اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اقتصاد مقاومتی» ثبت شده است

مسافر خارجی یعنی درآمد ملی

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۱۸ ق.ظ

در قم و مشهد و شمال و تهران و ... به خصوص در یکی دو سال اخیر که ارزش پول کشورمان تنزل پیدا کرده، خیل مسافران عراقی را بارها دیده ام که راه می روند و یک بغل خرید می کنند. این که باید برای ارزش پول ملی تأسف خورد سرجای خودش.

اما باید بپذیریم این حجم ورود مسافر خارجی و پولی که در کشورمان بابت اقامت و جابجایی و خرید خرج می کنند در این وانفسای تحریم، یکی از بهترین راهکارهای رونق اقتصادی کشورمان است و دشمن هم دقیقا با شناخت از همین شاهرگ حیاتی اقتصاد ایران، دنبال تخریب و تبلیغ بر ضد مسافران عراقی است و ...

در منطقه آزاد ارس (جلفا) نیز شاهد بودم اهالی نخجوان هر روز برای ساعاتی به خاک میهن مان قدم گذاشته و حتی خریدهای روزانه شان را اینجا انجام می دهند. این مسأله هم تا جایی که باعث کمبود کالا در کشورمان نشود به نفع اقتصاد و اشتغال ایران عزیز است. اما متأسفانه یکی از مناظر آزار دهنده در جلفا وجود فروشگاه های متعددی است که محل عرضه انبوه کالاهای خارجی اعم از ترکیه و چین و روسیه و لهستان! و ... است. گاه بعضی فروشگاه ها با افتخار تابلوی اجناس ترکیه و ... را آن بالا نصب می کنند. دیگر صابون و شامپو و دستمال کاغذی و سایر اقلام بهداشتی و شوینده و ... کالای خاص و مهمی نیست که کیفیت تولید خارجی آن برتری ویژه ای نسبت به تولیدات مشابه داخلی داشته باشد.

حضور همسایگان خارجی در شهرهای مرزی کشورمان یک فرصت مغتنم اقتصادی است به شرط آن که سود حاصل از خرید آنها صرفا در حد دلالی کالاهای خارجی عاید کشورمان نشود. خوب است راهکارهای تشویقی و تبلیغی مناسبی برای ارائه کالاهای تولید داخل در شهرهای مرزی اندیشیده شده تا از این رهگذر عواید بیشتری نصیب کارگر ایرانی گردد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اقتضای طبیعتش این است!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۸، ۰۷:۴۰ ق.ظ

پنج مرداد، سالروز عملیات مرصاد در سال 67 است.

پنج مرداد، سالروز مرگ شاه در سال 59 است.

چهارم مرداد هم سالروز مرگ رضاشاه در سال 23 است.

قطعنامه 598 در 27 تیر 67 از سوی ایران پذیرفته شد؛ اما عملیات مرصاد نه روز بعد از آن ثبت شده است. چرا؟ برای این که بعد از پذیرش قطعنامه سازمان ملل از سوی ایران، دشمنی که ادعای صلح دوستی و تمایل به اتمام جنگ داشت به ناگاه با تمام قوا به کشورمان حمله ور شد. در جنوب تا آسفالت جاده اهواز پیشروی کرد و در غرب تا سی کیلومتری شهر کرمانشاه.

مرصاد عبرتی شد که بدانیم دشمن، قابل اعتماد نیست و به اقتضای ذات خود همواره درصدد دشمنی است.

رضاشاه با حمایت دشمنان این مرز و بوم به قدرت رسید و دلش خوش بود که اجانب پشتیبان او هستند. مدتی بعد او توسط همان ها خلع و تبعید شد و در غربت جان سپرد.

پسرش محمدرضا خیانت و نامردی اجانب در حق پدر را دید و عبرت نگرفت و باز روی حمایت دشمنان ملت حساب باز کرد و ... سال ها بعد در غربت و در به دری در حالی که ایالات متحده به عنوان اصلی ترین پشتیبان او هم دیگر حاضر نبود پناهش دهد در قاهره جان سپرد.

اگر از تاریخ عبرت نگیریم، خودمان عبرت تاریخ خواهیم شد. امروز عرصه ستیز دشمن با ملت ما، جنگ اقتصادی است. اگر روی پای خود نایستیم و یاعلی نگوییم و دلمان را به روابط اقتصادی با اجانب خوش کنیم دیر یا زود به شهادت مکرر تاریخ، زمین خورده و جفا خواهیم دید. آن وقت با این همه درس عبرت که جای هیچ توجیهی برای وابستگی باقی نگذاشته، آیندگان حق خواهند داشت ما را ملامت کنند. یادمان نرود حمایت از تولید ملی و اقتصاد مقاومتی، ضامن استقلال و امنیت میهن مان است. استقلال در اقتصاد، شرط اقتدار یک کشور است.

این که دشمن، دشمنی بورزد عجیب نیست. عجیب این است که ما سهل انگاری ورزیده و به جای اتکا به توانایی های خود به دست یاری او چشم بدوزیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

توقف، ممنوع!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۸، ۱۱:۴۸ ق.ظ

یکی از راه های رشد و پیشرفت جوامع، تکثّر کار و فعالیت اقتصادی است. فارغ از رسالت دولت ها، مردم نیز در تحقق این امر نقشی اساسی دارا هستند. گردش سرمایه، راهی درست و تأثیرگذار در رونق اقتصادی جوامع است. بسیاری از ثروت ها در حالتی راکد به سر برده و نفعی از آن عاید دیگران نمی شود:

"انسان از خود چیزی دردناک تر از مال صامت (پول نقد یا طلا و نقره) بر جای نگذاشت. راوی پرسید: پس چه کند؟ امام فرمود: آن را در تولید باغ و مزرعه یا خانه به کار گیرد."1

به کار گیری این سرمایه های راکد علاوه بر رشد کشور و رونق کسب و کار و البته اجر اخروی، معیشت صاحبان سرمایه را نیز بهبود می بخشد. اسلام طرفدار بهره وری از ثروت های بی مصرف است:

"هر نعمتی که خدا بر تو ارزانی داشت، بهره آور ساز ..."2

شاید عده ای به غلط گمان کنند پرداختن به فعالیت های اقتصادی ممکن است دلبستگی به امور دنیا و غفلت از آخرت را به دنبال داشته باشد. ثروت نه یک هدف که ابزاری برای رشد معنوی و آبادانی دنیا و آخرت مؤمنان است:

"مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: به خدا سوگند ما در پی دنیا هستیم و دستیابی به آن را دوست داریم. آن حضرت فرمود: می خواهی با آن چه کنی؟ گفت: می خواهم زندگی خود و خانواده ام را تأمین و صله رحم کنم و صدقه دهم و حج و عمره بگزارم. امام علیه السلام فرمود: این، دنیا طلبی نیست. این آخرت طلبی است."3

با این وصف، اسلام کار اقتصادی و افزایش ثروت از راه حلال را یک ارزش می داند و سرمایه های مادی را از این جهت که باعث پیشرفت جامعه، اشتغال زایی، فقرزدایی و خیرخواهی نسبت به دیگران شود، مورد توجه و اهمیت می داند.

برخلاف تبلیغات دشمنان دین، اسلام نه تنها عامل عقب افتادگی مادی و اقتصادی مردم نیست، بلکه شور و نشاط اقتصادی را راه برون رفت جامعه از مفاسد ناشی از فقر و بیکاری می داند. از این منظر کسی که برای رضای خدا به فعالیت اقتصادی پرداخته و سرمایه خود را در مسیر کار و تولید به کار بسته و این رویکرد را در راستای خیرخواهی برای خود و دیگران معتبر بداند در واقع علاوه بر نفع مادی، معنویت و آخرت گرایی را رسمیت بخشیده و دین را به معنای واقعی کلمه، درک نموده است.

اسلام معتقد است دو روز عمر مؤمن نباید با هم برابر باشد. این موضوع نشان می دهد رشد مادی و معنوی افراد یک امتیاز و حُسن تلقی شده و از دیدگاه اسلام، توقف و خمودگی و فرسایش معنایی ندارد.

1- الفقیه، ج3، ص170، زاره از امام صادق علیه السلام.

2- امام علی علیه السلام، نهج البلاغه، نامه69.

3- الکافی، ج5، ص72.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اصلاً فرض کن مال خودت!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۲۷ ق.ظ

آن موقع که اتوبوس های درون شهری (شرکت واحد) بلیتی بود (بلیت کاغذی)، بعضی ها را می دیدم که یواشکی پیاده می شدند  و بلیت را به راننده نمی دادند! استدلالشان این بود که ما از دولت طلبکاریم و این قدر حق ما را خورده اند که حالا داریم ذره ای را پس می گیریم و ای بابا! نمی دانی کجاها دارند چقدر می خورند و این چیزی نیست در برابر بخور بخورها و ...

خیلی هایمان خودمان را از بیت المال طلبکار می دانیم.

کارمند ساده ای بود در یک اداره فرهنگی معمولی و کم خاصیت، می گفت: من چرا نمی توانم با این وضع درآمدم سالی دوبار خانواده ام را با هواپیما به مسافرت خارج از کشور ببرم؟! رویم نشد بگویم بود و نبود تو در این اداره چه نفعی برای مردم دارد که حالا اینطور طلبکاری؟

بعضی ها، عرض می کنم بعضی ها! عاشق مأموریت اداری هستند و گاه برای خودشان مأموریت تراشی می کنند. نه فقط بابت دریافت حق مأموریت که ...

بگذارید برایتان مثال بزنم:

نمایشگاهی بود از جاذبه های گردشگری شهرهای مختلف کشور در جزیره کیش. به شهرداری هر شهر غرفه ای چهار در پنج متر می رسید که بتوانند در همان فضا با ارائه چند تصویر یا محصول سنتی، شهر خودشان را به دیگران معرفی کنند. خیلی از شهرها اصلاً در این نمایشگاه شرکت نکردند. آنهایی هم که شرکت کردند یک یا دو کارمند را برای اداره غرفه به کیش اعزام کردند. آن وقت یازده نفر از اعضای شورای یکی از شهرها به بهانه بازدید از غرفه کوچک دو نفره شهرشان، به خودشان مأموریت دادند که با هواپیما بروند در بهترین هتل کیش مستقر شوند و ...!

از همین بعضی ها، بعضی ها را سراغ دارم که وقتی به مأموریت می روند انگار عقده سال ها بی پولی و محرومیت را در دلشان نگه داشته اند یا این که خدای ناکرده خودشان را جای قوم مغول فرض کرده که به مردم حمله کرده و دنبال غارت اموالشان هستند، باید بهترین غذا، هتل چند ستاره استخر دار و بهترین هواپیما را در اختیار داشته باشند. آدم حتی با اموال خودش هم این کار را نمی کند.

گاه بعضی افراد هزینه هایی را به بیت المال تحمیل می کنند که آدم به این نتیجه می رسد تعطیلی آن میز و جایگاه نفع بیشتری برای مردم دارد تا وجود پرهزینه آن. دیده اید بعضی ادارات دولتی چه بریز و بپاشی در مصرف انرژی دارند و ...

اینها البته مدعی هستند کار خلاف قانونی مرتکب نشده و کار خلاف قانون را تنها کسانی مرتکب می شوند که رسماً از کیسه بیت المال اختلاس کنند و ...

عدالت حکم می کند انسان خزانه بیت المال را متعلق به همه مردم بداند و همان طور که در مصرف دارایی های خود وسواس و دقت نشان می دهد در استفاده درست از بیت المال نیز اهتمام بورزد.

یک مسلمان با تأسی از آموزه های مکتب عدل علوی، می داند که در قبال هر ذره تصرف در بیت المال باید در پیشگاه خدا پاسخی مشروع داشته باشد، می داند که صرفه جویی در هزینه های عمومی می تواند منجر به آبادانی و توشعه کشور و رفاه جامعه شود.

خاطره ای جالب و آموزنده از شهید عبدالحسین برونسی، الگویی از یک مدیر دلسوز و انقلابی را در جامعه اسلامی ترسیم می نماید:

«فرمانده تیپ که شد، یک ماشین اجباراً تحویل گرفت. یک راننده هم به‌ او معرفی کردند و گفتند: ایشون شبانه‌روزی، هر جا که بری، باهاتون هستن. این یکی را قبول نکرد. بهش‌ گفتم: شما گواهینامه که نداری حاجی، پس راننده باید باهات باشه. گفت: تو منطقه که شرعاً عیبی نداره من خودم پشت فرمون بنشینم؟ گفتم: نه. گفت: پس راننده نمی‌خواهم. پرسیدم: تو شهر می‌خوای چه کار کنی؟ کمی فکر کرد و گفت: خوب حالا این شد یک چیزی، تو شهر چون نمیشه بدون گواهینامه رانندگی کرد، اگر خواستم برم، با راننده میرم.

چند وقت بعد که رفتم مشهد، یک روز آمد پیشم، گفت: یک فکری برای این گواهینامه‌ی ما بکن سید. به خنده گفتم: شما که دیگه راننده داری حاج آقا، گواهینامه می‌خواهی چه کار؟ گفت: همه‌ی مشکل همین جاست که یک راننده بند من شده؛ اونم راننده‌ای که حقوق بیت‌المال رو می‌گیره و مخارج دیگه هم زیاد داره. خواستم باب مزاح را باز کرده باشم، گفتم: خوب این بالاخره حق یک فرمانده تیپ هست. گفت: شوخی نکن سید! همین ماشینی هم که دست منه، برام خیلی سنگینه، می‌ترسم قیامت نتونم جواب بدم، چه برسه به راننده. بعد از مدتی گواهینامه گرفت. گفتم: شما هم زیاد سخت می‌گیری حاج آقا. با گریه گفت: خداوند روز قیامت از پول و اموال خصوصی و حلال انسان، که دسترنج خودشه، حساب می‌کشه، چه برسه به بیت‌المال که یک سرسوزنش حساب داره.» 1

1.سعید عاکف، خاک‌های نرم کوشک (خاطرات سردار شهید برونسی)، ص 162؛ راوی سیدکاظم حسینی، انتشارات نسل کوثر.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرصتهای بر زمین مانده

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۶ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۰۶ ق.ظ

میخاییل گورباچف رهبر جماهیر شوروی سابق کتاب خاطرات قطوری دارد که به همه زبانهای دنیا ترجمه شده و در ایران نیز مورد استقبال قرار گرفته است.

میخاییل پیش از انکه به رهبری حزب کمونیسم انتخاب شود مدتی مسوولیت بخش کشاورزی حزب را بر عهده داشت.

او معتقد بود زمین خالی و بی مصرف اصلا معنا ندارد و برای کاربری هر قطعه از زمین در سراسر کشور پهناور شوروی برنامه ریزی مشخصی ارایه داد.

از نظر او شوروی مستقل اگر می خواهد از وابستگی اقتصادی رها شده و دستش جلوی هیچ کشوری دراز نباشد باید در کشاورزی و دامداری به قطبی فعال تبدیل شود. از این رو به کارایی زمین های بلااستفاده و رها شده و بی صاحب بر اساس موقعیت جغرافیایی و شرایط جوی اهمیت داد و در هر نقطه ای بر مبنای استعداد منطقه ای کشت محصولات کشاورزی و زراعی و یا پرورش دام را تجویز نمود.

راستش را بخواهید کلمات این کتاب هر بار که از کنار دشتهای رها شده و پهناور استانهای مختلف کشور عبور میکنم در ذهنم مرور می شود. کافی است تمام مسیر استانهای اصفهان و مرکزی و قم و تهران و سمنان و خراسان و ... را نخوابید و از پنجره ماشین یا قطار به زمینهای گسترده و بی استفاده اطراف خیره شوید ...

جماهیر شوروی با بهره گیری از زمین های بی استفاده و بیابانی و ... نه تنها از نظر کشاورزی و دامپروری مستقل شد و مشکل اشتغال جوانان را حل کرد بلکه با درامدهای حاصل از صادرات آن صنایع تولیدی و نظامی و ... کشورش را در قامت یک ابرقدرت نگاه داشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بهترین استفاده از کمترین امکانات

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۸، ۰۵:۰۴ ب.ظ

همیشه تعدادی از دوستان اسیر بودند که به دنبال فرصت مناسبی برای انجام کارهای ضروری عمومی البته به دلخواه و سلیقه خود می گشتند. برای این افراد بهترین استفاده از کمترین ابزار و امکانات در اولویت قرار داشت.

استفاده از رنگ گل‌های ناز و کوکب برای ارائه یک نقاشی زیبا، از نخ زیرپوش و کفی دمپایی کهنه برای درست کردن کفش گیوه، از آینه شکسته جهت نگهبانی در داخل آسایشگاه‌ها که از پشت پنجره و هنگام سخنرانی طلبه‌ها یا زمان اجرای تئاتر و ورزش و ... در مناسبت‌های لازم انجام می گرفت. نگهبان‌ها از همان دیدبان‌های خط مقدم جبهه بودند.

 استفاده از سیم خاردار برای درست کردن سوزن و دوخت و دوز گیوه و سوراخ کردن هسته خرما جهت درست کردن مدل‌های مختلف تسبیح و درست کردن سنگ به صورت قلب و قران و عکس حضرت امام به بهترین وجه با دست و حجاری روی این‌ها و نیز استفاده از رنگ آب انار که گاه و بی‌گاه به عنوان دسِر می‌آوردند برای ساخت تسبیح و نخ گلدوزی‌های مختلف. استفاده از پوست هندوانه و درست کردن مربا که آن را هم گاه و بی‌گاه برای دسِر می‌آوردند. استفاده از پودر لباس ‌شویی و نمک و خمیر نان خشک شده روی عکس رادیولوژی جهت تمرین خطاطی با تکه‌ای از چوب که به صورت قلم نی تراشیده می‌شد. استفاده از هر تکه پاره لباس کهنه، پتو، ملحفه برای درست کردن کلیه‌بند جهت پیش گیری از سرماخوردگی های داخلی بدن. استفاده از خمیر نان خشک شده جهت درست کردن شیرینی من درآوردی به نام ید واحده! یعنی استفاده مجدد از خمیر نان به علت کمبود غذایی. استفاده مجدد از یک ورق کاغذ پس از تمرین با پاک کردن خط مدادی آن.

 استفاده از نخ‌های لب‌دوزی لباس‌های نو که می‌دادند و باز کردن با حوصله آن جهت دوخت و دوز دوباره لباس‌ها. استفاده از لبه‌های سفید "روزنامه حقیقت" که فقط کاغذهای خوبی داشت؛ ولی مطالبش ضد انقلابی بود. بهره گیری از پاکت سیمان و کاغذهای جعبه پودر لباس شویی و تکه کاغذهای مختلف تبلیغاتی که از روی اجناسی که گاهی به اسرا می‌دادند به دست می‌آمد برای نوشتن خبرهای رادیویی، اخبار اردوگاه‌ها، مطالب مهم روزمره، دعاها، مطالب ممنوعه، مقالات، سخنرانی های حاج آقا ابوترابی، خبرهای خوبی که از ایران توسط نامه‌ها به وسیله صلیب سرخ می‌رسید، خبرهایی که از خود صلیب سرخ به دست می‌آمد و ...

استفاده‌های مختلف از پوسته توپ‌های مستعمل و کهنه فوتبال و والیبال برای وصله زدن کفش‌های کتانی که همیشه بچه‌ها دچار مشکل بودند یا وصله زدن توپ‌های دیگر که همیشه کمبود داشتند و باید صرفه جویی کرده و با احتیاط بازی می‌کردند. استفاده از کارتن ها جهت ساخت تفنگ ژ سه با رنگ پوست انار و همچنین کلاه آهنی و نیز تجهیزات دیگر و به کارگیری آنها در تئاتر و نیز درست کردن دوربین جهت آموزش عکاسی، استفاده روکش تشک و پتو جهت پرده تئاتر.

استفاده از پارچه سفید روی لاشه گوشت وارداتی جهت کارهای تئاتر و یا امور شخصی که به نوبت به آسایشگاه‌ها می‌دادند و به نوبت بین گروه‌ها تقسیم می‌شد. استفاده از تشک زیرانداز جهت برگزاری مسابقات کُشتی. استفاده از حلب‌های قوطی کنسرو به منظور ساخت سوت‌های داوری فوتبال و والیبال، استفاده از لایه رویی کفش کتانی و دوختن آن روی کفی دمپایی جهت بازی فوتبال، استفاده از تکه پاره‌های لباس کهنه، و تکه‌های پتو و دوختن و پوشاندن با آن روی قوطی شیر خشک یک کیلویی جهت گرم نگه داشتن چای به صورت فلاکس. استفاده از گونی‌های خالی برنج جهت پوشاندن دور حبانه (جای سفالین آب) به منظور خنک نگه داشتن آب در تابستان. استفاده از تیغ مستعمل ریش تراشی جهت درست کردن تسبیح از هسته خرما. استفاده از سیم خاردار  با درست کردن میله بافندگی جهت بافت جوراب و نخ حوله نو که سالی یک مرتبه همراه با لباس می‌دادند. جزء جزء کردن قرآن برای حفظ، به علت کمبود قرآن و زیادی تعداد علاقمندان به حفظ آن. استفاده از سیم‌های برق اضافی داخل اردوگاه جهت درست کردن المنت به منظور گرم کردن آب در زمستان برای حمام کردن افراد مریض که هیچ وقت در طول سال های اسارت، حمام اردوگاه آب گرم نداشت.

و ....

مجموعه این ابتکارات و نو آوری ها در پرتو تحریم اقتصادی اسرا توسط دشمن به دست آمده بود. فعل ما می توانین در اسارت بارها صرف شد. اسرای با همت ایرانی نشان دادند که در اوج فشارهای معیشتی و مادی دشمن، مانعی برای رشد و دستیابی خود به آن چه که نیاز دارند، نمی بینند.

راوی: روحانی آزاده، سید احمد رسولی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

زندگی باید کرد

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۴۳ ق.ظ

آدم اسیر دست دشمن باشد، نداند سرنوشتش چه می شود، از کمترین امکانات مادی برخوردار باشد، جای تنگ و زندگی سخت و غذای کم و دارو و درمان ناچیز و دوری از خانواده و خشونت دشمن و ... همه اینها ممکن است هر انسانی را از پا درآورده و دچار افسردگی و بیماری کند. وضعیت اسرای ایرانی در عراق این گونه بود؛ اما جالب است که نه تنها کمتر کسی دچار ناامیدی و انزوا می شد، بلکه اغلب اسرا با روحیه ای پرنشاط امور روزمره خود را با ورزش و درس و فعالیت های هنری و خلاقیت و ... می گذراندند و بی توجه به خلأهای مادی، با انگیزه و پرتلاش به آینده امیدوار بودند:

«دوست اهوازی ما مرحوم ابراهیم محمدیان می‌گفت: من هر روز دچار کمبود وقت می‌شوم. اگر خدا 24 ساعت شبانه روز را به 25 ساعت تبدیل کند، من برای آن یک ساعت هم برنامه دارم.»1

همت ستودنی آزادگان در استفاده از موقعیت‌ها از این تفکر عمیق سرچشمه می‌گرفت: «مرحوم ابوترابی به اسرا القا می‌کرد که شما باید تمام هم و غم و برنامه‌ریزی‌هایتان به گونه‌ای باشد که وقتی به کشور جمهوری اسلامی ایران برگشتید، عنصری شاد و با روحیه‌ای بالا و توانمند باشید.»2

تعمیم این روحیه می تواند زندگی فردی و اجتماعی انسان را متحول ساخته و افقی روشن از رشد و بالندگی کشور را رقم بزند.

1. صبح دوکوهه، ویژه نامه‌ی آزادگان، ص 3، حجت‌الاسلام صالح آبادی.

 2 .ماهنامه‌ سبز سرخ، شماره‌ی 66، ص 55، آزاده حسین ربیعی.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مرد باید عزت داشته باشد!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۰۴:۳۰ ب.ظ

جوهره مرد را با کار آفریده اند. انسان تنبل و تن پرور و ناامید، در واقع شأن و شخصیت خودش را در جامعه به مخاطره انداخته است.

کار عزت آفرین است و کسی که روی پای خودش می ایستد و حاصل دسترنج خودش را می خورد، عزیز و محترم شمرده می شود.

روزی یکی از مردان انصار دچار گرفتاری مالی شد. پیامبر فرمود: هر چه در خانه داری با خودت بیاور، حتی اگر گمان کنی شیء کم ارزشی است. آنچه مرد با خود آورد، یک زیرانداز بود و یک زین اسب و یک کاسه آبخوری!

پیامبر رو کرد به آنهایی که دور و برش بودند و گفت: چه کسی اینها را می خرد؟ مردی گفت: یک درهم خریدارم. رسول الله فرمود: کسی بیشتر از این بابت اینها پولی می دهد؟ مرد دیگری دو درهم داد و وسایل را تحویل گرفت.

پیامبر به آن مرد گرفتار فرمود: با یک درهم غذایی بخر و برای خانواده ببر و با یک درهم دیگر تبری تهیه کن. تبر را که آورد پیامبر از یکی از یارانش دسته ای برای آن مهیا نمود و با دستان خودش دسته آن را جا انداخت و تبر را آماده کار کرد.

گفت: به صحرا برو و با این تبر هیزم جمع کن. از خارهای ریز و درشت هم دریغ نکن و همه را گرد هم بیاور و بفروش.

مرد دو هفته ای را به هیزم شکنی و فروش آن مشغول شد تا توانست گره کارش را باز کند و بعد با لبی خندان برای عرض تشکر آمد خدمت رسول خدا.

پیامبر هم که خوشحال شده بود، جمله ای فرمود که می تواند درسی برای همه مردمان عالم بوده و تلنگری باشد برای پرهیز از یکجا نشینی و ناامیدی و تأکیدی باشد بر ضرورت کار و تلاش و غیرتمندی:

"این حال تو بهتر از آن است که در روز قیامت با چهره ای بیایی که خراش صدقه بر آن است"1

انسان اگر روی پای خودش بایستد و داشته های کم اهمیتش را نیز قدر بداند، خودکفا گردیده و هیچ گاه دست نیاز پیش دیگران دراز نخواهد کرد.

1- تنبیه الخواطر، ج1، ص45

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اگر همین یک صفت را نداشته باشیم!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۱۱:۱۶ ق.ظ

اسراف از گناهان بزرگی است که نه تنها از نظر دین اسلام حرام بوده و عقوبت اخروی در پی دارد در همین دنیا نیز باعث عقب ماندگی جامعه از رشد و پیشرفت شده و عدالت اجتماعی را تضعیف می نماید. متأسفانه مردم کشور ما که یک کشور اسلامی است و باید در زمینه استفاده درست از داشته های خود الگو باشند، در موارد بسیاری مبتلا به صفت ناپسند اسراف هستند:

"ما مردم مسرفى هستیم؛ ما اسراف میکنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین. کشورى که تولید کننده ى نفت است، وارد کننده ى فرآورده ى نفت - بنزین - است! این تعجب آور نیست؟! هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهاى دیگرى وارد کنیم براى اینکه بخشى از جمعیت و ملت ما دلشان میخواهد ریخت و پاش کنند! این درست است؟! ما ملت، به عنوان یک عیب ملى به این نگاه کنیم". مقام معظم رهبری 1

از ویژگی های آموزنده فرهنگ دفاع مقدس، همین مسأله تقابل با اسراف و ریخت و پاش است:

«گونی‌های نان خشک را چیده بودیم کنار انبار؛ حاجی وقتی فهمید خیلی عصبانی شد. پرید به ما که دیگه چی؟ نون خشک معنی نداره! از همان موقع دستور داد تا این گونی‌ها خالی نشده، کسی حق ندارد نان بپزد و بدهد به بچه‌ها. تا مدت‌ها موقع ناهار و شام، گونی‌ها را خالی می‌کردیم وسط سفره و نان‌های سالم‌تر را جدا می‌کردیم و می‌خوردیم.»2

گاهی استفاده درست از وسایلی که دور و برمان به وفور یافت می شود می تواند منشأ برکات زیادی برای همگان باشد به طور مثال به این نمونه در اردوگاه های اسارت توجه کنید:

«به مرور، فکر کتبی شدن آموزش به ذهن‌ها خطور کرد. ابتدا از وسایلی مانند چوب و ذغال و خاک استفاده می‌شد. به تدریج استفاده از عکس‌های بیمارستانی، کاغذ سیگار و جعبه‌های پودر رختشویی نیز متداول گردید. مقواهای پودر رختشویی را خیس کرده و در آفتاب قرار می‌دادیم. هر طرف آن به چند تکه کاغذ تبدیل می‌گردید. بعدها با کم شدن فشار محدودیت‌ها، گاهی از سوی صلیب سرخ نیز کاغذ و خودکار دریافت می‌کردیم.»3

 شاید کسی پیش خودش بگوید این نوع استفاده از وسایل بی ارزش مربوط به دوره سخت اسارت بوده و الان فایده ای ندارد که به این جور مسائل توجهی نشان بدهیم.

حالا برویم سر اصل مطلب!

خانم صفورا غله زاری یک معلم بازنشسته در شهرستان انزلی است. جالب است بدانید او در ابتکاری زیبا با جمع آوری و فروش کاغذهای باطله که شاید دور و بر همه ما به وفور یافت شده و ارزشی برای آن قائل نمی شویم، توانسته است هفت کتابخانه برای مردم شهرش راه اندازی کند! او با جمع آوری درهای پلاستیکی بطری های یکبار مصرف نیز موفق به خرید و اهدای چند ویلچر به معلولین نیازمند شده است.4

جالب بود، نه؟ کار خیر کردن لزوماً نیازمند توانمندی مالی نیست. از این که بگذریم گاه با همین اقلام به ظاهر بی ارزش که در سطل زباله می اندازیم می شود بسیاری از نیازهای خود یا جامعه را برطرف ساخت، چه برسد به این که بخواهیم با صرفه جویی و مصرف درست در داشته های خود و نعماتی که خدا در اختیارمان قرار داده زمینه ترقّی، رشد و آبادانی را فراهم آوریم. بسیاری از فرصت ها را فقط به خاطر غفلت است که از دست می دهیم.

1- خطبه عیدفطر 1386

2- مریم برادران، مجموعه‌ی یادگاران، کتاب همت، ص 51، روایت فتح.

3-  صبح دوکوهه، ویژه نامه‌ی آزادگان، ص 3، حجت‌الاسلام صالح آبادی.

4- سایت خبرگزاری فارس 24/11/97

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این رتبه اول را نمی خواهیم!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۸، ۰۵:۰۰ ب.ظ

"لایکلف الله نفساً الا وسعها" فقط به این معنی نیست که خداوند انجام تکلیفی که در طاقت ما نباشد را انتظار ندارد. البته یک معنایش قطعاً همین است که مثلاً کسی که توان ایستادن ندارد، واجب نیست نمازش را ایستاده بخواند، باید بنشیند و ...

اما کسی که توان ایستادن دارد هم نباید نماز را نشسته بخواند. این معنای دیگر عبارت "لایکلّف الله نفساً الا وسعها" است.

ما بابت امکاناتی که در اختیار داریم باید پاسخ گو باشیم. شکر نعمت های الهی، بهره گیری به جا و صحیح آن است. کسی که می تواند ده کار خوب انجام بدهد، نباید به انجام یکی دو کار خوب قانع باشد.

یکی از تکان دهنده ترین جملات مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در همین باره است:

"گفته شده‌ است که ایران از نظر ظرفیّت های استفاده‌نشده‌ طبیعی و انسانی در رتبه‌ اوّل جهان است. بی شک شما جوانان مؤمن و پُرتلاش خواهید توانست این عیب بزرگ را برطرف کنید."

ایران مستعد پیشرفت است. باید از وسعت امکانات مادی و معنوی خود نهایت بهره را برای رشد کشور گرفته و ظرفیت های موجود را قدر بدانیم.

خدمات و پیشرفت هایی که در جمهوری اسلامی به رغم همه موانع و مشکلات صورت گرفته با هیچ یک از دوره های تاریخ این کشور قابل قیاس نیست؛ اما باید فهرستی از کارهای بر زمین مانده و ظرفیت های دست نخورده را نیز تهیه کرد و در راه بهره گیری مناسب از آن همت نماییم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

رونق اقتصادی نیازمند کار فرهنگی است

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۸، ۰۸:۴۱ ب.ظ

رونق اقتصادی، راهکار نجات کشور از وابستگی و مسیر پیشرفت و توسعه این مرز و بوم است.

یک کشور با اقتصاد قوی و مستقل می تواند در قبال همه فشارها و تحریم های دشمنان مقاومت نشان داده و اهداف و آرمان هایش را پیش ببرد.

در این بین باید دقت داشت که رونق تولید ملی به عنوان شرط اصلی رشد اقتصادی ممکن است با موانعی مواجه باشد که برای رفع آن باید چاره ای اندیشید و به بعضی ضرورت ها توجه نشان داد:

·         واردات بی رویه کالای خارجی که مشابه داخلی دارد، سمّی مهلک برای حیات اقتصادی کشور است.

·         با قاچاق کالا باید مقابله ای جدی صورت بپذیرد.

·         بی کیفیتی در بعضی تولیدات داخلی، منجر به بی اعتمادی نسبت به محصولات ساخت کشور می شود.

·         سیاست های بانکی و اقتصادی کشور باید دارای ثبات بوده و از تولیدکنندگان و صادرکنندگان حمایت نماید.

·         فرهنگ حمایت از تولید داخل باید در سطح جامعه گسترش پیدا کرده و مردم باور کنند که اگر از بیکاری جوانان گله دارند باید به مصرف محصولات داخلی اهتمام بیشتری نشان بدهند. مردم باور کنند که پیشرفت و رفاه کشور در گرو نشاط و استقلال اقتصادی است.

·         تفاخر به خرید کالای خارجی و برندهای معروف، فرهنگی ویرانگر در راستای نابودی اقتصاد کشور است.

·         تن دادن به کارهای سخت و روحیه خودباوری به منظور ورود به عرصه های دشوار تولید اعم از صنعتی و کشاورزی باید به عنوان یک افتخار و باور در جامعه ترویج شود.

·         مفاسد اقتصادی، ناامیدی را در فعالان عرصه تولید دامن خواهد زد.

·         سرمایه های خرد و کلان نباید در مسیرهای بیهوده و گاه مضرّ مثل دلالی و یا سرمایه گذاری های غیر مولّد مانند خرید املاک و ارز و ... به کار گرفته شود. در این خصوص به مشوّق هایی برای ترغیب مردم به سرمایه گذاری های سالم نیازمندیم.

با این وصف به نظر می رسد رونق تولیدات داخلی، نیازمند تقویت مولفه هایی چون اندیشه و فرهنگ در مسئولان و مردم است.


  • سیدحمید مشتاقی نیا