیت پذیری

یک نیروی وفادار و دلسوز انقلاب از بی تفاوتی به دور است و درد جامعه و کشور را درد خود می داند. مکمل این دردمندی و دغدغه، احساس مسئولیت و انگیزه برای ورود عملی به میدان بوده و تلاش از هر راه ممکن برای تقابل با کژی ها و رفع مشکلات و تحقق اهداف انقلاب از ویژگیهای آن است. سهم داشتن در انقلاب با سهم خواهی از انقلاب تفاوت دارد. ما همه در انقلاب اسلامی سهیم هستیم و در قبال حفظ و تقویت آن به سهم خود باید علاوه بر دغدغه و دلسوزی، گامی موثر در عرصه های مختلف برداریم. این معناست که رابطه بین انقلابی گری و نظام مندی را ضرورت میبخشد.

"انقلاب اسلامی پس از نظام‌سازی، به رکود و خموشی دچار نشده و نمیشود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمی‌بیند، بلکه از نظریّه‌ی نظام انقلابی تا ابد دفاع میکند."1

1- مقام معظم رهبری، بیانیه گام دوم انقلاب

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تیر خلاص!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۸، ۰۲:۵۰ ب.ظ

برای از بین بردن یک نظام مبتنی بر انقلاب، ایجاد تغییر در ماهیت و رویکرد آن و دگرگونی در سبک زندگی مردم، موثرتر از جنگ نظامی است.

مبانی اخلاقی در غرب با هنجارهای دینی و ملی ما فاصله دارد. بی حیایی و بی عفتی در زن و مرد یکی از مصادیق اخلاق غربی است.

تفکر لیبرالیسم اقتصادی مبتنی بر شکاف طبقاتی و خرد شدن کمر فقرا در چرخه ای است که جز به تأمین منافع سرمایه سالاران نمی اندیشد. مصرف گرایی یک ارزش شمرده می شود.

دین در اندیشه غرب تا جایی معتبر است که آزادی های فردی به معنای غریزه محوری را نادیده نگیرد.

تفکر غرب سیاست را بر مدار قدرت طلبی و منفعت طلبی استوار دانسته و دستیابی و حفظ آن را به هر قیمتی حتی اگر به ظلم و فساد و خیانت منجر شود مشروع می شمارد.

نفوذ مبانی فکری غرب در جامعه ای که قرار است با محوریت اندیشه اسلام حرکت نموده و آخرت گرایی، انسانیت و شرف و عرتمندی را یک ارزش دانسته و رفع محرومیت و عدالتخواهی را اولویتی غیرقابل اغماض محسوب نموده و با اشرافی گری و تجمل پرستی و فخرفروشی و خودمحوری و قبیله گرایی و پول پرستی به ستیز برخیزد، نتیجه ای جز تغییر ماهیت دینی جامعه و فروپاشی نظام اخلاقی و مکتبی و اجتماعی به همراه نخواهد داشت.

اهمیت تقابل با این نفوذ فرهنگی است که باعث شد رهبر معظم انقلاب جوانان را در گام دوم انقلاب به جهادی بزرگ و حساب شده فرابخواند:

"تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیانهای بی‌جبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همه‌جانبه و هوشمندانه میطلبد که باز چشم امید در آن به شما جوانها است."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک گام محکم

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۸، ۱۱:۲۴ ق.ظ

هجدهم اسفند 1375 مقام معظم رهبری در شهر اهواز به سخنان مهمی درباره گذشته و آینده کشور در عصر انقلاب اسلامی پرداخت. ایشان سه مرحله انقلاب، دفاع مقدس و سازندگی را از مراحل موفق و طی شده کشور قلمداد نمود و درباره مرحله بعدی انقلاب این گونه بیان داشت:

"اما قدم چهارمی که وجود دارد، نوسازی معنوی ایران است؛ یعنی استقرار عدالت اجتماعی به معنای کامل. البته این قدم چهارم هم برداشته شده است؛ منتها باید روز به روز شتاب بیشتری پیدا کند. در یک نظام اجتماعی، عدل از همه چیزها بالاتر و باارزشتر است. عدالت، هدف تشکیل نظامهای الهی وفرستادن پیامبران خداست. عدالت، از بین رفتن تبعیض و فقر و جهل و محرومیت و نادانیهای نفوذ و رسوب کرده در اذهان بخشی از مردم در گوشه و کنار کشور، چیزهایی است که باید انجام گیرد. ما اگر سازندگی را باز هم پیش ببریم، اما در جهت استقرار عدالت و از بین بردن تبعیض و ایجاد برابری حقوق و احیای کرامت زن و مرد مسلمان فعّالیتی نکنیم، موفقیّتی به دست نیاورده‌ایم. موفقیّت، آن وقتی است که بتوانیم معنویّت و دین و اخلاق و عدالت و معرفت و سواد و تواناییهای گوناگون را در میان جامعه مستقر کنیم."

