اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سید مرتضی آوینی» ثبت شده است

معراج آیینی

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۸، ۱۱:۵۵ ق.ظ

نام شهید "معراج آیینی" را نخستین بار از همسر یکی از جانبازان مدافع حرم شنیدم. نامش خاص بود و در ذهنم حک شد. پیشنهاد او برای نوشتن کتاب خاطرات شهید را به دلیل مشغله فراوان رد کردم. درباره شهید، تحقیقی کوتاه در فضای مجازی داشتم و همان خاطره معروف که درباره شهادت او و عنایت امام عصر(عج) است را خواندم. این خاطره زیبا هم در ذهنم حک شد و چندباری در بعضی یادداشت ها و یا روایتگری ها از آن بهره بردم.

سفری فراهم شد به مناطق مرزی شمالغرب. زیارت قبور مطهر شهدای مرزبان و منظره کوهستان های مرزی، یاد شهید معراج را دوباره در ذهنم زنده کرد. طبق عادتی که در بازی با کلمات دارم شروع کردم به جمله سازی: از شهید "آوینی" تا شهید "آیینی"! "آوینی" آوای وصال و شهادت را از جبهه به شهرها آورد و "آیینی" آیین نسل جنگ را در مرام خود احیا کرد. آوینی و آیینی هر دو شهید بعد از جنگ هستند. رسالت آوینی این بود که پیام شهدا را به نسل بعد برساند، رسالت آیینی این بود صدق وعده امام را نشان دهد که  "خدا می داند راه و رسم شهادت کور شدنی نیست." شهدا به معراج رسیدند، آوینی پیام شهدا را به آیینی رساند تا معراج به شهدا برسد! و...

سفر تمام شد. هنوز یکروز نگذشت که پیامی از فرستنده ناشناس به دستم رسید که باز هم دعوت به بازنویسی خاطرات شهید آیینی بود. پیام از طرف همسر بزرگوار شهید بود.

خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنید کار بازنویسی خاطرات شروع شد. می گویم بازنویسی چون به عنوان کسی که توفیق داشته ام کتاب های متعددی درباره شهدا بنویسم اقرار می کنم کار اصلی کتاب در زمینه جمع آوری و تنظیم و روان نویسی خاطرات را همسر محترم شهید انجام داده و من فقط به بازنویسی خاطرات پرداختم. نیّت همسر شهید این است که لبخند رضایت بر چهره پدر و مادر شهید نشانده و از این رهگذر، فیض قرب الی الله را بیشتر نصیب خود سازد. بی شک رسالت زینبی این بانوی بزرگوار به تأسی از پیام رسان بزرگ نهضت عاشورا، مکمّل راه و پیام شهید است؛ به امید شادی دل نازنین ام الشهداء فاطمه زهرا سلام الله علیها.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

گاهی چوب خدا صدا دارد!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۷، ۱۰:۳۳ ق.ظ

See the source image


یادت می آید با آوینی چه کردی؟ سید شهیدان اهل قلم چه از دست تو کشید؟ آن موقع هم بعضی بی منطق ها که عقلشان در چشمشان است این طور استدلال می کردند که زم روحانی است و صاحب میز و آوینی یک نویسنده حقوق بگیر زیر دست، میز یعنی نظام! و حق همیشه با کسی است که قدرت دارد.

آوینی از دست تو مظلومیت ها کشید.

یادت می آید با مولوی انقلاب چه کردی؟ محمدرضا آقاسی در اوج فشارهای معیشتی به دستور تو از حوزه هنری اخراج شد. بعد این بیت را سرود:

از آن روزی که در خون پرگشودم

به دارالکفر ممنوع الورودم



حالا چوب خدا را خوردی شیخ؟ مستند ایستگاه پایانی دروغ، رسوایت کرد؟ حالا تو منفور همگانی و سید مرتضی و محمدرضا همچنان محبوب خلق. وعده خداست: وسیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جشن حنابندان!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۷، ۱۰:۲۸ ق.ظ


دفاع مقدس، زوایای ناگفته و ناشناخته ای دارد. روایتگری خاطرات آن دوران طلایی، کمک شایانی به کشف ابعاد این تاریخ شگفتی آفرین می نماید. یکی از غنی ترین منابع دست اولی که به شناخت حقایق دفاع مقدس کمک می کند، مطالعه آثاری است که نه بعد از گذشت چند دهه، که در اثنای همان روزهای پرتلاطم و در میان حجم آتش و دود و انفجار و خون بر زبان قلم جاری شده است.

کتاب "جشن حنابندان"، همین ویژگی شاخص را داراست. درست مثل یک قطعه عکس و یا یک فیلم ضبط شده است که از لحظه لحظه التهاب میادین رزم، گزارشی ماندگار را خلق می کند.

محمدحسین قدمی، یک نویسنده هنرمند رزمنده است که در بحبوحه نبرد به خط مقدم جبهه شتافته و از حالات معنوی و روح حماسی مجاهدان راه خدا و حس و حال فضای رزم و وقایع و فراز و نشیب های آن تصویری درست و بدون تحریف ارائه داده است.

در این اثر که با توجه به جذابیت آن بارها از سوی انتشارات سوره مهر، تجدید چاپ شده است، با نام هایی آشنا نیز مواجه می شوید، مثل: سید جواد هاشمی و اصغر نقی زاده از هنرمندان سینما و تلویزیون که دوشادوش رزمندگان در جبهه حضور داشتند. برای من جالب بود که متوجه شدم بخش قابل توجهی از اشعار طنز دوران دفاع مقدس که امروز نیز بر سر زبان هاست تولید ذهن و قلم شوخ طبع بازیگر محبوب سینمای دفاع مقدس، اصغر نقی زاده است. از سعید حدادیان و صادق و آهنگران و مرتضی آوینی و فلاحت پور و حاج بخشی هم حرف هایی به میان آمده است و از حسین مظفر، که آن موقع مدیر کل آموزش و پرورش استان بود، یواشکی خودش را به خط می رساند و ناگاه بچه های بالا! می آمدند و به زور از وسط معرکه عملیات بیرونش می کشیدند. از دیگر نقاط برجسته این اثر، انتشار تصاویری است که توسط نگارنده ثبت شده و خاطرات او را دلچسب تر و قابل درک می سازد.

به همه کسانی که دلشان می خواهد چند ساعتی را در حال و هوای شیرین جبهه و جنگ و جهاد و شهادت بگذارنند، خواندن این کتاب زیبا را توصیه می کنم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا