اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۴ اسفند ۹۹، ۲۰:۵۲ - شهردار بابل
    🙄🙄

۲۵ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

ساده ترین راه برای سیلی زدن به عربستان

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳ مهر ۱۳۹۴، ۰۵:۳۵ ق.ظ


حال و حوصله تحلیل وقایع اخیر حج را ندارم. فقط یک جمله بگویم و بروم: اگر از آل سعود خشمگین هستید، اگر می خواهید بغض فروخفته تان را نسبت به جنایات بی شمار غاصبان حرمین شریفین ظاهر کنید، اگر می خواهید نفرت انقلابی تان از بی کفایتی خائنان مکتب وحی را به اثبات برسانید، خدا امروز بهترین راه را پیش پایتان قرار داده است.

مرگ بر آل سعود گفتنمان سر جای خودش، تحلیل های رنگارنگ و نکته بینی ها هم به جای خود، پز روشنفکری و حمله به واجبات دینی هم یک طرف، حق تجمع مقابل سفارت عربستان هم محفوظ؛ اما مردانه ترین، قاطعانه ترین، مؤثرترین و ساده ترین راه برای سیلی زدن به آل سعود خبیث، کمک و حمایت از مردم مظلوم یمن است. ریش عربستان آنجا گرو است.  

راستی آن ناجوانمردهایی که شایعه می کردند داروخانه های ایران از داروهای مورد نیازشان خالی است چون همه را به یمن ارسال کرده اند! امروز با عیان شدن رذالت دولت سعودی چه حالی دارند؟

همه آن چه که از جنایات و توحش سعودی ها درباره ایرانیان سراغ داریم در مقابل آن چه که این بی شرف های کودک کش در یمن رقم زده اند چندان به چشم نمی آید. آنهایی که می گویند چرا شعار می دهیم، آنهایی که فقط در فضای مجازی دم از غیرت ایرانی می زنند، مرد باشند و پا به میدان عمل بگذارند. جبهه مظلوم یمن، نیازمند غیرت و حمیّت انسان های آزاده است. امروز یمن، کربلاست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

- گوشت، چای و خمپاره!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۴، ۱۲:۰۶ ب.ظ


به طور معمول روضه که تمام می شد از من می خواستند دعای آخر روضه را بخوانم. یک بار برنامه ی روضه بود. بعضی بچه ها سر به سجده گذاشته بودند و گریه می کردند. فضای معنوی زیبایی بود. من هم سرم را به سجده گذاشتم. از فرط خستگی خوابم برد. شاید بقیه فکر کردند که من دارم گریه می کنم. حمید حکمت پور کنارم نشسته بود. او متوجه شد من خوابم. تنه ای به من زد. زود از جا پریدم. فکر کردم مجلس تمام شده و باید دعا بخوانم. با همان حالت خواب آلود گفتم: خدایا خمپاره ای را بر روی سنگر ما بفرست! بچه ها یادشان رفت که دارند گریه می کنند. با شنیدن این جمله، همه زدند زیر خنده. بین خواب و بیدار بودم و گمان کردم بچه ها دارند گریه می کنند. ادامه دادم: خدایا برای اسرای ما گوشت و چای بفرست... دیگر بچه ها از خنده، منفجر شدند. حمید حکمت پور داد زد: چه کار می کنی تو؟ خوابِ خوابی ها!!

خاطره ای از حجت الاسلام ماندگاری - کتاب بی نصیب

  • سیدحمید مشتاقی نیا

رقابت بین شاخ و شاخه جدی شد!!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۴:۱۶ ب.ظ


همین الان تصور کنید یک نفر جلویتان نشسته، ژست همه چیزفهمی به خودش گرفته، پیپ در گوشه لبش دارد و دود آن را حلقه حلقه بیرون می دهد و بعد به شما – لابد – از سر خیرخواهی توصیه می کند که فرزندم! به جای شستن دستانت برو دندانت را مسواک بزن!

واقعاً در قبال این ترشح ذهنی او، چه واکنشی از خود نشان می دهید؟ اصلاً چاره ای جز خنده و تمسخر خواهید داشت؟!! مگر منافاتی دارد که آدم هم دستش را بشوید و هم دندانش را مسواک بزند؟ چه کسی گفته ما در دو راهی دست شستن یا مسواک زدن قرار داریم؟ مگر هر کدام از اینها خاصیت خودش را ندارد؟ مگر این یکی می تواند جای آن یکی را پر کند؟

این فقط یک مثال ساده بود برای آن که ثابت کنم سطح فکری بعضی آدم های پرادعا که خودشان را صاحب فضل و خرد دانسته و توقع دارند نگاه بقیه همیشه به دهان آنها باشد اتفاقاً چقدر پایین و تمسخربار است.

قصه بالا شبیه این است که یکی پیدا بشود و ایده بدهد که به جای کشتن گوسفند و اهدای گوشت آن به مستمندان، راه بیفتید و درخت بکارید! واقعاً خنده تان نمی گیرد که مگر نمی شود هم گوسفند قربانی کرد و به فقرا خیری رساند و هم درخت کاشت؟ چه کسی گفته این دوکار در تقابل با هم قرار دارند؟ چه کسی گفته کار نیک درختکاری با تمام فوایدی که دارد از رسیدگی به فقرا بالاتر است؟ اصلاً این جماعتی که با شنیدن یک حرف تازه، بی حساب و کتاب، قرار از کف می دهند چه وقتی قرار است از نعمت تعقل بهره بگیرند؟!

راستی این کسانی که دنبال نفی عمل عبادی قربانی در راه خدا هستند اگر دلشان برای گوسفندان می سوزد چرا بر فرض برای تخته شدن در قصابی ها کمپین تشکیل نمی دهند؟ مشتری این همه جگرکی و کبابی و کله پزی دقیقاً چه کسانی هستند؟!!

البته این که فرهنگ سازی بشود تا گوشت های قربانی به دست نیازمندان واقعی برسد کار به جایی است. یا این که گفته شود از هر فرصتی باید برای درختکاری استفاده شود هم سخنی مقبول است اما قبول کنید که جایگزین کردن این به جای آن خیلی خنده دار به نظر می رسد. واقعاً این افراد در زندگی شخصی خود هیچ وقت گوشت نمی خورند و با این کارشان زمینه ذبح دام و طیور را فراهم نمی کنند؟

چند سال پیش به گمانم در مجله اطلاعات هفتگی بود که خواندم عده ای در یکی از کشورها هر چه چارپا می دیدند می کشتند و مدعی بودند چون این حیوانات از چمن و سبزه زار تغذیه می کنند پس کشتن آنها خدمت به محیط زیست محسوب می شود!!

حرف آخر: قربان از قرب می آید یعنی نزدیک شدن به خدا. مقدمه قربان هم عرفه است یعنی کسب معرفت و درک حقیقت که لازمه آن تعقل و تفکر است. بیایید از مغزمان بیشتر استفاده کنیم! خدا گفته قبل از آن که هر کار خیر و عبادتی انجام بدهی اندکی فکر کن. فکر کن درخت را برای چه می کاری و گوسفند را چرا قربانی می کنی. این هر دو عبادت، محبوب حضرت حق است. خوب که فکر کردی بعد قدم بردار و به خدا نزدیک شو.

  • سیدحمید مشتاقی نیا