آن ایام مصادف بود با تب و تاب رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری که در اوایل خرداد 96 رقم خورد و بعد با تغییر شرایط سیاسی کشور و بروز التهابات مختلف، توصیه مهم مقام معظم رهبری پیرامون قدم چهارمی که باید برداشته می شد یعنی نوسازی معنوی و استقرار عدالت اجتماعی در محاق فراموشی فرو رفت.

وظیفه رهبر، راهبری جامعه و ایجاد حرکت در راستای اهداف پیش رو و منع از توقف در رشد کشور و جامعه است به شرطی که دیگران هم به وظیفه خود عمل نموده و راهبردهای ایشان را تبیین نموده و به مرحله عمل برسانند.

الغرض؛ آمدیم و فعل و انفعالات اقتصادی و سیاسی کشور شبیه همان سال های نیمه دوم دهه هفتاد شد. ما وظیفه خودمان را بدانیم و نگذاریم هیچ هجمه و هیاهو و انحراف و فرع و حاشیه ای، راهبرد تعیین شده رهبری در برداشتن گام دوم انقلاب را تحت الشعاع قرار بدهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کارت را درست انجام بده!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۸، ۰۸:۱۳ ب.ظ

معروف است یک روز رسول اکرم(ص) مشغول مرمت قبر مومنی بود. کسی گذر می کرد و وقتی وسواس و دقت رسول الله را موقع کار کردن دید با تعجب پرسید: این همه حوصله و وسواس در مرمت یک قبر چه ضرورتی دارد؟ مدتی نگذشته دوباره گِل های سطح بیرونی آن فرو می ریزد و ...

پیامبر(ص) لبخندی زد و فرمود: رَحِمَ اللهُ امرَءً عَمِلَ عَمَلاً فَاَتقَنَه(۱)

خدا دوست دارد کاری که انجام می شود، کامل و محکم باشد.

رمز استقلال کشور، تقویت اقتصاد داخلی است که آن هم مبتنی است بر رونق تولید و حمایت از کالای داخلی. رونق تولید دو وجه دارد. یک عنصر مربوط می شود به حمایت مردم از کالای تولیدی کشورشان که تحقق این امر منجر به فعالیت بیشتر صنایع کشور و اشتغال زایی و بی نیازی از بیگانه و ... خواهد شد، یک وجه دیگر آن مربوط است به وجدان کاری تولیدکنندگان.

مطابق حدیث فوق، اسلام از تولیدگران خواسته کالای خود را با کیفیت بالا و بدون نقص ارائه بدهند. عقل نیز حکم می کند کالای بی کیفیت در نهایت مجر به بی رغبتی مشتری برای خرید آن خواهد شد.

در این میان علاوه بر فرهنگ سازی برای تولید کننده و مصرف کننده، ضرورت نظارت بیشتر از سوی نهادهای ذی ربط به منظور جلب اعتماد عمومی نسبت به رعایت استانداردهای تولید، بسیار ضروری به نظر می رسد.

۱ . الکافی،ثقة الاسلام کلینی، ج‏۳، ص۲۶۳.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ما می توانیم!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۸، ۰۸:۱۹ ق.ظ

بنی صدر می گفت: زمین بدهیم، زمان بگیریم! اعتقادی به نیروهای مردمی و سپاه نداشت. دست و بال ارتش را هم در مقابل تجاوز رژیم بعث بسته بود. معتقد بود نمی شود در خوزستان مقاومت کرد. بهانه می آورد امکانات کم است و نیروهای ما آمادگی لازم را ندارند.

بنی صدر که عزل شد، امام(ره) خودش فرماندهی کل قوا را برعهده گرفت. فرمان داد حصر آبادان باید شکسته شود. امام معتقد بود همه آحاد ملت وظیفه دفاع از کشور را برعهده دارند و مقاومت در مقابل دشمن، جهاد و دفاعی مقدس است.

حصر آبادان با پیشتازی نیروهای لشکر 77 ارتش شکسته شد. فتح بستان، فتح المبین، بیت المقدس و ... پشت سر هم رقم خورد و دشمن در بسیاری از مناطق به درون مرزهای خود عقب رانده شد.

نیروهای عمل کننده، همان نیروهای نظامی زمان بین صدر بودند. امکانات، همان امکانات بود. آنچه که در این میان تغییر کرد، نگاه "ما نمی توانیم" بود که تبدیل شد به باور "ما می توانیم".

گام دوم انقلاب نیازمند درس آموزی از این عبرت تاریخی و تقویت این باور سازنده و انقلابی است. محاصره اقتصادی و تحریم علمی و فشارهای سیاسی دشمن ممکن است زیاد باشد؛ اما اگر باورکنیم که با اتکا به خداوند و فرهنگ خودباوری و تکیه بر داشته های درونی خود می توانیم مشکلات را از پیش رو برداشته و در همه زمینه های اقتصادی و علمی و صنعتی و کشاوری و ... به استقلال برسیم، تحریم ها وفشارها تنها فرصتی برای ارائه نبوغ و شکوفایی استعدادهایمان خواهد بود. نگاه مردم مستضعف وآزادی خواه دنیا به ماست و عزت جمهوری اسلامی، الگوی مبارزه و خودباوری آنان خواهد بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا