اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۲۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام حسین» ثبت شده است

یک خط روضه

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۷ شهریور ۱۳۹۹، ۰۶:۴۳ ق.ظ

انگار بنا نیست سری داشته باشی

سر داشته باشی جگری داشته باشی

انگار بنا نیست که ای پیر محاسن

این آخر عمری پسری داشته باشی

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سفارت عقل و عشق!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۹، ۱۲:۱۰ ق.ظ

 

فرزندانت را به قربانگاه می برند؛ همسرت بی پناه است، خودت را دقایقی دیگر از فراز بام دارالاماره به پایین پرت می کنند، سر به بدن نخواهی داشت، تشنه ای و کامت خشک شده؛ اشک می ریزی برای غربت اباعبدالله که بی خبر از جفای کوفیان با فرزند و عیال و خانمان راهی قتلگاه خویش خواهد شد؟ و در آخرین لحظات عمرت دست بر سینه می گذاری و رو به حجاز می ایستی و چشمانت را می بندی و صدایت را به نسیم خزان می سپاری که: السلام علیک یا اباعبدالله؟!

تسلیم قضا و قدر خدایی، مسلم. او را شناختی که در رکاب ولیّ او شهد وصال نوشیدی و در عرفه به مقام قرب الهی رسیدی. اصلا مگر نه آن که عرفه قرین قربان شده است که بیاموزیم معرفت مقدمه نزدیکی به خداست؟

همین است که گفته اند زیارت حرم ولیّ خدا نیز اگر با معرفت همراه باشد ضامن ورود به بهشت است و یک ساعت تفکر، برابر با هفتاد سال عبادت. معرفت، مرحله عقلانیت و تحرّک قوای فکری در طیّ طریقت دلدادگی است. آن که با عقل و برهان به خدا برسد در بزنگاه زندگی از لغزش ها مصون خواهد بود. پای مسلم در آوردگاه غربت و بی کسی و اسارت نلرزید و محکم و استوار تا آخرین نفس، راه حق را یاری نمود. عرفه مقدمه قربان است. خدا را که بشناسی خدایی می شوی. روز عرفه را باید روز اندیشه نامید؛ گوهر وجود انسان در ساحت فکر به آستان حق راه یافته و در بزم قرب او حیات جاودانه خواهد یافت.

حسین کشتی نجات است. اگر می خواهی مسلمان زندگی کنی و مسلمان بمیری، مسلم درگاه ولیّ حق باش و یاور سلوک هدایتش.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عماد حرف درستی زد

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۹، ۰۴:۵۴ ب.ظ

 

سایت جماران گفت و گویی با  عماد افروغ، جامعه شناس و نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی انجام داده است که بخش‌های مهم آن در ادامه می‌آید:

- نمی‌گویم این قبیل مراسمات برگزار نشود. زیرا سنتی دیرینه است و عهد و پیمانی ریشه‌دار محسوب می‌شود که مردم با خدا و امام شهید خود بسته‌اند. هر ساله نیز این میثاق و عهد و پیمان تکرار می‌شود.

- نمی‌توان به مردم گفت مراسم عزاداری امام حسین(ع) را برپا نکنند. چنین امری شدنی نیست. ولی می‌توان این مسأله را مدیریت کرد. باید برپایی مراسم و حفظ موارد بهداشتی را با یکدیگر جمع و ادغام کرد.

- نباید این موضوع را رها کرده یا اینکه بگویند مراسمی نباشد. مخصوصا درباره عزاداری‌های امام حسین(ع) که تاریخ می‌گوید اگر منعی برایش وجود داشته باشد، واکنش‌های تندی به همراه خواهد داشت. در اینجا علما باید وارد قضیه شده و آگاهی‌بخشی کنند و شرایط خاص کرونایی را برای رعایت فاصله فیزیکی و موازین بهداشتی و همنوا با مسئولان بهداشتی کشور، گوشزد کنند.

- مسئولین باید با متولیان هیئات جلسه بگذارند و آن‌ها را توجیه کنند. تلویزیون و روزنامه‌ها نیز باید آگاهی‌بخشی کنند تا علاوه بر برگزاری مراسم، نکات بهداشتی هم رعایت گردد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

الآن، دعا!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ۰۲:۲۱ ق.ظ

نوجوان بودیم می رفتیم هیأت، ته مراسم، سینه زنی که می خواست تمام شود یه دوبیتی را همه از حفظ و همنوا می خواندیم و محکم بر سینه می زدیم:

ما که عزادار توایم حسین جان

ریزه خور خوان تو ایم حسین جان

هیأت انصار توایم حسین جان (یا: ما که محبان توایم حسین جان، بسته به نام هیات متغیر بود)

نوکر دربار توایم حسین جان

خوب آهنگ این سینه زنی و ریتم آن قشنگ بود و همیشه در ذهنم ماند و بارها به هر بهانه ای تداعی می شود.

قبل از این شور پایانی، یکی دو بیت دیگر هم خوانده می شد:

شکر خدا که بر درت آمده ام

بهر رضای مادرت آمده ام     (چقدر این بیت شیرین است)

 

 

 

و حرف آخر اینجا زده می شد:

ما مریضیم و شفا می طلبیم

درد داریم و دوا می طلبیم

این یک بیت این روزها زیاد کاربرد دارد. التماس دعا

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کرونا و بساط دین!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۹، ۰۷:۰۶ ب.ظ

 

یک عده شبهه انداختند وسط که مگر نمی گفتید امام رضا شفا می دهد، به قم پناه ببرید، از اهل بیت کمک بخواهید؟ چه شد پس؟ چرا کرونا که آمد ماست هایتان را کیسه کردید، دنبال دوا و دکتر می گردید، به زیارت می روید ماسک می زنید و از باورهایتان کمک نمی گیرید؟

یک عده هم خیر سرشان رفتند جواب بدهند خودشان شبهه جدید تولید کردند! از هول حلیم افتادند توی دیگ و گفتند: ای بابا! دلتان خوش است؛ امام رضا خودش هم مسموم شد و به شهادت رسید و ...یک جوری که انگار نعوذ بالله اهل بیت علیهم السلام برای نجات خودشان هم نتوانستند کاری انجام دهند چه برسد به این که بخواهند برای مردم قدمی بردارند؟!!!

به این می گویند شبهه در شبهه! این گونه شد که کار بیشتر گره خورد و خلق الله ماندند معطل که بالاخره تکلیف چیست و نکند این سال ها که پای منبر نشستیم سر کار بوده ایم و پشت و پناهی نداریم و ...؟

عزیز دل برادر! عارضم خدمت شما که اهل بیت و به خصوص همین امام رضای نازنین خودمان پناهگاه و دارالشفای دردهای مردم در طول همه زمان ها بوده و هستند، شکی نیست. چه بسیار افرادی اعم از شیعه و سنی و مسلمان و غیر مسلمان از مشاهد شریف ائمه حاجت و شفا گرفته اند که اصلاً قابل کتمان نیست. اما توسل به اهل بیت مثل هر دعا و حاجتی ممکن است گاه به طور مستقیم و محسوس برآورده شده و گاه بنا بر مصالحی به گونه ای دیگر روا شود. اهل بیت در زمان حیات مادی خود و یا پس از آن معجزات و کرامات بسیاری بر جای گذاشته اند؛ اما بنا بر علم باطن و الهی خود نیک می دانند چه هنگام باید از قدرت و کرامت خویش بهره گرفته و چه هنگام بنا بر مصالح مقدّر الهی نباید از قدرت معنوی شان استفاده کنند. از این رواست که بعضی حاجات ما به حَسَب ظاهر روا نشده و یا این که مثلا موت (شهادت) حتمی و مقرّر آل الله هم بر اثر سمّ کین و شمشیر خصم محقق می گردد. بالاخره اهل بیت قرار است روزی از دنیا بروند یا نه؟!

این از شبهه دوم اما جواب شبهه اول:

همان دینی که به ما یاد داده در مواجهه با مشکلات و گره های زندگی به دامان اهل بیت پناه برده و از خدا و برگزیدگانش مدد بجوییم این را هم آموخت که رجوع به عقل و دقت در محافظت از جان و تلاش برای کسب روزی و رشد و پیشرفت، امری ضروری و تکلیفی شرعی است. همان طور که پیامبر بیرون (نبی) به کمک پیامبر درون (عقل) شتافته تا انسان ها را به مرحله شکوفایی معنوی و کمال برساند، توسل و توکل نیز در کنار همّت و مجاهدت و عمل به توصیه های عقلانی، عنصر برکت و موفقیت در امور مادی زندگی شمرده می شود. یعنی همان ضرب المثل معروف فارسی که از تو حرکت و از خدا برکت.

حیات بشر در گرو بهره گیری از عناصر مادی و معنوی است. حفظ جان و سلامتی واجب است. خدا و اهل بیت رسول الله نیز به اقتضای کرامت و بزرگواری شان حاجت مؤمنان تلاش گر و عاقل و عامل را بی جواب نمی گذارند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این راه نا تمام!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۹، ۱۲:۴۴ ب.ظ

 

همه امامان ما یا با شمشیر خصم و یا با سمّ و زهر کینه دشمن به شهادت رسیدند. علت بغض دشمن با پیشوایان دین هم به خاطر دعوای علمی و عرفانی نبود! ائمه ما از نظر علم و ادب و عرفان و ... سرآمد جوامع بودند؛ اما آن چه سبب دشمنی حکّام می شد وجه سیاسی شخصیت آن بزرگان بود.

حسین علیه السلام را به خاطر ارث و میراث ذبح ننموده و خاندان اطهرش را بر سر آن به اسارت نبرده اند! حسین برخاسته بود برای امر به معروف و نهی از منکر و احیای سیرت رسول اکرم(ص) که بر مذاق ظالمان خوش نیامد.  

تاب عدالت علی علیه السلام را نداشتند و سنّت او در عمل به اسلام راستین را با منافع خویش در تضاد می دانستند که بر ضدش جنگ ها راه انداخته و عاقبت فرق مبارکش را در سحرگاه مسجد کوفه شکافتند.

همه ائمه ما سیاسی بودند و کسی نمی تواند بگوید که من اهل بیت را دوست دارم؛ اما در سیاست دخالت نمی کنم! نمی شود عاشق علی بود و مرامش را بر نتافت. نمی شود ذکر حیدری گفت و در مقابل ظلم و بی عدالتی ساکت نشست.

امروز اگر علی علیه السلام حضورداشت آیا در مقابل توحش غاصبان قدس و بی پناهی کودکان مظلوم یمن و کشمیر و نیجریه و ... سکوت اختیار می کرد؟ اگر چنین بود که دیگر او را امام عدالتخواهان و رهبر مستضعفان جهان نمی خواندند.

حسین علیه السلام که بیعت مثل خودش را با مثل یزید جایز نمی دانست فراتر از محدوده زمان و مکان، راه ایستادگی در برابر حق کشی ها را ترسیم نمود تا حتی آن هندوی آزادی خواه نیز قیام در برابر ستم را به تبعیت از نهضت امام عاشوراییان تلقی نماید.

"کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً"1 خط و مشی ترسیمی علی علیه السلام برای همه رهروان حقیقی طریق عدالت در طول تاریخ است. هر که علی را قبول دارد و مرامش را می ستاید درد محرومان و مظلومان سراسر عالم را دغدغه خویش می داند.

روز قدس، روز بیعت با مسیر اهل بیت است. فرصتی است برای آن که نشان دهیم راه امامان خویش را مستدام دانسته و پیروی از مکتب علوی را محصور کلام و اشک و دعا و ادعا نمی دانیم.

