اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۵۵ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

رنجنامه ای خطاب به علمای اسلام

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۷ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۵۰ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

رنجنامه ای خطاب به علمای اسلام

ناله را هر چند می خواهم که از دل برکشم

سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن

محضر علمای دین و پرچمداران مکتب اسلام، با سلام

ما از عالمان حقیقی دین آموختیم که اسلام دین مبارزه و پایمردی در راه اهتزاز کلمه توحید است.

ما آموختیم که اسلام حقیقی با یکجا نشینی و عافیت طلبی و منفعت خواهی منافات دارد.

ما یاد گرفتیم که نمی توان ادعای ایمان و معرفت داشت؛ اما با دشمنان اسلام مماشات نمود.

علمای بزرگوار اسلام!

امروز آیا اسلام و شعائر دین به نقطه مطلوب رسیده است که دیگر صدایی از حوزه های علوم دین برای مقابله با ناهنجاری ها شنیده نمی شود؟! به راستی در سیر تحولات جهانی اسلام، علمای دین چه نقشی دارند؟ مگر این انقلاب اسلامی، محصول جانفشانی و ایثار و هدایت ابرمردی چون امام خمینی نبوده است که این گونه امروز باید در غربت و مظلومیت به سر برده و تحرّکی برای دفاع از آرمان های آن به گوش نمی رسد؟

امروز عافیت طلبان و منفعت جویان عرصه سیاست در پرتو سکوت آگاهان، چتری برای حاکمیت مطلق خود بر امور جامعه دینی باز نموده و در پشت پرده با سازش و همگرایی نسبت به تفکر غرب، سودای تعطیلی اهداف جهانی انقلاب اسلامی را در سر می پرورانند.

امروز غبار فتنه ها در پی آن است که جای ارزش ها و ضد ارزش ها را عوض نماید. از این روست که می بینیم به همت صاحبان تربیون های بیت المال و لشکر رسانه ای آنها، جنایتکاران تاریخ، تطهیر شده و لقب باهوش و با ادب دریافت می کنند؛ اما سربازان راستین اسلام و انقلاب اسلامی با بدترین اهانت ها مواجه می گردند.

تقویت اقتصاد دشمنان اسلام با واردات بی رویه کالا به یک اصل مهم و محوری تبدیل می شود و اقتصاد جامعه دینی هر روز به انفجار و فروپاشی درونی نزدیک تر می گردد. امروز در همه عرصه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، تسلط باورهای فکری غرب بر جامعه اسلامی هویدا گردیده است؛ اما کجاست ندایی از علمای دین که به نص صریح کتاب خدا عمل نماید: «لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»

مگر رهبر معظم انقلاب نتیجه برجام را خسارت محض تلقی نکرده و با برجام های 2 و 3 که نشان از برنامه ای بلند مدت برای تغییر ماهوی در ذات انقلاب اسلامی داشت، مخالفت ننمود؟

آیا به غیر از رهبر انقلاب، علمای دیگر تکلیفی برای دفاع از حریم ارزش های اسلام و انقلاب ندارند؟ مگر نه آن که امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: خداوند از عالمان عهد گرفته است که در مقابل ظلم ستمگران سکوت ننمایند؟ امروز یا ظلمی نسبت به جامعه اسلامی وجود ندارد و یا گوش های ما توفیق شنیدن بانگ اعتراض علمای دین را نداشته است!!

سوءبرداشت ها و ضعف ها و بی بصیرتی ها گاه کار را به آن جا می کشاند که در شهر علم و اجتهاد و مجاهدت کسانی برای نمایندگی مجلس و یا تصدی ریاست جمهوری مورد حمایت قرار می گیرند که از مماشات با دشمنان ابایی نداشته و برای به قدرت رسیدن فتنه گران و معامله گران غرب زده، فرش قرمز پهن می نمایند!

امروز یک بار دیگر باید این فریاد را طنین انداز کرد که: ای علمای اسلام به داد اسلام برسید!

به راستی تاریخ درباره مظلومیت انقلاب اسلامی و بی تفاوتی خواص چه قضاوتی خواهد داشت؟ آیا سلیمان بن صردها هنوز به ما درس عبرت نداده اند؟

ما را چه شده است که در برابر کژی ها روزه ناموجّه و بی موقع سکوت گرفته و حسین بن علی ها را تا کربلای تاریخ، بدرقه می نماییم؟

تجربه مشترک و دردناک واقعه عاشورا و انقلاب اسلامی، حکایت از نفوذ نااهلانی است که تنها تا زمان تأمین منافعشان به یاری ولیّ حق می شتابند و اگر احساس خطر کنند دیگر پیرو رهبر نخواهند بود. در تحلیل شرایط امروز جامعه در همه ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی باید گفت فقدان شیعه تنوری در اطاعت از ولی خدا، جامعه را به سمت ولنگاری سوق داده و مظاهر بی دینی را اشاعه داده است. از کارشناسان حوزه دین انتظار می رود هشدارهای لازم را در خصوص چالش های تهدید کننده اسلامیت جامعه، برای مردم و مسئولان تبیین نمایند.

این رنجنامه، درددلی محرمانه و صمیمانه از سوی جانبازان، ایثارگران، طلاب و اقشار دلسوز جامعه خطاب به پدران معنوی خود می باشد. امید است هوشیاری و بصیرت عالمان دین در مرحله اقدام و عمل نیز به اثبات برسد.

بدیهی است در صورت استمرار سکوت نسبت به انحرافاتی که در جامعه اسلامی در حال ترویج است، این نامه نیز برای ثبت در تاریخ، منتشر گردیده و در معرض قضاوت عموم قرار خواهد گرفت.

والسلام علی من اتبع الهدی

عدالتخواهان ولایتمدار/ فرزندان روح الله

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دو کلمه درباره ملابنویس!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۷ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۵۲ ب.ظ

حالا که کانال موسوم به ملابنویس، خیلی ها را سر کار گذاشته، ذهن هایی را به خود مشغول داشته و جیغ بنفش بعضی ها را هم به هوا فرستاده بد نیست من هم چند خطی درباره آن بنویسم:

1-      بخشی از مطالب ملابنویس را نمی پسندم و بخشی را هم جالب می دانم. به نظرم آن جاهایی که این کانال به مسائل ملی ورود پیدا کرد بیشتر موفق بود. درباره مسائل شهری هر بار که از عقبه لیبرالیسم فرهنگی شهر (تنیده در مراکز خدماتی و موسسات به ظاهر علمی اما در واقع بیمار سیاسی و ...) غفلت ورزید چنگی به دل نزد.

2-      1-عده ای از کسانی که امروز با این کانال مخالفت می ورزند شاید از سر خیرخواهی در نقد آن سخن می گویند؛ اما عده دیگری که به خود حق می دهند ژست مخالفت با بی اخلاقی های رسانه ای را بگیرند دقیقا مبدع بی اخلاقی رسانه ای در این شهر بوده اند. بابل در انتخابات گذشته مجلس شورای اسلامی شاهد روییدن قارچ گونه کانال هایی بود که در حمایت از یک نامزد مایه دار به سیاه نمایی و بداخلاقی نسبت به دیگران می پرداختند. همین مافیای رسانه ای اخلاق شکن، بعد از اتمام انتخابات در اختیار یکی از نهادهای شهر قرار گرفت و موظف شد تا کمترین نقدی که نسبت به مقام شامخ آقای رئیس وارد می شود را با بدترین شکل ممکن خفه سازد. کار به جایی رسید بعضی از منتقدان دلسوز امور شهری اذعان داشتند که از ترس حفظ شأن و شخصیت خود در فضای خفقان آور جماعت قلم به مزد، از بیان نظرات مشفقانه خود صرف نظر می نمایند.

2-سیر بی اخلاقی های رسانه ای در بابل اگر چه جهات مختلفی را پیمود اما تنها از یک آبشخور نشأت گرفت، از همان پایگاه فکری که عقبه لیبرالیسم فرهنگی شهر بوده و امروز که منافع خویش را در خطر می بیند بیشترین دغدغه را در مواجهه با کانال هایی مانند ملابنویس پیدا نموده است.

این عقبه فرهنگی بیمار و اخلاق شکن، همان پایگاه فکری است که بارها در صدد برگزاری کنسرت های موسیقی یا برنامه های مشابه برآمد و خون به دل علمای طراز اول شهر نمود اما با رحلت یکی از سرسخت ترین چهره های مخالف کنسرت و دیگر هجویات، زودتر از همه سیاه پوشید و با ترفندهای تبلیغاتی درصدد مصادره شخصیت ایشان بر آمد.

این همان عقبه بیمار فرهنگی است که بی ادب ترین و هتاک ترین منافقان عصر جدید را با پسوندهای هنری و فرهنگی برجسته نموده و تمام توان خویش را صرف خدشه بر حریم انقلاب ساخت؛ اما چند روزی است که حفظ منافع انتخاباتی خود را در حمایت عجیب و مشکوک از شخصیت محبوب و محترم مذهبی و سیاسی شهر یافته و خود را پاسدار حریم ایشان معرفی می نماید!

ملابنویس اگر قصد دارد به فعالیت های خودش ادامه دهد بهتر است در چارچوبی اخلاق محور، مهم ترین تهدیدهای فکری و فرهنگی و سیاسی را هدف قرار داده و از ورود به مسائل خاله زنکی و کم اهمیت پرهیز کند.

از مجموعه مطالبی که تا کنون در این کانال ناشناس خوانده ام عبارتی را بیشتر از همه پسندیده ام:

بر سر در شهرداری، این آیه را بنویسید: نون و القلم. قلمت را که به شهرداری بسپاری با خودت نان می بری!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بی پرده و صریح با محمد حسین منصف

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۶ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۱۳ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر حسین سلام

فارغ از مسائل اختلافی بین شورا و شهردار و میزان حقانیت هر یک از طرفین، ضمن تأکید بر ضرورت حفظ حرمت امام جمعه و صیانت از جایگاه قانونی و نظارتی نهادهای مدنی، برادرانه گوشزد می کنم که حواستان به تردستی زیرکانه حریف در تغییر زمین بازی بوده و از غلتیدن در باتلاق حواشی بی فایده و ملال آور اجتناب نمایید.

نویسنده کتاب حیله های جنگی را زیرک تر از آن می دانم که بی توجه به تغییر تاکتیک رقیب، هدفی موهوم یا فرعی را نشانه برود. اختلاف اصلی ما با برادران اهل سنت بر سر صحت یا عدم صحت سجده بر مهر نماز نیست؛ مسأله اصلی، غصب خلافت مولا و تحریف دین رسول الله(ص) است.

والسلام. سید حمید مشتاقی نیا

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مسیح و فتنه 88! در مقبره سعیدالعلما

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۵ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۴۰ ب.ظ

نه کودتای نوژه از جنگ جداست، نه آشوب خلق عرب و بلوچ و ترک و ترکمن و نه یاغی گری کومله و دموکرات. نه ترورها و خیانت ها و جاسوسی ها و شرارت ها؛ نه پژاک و جندالشیطان و ریگی هایی که در کفش آمریکا و انگلیس خبیث و اذناب کاسه لیسشان پیدا شده و می شود؛ نه تحریم های سیاسی و اقتصادی و ... 

همه در طول یک ماجرا اتفاق افتاده و فراز و فرودهای یک داستان ناتمام محسوب می شوند.

شبیخون فرهنگی و اعتقادی و نفوذ جریان های التقاطی و واداده و وطن فروش نیز گره های دیگری از سر همان قصه دراز محسوب می شوند؛ و کشتار مردم یمن و بحرین و سوریه و لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان و پاراچنار و نیجریه و ... نیز.

فتنه اهل تزویر هم گوشه دیگری از همین ماجرا بود که یک روی سکه آن در نه دی 88 به گورستان تاریخ رفت. اسلام که وجهه حقیقی خود را در بهمن 57 نشان داد، کفر و الحاد نیز در هر روز چهره واقعی خویش را عریان تر ساخت.

به یقین روزی که دیگر خدعه ای بر سر راهمان نبود، آن روز باید در طریقتی که می پیماییم، تردید نماییم.

ما به اشباح الرجال فتنه مدیونیم که نشان دادند هنوز هم آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آل سعود خبیث، از دست ما عصبانی هستند.

ما نه تنها در جنگ که در همه ملحقات و متعلقات قبل و بعد از جنگ نیز ابهت ابرقدرت ها را در هم شکستیم. 

دی ماه، ماه مسیح است، ماه روح الله که نه دم او که عشق به او نیز در نه دی یا نوزده دی یا در کربلای پنج، فطرت و حقیقت را حیاتی دوباره بخشید و اعجاز اراده الهی را بر مصحف اندیشه بشر، حک نمود. هم حق، ولایت دارد و هم کفر. ولایت ما "یخرجهم من الظلمات" را نمایان ساخت و ولایت فتنه، "یخرجونهم من النور" را دوباره رقم زد.

به یاد حسین غلام کبیری، فیض، ذوالعلی و همه شهدا و جانبازان فتنه شوم 88، پنج شنبه نه دی 95 ساعت 20 در مقبره عالم فتنه ستیز جهان تشیع، علامه سعیدالعلمای بارفروش، سخنرانی توفنده و افشاگرانه سردار دکتر حسنی آهنگر ریاست دانشگاه امام حسین علیه السلام را به گوش می سپاریم.

هیئت انقلابی محبان المعصومین علیه السلام شهرستان بابل، خار چشم فتنه و نفاق که در هشت دی 88 (یک روز زودتر از تمام کشور)، عمق استراتژیک فتنه را نشانه رفت و شعار مرگ بر هاشمی را بر فضای شهر طنین انداز نمود، میزبان این تجمع باشکوه و تاریخی است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

توجیه به رنگ بنفش!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۵ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۲۹ ق.ظ

سعید اوحدی در توضیح علت برکناری خود می گوید: با توجه به این که اخیراً به عنوان "مشاور" اقتصادی معاون اول رئیس جمهور در امور عراق منصوب شده بودم، دو شغله به حساب آمده و چاره ای جز انتخاب یک شغل نداشتم.

سعید اوحدی پس از برکناری از سازمان حج و زیارت، به عنوان "مشاور" وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب گردید!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

زیارت عاشورا

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۴ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۱۴ ق.ظ

عاشورا تابلوی ظهور حقیقتی پنهان از عرصه خلقت و تبلور فطرت زلال انسانی است.

تفسیر ندای "انّی اعلم ما لاتعلمون" خالق انسان و انسانیت را باید در آوردگاه کربلای اباعبدالله نگریست، آن گاه که نغمه حق در مسلخ عشق، سرود ایثار و شهادت را جاودانه ساخت، آسمان امانت دار خون شش ماهه حسین گشت و طنین رعدآسای "انی احامی ابداً عن دینی" تکلیف اصحاب عشق را تا انتهای تاریخ روشن نمود.

زیارت عاشورا، نه یک غمنامه، که تصویر حقیقتی است از طریقت وصال و رستگاری که لبیک به "هل من ناصر" امام هدایت را در عمق دل و جان بندگان صادق خدا ماندگار می سازد. این گونه است که سید شهیدان اهل قلم فرمود:

"چه جنگ باشد و چه نباشد، راه من و تو از کربلا می گذرد."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

معیاری به نام "نه دی" برای مسئولین ولایی بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۱۶ ب.ظ

امام جمعه محترم بابل در خطبه های این هفته، به دفاع جانانه از عملکرد شهرداری پرداخت و مخالفت ها و انتقادهای بعضی از اعضای شورای اسلامی شهر را به برخورد احتمالی مردم حواله داد.

امام جمعه بابل در همین خطبه ها به اهمیت حماسه نه دی پرداخت و مطابق منویات رهبری، ضرورت توجه به این حادثه بزرگ تاریخی را یادآور شد.

شهرداری بابل قطعاً کارکردهایی داشته که مثبت و ستودنی است و نیز عملکردهایی به خصوص در حوزه فرهنگ داشته که محل نقد و اشکال است.

 اعضای شورای اسلامی شهر بابل حرف ها، طرح ها و رفتارهایی داشته اند که گاه مهم و مفید بوده و گاه فاقد معیار کارآمدی و فایده به شمار آمده است.

