اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۲۱ مطلب در بهمن ۱۳۹۱ ثبت شده است

کاش همه قاضی ها بازداشت می شدند!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۱، ۰۹:۱۶ ب.ظ

سعید مرتضوی به زندان رفت؟ به من چه؟ به شما چه؟! حقش بود یا نبود؛ هیچ فرقی برای من نمی کند. اصلاً این وبلاگ سیاسی نیست که بخواهد به این مسائل بپردازد! نزدیک شدن به حریم لاریجانی ها جرم است یا نیست؟ این حرف ها به من و شما نیامده است. البته حسن روزی طلب و سعید ذاکری و دیگر نویسندگان جوان منتقد لاریجانی ها که طعم برخورد تلخ قضایی را چشیده اند در این باره صلاحیت بیشتری برای اظهار نظر دارند. بگذارید من حرف خودم را بزنم.

سعید مرتضوی، سال های سال قاضی بود. با امضای او خیلی ها به زندان رفته اند. حقشان بود یا نبود من نمی دانم. حالا خودش هم رنگ زندان را دید. به این می گویند گهی پشت به زین و گهی زین به پشت.

کاش هر قاضی عزیز و دوست داشتنی پیش از آن که بخواهد حکمی را برای کسی در نظر بگیرد یک بار خودش را جای یک زندانی بگذارد. نه این که بگویم زندان باید حذف شود و... مسئله حق و ناحق است. اسلام سفارش کرده بعضی کارها را به عنوان شغل انتخاب نکنیم. یکی اش قصابی است. یکی اش مرده شویی است... استمرار در انجام این امور، قلب انسان را سخت و کدر می کند.

قاضی هم باید مواظب باشد یک روز یا حتی یک ساعت اضافه نگهداشتن فردی در زندان چه ظلمی در حق او محسوب شده و ممکن است چه عواقب معنوی تلخی را برای قاضی محترم به دنبال داشته باشد. کاش همه قاضی ها به مدت یک روز بازداشت می شدند!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

توضیحاتی پیرامون خبر انتقال شهید با ماشین حمل مرغ!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۱، ۰۸:۰۴ ب.ظ

به دنبال انتشار خبری با تیتر "پیکر شهدا در ماشین حمل مرغ!+عکس" توضیحاتی تکمیلی برای رجانیوز ارسال شده است که در ادامه می‌آید.

 
1.    کوتاهی کارمند مربوطه در جابجایی و اقدام دقیقه نود باعث شد که ماشین استیجاری با نیت امر خیر و رایگان برای انتقال تابوت دو شهید فراهم شود - یکی از تابوت ها متعلق  به شهید حسن درستی معروف به موذن (پایگاه بسیج شهید حسین شافعیان سبزه میدان شهرستان بابل) بود و مابقی 5 شهید گمنام که در شهرستان قائمشهر تشییع و تدفین گشتند.
 
2.    قاطبه مومنین و مسئولین دلسوز به محض اطلاع از این موضوع (حمل شهید با ماشین غیر) با این مسئله شدیدا برخورد کردند و ماشینِ حمل را که بخشی از مسیر تهران تا یکی از شهرهای استان مازندران طی نموده بود، سریعا متوقف و اقدام به جابجائی تابوت به آمبولانس با تشریفات خاص کردند.
 
3.       در راستای جبران اشتباه صورت گرفته مسئولین و اکثریت مردم متدین بر آن شدند تا تشییع پیکر این شهید با شکوه خاصی برگزار شود.
 
 
4.    شب وداع این شهید عزیز عضو پایگاه بسیج شهید شافعیان، در جوار امامزاده یحیی (ع) شهرستان بابل همزمان با شام غریبان بی بی سه ساله کربلا حضرت رقیه س با حضور مسئولین شهری و استانی و امت شهید پرور برگزار شد.
 
5.       مراسم هفت و اربعین شهید نیز با حضور امت حزب الله و شهید پرور طی مراسمی خاص و با عظمت انجام پذیرفت.
 
6.    طی روزهای گذشته یکی از مسئولان فرهنگی استان مازندران در تماسی تلفنی ، مسئولیت خطای رخ داده را پذیرفت و ضمن عذرخواهی از خانواده‌های شهدا و ایثارگران، بروز این اشتباه غیرعمد را به خاطر سهل انگاری و بی توجهی یکی از کارمندان مجموعه خود دانست.
 
7.    خانواده شهید در جریان این امر نبوده و نمی دانستند تابوت شهید این گونه در قسمتی از مسیر انتقال داده شده است و بعد از اطلاع رسانی سایت ها مکتوبه‌ای را  به خبرگزاری‌ها ارسال کردند که در آن ضمن انتقاد از فضاسازی بعضی رسانه های خاص، مرقوم داشتند: "از لحظه برگشت آن شهید والامقام ، زنگ بیداری و بصیرت در عمق جان مردم به صدا در آمد و کاروان قلوبی که همواره قدردان عظمت و عزت خون شهدا و مترصد پاسداشت ارزش‌ها بودند به احسن وجه ، وصال "فرزند برومند شهر" را گرامی داشتند که بیعتی مجدد با رهبر عظیم‌الشان انقلاب و آرمان‌های امام ره و شهدا کردند ... ضمن سپاسگزاری از همه دست‌اندرکاران خدومی که از لحظه تفحص تا انتهای مسیر عشق، خود را مدیون شهدا و نظام و انقلاب می دانند، معاندان بدانند از این مسئله طرفی نخواهند بست و اگر امروز هم جنگی دربگیرد باز هم این مادران و پدران شهدا فرزندان دیگرشان را راهی جبهه ها خواهند کرد"
  • سیدحمید مشتاقی نیا

چه کسی حاضر است بخشی از اموالش را وقف شهدا کند؟

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۱، ۰۷:۵۸ ب.ظ


 

دین مبین اسلام به اقتضای اهداف اجتماعی خود در تعالی جوامع بشری و حاکمیت اخلاق و منش الهی، مفاهیمی را وارد زندگی مسلمین کرده است که توجه به هر یک از آنها می تواند در تکامل بُعد انسانی نسل بشر و اصلاح جوامع، نقشی به سزا داشته باشد. امر به معروف و نهی از منکر، صدقه و دستگیری از مستمندان، جهاد در راه خدا و ضرورت دفاع از مظلومان و... بخشی از نسخه نجات بخش آئین وحی برای رشد انسان ها و تشکیل یک محیط سالم و مطلوب برای بشریت محسوب می شود. یکی از نمونه های زیبا و مورد تأکید اسلام برای تعالی جوامع، وقف اموال برای جلب منافع عمومی و در راه رضای خداوند می باشد. در صورت توجه و فراگیر شدن فرهنگ وقف، بسیاری از مشکلات و کمبودهای اجتماعی توسط توانگران جامعه حل شده و زندگی مستمندان و نیازمندان به رفاه نسبی و برخورداری از امکانات یکسان با سطوح دیگر جامعه، نزدیک تر می شود.

از وقف به عنوان یک صدقه جاری یاد می شود. چه این که نفع یک سرمایه موقوفه، تا قیام قیامت در اختیار افراد مورد نظر واقف یا فعالیت مطلوب او قرار خواهد گرفت.

وقتی صحبت از وقف می شود راقم این سطور یاد شهدا و فرهنگ ایثار و شهادت می افتد. شاید برای خوانندگان محترم این پرسش پیش بیاید که نگارنده سعی دارد با بافتن آسمان به ریسمان، دو موضوع نامربوط را به هم مرتبط نشان دهد!

حقیقت آن است که از دو زاویه باید به مسئله وقف و ربط آن به مقوله شهید و شهادت نگریست. با این نگرش، بیست و یکم دی، روز وقف را با تأمل و اندیشه وسیع تری ارزیابی خواهیم کرد.

گذشتن از مال، سخت و دشوار است. بسیاری از افراد جامعه توانایی آن را دارند که بخش کوچکی از دارایی خود را برای دستگیری از نیازمندان اختصاص دهند؛ اما به رغم اطلاع از وضعیت مستمندان، بخل ورزیده و حاضر نیستند گامی برای رفع محرومیت ها بردارند. اموال انسان عزیز است و دل کندن از آن کاری بس دشوار. بنابراین کسی که تمام یا بخشی از دارایی خود را در راه خدا وقف می کند باید انسانی بزرگ، باکرامت و ایثارگر دانست. اکنون به نویسنده حق بدهید که گذشتن از جان و وقف کردن عمر و لحظات زندگی در راه قرب الهی را عملی بس بزرگ و کریمانه بداند. شهدا برترین واقفین جامعه اسلامی هستند. مطالعه زندگی زیبای شهدا نشان می دهد که آنان گاه به رغم بهره مندی اندک از امکانان مادی، نه تنها دارایی خود را در راه خدا و کمک به نیازمندان و جبهه های نبرد خرج می کردند بلکه شیرین ترین لحظات عمر شریف خود یعنی جوانی شان را وقف مسیر حق نموده و با گذشتن از بسیاری از حقوق اولیه ای که از مقتضیات سنین جوانی است، تفریح و استراحت و همنشینی با خانواده و زن و فرزند و... را فدای جهاد در راه خدا ساخته و در نهایت سخاوت و ایثار، تمام هستی خویش را در طبق اخلاص، تقدیم آستان کبریایی دوست نمودند.

شهادت، صدقه جاریه شهید است. خون شهید، جامعه اسلامی را از گزند بسیاری از آفات و بلایا محفوظ نگاه داشته و فرهنگی را در سطح اجتماع حاکم می سازد که اصولی همچون انسان بودن و حرکت در جهت تکامل را برجسته تر می نماید. ما نیز باید با تأسی از سیره شهدا از کار کردن بی مزد برای رضای خدا ابایی نداشته و دقایق عمر خود را با معیارهای مادی قیمت نگذاریم!

زاویه دیگری که باید در نسبت بین فرهنگ وقف با آموزه های ایثار و شهادت در نظر داشت کارکردی است که برای موقوفات از سوی شخص واقف تعیین می شود.

متن اغلب وقف نامه ها حکایت از تعیین ثمرات و عواید موضوع وقف برای صرف در راه عزاداری اهل بیت علیهم السلام و عمران اماکن مذهبی و دستگیری از فقرا و... دارد که امری مبارک و بسیار نیکو است.

به راستی اگر فعالان فرهنگی عرصه دفاع مقدس، ترویج فرهنگ و آموزه های به یادگار مانده از شهدای والامقام را امری بایسته دانسته و تحقق آن را برای نجات جامعه به خصوص نسل جوان از جاذبه های فریبنده فرهنگ غرب، ضروری می شمارند آیا بهتر نیست برای فرهنگ سازی در وقف اموال به منظور صرف عواید آن در فعالیت های فرهنگی مرتبط با دفاع مقدس گامی جدی بردارند؟ سال هاست که از کمبود بودجه های فرهنگی برای اجرا و توسعه فعالیت های مربوط به شهدا در رنج و مضیقه قرار داریم. توانایی و امکانات دولتی هم محدودیتی دارد. بالاخره تا کی قرار است برای انجام یک کار کوچک فرهنگی برای شهدا، نگاهمان به منابع و عنایات مسئولان باشد؟ آیا به راستی نمی شود راهی را برای تأمین بخشی از این کمبودها در نظر گرفت؟ چرا از نسخه ای که اسلام در اختیار ما قرار داده در مسیر اشاعه فرهنگ ایثار و شهادت استفاده نکنیم؟ چقدر خوب است فرد متمکنی بگوید: عواید این ملک را وقف می کنم برای برگزاری مراسم شب خاطره شهدا! یا انتشار کتاب خاطرات دفاع مقدس و برگزاری اردوهای راهیان نور و...!

به نظر شما تحقق این شیوه، کار ناممکنی محسوب می شود؟ قطعاً این گونه نیست. با اندکی اراده و اهتمام می توان ضرورت احیای فرهنگ ایثار و پایداری را به خیّرین و اهل وقف نشان داده و آنان را به گام نهادن در این راه تشویق نمود. چه خوب می شود چند نفر از افراد دغدغه مند در حوزه فرهنگ شهادت، پیش قدم شده و با وقف بخشی از دارایی خود برای شهدا، این نوع از وقف را نیز در جامعه ترویج نمایند. تردیدی نیست ثمرات فرهنگی و معنوی آن بسیار زودتر از آن چه که ما فکر می کنیم دیگر متمکنین را به این راه خیر و ماندگار، سوق خواهد داد. کافی است چند نفر شهامت به خرج داده و در این راه، الگوی دیگران بشوند. این کمترین دینی است که می توان نسبت به شهدا ادا کرد.

والسلام علی من اتبع الهدی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک توضیح درباره انتقال شهدا با ماشین حمل مرغ!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۱، ۱۰:۰۹ ب.ظ


تصاویر مربوط به خبر انتقال پیکر شهدا با ماشین حمل مرغ که در پست قبلی وبلاگ اشک آتش منعکس گردید، بازتاب فراوانی در رسانه های مختلف داشت که شکر خدا این موضوع نشان از حساسیت انقلابی فعالان عرصه رسانه دارد.

عصر امروز یکی از مسئولان فرهنگی استان مازندران در تماس خود با راقم این سطور، مسئولیت خطای رخ داده را پذیرفت و ضمن عذرخواهی از خانواده های شهدا و ایثارگران، بروز این اشتباه غیرعمد را به خاطر سهل انگاری و بی توجهی یکی از کارمندان مجموعه خود دانست. گفتنی است خدمات فرهنگی این مجموعه استانی در راه اعتلای معارف شهدا خود گویای اهتمام این عزیزان در ارج نهادن به مقام شامخ شهداست. امیدوارم خداوند همه ما را در خدمت به ساحت نورانی شهدا موفق بدارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این راه ناتمام

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۱، ۰۹:۱۹ ب.ظ


1-      فیلتر وبلاگ اشک آتش و اصرار بر تداوم آن خلاف قانون است. تبصره 1 ماده 21 جرایم رایانه ای می گوید وقتی صاحب وبلاگ مطلب مورد اعتراض یک نهاد را حذف می کند دلیلی برای فیلتر کل مطالب آن وجود ندارد. اشک آتش در حالی فیلتر شد که هیچ گونه اخطاری دریافت نکرده بود. این مسئله سند دیگری است بر مظلومیت بسیجیان انقلاب اسلامی و البته سندی است بر این داعیه که ما بیش از آن که با قانون و منطق طرف باشیم با زور مواجه هستیم.

2-      اشک آتش به گونه ای کینه توزانه فیلتر شد. با این که از طریق فیلتر شکن می توان به بسیاری از سایت های ضدانقلاب دست پیدا کرد اما اشک آتش را با هیچ فیلترشکنی نمی توان خواند چرا که گویا خطر بچه های بسیجی از نظر بعضی حضرات بالاتر از خطر و آسیب ضدانقلاب و مستهجن نویسان و ... است.

3-      بیش از چهارسال مطالب متنوعی به خصوص پیرامون شهدای دفاع مقدس در وبلاگ اشک آتش قرار داشت که بارها به عنوان یک مرجع و منبع تحقیقاتی مورد استفاده پژوهشگران قرار گرفته بود. همه این مطالب اینک از دسترس علاقمندان خارج شده است.

4-      قلم را نمی شود فیلتر کرد.

5-      ابراز احساسات بسیاری از دوستان جبهه فرهنگی انقلاب، باعث دلگرمی راقم این سطور گردید. در این بین برادران عزیز ضدانقلاب! نیز از آب گل آلود ماهی گرفتند و با طعنه و نیش هایشان تلاش نمودند تا ثابت کند نظام تحمل انتقاد دوستان خودش را هم نداشته و ثمره انقلاب، خفقان سیاسی است و... غافل از آن که لجاجت یک شیخ عقده ای را نمی توان به حساب نظام مقدس جمهوری اسلامی گذاشت. پاسخ همیشگی من به پیامک ها و ایمیل های این افراد فقط یک مصرع بود:

ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم.

6-      اشک آتش، چه رفع فیلتر شود و چه نشود این وبلاگ به حیات خود ادامه خواهد داد انشالله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پیکر شهید در ماشین حمل مرغ!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۱، ۰۹:۱۸ ب.ظ

حدود دوماه پیش بود که استخوان های مطهر موذن شهید شهرمان حسن درستی را به بابل آوردند. به گمانم اولین بار جواد بیژنی بود که خبر داد پیکر شهید را با ماشین حمل مرغ! آورده اند. آن موقع سرگرم قیل و قال های دیگری بودم و قضیه را پیگیری نکردم.

این بار وقتی شنیدم حسین آقای منصف در سخنرانی هایش به این مسئله اعتراض کرده و این اعتراضش مورد تکذیب بعضی مسئولان امر قرار گرفته مصمم شدم ساده از کنار این ماجرا نگذرم.

حسین احمدنژاد نیز این تصاویر را در "دو چشم وقف..." قرار داده است که جای تشکر دارد.

شنیدم یکی از مسئولان عزیز در توجیه این اقدام گفته است: به خاطر صرفه جویی در هزینه ها این شهید را با ماشین حمل مرغ منتقل کرده اند!

کیست که نداند پارکینگ برخی ادارات و نهادها مملو از آمبولانس های شیک و بلااستفاده است؟

کیست که نداند حضرات برای چشم و ابروی اداراتشان چه هزینه ها که نمی کنند اما نوبت شهدا که می شود...

کیست که نداند خدا برای مقام شهید چه ها نگفته است و...

این عکس ها روضه نمی خواهد. اشک نمی خواهد. داد نمی خواهد. این تصاویر را برای آن نگذاشته ام که مسئولی برکنار شود و مدیری عذرخواهی کند.

این سند را داشته باشید تا فراموش نکنید که اگر خودمان برای ترویج فرهنگ شهید و شهادت آستین هایمان را بالا نزنیم امیدی به نهادهای نفت خور و هزینه تراش و ... نخواهد بود.

 

 


  • سیدحمید مشتاقی نیا

بد یا خوب، مسئله این است!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۶ بهمن ۱۳۹۱، ۰۱:۳۰ ق.ظ


 

نگاه یک : این دو جوان، افرادی پست و خبیث هستند که برای دوزار پرکردن جیب خود، دست به سلاح برده و مال و جان مردم بیگناه را به خطر انداخته اند.

نگاه دو: به چهره این دو جوان نگاه کنید. چشم هایشان مظلومانه می درخشد و شرم و عجز از سراسر وجودشان می بارد. به قیافه شان نمی آید آدم های بدی باشند.

جمع بندی: به نظر شما این دو جوان و یا امثال آنان دارای بیماری دو یا چند شخصیتی هستند و هر بار ممکن است به صورتی خاص در اجتماع ظاهر شوند؟ ظاهرشان که نشان می دهد آدم بدی نیستند. از طرفی آن جرایمی هم که مرتکب شده اند غیرقابل کتمان است. آیا آنها مصداق جمع نقیضین هستند؟ تکلیف ما برای قضاوت درباره ذات آنها چیست؟ آنها آدم های بدی هستند؟ ذاتشان مشکل دارد؟ ...

شکی نیست که این دوجوان به خاطر جرم بزرگی که انجام داده اند مستحق اشد مجازات بوده اند. روی سخن درباره ماهیت و گوهر وجود انسان هاست. همه ما می توانیم فرشته باشیم؛ همه می توانیم از ابلیس هم پست تر بشویم... جبری درکار نیست. اما ... از بسترهای تربیتی جامعه هم نمی توان غافل شد.

حرفم را خلاصه کنم. خیلی وقت ها انسان ها در شرایطی رشد می کنند که قدرت انتخاب راه حق برایشان دشوار می شود.

احساس می کنم چهره این دو جوان برایم آشناست. مشابه آنها را بسیار دیده ام.

نیمچه تجربه تبلیغی من و اندک شناختی که از این نسل دارم به این باورم رسانده که اگر یک مبلّغ فعال و دردمند در بخشی از فصول زندگی این دوجوان بر سر راهشان قرار می گرفت، وجه مثبت درونشان بارور می شد و یا لااقل در ارتکاب گناه، خط قرمزی برایشان ترسیم می گردید. خدا از سر قصور و تقصیراتمان بگذرد.  

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اشک آتش جاری است!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۱، ۰۲:۳۴ ب.ظ


سلام به خوانندگان عزیز اشک آتش

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عنوان دومین مطلب آزمایشی من

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۱، ۰۲:۳۱ ب.ظ

این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از ,بلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است.

همچنین وبلاگ نویسی یکی از موثرترین شیوه های نوین اطلاع رسانی است و در جهان کم نیستند وبلاگ هایی که با رسانه های رسمی خبری رقابت می کنند. در بعد کسب و کار نیز، روز به روز بر تعداد شرکت هایی که اطلاع رسانی محصولات، خدمات و رویدادهای خود را از طریق بلاگ انجام می دهند افزوده می شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آرشیو بهمن اشک آتش

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۱، ۰۷:۳۶ ق.ظ
این ره ادامه دارد
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1391 ساعت 7:55 شماره پست: 1233

چند ساعتی است که وبلاگ اشک آتش فیلتر شده است.

فعلا توسط برخی از دوستان مشغول پیگیری علت این اتفاق و رفع آن هستم.

اشک آتش باز هم به روز خواهد شد انشالله.

راه دسترسی به مطالب را هم که خودتان بهتر از من بلد هستید.

بد یا خوب؟ مسئله این است!
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1391 ساعت 12:41 شماره پست: 1232

 

نگاه یک : این دو جوان، افرادی پست و خبیث هستند که برای دوزار پرکردن جیب خود، دست به سلاح برده و مال و جان مردم بیگناه را به خطر انداخته اند.

نگاه دو: به چهره این دو جوان نگاه کنید. چشم هایشان مظلومانه می درخشد و شرم و عجز از سراسر وجودشان می بارد. به قیافه شان نمی آید آدم های بدی باشند.

جمع بندی: به نظر شما این دو جوان و یا امثال آنان دارای بیماری دو یا چند شخصیتی هستند و هر بار ممکن است به صورتی خاص در اجتماع ظاهر شوند؟ ظاهرشان که نشان می دهد آدم بدی نیستند. از طرفی آن جرایمی هم که مرتکب شده اند غیرقابل کتمان است. آیا آنها مصداق جمع نقیضین هستند؟ تکلیف ما برای قضاوت درباره ذات آنها چیست؟ آنها آدم های بدی هستند؟ ذاتشان مشکل دارد؟ ...

شکی نیست که این دوجوان به خاطر جرم بزرگی که انجام داده اند مستحق اشد مجازات بوده اند. روی سخن درباره ماهیت و گوهر وجود انسان هاست. همه ما می توانیم فرشته باشیم؛ همه می توانیم از ابلیس هم پست تر بشویم... جبری درکار نیست. اما ... از بسترهای تربیتی جامعه هم نمی توان غافل شد.

حرفم را خلاصه کنم. خیلی وقت ها انسان ها در شرایطی رشد می کنند که قدرت انتخاب راه حق برایشان دشوار می شود.

احساس می کنم چهره این دو جوان برایم آشناست. مشابه آنها را بسیار دیده ام.

نیمچه تجربه تبلیغی من و اندک شناختی که از این نسل دارم به این باورم رسانده که اگر یک مبلّغ فعال و دردمند در بخشی از فصول زندگی این دوجوان بر سر راهشان قرار می گرفت، وجه مثبت درونشان بارور می شد و یا لااقل در ارتکاب گناه، خط قرمزی برایشان ترسیم می گردید. خدا از سر قصور و تقصیراتمان بگذرد.   

 
طرح جمع آوری خاطرات حجت الاسلام شهید جهانشاهی
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1391 ساعت 6:15 شماره پست: 1231
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

 

با توجه به درگذشت شهادت گونه روحانی عدالتخواه سیرجانی، حجت الاسلام علی رضا جهانشاهی که چندی پیش در اعتراض به رفتارهای غلط برخی مقامات قضایی دست به اعتصاب غذا زده و در مقابل چشمان بی تفاوت مسئولان، جان خود را از دست داد تعدادی از دوستان وی قصد دارند به منظور قدردانی از تلاش های عدالت خواهانه این روحانی فقید و پاس داشتن نام و یاد وی اقدام به جمع آوری مجموعه خاطرات و دلنوشته های مربوط به ایشان نموده و کتابی را در این خصوص به علاقمندان تراژدی مبارزه با اژدهای هفت سر مفاسد اقتصادی تقدیم کنند.

از عموم دوستان و یاوران این شهید جنگ نرم درخواست می شود مطالب و خاطرات خود را به نشانی این وبلاگ ارسال نمایند.

1/12/1391

 
شکایت رسمی از دادگاه ویژه روحانیت به کمیسیون اصل نود
+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1391 ساعت 15:56 شماره پست: 1230
 
جرم طلبه سیرجانی از تخلفات عدیده آقازاده مشهور بالاتر است؟

خبرگزاری فارس: جمعی از طلاب، دانشجویان و بسیجیان سراسر کشور در بیانیه‌ای تأکید کردند: مردم از خود می‌پرسند مگر جرم طلبه سیرجانی از تخلفات عدیده آقازاده مشهور بالاتر بوده که حتی حق تأمین وثیقه و آزادی موقت از وی سلب شده است؟

خبرگزاری فارس: جرم طلبه سیرجانی از تخلفات عدیده آقازاده مشهور بالاتر است؟
 
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، جمعی از طلاب، دانشجویان و

بسیجیان سراسر کشور درباره طلبه سیرجانی بیانیه‌ای منتشر کردند.

متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:

بسمه تعالی

ریاست و اعضای محترم کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی 

سلام علیکم

احتراما با اهدای تحیات الهی باستحضار می‌رساند: حجت الاسلام علی رضا جهانشاهی معروف به طلبه عدالتخواه سیرجانی و بسیجی نوزده ساله همراه وی به نام محسن شیرازی بیش از چهارماه است که به دلیل حمایت از طلاب ناهی از منکر شهرستان بروجرد، بدون صدور هیچ حکمی در زندان اوین به سر می‌برند.

متأسفانه در این مدت، نوع رفتارهای برخی از مسئولان دادگاه ویژه روحانیت به گونه‌ای بوده که شائبه کینه نسبت به فرزندان انقلابی ولایت را دامن زده است.

با توجه به آنکه مجلس، خانه و پناهگاه ملت بوده و کمیسیون اصل نود به عنوان مرجعی مستقل برای رسیدگی به تخلفات قوا و احیای حقوق ملت محسوب می‌شود جمعی از طلاب، دانشجویان و بسیجیان عدالتخواه کشور به محضر شریفتان درباره دو تخلف صورت گرفته ذیل توسط ریاست و دادستان محترم دادگاه ویژه روحانیت، اقدام به شکایت کرده و درخواست رسیدگی قاطع دارد:

1- رفتار خلاف شئون روحانیت

همان طور که مستحضر هستید فلسفه تشکیل دادگاه ویژه روحانیت، صیانت از حریم و شئون روحانیت معزز بوده است. در ماه‌های اخیر، بازداشت چهارماهه یک روحانی معتبر، در حالی که جرمی جز دفاع از ارزش‌های دینی و عمل به مطالبات مقام معظم رهبری نداشته و نیز توهین‌های متعدد برخی از عوامل قضایی به همراه فشارهای روانی بر خانواده این روحانی بزرگوار، منجر به هتک حرمت و شئون روحانیت شده است.

2- تشویش اذهان عموم

چهارماه بازداشت بدون محاکمه یک روحانی ولایتمدار و بسیجی جوان همراه وی، در حالی که برخی روحانی نماهای فتنه‌گر که قصد براندازی نظام را داشتند از چنین برخوردهایی در امان بودند در اذهان عموم، غیرقابل توجیه است.

مردم از خود می‌پرسند مگر جرم این روحانی سرباز مخلص رهبر، از تخلفات عدیده آقازاده مشهور بالاتر بوده که حتی حق تأمین وثیقه و آزادی موقت از وی سلب شده است؟ بازتاب منفی این برخورد قضایی را می‌توانید در بسیاری از رسانه‌های مجازی جویا شوید. این مسئله در مجموع باعث نگرانی و بدبینی بخشی از جامعه و نیروهای ارزشی نسبت به اجزایی از بدنه نظام مقدس جمهوری اسلامی گردیده و مصداق تشویش اذهان عموم تلقی می‌شود.

از محضر اعضای محترم کمیسیون اصل نود انتظار می‌رود نسبت به احقاق حقوق اقشار ولایی و متدین جامعه و مقابله با سوء مدیریت برخی نخبگان سیاسی و قضایی، نهایت اهتمام و جدیّت را به کار گیرند.

والسلام علی من اتبع الهدی

 

مرگ خوب است اما برای همسایه!

+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1391 ساعت 12:8 شماره پست: 1229

من آدم بیسواد! شما برایم روشن کنید تصویب این قانون یعنی چه؟

می گویند دوشغله بودن ممنوع است. مثلا یک بابایی که هم در جایی سمتی دارد و هم مدیر یک باشگاه ورزشی است باید یکی از این دو را ببوسد و کنار بگذارد.

این که حرف خوبی است. قحط الرجال که نشده است. شده است؟! اتفاقا یک نفر با یک مسئولیت٬ از فراغت بیشتری برخوردار بوده  لااقل بیشتر به اعصابش مسلط است.

من این جای کار را نفهمیدم که این قانون آیا شامل کسی هم می شود که هم معاون اول قوه قضائیه باشد و هم رئیس یک نهاد مستقلی به نام دادگاه ویژه روحانیت؟ یا کس دیگری هم رئیس دیوان عدالت اداری باشد و هم دادستان دادگاه ویژه؟

اطلاعات من در این خصوص خیلی کم است. شما بفرمائید می شود؟ نمی شود؟! هر قانونی استثنایی دارد؟ قانون یعنی آن چه من می گویم؟! قانون خوب است اما برای همسایه؟! به کسی ربطی ندارد؟ هیچ کدام؟ همه گزینه ها صحیح است؟!...

بی خیال.

حرف آخر
+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1391 ساعت 8:47 شماره پست: 1228

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ما می خواهیم ظلم در جامعه نباشد

مقام معظم رهبری

مسئولان محترم سیاسی، امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام به استحضار می رساند:

بیش از چهارماه است که  یک روحانی ولایتمدار و عدالتخواه به نام حجت الاسلام علی رضا جهانشاهی و بسیجی جوان همراه وی، محسن شیرازی به اتهام حمایت از طلاب ناهی از منکر شهرستان بروجرد در زندان اوین به سر برده و از حقوق و آزادی های مشروع اجتماع خود محروم مانده و گاه از سوی برخی مسئولان قضایی مورد انواع اهانت و تهمت های ناروا قرار گرفته اند.

شرح نگرانی و اضظراب خانواده های آنان، که ناباورانه، عزیزانشان را تنها به اتهام احیای ارزش های الهی، در معرض بدترین برخوردهای امنیتی و قضایی می بینند داستان مفصلی است که در این مقال نمی گنجد.

بگیر و ببندهای امنیتی و قضایی درباره طلاب بسیجی و خط مقدمی انقلاب، در حالی با رویکردی خشن و غیرعادی اعمال شده است که وجدان عمومی، گواه صادق تبعیضی است که بین این قشر از جامعه ارزشی کشور با روحانی نماها و آقازاده های فتنه گری دارد که ارتکاب جنایات عدیده شان در سال88 جز با هدف براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی و به هدر دادن ثمرات خون هزاران شهید گلگون کفن این مرز و بوم صورت نگرفته است.

کدام عقل سلیمی است که این سیاست دوگانه را در خوشبینانه ترین حالت، موجب دلسردی و بدگمانی لایه هایی از بدنه ارزشی جامعه نسبت به دستگاه ها و نهادهای انقلابی نداند؟

چند روز است حجت الاسلام جهانشاهی که از احقاق حقوق خود و دیگر سربازان فدایی اسلام و انقلاب از طریق مجاری قانونی ناامید شده است برای آن که صدای حق طلبی و عدالت خواهی خود را به مسئولان کشور برساند دست به اعتصاب غذا زده است.

جای این پرسش اساسی باقی است که چرا مسئولان محترم، مشی قرآنی "رحماءبینهم" را در قبال دوستان صدیق انقلاب به کار نبسته و هیچ گاه حاضر به شنیدن دغدغه ها و درددل های آنان نبوده اند؟ اگر غفلت از "میزان" الهی و رجحان "میز" و مقام این دنیا نبود ذره ای به این حقیقت توجه نشان می دادیم که آه مظلوم، روزی گریبانگیرمان گردیده و هزینه های قصور و تقصیرمان ممکن است به پای نظام مظلوم اسلامی نوشته شود.

به راستی اگر طلاب بسیجی که هدفی جز عمل به مطالبات عدالتخواهانه ولی امر خویش ندارند مانند برخی گردن کلفت های رانت خوار سیاسی، باند و قدرت و رسانه داشتند باز هم چنین برخوردهای شدیدی را از سوی برخی دستگاه ها شاهد بودند؟

امثال حجت الاسلام جهانشاهی بارها در شدیدترین تنگناها و فشارها صداقت خود در وفاداری به نظام را اثبات کرده و هیچ گاه حاضر نشده اند نه تنها با رسانه های بیگانه بلکه حتی با رسانه های معلوم الحال داخلی منتسب به جریان فتنه نیز مصاحبه نموده و از این مسیر، آرمان خود را دنبال کنند.

این بیانیه از باب اتمام حجت شرعی با همه مسئولان سیاسی، امنیتی و قضایی کشور صادر گردیده و ضرورت ورود آنان را برای دفاع از مظلومیت و غربت طلاب ولایتمدار و یاداوری محکمه عدل الهی، طرح می نماید.

بدیهی است طلاب، دانشجویان و بسیجیان عدالتخواه سراسر کشور برای پیگیری حقوق پایمال شده عدالتخواهان و رساندن فریاد دادخواهی آنان به صدور این بیانیه اکتفا نکرده و همه گزینه های منطقی را جهت نیل به اهداف و شعائر انقلابی خویش درنظر خواهند داشت.

والسلام علی من اتبع الهدی

 

[عنوان ندارد]

+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1391 ساعت 8:30 شماره پست: 1227

این مطلب را در " یادداشت های یک پابرهنه " خواندم:

وقتی جناب حجت الاسلام والمسلمین محمدتقی فاضل میبدی که نمی دانم حجت کدام اسلام و کدام مسلمی است با دید زدن شکیلا آب از لب و لوچه اش می ریزد، دیگر امثال سید حمید مشتاقی نیا برای چه جهانشاهی را اصلا روحانی می دانند ؟ بابا روحانی یعنی اینکه بنز سوار شوی، در زمان فتنه، به دنبال شتر سرخ موی فتنه بدوی و در زمان آرامش، از روی شکم در اقتدا به غرب دین را تفسیر کنی ! روحانی یعنی حسن روحانی که آدم نمی داند نورانیت صورتش مدیون مارک کدام شامپو و صابون فرنگی است، وگرنه جهانشاهی پاپتی خاک و خولی کجا آخونده ؟ آخوند یعنی محمد خاتمی که هر روز محاسن مبارکش به یک رنگ بود و ... . نمی توانم باور کنم هم جهانشاهی روحانی است و هم جناب عالیجناب ! نمی توانم باور کنم جهانشاهی یک روز بیرون از اوین باشد و دادگاه وِیژه روحانیت نخواهد که دمار از روزگارش درنیاورد ! نمی توانم باور کنم مهدی هاشمی روزی محاکمه شود ! شما باور می کنید ؟ نمی توان صحبت های لمپنی به نام مهدی هاشمی را شنید ( مکالمه مهدی هاشمی با نیک آهنگ کوثر ) و به وجود عدالت و اقتدار در قوه قضائیه نخندید ! نمی دانم، شاید روزی مهدی هاشمی به خاطر آنکه انگشت درون دماغ محترم شان فرو کرده اند محاکمه شده و به صد بار نوشتن از روی جمله ادب مرد به ز دولت اوست محکوم شود ! وگرنه گور بابای فتنه و فتنه گر ! به قوه قضائیه چه ربطی دارد ؟ به دستگاه قضا و نهادهای امنیتی چه ربطی دارد که فواد صادقی کیست و چه غلطی می کند ؟ به دستگاه قضا و سیاسیون محترم ربطی ندارد سعید ملک پور، در سایت آویزون چه می کرد ؟ به ایشان چه که تعدی به محارم را سایت محترم آویزون توصیه می کرد و اصلا هم اهمیت ندارد که چند نفر به توصیه های سعید خان و دوستانش گوش کرده اند ! اصلا مهم نیست که چند نفر به فساد کشیده شدند و چه توهین ها که به مقدسات نشد ! مهم نیست، مهم این است که وکیل سعید خان، وکیل خاندان عالیجناب است ! تازه اش هم، سعید خان توبه کرده و چه کسی جرات دارد با رافت اسلامی درافتد ! راستی از اکبر خوش کوشک چه خبر ؟ خبری نیست انگار ! من که خبری ندارم، شاید شما خبری داشته باشید ؛ البته به شرط و شروطها که بماند ... بماند که تابناک با نظام نیست و بقیه هم مهم نیستند ! مهم این است که تیتر یک کهریزک تیتر دومی داشته باشد به نام دروغ تقلب ! البته برای برخی ها ! برای برخی ها مهم بود که قاتل کبیری دستگیر و محاکمه شود وگرنه برای دستگاه قضا اصلا کبیری و کبیری ها مهم نبودند که اگر بودند جناب قاضی بعد از یک سال نمی گفت متهم به قتل کبیری در زمان قتل در اختیار این و آن بوده و به روی مبارکش هم نمی آورد که اگر راست است چطور بعد از یک سال فهمیدید ؟ مهم این بود که این پرونده هم بسته شود . مهم این بود که پرونده هفت تیر و هشت شهریور بسته شد . مهم این بود که پرونده فتنه ۱۸ تیر و قتل های زنجیره ای و فتنه ۸۸ بسته شد ! ... مهم این است که خاندان عالیجناب تا ابد خاندان عالیجناب باشند ...

 ( مطمئنا روحانیت بیدار، ولایتمدار، مبارز و حامی مستضعفین از برخی جملات این مطلب به دور بوده و هستند ؛ اینان حجت واقعی اسلام و نشانه روشن خداوند هستند )

http://yekpaberahne.blogfa.com/post/84

  • سیدحمید مشتاقی نیا