1- نامه 47 نهج البلاغه

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مظلوم تر از حسین علیه السلام

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۲:۴۳ ق.ظ

 

مَثَل معروف خوردن نمک و شکستن نمکدان، تعبیر پر مغزی است که شِکوه از ناجوانمردی اهل دنیا دارد. آنان که نعمتی را برای نفع خویش به بهره می کشند و باز به مقتضای منفعت خود به مرام شکر، پشت پا می زنند.

آنان که «خود» را محور مطالبات خویش می دانند در هر ورطه ای که گرفتار آیند نمکدان شکنی را امری موجه می دانند. این رویه نه فقط در مصاف با بشریت که در مراوده با خالق حقیقی نعمت ها نیز بسیار عادی و طبیعی جلوه می نماید.

انسان هایی این چنین نا اهل و بی معرفت، هیچ گاه در هیچ معرکه ای قابل اعتماد نبوده و نخواهند بود.

نمک خورهای نمک دان شکن را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

الف: عده ای که بی هیچ تعقلی اسیر جو و فضای موجود در پیرامون خود شده و به راحتی غبار غفلت بر دلشان سایه می اندازد. اینان اگر چه در هنگام تنعم، تقدیری نیز از راقم آن در زبان یا عمل انجام می دهند اما به فراخور فضای غالب، رویه ای دیگر اتخاذ می نمایند. این گروه اهل فکر و دقت نبوده و ممکن است با هر سطح علمی، ناخواسته شرایط ظاهری محیط را بپذیرند و همرنگ جماعت گردند.

پای بندی به عقاید و پافشاری بر خواسته های مشروع و مقابله با ناهنجاری ها از دایره همت آنان خارج بوده و هیچ گاه تحمل حرکت بر خلاف جریان آب را دارا نیستند.

تاریخ، مملو از وجود این افراد است. در انقلاب اسلامی چه بسیار افرادی که در سال های پنجاه و شش و هفت همراه با جمعیت به خیابان ها ریختند و چند ماه پس از پیروزی انقلاب هم آنان که از سال چهل و دو تا پنجاه و شش درکوران شکنجه ها و تبعیدها خانه نشین بودند دوباره دچار تزلزل شده و پای در میدان مبارزه برای دستیابی به آرمان های برزمین مانده ننهادند. بسیاری از نیروهایی که به خیل گروهک های معاند پیوستند از نظر اعمال و رفتار، تقید به دین و ظواهر شریعت را سرلوحه خویش قرار داده بودند اما به دلیل ضعف در عقبه فکری و اعتقادی در مواجهه با نخستین شبهات، راه حق را گم کردند. رهبران نفاق برای آن ها شخصیتی کاذب پدید آورده و ضعف ایوئولوژیکی آنان را دستمایه جذب و هلاکت ابدی شان قرار می دادند.

در دوران طلایی دفاع مقدس، تعدادی بسیار کمتر از آن چه که باید، در جبهه ها حضور یافتند. اگر چه همین تعداد به دلیل برخورداری از ایمان بالا نگذاشتند جای خالی خانه نشین های پر ادعا احساس گردد.

امروز نیز بسیاری، مظاهر دین را به چشم یک سرگرمی نگاه می کنند. هم سینه زن خوب هیات هستند و هم معرکه گیر زبر دست محفل عصیان، اگر بگویی صلوات، صلوات می فرستند و اگر بخواهی، دست مرتب می زنند و قر کمر می آیند. این گونه است حال بعضی از سیه پوشان اباعبدالله که به خاطر احیای همان آرمان های فراموش شده امروز، که قیام دیروز آن حضرت را به دنبال داشت دم بر نمی آورند.

نمونه جالب و خواندنی دیگری سراغ دارم. در جریان بازی دوستانه تیم های فوتبال پیروزی تهران و بایرن مونیخ که چند سال پیش در ورزشگاه آزادی برگزار شد، چهل- پنجاه نفراز تماشاچیان آلمانی فریاد برآوردند: اولی.... اولی.

ناگهان قسمتی از استادیوم آزادی در میان خنده تمسخرآمیز آلمانی ها پر شد از همین فریاد. مردم بی خبر نا خواسته دروازه بان حریف را تشویق  می نمودند.

«دین حداقلی» همان دین منافقانه است. دینی پاستوریزه و بی خطر که در هر فضایی سازگار است و قابل جمع با هر عمل و پیشه ای است. عزاداری تا نیمه های شب و قضا شدن نماز صبح،  بلند کردن علم و درخشیدن آویز طلا بر سینه پهلوان ....

امروز کار به جایی رسیده که در بعضی مهدها، کودکان علاوه بر حفظ سوره های قرآن، مدل های تازه رقص های محلی و غیرمحلی را نیز تعلیم می یابند.

دین بدون تفکر، پوشالی، نرم و قابل انعطاف است. آن قدر که بدون حجاب در پیش نامحرمان نیز می توانی نماز شب بخوانی و به در گاه خداوند تقرب بجویی.

شخصیت مستقل در حدیثی از امام محمد باقر(ع) این گونه تعریف شده است:

"به تو  خیانت می کنند تو مکن. تو را تکذیب می کنند آرام باش. تو را می ستایند فریب مخور. تو را نکوهش می کنند شکوه مکن. مردم شهر از تو بد می گویند اندوهگین مشو. همه مردم تو را نیک می خوانند مسرور مباش. آنگاه تو از ما خواهی بود."

یاد باد خمینی کبیر(ره) که می فرمود: اگر همه این جماعت به جای درود بر خمینی مرگ بر خمینی بگویند باز هم من راهم را ادامه خواهم داد.

ب- دسته دیگر مردمی هستند که حق را تشخیص می دهند، قدر نعمت را می دانند اما جفاکارانه، روی بر می گردانند و راه دیگری بر می گزینند.

بنی امیه و بنی عباس بارها در مقاطع متعدد به حقانیت ائمه اطهار (ع) در ولایت بر امت اذغان می نمودند اما نفع شخصی آن ها هیچ گاه اجازه نمی داد تا تن به پذیرش حقیقت دهند.

زیاد بن مروان قندی، علی بن ابی حمزه بطائنی و حیان سراج از نزدیک ترین یاران امام موسی بن جعفر (ع) بودند. آنان افرادی متعهد بودند که از طرف آن حضرت اختیار برخی از امور مسلمین را برعهده داشتند. پس از شهادت غریبانه آن بزرگوار، نزد اولی هفتاد هزار دینار و نزد دومی و سومی هر کدام سی هزار دینار از وجوهات مسلمین باقی مانده بود. آنان با این که از جانشینی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) اطلاع داشتند اما پندار از کف دادن این اموال اجازه بیعت با حقیقت را از آنان سلب نمود تا آن جا که خود، مذهبی جدید بنیان نهادند که به واقفیه شهرت یافته است.

این گونه شاید بهتر بتوان فحوای روایت مخالف خوانی برخی با اما عصر(عجل الله) در زمان ظهور را درک نمود. به راستی این گونه مردمان چه قدر در رقم زدن صفحات تاریخ نقش دارند؟

معروف است در قیام مردم اسکاتلند بر ضد استعمار انگلیس، ویلیام بالاس قهرمان تاریخی این کشور با حربه یکی از یاران نزدیک خود که از اشراف اهل مذاکره! بود به خاک افتاد.

در قیام مردم مسلمان شمال غربی چین که تحمل زور گویی مشروع کمونیسم! را نداشتند، مایینگ قهرمانانه می جنگید. پس از او ماهوشان مسلمان زیرک و شجاع نیز قیام کرد.

درایت او تا جایی بود که ارتش کمونیسم را در کوهستان ها زمین گیر کرد. سرانجام معتمدین دیندار و مردم پسند، واسطه دولت شدند و دست بر قرآن گذارده و ضمانت دادند که در صورت پایان شورش، دولت آسیبی به مردم نخواهد رساند و حقوق شان محترم خواهد بود.

وجاهت مذهبی این افراد به حدی بود که سوگند آنان حجت را بر رهبران قیام تمام کرد.

اما خیانت آگاهانه آنان دیری نپایید که به شهادت غریبانه ماهوشان، این قهرمان گمنام جهان اسلام منجر گردید.

شریح قاضی نیز از این دسته افراد بود. در فرمانداری کوفه اگر نبود شهادت دروغین او بر زنده بودن هانی، همان دم قبیله هانی کار عبیدالله را یکسره می نمود و تاریخ شیعه، این گونه داغدار ظلم بدخواهان نمی گردید.

عمر سعد بهتر از هرکس می دانست که مقابله با فرزند رسول خدا(ص) گناهی نا بخشودنی است. اما رسیدن به حکومت ری، چشم عقلش را کور کرده بود. وقتی شمر، پیام عبیدالله را برای او آورد که اگر اهل جنگ نیستی سپاه را واگذار، او بر شمر لعنت فرستاد که باعث این خون ریزی شده است. به شهادت مقاتل، عمر سعد در عصر روز عاشورا به حال زنان و فرزندان بی پناه ابا عبد الله(ع) و یارانش اشک ریخت. او با تمام وجود اقرار داشت که مصیبت ناروای اسرای کربلا و فاجعه آمیزترین ظلم تاریخ، نتیجه نا حق مطامع اوست.

نقل  است که وقتی سربازان عمر سعد برای غارت خیمه ها حمله ور شدند یکی از آنها برای تصاحب زیور آلات فاطمه بنت الحسین(ع) به وی حمله آورد. وقتی زیور آلات به چنگش آمد، نشست و زار زار گریست. فاطمه علت گریه اش را پرسید. مرد گفت متاثرم از این که جواهرات فرزندان رسول خدا را به یغما می برم. آن خانم بزرگوار پاسخ داد اگر ناراحتی این ها را به من برگردان. سرباز مشتش را جمع کرد و گفت اگر من نبرم کس دیگری خواهد برد...!

عبیدالله و یزید نیز آگاهانه دست به این جنایت ننگین زدند تا آن جا که اظهار ندامت آنان بارها نقل تاریخ شده است. اما چه سود که حسین(ع) و یارانش دیگر حیات ظاهریشان را باز نخواهند یافت.

سرنوشت اسلام با جفای سردمداران کفر که البته ظاهری اسلامی و عالمانه داشتند گونه ای دیگر رقم خورد و این بالاترین درد است که نه مشرکان و بت پرستان، این مسلمین به ظاهر اهل تهجد بودند که رأس حقیقت را بر فرار نیزه جهل و نفاق آویختند در حالی که بانگ پیروزی شان غریو الله اکبر بود. نتیجه شرک مادی ودیانت منهای خدا چیزی جز این نخواهد بود.

اینان نه حسین و یارنش که در حقیقت، خدای آنان را در عاشورا زیر سُم ستوران خویش گرفتند؛ خدایی که زبانشان لحظه ای از یاد او غافل نبوده و آیه هایش را از بر بودند.

در سراسر تاریخ، خدا مذبوح خنجر جور یزیدیان بوده است بی آن که کسی حتی یک روز برای غربت او بر سینه کوبیده و اشک بریزد. وای بر امتی که بی توجه به خدای حسین تنها برای حسین، علم عزا بر افرازد.که این گونه باز در معرض ابتلا به معرفت کوفیانه! خواهد بود. کوفه ای که مثال نمکدان شکنی منافقان تاریخ است.

نیرنگ خط کوفی زمانی بی رنگ خواهد شد که یک قدم فراتر از نام حسین، راه حسین اندیشه مسلمین را به خود مشغول سازد. راهی که در نبود ظاهری حسین و اصحاب عاشورایی او امتداد می یابد اگر خدای حسین ذبح نگردد.

آری مظلوم تر از حسین علیه السلام در کربلا خدای حسین بود. والسلام 8/11/85 قم

  • سیدحمید مشتاقی نیا

هیأت، ستاد انتخاباتی نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۵ آذر ۱۳۹۸، ۱۰:۱۴ ق.ظ

این که هیأت ها باید سیاسی باشند حرف درستی است. اشک ها و عزاداری های ما همه اش سیاسی است. نمی شود دم از امام حسین زد و از کودکان مظلوم یمن و کشمیر و ... غافل ماند. نمی توان حسین حسین گفت و در برابر آمریکا و اسرائیل و زورگویان و ستم پیشگان عالم سکوت کرد.

تا این جای کلام، حرف درستی است. هیأت ها به این معنا باید سیاسی باشند وگرنه خانقاهی بی خاصیت محسوب خواهند شد.

اما هیأت نباید ستاد انتخاباتی باشد.

هیأت ها باید مردم را به مشارکت حداکثری در انتخابات و انتخاب اصلح تشویق کنند. هیأت ها باید معیارهای نامزد اصلح را به خصوص بر مبنای ترسیم مقام معظم رهبری برای مردم تبیین نمایند، اما حمایت از یک کاندیدا بی تردید عواقبی را به دنبال دارد که کمترین نتیجه آن ایجاد اختلاف و ریزش در اجتماع مومنین است. در شهرهای کوچک که اغلب شاهد رقابت نزدیک نامزدها به خصوص در انتخابات مجلس هستیم ورود مصداقی یک هیأت به نفع یک کاندیدا موجب دلخوری جمعی دیگر شده و جوّ اختلاف را دامن خواهد زد. بماند که بعد از پایان ایام زودگذر انتخابات نیز هر نوع فعالیت اجتماعی فرهنگی و مثبت هیأت در اذهان عمومی به عنوان یک حربه و تاکتیک انتخاباتی و جهت دار معنا خواهد شد و جایگاه معنوی هیأت مورد تشکیک قرار خواهد گرفت. هیأت ها را ستاد انتخاباتی نکنیم حتی اگر بر فرض، اوقاف یا سازمان تبلیغات و ... هزینه های خیریه مرتبط با عزاداری ها را بر مبنای جهت گیری های باندی قسمت کنند، شرافت خادمی اهل بیت را به متاع پست دنیا نفروشیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

 

اپلیکیشنی متفاوت از زیارت عاشورا

شما هم هر روز اباعبدالله را زیارت کنید

ویژگی‌ها:
- رابط کاربری استاندارد، ساده و زیبا 
- صوت دلنشین و باکیفیت استاد فرهمند
- ترجمه فارسی ، English و Turkish 
- امکان تنظیم یادآوری روزانه
- حالت مطالعه در شب
- دو نوع فونت ( نسخ و شبنم )
- تم رنگی ( قهوه‌ای ، سبز و قرمز )

و صفحاتی درباره‌ی توصیه‌ی علما و بزرگان، فواید قرائت زیارت عاشورا و همچنین توضیح درباره سند زیارت و چله‌ی آیت الله حق شناس(ره)

هدف ما از ساخت این محصول، با وجود تعداد زیادی اپلیکیشن در این موضوع، احساس نیاز به طراحی برنامه‌ای با رابط کاربری ساده، زیبا و متن خوانا بود، به گونه‌ای که سبک طراحی آن برای مخاطب ایرانی دلنشین باشد و سایر زوائد بصری ( تبلیغات زیاد، رنگ بد متن و ترجمه، شلوغ بودن تم گرافیکی و .. ) در آن نباشد و همچنین استفاده از صوتِ باکیفیت مدنظر بوده است.