به نظر می رسد در آستانه روز تاریخی و سرنوشت ساز حماسه نهم دی، اگر یک بنر از طرف شهرداری بابل برای گرامیداشت این روز در سطح شهر مشاهده گردید که فبهالمراد و نعم المطلوب، اگر نه شاید بتوان این نتیجه را گرفت اهدافی که شهرداری بابل در مسیر انقلاب اسلامی طی می کند با آن چه که باید در مسیر انقلاب اسلامی طی بنماید، فاصله ای ماهوی دارد؛ مگر آن که  بخواهیم خدای ناکرده، آن بخش از خطبه های نماز جمعه که درباره اهمیت نهم دی از نگاه مقام معظم رهبری بیان گردید را جدی ندانیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شهادت از نگاه سهروردی

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۵۰ ب.ظ
به این داستان خوب و زیبا از فیلسوف بزرگ جهان، بسیار علاقمندم. متن آن را برگرفته از سایت ابنا برایتان نقل می کنم:

رساله ‏لغت موران (1) در دوازده فصل کوتاه سازماندهی شده و در واقع دوازده داستان کوتاه و گاه چند سطری است. آنچه در پی می‏‌آید بازنویسی داستان ششم رساله لغت موران است که دیدگاه سهروردی را نسبت به «شهید و شهادت» نشان می‏‌دهد.

رابطه خفاش‌‏ها با آفتاب پرست تیره و تار شده بود. شده بودند دشمن خونی هم. به قول معروف سایه هم را با تیر می‌‏زدند، تا سرانجام بعد از اینکه یک دعوای خونین بین آنها اتفاق افتاد، رؤسای خفاش‌ها شبانه محفلی تشکیل دادند تا یک نقشه حسابی و دقیق برای مجازات آفتاب پرست پیدا کنند. هر کدام از خفاش‏‌ها هر چه به ذهنش رسید گفت. شب از نیمه گذشته بود، بالاخره به این نتیجه رسیدند که فعلاً باید آفتاب پرست را زندانی کنند تا سر فرصت تصمیم بگیرند که چطور او را مجازات کنند.

خفاش‌‏ها شب از نیمه گذشته، آرام و بی سر و صدا خانه آفتاب پرست را محاصره کردند و در یک حمله غافل‏گیرانه او را که از همه جا بی خبر و غرق خواب ناز بود دستگیر کردند و با طناب بستند و در یک جای تاریک حبس کردند. سحر نشده، خفاش‏‌ها دوباره دور هم جمع شدند تا این بار قاطعانه تصمیم بگیرند و آفتاب پرست را به اشد مجازات محکوم کنند. آنها پس از بحث و بررسی فراوان تصمیم نهایی را گرفتند: مرگ آفتاب پرست!

خفاش‌ها بلافاصله حکم و نحوه اجرای حکم را به آفتاب پرست اعلام کردند؛ خودت را برای مرگ آماده کن! بعد از طلوع خورشید، در بیابانی بی آب و علف، مقابل تابش شعله‏‌های داغ آفتاب قرار می‏گیری تا کور شوی و بی جان.

آفتاب پرست عاشقانه زمزمه کرد:

اقتلونى یا ثقاتى/ إنّ فى قتلى حیاتى‏

و حیاتى فى مماتى / و مماتى فى حیاتى (2)

او مشتاقانه لحظه شماری می‏‌کرد تا خورشید طلوع کند.

آفتاب تا سینه آسمان بالا آمده بود که خفاش‌ها با سنگ و چوب به سراغ آفتاب پرست آمدند تا به زور او را از کنج زندان تاریک و نمناک بیرون کنند و در برابر تیغه های کشنده خورشید قرار بدهند. آفتاب پرست همینکه چشمش به آنها افتاد، متین و آرام گفت: من خود به استقبال مرگ می‏‌روم «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ، فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ نپندارید که شهیدان راه خدا مرده‌‏اند بلکه زنده به حیات ابدى شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود، در حالى که خدا به آنچه از بخشش و احسان خود به آنان عطا کرده شادمانند.» (3)

--------------------------------------------------------------------------------

(1). رساله لغت موران را شیخ اشراق به درخواست دوستى که خواهش کرده بود تا سهروردی چند کلمه‏‌‌ای راجع به «روش سلوک» بنویسد، به فارسی نگاشته است. این کتاب در صفحه 295 جلد سوم از مجموعه چهار جلدی مصنفات شیخ اشراق، که توسط مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى‏ تهران، در سال 1375 هجری شمسی به تصحیح و مقدمه هانرى کربن و سید حسین نصر و نجفقلى حبیبى چاپ شده است. رساله «لغت موران» با ترجمه انگلیسى در کتاب اشپیس «سه رساله در تصوّف» مبتنى بر نسخه ایاصوفیه شماره 4821، نیز چاپ شده است. همچنین این رساله به صورت مستقل به کوشش حسین مفید توسط انتشارات مولی نیز منتشر شده است؛ر.ک:مجموعه مصنفات شیخ اشراق، مقدمه، ص 54

 (2). هم مضمون با این بیت:

آزمودم مرگ من در زندگى‏ است 

چون رهم زین زندگى پایندگى‏ است

‏این شعر اینگونه هم نقل شده است:

اقتلونى اقتلونى یا ثقات

إنّ فى قتلى حیوة فى حیوة

ر.ک: جذوات و مواقیت، میر محمد باقر داماد، تصحیح و تعلیق از على اوجبى، تهران، میراث مکتوب‏، 1380‏، ‏ص 79

(3). سوره آل عمران، آیه 169 و 170؛ در جغرافیای عرفانی – فلسفی شیخ اشراق، نور نماد وجود و تاریکی نماد عدم است، به همین جهت او به خداوند نورالانوار می‏‌گوید. در این داستان هم خفاش‏ها نماد تاریکی و نیستی و آفتاب پرست نماد روشنایی و هستی و عشق به نور است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

راه گم شده!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۵۷ ق.ظ

کریمی قدوسی مدعی شد ظریف در جلسه کمیسیون سیاست خارجه مجلس، به صراحت از این که در مواردی به کری اعتماد کرده، اظهار پشیمانی نموده است.

سخنگوی وزارت امور خارجه با سرعتی کم نظیر به این ادعا واکنش نشان داد و آن را تکذیب کرد.

عده ای از نمایندگان مجلس، فایل صوتی جلسه مذکور را گوش دادند و بر سخنان کریمی قدوسی صحه گذاشتند.

این که یک نهاد رسمی ذیل عنوان مقدس جمهوری اسلامی، به راحتی دروغ می گوید و تهمت می زند، جای تأسف دارد؛ اما بیشتر از آن باید تأسف خورد که یک نهاد رسمی ذیل عنوان مقدس جمهوری اسلامی که شعار راهبردی نه شرقی و نه غربی را بر سر در ساختمانش حک نموده، برای مدارا و رضایت خاطر دشمن، به یک مسلمان دوست و خودی، واکنشی غیر اخلاقی و حقیرانه نشان می دهد.

این همان خط و مشی است که باعث می شود کشتی حامل کمک های انسان دوستانه به مردم یمن، برای جلب رضایت دشمن، از جیبوتی سر در بیاورد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حواسمان به امتی های بابل هست!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۰۱ ب.ظ

بعضی وقت ها یک حرف را باید همین طور رک و صریح زد. حواسمان به امتی های بابل هست. آن هایی که مدت ها سر در لاک سکوت فرو برده و یا حتی پشت ژست فرهیختگی و گاه انقلابی گری! به بدنه نظام چسبیدند، بدانند حواسمان به تحرکات کوچک و بزرگ شان هست.

مقلدین دکتر پیمان در بابل، این روزها از کنج انزوا خارج شده و حرکت هایی را البته در پوششی فرهنگی آغاز کرده اند. هدف شان هم البته رسمیت بخشی به برنامه ها و اموری است که دستکم رنگ و بوی انقلاب اسلامی را نداشته باشد.

به پیرمردهای گروهکی باید توصیه کرد تا تلاش کنند این چند صباح باقی مانده از عمرشان را آبرومندانه پشت سر بگذارند. انّ ربک لبالمرصاد

  • سیدحمید مشتاقی نیا

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۲۱ ق.ظ

بهشت، راه دوری نیست، وقتی می توان لبخند رضایت خدا را بر آینه سیمای نیازمندی نظاره کرد.
با هر قدم خیر، آسمان دل هایمان از تلألو ستارگان مهربانی، روشن می شود. به قدر بضاعت خود، افتاده ای را دستگیری کنیم، بدان امید که دستانمان از کرامت خالق روز جزا، خالی نماند.
کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم. نه فقط در زبان، که ادعای ایمان، پای اراده و دست فتوّت طلب می کند. بسم الله و بالله و فی سبیل الله ...

  • سیدحمید مشتاقی نیا