اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۴ اسفند ۹۹، ۲۰:۵۲ - شهردار بابل
    🙄🙄

۵۰ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

کتاب هایی که فقط از جلدشان رونمایی شد!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۱۸ ق.ظ

kth7_photo_2018-06-14_17-12-01.jpg


همین دیروز بود که دوباره دیدم این تصویر و خبر مربوط به آن در بعضی از گروه های مجازی منتشر شده.

برایشان توضیح دادم که این تصویر مربوط به چند سال پیش از این است.

نکته بعد این که خبر مرتبط با این تصویر ادعایی بیش نیست. مسعود ده نمکی فقط ادعا می کند که از هشتاد جلد کتاب فرهنگنامه اسارت و آزادگی رونمایی کرده است. تا سال 84 فقط پنج جلد از این مجموعه منتشر شد که حاوی ایرادات عجیب و اساسی بود که نقد آن را در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر کردم.

از آن پس تا همین سه چهار سال قبل که پایان فعالیت مجموعه اعلام شد و نیز تا به امروز هیچ مجلد دیگری از این مجموعه منتشر نشده است. در واقع مسعود ده نمکی تنها از تصاویر جلد هشتاد کتاب رونمایی کرده است نه از خود کتاب ها.

این نقد البته، زحمات ماندگار ده نمکی در عرصه تولید آثار سینمایی را تحت الشعاع قرار نمی دهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

امان از خیرخواهی نابجا!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۵۲ ب.ظ

مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیر، صدور مجوز برای مذاکره با آمریکا در جریان توافق زیان بار برجام را اشتباه خواند.

در حالی که صفحات شخصی بعضی از حضار و نیز رسانه های آن سوی آب این جمله رهبر انقلاب را پوشش دادند سایت معظم له در اقدامی عجیب و حاشیه ساز اقدام به حذف این عبارت نمود.

با اعتراض گسترده نیروهای مستقل انقلاب و انتشار صدها متن انتقادی و تمسخرآمیز که بیانگر بدبینی بخشی از جامعه انقلاب نسبت به تعدادی از کارکنان بیت بود سایت مقام معظم رهبری مجبور شد به بهانه رفع تحریف! و البته بدون عذرخواهی در قصور تاریخی خود اقدام به نشر یکی از جملات حذف شده ایشان بنماید.

سایت مذکور تاکید نمود که تعبیر رهبر انقلاب معطوف به اشتباه در اجازه برای مذاکره با آمریکا بوده نه اجازه برای مذاکره برجام!

صفحات مجازی نیروهای انقلاب البته همچنان مملو از طعنه به این واکنش سایت مذکور است.

عده ای می گویند اگر مذاکره با کدخدا نبود که از اساس برجامی شکل نمی گرفت.

عده ای می گویند گویا نگرانی برای اعتبار برجام باعث واکنش بیت به حواشی اخیر شده نه دغدغه برای حفظ اعتبار بیت و امانت داری در انتشار کلام آقا. انگار سایت آقا را هم حسام الدین آشنا مدیریت می کند....

و حرف های دیگری که از بازگو کردن آن اجتناب می ورزم.

به راستی که خرس خاله ها گاه ضربه ای وارد می کنند که از کار هیچ دشمنی ساخته نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حتی در دستشویی هم به یاد خدا باشید!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۵۳ ق.ظ

کج سلیقگی در دستشویی‌های امامزاده قاسم تجریش


یکی از سایت های خبری معروف کشور، تصویری از سر در سرویس بهداشتی یکی از امامزادگان منتشر کرد و به استفاده از صفات خدا در کاشیکاری آن ایراد گرفت و این امر را وهن به اسماء الهی و نامتناسب با فضای مورد نظر دانست.

مدتی قبل در محفلی زنانه، خانم محترمی تلفظ سوره انعام را با کسر الف قرائت کرد. برایش اصلاح کردم و گفتم: انعام درست است با فتح الف.

قبول نکرد و از قول حاج خانم استاد جلسه شان که تحصیلات دینی خاصی نداشت استدلال آورد که انعام با فتح الف به معنای چهارپایان است و این نام وهن کلمات الهی به حساب می آید!

برای این بانوی بزرگوار و سایر حضار توضیح دادم که نام چند سوره قرآن به اسم حیواناتی چون گاو و ... شهرت دارد. ممکن است ما در محاوره و فرهنگ ارتباطی خود نام حیوان را توهین فرض کنیم؛ اما گاو و سایر موجودات، مخلوقات خدا هستند و قرار نیست خدا کلامش را بر اساس ذهنیت های غلط بشر شکل بدهد. هر یک از حیوانات تمثیلی از قدرت و نعمت خداوند بوده و فلسفه ای برای خلقتش وجود دارد و ...

خوانندگان محترم وبلاگ اگر یک جستجوی ساده در اینترنت انجام بدهند و یا به کتب معتبر ادعیه مراجعه کنند خواهند دید که حتی برای وقت تخلّی و در زمان استفاده از سرویس بهداشتی نیز ذکرها و دعاهای مخصوصی سفارش شده است تا ما در همه حال، خود را محتاج و وابسته به خدا دانسته و از یادش غافل نباشیم.

یاد حرف استاد بزرگواری افتادم که توصیه می کرد در هر لحظه و در هر کاری ، نیّت خدایی داشته باشید و قصدتان عبادت باشد. غذا که می خورید، قربتاً الی الله باشد و به خدا بگویید که من با غذا خوردنم قصد دارم نیرویی در بدن اندوخته تا خدمت و عبادت بیشتری بنمایم و به دستشویی هم که می روید به خدا بگویید که به امید تو می خواهم آفات را دفع کرده و بدنم را سالم نگاه بدارم تا توفیق بیشتری در خدمت و طاعت داشته باشم. این گونه است که برای نفس کشیدنتان هم می توانید ثواب ذخیره کنید.

واقع امر آن است که اگر خدا نخواهد، بستن بند کفش که هیچ، حتی امکان تخلّی هم نخواهیم داشت. به بیمارستان ها سری بزنید و ببینید بیمارانی را که برای دفع طبیعی فضولات بدن چه زجر و مشقتی را تحمل کرده و چگونه دست به دامان خدا می شوند.

در هر نفس به یاد خدا و لطف او احتیاج داریم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه های ناتمام یک دستبرد!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۴۸ ب.ظ

فضای مجازی مملو از واکنش کاربران نسبت به سانسور بخش مهمی از سخنان دیروز مقام معظم رهبری توسط سایت متعلق به دفتر ایشان است.

مقاله یکی از نویسندگان ارزشی را در این باره می خوانید:

سرویس سیاسی پایگاه 598-امین فرج اللهی؛ باز هم ماجرای حذف بخشی بیانات رهبرمعطم انقلاب توسط بیت رهبری حاشیه ساز شده. اما ماجرا چیست؟


اول: برخلاف تصور عمومی که وجود دارد، نه سایت Khamenei.ir و نه صدا و سیما هیچکدام متن و فیلم دیدارهای رهبری را حذف نمی‌کنند، یعنی اصلا و اساسا اجازه این کار را ندارند. اگر دو سایت leader.ir  و Khamenei.ir را رصد کرده باشید، دقایقی پس از دیدار، «خبر دیدار» که حاوی رئوس مطالب مطرح شده توسط رهبری و گاهی «عین برخی جملات»  است منتشر می‌شود.

* چند ساعت بعد هم «متن بیانات» که پیاده شده صحبتهای رهبری است منتشر می‌شود. متن بیانات که اهمیت بیشتری دارد، توسط «دفتر رهبری» که زیر نظر آقای حجازی است تهیه می‌شود و سایر رسانه‌ها- حتی سایت Khamenei.ir  - موظفند آن متن را منتشر کنند.  صدا و سیما نیز نسخه فیلمی از دیدار را پخش می‌کند که توسط دفتر رهبری تدوین و برایش ارسال شده است.

دوم: واقعیت آن است که آقای حجازی از طرف شخص رهبری، اجازه دخل و تصرف در متن بیانات منتشره را دارند. اما یک سوال! هدف از حذف برخی جملات رهبری چیست؟ غیر از این است که حول آن صحبت در فضای رسانه‌ای «حاشیه‌سازی» نشود؟ حالا یک سوال دیگر! اگر ما در این فرآیند جوری عمل کنیم که منجر به «هزینه‌زایی مضاعف» شود چه؟ چند مورد جنجالی سالهای اخیر را مرور کنیم. جمعی از دانشجویان در دیداری که سالی یکبار برگزار می‌شود حاضر بوده‌اند و از ایشان شنیده‌اند که «من استالین نیستم» یا شنیده‌اند که تلویحا تسخیر سفارت انگلیس را محکوم کرده‌اند. یا در دیدار اخیر مردم از رهبری شنیده‌اند که  در قضیه مذاکره با آمریکا اشتباه کردم به دولت اجازه دادم. بعد در تیتر و خبرهای منتشره توسط بیت رهبری، آن جمله سانسور شود. چه اتفاقی می‌افتد؟ کلی جنجال توسط افراد حاضر در دیدار و رسانه‌های مغرض و غیر مغرض داخلی و خارجی به راه می‌افتد که فلان جمله حذف شده توسط سایت رهبری چه بود؟ چرا سخنان رهبری سانسور می‌شود؟ چه کسی سخنان رهبری را سانسور می‌کند و کلی تیتر و مطلب و تحلیل های این مدلی.

خب بینی و بین‌الله این کار دفتر رهبری حاشیه‌سازتر و آسیبب‌زاتر است یا انتشار همان یک جمله؟ شما با سانسور آن جمله و تعبیر می‌خواهید جلوی انتشارش را بگیرید ولی با این کارتان هم آن جمله بیشتر شنیده شده و بلکه در فضای خبری ترکیده؛ هم کلی حاشیه و جنجال و فحش از طرف جاهلان و مغرضان و کلی شبهه از طرف دوستان به رهبری و بیت رهبری بار کرده‌اید. غیر از این است؟

سوم: نکته قابل توجه دیگر این است که اساسا چرا نباید این فرآیند تهیه بیانات رهبری به اطلاع مردم برسد؟ اینکه هر دفعه سر حذف بخشی از بیانات رهبری، عده‌ای سایت Khamenei.ir را شماتت کنند، عده‌ای صدا و سیما و  عده‌ای آقای حجازی و دفتر را و به خاطر سکوت همه این مجموعه‌ها در اینباره، جریان حزب‌اللهی هم بر شبهاتش افزوده شود بهتر است یا اینکه یک بار این فرآیند و ابعادش تبیین شود و به این سوال پاسخ داده شود که چرا بیانات رهبری که در جمع عمومی بیان می‌شود سانسور می‌شود؟ آیا با این کار آن حاشیه‌سازی‌های مغرض و مسموم ضدانقلاب و بدخواهان بی‌اثر و شبهات دوستان برطرف نمی‌شود؟

از چه چیزی می‌ترسیم؟ وقتی رهبری حرفی را در علن و در دیدار عمومی می‌زنند چرا باید برخی جملاتش حذف شود و آن اقدام اینچنین حاشیه‌ساز شود؟ می‌فرمایند تصمیم بر این است؟ باشد، نتیجه‌اش را که دیده‌اید، بهتر نیست بازخوردهای این اقدام را ارزیابی کرده و اگر اشتباه است اصلاحش کنیم؟ 

* از این میترسیم که مردم بشنوند رهبری گفته من اشتباه کردم؟ با این نگاه باید آن بخش از منشور روحانیت که امام‌خمینی فرمود "من امروز بعد ‌از ده سال ‌از پیروزی انقلاب اسلا‌می همچون گذشته اعتراف می‌کنم ‌که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهمه کشور به گروهی ‌که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته‌اند، اشتباهی بوده ‌است ‌که تلخی آثار آن به راحتی ‌از میان نمی‌رود، گر چه در آن موقع ‌هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاح‌دید و تأیید دوستان قبول نمودم" یا آن صحبت مرداد 58 که گفتند ما در مسامحه با ضدانقلاب اشتباه کردیم و "من توبه میکنم از این اشتباهی که کردم" را هم از تاریخ حذف کنیم!!
  • سیدحمید مشتاقی نیا

خواهر گلم، همان ریش پروفسوری است!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۳۲ ق.ظ

عده ای دوست دارند خودشان را به روز نشان داده و بگویند که از چرخه روزگار عقب نمانده اند در عین حال نمی خواهند نسبت به فضای سنّتی جامعه بی اعتنا بوده و از چرخه مذهب هم عقب بمانند. بعضی از آنهایی که نیمی از محاسنشان را تا ته تراشیده و نیمی دیگر را باقی می گذارند (ریش پروفسوری) یک همچین وضعیتی دارند!

آنهایی که در فضای مجازی خطاب به خانم ها از تعبیر "خواهر گلم" استفاده می کنند هم همین حکم را دارند. هم می خواهند خودشان را متشرع نشان داده و حسن نیّت خود در برقراری ارتباط کلامی با نامحرم را ثابت کرده و آن را در چهارچوب ارتباط مشروع و متعهدانه خواهر و برادری بگنجانند هم هوای نفس قلقکشان می دهد که از فرصت گفتگوی مجازی برای ایجاد صمیمیت با نامحرم بهره گرفته و شانسشان را امتحان کنند. این جاست که ترکیب واژگانی "خواهر گلم" خلق شده و کاربرد دو منظوره اش را به رخ می کشد.

از من می شنوید کسی که زن نامحرم را گل خطاب می کند، ادعای حُسن نیّتش خیلی صادقانه نیست!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دایه های دلسوز!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

الان داغ تر از مباحث سرنوشت ساز و مهمی که دیروز رهبر معظم انقلاب مطرح کرد موضوع حذف و سانسور بخشی از سخنان ایشان است که در شبکه های مجازی حاشیه را به متن تبدیل کرده است.

بعنوان یک طلبه حزب اللهی آزادی بیان لازم را برای اظهار نظر پیرامون این موضوع ندارم اما به دوستان سایت رهبری تذکر می دهم حواسشان باشد که بی اعتمادی مردم و نیروهای انقلابی به رسانه های مرجع، نفعی برای انقلاب نخواهد داشت. لطفا نگاهی به تیتر رسانه های ضدانقلاب و بعضی کانال های داخلی پیرامون صحبتهای دیروز آقا بیندازید.

دوره بولتن سازی و بولتن خوانی دیگر به سر آمده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اشک تمساح!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۴۳ ب.ظ

bfc_photo_Û²Û°Û±Û¸-Û°Û¶-Û±Û±_Û°Ûµ-Û´Û´-Û²Û¶.jpg


ما هم معتقدیم باید مراقب بود سهم ایران از دریای خزر نادیده گرفته نشود؛ کما این که در همه قراردادهای بین المللی با چشمی باز باید از منافع کشور و ملت دفاع کرد؛ اما این که رادیو فردا همراستا با سایر رسانه های وابسته به بیگانه در ماجرای ننگین برجام دغدغه ای نشان نداده و بابت زیان بزرگی که گریبان گیر کشورمان شد سکوت کرد، اما ناگهان نگران از دست رفتن سهم ایران از دریای خزر شده، قطعاً مشکوک و باور ناپذیر است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اباالفضلی ها بخوانند

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۴۰ ب.ظ

g45x_photo_2018-06-10_06-20-43.jpg


حاج عباس از پیرمردهای خوش مشرب و باصفایی بود که وجودش برای اسرا، نعمتی بزرگ محسوب می شد. سعی می کرد در حق اسرای جوانی که بی نام و نشان در اردوگاه تکریت یازده، به دور از خانه و کاشانه شان و با سرنوشتی نامعلوم به سر می بردند، پدری کند.

حاج عباس ترکش های ریز زیادی در بدن به خصوص در سر و صورت داشت و از عوارض سلاح های شیمایی دشمن هم رنج می برد. سال 67 بود. حسابی لاغر و ضعیف شده بود. به مرور در گردن او غده ای رشد کرد و به اندازه مشت دست رسید. اردوگاه از کمترین امکانات بهداشتی و درمانی بی بهره بود. غده او هر روز بزرگ تر می شد، چرکی می کرد و حالش را رو به وخامت می برد.

بچه ها افتادند به جان عراقی ها و آن قدر اصرار کردند تا بالاخره مسئول اردوگاه راضی شد تا او را برای مداوا به بیمارستان اعزام کند.

در بیمارستان بعد از معاینه و آزمایش به حاج عباس می گویند که درمانش بی فایده است، چرک های گردنش به مغزش می رسد و او به زودی بر اثر این بیماری از دنیا خواهد رفت.

حاج عباس خودش را نباخت. آرام و با تأنی خواهش کرد او را به اردوگاه برگردانند تا آخرین روزهای عمرش را در کنار همرزمان و فرزندان اسیرش سپری کند. بعثی ها ابتدا نپذیرفتند؛ اما با اصرارهای او بالاخره متقاعد شدند که درخواستش را عملی کنند.

حاج عباس به اردوگاه بازگشت و بچه ها با شنیدن ماجرا، غمگین و افسرده شدند. حاج عباس روحیه اش را حفظ کرده بود که مبادا اسیری در این دیار غربت به خاطر بیماری او دچار ناراحتی شده و غصه بخورد. بچه ها هم ظاهرشان را حفظ می کردند ولی در درون خود می سوختند و از خدا می خواستند به او عمری دوباره بدهد تا همسر و فرزندانش را یک بار دیگر ببیند.

حال حاج عباس رو به وخامت گذاشته بود. بچه ها تا پاسی از شب بربالینش می نشستند. با این حال برای نماز صبح که بیدار می شدند شک داشتند او همچنان زنده است یا نه!

یکی از بچه های اصفهان که رزمنده ای با صفا بود، نماز و دعایی خواند و توسلی گرفت و گفت: ما که این جا دارایی مادی و با ارزشی نداریم که بخواهیم آن را در راه خدا نذر کنیم، به دلم افتاد که به نیّت حضرت قمر بنی هاشم، نفری صد صلوات برای شفای حاج عباس بفرستیم. ان شاءالله خدا لطفی کرده و حیات دوباره ای به او می بخشد.

دوستان با این پیشنهاد موافقت کردند. آشپزها که رابط اسرای اردوگاه بودند این خبر را به همه آسایشگاه ها رساندند. شب، بعد از نماز مغرب و عشاء همه اسرای اردوگاه که حدود 1700 نفر می شدند شروع کردند به فرستادن صلوات. 170000 صلوات ختم شد.

بچه های آسایشگاه ما هم دور حاج عباس حلقه زدند و صلوات می فرستادند و برای سلامتی اش به درگاه الهی تضرع می کردند.

آقا سیف الله شعبانی سر حاج عباس را به زانو گذاشته بود و آرام نوازش می داد تا در این آخرین ساعات عمر و در فراق فرزندان و بستگانش کمتر احساس غربت کند.

ناگهان حاج عباس چشم باز کرد و به شدت گریست. سیف الله و اندکی بعد سایر دوستان نیز به گریه افتادند و اشک از چشمانشان سرازیر شد.

حاج عباس زبان باز کرد و گفت: بچه ها من در اسارت و در اردوگاه نمی میرم...

همه با تعجب نگاهش می کردند. ادامه داد: لحظاتی پیش که چشمانم بسته بود، احساس کردم نفس های آخرم را می کشم، روحم دارد از بدن جدا می شود و ثانیه های واپسین عمرم را می گذرانم. در عالم رویا یک آن جوان نورانی و رعنایی را دیدم که دست در بدن نداشت و همراه با نوجوانی به سمت من آمد. نوجوان آمپولی به دست داشت. از آن جوان خوش سیما و رشید کسب تکلیف کرد و با دستور او آمپول را به دستم تزریق نمود، دعایی برای من خواندند و رفتند. الان حال خوشی دارم ...

ذکر الحمدلله و سبحان الله از لب بچه ها جدا نمی شد. انگار که خبر آزادی شان را شنیده باشند قند توی دلشان آب شد و از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند. توسلشان جواب داده بود. ندای یا عباس، یا اباالفضل و یا ماه بنی هاشم به آسمان برخاست. خبر به آسایشگاه های دیگر رسید و عنایت علمدار کربلا اشک را از چشمان همه اسرای در بند و دلسوخته روانه ساخت.

حاج عباس تقی پور سال 69 همراه با سایر اسرا آزاد شد و به میهن بازگشت و توانست یک بار دیگر اهل و عیالش را ببیند.

سال 82 بیماری اش دوباره عود کرد و حالش رو به وخامت گذاشت و سرانجام در شهریور همان سال به دوستان شهیدش پیوست. مزار او در گلزار روستای بالا احمد چاله پی بابل، زیارتگاه مریدان اهل بیت است.

بازنویسی شده بر اساس روایتی از پاسدار آزاده، عابدین پوررمضان، کانال سنگر شهدا

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مرد نیوزیلندی برای فیلمبرداری مخفیانه از زنان در حمام مجرم شناخته شد!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۳۰ ق.ظ

خبر همان است که در تیتر خواندید.

این خبر را از چند منظر باید بررسی کرد.

اول از همه خیالتان را راحت کنم که منبع این خبر سایت بی بی سی است و نه مثلاً یکی از نهادهای داخلی که نفعی از جعل یا بزرگنمایی آن داشته باشد.

بر اساس آمارهای رسمی، 74 درصد از مردم ساکن در کشور نیوزیلند اروپایی هستند.

در این کشور آزادی های جنسی، امری معمول و قانونی است.

حالا به این خبر از این منظر نگاه کنید که به زعم برخی، آزادی جنسی، آزادی در روابط و نیز آزادی در انتخاب نوع و سطح پوشش، واکسنی برای دوری جامعه از ولع و آزار جنسی و خوی تجاوزگری تلقی می شود. اخبار متعدد از دنیای غرب و غرب باوران گواهی می دهد که هر چقدر آزادی جنسی گسترش پیدا کرده، رفتارهای شهوانی در جامعه ظهور بیشتری داشته است.

ارضای نیازهای شهوانی لزوماً تنها دلیل ارتکاب جرایم جنسی نیست. زیاده خواهی، تنوع طلبی، برتری جویی، عقده های روانی و ... نیز می تواند از جمله عوامل بروز التهاب در رفتار جنسی به شمار آید.

جالب است بدانید مرد نیوزیلندی انگیزه این اقدام خود را هیجان طلبی دانسته است:

"این مرد که اهل خلیج هاک، در شمال نیوزیلند است از دسامبر سال ۲۰۱۷ تا فوریه ۲۰۱۸، ۲۱۹ مورد فیلم مخفی ضبط کرده است. نام او به خاطر رعایت حال همسرش اعلام نشده است.

او اعتراف کرده که تعدادی از این ویدئوها را در یک سایت پورنوگرافی در اینترنت منتشر کرده است.

 اغلب قربانیان زیر ۳۰ سال بودند و دوربین‌های پنهان شده قسمت‌هایی بین شانه‌ها و زانوهای آنها را فیلمبرداری کرده بود. در مواردی هم صورت این افراد در فیلم مشخص شده است.

مشخص نیست که دوربین‌های جاسازی شده، دست‌ساز بوده یا از طریق اینترنت خریداری شده است.

این زنان که بین یک شب تا دو هفته در هتل این مرد اقامت داشتند از طرف پلیس شناسایی و از این مساله مطلع شدند.

آنها در یک بیانیه دسته جمعی اعلام کردند که از اقدام این مرد، شوکه شده و احساس شرم، خشم و تحقیر می‌کنند.

این مرد چند ماه پیش و پس از بازداشتش گفت که این کار را فقط به خاطر هیجان انجام داده است."

بر اساس قوانین نیوزیلند این مرد ممکن است به حداقل چهارده سال زندان محکوم شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

انّا نشکو الیک غیبة ولیّنا ...

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۵۱ ق.ظ

به نوبه خودم از چند روزنامه ای که تیتر یک امروز صفحه نخست خود را فارغ از هیاهو و قیل و قال های ملال آور داخلی، به جنایت آل سعود خبیث و مظلومیت مردم بی دفاع یمن اختصاص دادند تشکر می کنم.

در این میان عکس و تیتر روزنامه اعتماد را بیشتر پسندیدم. انشاءالله به حرمت خون شهدای مظلوم جبهه جهانی اسلام، شاهد نابودی صهیونیسم خون آشام و آل سعود کودک کش باشیم:


چگونه احمدی‌نژاد استخوان در گلوی سیاست شد؟ /نگرش ملی ایرانی‌ها و نگرش ملی ترک‌ها در قبال دلار/وای بر ما اگر حرف‌های جلسه استیضاح راست باشد

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شکم از نگاه علی علیه السلام!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۳۶ ق.ظ

پرخوری را می توان به عنوان یکی از مصادیق اسراف، مورد نهی اسلام دانست و از آن به عنوان یک منکر نام برد.

حضرت علی علیه السلام پرخوری را از دو بعد مادی و معنوی، زیان بار می داند:

اَقلِل طعامَک، تَقلِل سَقاماً

خوراکت را کم کن، بیماریت کم می شود.

قِلّةُ الأکل من العفاف

کم خوردن، از پاکدامنی است.

در مورد ضررهای جسمی پرخوری، علم پزشکی به اندازه کافی هشدارهای لازم را بیان کرده است. روانشناسان و محققان عرصه های اجتماعی نیز درباره تأثیر پرخوری و شکم بارگی در تقویت قوای شهوانی و تمایل به هنجار شکنی، نکات قابل توجهی را منتشر نموده اند.

برای تبیین بهتر این موضوع به حدیث دیگری از مولای متقیان می توان اشاره کرد:

أمقَتُ العبادِ الی الله سبحانه، مَن کانت همَّتُهُ بَطنَهُ و فَرجَه

دشمن ترین بندگان نزد خدای سبحان، کسی است که همتش خوردن و شهوت باشد.

امیرالمومنین در مذمت کسانی که جز به خوردن نمی اندیشند چنین می فرماید:

مَن کانت هِمَّتَهُ ما یَدخُلُ بَطنَهُ کانت قیمتُهُ مایَخرُجُ منه

کسی که همتش فقط در چیزی است که می خورد قیمتش به اندازه همان چیزی است که از او خارج می شود!

دانشجوی شهید سید علی اکبر شجاعیان تعبیر جالبی از آدم های شکم پرست و عافیت طلب دارد که خواندن آن خالی از لطف نیست:

"شمایی که بستر نرم و غذای گرم و لذت زودگذر دنیای فانی را انتخاب نموده اید در قبال آخرت که دار باقی است شما مرده اید، مرده ای متحرک، این جسمتان است که حرکت می کند و غذا می خورد و می خوابد."

یک نکته آموزنده هم از کلام مولا درباره نوع غذایی که می خوریم، بیاموزیم:

کُن کالنَّحلَةِ اذا أکلت، أکلت طیّباً

مانند زنبور عسل باش وقتی می خورد، چیز پاکیزه می خورد.

هم باید پاک و حلال خورد و هم غذایی را انتخاب کرد که از نظر فایده جسمی، بیشترین نفع را به بدن و سلامتی انسان برساند.

منبع احادیث: جلوه های حکمت، ص51

  • سیدحمید مشتاقی نیا