ان شاالله با مدد اباعبدالله و با استقبال و بازخورد کاربرهای عزیز، این اپلیکیشن با بخش‌های گالری طرح‌های گرافیکی، افزایش صوت‌های مختلف زیارت عاشورا از مداح‌های معروف و امکانات جذاب دیگر .. به روز خواهد شد.

دانلود از کافه بازار :
https://cafebazaar.ir/app/ir.tavabin.ziyarat

پیشنهاداتتون رو برامون بفرستید؛

کانال تلگرام و بله و ایتا :
@ir_tavabin

پیج اینستاگرام :
http://instagram.com/tavabin

  • سیدحمید مشتاقی نیا

انسان فقط جسم نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۸، ۰۵:۱۰ ب.ظ

در کربلا، کم سخت گذشت؟! تحمل فاجعه ای به این عظمت، کار آسانی است؟ زین العابدین علیه السلام همه این صحنه های دردناکی که شنیدنش هم اشک ما را در می آورد در روز عاشورا دیده و خون گریسته بود.

اما

وقتی از ایشان سوال می شود در ماجرای کربلا، کدام اتفاق برای شما سخت تر بوده، مثل کسی که دست روی نقطه دردش گذاشه باشند، از ته دل آه می کشد و سه بار پشت سر هم می گوید: الشام الشام الشام!!

چرا؟

امام دلیل می آورد: در شام، دورشان حلقه زدند و شمشیر آخته را به نمایش گذاشتند، مقابلشان به هلهله و شادی پرداختند، از بالای بام بر سرشان آب و آتش ریختند، آنها را به محله یهودیان بردند و گفتند: اینها خانواده قاتلان پدران شما در خیبر بودند، سرهای شهدا را درمیان زنان و دختران شهدا به نمایش گذاشته و  گاه لگدمال می ساختند، در خرابه ای بی سقف نگاهشان داشتند و در شب از سرما و روز از گرما آزار دیدند و ...

از نگاه مادی، جان با ارزش ترین کالای حیات است و همین که انسان زنده بماند می ارزد که مدتی درد و مشقّت و تحقیر و شکنجه را تحمل کند. حفظ جان بر همه چیز اولویت دارد؛ اما از نگاه معنوی، انسان شخصیت و عزت خود را برتر از جان دانسته و اسارت در دست ناجوانمردان هتّاک را بدتر از مرگ می داند. آسمانی ها مرگ با عزت را بهتر از زندگی با ذلت می دانند و دنیازدگان و فرومایگان، خورد و خواب و راحتی چند روزه را به انسانیت و شخصیت و عزت خویش ترجیح می دهند.

باید دید انسان را در چه قالبی تعریف می کنیم، جسم خاکی و حیوانی و یا روح آسمانی و الهی؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آبروی اهل بیت را نبریم!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۸، ۰۵:۴۰ ق.ظ

گفته اند هر شهیدی را که از میدان می آوردند، زینب سلام الله علیها پیشاپیش جماعت حرکت می کرد تا حسین بداند شریکی برای غمهایش و مرهمی بر زخم غربتش دارد.

زینب بود که دوید و پیکر شش ماهه برادر را از دستش گرفت و به گوشه ای برد، مبادا که حسین با بدن غرق به خون علی اصغر، چشم در چشم رباب، اشک شرمندگی بریزد.

یک جا بود که از میدان شهید آوردند؛ اما زینب از خیمه تکان نخورد و بیرون نیامد. آنگاه که پیکر دو فرزند شهیدش محمد و عون را به دوش می کشیدند، زینب خود را نشان نداد مبادا که حسین از نگاه او ، خجالت بکشد.

پای مان را جای پای شهدا اگر می گذاریم و دم از حسین و یازانش می زنیم، خدا کند مراقب باشیم رفتار و گفتارمان باعث خجالت اباعبدالله نشود. "کونوا لنا زینا ..." صورتمان شبیه شهدا بشود، سخت نیست؛ مرد آن است که سیرتش رنگ و بوی شهدا را داشته و رفتارش دیگران را به یاد خدا و دوستان خدا بیندازد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا