اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۵۵ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

معیاری به نام "نه دی" برای مسئولین ولایی بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۱۶ ب.ظ

امام جمعه محترم بابل در خطبه های این هفته، به دفاع جانانه از عملکرد شهرداری پرداخت و مخالفت ها و انتقادهای بعضی از اعضای شورای اسلامی شهر را به برخورد احتمالی مردم حواله داد.

امام جمعه بابل در همین خطبه ها به اهمیت حماسه نه دی پرداخت و مطابق منویات رهبری، ضرورت توجه به این حادثه بزرگ تاریخی را یادآور شد.

شهرداری بابل قطعاً کارکردهایی داشته که مثبت و ستودنی است و نیز عملکردهایی به خصوص در حوزه فرهنگ داشته که محل نقد و اشکال است.

 اعضای شورای اسلامی شهر بابل حرف ها، طرح ها و رفتارهایی داشته اند که گاه مهم و مفید بوده و گاه فاقد معیار کارآمدی و فایده به شمار آمده است.

به نظر می رسد در آستانه روز تاریخی و سرنوشت ساز حماسه نهم دی، اگر یک بنر از طرف شهرداری بابل برای گرامیداشت این روز در سطح شهر مشاهده گردید که فبهالمراد و نعم المطلوب، اگر نه شاید بتوان این نتیجه را گرفت اهدافی که شهرداری بابل در مسیر انقلاب اسلامی طی می کند با آن چه که باید در مسیر انقلاب اسلامی طی بنماید، فاصله ای ماهوی دارد؛ مگر آن که  بخواهیم خدای ناکرده، آن بخش از خطبه های نماز جمعه که درباره اهمیت نهم دی از نگاه مقام معظم رهبری بیان گردید را جدی ندانیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شهادت از نگاه سهروردی

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۵۰ ب.ظ
به این داستان خوب و زیبا از فیلسوف بزرگ جهان، بسیار علاقمندم. متن آن را برگرفته از سایت ابنا برایتان نقل می کنم:

رساله ‏لغت موران (1) در دوازده فصل کوتاه سازماندهی شده و در واقع دوازده داستان کوتاه و گاه چند سطری است. آنچه در پی می‏‌آید بازنویسی داستان ششم رساله لغت موران است که دیدگاه سهروردی را نسبت به «شهید و شهادت» نشان می‏‌دهد.

رابطه خفاش‌‏ها با آفتاب پرست تیره و تار شده بود. شده بودند دشمن خونی هم. به قول معروف سایه هم را با تیر می‌‏زدند، تا سرانجام بعد از اینکه یک دعوای خونین بین آنها اتفاق افتاد، رؤسای خفاش‌ها شبانه محفلی تشکیل دادند تا یک نقشه حسابی و دقیق برای مجازات آفتاب پرست پیدا کنند. هر کدام از خفاش‏‌ها هر چه به ذهنش رسید گفت. شب از نیمه گذشته بود، بالاخره به این نتیجه رسیدند که فعلاً باید آفتاب پرست را زندانی کنند تا سر فرصت تصمیم بگیرند که چطور او را مجازات کنند.

خفاش‌‏ها شب از نیمه گذشته، آرام و بی سر و صدا خانه آفتاب پرست را محاصره کردند و در یک حمله غافل‏گیرانه او را که از همه جا بی خبر و غرق خواب ناز بود دستگیر کردند و با طناب بستند و در یک جای تاریک حبس کردند. سحر نشده، خفاش‏‌ها دوباره دور هم جمع شدند تا این بار قاطعانه تصمیم بگیرند و آفتاب پرست را به اشد مجازات محکوم کنند. آنها پس از بحث و بررسی فراوان تصمیم نهایی را گرفتند: مرگ آفتاب پرست!

خفاش‌ها بلافاصله حکم و نحوه اجرای حکم را به آفتاب پرست اعلام کردند؛ خودت را برای مرگ آماده کن! بعد از طلوع خورشید، در بیابانی بی آب و علف، مقابل تابش شعله‏‌های داغ آفتاب قرار می‏گیری تا کور شوی و بی جان.

آفتاب پرست عاشقانه زمزمه کرد:

اقتلونى یا ثقاتى/ إنّ فى قتلى حیاتى‏

و حیاتى فى مماتى / و مماتى فى حیاتى (2)

او مشتاقانه لحظه شماری می‏‌کرد تا خورشید طلوع کند.

آفتاب تا سینه آسمان بالا آمده بود که خفاش‌ها با سنگ و چوب به سراغ آفتاب پرست آمدند تا به زور او را از کنج زندان تاریک و نمناک بیرون کنند و در برابر تیغه های کشنده خورشید قرار بدهند. آفتاب پرست همینکه چشمش به آنها افتاد، متین و آرام گفت: من خود به استقبال مرگ می‏‌روم «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ، فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ نپندارید که شهیدان راه خدا مرده‌‏اند بلکه زنده به حیات ابدى شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود، در حالى که خدا به آنچه از بخشش و احسان خود به آنان عطا کرده شادمانند.» (3)

--------------------------------------------------------------------------------

(1). رساله لغت موران را شیخ اشراق به درخواست دوستى که خواهش کرده بود تا سهروردی چند کلمه‏‌‌ای راجع به «روش سلوک» بنویسد، به فارسی نگاشته است. این کتاب در صفحه 295 جلد سوم از مجموعه چهار جلدی مصنفات شیخ اشراق، که توسط مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى‏ تهران، در سال 1375 هجری شمسی به تصحیح و مقدمه هانرى کربن و سید حسین نصر و نجفقلى حبیبى چاپ شده است. رساله «لغت موران» با ترجمه انگلیسى در کتاب اشپیس «سه رساله در تصوّف» مبتنى بر نسخه ایاصوفیه شماره 4821، نیز چاپ شده است. همچنین این رساله به صورت مستقل به کوشش حسین مفید توسط انتشارات مولی نیز منتشر شده است؛ر.ک:مجموعه مصنفات شیخ اشراق، مقدمه، ص 54

 (2). هم مضمون با این بیت:

آزمودم مرگ من در زندگى‏ است 

چون رهم زین زندگى پایندگى‏ است

‏این شعر اینگونه هم نقل شده است:

اقتلونى اقتلونى یا ثقات

إنّ فى قتلى حیوة فى حیوة

ر.ک: جذوات و مواقیت، میر محمد باقر داماد، تصحیح و تعلیق از على اوجبى، تهران، میراث مکتوب‏، 1380‏، ‏ص 79

(3). سوره آل عمران، آیه 169 و 170؛ در جغرافیای عرفانی – فلسفی شیخ اشراق، نور نماد وجود و تاریکی نماد عدم است، به همین جهت او به خداوند نورالانوار می‏‌گوید. در این داستان هم خفاش‏ها نماد تاریکی و نیستی و آفتاب پرست نماد روشنایی و هستی و عشق به نور است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

راه گم شده!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۵۷ ق.ظ

کریمی قدوسی مدعی شد ظریف در جلسه کمیسیون سیاست خارجه مجلس، به صراحت از این که در مواردی به کری اعتماد کرده، اظهار پشیمانی نموده است.

سخنگوی وزارت امور خارجه با سرعتی کم نظیر به این ادعا واکنش نشان داد و آن را تکذیب کرد.

عده ای از نمایندگان مجلس، فایل صوتی جلسه مذکور را گوش دادند و بر سخنان کریمی قدوسی صحه گذاشتند.

این که یک نهاد رسمی ذیل عنوان مقدس جمهوری اسلامی، به راحتی دروغ می گوید و تهمت می زند، جای تأسف دارد؛ اما بیشتر از آن باید تأسف خورد که یک نهاد رسمی ذیل عنوان مقدس جمهوری اسلامی که شعار راهبردی نه شرقی و نه غربی را بر سر در ساختمانش حک نموده، برای مدارا و رضایت خاطر دشمن، به یک مسلمان دوست و خودی، واکنشی غیر اخلاقی و حقیرانه نشان می دهد.

این همان خط و مشی است که باعث می شود کشتی حامل کمک های انسان دوستانه به مردم یمن، برای جلب رضایت دشمن، از جیبوتی سر در بیاورد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حواسمان به امتی های بابل هست!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۰۱ ب.ظ

بعضی وقت ها یک حرف را باید همین طور رک و صریح زد. حواسمان به امتی های بابل هست. آن هایی که مدت ها سر در لاک سکوت فرو برده و یا حتی پشت ژست فرهیختگی و گاه انقلابی گری! به بدنه نظام چسبیدند، بدانند حواسمان به تحرکات کوچک و بزرگ شان هست.

مقلدین دکتر پیمان در بابل، این روزها از کنج انزوا خارج شده و حرکت هایی را البته در پوششی فرهنگی آغاز کرده اند. هدف شان هم البته رسمیت بخشی به برنامه ها و اموری است که دستکم رنگ و بوی انقلاب اسلامی را نداشته باشد.

به پیرمردهای گروهکی باید توصیه کرد تا تلاش کنند این چند صباح باقی مانده از عمرشان را آبرومندانه پشت سر بگذارند. انّ ربک لبالمرصاد

  • سیدحمید مشتاقی نیا

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۲۱ ق.ظ

بهشت، راه دوری نیست، وقتی می توان لبخند رضایت خدا را بر آینه سیمای نیازمندی نظاره کرد.
با هر قدم خیر، آسمان دل هایمان از تلألو ستارگان مهربانی، روشن می شود. به قدر بضاعت خود، افتاده ای را دستگیری کنیم، بدان امید که دستانمان از کرامت خالق روز جزا، خالی نماند.
کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم. نه فقط در زبان، که ادعای ایمان، پای اراده و دست فتوّت طلب می کند. بسم الله و بالله و فی سبیل الله ...

  • سیدحمید مشتاقی نیا